تبليغاتX
مرجع مقالات معماری و ترفندهای کامپیوتری
مقالات علمی-هنری-آموزشی در زمینه معماری و ترفند های کامپیوتری در زمینه معماری
: فضا و زمان First posted: Tue 02 Aug 2005 Description: در نگاه اول فضا نه با حركت ارتباطی دارد و نه با زمان. اما در زبان انگلیسی، طبق فرهنگ آكسفورد، واژه فضا دست كم از سال 1300 میلادی به این طرف، هر دو معنی زمانی و مكانی را باهم داشته است. تا پیش از آغاز این قرن، فضا و زمان همواره دو مفهوم مجزا به شمار می‌آمدند. اما از زمان شكل‌گیری نظریه‌های نسبیت خاص و عام، مفاهیم مجزای فضا و زمان روز به روز به مفهوم تركیبی فضا ـ زمان نزدیك‌تر شده‌اند. به گفته هرمان مینكوسكی كه در سال 1908 این مفهوم را مطرح كرد، فضا ـ زمان یك پیوستگی چهاربعدی است كه سه بعد فضا را با بعد زمان تركیب می‌كند. بنابراین هر شیء نه تنها باید طول، عرض و ارتفاع داشته باشد كه باید تداوم زمانی نیز داشته باشد. Article text: مفهوم فضا ـ زمان كه تداوم در زمان در آن مستتر است، در هنر و معماری با حركت در درون فضا مصداق پیدا می‌كند. معماری به معنای مكانی كه موجودیت جسمی یافته است، می‌تواند زندگی شود و پیموده شود یا می‌تواند اندازه‌گیری مكانی و اندازه‌گیری زمانی شود. بدین معنی كه بیننده برای درك كامل فضای معماری و یك تركیب فضایی بایستی در آن حركت كند تا بتواند آن را از جهات مختلف ببییند و حركت احتیاج به زمان دارد. به این ترتیب زمان اصطلاحاً تبدیل به بعد چهارم در ادراك فضا می‌شود. به عبارتی بعد چهارم یعنی زمان، به فضا تحرك می‌بخشد. روشی كه می‌توانیم بعد چهارم (زمان) را به شكلی معنادار به فضا وارد كنیم، این است كه توجه خود را به فرایند تكامل و تحول فضا معطوف كنیم. دنبال كردن خط سیر ساخته شدن و دگرگون شدن فضا به ما اجازه می‌دهد كه چهارمین بعد را به درك فضایی خود بیفزاییم. از یك سو باید فضا را در متن روند سیاسی و اقتصادی تولید كننده آن بررسی كنیم. از سوی دیگر با دیدن فضا به مثابه محصولی اجتماعی، می‌توانیم بعد چهارم را در درك فضایی خود جای دهیم. چراكه تحركی در روابط اجتماعی است كه تنها بكارگیری مفهوم فضا ـ زمان این امكان را بوجود می‌آورد چنین تحركی به روابط اجتماعی ـ فضاساختی وارد شود. تجربه زیست در فضا، از مواردی است كه زمان در آن نهفته است. از لحاظ دخالت پارامتر زمان در تدوین فضای معماری دو گونه فضا یا معماری قابل تفكیك است: ـ برخی از بناها می‌توانند به سادگی پیموده شوند و موجودیت مكانی‌شان برای بیننده آشكار و شناخته شود، یعنی اینكه به ترتیبی باشند كه بیننده بتواند به یكباره بر آن چیره شود. در این بناها اندازه‌گذاری بر زمان و بر مكان در حیطه توانایی‌های تجربه شده انسان در ادراك فضای ساخته شده در انطباق با یكدیگر صورت می‌گیرد و این دو موجودیت همزمان و به موازات یكدیگر طرح‌ریزی می‌شوند. در این حالت، فضای معماری دارای ویژگی سكون است و تصویری را ارائه می‌دهد كه در آن كلیات شكلی مكان از هرنقطه یكسان می‌نماید و شخص را نیاز بر آن نیست كه به قصد شناخت مكان‌های تركیب‌كننده یا تشكیل‌دهنده بنا به باز پیمودن راهی كه پیموده بپردازد. ـ در بناهایی دیگر، دیدار و گذر در طول و عرض بنا متضمن شناخت موجودیت مكانی آنها نیست و بیننده نمی‌تواند یكباره بر آنها مستولی شود. در این بناها شناخت فضای مكانی تنها هنگامی میسور است كه بیننده نتواند به چگونگی‌های پیوند و تركیب یا آمیزش و مرتبت یافتن پاره‌های مكانی دست یابد، مگر آنكه دو نوبت یا به نوبت‌هایی بیش، از طول و عرض بنا گذر كند. و روشن است كه منظور نه گذر كردن مجدد به معنای عینی یا قراردادی‌اش، بلکه بازخوانی ویژگی‎های شكلی بنا از دیدگاه‌هایی متفاوت و در اوقات مختلف است.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

: کنتراست در رنگ 
First posted: Wed 30 Nov 2005 
Description: می دانیم رنگ مایه یا تونالیته در ارتباط با محیط از اهمیت خاصی برخوردار است .  
 
Article text:
http://www.parsarcs.com/
می دانیم رنگ مایه یا تونالیته در ارتباط با محیط از اهمیت خاصی برخوردار است . در نتیحه هنگام بوجود آمدن کنتراست نیز این عامل نقش مهم تری از رنگ ایفا می کند از سه جنبه ای که برای رنگ قایل شدیم ( جنبه رنگی , میزان اشباه , درخشندگی ) آنکه به جنبه سایه روشن یا رنگ مایه نزدیکتر است یعنی میزان اشباع آن از همه مهمتر است . یوهانس ایتن نظریه خود را درباره رنگها بر مبنای ساختهای موجود در آنها قرار داده است و کنتراستهای مختلفی را در این زمینه مطرح می کند که مقدم بر همه آنها کنتراست رنگمایه است . شاید قبل از این نوع کنتراست مهمترین کنتراست رنگی کنتراست سرد و گرم باشد که در ان رنگها را به دو گروه گرم یعنی زرد و قرمز وسرد یعنی ابی و سبز تقسیم می کند کیفیت دور شونده و عمق داررنگ سبز- آبی باعث شده است که از انها برای نشان دادن ساختهای دور استفاده کنند در حالی که کیفیت قوی تر قرمز- زرد را به هنگام بیان انبساط مورد استفاده قرار می دهند. از این کیفیات در تجسم بخشیدن به فضا استفاده های شایانی می شود زیرا از طریق گرمای رنگ تقریبا" مقدار مسافت را می توان حدس زد . ایتن کنتراستهای رنگی دیگری نیز مطرح ساخته است که از آن جمله اند کنتراست مکملها و کنتراست همزمان.

کنتراست مکمل ها تعدال یافتن نسبی رنگهای سرد و گرم است . بر طبق نظریه رنگ مونسل در گردونه رنگ رنگ های مکمل در مقابل یکدیگر قرار می گیرند رنچهای مکمل بصورت جامد یا ذره ای دو خصوصیت دارند : اول انکه هنگام مخلوط شدن تولید نوع میانه خاکستری می کنند دوم آنکه اگر در مجاورت یکدیگر قرار گیرند خصوصیت رنگی یکدیگر را با شدت بسیار زیادی نمودار می کنند .

این دو در نظریه مونسل به نام کنتراست همزمان خوانده می شود.



+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

بی شك وجود موزه به عنوان یك نهاد فرهنگی در اجتماع بسیار ضروری است فرهنگ هر جامعه یك مفهوم كلی است و تمامی ارزش‌ها و یافته‌های معنوی مردمان آن جامعه را در بر می‌گیرد. 

پس فرهنگ. میراث هر قومی است كه از پیشینیان بر گرفته شده و در آن تغییراتی داده شده و به نسل‌های بعد انتقال یافته است. فرهنگها و تمدن‌ها مانند انسان سه مرحله تكامل دارند: 

زاده می‌شوند، كودكی و نوجوانی دارند. كمال می‌یابند و به پیری می‌رسند و بالاخره از میان می‌روند. خاصیت فرهنگها و تمدن‌های پویا و لازم می‌بیند از فرهنگهای دیگر می‌گیرد و آنچه را زائد می‌داند فرو می‌نهد و دور می‌ریزد. 



سخنانی از ماریوبوتا در ایران: 

اولین تلاش من در طراحی و كار روی پروژه؛ فهم موضوع است مثلاً وقتی موضوع؛ موزه باشد اول از خودم می‌پرسم: «موزه امروز چیست؟» برای من موزه نهادی است با خصلت معنوی نیرومند. 

مردم به موزه می‌روند تا در آن از هنرمندان و آثار هنری سوال كنند. بنابراین مسأله معنویت در آن مطرح است معنویتی كه در پس شكلهای زیبایی شناسی است. در 

واقع در پشت این شكلهای زیبایی شناسی یك تنش اخلاقی است كه باید منتقل شود. برای من موزه امروز همان عملكرد كلیسای جامع باستان را دارد البته به عنوان كلیسای جامع غیر مذهبی جهان معاصر ... 

چنین باز اندیشی در درون موزه دو قهرمان را ایجاد می‌كند قهرمان اول بازدید كننده است و دومی اثر هنری كه باید در موزه به سخن در آید پس من هم فضا را با این دیدگاه به دو فصل تقسیم می‌كنم: 

1) فضایی كه بازدید كننده در آن حركت می‌كند. 

2) فضای ملایمی كه اثر هنری در آن قرار می‌گیرد. (و در آن نباید اثر هنری تحت تأثیر معماری قرار گیرد.) 

در مرحله بعدی در حالی كه هنوز هیچ خطی نكشیده‌ام سعی می‌كنم در خود محل سئوال را جستجو كنم. زمین و وضعیت آن به خوبی به ما پاسخ می‌دهند. من از زمین می‌پرسم كه دوست دارد چه بشود؟ پس از آن رابطه با زمین برای من مفهوم پیدا می‌كند نه شكل معماری. و آنچه كه برای من مهم است رابطه و پیوند معماری با محیط است نه شكل معماری. 

1ـ تعریف موزه: 

تا كنون هیچ تعریف تئوری جامعی برای این كه مشخص كند موزه چگونه مكانی است ابراز نگردیده است، البته این بدان معنا نیست كه هیچ درك صحیحی از اینكه موزه چیست وجود نداشته باشد زیرا موزه‌هایی كه ساخته شده‌اند و طرحهایی كه بوسیله طراحان مختلف عرضه گشته‌اند هر كدام خود گویای این مطلب است كه موزه بدون تعریف خاصی بتواند بطورجامع درموردكلیه موزه‌ها صادق باشد می‌تواند بوجود آید و هر موزه‌ای شكل خاص خود را یافته و در دسترس عموم قرار گیرد. 



1 .1ـ تعریف لغوی موزه:این واژه كه زبان لاتین و از كلمه موزن بوده و به معنی مجلس فرشتگان الهام‌فصل، مشتق شده است، توسط "گیوم" و در واژه‌نامه‌اش به نام، فرهنگ یونانی لاتین، به عنوان مكانی وقف شده به فرشتگان الهام‌فصل و مطالعه كه در آن آدمی به مقوله‌های اصیل می‌پردازد تعریف گشته است. 

تعریف موزه از فرهنگ لغت عمید: مجموعه اثار باستانی، عمارتی 

كه آثار باستانی در آنجا نگهداری یا به معرض نمایش گذارده می‌شود. در یونان قدیم نام محلی بوده كه در آنجا به مطالعه صنایع و علوم می‌پرداختند و نیز نام تپه‌ای بوده در آتن كه در انجا عبادتگاه و محل مخصوصی برای چندین تن از خدایتان خود ساخته بودند. 

مبدأ اسم موزه در یونان قدیم از روی معبدی كه به میوزها مختص بود، بوجود آمده است و میوزها عبارت از دختران ژوپیتر بوده‌اند كه خدایان الهام‌فصل علم و ادبیات و هنر و موسیقی و حجاری محسوب می شده‌اند.تاریخ میوزها یا پریان الهام‌فصل شعر و هنر جای بس مهمی را در میتولوژی یونان اشغال كرده است و داستانهای آن همیشه برای نویسندگان منبع الهام بوده است. بدین جهت در تاریخ رب النوع‌های یونان و همچنین در تاریخ هنر و ادبیات جهان موزه‌های نه‌گانه اساطیر یونان اهمیت و مقامی خاص دارند. 

برای این كلمه، نمی‌توان معادل مناسبی در زبان پارسی پیدا نمود زیرا "میوز " در افسانه خدایان یونان خدای كوچكی است كه وظیفه‌اش الهام فصلیدن به شاعر و هنرمند است. 

بنابراین مبداء لغت موزه بطوركلی از یونان بوده و از نام میوزها اقتباس شده است. همچنین به معبدی كه روی تپة كوچكی در آتن به نام موزه ساخته شده بود اطلاق می‌گردید. 

بعدها این اسم را روی معابد دیگر كه به عنوان ادبیات علوم و هنر و بنام نه‌دختر ژوپیتر (خدایان) ساخته شده گذارده‌اند. 

تعاریف فوق منشأ پیدایش لغت موزه را روشن می‌سازد. شكل‌گیری سازمانی به نام موزه با اهداف یاد شده آن تقریباً از قرن 14 و 15 میلادی آغاز گردیده است. 

اطلاق لفظ موزه به سازمانی كه وظیفه‌اش نگهداری از اشیاء دارای ارزش‌های فرهنگی می‌باشد پس از تشكیل اجلاس F. N. C در فرانسه به سال 1792 میلادی صورت گرفته و از آن زمان به بعد جنبه عمومی یافته است. 

1. 1 تعریف اصطلاحی موزه: موزه محل غیر انتفاعی است كه اهداف آموزشی داشته و بوسیله جمعی متخصص اداره می‌شود. از جمله وظایف اصلی هر موزه جمع‌اوری و نگهداری آثار است. 

هدف اولیه از پیدایش موزه‌ها به مفهوم نوین و به روش شناخته شده امروزی ایجاد مكانهایی برای نگهداری اموال شخصی و یا ثروتهای صرفاً ملی بوده است. 

اشتیاق به گردآوری اشیاء زیبا، گرانبها و كمیاب و یا صرفاً غریب امری است كه ریشه در نهاد و سرشت آدمی داشته و دارد. 

همه تمدن‌ها از ابتدایی ترین‌ تا پیشرفته‌ترین‌ آنها در تمایل به گردآوری اشتراك داشته‌اند. 

از ارضای بنیادی غریزی گردآوری در طی زمان به استفاده از مجموعه آثار در جهت برآوردن نیازها به مطالعه می‌رسیم. 

موزه‌ها به عنوان مؤسساتی در جوامع نوین وظیفه دارند اشیائی را كه به لحاظ ارزش فرهنگی‌شان گرامی داشته می‌شوند را نگهداری نموده و تا سر حد امكان از ویرانی و زوال مصون بدارند و در قال این‌گونه اشیاء همان نقشی را بر عهده دارند كه كتابخانه‌ها در برابر كتب و بایگانی‌ها در قبال اسناد رسمی ایفا می‌كنند. 

جوامع این اشیاء را نه به انگیزه احتكار بلكه به منظور بهره‌گیری از آنها محفوظ می‌دارند. 

موزه‌ها به وجهی سازمان یافته‌اند كه از گنجینه‌هایشان در جهت اهداف فرهنگی استفاده شود. 

به دیگر سخن موزه‌ها از خلال ارزشهایی كه آنها را فرا می‌گیرند و به صور مرتبی بیان می‌دارند منظری عینی از جهان سه بعدی را در ذهن بازدیدكنندگان خود متبادر می‌سازند و به‌ آنان امكان می‌دهند كه روح نافذ خویش را در مورد میراث خود بكار بسته و از این راه به كنجكاوی خود میدان عمل دهند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

ساختارشکنی (معنا) Description: مقاله حاضر کوششی است در جهت بازنمایی و فتح باب آشنایی عمیق تر با " ساختارشکنی" . مقوله ای که چند سالی است در کشور ما نام برده می شود ، اما متاسفانه قشر متفکر ما ، کمتر با آن آشنایند و اساتید نیز کمتر به توضیح آن پرداخته اند( طوری که حتا هنوز به یک ترجمه واحد از نام آن نرسیده ایم.استفاده از واژگانی چون " ساخت شکنی" ، " ساختارشکنی"، " شالوده شکنی " ، و حتا " ساختارزدایی(!) " Article text: حقیقتی وجود ندارد؛ هر چه هست ، تاویل است. / نیچه مقاله حاضر کوششی است در جهت بازنمایی و فتح باب آشنایی عمیق تر با " ساختارشکنی" . مقوله ای که چند سالی است در کشور ما نام برده می شود ، اما متاسفانه قشر متفکر ما ، کمتر با آن آشنایند و اساتید نیز کمتر به توضیح آن پرداخته اند( طوری که حتا هنوز به یک ترجمه واحد از نام آن نرسیده ایم.استفاده از واژگانی چون " ساخت شکنی" ، " ساختارشکنی"، " شالوده شکنی " ، و حتا " ساختارزدایی(!) " ، مبین عدم توافق متفکران ایرانی و بی تردید ، ناشی از عدم درک صحیح و عمیق از این مقوله می باشد. ).از این رو ، بسیاری نوشته ها و نیز آثار هنری و پروژه های معماری، که در اصل فاقد مفهوم باشند را به ساخت شکنی منتسب می نمایند.این نیاز به شناخت ، و همچنین اعطای جایزه پریتزکر سال 2004 ، به " زاها حدید" - مهراز(= معمار) بانوی ساختارشکن - بهانه ی نگاشتن این مقاله شد. روشن است که نوشته ی زیرین ، تنها دریچه ای به این منظر می گشاید و مخاطب عمیق ، نیاز به مطالعه ی بیشتر را احساس خواهد کرد. ساختارشکنی ( معنا ) ساختارشکنی( Deconstruction ) را تعریف نمی باید کرد ، چرا که این کار ، اساسا با " روح " ساختار شکنی در تضاد است. " ژاک دریدا " واضع نظریه ی ساختار شکنی ، هر گونه تعریف و تاویل دقیق و عبارت مند را از نظریه اش ، برنتافته ، آنرا نوعی " ساختار قائل شدن " برای مقوله ای که می خواهد ساختار را " بشکند " می شمرد.از این روی ، آثار ، نوشته ها ، مصاحبه ها و سخنرانیهای دریدا و پیروانش ، جملگی ، آثاری گنگ ، مبهم و درک ناشدنی به نظر می رسند.بنابر این خطر " بدفهمی " - که مسلما بسیار بدتر از " نافهمی " است - خواننده ی این آثار را تهدید می کند و این دقیقا همان چیزی است که دریدا و دیگر ساختار شکنان ، مخالفان و منتقدان شان را همواره بدان محکوم می کنند. اما هدف ساختار شکنی را روشن تر و واضح تر می توان دریافت.مرزها و محدودیت ها را شکستن ، دست یافتن به چشم اندازهای تازه یا به عبارتی کشف قلمروهای جدید، بر هم زدن و ریشه کنی نظم های مفهومی و چارچوب های فکری به ارث رسیده و ترجمان آنها علیه پیش انگاره های خودشان به منظور عریان و تجزیه کردن ، از برج عاج استحکام و ثبات پایین کشیدن و سرانجام ، باژگونه نمودن این انگاره ها ، هدف تیغ تیز ساختار شکنی و وظیفه آن محسوب می گردد. تا کنون قضاوتهای بسیار متفاوت و در اغلب موارد متضادی را در مورد ساختارشکنی شاهد بوده ایم. برخی، ساختارشکنی را، نمود پوچ گرایی( به مفهوم عام کلمه ) دهشتناک و فزاینده ای می دانند که در هنر غرب متجلی شده ، و دریدا در آثار عجیب و تب زده اش ، توجیه کننده آن است.این عده ، آثار دریدا را، مالیخولیایی ، برآمده از یک ذهن پیچیده می یابند. ذهن پیچیده ی یک یهودی فرانسوی تبار الجزایری ، که فجایع جنگ دوم جهانی اورا تاثیر بخشیده است. در مقابل ، کسانی دیگر، با یاد آورد متدولوژی بررسی هنر جدید، اعتقاد دارند دریدا، الهام بخش ریشه های واقعی هنر ناب می باشد. ساخت شکنی در لحظه ای اتفاق می افتد که ، یک " متن" به مدد ترفند های موجود در " بازی زبانی " مربوط به خودش ، قصد امحای عناصری را دارد ، که به لحاظ مفهوم و منطق زبان آورانه ، و همچنین توازن حسی، تناسب متن را به هم می زنند.در این هنگام است که یک ساختارشکن ، هسته های ویرانگر متن را می یابد و بیرون می آورد ، و به کمک آنها ، متن تجزیه شده را از استحکام می اندازد ، و انگاشت هایی را که در ذهن راحت طلب انسان مخاطب ، به راحتی لمیده است ، واژگون می سازد. از نظرگاه دریدا ، معنا ، تابعی از مجموعه ی بسیار پیچیده ی روابط ناخودآگاه میان گوینده و شنونده و شرایط ویژه ی آنهاست. پس هرگز تسلط کامل برآن چه گفته می شود ممکن نیست. بنابراین گنگی و ابهام ، بخش جدا ناشدنی معناست.این ویژگی ذاتی، تعبیر و تفسیر را به وجود می آوردو این تعابیر ، عطف به عدم تسلط کامل بر معنا ، گاه ضد و نقیض می نماید. با اتکا به همین تعبیر از مفهوم معنا، در می یابیم که ساختارشکنان ، به راستی برآن اند که به وجود آورنده ی اثر را - چه در قالب گفتار، چه نوشتار ، و چه صور دیگر - با توجه به دلایل منتج از تاویل اثر، رد کنند و در بسیاری از موارد ، مدعی هستند ، فرضیات مسلم فراوانی که به وجود آورنده ی اثر، دعوی خود را بر آن استوار ساخته ، خود، دلایل اصلی را بی اثر می کنند، اگر تا دست یابی به نتایج منطقی تعقیب شوند و ذرات قابل ساختار شکنی آنها استخراج شده ، ساختارشکنی گردند. دریدا ، آن چه از پیشینیانش - نظیر کانت ، هگل ، مارکس و ... - به او رسیده را ، یکسره ، به دور می افکند و اذعان می کند که هدف غایی و دیدگاه استدلال مطلق که محل رجوع اصلی صدور یک حکم باشد ، اصولا وجود ندارد. پس از کنارگذاردن مرجع مهمی چون دین، در دوران مدرنیسم، و مرجع قراردادن عقل ، و همچنین ، ردکردن مرجعیت عقل در دوره ی پسامدرن، این نتیجه گیری برای انسان امروز ، بس مایوس کننده می نماید. سیر نتیجه گیری های خردستیزانه ی دریدا بیشتر مایوس مان می کند ، آن گاه که درمی یابیم ، وی فلسفه را گفت و گویی می یابد ، که فی ذاته ، منکر ابهام و گنگی معناست.بدیهی ست کسی که معنا را اساسا روشن نمی بیند ، هرگونه تلاش برای تبیین آن را عبث خواهد یافت.تاریخ فلسفه از دید دریدا ، رشته ای کوشش بیهوده است ، برای دست یافتن به معیارهایی که بتواند پایه ی روشنی معنا باشد. اما دریدا ، همه جا این گونه تند به مفاهیم نمی تازد. او در مورد مفاهیمی که " بسیار وسیع و قدیمی و سخت پابرجاست " ، نه به سان یک منتقد ، که چونان محققی دقت مدار رفتار می کند. گو این که از نظر وی " این زمینه ها یا بافت ها نیز به رغم پایداری نسبی ، چیزی بیش از یک زمینه یا بافت نیست. " دریدا در قبال انتقادهایی که ساختارشکنی را در برخی موارد ، منجمله ساحت سیاست و اخلاق ، خنثی می داند ، ساختارشکنی را مقوله ای می شمرد که "همواره دخالت می کند. " عدالت - اگر وجود و حضوری برای آن قائل شویم - عامل عریان کننده ی تمام نا ملایمت های زندگی بشر می باشد.اگر چیزی به نام عدالت وجود داشته باشد ، همان چیزی ست که می باید زندگی خو گرفته ی بشر را ، از درون خرد کند و ازآن چیزی بسازد که در ذهن بشر به صورت آرمان رسوب کرده ولی هرگز عینیت نیافته است. پس عین ساختار شکنی ست. در حقیقت به تعبیر دریدا ، پرسش اصلی ساختارشکنی ، عدالت است ( پس ذاتا سیاسی ست.) . نقل قول خود دریدا در این جا لازم می آید که : " عدالت ، اگر چنین چیزی وجود خارجی داشته باشد ، بیرون و فراسوی نظام های حقوقی ست و ساختار شکنی نمی پذیرد. درست همان طور که خود ساختار شکنی هم ساختارشکنی نمی پذیرد. ساختارشکنی ، عین عدالت است. " با وجود همه ی ادعاهای دریدا ، منتقدان اش ، ساختارشکنی را به این اشکال متهم می کنند که هم می خواهد پایه های " عقل - محوری" را بلرزاند ، هم از این پایه ها ( مفاهیم ) در جهت توجیه انتقادی خود ، بهره برداری می نماید. بر همین اساس ، منتقدان ساختارشکنی ، هنوز ، پاسخ خود را مبنی بر این که آیا ساختارشکنی ، زبان مناسب بیان " دیگر ِ خرد " ویا " دیگر ِ فراموش شده " هست یا خیر ، به روشنی درنیافته اند. * * * مطابق آن چه سخن رفت ، ساختارشکنی، نظریه ای یک - دست تر و راه - گشا تر از نظرات پیشین نیست ( و نمی خواهد باشد.) و صرفا به چشم شيوه اي براي " قرائت " مي توان به آن نگريست . هدف آن ، همواره ، هجمه به هر نوع ادعا و نیز توهم عقل ، در توانایی دست یافتن و شناخت پیش انگاشت های خود می باشد. به عبارت دیگر ، هدف ساختارشکنی ، خرد کردن وهم و رویای عقل ، در نیل به درک والاتری از معنا می باشد. بی تردید زمان خواهد گذشت و ما روزی ، جزئی از تاریخ خواهیم شد.گرچه دریدا مدعی ست که ساختارشکنی ، ساخت شکن پذیر نیست ؛ اما در آن هنگام ، آیندگان با ذهنی منتقد و کنجکاو - شاید - ساختارهای شکسته شده را دوباره ساختارشکنی کنند و احتمالا به دو نتیجه ی متضاد خواهند رسید: یا حاصل " باز - ساختارشکنی " متنها ، بازگشت به اصل متن خواهد شد - که در این صورت ، محض تنوع ، دور باطل زده ایم - ؛ یا چشم مشتاق بشر به منظر جدیدی گشوده خواهد شد و به کشف حقیقت - اگر موجود باشد - نزدیک تر. جمله ای از " ژان فرانسوا لیوتار " - اندیشمند برجسته ی معاصر - در پایان ، ضعف قلمم را پوشیده تر خواهد نمود : " ما اساسا با نگاهی تازه جهان را می نگریم و پرسش های فرارویمان ، در گوهر خود ، با هر پرسش پیشین متفاوت اند؛ زیرا به گونه ای ژرف و بنیادین " بی پاسخ " هستند ... نه علم ما علم است و نه فلسفه ی ما فلسفه، و اگر این واژگان را به این سهولت به کار می بریم ، از سر ناگزیری ست . " پی نوشت : به عقیده ی من در روزگار ما ، بهترین نگرش به ساختارشکنی در قالب معماری صورت پذیرفته است. بس ، بسیارند نام هایی که عنوان معمار ساختارشکن را به دنبال می کشند ، لیکن در این میان ، چند نام بزرگ ، با ارائه ی آثاری ارزنده ، درخور و شایسته ، می درخشند. " پیتر آیزنمن " ، " زاها حدید" ، " فرانک گِری " ، " برنارد چومی " ، " کوپ هیمل بلاو " ، " رِم کولهاس " ، دانیل لیبسکیند " و چندی دیگر ، بر صحت افکار ژاک دریدا مهر تایید زده اند.آن ها نه تنها فضاهای زیستی جدیدی را با معیار قرار دادن این تفکر آفریدند ، بل ، انگاره های سنتی را به آوانگاردترین وجهی ، طرد نموده اند. البته ، نکته قابل تامل اینجاست که اینان ، تنها و تنها ، در حوزه ی فرمالیسم توانسته اند به آرای دریدا نزدیک شوند و با اندکی دقت درمی یابیم ، آثار ساختار شکنانه ی آنها ، خود ، دارای ساختار قدرتمند و تکنیکالی ست که فاصله ی زیادی با ساختارشکنی حقیقی دارد. درواقع آنها - تا اینجا - به دلیل محدودیت امکانات ، تنها ، تصور و عادت ذهن راحت طلب ما را ، اندکی ، ساختارشکنی کرده اند
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

دفتر معماري نقش برتر خدمات زير را با قيمتهاي باور نكردني ارائه ميكند
انجام پروژه هاي فاز يك و دو معماري - انجام پرو‍ژه هاي دانشجويي معماري
و فروش پروژه هاي آماده تحويل (متره براورد و فاز2 و پايان نامه . و كليه ي پروژه هاي دانشجويي معماري
انجام پروژه رشته های 
 ٪٪عمران٪٪ ٪٪معماری٪٪ ٪٪نقشه کشی٪٪ ٪٪نقشه برداری٪٪ ٪٪سيويل٪٪٪٪مقاله٪٪ ٪٪تحقیق٪٪ ٪٪پروژه٪٪ ٪٪کار عملی٪٪ ٪٪پایان نامه٪٪٪٪تخصصی٪٪ ٪٪علمی٪٪ ٪٪فنی٪٪ ٪٪پايان نامه٪٪ ٪٪پروژه٪٪٪٪ماکت٪٪ ٪٪سازه ٪٪ ٪٪طراحی٪٪ ٪٪فاز1٪٪ ٪٪فاز2٪٪
EMAIL: SAEED.SAFAPOOR@GMAIL.COM
با نازلترین قیمت وب سايت WWW.SAEEDARCH3D.BLOGFAوب سايت 
09122482621 نقشه كامل تهران با مقياس1/2000 در 1 دي وي دي با قيمتي باور نكردني تلفن تماس  
 انجام پروژه هاي فاز 1 و فاز 2 معماري 
خدمات نقشه كشي معماري و طراحي معماري – تفكيك اراضي – مساحي – رفع نقص و هماهنگي نقشه هاي معماري و تاسيسات و سازه
توسط كارشناس ارشد معماري با 7 سال سابقه كار در مهندسين مشاور 
ترسيم نقشه هاي تاسيسات مكانيكي ، الكتريكي و سازه اي 
ترسيم نقشه هاي دانشجويي پايان نامه به همراه ارائه و پرزانته 
فروش پايان نامه در موضوعات مختلف معماري
فروش تحقيق پروژه و پايان نامه
پروژه دروس روستا تمرين معماري تاريخ معماري مدرن متره براورد عناصرو جزييات و...
 پروژه محاسبات etabs پروژه سازه 
 و به همراه كليه نقشه هاي مربوطsap پروژه
تحقيق كامل در مورد شرايط اقليمي تهران به همراه نقشه طرح تفصيلي كليه ي منطق تهران و بعضي از شهرستانها
پايان نامه ماكت سازي تري دي نقشه هاي تكميلي  
انجام پروژه متره برآورد به دو صورت می باشد
پروژه آماده که قبلا برای دیگری کار شده ارزان و تحویل آن زود هنگام میباشد و با توافق در اختیار تان قرار می گیرد 
2- پروژه متره ای که از روی نقشه در خواستی متره برآورد میشود
پروژه های آماده بر حسب فهرست بهای 87
از دو الی پنج طبقه در فرمها و نقشه های مختلف 
.09122482621جهت هماهنگی و کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن زیر تماس حاصل نمایید  
فروش 100 سي دي عكسهاي معماري با نازلترين قيمت
طراحي معماري نقشه معماري 5 برج بالاي 15 طبقه در تهران
نقشه هاي اجرايي فاز 2 مترو - فرودگاه امام خميني - مرقد امام خميني - 20 مسجد اجرا شده در شهر بم  
نقشه هاي مجتمع هاي فرهنگي در نقاط مختلف ايران 
نقشه هاي اجرايي فاز 2 كارخانه و سوله در نقاط مختلف ايران  
نقشه هاي 200 واحد مسكوني اجرا شده در شهر بم
نقشه كليه ي دتايلهاي معماري شامل دتايل20000 شامل كليه ي دتايلهاي معماري سازمان برنامه بودجه و 5 مشاور به صورت كاملا طبقه بندي شده در يك دي وي دي
نقشه بلوكهاي معماري شامل 200000 بلوك به صورت تفكيك شده و دسته بندي شده در 5 فايل به صورت كاملا كاربردي
شامل بلوكهاي درختان پرسوناژ دروپنجره مبلمان فونتها ماشين علائم معماري انواع كفسازي گره هاي معماري
نقشه هاي 200 واحد مسكوني اجرا شده در شهر بم
نقشه هاي كامل برق و مكانيك 5 برج بزرگ تهران




+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

برای شناخت هر پدیده ای درجهان واقع لازم است ابتدا ازآن تعریف مناسب و نسبتاً جامعی داشته باشیم، چرا که بدون دانستن تعریفی مناسب از آن نمی توان به کنه پدیده پی برد وآن رابه خوبی درک نمود. مردم عامی درکلامی ساده زلزله راحرکت ناگهانی زمین ناشی ازخشم نیروهای ماوراء الطبیعه و خدایان می دانند که بر بندگان عاصی و عصیــــــانگر خود که نافرمانی خداخود را نموده و مرتکب گناهان زیادی شده اند می داننــد. اگر چه امروزه با گسترش دانش تجربی این تعریف در زمره اباطیل و خرافات قرارگرفته، ولی هنوز در جوامع و مردم کم دانش و جاهل مورد قبول است. درفرهنگ تک جلدی عمید زلزله را با فتح حروف‌ ‍‍‍‍‎‏« زَ» و « لَ » یعنی زَلزلَه برخلاف آنچه در زبان عامه مردم رایج است، آورده ومی نویسد : « زمین لرزه، لرزش و جنبش شدید و یا خفیف قشر کره زمین که به نقصان درجه حرارت مواد مرکزی و احداث چین خوردگی و فشار یا در اثر انفجارهــای آتشفشانی به وقوع می رسد. » در فرهنگ جغرافیا تألیف پریدخت فشارکی وهمچنین در فـــــرهــــنـگ جغرافیایی تألیف مهدی مومنی تعریفی مشابه هم به گونه زیر ارائه شده است: «جنبش یا تکان پوسته زمین که به صورت طبیعی ناشی از زیر پوسته زمین است بعضی وقتها زلزله باعث تغییراتی در سطح زمین می شود، اما اغلب زیان بوجود آمده ناشی از تکان ها فقط محسوس است و ممکن است زلزله بوسیلــــه یک انفجار آتشفشانی بوجود آید. زلزله در حقیقت در بیشتر نواحی آتشفشانی امری عادی است و اغلب قبل ویا همزمان با انفجار اتفاق می افتد. اصل زلزلـــه تکتونیکی است و احتمالاً وجود یک شکست لازمه آن است. موجهای زلزلـــه دست کم در سه جهت اتفاق می افتد و در یک مسافت قابل ملاحظه از مکــــان اصلی بطور جداگانه حس می شوند. وقتی امواج زلزله ازمکانی می گـــــــذرد زمین و ساختمانها می لرزند وبه جلووعقب می روند. بالاترین زیان ناشی از زلزله همیشه در مرکز زلزله یعنی جایی که حرکت بالاو پایین است نیست امـــــــــا در مکانــــهایی که موجهای زلزله بصورت مایل به سطح می رسد ونزدیک مرکــز زلزلــــه باشند دارای بالاترین زیان می باشند. یک زلزله شدید معمولاً بوســـیله یکسری دیــــگر ازتکانها همراه می شود. زلزله ای که که در نزدیک یا زیر دریا اتفاق مـــــی افتد سبب حرکات شدید آبها شده و بعضی وقتها امواج بــــــزرگی ازآن ناشی مـــی شود ودر مسافت زیاد این امواج ادامه پیــــدا می کنند وگاهگاهی باعث تلفات جــبران ناپذیر و مرگ و میر می شوند. طغیان نواحی ساحلی بیشتر از خود زلزلـــه بــــاعث خسارت می شوند، در نواحی آتشفشانی زلزله عملاً هر روز اتفاق می افتـــد. به عنوان مثال در هاوایی هرساله صدها تکانهای کوچک ثبت می شوند. » درفرهنگ گیتاشناسی تألیف عباس جعفری آمده است: جنبش سریع و محسوسی که در نتیجه جابجایی ویا جایگیری تخته سنگهای زیر پوسته زمین پدید می آید،در نتیجه این جنبش یــــک سری لرزش های موجی شکل پدید می آید و گاه تغییرات ارتفاعی پوسته زمین را باعث می گرددواغلب ضایعات و زیان های جانی و فراوانی ازخود برجا میگذارد. زمین لرزه بیشتر مخصوص نواحی آتشفشانی بوده وگاه باخروش وفوران کوههای آتشفشانی همراه می گرددو درحالات شدید، شکستها و بریدگیهای مهم ومشخص درروی پوسته زمین از خــودبجـــــای میگذارد. غالب زمین لرزه ها حداقل با سه نوع موج لرزاننده همراه است. در مرکز وقوع زمین لرزه سه موج مزبور بطور همزمان اثرگذارده و ساختمانها و تأسیسات واقع دراین منطقه را با نوسان های شدید به عقب و جـلو می برد و حداکثر خسارت و زیان در محلی که امواج مزبور بطور مورب به سطح زمین می رسند وارد می سازد محمود صداقت درکتاب“ زمین شناسی برای جغرافیا ” تعریفی بدینگونه ارائه می دهد: «زمین لرزه عبارت است ازحرکات و لرزش های ناگهانی و گذرا در زمین که از ناحیه محدودی منشأ می گیرد و از آنجا در تمام جهات منتشر می شوند در کتاب فیزیکال جئوگرافی آمده است: «زلزله یکسری از تکانها و لرزشهای ناگهانی که از آزاد شدن فشار در طول گسل های فعال ودر مناطق آتشفشانی فعال ناشی می شود. تکانها و لرزشهای سطح زمین که در ارتباط با حرکات پوسته زمین در زیر زمین می باشد. در فرهنگ آکسفورد آمده است: «حرکات ناگهانی و شدید سطح زمین. » از تعاریف ذکر شده در فوق و منابع دیگر می توان برداشت زیر را نمود: «زلزله عبارت از حرکات و ارتعاشات ناگهانی سطخ زمین ناشی از شکسته شدن سنگهای پوسته زمین و رها شدن انرژی ذخیره شده در آنها است که در صورت شدت زیاد در مراکز انسانی موجب خسارتها و زیانهای فراوان می شود. » زلزله از یک طرف موجب شکسته شدن و جابجایی بین توده های سنگی پوسته زمین می شود و ازطرف دیگر همین جابجایی و شکسته شدن منجر به ایجاد امواج و انتشار در درون زمین می شود، مانند انداختن قطعه سنگی در حوض یا دریاچه که منجر به ایجاد امواجی می شود. زلزله مانند شکسته شدن قطعه چوب خشک شده ای می ماند که از یکطرف موجب گسیخته شدن چوب و از طرف دیگر موجب انتشار امواج در اطراف خود می شود.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 






از آن جا كه نیاز اولیه هر انسانی مسكن می باشد و به علت تراكم بیش از حد شهرها از جمعیت و نیز روی آوردن صنعت ساختمان سازی به مرتفع ساختن واحدهای مسكونی و اداری و همچنین به منظور تأمین نیازهای كشاورزی چه از لحاظ راههای ارتباطی و چه از نظر كـانـالـهـای آبـرسانـی مصرف بتون در قسمتهای ذكر شده بخصوص صنعت پیشرفته ساختمان سازی بسیار زیاد وهر روز بیشتر میشود

 

آشنایی با انواع ساختمانهای فلزی

 



اطلاع از شكل ساختمانهای مختلف فلزی و تجسم آنها از معلومات اولیه ای است كه بعدا برای محاسبه اعضای اصلی ساختمان لازم خواهد بود.مابقی در ادامه مطلب

 

1) ساختمان با قابهای متشكل از تیر و ستون  

این ساختمانها معمولا چند طبقه و برای مصارف مسكونی،اداری و هتلها و غیره ساخته میشوند و به Beam-Colvmn Framing مشهورند و استخوان بندی فلزی آنها عبارت است از تعداد ستونهای قائم و تیر ها و شاهتیرهای افقی است ،ستونهای فلزی معمولا در ارتفاع طبقات به صورت سرتاسری ادامه دارند. و تیرها و شاهتیرها بین دهانه بین ستونها به ستون جانبی آنها مـتــصـل می گردند،تیرهای افقی بار كف طبقات را تحمل می نمایند كف طبقات به انواع مختلف ساخته میشود. طاق ضربی بین تیر آهنها ساده ترین نوع آنست كه در ایران رواج دارد كه برای ساختمانهای مرتفع نامناسب است. باید مهندس محاسب در نظر داشته باشد كه برای تأمین استحكام جانبی ساختمان در مقابل نیروهای افقی كه مهمترین عامل میتواند باشد سه راه میتوان پیشنهاد كرد:

1) استفاده از بادبندهای فلزی بصورت اشكال مثلثی Cross Bracing

2) استفاده از تیغه های بتونی یا بتون مسلح معروف به دیوارهای برشی S hear Walls

3) تعبیه گیرداری در اتصالات تیر و ستون و ساختن قالب بندی فضائی Moment Resisting Space Frames

  به طوركلی در ساختمان های بلند ولاغر معمولأ علاوه برگیرداری گره ها به سیستم باد بندی ویا دیوار برشی نیز احتیاج می گردد.

2) ساختمان های صنعتی 

به ساختمان كارخانه ها و مراكز صنعتی و تولیدی اطلاق می شود و از نظر شــــكـل و استخوان بندی فلزی ساختمان انبار ها ،آشیانه هواپیما ،سالنهای ورزش، مرغداری و نظایر آنها وضع مشابهی با ساختمانهای صنعتی دارند. در ساختمانهای صنعتی سعی بر آن است كه در استخوان بندی تعداد ستونهای داخل واحد امكان كم شود تا سطح بزرگی عاری از ستون برای كار و منظور دیگر بوجود آید. و اصولا یك طبقه می باشند و پوشش آنها اغلب شیبدار و از نوع سبك مثلا از نوع ورقهای موجدار فلزی یا آزبست سیمانی می باشند.توجه شودكه مهاربندی یا باد بندی درمقابل نیرویهای جانبی در ساختمانهای صنعتی فوق العاده مهم است اگر مهندس محاسب به این مسئله مهم توجه نكند و اسكلت دارا ی مهاربندی كافی و یاگیرداری بین اتصالات خرپا و ستون نباشد در مقابل نیروهای حاصل از باد از حالت تعادل خارج میگردد و بارهای قائم آنرا به حالت ناپایداری پیش روند سوق می دهند. مناسبترین روش برای مهار بندی خرپای فلزی مهاربندی با قطعات چپ و راست می باشد.

قابهای صلب

در سالهای اخیر در ساختمانهای صنعتی به جای پوشش های مركب از خرپاو ستون بیشتر از قابهای فلزی استفاده شده است و مشكلات بادبندی كه در خرپا بوده است در این نوع ساختمان كمتر می باشد . قابهای صلب استحكام بیشتری در مقابل نیروهای عرضی دارد.

3) منابع فلزی

منابع فلزی برای ذخیره نمودن آب و یا مایعات دیگر به دوصـــورت ســـاخـتـه مــی شــونـــد 

 الف)به صورت یك حجم استوانه ای شكل كه بر شالوده خود مستقیما روی زمین قرار میگیرد.

  ب )منابع روی پایه های مرتفع فلزی كه آنها را منابع هوایی می نامند.منابع هوایی آب بای شبكه های لوله كشی شهرها به تعداد زیاد ساخته می شوند.

4) دودكش های فلزی Steel Chimneys

 دودكش های فلزی بر دو نوع اند:

الف)دوكش های با كابل های مهاری G u yed Stacks

ب) دودكش های خود ایستا یا طره ایSap porting or Free Standing 

دودكشهای فلزی معمولا استوانه ای شكل و با قطرثابت اند (یعنی جدار آنها از پایین تا بالا بدون شیب است) مگر در مورد دودكش های خود ایستا كه قسمت پایین آنها گاهی به صورت مخروطی ساخته می شود. نیرو هایی كه بر دودكش ها تاثیر می نماید علاوه بر وزن خود عبارت از فشار باد و نیروی حاصل از زلزله قسمت داخل دودكش ها را با مصالح مقاوم در مقابل حرارت می پوشانند. دودكش های بلند با مهای معمولا بدون این غشاء مـــحـافظ می باشند قسمت محافظت شده از پایین دودكش شروع می شود و تا ارتفاعی كه دیگر حرارت نمی تواند حرارت نمی تواند صدمه ای به دودكش وارد كندادامه می یابد. این ارتفاع معمولا از 3 متر كمتر نمی باشد. مصالح حافظ حرارتی معمولا آجر نسوز است و ضخامت آن حدود5/12 سانتیمتر است كه 10 سانتی مكتر آن آجر نسوز و 5/2سانتیمتر درز ملات می باشد.

5) دكل های مرتفع رادیو،تلوزیون،خطوط میكروویوMicrowave Towers 

این دكل ها تیرك مشبكی هستند كه از نیمرخ های فولادی سبك ساخته می شوند و در دو نوع طرح می گردند:

الف)دكل های خود ایستا  

ب)دكل های با كابل های مهاری 

در انتخاب این دو نوع عامل تعیین كننده در درجه اول وضع محل نصب دكل است زیرا اگر به علت وضع محوطه نصب دكل امكان نصب كابل های مهاری نباشد اجبارا باید از دكل نوع خود ایستااستفاده نمود و اگر محدودیتی موجود نباشد در مورد دكل های بلـند از نــوع با كابل های مهاری به صرفه نزدیكتر است.

6) دكل های انتقال نیروی برقTransmission Towers

7) ساختمان های مخصوص نمایشگاهها و ورزشگاههای سر پوشیده بزرگ قاب بندی فضایی پوششهای كامل و پوششهای معلق از طناب های فولادی.

این پوششها از نظر ایستایی معمولا در دو سیستم مختلف ساخـــــــتـــه مـــــی شـــونــد. الف) سیستم فشاری به صورت گنبدی با منحنی كره ای شكل و یا سطمثلاپارابولوئید دوار و غیره كه ساختمان اصلی آنها از تیرك های مشبك و به صورت منحنی فضایی مثلا پارابولوئید دوار و غیره كه ساختمان اصلی آنها از تیرك های مشبك و به صورت بافت متقاطع تشكیل می گردد و بنام پوششهای كامل معروف است.

ب) سیستم كششی كه اعضای اصلی به صورت كابل های شعاعی كشش است و كل دستگاه یك سطح فضائی ناودیسی را به وجود می آورد و قسمتهای مختلف پوشش بر این دستگاه سوار است. ساختمان های ورزشی در شهر هوستن یكی از پدیده های بی سابقه از این نوع سیستم می باشد.

8) آشیانه های سیستم طره ای برای هواپیما های بزرگ Canti lever 

9) پل های فلزی 

پل های فلزی را می توان از نظر مورد استفاده به 3گروه تقسیم كرد:

1) پل های شوسه 2)پل های راه آهن 3)پل ها ی مشترك شوسه و اه آهن  

اتصالات در ساختمان های فلزی 

1) اتصالات مفصلــــیpin Connection  

 2)اتصالات پیچیBolt  

3)اتصـــــــــالات پرچـــــــــــــیrivet  

  4) اتصــــــــالات جــوشــــی Weld  

1)اتصالات مفصلی: بیشتر در موقعی به كار می رود كه احتیاج است در محل لنگر خمشی به وجود نیاید در این نوع اتصالها گره های اتصال آزاد است كه حول یك خار مغزی (p i n ) دوران نماید این نوع اتصال در سالهای قبل بیشتر در پل های راه آهن بكار می رفت كه قطعات متصل شونده بصورت تسمه های سرپین استفاده می شده است.

2) اتصالات پیچی: یكی از پیچ های كه مورد استفاده زیاد قرار می گیرد(H igh strength friction ) می باشد كه به پیچهای اعلای پیش تنیده مرسوم است در این پیچ هابا تولید پیش تنیدگی قطعات فلزی مورد اتصال را به یكدیگر می فشارد و وصله به صورت اصطكاكی عمل می نماید از این نوع پیچ ها در ساختمان های فلزی چند طبقه و ساختمان های صنعتی با خرپا وقابها با دهانه بزرگ و پل ها می توان استفاده كرد.

2) اتصالات جوشی: جوشكار یبه چند نوع انجام می شود كه متداول تر از همه جوش الكتریك می باشد كه به (M etal A rc Welding ) مشهور است. 

اقـــــســـــام جـــــوش:1)از نظر شكل خود جوش 2)نوع جوش نواری 3)جوش حفره ای (كمتر مورد استفاده قرار می گیرد)

تیر ها

تیر ها قطعات ساختمانی هستند كه وظیفه اصلی و مهم آنها متحمل كردن بارهای عمود بر میانتار خود می باشد. بنابراین باید در مقابل لنگر خمشی و تلاش برشی وارده مقاوم باشند. 

تر های با نیمرخ نورد شده كه در آن نیمرخ I خیلی متداول است. و از باصرفه تری اشكال برای تحمل خمش است. وقتی كه مقاطع نورد شده از كفاف لنگر خمشی موجود را ندهند گاهی آن را با اضافه نمودن مصالح بیشتر بر روی بالها مانند تسمه یا ورق تقویت می كنند. و یا با برش و جوشكاری آنهارا به صورت لانه زنبوری در می آورند و در صورت لزوم با تسمه تقویت می كنند. و اگر مقاطع تقویت شده با این صورت نیز بغار و دهانه خمش كافی نباشد از تیر های مركب استفاده می شود.

فولاد های ساختمانی

از زمانی كه فولاد به عنوان یك ماده اصلی ساختمان سازی از سال 1960 به كار رفته در بیشتر موارد از فولاد كربنی A stm طبقه بندی شده كه به A7 مشخص شده استفاده می شود و دارای حداقل خستگی برای 33kst را داراست.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 





زهکشی

آب جاری یا آبی که از چشمه‌ها خارج می‌شود، نباید از روی یک ناحیه ناپایدار حرکت کند. وجود آب در سطح دامنه ، علاوه بر نقش فرسایشی ، به راحتی می‌تواند به داخل دامنه نفوذ کرده و به سرعت بر ناپایداری آن بیافزاید. دور نمودن آب از سطح دامنه و جلوگیری از نفوذ آن ، مخصوصا در مورد دامنه‌هایی که بطور بالقوه ناپایدارند، از مهمترین روشهای مهندسی دستیابی به پایداری است.
انواع روکشهای زهکشی آبهای سطحی




شبکه زهکشی بسطی

برای آن که آب به داخل دامنه نفوذ نکند باید ترتیبی داد تا هرچه زودتر سطح دامنه را ترک کند.احداث آبروهای مناسب در سطح دامنه ، یا در روی پلکانها ، یکی از مهمترین تمهیدات در این مورد است. این آبروها باید ضمن دارا بودن گنجایش و شیب کافی ، بسترشان نیز غیر قابل نفوذ باشد. برای جلوگیری از تخریب و پر شدن این جویها در طول زمان ، می‌توان آنها را با قطعات سنگ پر نمود.
این روش در مورد دامنه‌های خاکی یا دامنه‌های متشکل از سنگهای تجزیه شده ، مفید واقع می‌شود و می‌تواند علاوه بر پیشگیری ، در مراحل اولیه حرکت دامنه نیز نقش ترمیمی داشته باشد. نقش مهم دیگر شبکه زهکشی سطحی جلوگیری از فرسایش سطح دامنه توسط آبهای جاری است.
مسدود کردن شکافها
ترکها و شکافهای سطحی محلهای مناسبی را برای نفوذ آب به داخل دامنه فراهم می‌کند. وجود این شکافها ، مخصوصا در مراحل آغازین توسعه یک ناپایداری جدید ، مشکل آفرین تر می‌شود. پر کردن این شکافها توسط مواد غیر قابل نفوذی مثل رس ، بتن یا مواد نفتی می‌تواند تا حدود زیادی از انباشته شدن آب و نفوذ آن به داخل دامنه جلوگیری کند. این روش هم در مورد دامنه‌های خاکی و هم سنگی قابل اجراست و می‌تواند هم در پیشگیری بکار رود و هم در مراحل اولیه ایجاد یک زمین لغره ، پیشرفت آن را کند یا متوقف نماید.

غیر قابل نفوذ کردن بخش دامنه

یکی از رایج ترین روشهای غیر قابل نفوذ کردن سطح زمین ، پاشیدن مواد نفتی (مالج) به سطح دامنه است. مالج به انواعی از مواد نفتی سنگین مایع اطلاق می‌شود که معمولا جزء محصولات زاید پالایشگاه یا کارخانه‌های پتروشیمی است. این روش ضمن جلوگیری از نفوذ آب به داخل دامنه ، با چسباندن ذرات خاک به یکدیگر ، سطح دامنه را در برابر آثار فرسایشی باد و تا حدی آب جاری محفوظ نگاه می‌دارد.

انواع روشهای زهکشی آبهای داخل دامنه

با وجود کوششی که برای جلوگیری از نفوذ آب به داخل دامنه صورت می‌گیرد باز هم ممکن است قسمتی از آبها از سطح دامنه نفوذ از محلی دورتر توسط آب زیرزمینی به داخل دامنه حمل شود. این آبها قبل از هر چیز با افزودن به وزن نیروهای رانشی را زیاد می‌کنند.

زهکشی ثقلی افقی

ایجاد زهکشهای تقریبا افقی می‌تواند نقش موثری در کاهش فشار آب داخل دامنه‌های سنگی و خاکی داشته باشد. از این رو می‌توان از این روش هم برای پیشگیری از حرکت و هم جلوگیری از تحرک یک زمین لغزه در حال تشکیل استفاده کرد. به این منظور در بخشهای پایینی دامنه افقی ، با شیب ناچیزی به سمت خارج برای ایجاد جریان ثقلی آب، حفر می‌شود.

گالریهای زهکش

حفر نقب یا گالریهای زهکش در دامنه‌های سنگی و خاکی ، مخصوصا در جاهایی که زهکشی عمیق بخشهای داخلی دامنه مورد نظر است، مفید واقع می‌شود. چنین گالریهایی می‌توانند هم نقش پیش گیرنده داشته و هم در مراحل اولیه حرکت دامنه جهت جلوگیری از حرکات بیشتر آن بکار روند. کارایی گالریهای زهکش را می‌توان با حفر گمانه‌های شعاعی از داخل گالری افزایش داد.

زهکش ثقلی قایم

این نوع زهکشی بیش از همه برای تخلیه آب سفره‌های معلق که بر روی یک بخش غیر قابل نفوذ تشکیل شده و در زیر آن لایه‌های نفوذپذیر و بازکشی آزاد وجود دارد، بکار برده می‌شود.

پمپاژ
حفر چاههای عمیق و پمپاژ آنها می‌تواند بطور موقت در بهبود وضعیت دامنه ناپایدار موثر باشد. این روش عمدتا در مورد دامنه‌های سنگی بکار می‌رود.

زهکشهای فشار شکن

حفر چاه ، چاهک یا خندق (تراشه) در پای دامنه ، برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار آب و بالا راندگیهای ناشی از آن در بخشهای مجاور پای دامنه ، اغلب مفید واقع می‌شود. این روش منحصرا در مورد دامنه‌های خاکی و معمولا در مجاورت دامنه پایاب سدهای خاکی ایجاد می‌شود.

خندق در بالای خاکریز

این روش ، در مورد دامنه‌های خاکی حفاری شده و یا خاکریزها ، مخصوصا خاکریزهایی که در دامنه ایجاد می‌شود، به کارگرفته می‌شود و علاوه بر پیشگیری از تفرش می‌تواند در مراحل اولیه ناپایداری نقش ترمیمی نیز داشته باشد.

زهکش ورقه‌ای

این روش ، همان گونه که از نام آن پیداست، به صورت یک لایه زهکش عمل می‌کند. در خاکریزها ، مخصوصا خاکریزهایی که در دامنه ایجاد می‌شود، وجود لایه‌ای از مواد نفوذپذیر در زیر خاکریز ، ضمن زهکشی آبهای محلی دامنه و داخل خاکریز ، از افزایش بیش از حد فشار آب در خاکریز ، جلوگیری به عمل می‌آورد.

الکترواسمز
این روش عمدتا در دامنه‌های خاکی که از لای درست شده باشند بکار گرفته می‌شود و ضمن تسهیل تخلیه آب بر مقاومت خاک می‌افزاید. به این منظور الکترودهایی را در عمقی که مایلیم آب آن تخلیه شود، قرار می‌دهیم و جریان مستقیم به آنها وصل می‌کنیم. جریان باعث می‌گردد که آب بین ذره‌ای از قطب مثبت به سمت قطب منفی حرکت کرده و در آنجا توسط پمپاژ به خارج هدایت شود.

مواد شیمیایی

مواد شمیایی عمدتا در مورد دامنه‌های خاکی رسی بکار گرفته شده و وظیفه اصلی آنها بالا بردن مقاومت رسوبهاست. این روش می‌تواند به عنوان پیشگیری ، یا در مراحل اولیه ناپایداری ، به منظور تصحیح و ترمیم بکار رود
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

سرزمين ايران اقليمي كهن با سابقه شگرف علمي همواره در صحنه تمدن بشري درخششي خيره كننده دارد و فرزانگان و انديشمندان اين مرز و بوم مهم بسزايي در گسترش انديشه بشري و تبلوري از خلاقيت‌ها و نمودي از شاهكارهاي فكري اعصار را در منظر جهانيان به نمايش در آورده‌اند آثاري كه هر كدام در جاي خود حكايت از فرهنگي غني و پشتوانه‌اي علمي بس محكم و انديشه‌اي پوياست.

آري ايران سرزمين تمدن و شاهراه تفكر انساني، كه اين عبارت را در خور مدح خود كرده «هنر نزد ايرانيان است و بس» و يا در طنين وحي الهي از زبان پيام آور بزرگ دادار يكتا چنين حكايت شده «اگر دانش در ثريا مسكن گزيند مرداني بلند همت از ديار ايران به آن دست خواهند يافت» و اين منت خداوند و تاج زرين الهي بر بلنداي سرزمين ايران است و اين زمزمه شكوه انديشه ايراني در برابر جهانيان است. كه ايران نباشد تن من مباد.

روز تاريخ سرزمين كهن ايران را از اعمال اعصار مي‌پيمايد و از ادوار متعهد يادگاراني را به همراه مي‌آورد از سرزمين مغان و سروده‌هاي زردشت میگذرد، ديار شاهان و سلسله‌هاي مختلف را مي‌پيمايد و با عناي و صفاي مردمان عجين مي‌شود، تا به دوران سلجوقيان مي‌رسد.

همواره در قرون مختلف پيران طريقت علم و انديشه ياد سرداران و سلاطين زمان را با پديد آوردن آثاري جاودانه، به تاريخ مي‌سپارند. و فرزندان آينده را به پدران گذشته پيوند ناگسستني مي‌دهند. اگر طريقتگران بنيان آفرين دوران هخامنش نبودند و زيبائيهاي شهر پارسه را نمي‌آفريدند چه پيوندي بين ما فرزندان اين عصر با نياكانمان در آن عصر بود.

اگر شاهكارهاي هنرمندان دوران و فرزانگان عهد صفوي نبود چه حلقه‌اي و چه افتخاري و چه فرهنگي قابل مباحات باقي مانده بود كه حكايت از تمدن ايران زمين كند.

يكي از شاهكارهاي دوران و زيبايي‌هاي بر جاي مانده در زمان در حاشيه شهر تهران در منطقه ابن باويه شهر كهن ري در ميان انبوهي از سازه‌هاي زمان سر به فلك كشيده شكوه خود را پس از 700 اندي سال كه از قدمت آن گذشته حفظ نموده است ، برجي به بلنداي تاريخ، و شكوه و تمدن ايران زمين.


آري، اين برج، برج طغرل نام دارد يادواره سردار دلاور و بنيانگذار سلسله مقتدر و با عظمت سلجوقيان «طغرل بيك سلجوقي» مي‌باشد كه بنا به گفته پير كاوشگر ري باستان مرحوم دكتر حسين كريمان كه روحش شاد باد، آرامگاه وي و مادرش و بنا به حكايت مورخ دوران و فرزانه فرهيخته زمان مرحوم محمد محيط طباطبايي زواره‌اي كه مرقد وي در زوايه شمالي اين برج حقايقي را فرياد مي‌كند «نه تنها آرامگاه طغرل سلجوقي و مادرش مي‌باشد بلكه مرقد بسياري از فرزانگان و دانشمندان عصر سلجوقي نيز مي‌باشد كه اين بقعه به پاسداشت عظمت آنها بنا شده بوده است» (كيهان فرهنگي...) كه مرحوم محيط براي فراموش نشدن اين مهم وصيت بر تدفين خود در جنب اين برج با شكوه نموده است كه يادش گرامي و روانش شاد باد.

اين بنا با مساحتي بالغ بر 48 متر مربع و ارتفاعي در حدود 20 متر و با اسكلتي خشتي و آجري به صورت استوانه‌اي افراشته خودنمائي مي‌كند كه نماي داخلي آن به صورت استوانه گون و نماي بيروني آن بصورت مشلع تزئين يافته است كه از 24 كنگره با زوايه‌هاي حاده تشكيل شده است.

در ضلع شمالي و جنوبي برج دو سر در با معماري طرح رازي ساخته شده است و تقريباً تا ارتفاع چهارمتري برج ديوارها به صورت توپ تا قطر ديوارهاي حدود 5/1 متر تشكيل شده و ديوارهاي بالاي ارتفاع چهارمتر به صورت تو خالي طراحي شده و وسط آن پليكاني وجود دارد كه درب آن در همان ارتفاع در ضلع شمالي بنا خودنمائي مي‌كند كه رابطي بين قسمتهاي تحتاني و فوقاني برج مي‌باشد دربها و قوسهاي رازي كه فشار فوق‌العاده‌اي را تحمل مي‌كند و تو خالي بودن ديوارهاي فوقاني به استحكام بنا كمك كرده و جنس خشت به كار رفته در برج كه از زاج و خاك و سفيده تخم مرغ است بر استحكام آن مي‌افزايد.

قدمت برج و پا برجا بودن آن در طي 700 سال كه از ساخت آن مي‌گذرد با توجه به وقوع زلزله‌هاي سهمگين در ناحيه نشان از پي مستحكم و عميق اين بنا دارد.

پي سازنده اين برج در كف آن در كناره‌هاي ديوارها كانال‌هاي گذر هوا را تعبيه كرده‌ كه اين كانال‌ها مانع از رطوبت ديوارها و از بين بردن خرابيهاي ناشي از آن مي‌شود و ديوارهاي برج طوري طراحي شده كه موجب طنين صدا در درون بنا مي‌شود. و اگر واعظي يا خواننده‌اي در وسط برج خطبه‌اي ايراد كند و يا تصنيفي را بسرايد صداي آن در همه برج طنين انداز مي‌شود و به صورت اكو وار به سمع همه مي‌رسد كه البته وجود سقفي مخروطي كه بر فراز ديوارهاي برج قرار داشته كه هم اكنون اثري از آن بر جاي نيست شايد به اين فناوري اكستيكي جلوه‌اي ديگر مي‌داده است.

اين برج علاوه بر آنكه یادآور فرزانگان و دلاوران عصر خود مي‌باشد استاد سازنده آن كاربردهاي ديگري را در جاودانه ساختن آن بكار برده و معماري پنهاني را براي پي بردن به اسراري با آن عجين كرده است.

از جمله كاربرد اين برج استفاده در شبهاي تار با استفاده از روشن كردن آتش بر باروي بلند آن براي راهنمائي مسافران جاده ابريشم كه از جانب خراسان به جانب ري مي‌آمدند بوده و در روز احتياجات گاهشماري مردم را مرتفع نموده است.

بنا به گفته فرزانه انديشمند استاد منوچهر آرين پژوهشگر خراساني عرصه تاريخ علم كشور در مقاله نگاه ديگري به برجها اطلاق واژه برج به اين بنا و بناهاي مشابه از آنجا كه برج به منازل عبور حركت سالانه خورشيد در دائره‌البروج گفته مي‌شود حكايت از اين مطلب دارد كه گذشتگان از اين روي سايه‌هاي اين ابنيه و دريچه‌هاي گذر نور خورشيد كه در روي آنها تعبيه شده پي به برجي كه خورشيد در آن غوطه ور مي‌باشد مي‌بردند زيرا كه در هر برجي خورشيد ارتفاع خاصي در آسمان نسبت به افق و ميل خاصي نسبت به جهات جغرافيايي مناطق دارد؛ لاجرم سايه‌ها و طرز تابش آن متفاوت خواهد بود كه از اين تغييرات مي‌توان در تعيين روزها و برج‌ها بهره‌ برد و اين فناوري به كار رفته در اين ساختمانهاست كه كلمه برج را زيبنده نام آن كرده است.

برج طغرل علاوه بر اين ويژگي فوق‌العاده، ويژگي منحصر به فرد ديگري در خود نهفته دارد كه سرود زيباي انديشه استاد سازنده خود را جلوه‌گر مي‌كند. و آن ساعت آفتابي منحصر به فردي است كه در دل كنگره‌هاي آن پنهان دارد كه شايد مورد مشابه آن در تاريخ علم كمتر يافت مي‌شود. همان طور كه ذكر شد حول اين برج از نماي بيروني 24 كنگره با زاويه حاده جلوه‌گر شده كه اگر در روبروي درگاه آن بايستيد گويي شيري با دهاني باز به شما مي‌نگرد.

در دقت در اين بنا از آنجا كه اين كنگره‌ها دور تا دور اين اثر را فرا گرفته به گونه‌اي خاص طراحي شده كه اگر چنانچه طلوع آفتاب اتفاق بيافتد در جانب شرق بنا كم‌كم يكي از كنگره‌ها روشن مي‌شود و آفتاب درون آن مي‌تابد، اگر نيم ساعت از طلوع آفتاب بگذرد. نصف كنگره روشن مي‌شود اگر يك ساعت از طلوع خورشيد بگذرد يك كنگره به طور كامل روشن مي‌شود و اگر چنانچه دو ساعت بگذرد دو كنگره روشن مي‌شود، همين طور اگر سه ساعت بگذرد سه كنگره تا هنگامي كه به لحظه‌اي مي‌رسيم كه خورشيد روي نصف النهار منطقه قرار مي‌گيرد. يعني بيشترين ارتفاع خود را از افق دارد، در اين هنگام خورشيد درست در بالاي سر در جنوبي برج قرار مي‌گيرد چرا كه دربهاي برج كاملاً شمالي جنوبي بوده و روي نصف النهار واقع است در اين هنگام سايه تيغه‌اي كه بالاي سر سردرب ورودي است درست در بالاي تبري ضربي گونه سر در قرار گرفته و حكايت از لحظه اذان ظهر مي‌كند و در زمستان كه ارتفاع خورشيد پائين‌تر است در لحظه ظهر خورشيد از درب جنوبي درست وسط برج مي‌تابد.

اگر چنانچه خورشيد از لحظه ظهر زوال پذير و به جانب غرب گرايش يابد حال كنگره‌هاي جانب غرب شروع به روشن شدن مي‌كند. اگر نيم‌ ساعت از لحظه ظهر بگذرد نيمي از كنگره از جانب غرب روشن مي‌شود اگر يك ساعت بگذرد يكي از كنگره‌ها و اگر دو ساعت از ظهر بگذرد نيمي از كنگره‌ها روشن مي‌شود و همين گونه تا خورشيد غروب كند. پس از روي كنگره‌هاي اين برج و روشن شدن آن توسط خورشيد مي‌توان مقدار گذشت زمان را از لحظه طلوع آفتاب، لحظه ظهر ، و مقدار گذشت زمان از لحظه ظهر را محاسبه و تعيين نمود.

برج طغرل شاهكار معماري و نجوم مهندسي رازيست و حكايتگر ري باستان ما در تهران كه گذر زمانه چهره پر فروغ آن را بي رمق كرده و حجاب تاريخ سيماي تابناك آن را مكدر نموده پس بر فرزندان ايران زمين است كه با نظري بر پيشينه فرهنگي خود خودباوري خود را دو چندان كرده و با افتخار از پيشينه تابناك خود كه در حدود هزار سال گذشته رصد خانه‌اي چون رصدخانه ابو محمد خضر خجندي را در دامنه كوه طبرك ري و در هفتصدسال پيش شاهكار گاهشماري اعصار را داشته‌اند آينده‌اي درخشان را رقم زنند كه ابقاي روزگار سوار بر مركب گذشته به سوي آينده روشن قدم گذاشته‌اند آينده‌اي همراه با فناوري و اخلاق و تمدن عالي و با دو بال علم و اخلاق نظر بر جلال ملكوتي حق انداخته و هياهوي زمان را زير لگام انديشه و نيك و كردار خوب و رفتار عالي به زير سيطره خود گيرند. اين است نويد و سروش و ارمغان و ميراث تاريخ براي ما اينان زمان. با سلام و صد درود بر روان همه پاكان و فرزانگان صالحان اقليم تمدن بشري

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

آسياب هاي آبي در کوير يزد 
آسياب كه نام ديگر آن "طاحونه" است، در نقاط مختلف جهان به صورتهاي متفاوتي وجود دارد و براي آرد كردن گندم و غلات ديگر جهت تهيه نان و مصارف مختلف از آن استفاده مي‌شد.

آسياب هاي آبي از جمله آثار تاريخي استان يزد محسوب مي شود که معمولا در کنار آبادي ها و بر سر راه قنات ها ساخته شده اند.

آسياب دستي آن در خانه‌هاي قديمي يزد ، با دو سنگ مسطح وجود دارد كه روي هم قرار مي‌گيرند.

دسته‌اي به سنگرويين متّصل است كه با دست چرخانده مي‌شوند و نام اين نوع آسياب، دستاس است كه بدان "آردچي" و "آرچي" نيز مي‌گويند.

ساختمان داخلي آسياب داراي چند اتاق به منظور استراحت آسيابان و انبار گندمهايي است كه بايد آرد شود.

رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان يزد در اين خصوص گفت:« قديمي ترين آسياب اين استان ، آسياب آبي اشکذر است که قدمت آن مربوط به دوران ايلخاني است.»

"عزيزالله سيفي" افزود: « اين آسياب يکي از 10 آسياب ثبتي استان است که در فهرست آثار ملي کشور به ثبت رسيده و از ويژگي هاي منحصر به فرد آن مي توان به مقرنس کاري فضاي اصلي ، نقوش هندسي در اطراف ديواره ها ، آجر کاري ظريف در محوطه اصلي آسياب و صحن مثمن آن است.»

وي در ادامه گفت:« هر آسياب داراي قسمت هاي مختلفي است که عمده ترين قسمت آن "تنوره" است که به صورت مخروطي وارونه طراحي مي‌شد ، به گونه اي که آب ذخيره شده در آن از روزنه اي کوچک با فشار پره ها ،سنگ آسياب را حرکت مي داد.»

وي با بيان اين كه فضاي اصلي آسياب ها در دل زمين جاي دارد و بخش نمايان آن شامل نورگيرها و ورودي آسياب است افزود: « از ديگر قسمت هاي آسياب مي توان سنگ زيرين و زبرين را نام برد که سنگ زيرين آن بسيار مقاوم تر است.»

وي با بيان اينکه آسياب هاي آبي از جمله جاذبه هاي تاريخي اين استان به شمار مي رود تصريح كرد :« از ميان آسياب هاي معروف استان مي‌توان آسياب هاي سنگ سياه ده آباد، بيده، باغستان، گرمسير تفت، دو سنگي محمد آباد ميبد، تفت ،ندوشن و علي آباد را نام برد.»

در حال حاضر آسياب گرمسير تفت فعال است و به عنوان يک جاذبه خاص اکوتوريستي محسوب مي شود.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

گچ بری 
شواهد باستانشناسی نشان می دهند که تاریخ ساخت گچ به پیش از ساختن خشت و پخت آن به صورت آجر می رسد. در قدیمی ترین بنای دنیا، یعنی اهرام ثلاثه مصر که قدمتی چهار هزار و پانصد ساله دارد، از گچ به عنوان ماده چسبنده مقاوم بعد از ازاره در بین سنگ ها و جهت کلاف سازی آنها استفاده شده است. یکی از کاربردهای ویژه گچ، اندود کردن دیوارها و سطوح داخلی ساختمان ها است و هنر گچبری، این آراستگی را به حد کمال و دلنوازی می رساند.
به کار بردن تزئینات گچی در تزیین دیوارها، روش معمول در شهر های ایران و عراق بوده است. اولین مردمی که در ایران به این کار دست زدند هخامنشیان و سپس ساسانیان بودند و اعراب در جریان فتوحات خویش، این هنر را از آنها فرا گرفتند. هنرمندان دوره اموی به طور وسیعی کاخ ها را با گچبری منقوش برجسته تزئین می نمودند. نمونه بسیاری از این گچبری ها در کاخ های «خربة المفجر»، «الحیر الغربی» و «المنیه» به کار برده شده است که گچبری های کاخ المنیه به واسطه در بر داشتن عناصر آدمی و حیوانی در کنار تزئینات هندسی و گیاهی، اهمیت بیشتری دارد.
روش تزیینات گچی روی دیوارها، پس از به کار گیری خشت در بناها گسترش پیدا کرد و این روش در کاخ های شهر سامرا رواج یافت. پایین دیوارها با ازاره گچی به ارتفاع حدود ۱۰۰ سانتی متر پوشانده می شد. این گونه تزیینات در دو قصر جوسق و بلکوارا به کار رفته است.
مجموعه تزیینات کاخ های سامرا در مرحله اول طبیعی هستند اما در دوره بعد عناصر تزیینی از طبیعت فاصله می گیرند. در سومین مرحله، زمینه تزیینات عمق چشمگیری می یابد که بهترین نمونه های آن در کاخ بلکوارا به چشم می خورد.
در این دوره، ابتکار پوشش سطح آن چنان کامل گردید که تقریبا تمام زمینه را می پوشاند و این امر که برای نخستین بار در هنر اسلامی رواج یافت، اوج ترقی روش های تزیینی به شمار می رود و پس از آن در دنیای اسلام منتشر شد و از مهم ترین ارکان هنر اسلامی گردید.
روش تزیینات گچی روی دیوارها از طریق حکومت طولونی از عراق به مصر انتقال یافت و نمونه هایی از آن در جامع طولون روی سطح داخلی و اطراف طاق ها و دور پنجره ها به کار برده شد.
هنرمندان دوره فاطمی، همچنان تحت تأثیر تزیینات هنر ساسانی (هنر رایج در دوره عباسی) بودند. تزیینات نقاشی گچی موجود در رواق قبله جامع الازهر از عناصر گیاهی که از روش تزیینات طولونی و عباسی اقتباس گردیده، تشکیل یافته است ولی اختلاف در طریقه استفاده از آنهاست. همچنین نمونه های زیبایی از خط کوفی مشجر در کتیبه موجود زیر سقف یافت می شود.
در دوره فاطمی اهمیت تزیینات خطی افزایش یافت و به کار گیری خط کوفی مشجر روی زمینه های برگدار اشکال گیاهی انتشار یافت.
در دوره ایلخانی، هنر گچبری به سرحد کمال مطلوب رسید. به وجود آمدن محراب های گسترده با انواع خطوط به ویژه گونه های مختلف کوفی، به کار گیری انواع گره هندسی با نقوش اسلیمی طوماری و اسلیمی ماری در لا به لای کتیبه و اسپرهای خط با گل و برگ های پهن و نیز گودی و برجستگی نقوش، موجب تحولی عظیم و خلق شاهکارهای عظیم گچ بری در این دوران شد.
تزیینات گچی معمول در دوره سلجوقی، در عصر ایلخانی به تدریج رو به دگرگونی رفت و پر بودن و شلوغی تزیینات تبدیل به ویژگی گچبری این دوران شد.
از زیباترین نمونه این گونه تزیینات شلوغ، نقوش به کار رفته در مسجد حیدریه قزوین، جامع ورامین و محراب مسجد ارومیه را می توان نام برد. روش های متنوع کنده کاری روی گچ و شلوغی عناصر تزیینی مختلف، در قرن هشتم جایگاهی خاص یافت. بهترین نمونه بیانگر این تحول، محراب اولجایتو در مسجد جامع اصفهان است که تاریخ ساخت آن ۷۱۰ ه.ق است.
در دوره ممالیک بحری، روش تزیین دیوار ها با نوار های گچی منقوش به عناصر نوشتنی، روی زمینه تزیینات گیاهی رایج گردید که نمونه آن در بالای پنجره مسجد «الظاهر بیبرس» مشاهده می شود. زیباترین نمونه های گچی مملوکی، در پنجره های گچی مشبک موجود در جامع دیده می شود که با اشکال هندسی همراه با شیشه های رنگین تزیین شده است. این پنجره ها را حاشیه هایی مزین به عناصر برگ و شاخه و نوشته های کوفی در بر گرفته است.
دوره تیموری، عصر به وجود آمدن رسمی بندی و کار بندی هایی از قالب های گچی مقرنس و قطار بندی های گچی ارزشمند است.
به طور کلی، در هنر گچ بری این دوران انواع خطوط کوفی مشجر، مزهر، معقد و مشبک و نیز خط های محقق، نسخ، ثلث، رقاع، تعلیق و نستعلیق و به خصوص از خط معقلی، استفاده فراوان شده است. از آثار فراوان این دوره می توان به مقرنس بندی های گچی ارزشمند سر در مسجد میدان کاشان، قطار بندی های گچی مدرسه خرگرد در خواف و خطوط گچ بری شده در بقعه شیخ احمد جامی در تربت جام را نام برد.
در دوره صفوی، هنر گچ بری وارد روش های خاصی می شود. به طوری که زیباترین مقرنس بندی های گچی با عناصر گوناگون به خصوص مقرنس های طاس و نیم طاس همراه با نقوش گل و گیاه با انواع تیغه های گچی دالبری، زینت بخش کاخ های شاهی شده است.
در این میان می توان به پدیده های ارزشمند مقرنس قطار و کار بندی ها و یزدی بندی های گچی بسیار شگرف کاخ هشت بهشت، سر در بازار قیصریه اصفهان و به خصوص دالبر های تیغه منقوش از ظروف گوناگون همچون تنگ و سبو و مقرنس بندی های طاسه دار گچی در تالارهای شاه نشین و موسیقی کاخ عالی قاپو و نیز خط گچبری ثلث بسیار ارزشمند در صفه درویش مسجد جامع همین شهر را یاد داشت.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

راز پرستشگاه ٤٧٥٠ ساله سیلک کاشان پس از دومین فصل کاوش و بررسی آن نیز پوشیده ماند

در اولین فصل بازنگری در سال گذشته این محوطه به وسیله دکتر صادق ملک شهمیرزادی معبد سیلک که به زبان اکدی زیگورات نام دارد کشف شد.
معبدی که رومن گریشمن باستان شناس فرانسوی و کاشف معبد چغازنبیل در پی فصل حفاری در تپه سیلک بین 11312 تا 1316 نتوانست آن را کشف کند.با وجود کشف این معبددر سال گذشته هیأت بازنگری این محوطه تاریخی تصمیم به حفاری و خارج کردن معبد سیلک از دل خاک ندارد.

دکتر صادق ملک شهمیرزادی سرپرست هیأت کاوش و بررسی محوطه سیلک علت این امر را عدم شناخت از چگونگی زیگورات سیلک می داند .
این زیگورات متعلق به 4750 سال پیش است که در ساخت آن در حدود یک میلیون و 250 هزار خشت استفاده شده است . ملک شهمیرزادی می گوید : « ما بیشتر در سیلک به دنبال پژوهش هستیم تا راه های حافظت از زیگورات سیلک را پیدا نکنیم قصه نداریم این زیگورات را از دل خاک بیرون آوریم». همیشه کلمه زیگورات بین النهرین شوش ، چغازنبیل را به یاد می آورد.
اما این بار یک شهر باستانی و یک زیگورات در تپه سیلک کاشان ، بهتر است بگویم شهر باستانی کاشان. برای رسیدن به تپه سیلک در سمت راست خیابان منتهی به باغ فین تپه ای از دور نمایان است. تپه ای در میان منطقه ای کویری ، هر چه به تپه نزدیک ونزدیک تر می شوی گویی بیشتر به درون اعماق زمین و تاریخ پیش می روی . محوطه ای در دل کویر که دو تپه شمالی و جنوبی در آن خودنمایی می کند تپه هایی با ساختاری نامنظم و پستی و بلندی های فراوان پوشیده از خاک یا بهتر است بگوییم مدفون دردل خاک . تپه هایی که هنوز در زیر آنها شهری نفس می کشد. شهری که روزگاری زنده بوده و حالا مثل درگذشتگان درون قبر خود آرمیده است. شهری که مردمانش و خانه هایشان در زیر خاک مدفون شده اند و صدای خرد شدن سفال های آن را در زیر پاها شنیده می شود . چشم ها را باید بست.

بی شک وجود شهری هشت هزار ساله در میان کویر آن غیر ممکن به نظر می رسد ولی شنیدها آن قدر با دیدها متضاد است که نمی توان باور کرد. سیلک در گذشته درمنطقه ای حاصل خیز بوده است . به اعتقاد دکتر ملک شهمیرزادی آثار پیدا شده در شهر باستانی سیلک به هزاره ششم پیش از میلاد مسیح تا هزاره اول قبل از میلاد باز می گردد یعنی زمین های محوطه باستانی سیلک قصه گوی روایتی پنج هزار ساله به زبان پر رمز و راز خرده سفال ها ، اسکلت ها ، با قیمانده بناها و اشیاء ریز و درشت پنهان شده در زیر خاک هستند.هر نقطه ، از محوطه سیلک مانند فصلی از یک کتاب، باستان شناس در نقش روایتگر این فصل و اشیاء خارج شده از دل خاک مانند حروف درهم ریخته کتاب هستند که باید اول به کلمه ها که همان خرده سفال ها ، اشیاء فلزی ، اسکلت ها و معماری ها می باشند دقت کرد و سپس با کنار هم قرار دادن آنها مجله ها را ساخت و بعد هم کتابی را نوشت .
در محوطه سیلک صفحه های باز ، نوشته ای می خوانیم از لایه ها و دورهای سکونتی که در عمق تاریخ 8 هزار ساله این منطقه اقوام گوناگونی را در دل خود جای داده اند. ساکنینی که به اعتقاد دکتر ملک شهمیرزادی کشاورز و دامپرور بوده اند،مردمانی که آثار به دست آمده از آنها نشان از چیره دستی آنها در هنر، فرهنگ و صنعت دارد.هنرمندانی که فرم و شکل و تزیین سفالینه هایشان بیانگر چیره دستی آنها در ساخت سفال است . ظروف سفالینی که بارنگ های قرمز و خاکستری خود توجه بیننده را جلب می کنند. سفالینه هایی که در ساخت آنها ابتدا از دست و بعدها با پیشرفت هنر و صنعت مردمان ساکن در محوطه از چرخ استفاده شده است. ساکنینی که با ذوب فلزاتی از قبیل مس و نقره و ریخته گری آنها به ساخت ادوات و وسایل گوناگون می پرداختند. به نظر دکتر ملک شهمیرزادی بعضی از آثار به دست آمده از شهر سیلک نشان از یک ارتباط فرهنگی و تجاری میان ساکنان آن با اعیلامی ها و ساکنین بین النهرین در مزارع پیش از میلاد دارد. این بار درست در رو به روی تپه جنوبی سیلک ایستاده ایم . تپه ای که در سال گذشته در قسمتی از آن زیگوراتی از دل خاک بیرون آمد.
زیگوراتی که شاید در 4750 سال پیش مردمانی دل شکسته از پله های آن بالا می رفتند و عبادت می کردند. که به اعتقاد دکتر ملک شهمیرزادی در ساخت آن از حدود 1250000 خشت استفاده شده است . زیگوراتی در قسمت مذهبی شهر سیلک ، با مساحت 2500 متر مربع و در سه طبقه که هر طبقه ارتفاعی نزدیک به 4 متر دارد. کاشف زیگورات سیلک اعتقاد به اوجه شکوه فرهنگی، هنری ، اقتصادی و تجاری شهر سیلک در زمان پا برجای زیگورات دارد. و از نظر او ساخت این چنین زیگوراتی با این تعداد خشت نشان از پر رونق ، پر جمعیت و پر آب بودن شهر سیلک در 4750 سال پیش دارد که در مقایسه با شهرهای امروزی می توان گفت شهر سیلک یک کلان شهر محسوب می شده . گورستان های شهر سیلک در ابتدا در کف منازل شکل گرفته اند . مردمان سیلک اجساد و مردگان شان را در کف خانه های خود جای می دادند و روی آن را بعد از اندود کردن با گل اخرا به وسیله خشت می پوشاندند .
اما محوطه باستانی سیلک دارای دو گورستان متعلق به عصر آهن نیز هست. گورستان هایی که متأسفانه هم اکنون به علت بی توجهی یکی با ساخت جاده منتهی به شهرک امیر المومنین تخریب شده و از دیگری نیز هیچ اثری بر جا نمانده است. این گورستان ها به عقیده دکتر ملک شهمیرزادی متعلق به اقوام مهاجری بوده که از سوی دریای خزر به این منطقه روی آورده و در فلات مرکزی ایران ساکن شده بودند . گورستان هایی که اجسادی از 1500 سال پیش از میلاد تا حدودا 800 سال قبل از میلاد در آنها به خاک سپرده شده بودند. اجسادی که به مانند جسدهای مدفون در زیر خانه های شهر سیلک جنینی دفن شده اند و در کنار آنها اشیاء و ظروف سفالین بسیار زیبایی قرار گرفته اند. اشیایی که بیانگر اعتقاد مردمان ساکن به زندگی بعد از مرگ دارد. اما شهر سیلک همیشه شهری پا بر جا و پر شکوه باقی نماند به اعتقاد دکتر شهمیرزادی این شهر به علتی نامعلوم حدودا در 3 هزار سال پیش خالی از سکنه شد و کم کم خاک چهره شهر را در خود فرو برد و سیلک را به مانند اجساد مردگانش در عمق خود فرو برد.
صدای تیشه باستان شناسان فرانسوی در سال 1312 شمسی به سرپرستی رومن گریشمن دوباره غوغایی در شهر ایجاد کرد. شهری که گرمی تابش آفتاب را سه هزار سالی بود که از خاطر برده بود . اما رومن گریشمن کاشف زیگورات چغازنبیل ، این بار کاشف زیگورات سیلک نبود تا اینکه در سال گذشته و در راستای طرح بازنگری و ساماندهی تپه های باستانی سیلک کاشان دکتر صادق ملک شهمیرزادی دوباره به کاوش پرداخت و موفق به کشف زیگورات در شهر سیلک که قدیمی ترین زیگورات کشف شده ایران است ، شد . کشفی که شاید بزرگ ترین یافته 50 سال گذشته باستان شناسی ایران باشد. صادق ملک شهمیرزادی دومین دور کاوش شهر سیلک کاشان را بر عهده گرفته است و متخصصان مختلفی در رشته های باستان شناسی ، گیاه باستان شناسی، باستان جانور شناسی در کنار او مشغول پژوهش هستند تا بتوانند پرده از راز و رمز مردمان سیلک بردارند. اما دکتر ملک شهمیرزادی امیدوار است که چهره شهر کاشان همچنان اجازه رخ نمایی را از دور به تپه سیلک بدهد و مسئولان شهر توجه بیشتری را به این محوطه باستانی داشته باشند و ارزش و اهمیت آن را بیشتر دریابند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

کلياتي در مورد شهرسازي, برنامهريزي شهري و مسائل مرتبط با آن

شهرسازي چيست؟
شهرسازي علمي است که به بررسي همه ي تحولات اجتماعي،اقتصادي، سياسي و فيزيکي يک شهر مي پردازد و تلاش مي کند که روابط موجود در يک شهررا در قالب نظامي هماهنگ، مديريت و سازمان دهي کند و متخصص شهرسازي نيز کسي است کهبا مطالعه و بررسي روابط اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي حاکم در شهر، برنامه ايبسامان و مطبوع براي يک شهر ارايه دهد. برنامه اي که تصويرگر سيماي شهر در آيندهاست.
شهرسازي يعني مطالعه طرح ريزي و توسعه شهرها بادرنظرگرفتن احتياجات اجتماعي واقتصادي باتوجه به حداقل رساندن مشكلات شهري وپاسخ گويي به نيازهاي عمومي جمعيت شهري.
شهرسازي يك كارگروهي و يك كوشش ذسته جمعي باشركت متخصصين علومي است كه به نحوي در زمينه مسائل شهري مي توانند به مطالعه بپردازندو درجهت بهبود، توسعه وبه طوركلي وضع آينده آنهابه تعيين برنامه مبادرت كنند.
در واقع ، « شهر سازي » را مي توان جزو فعاليت ها و علومي به شمار آورد که با زندگي روزمره و لحظه اي انسان ها ارتباط دارد و آثار آن در نحوه « سکونت» و « کار و فعاليت » و « گذراندن اوقات فراغت » شهروندان ملموس و آشکار است . از اين روست که « شهرسازي » را مي توان دانشي تلقي کرد که تلاش دارد رابطه اي متعادل بين « انسان » ، « فعاليت » و « فضا – مکان » ايجاد نمايد . تحقق اين تلاش ، بدون « برنامه ريزي » ميسر نيست . بر همين مبنا ، همان طور که در برنامه ريزي ، ابعاد مختلف زندگي و جوامع انساني با بهره گيري از دستاوردهاي علومي چون اقتصاد ، جامعه شناسي ، مردم شناسي ، بوم شناسي ، اقليم شناسي و . . . مورد مطالعه و بررسي قرار مي گيرد ، در شهرسازي ، نيز تمامي اين ابعاد ، بايد مد نظر قرار داده شود تا با شناسايي و تحليل واقعيت هاي موجود ، تمهيدات ايجاد بستر مناسب زندگي براي ساکنان شهرها فراهم آيد .
ما واقعيتي بيروني تحت عنوان شهرسازي نداريم، يعني؛ هيچ دستگاه، واحديا نهاد اجتماعي توان طراحي و ساخت پديده اي به بزرگي شهر را ندارد. بنابراين کلمهي شهرسازي از نظر مفهومي، معنا ندارد و ما معادل آن را نيز در زبان هاي خارجينداريم و به جاي آن از عنوان هاي برنامه ريزي شهري و طراحي شهري استفاده مي کنيم. چرا که شهر را مي توان برنامه ريزي يا بخش هايي از آن را طراحي کرد. يعني، مدلفيزيکي آن را ايجاد کرد. اما کسي نمي تواند مسئوليت ساخت پديده ي پيچيده اي مثل شهررا بر عهده بگيرد. به همين دليل عنوان شهرسازي درست نيست و در شوراي عالي برنامهريزي وزارت علوم نيز نام اين رشته برنامه ريزي شهري و منطقه اي است. در شهرسازي و برنامه ريزي شهري هفت محور اصلي وجود دارد : 
-برنامه ريزي شهري
-برنامهريزي منطقهاي و ناحيهاي
-برنامه ريزي حمل ونقل­
-برنامه ريزي اقتصادي و اجتماعي
-برنامه ريزي شبکه هاي زيرساختي
-برنامه ريزي محيط زيست
-طراحي شهري
شهرسازي در كتب لاتين به مفاهيم مختلفي تعريف شده است از جمله فن و مهارت ساخت شهر، تهيه نقشه شهر، تدبير كردن در امور شهر و ساخت محيط شهر مي‌باشد همچنين شهرسازي به عنوان طرح آگاهانه كالبدي است. 
«كبيل شهرسازي را دانش سامان دادن كاربري زمين، تامين محل ساختمانها و مسير جاده‌هاي ارتباطي با حداكثر عملي بودن و راحتي و دسترسي تعريف كرده است. لينچ : شهرسازي را توزيع نظام كلي فضايي فعاليتها و عناصر در يك منطقه يا زمين دانسته است. چيپين : انجام تلاش منظم و سيستماتيك در جهت پيش بيني گرايشهاي اجتماعي و اقتصادي يك جامعه و هماهنگ كردن محيط فيزيكي با ‌آنرا شهرسازي بحساب آورده است. همچنين وي در تعريفي ديگر شهرسازي را چيزي جز انجام كاربري زمين ندانسته است» برخي ديگر از صاحبنظران، شهرسازي را نوعي برنامه‌ريزي فيزيكي دانسته‌اند كه جهت ارائه طرح و برنامه ريزي فيزيكي آينده، نگرش به حال و گذشته نيز لازم است و در تمام زمينه‌ها فرآيند حال و گذشته بايد نگريسته شود. هر برنامه‌ريزي چون آينده مورد نظري را در پيش دارد پس بايد هدف مشخصي را نيز دنبال كند و راهها و گامهاي رسيدن به اهداف آينده بايد مدنظر قرار گيرد. 
بطور كلي دانش شهرسازي و بقولي ديگر هنر شهرسازي كه در واقع آنرا مي‌توان تلفيقي از علم و هنر دانست به دو قسمت تقسيم مي‌شود. قسمت اول تحت عنوان برنامه‌ريزي شهري و بخش دوم تحت عنوان طراحي شهري است. بدين صورت كه هر دو بخش لازم و ملزوم يكديگر بوده و تقدم و تاخر آنها بايد رعايت شود. انجام و ارائه هرگونه طرح فيزيكي يا طرح شهري بايد پس از مرحله برنامه‌ريزي شهري انجام شود و بدون برنامه‌ريزي در خصوص شهر امكان طراحي وجود ندارد. 
از آنجا كه شهرسازي بطور مستقل وجود ندارد با پيوند و ارتباط دادن با علوم پيراموني امكان فعاليت مي‌يابد، شهرسازي در رده علوم ميان رشته‌اي تعريف شده است. 
با مثال ساده‌اي مي‌توان مطلب فوق را روشن ساخت. رفع مشكل و نارسايي يك چهارراه در شهري صرفاً تكيه كردن بر مشكل كالبدي و فيزيكي چهارراه نمي‌تواند باشد عواملي كه مشكل تردد را در چهارراه بوجود مي‌آورد مي‌توان به صورت زير برشمرد. 
الف : عدم رعايت قوانين و ضوابط راهنمايي و رانندگي، اين مطلب ممكن است به دو دليل بوقوع به پيوندد، از طرفي قوانين راهنمايي و رانندگي دچار اشكال هستند و نارسائيهاي مقرراتي وجود دارد و از سوي ديگر مردم به هر علتي حاضر به رعايت قانون نيستند. 
ب : چراغهاي راهنمايي خوب عمل نمي‌كنند و بعضاً با سيستم وسائط نقليه هماهنگ نيست. 
ج : مشكلات كالبدي و فيزيكي از جمله كاربريهاي نامناسب، عرض نامناسب شبكه در چهارراه وجود دارد. 
در يك مسئله شهري همانطور كه اشاره گرديد مجموعه‌اي از عوامل فرهنگي، اقتصادي، كالبدي و ... وجود دارد كه امكان تردد مناسب در چهارراه را دچار مشكل كرده است. نتيجه اينكه مسائل و مشكلات شهري و از جمله برنامه‌ريزي شهري و شهرسازي نگرش صرف و واحدي نسبت به كالبد و فيزيك شهر ندارد بلكه در امر برنامه‌ريزي نگرش نسبت به پارامترهاي اقتصادي، طبيعي و جغرافيايي، تاريخ، محيط زيست، فني و سويل، كالبدي و فيزيكي، جامعه‌شناسي مي‌باشد. لذا شهرسازي را جزء علوم كاربردي و نيز علم ميان رشته‌اي تعريف كرده‌اند. 
گدس و صاحبنظران ديگري از جمله مكلوين و چادويك حل مسائل شهرسازي را صرفاً به صورت سيستماتيك ميسر دانستند. در مسير و نگرش موضوعات، بارزترين روش تحقيق و مطالعه فرآيند است در فرآيند بطور كلي سه مرحله شناخت، تجزيه و تحليل و برنامه‌ريزي با ارائه طرح فيزيكي جاي دارد كه فرآيند اگر به صورت مفصل مورد توجه باشد در واقع مراحل هفت گانه زير را مي‌توان در آن جستجو نمود». 
شناخت ـ مسئله يابي ـ حصول ـ تدوين اهداف در راستاي حل مسائل مرحله قبل ـ تدوين و ارائه راه‌حلهاي عملياتي و ممكن جهت نيل به اهداف كلي ـ ارزيابي اهداف عملياتي يا راه حلهاي مرحله قبل با توجه به معيارهاي هماهنگ با موضوع ـ انتخاب راه حل بهينه ـ اجراي راه حل بهينه. 

تعاريف مختلف شهر
در تعريفشهراتفاق نظري وجود ندارد ودرتعاريفبيان شده برمواردي نظير تعداد جمعيت، نوع فعاليت هاي اقتصادي، حوزه اداري و موارد ديگري اشارهشده است ليکن در بعد جهاني براي شناختشهراز روستا بيشتر بر تعدادجمعيت تاکيد شده است.. 
با توجه به کم وکاستيهاي مربوط بهتعاريفشهر، تاکيد بر نقششهر(نوع کارکرد) بهتر ما رادر شناختشهرو تمايز قائلشدن بين آن و روستا هدايت مي کند. بدين معني که درشهرها نقشهايي وجود دارد کهروستاها فاقد آن هستند. بنابراين در شناختشهربه دو کارکرد بيشتر توجهمي شود؛ يکي اينکه شهرها کارکرد غير کشاورزي دارند و دوم اينکه اغلبشهرها به توليد کالا و بيشاز آن به مبادله کالا مي پردازند؛ يعني اينکه فعاليت هاي غير کشاورزي بر اقتصادشهرغلبه دارد.. 
با توجه به موارد ذکر شده، در برخي کشورها در شناختشهراز روستا کارکردهاياقتصادي به همراه ميزان جمعيت اساس کار قرار مي گيرد. بنابراين تاکيد بر يک عامل درشناختشهرکفايت نميکند.. 
در طول تاريخ شناختشهراز طريق کارکرد آن ازاعتبار سياسي و حکومتي برخوردار بوده است بويژه که از ابتداي پيدايش شهرها،شهربا نقشهاي اداري-سياسي ومذهبي شناخته مي شد بنابراين اولين شهرها داراي نقش اداري- سياسي بوده اند. ليکنامروز، شهرها داراي کارکردهاي متنوعي بويژه کارکردهاي اقتصادي-صنعتي و خدماتي-خدماترساني مي باشند.. 
با توجه به توضيحات بالا، آيا مي توان گفت که خوب شهرها مي تواننددر اندازه هاي گوناگون شکل بگيرند؛ کوچک، متوسط، بزرگ و بسيار بزرگ؟ بله اين درستاست ليکن بطور علمي ما چه انواعي از شهرها را داريم؟شهر، شهرک، متروپليس يا مادرشهر، مگالاپليس يا کلانشهرها کدامند و داراي چه ويژگيهايي هستند؟
از دو جنبه مي توان به انواعشهرها پرداخت. يکي از بعدکارکردي (فعاليت و نقش) و ديگر از بعد اندازه ( کوچک و بزرگ بودن)، از نظر اولباتوجه به نوع فعاليت شهرها، به دسته بندي کليشهرها مي پردازيم و از نظردوم تقسيم بندي معمولا با توجه به جمعيتشهرانجام مي شود. البتهجمعيتشهرخود تا حدوديبيانگر تنوع و تعداد فعاليت هاي حاکم برشهرو همچنين حيطه نفوذ ووسعتشهرخواهد بود. 

تعريف کارکردي شهر
تقسيم بندي شهرها با توجه به محيط بوجود آمدهبر اساس فعاليتي که ساير فعاليت هايشهررا تحت شعاع خود قرارداده وشهربر اساس آن نوعفعاليت خاص شناخته مي شود: مانند شهرهاي فستيوال و کنگره اي، شهرهاي فرهنگي، شهرهايمذهبي و زيارتگاهي، شهرهاي درماني و آسايشگاهي، برف شهرها، شهرهاي بازنشستگان،شهرهاي صنعتي، شهرهاي تجاري، شهرهاي اداري-سياسي، شهرهاي صنعتي-خدماتي و ... . 
بنابراين در اين ديدگاهشهرها بر نوع فعاليت غالبطبقه بندي مي شوند که هرشهربا توجه به فعاليت و کششجمعيتي خود، اندازه و وسعت خاص خود را خواهد داشت. 

تعريف عددي شهر
ساده‌ترين تعريف، تعريف عددي است بلحاظ اينكه در اين تعريف وجه تمايز شهر وروستا، تعداد جمعيت آنست. در اين ديدگاه عامل جمعيت در تقسيم بنديشهرها نقش مهمي را بازي ميکند چرا که در اين ديدگاهشهرها از کوچکترين بهبزرگترين تقسيم بندي مي شوند وشهرکوچک يا بزرگ در وهله اولبيانگر جمعيت کم يا زياد خود مي باشد. که البته اين جمعيت خود بيانگر سطح فعاليتها،حوزه نفوذشهرو ... ميباشد. البته در تعريف سطح جمعيتي و مرز تعريف شده بين انواع شهرها توافق کلي وجودندارد.
بطور مثال حداقل جمعيت برايشهرمحسوب شدن در كشورهاي فرانسه, آلمان, تركيه نروژ، ايسلند و سوئد 2000 نفر, در ايالات متحده و مكزيك 2500 نفر, در هلند و يونان 5000 نفر, در ايرلند 1500 نفر, در ژاپن ۳۰۰۰۰نفر، در ۲۰۰۰ نفر، در نيجريه ۲۰۰۰۰ نفر ميباشد. 
در خصوص شهر بايد گفت پديده‌هايي كه در شهر وجود دارند غيراز آن چيزهايي است كه در روستاها وجود دارند. از آنجمله جمعيت نسبتاً متراكم، وجود خيابانها و مراكز كار و تجارت، ساختمانهاي مرتفع كه نسبت به دهات و روستاها متفاوت است، امكانات رفاهي و آموزشي و وجود گسترده وسائط نقليه، همه علائمي است كه در شهر وجود دارد. تمدنهاي قديمي و از جمله روميان لغتي را بنام urbs مي‌گفتند كه درست در مقابل روستا استفاده مي‌شده است. 


تعريف تاريخي شهر

برخي از صاحبنظران مراكزي كه از قديم نام شهر داشته‌اند را شهر مي‌دانند. 


تعريف حقوقي شهر

وجود مفاهيم حقوقي و اداري باعث تمايز بين شهر و روستا بوده است، در دوره‌هاي گذشته شهرها داراي امتيازاتي بودند كه در روستاها وجود نداشت. بمانند بسياري از شهرهاي قرون وسطا كه حق داشتند براي خود بازار داشته باشند يا به خدمات نظامي بپردازند. در حاليكه روستاها از اين امتيازات برخوردار نبودند. 


تعاريف ديگر در مورد شهر

· شهر جايي است كه شغل سكنة آن غيراز كشاورزي باشد. 
· سيماي شهر و مناظر و مساكن آن، وجه تمايز شهر با روستاست. 
· شهر جايي است كه در آن نوع مسكن، رفتار، درآمد، سيماي شهر و پوشاك مردم آن با روستا متفاوت باشد. 

نگرش سيستمي در شهرسازي و برنامه ريزي شهري
تعريف سيستم؛ مجموعه‌اي از اعضا بهم پيوسته كه آن اعضاء در جهت نيل به هدفهاي معين با هم هماهنگي و همبستگي دارند. (چرچمن) و يا سيستمها مجموعه‌هاي بهم پيوسته‌اي هستند كه داراي ارتباط بنيادي مي‌باشند. تعريف ديگري سيستم را چنين گفته است «هر سيستم مجموعه‌اي است از اجزاي تشكيل دهنده آن كه روابط و آثار متقابل اين اجزاء در ارتباط با همديگر هستند». 
عوامل ساختاري سيستم را درشهر مي‌توان به صورت زير دانست : 
1 –حد نهايي شهر كه در واقع آنرا حد محدودة قانوني و خدماتي شهرداري مي‌توان بحساب آورد كه در واقع تشكيل دهنده حدود سيستم يا حدود شهر بحساب مي‌آيد. 
2 –عوامل سازنده سيستم شهر شامل نفرات و ساكنين شهر و نيز اماكن، ساختمانها و ... مي‌باشد. 
3 –ذخاير شهر در ابعاد مختلف شامل ذخاير مالي و اعتباري مثل بانكها و مراكز داد و ستد، ذخاير و نظام اجرايي شهرها شامل قوانين و مقرراتي است كه به عنوان ذخاير گرداننده شهر در يك نظام اجرايي بحساب مي‌آيند. 
4 –شبكه ارتباطي شهر شامل ارتباطات بي‌سيم، با سيم، ارتباطات مكاتيه‌اي، جاده‌ها، مسيرها و غيره است. با توجه به ويژگيهاي فوق شهر نيز به عنوان يك سيستم تلقي مي‌شود. 


سيستمهاي يك شهر 

1 –نظم عملكردي؛ اولين سيستم موجود در شهر، نظم عملكردي است كه در واقع آنرا مي‌توان سلسله مراتب عملكردي نيز نامگذاري كرد. نظم عملكردي يا سلسله مراتب عملكردي در خصوص چگونگي توزيع استفاد‌ه‌هاي زمين در شهر است. هرگونه استفاده از زمين در شهرها داراي سلسله مراتبي از كاربري و نوع استفاده‌اي است كه از آن زمين بعمل مي‌آيد هرگونه عملكردي در شهر تابع سلسله مراتبي است و هر كدام با توجه به درجه خدمات رساني در موقعيت خاصي از شهر قرار مي‌گيرند به عنوان نمونه عملكردي تحت عنوان آموزش را در شهر در نظر بگيريم كه داراي سلسله مراتبي شامل : دبستان، راهنمايي، دبيرستان و دانشگاه است. هر سطح از مراكز آموزشي اشاره شده در جايگاه و مكان خاصي از شهر قرار مي‌گيرد و در واقع تابع سلسله مراتب عملكردي است. 
دانشگاه ـــــــــ دبيرستان ـــــــــــــــ راهنمايي ـــــــــــ دبستان

منطقه يا شهر ــــــــــ ناحيه ـــــــــــ برزن ــــــــــــــــ محله

2 –دومين نظم عملكردي يا سلسله مراتب موجود در شهر همان نظم ارتباطي است. نظم ارتباطي در شهرها نيز داراي سلسله مراتب خاصي است و هر شهري داراي يك نظم و سيستم ارتباطي است هر قسمت يا بخش از شهر با توجه به نقش، فعاليت و ويژگيهاي خود سلسله مراتب خاصي از شبكه ارتباطي را در خود جاي مي‌دهد. بطور كلي شبكه‌هاي شهري شامل سلسله مراتب زير است : 
1 – آزاد راهها :شامل شبكه‌هاي سريع بين شهري و حومه‌اي، بزرگراههاي بين شهري و حومه‌اي كه عملكرد اصلي آنها بحداكثر رساندن حركت و حذف دسترسي پيراموني است تا ارتباط سريع ميان شهر مادر با حومة آنرا با شهرهاي مختلف برقرار سازد. 
2 – تند راهها :بزرگراههاي درون شهري كه وظيفه اصلي آنها بحداكثر رساندن حركت درون شهري و حذف دسترسي پيراموني است تا ارتباط سريع ميان ناحيه‌هاي اصلي ما در شهر را تامين كند. 
3 – شريانيها :وظيفه اصلي آنها تامين همزمان حداكثر حركت و دسترسي بوده و ميان كاربريهاي عمدة جاذب سفر و نقل و انتقال شهري با شبكه‌هاي تغذيه (جمع كننده از سويي و تند راهها و جمع كننده و تغذيه كننده‌ها از سوي ديگر) ارتباط برقرار مي‌سازد. 
4 – جمع كننده يا تغذيه كننده‌ها :نقش اصلي آنها برقراري حركت و دسترسي نسبي 
ميان شريانيها و كاربريهاي فرعي جاذب سفر از سويي و شريانيها و شبكه‌هاي محلي از سوي ديگر است. 
5 – محلي‌ها :نقش اصلي آنها حداكثر كاهش حركت و حداكثر افزايش دسترسي بوده و بين كاربريهاي جزيي جاذب سفر و نواحي توليد كننده سفر (يا مناطق مسكوني) از طرفي و جمع كننده‌ها و تغذيه كننده‌ها و مراكز مسكوني از طرف ديگر است. 
6 – شبكه‌هاي پياده :نقش اصلي آنها حذف حركت سواره و تامين حداكثر دسترسي پياده بوده و عمدتاً ارتباط بين واحدهاي مسكوني، مجموعه‌هاي همجوار، بلوكهاي ساختماني، مجموعه‌ها و محوطه‌ها و بالاخره مراكز اصلي تجاري شهرها را از طريق شبكه‌هاي پياده‌ برقرار مي‌سازد. 

مطالعات كالبدي شهر 

در زمينه ارزيابي سرانه‌هاي موجود در شهرها در واقع استاندارد يا فرم قابل قبولي را براي تمام شهرها نمي‌توان ديكته نمود بخصوص در زمينه كاربري مسكوني، ولي قبول نرم‌ها و استانداردها در زمينه برخي فضاهاي خدماتي و رفاهي مي‌تواند قابل قبول باشد. معمولاً در شهرهاي ميانه كه در واقع حد وسط كلان شهرها و شهرهاي كوچك مي‌باشند درصد فضاهاي موجود شهر شامل فضاهاي مسكوني 50 درصد، فضاهاي ارتباطي 25 درصد و فضاهاي خدماتي 25 درصد خواهند بود. 

انواع كاربريها در سطح شهر و روستا

مسكوني :تراكم كم، تراكم متوسط، تراكم زياد، تراكم ويژه 
تجاري :مراكز تجاري شهر (بازار، دفاتر خدمات عمده فروشي، بانكها و غيره) 
مراكز تجاري محله‌اي و خرده فروشي (بازارهاي غيردائمي، بازار روز، هفتگي و ...) 
آموزشي :مهد كودك، كودكستان، دبستان، راهنمايي و دبيرستان 
آموزش حرفه‌اي :مراكز آموزش حرفه‌اي، هنرستانها، دانشگاهها و مراكز آموزش پس از دبيرستان و عالي 
فرهنگي :اماكن تاريخي و فرهنگي (موزه، كتابخانه، سالن اجتماعات و ....) 
مذهبي :مسجد، حسينيه، تكيه، امامزاده و اماكن مذهبي اقليتها 
خدمات جهانگردي :هتل، مهمانسرا، مسافرخانه، اردوگاههاي جهانگردي و رستوران، قهوه‌خانه و پذيرايي 
درماني :بيمارستان، درمانگاه، خانه بهداشت، مراكز پزشكي و .... 
بهداشتي :حمام عمومي، آبريزگاه، رختشويخانه و .... 
ورزشي : تاسيسات ورزشي (استاديوم، سالن سرپوشيده و ...) و فضاهاي ورزشي روباز 
اداري :مراكز اداري دولتي، نهادهاي عمومي و مراكز اداري خصوصي 
فضاي سبز :فضاهاي سبز عمومي (پاركها)، فضاهاي تفريحي و بازي بچه‌ها، فضاهاي سبز حفاظت شده (استحفاظي)، پاركهاي جنگلي، باغات و فضاهاي سبز خصوصي و مزارع و اراضي كشاورزي 
مناطق نظامي :مراكز نظامي و انتظامي، بسيج و نيروهاي مردمي 
صنعتي :مراكز صنايع سنگين، صنايع مزاحم (آلود‌ه‌زا)، صنايع سبك و كارگاههاي غيرمزاحم (غيرآلود‌ه‌زا) 
تاسيسات و تجهيزات شهري :مراكز تاسيسات شهري (آب، برق، تلفن، فاضلاب و ...) و تجهيزات شهري و آتش نشاني، مراكز جمع آوري و دفع زباله، كشتارگاه، غسالخانه، گورستان و ...) 
حمل ونقل و انبارها :پايانه‌ها، فرودگاه، تاسيسات بندري، گمرك، ايستگاه راه‌آهن، سردخانه،‌انبار، سيلو، پاركينگهاي عمومي و ... 

پارامترهاي مطالعات جمعيتي و اقتصادي 

تعداد مرگها × تعداد تولد‌ها
100 * ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــ ميزان رشد طبيعي
جمعيت ميانه سال

جمعيت مردان
100 * ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــ نسبت جنسي
جمعيت زنان

100×(جمعيت شش ساله و بيشتر : باسوادان) = ضريب باسوادي

جمعيت
ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ = تراكم خالص 
محدوده اراضي مسكوني

جمعيت
ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــ = تراكم ناخالص
مساحت اراضي محدوده زيستي و مسكوني و ...

جمعيت شهر
ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــ = بار تكفل
شاغلين

حقوق شهري :
تعريف علم حقوق :حقوق علمي است كه درباره روابط افراد يك جامعه با يكديگر و با دولت و نهادهاي دولتي آن كشور، و نيز روابط افراد يك كشور با افراد كشورهاي ديگر و دولت‌هاي ديگر و همچنين روابط كشورها و دولت‌هاي مختلف با يكديگر و با مجامع و مراجع بين‌المللي بحث مي‌‌كند. 
حقوق شهري شاخه‌اي است منشعب از حقوق اساسي و حقوق اداري كه هر دوي آنها از شاخه‌هاي حقوق داخلي عمومي محسوب مي‌شوند، و موضوع آن رابطه مردم شهر با شهرداري، و حقوق و تكاليف آنها در برابر يكديگر، تعيين هدف‌ها و وظائف و روش انجام آنها، اداره امور شهر و كيفيت نظارت شهرداري بر رشد موزون و هماهنگ شهر مي‌باشد. 

تعريف شهرداري و فلسفه تشكيل آن :

شهرداري سازماني است كه سكنه يك شهر، با استفاده از حقوق طبيعي خود و اختياري كه قانون به آنها اعطاء نموده است، به منظور ايجاد و اداره كردن تاسيسات عمومي، و وضع و اجراي نظامات شهري، و تامين نيازمنديهاي مشترك محلي بوجود مي‌آورند، و به آن اختيار و نمايندگي مي‌دهند، تا هزينه خدماتي را كه به عهده آن واگذار گرديده است با اسلوبي منطقي و عادلانه بين سكنه شهر و استفاده كنندگان توزيع و سرشكن نموده و از آنها وصول كند، و در صورتيكه هر يك از آنها از پرداخت سهمي كه بايد پرداخت كنند خودداري، و يا نظامات شهري را رعايت نكنند، با استفاده از قوه قهريه كه به حكم قانون بوسيله مردم شهر به آن داده شده است آنها را وادار بپرداخت سهم خود و رعايت نظامات و مقررات شهري بنمايند. 
شهرداري يك شركت و يا سازمان تعاوني است كه مردم يك شهر عموماً سهامداران قهري آن مي‌باشند. سهامداران از ميان خود عده‌اي را به عنوان نماينده خود در شوراي شهر (مانند هيئت مديره شركت تعاوني) انتخاب نموده اداره امور شهر را به آنها مي‌سپارند و از آنجا كه بعضاً نمايندگان اطلاعات لازم را براي اداره كردن شهر و درك مسائل پيچيده آن نداشته و فقط بعلت اينكه طرف اعتماد مردم شهر هستند انتخاب شده‌اند، لهذا فردي را به عنوان شهردار (مشابه با مدير عامل در شركت‌هاي تعاوني) انتخاب و اداره امور شهر را بعهده او واگذار نموده، خود در كار او نظارت مي‌نمايند. 
لزوم شكل گيري شهرداري (فلسفه تشكيل شهرداري) :مردم شهر داراي نيازهاي مشتركي دارند كه هر يك به تنهايي قادر به تامين آنها نيستند و يا تامين هزينه‌هاي آنها به صورت انفرادي بسيار سنگين است كه از عهده همه كس ساخته نيست و گاهي ممكن است مرغوبيت و مطلوبيت كافي نيز نداشته باشد. آب تصفيه شده، نظافت عمومي، آتش نشاني، تاسيسات و تجهيزات شهري، ايجاد معابر عمومي، فضاهاي سبز عمومي، نظافت و زيبايي شهر. 
مديريتشهري ايران در طول تاريخ داراي دامنه متنوعي از وظايف بوده و بر اين اساس دارايساختار سازماني و اداري متفاوتي است. در اين ميان آنچه که تعيين کننده وظايف و ساختار سازماني مورد نياز براي اجرايوظايف بوده ‌است ماهيتي از بالا داشته و در واقع سياست‌ها و تصميمات مرکز تعيينکننده است . اقدام براي ايجاد يک مديريت شهري هماهنگ در تهران در سال 1253 شمسي با تشکيلشوراهاي شهر مرکب از مقامات حکومتي و شهروندان صاحب نام آغاز شد، ولي يک سال بعد بابرچيده شدن اين مجموعه، شوراها کارايي خود را عملاً از دست دادند.
تهران همچون بيشتر شهرهاي اسلامي در خاورميانه، داراي تقسيمات شهري بر مبنايمذهب و اصناف بوده‌ ا‌ست به طوري که اصناف و گروه‌هاي مذهبي، همسايگي و قومي بهصورت خودگردان مسئوليت انجام پاکيزگي خيابان‌ها، اجراي مقررات شرعي و قانوني را درسطح محلي بر عهده داشتند. 
ايجاد شهرداري يا بلديه به سبک جديد را مي‌توان معاصر با آغاز مشروطيت دانست کهنهادهاي استبدادي جاي خود را به نهادهاي مردمي دادند. با تصويب اولين قانون بلديهدر سال 1286 (هـ.ش) سنگ بناي اوليه تأسيس شهرداري‌ها در ايران گذاشته شد. قانونتشکيل بلديه مشتمل بر 108 ماده بود که از قوانين کشورهاي انگلستان و بلژيک اقتباس ودر قانون مذکور، تشکيل يک انجمن بلديه منتخب پيش‌بيني شده بود. اين انجمن بايد يکسازمان اجرايي به عنوان اداره بلديه تشکيل مي‌داد و مصوبات انجمن بلديه بايد بهتصويب حکم (استاندار) و در برخي موارد به امضاي وزير داخله مي‌رسيد.
مرجع حل اختلاف ميان انجمن و استاندار، وزير داخله و در برخي موارد مجلس بود. اين قانون، شهرداري را به عنوان شخصيت حقوقي تلقي مي‌کرد و رياست شورا که عنوانسنتي کلانتر را با خود داشت و معادل شهرداري امروزي بود، عهده‌دار مسئوليت شهردارينيز بود.هدف اصلي مجلس از تأسيس شهرداري‌ها، حفظ منافع شهرها و پاسخگويي به نيازهايشهروندان بود. تصميمات شوراي شهر بايد به تصويب حکمران مي‌رسيد و هنگام بروزاختلاف، حاکميت بر عهده وزير امور داخله يا مجلس بود و به اين ترتيب قرار بودشهرداري تهران به صورت يک سازمان نسبتاً خودگردان تأسيس شود.
شهرداري تهران تا سال 1349 که طرح جامع تهران تهيه و به تصويب انجمن شهر وشوراي عالي شهرسازي و معماري ايران رسيد انسجام قابل ملاحظه‌اي نداشت. اين طرح کهدو محدوده را براي تهران- يک محدوده خدماتي و يک محدوده توسعه 25 ساله- تعريفمي‌کرد، شهرداري را موظف به پياده‌کردن طرح جامع در چارچوب محدوده فوق كرد.
از آنجايي که شهرداري تهران با سيستم تشکيلاتي قديمي بود که بيشتر براي انجامخدمات شهري و تأسيساتي محدود به وجود آمده بود قادر نبود از لحاظ تشکيلاتي جوابگويمسائل شهري و نيازهاي طرح جامع براي پاسخگويي به آنها باشد، ايجاد شورايي تحت عنوان«شوراي نظارت بر گسترش شهر تهران» پيشنهاد شد. در اين دوره وظايف و اختيارات شهرداري تهران عمدتاً در سه مکان مختلف «شورايعالي شهرسازي و معماري»، «شوراي نظارت بر گسترش شهر تهران» و در «شهرداري تهران»پراکنده مي‌شد. بدين ترتيب استقلال نسبي شهرداري در عمل بيشتر محدود، اداره امورشهري پراکنده و امور برنامه‌ريزي بلند مدت از عهده شهرداري خارج بود. ويژگي‌هاي اصل مديريت شهري در تهران در دوران بين دو انقلاب را مي‌توان به شرحزير خلاصه نمود:
۱-افزايش پيچيدگي سازماني که از رهگذر آن شهرداري رشد کرد و به يک تشکيلات بزرگديوان‌سالاري بدل شد.
۲-افزايش توانمندي‌هاي فني
۳-نبود پاسخگويي دموکراتيک(به استثناي شوراي شهر که نامرتب و گاهي بحث‌برانگيز بود)
۴-نبود خود مختاريمالي، زيرا بودجه شهرداري را دولت مرکزي تنظيم مي‌کرد.
۵-فقدان خود مختارياداراي حتي با وجود پيش‌بيني‌هاي قانوني.
۶-محدود بودن دامنه فعاليت‌ها بهتأمين خدمات اساسي شهري و تأسيسات زير بنايي
۷-فقدان مديريت متمرکز و هماهنگيامور شهري، به اين معنا که چندين وزارتخانه و سازمان دولتي به همراه شهرداري مديريتشهر را بر عهده داشتند.
۸-نبود اختيارات لازم براي برنامه‌ريزي بلند مدت وجامع.
۹-عدم مشارکت مردم در زمينه امور شهري نهادها و جا نيفتادن مجراهايارتباطي جهت مشارکت مردم
در نخستين طرح توسعه پس از انقلاب، مشکلات ساختاري توسعه شهري به طور خلاصهعبارت بودند از فقدان مقايسه‌هاي ضروري براي به حرکت واداشتن منابع غير‌دولتي، نبودتعادل و توازن در سيستم شهري، ناکارايي قوانين و مقررات و عدم اجراي طرح‌هاي جامعو...
بدين لحاظ در سال 1369 با شروع مديريت جديد در شهرداري، مرحله‌اي تازه درتاريخ شهرداري آغاز مي‌شود و ديدگاه نويني در مديريت شهر تهران مطرح مي‌شود. براساساين ديدگاه شهرداري تهران به عنوان سازماني خودکفا از لحاظ تشکيلاتي، فني و مالي درنظر گرفته مي‌شود و در اين دوران همراه با بازسازي به هنگام نمودن تشکيلات داخلي ونيروي انساني در شهرداري، به تدريج پاره‌اي از فعاليت‌هاي سازمان‌هاي وابسته بهشهرداري به بخش خصوصي واگذار مي‌گردد.
با اقدام به تهيه طرحي راهبردي توسط شهرداري تحت عنوان برنامه اول شهرداري تهرانيا «تهران 80» در طي سال‌هاي 80-1375 مشکلات اصلي شهر تهران در 6 گروه: کمبودسرمايه، رشد شهر، آلودگي زيست محيطي، نبود حمل و نقل عمومي مؤثر، ناکارايي نظاماداري و نبود سيستم‌هاي اطلاع‌رساني که به افزايش ترددهاي درون شهري منجر مي‌شودطبقه‌بندي مي‌شوند. در اين طرح، سياست تمرکز‌زدايي و تقويت دولت محلي به عنوان يکياز اهداف اصلي طرح مطرح مي‌شود.
از ديدگاه شهرداري شهر ايده‌آل با شش ويژگي: شهر پاک، شهر سبز، شهر روان، شهر بافرهنگ غني، شهر پويا و شهر با بافت سنتي و مدرن شناخته مي‌شود. هر چند طرح تهران 80نيز، تا حدودي نيازهاي يک جامعه شهري مطلوب را به تصوير مي‌کشد اما در آن براي فقر،نابرابري‌ها و بي‌عدالتي اجتماعي، برنامه‌اي ارائه نمي‌شود هم چنين با تشويق بخشخصوصي به سرمايه‌گذاري در امور شهري به عنوان يکي از سياست‌هاي طرح، دسترسي اقشارآسيب‌پذير به خدمات شهري محدود‌تر مي‌گردد و به تشديد نابرابري‌ها دامنمي‌زند. بدين ترتيب اين طرح از نظر دست‌يابي به اهداف توسعه پايدار شهري، بانارسايي‌ها و کاستي‌هايي مواجه مي‌شود.
هر چند حدود يک قرن از تشکيل شهرداري در کشور ما مي‌گذرد ولي امروزه در اذهانمردم، شهرداري‌ها فقط متولي امور بر جاي مانده‌اي هستند که ديگر دستگاه‌ها حاضر بهانجام آنها نيستند و در اصل مي‌توان گفت که در ايران شهرداري‌ها بيشتر متولي سختافزار شهر به شمار مي‌آيند (کالبدي- فيزيکي) و در زمينه برنامه‌ريزي و نرم‌افزارشهري (برنامه‌ريزي استراتژيک و اجتماعي) دخالت چنداني ندارند. هر چند در سال‌هاياخير شهرداري‌ها در زمينه‌هاي فرهنگي و اجتماعي نيز فعاليت‌هايي را آغاز نموده‌انداما براي پاسخگويي به مطالبات فزاينده فرهنگي و اجتماعي شهروندان ضروري است تااسباب و تمهيدات لازم فراهم آيد.
بدون شک همگام با تغيير و تحولات جهاني و از جمله تغييرات شتابان شهري و تغييرشاخص‌هاي جمعيتي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي شهرها و با نگاه به تحولات سياسي واجتماعي جامعه ايران، به ويژه تشکيل شوراهاي اسلامي شهر و روستا و مشخصاً به منظورپاسخگويي به خواسته‌هاي جمعيت شهرنشين در عرصه‌هاي فرهنگي و اجتماعي ضروري است کهحاکميت کلان سياسي جامعه به کارآمد شدن و کوچک شدن بدنه شهرداري ياري رساند وبسترها و زمينه‌هاي آن را فراهم سازد.
شهرداري‌ها از جمله نهادهايي هستند که مي‌توانند جوابگوي مطالبات فراوان فرهنگيو اجتماعي اقشار و طبقات مختلف شهري و سازمان دهنده امور فرهنگي و اجتماعي شهرهاباشند. جهت گسترش نقش و تأثيرگذاري شهرداري‌ها در امور فرهنگي و اجتماعي لازم استشرايط آن اعم از شرايط قانوني، پذيرش اصل فايده‌مند بودن ورود شهرداري‌ها در اينزمينه از سوي نهادها و سازمان‌هاي دولتي مرتبط، بالا بردن ظرفيت‌هاي فکري، مالي وانساني شهرداري‌ها، مشارکت قاعده‌مند شهروندان در امور فرهنگي و اجتماعي و در نهايتتحقق مديريت واحد شهري فراهم شود.
در اين ميان نقش نهادهاي ملي همچون مجلس (قوه مجريه)، به خصوص در آستانه تشكيل سومين شوراهاي اسلامي شهر و توجه بيشتر به اين نهاد مردمي در اين زمينه مي‌توانداثري تعيين کننده داشته باشد. شهرداري كاملترين سازمان محلي در ايران است زيرا : 
-تصويب بسياري از امور آنها از جمله تصويب بودجه و عوارض وصولي آنها با نظارت شوراي شهر انجام مي‌شود. 
-حساب درآمد و هزينه هر يك از آنها جداگانه توسط آنها نگهداري مي‌شود. 
-عهده‌دار تعداد قابل توجهي از خدمات محلي مورد احتياج ساكنان شهر مي‌باشند. 

روشهاي انتخاب شهردار در دنيا؛

- سيستم شهردار ـ شوراي شهر كه مردم شهر شهردار و اعضاي شوراي شهر را جداگانه انتخاب مي‌نمايند و شهردار منتخب، رياست شورا را بعهده دارد. 
- سيستم شورايي مطلق كه اعضاء شورا هر كدام مسئول بخشي از كارهاي شهرداري مي‌باشد. 
- سيستم شوراي شهر ـ شهردار كه مردم اعضاء شورا را انتخاب مي‌كنند و شوراي شهر يك نفر را به عنوان شهردار برمي‌گزيند. 

شوراهاي اسلامي شهر
امروزهشهرها تنها ديگر به مثابه مراكز اقتصادي – سياسي و اجتماعي محسوب نمي‌شوند. شهرها را ديگر نمي‌توان محل تمركز افرادي محسوب كرد كه به قصد تجارت يافعاليت‌هاي سياسي – اجتماعي گردهم آمده‌اند، بلكه امروزه شهرها به مفهوم باستانيخود بيشتر نزديك شده‌اند. در جهان جديد شهرها دولت‌هاي كوچك و خردي هستند كه بطورمستقل اداره مي‌شوند و قوانين و مقررات خاص خود را دارند.
اگر چه آنان تحت سيطره حكومت‌هاي مركزي و تحت حمايت آنانند، اما مديريت‌هايمحلي در اين شهرها، چنان قدرتمند و پرنفوذ است كه تصور دولت شهرهاي باستاني جانمي‌گيرد.
شايد بتوان اين رويكرد را مفهومي از مديريت واحد شهري دانست كه در بسياري ازكشورهاي جهان تجربه و به كار گرفته مي‌شود. اگر چه سال‌هاست كه نبود مديريت واحد درشهرهاي بزرگ كشور از جمله تهران موجب بروز مشكلات متعدد مي‌شود، اما با محوري شدنبحث‌ها پيرامون اين موضوع و آمادگي شهرداري‌ها براي پذيرش مسئوليت‌هاي 22گانه،گام‌هاي موثري در تحقق اين امر برداشته شده است.
شورا به عنوان اركان انكارناپذير مديريت شهري، بي‌ترديد بازوان پرتواني براياداره شهرهاي بزرگ هستند. مسلماً شوراهاي شهر كه منتخبان اجتماعي مردمند، مي‌توانندگام‌هاي موثري در تحقق مديريت واحد شهري داشته باشند، چرا كه ظرفيت شوراها، تنهامحدود به وضع قوانين و تصويب آنان در حوزه شهر نيست، بلكه شوراها توان و قدرتفعاليت بيشتري دارند و در اداره شهر، بي‌ترديد مي‌توانند موثرتر باشند.
ممكن است در نگاه اول شوراها را آنگونه كه قانون مشخص كرده، تا به امروز چندانپويا ندانست، اما آنچه از پيش‌بيني‌هاي قوانين موضوعه برمي‌آيد، اين است كهبي‌ترديد، شوراها، تا به امروز تنها در بخشي از مسئوليت‌ها و وظايف خود به فعاليتپرداخته‌اند و بخش قابل توجهي از توانايي‌هاي بالقوه آنان هنوز به كار گرفته نشدهاست.
در صورتي كه دولت بر مديريت‌هاي محلي و تمركززدايي تاكيد داشته باشد و در اينراستا بسياري از مسئوليت‌هايي را كه در شهرها در اختيار شهرداري‌ها نيست به آنانواگذار كند، شوراها فرصت بروز بسياري از توانايي‌ها را باز‌مي‌يابند و در عرصهمديريت كلان‌شهري، قابليت‌هاي تازه‌اي را بروز مي‌دهند.
در دوره گذشته شوراها، كمتر اتفاق افتاده بود كه آنان به نحو جدي در مديريت شهرتاثير داشته باشند و بيشتر ناظر بر فعاليت شهرداري قلمداد مي‌شدند، اما با تحققمديريت واحد شهري شايد شوراها امكان فعاليت‌هاي گسترده‌ اجتماعي را بازيابند وبتوانند به عنوان بازوان پرتوان جامعه گامي جدي در پويايي شهر بردارند.
براي آ‌نكه اين مهم به دست آيد،‌‌ نيا زمند ا قدام جدي شورا ها در عرصه اجتماعيهستيم. ترديدي نيست كه در طول سال‌هاي گذشته، شوراها توانايي ساماندهي به مشكلاتاجتماعي را يافته اند و بيش از پيش در كسب تجارب گوناگون موفق بوده اند.بر همين اساس، انتظار مي‌رود ظرفيت‌هاي شوراها هرچه بيشتر امكان بروز در مديريتشهري را بيابد.

مديريت شهري و نقش شوراها

گذار از مديريت آمرانه شهرها در كشورهاي پيشرفته، چندين دهه است كه پشت سر نهاده شده و بي‌آنكه سياست، وجه غالب آن شناخته شود، اداره امور شهرها در اين كشورها به نهادهاي مردمي و تخصصي و منتخبان آنان سپرده شده است كه با عنوان«انجمن‌ها»و يا«شوراهاي شهري و محله‌اي» اداره امور شهرها را در دست دارند و با توجه به شناخت ويژگي‌هاي اجتماعي، اقتصادي، محيطي و كالبدي شهرهاي خود، فعاليت‌هاي عمراني و رشد و توسعه آنها را به دقت، كنترل و هدايت مي‌كنند . 
وجود اين انجمن‌ها و يا شوراها در كشورهاي توسعه يافته، در عين حال جلوه‌اي از دموكراسي و يا مردم سالاري نيز شناخته مي‌شود و امكان مشاركت عمومي در توسعه و عمران جوامع انساني را بدون مداخله مستقيم دولت‌ها و سياستمداران فراهم مي‌سازد . تجارب به دست آمده از حضور فعالانه انجمن‌ها و شوراها در هدايت و كنترل توسعه شهرها در كشورهاي توسعه يافته، آشكارا نشان مي‌دهد كه با نهادينه شدن آنها و بهره‌گيري از كارشناسان مختلف، روز به روز از دامنه مشكلات و تنگناها كاسته شده و بستر مناسب براي زندگي و فعاليت در اين جوامع فراهم آمده است.
سابقه بهره‌گيري از اين تجارب جهاني در ساختار مديريتي شهرهاي كشورمان به سال‌هاي قبل از انقلاب باز مي‌گردد كه طي آن به تقليد از كشورهاي توسعه يافته،« انجمن‌هاي شهري» تشكيل شد. اين انجمن‌ها بيشتر جنبه صوري داشتند و در فعاليت‌هاي عمراني و توسعه شهرها نتوانستند نقشي به عهده داشته باشند. از اين رو، با پيروزي انقلاب، بحث شوراها از عمده‌ترين مباحثي بود كه افكار عمومي را در كشورمان به خود جلب ساخته بود و همين امر نيز سبب شد كه مواد100تا107 قانون اساسي به مسئله شوراها اختصاص داده شود، اما وجود عوامل متعددي از جمله تحمل خسارت هشت سال جنگ ويرانگر، مانع تحقق تشكيل شوراها در شهرها و روستاهاي كشورمان شد. با اين حال، با برگزاري انتخابات و نخستين شوراهاي شهري و روستايي در سال1378 طلسم تشكيل اين نهادها در كشورمان شكسته شد و دومين دوره آن نيز از سال1382 با ساختاري متفاوت از دوره نخست فعاليت خود را آغاز كرد كه با نزديك شدن به پايان دوره فعاليت آنها، اكنون در آستانه انتخابات سومين دوره فعاليت‌هاي اين شوراها قرار گرفته‌ايم.
البته بررسي چند و چون نتايج حاصل از فعاليت دو دوره شوراها در كشورمان، خود حديث مفصلي است، اما با نگاهي اجمالي به ساختار و عملكرد آنها در شهرها و به ويژه در تهران و ساير كلان شهرهاي كشور ملاحظه مي‌كنيم كه وجه غالب فعاليت اين شوراها طي هر دو دوره عمدتاً سياسي بوده است تا عمراني و اجرايي. علت آن را نيز مي‌توان پر رنگ بودن حضور افراد سياسي وابسته به جريان‌هاي فكري و سياسي مختلف موجود جامعه در ساختار اين شوراها دانست.
البته، هر چند كه كنترل فعاليت‌هاي عمراني و توسعه شهرها، امري جدا از سياست و سياستگذاري نيست، اما بايد توجه داشت كه عرصه سياستگذاري و عرصه اجرايي و مديريت شهري، دو مقوله كاملاً متفاوتي هستند و در اين زمينه، افراد سياسي مي‌توانند با حضورشان در عرصه تصميم‌گيران پيگير اهداف و مقاصد خود در امر توسعه و عمران باشند نه در عرصه‌هاي اجرايي و مديريت شهري. هر چند كه ممكن است يك فرد سياسي، در مديريت اجرايي نيز موفقيت‌هايي داشته باشد، اما در تعميم اين ويژگي، همراه نمي‌توان افراد سياسي را مديران اجرايي موفقي دانست و يا بالعكس.
علاوه بر اين تجاربي حاصل از فعاليت دو دوره شوراهاي شهري و روستايي، به ويژه در تهران به عنوان نماد كلي مديريت شهري كشور نيز نشان مي‌دهد كه دغدغه‌هاي بيروني و تنش‌هاي دروني آن، عمدتاً دلايل و جنبه‌هاي سياسي داشته است تا ابعاد مديريتي و اجرايي! در عين حال، امكان و تمهيد حضور افراد در شوراهاي شهري نيز همواره از جنبه‌هاي سياسي و عقيدتي مدنظر قرار گرفته است نه از جنبه‌هاي تخصصي و كارآمدي افراد. اين امر، خود موجب تقويت حضور افراد سياسي با گرايش‌هاي ويژه در شوراهاي شهري شده و به جاي شكل‌گيري شوراهاي شهري متخصص و كارآمد در هدايت و كنترل توسعه شهرها، به تشكيل نوعي نهادهاي مديريتي در تكوين اهداف سياسي منجر شده‌اند.
بديهي است چنين شيوه‌اي در تشكيل نهادهاي شوراي شهري، موجب كاهش مشاركت عمومي در مديريت شهري و حتي كاهش ميزان مشاركت در انتخابات اعضاي شوراها مي‌شود. چرا كه انتظار عمومي از شوراهاي شهري، ايجاد پايگاهي براي فعاليت‌هاي سياسي افراد و ايجاد آمريت جديد نيست، بلكه انتظار موجود در اين عرصه، پاسخگويي افراد منتخب به نيازهاي عمومي شهروندان در زمينه رفع مشكلات متعدد شهري و ايجاد بستري براي زندگي راحت و فارزغ از دغدغه‌هاي موجود است. بالطبع چنين انتظاري زماني مي‌تواند برآورده شود كه مديريت اجرايي، با نيازها و خواسته‌هاي عمومي شهروندان همسو و هماهنگ باشد و تنها به عنوان يك بازوي سياسي در معادلات سياسي عمل نكند. به طور حتم، آشكار شدن زمينه‌هايي، خود موجب مشاركت گسترده شهروندان در عرصه انتخابات شوراها به ويژه سومين دوره شوراهاي شهري و روستايي نيز خواهد شد.

وظايف قانوني و عرفي شوراهاي اسلامي شهرها :

- انتخاب شهردار 
- نظارت برحسن اجرا و اداره شهر توسط شهردار و شهرداري 
- رسيدگي به شكايات مردم و برقراري ارتباط مردم و شهرداري 
- ارتقاء و سطح بينش مردم با توجه به مردمي بودن شوراها درخصوص انجام هرگونه فعاليت در امور خريد، ساخت و ... در سطح شهر با آگاهي و هماهنگي شهرداريها. 
- تقويت مشاركت مردم در امور شهر و شهرداري و نيز شراكت بخش عمومي (مردم) و شهرداري در زمينه فعاليتهاي عمراني شهر. 
- هدايت سرمايه گذاريهاي مردم در جهت فعاليتهاي عمراني شهر و آباداني آن با رعايت سود عادلانه بين مردم و شهرداري. 
- مطالعه، بررسي، تنظيم و تصويب قوانين و مقررات روزآمد و كارآمد براي اداره شهر با رعايت حقوق مردم و شهرداري. 
- ارائه ايده‌هاي نو و پويا جهت ايجاد محيط شهري سالم و مناسب براي زندگي همه اقشار جامعه و فراهم كردن شرايط توسعه پايدار شهر. 
- ارتقاء سطح اطلاعات مردم در خصوص مزايا و رعايت مصوبات و ضوابط شهرسازي و معماري شهر اعم از طرحهاي مصوب و رعايت نقطه نظرات فني و مهندسي ساخت و ساز و ... 
- تصويب طرحهاي شهري اعم از طرحهاي تفصيلي و ساير طرحهايي كه مراحل بررسي و تصويب قانوني آنها سپري گرديده و همچنين اولويت بندي طرحها و پروژه‌هاي ياد شده. 
- تنظيم و تصويب بودجه شهرداري. 
- تقويت و تشويق سازمانها، ارگانها دولتي و عام المنفعه در جهت احياء ارزشهاي اسلامي وقف زمين و ابنيه و هديه اراضي و مالي جهت شكل گيري مراكز خدمات عمومي شهرها 
شهرداري‌ها مكلفند درمورد حريم شهر اقدامات زير را بنمايند : 
· تعيين حدود حريم و تهيه نقشه جامع شهر سازي با توجه به توسعه احتمالي شهر. 
· تهيه مقرراتي براي كليه اقدامات عمراني از قبيل قطعه بندي و تفكيك اراضي، خيابان كشي، ايجاد باغ و ساختمان، ايجاد كارگاه و كارخانه و همچنين تهيه مقررات مربوط به حفظ بهداشت عمومي مخصوص به حريم شهر و با توجه به نقشه عمراني شهر. 

انواع شهرها :

كلان شهر؛ به مجموعه‌اي از نقاط شهري گفته مي‌شود كه ارتباطات متقابل بين‌ آنها حاكم است و يك پهنه بزرگ شهري را تشكيل مي‌دهند، نقاط اين مجموعه داراي فواصل نزديك به هم هستند و يا به همديگر چسبيده‌اند بنحوي كه بعضاً هيچگونه گسستگي فضايي بين آنها مشاهده نمي‌گردد و معمولاً به وسيله تابلوها جدايي محدوده‌ها از همديگر اعلام مي‌گردد. كلان شهر در تعاريف قانوني به عنوان مجموعه شهري نيز شناخته شده است. 
مادر شهر؛ كانون و مركز مجموعه شهري معمولاً شهر بزرگي است كه از نظر اجتماعي ـ اقتصادي به عنوان نقطه جاذب قوي محسوب مي‌شود به همين لحاظ نقاط پيراموني را در حوزه نفوذ خود قرار مي‌دهد، مادر شهر از نظر خدمات و امكانات و ساير عوامل برتر از نقاط پيراموني محسوب مي‌شود و نقاط پيرامون كاملاً وابستگي به مادر شهر دارند. حد جمعيتي اين شهرها حدود 500 هزار نفر به بالا مي‌باشد. 
شهرهاي ميانه؛ شهرهاي ميانه، كانونهاي زيستي شهري هستند كه حد وسط مادر شهرها و شهرهاي كوچك قرار مي‌گيرند، بنحوي كه در اين نقاط زمينه‌هاي رشد و توسعه فراهم شده است. حد جمعيتي شهرهاي ميانه حدود 100 هزار نفر تا 500 هزار نفر مي‌باشد. 
شهرهاي كوچك؛ اين شهرها مراحل رشد خود را آغاز كرده‌اند اما توسعه‌هاي كالبدي و فيزيكي آنها به صورت بطئي و تدريجي انجام مي‌شود، محدوده جمعيتي آنها بين 20 هزار نفر تا 100 هزار نفر تعريف مي‌گردد. 
روستا ـ شهرها؛ اين نقاط، روستاهايي بوده‌اند كه داراي حداقل ويژگيهاي حاكم بر شهر مي‌باشند و مرحله شناخت شهر نائل شده‌اند اما مراحل آغازين خود را براي تحول اساسي در پيش دارند عمدتاً خصلتهاي زندگي روستايي در ابعاد مختلف اجتماعي، اقتصادي و كالبدي براي آنها حاكم است. معمولاً اين نقاط در محدوده جمعيتي 10 هزار نفر و كمتر قرار مي‌گيرند. 

تقسيمات كالبدي شهرها ؛

واحد همسايگي؛ از تلفيق تعدادي از واحدهاي مسكوني كه در پيرامون همديگر قرار دارند و به لحاظ اجتماعي ـ فرهنگي تا حدودي هويت آنها براي همديگر شناسايي شده است و با همديگر ارتباط دارند يك واحد همسايگي تشكيل مي‌شود. 
بلوك شهري؛ به محدوده‌اي از شهر گفته مي‌شود كه توسط محورهاي ارتباطي نسبتاً مهم از بقيه قسمتهاي شهر جدا شده باشد. بلوك شهري صرفاً به لحاظ انتزاع كالبدي قابل تعريف است. 
محله شهري؛ به محدوده‌اي از شهر گفته مي‌شود كه از لحاظ اجتماعي ـ اقتصادي و يا ويژگيهاي كالبدي و محيطي داراي هماهنگي باشد بنحوي كه اين هماهنگي سبب تمايز آن نسبت به ساير محدوده‌ها و قسمتهاي شهر شود. 
ناحيه شهري؛ از تلفيق چندين محله شهري يك ناحيه شهري تشكيل مي‌گردد، كه محدوده و مرز ناحيه توسط عوامل قابل شناسايي شامل محورهاي ارتباطي، عوارض مصنوعي مشخص و عوامل طبيعي مي‌تواند معلوم و مشخص گردد. 
منطقه شهري؛ از تلفيق چندين ناحيه يك منطقه شهري شكل مي‌گيرد، كه منطقه بخش قابل توجهي از وسعت يك شهر را تشكيل مي‌دهد عوامل مصنوعي و طبيعي قابل اتكا مانند محورهاي ارتباطي مهم دروني شهر و نيز عوارض طبيعي رودخانه، ناهمواري، نهر، مادي و ... به عنوان لبه‌هاي قابل تعريف محدوده و مرز مناطق شهري محسوب مي‌گردند. 

انواع طرحهاي توسعه شهري و منطقهاي
طرح كالبدي ملي 
با هدف مكانيابي براي گسترش آينده شهرهاي موجود و ايجاد شهرها و شهرك‌هاي جديد،‌پيشنهاد شبكه شهري آينده كشور يعني اندازه شهرها، چگونگي استقرار آنها در پهنه كشور و سلسله مراتب ميان شهرها به منظور تسهيل و مديريت سرزمين و امر خدمت رساني به مردم و پيشنهاد چارچوب مقررات ساخت و ساز در كاربري‌هاي مجاز زمين‌هاي سراسر كشور 
طرح جامع سرزمين 
طرح جامع سرزمين، طرحي است كه شامل استفاده از سرزمين در قالب هدفها و خط مشيهاي ملي و اقتصادي از طريق بررسي امكانات و منابع و مراكز جمعيت شهري و روستايي كشور و حدود و توسعه و گسترش شهرها و شهركهاي فعلي و آينده و قطبهاي صنعتي و كشاورزي و مراكز جهانگردي و خدماتي بوده و در اجراي برنامه هاي عمراني بخشهاي عمومي و خصوصي ايجاد نظم و هماهنگي نمايد.
طرح كالبدي منطقه‌اي 
با هدف مكانيابي براي گسترش آينده شهرهاي موجود و ايجاد شهرها و شهرك‌هاي جديد،‌پيشنهاد شبكه شهري آينده كشور يعني اندازه شهرها، چگونگي استقرار آنها در پهنه كشور و سلسله مراتب ميان شهرها به منظور تسهيل و مديريت سرزمين و امر خدمت رساني به مردم و پيشنهاد چارچوب مقررات ساخت و ساز در كاربري‌هاي مجاز زمين‌هاي سراسر كشور تهيه مي‌گردد.
طرح توسعه و عمران (جامع) ناحيه‌اي 
اين طرح در اجراي وظايف محول شده در قانون تغيير نام وزارت آباداني و مسكن به وزارت مسكن و شهرسازي و تعيين وظايف آن - مصوي 1353- و تصويبنامه شماره 70971/ت407 ه مورخ 5/11/1373 هيات وزيران، به منظور تدوين سياست‌ها و ارائه راهبردها در زمينه هدايت و كنترل توسعه و استقرار مطلوب مراكز فعاليت، مناطق حفاظتي و همچنين توزيع متناسب خدمات براي ساكنان شهرها و روستاها در يك يا چند شهرستان كه از نظر ويژگي‌هاي طبيعي و جغرافيايي همگن بوده و از نظر اقتصادي، اجتماعي و كالبدي داراي ارتباطات فعال متقابل باشند، تهيه مي‌شود.
طرح ساماندهي فضا و سكونتگاه‌هاي روستايي :
طرحي است كه به منظور توسعه هماهنگ و موزون فعاليت‌هاي كشاورزي، صنعتي و خدماتي از طريق توزيع مناسب جمعيت و استقرار بهينه خدمات در محيط‌هاي روستايي و حمايت از اجراي آن تهيه مي‌شود. محدوده هر يك از اين طرح‌ها در طرح ناحيه‌اي مربوط تعيين مي‌شود. 
طرح مجموعه شهري 
اين طرح بر اساس مصوبه شماره 9860/ت 15311/ه مورخ 13/8/1374 هيات وزيران براي شهرهاي بزرگ و شهرهاي اطراف آنها تهيه مي‌شود. از آنجا كه شهرهاي بزرگ با شهرها و نقاط پيرامون خود داراي ارتباطات قوي عملكردي هستند و تقريباً تمام مسائل شهرهاي يك محدوده با همديگر ارتباط دارند و شهر بعنوان يك سيستم مي‌باشد كه داراي ارتباط قوي با محيط پيراموني است، هرگونه تصميم گيري در خصوص اين كلان شهرها به صورت مجزا امكان پذير نيست، بنابراين طرحهايي تحت عنوان طرحهاي مجموعه شهري تهيه مي‌شود كه نگرش يكپارچه به اين گونه شهرها دارند. 
طرح جامع شهر 
طرح جامع شهر عبارت از طرح بلند مدتي است كه در آن نحوه استفاده از اراضي و منطقه‌بندي مربوط به حوزه‌هاي مسكوني، صنعتي، بازرگاني، اداري و كشاورزي و تأسيسات و تجهيزات و تسهيلات شهري و نيازمنديهاي عمومي شهري، خطوط كلي ارتباطي و محل مراكز انتهايي خط (ترمينال) و فرودگاهها و بنادر و سطح لازم براي ايجاد تأسيسات و تجهيزات و تسهيلات عمومي مناطق نوسازي، بهسازي و اولويتهاي مربوط به آنها تعيين مي‌شود و ضوابط و مقررات مربوط به كليه موارد فوق و همچنين ضوابط مربوط به حفظ بنا و نماهاي تاريخي و مناظر طبيعي، تهيه و تنظيم مي‌گردد. طرح جامع شهر بر حسب ضرورت قابل تجديدنظر خواهد بود. 
طرح تفصيلي 
طرح تفصيلي عبارت از طرحي است كه بر اساس معيارها و ضوابط كلي طرح جامع شهر نحوه استفاده از زمين‌هاي شهري در سطح محلات مختلف شهر و موقعيت و مساحت دقيق زمين براي هر يك از آنها و وضع دقيق و تفصيلي شبكه عبور و مرور و ميزان تراكم جمعيت و تراكم ساختماني در واحدهاي شهري و اولويتهاي مربوط به مناطق بهسازي و نوسازي و توسعه و حل مشكلات شهري و موقعيت كليه عوامل مختلف شهري در آن تعيين مي‌شود و نقشه‌ها و مشخصات مربوط به مالكيت بر اساس مدارك ثبتي تهيه و تنظيم مي‌گردد. 
طرحهاي بهسازي، نوسازي، بازسازي و مرمت بافت‌ها 
طرحهاي بهسازي، نوسازي، بازسازي و مرمت بافت‌ها طرح‌هايي هستند كه براي بهسازي، نوسازي و بازسازي محلات شهر اعم از قديم، جديد و يا مساله‌دار به عنوان طرح تفصيلي بخشي از بافت موجود شهر تهيه مي‌شوند. 
طرح آماده‌سازي توسعه‌هاي جديد در شهرها 
اين طرح‌ها شامل مجموعه عمليات لازم براي مهيا نمودن زمين جهت احداث ممكن و تأسيسات لازم مربوط مطابق قانون زمين شهري و آيين نامه‌هاي اجرايي آن است و به عنوان طرح تفصيلي توسعه‌هاي جديد شهري تهيه مي‌گردد. 
طرح هادي شهري 
طرح هادي شهري عبارت از طرحي است كه در آن جهت گسترش آتي شهر و نحوه استفاده از زمين‌هاي شهري براي عملكردهاي مختلف به منظور حل مشكلات حاد و فوري شهر و ارايه راه‌حل‌هاي كوتاه مدت و مناسب براي شهرهايي كه داراي طرح جامع نمي‌باشند، تهيه مي شود.
طرح شهرهاي جديد 
عبارت است از طرح‌هايي كه براي ايجاد شهرهاي جديد طبق تعريف ماده (1) تصويب نامه شماره 2340/ت276هـ مورخ 25/6/1371 در قالب طرح هاي كالبدي ملي و منطقه اي و جامع ناحيه‌اي ضرورت و مكان ايجاد آنها با سقف جمعيتي و نوع فعاليت معين به تصويب شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران خواهد رسيد و متعاقب آن و مانند ساير شهرها بايستي براي آنها طرح جامع و تفصيلي تهيه شود. 
طرح شهرك‌هاي مسكوني 
طرح شهرك‌هاي مسكوني طرحي كه براي ايجاد يك مركز جمعيتي جديد در خارج از محدوده قانوني و حريم شهرها ـ مصوب 1355 ـ تهيه مي شود. 
طرح ساير شهرك‌ها :
طرح‌هايي كه براي ايجاد شهرك غيرمسكوني با عملكرد خاص نظير صنعتي، توريستي، تفريحي و ... طبق مقررات و قوانين مربوط به آنها تهيه مي‌شوند. 
طرح هادي روستا 
عبارت از طرحي است كه ضمن ساماندهي و اصلاح بافت موجود ميزان و مكان گسترش آتي و نحوه استفاده از زمين براي عملكردهاي مختلف از قبيل مسكوني، توليدي، تجاري و كشاورزي و تأسيسات و تجهيزات و نيازمندي‌هاي عمومي روستايي را حسب مورد در قالب مصوبات طرحهاي ساماندهي فضا و سكونتگاههاي روستايي يا طرحهاي جامع ناحيه اي تعيين مي نمايد. 
طرح ويژه 
عبارت از طرح‌هايي است براي بخش‌هايي از كشور كه به علت وجود عوامل طبيعي يا ساخته شده و يا برنامه‌هاي جديد توسعه و عمران و تاثيراتي كه در منطقه حوزه نفوذ خود خواهند گذاشت واجد ويژگي خاص بوده و نياز به تهيه طرح براي توسعه هماهنگ در محدوده حوزه نفوذ عوامل مذكور دارند، تهيه مي‌شود. عنوان و محدوده اين طرح همزمان با تصويب ضرورت تهيه طرح، حسب مورد به تصويب شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران مي‌رسد. 

مراجع مسئول بررسي و تصويب طرحها : 
1 –شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران 

شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران بالاترين مرجع بررسي و تصويب طرحهاي كالبدي و فيزيكي در سطح كشور مي‌باشد كه به رياست وزير مسكن و شهرسازي و عضويت وزراي كشور، فرهنگ و ارشاد اسلامي، صنايع، نيرو، جهاد كشاورزي، راه و ترابري، دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح، رئيس سازمان مديريت و برنامه‌ريزي، رئيس سازمان حفاظت محيط زيست و يك نفر از اعضاء كميسيون مسكن و شهرسازي و راه و ترابري مجلس شوراي اسلامي تشكيل مي‌گردد. رئيس سازمان مهندسي كشور، معاونت عمراني استان ذيربط، شهردار شهر مربوطه نيز بدون حق راي نيز شركت مي‌كنند. دبيرخانه شوراي عالي تحت نظر معاون شهرسازي و معماري وزارت مسكن و شهرسازي فعاليت مي‌‌كند. 

اهم وظائف شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران

- هماهنگ سازي برنامه‌هاي شهرسازي به منظور ايجاد محيط زيست شهر، اعتلاي هنر معماري. 
- بررسي پيشنهادهاي لازم در مورد سياست كلي شهرسازي براي طرح در هيات وزيران. 
- اظهار نظر نسبت به پيشنهادها و لوايح شهرسازي و مقررات مربوطه. 
- بررسي و تصويب طرحهاي كالبدي ملي، منطقه‌اي، طرحهاي جامع ناحيه‌اي كه جمعيت ناحيه آن بالاتر از 400 هزار نفر باشد و يا شهر مركز استان در ناحيه مربوطه استقرار داشته باشد و نيز طرحهاي جامع شهري كه جمعيت آن بالاتر از 200 هزار نفر بوده و يا شهر مركز استان در آن قرار داشته باشد طرحهاي مجموعه‌هاي شهري (اصفهان، تهران، تبريز، مشهد و شيراز). 
- تصويب معيارها و ضوابط و آئين نامه‌هاي شهرسازي. 

2 –شوراي شهرسازي و معماري استان ؛

اين شورا در مركز استانها تشكيل مي‌گردد و نمايندگان استاني وزارتخانه‌هايي كه درشوراي عالي شهرسازي و معماري عضويت دارند در آن شركت مي‌كنند. وظائف در مقياس پايين‌تر تقريباً همانند شوراي عالي شهرسازي و معماري ولي در سطح استان است كه موارد اساسي و مهم به شوراي عالي ارجاع مي‌گردد ـ بررسي و تعريف اوليه طرحهاي جامع ناحيه‌اي، طرحهاي مجموعه شهري، طرحهاي جامع شهري و رسيدگي به امور شهرسازي و معماري در مقياس استان از وظائف اصلي شوراي شهرسازي و معماري استان مي‌باشد كه به رياست معاونت عمراني استانداري و دبيري سازمان مسكن و شهرسازي تشكيل مي‌گردد. 

مرجع بررسي طرحهاي تفصيلي ؛ 
بررسي و تصويب طرحهاي تفصيلي شهري و تغييرات آنها در هر استان به وسيله كميسيوني به رياست استاندار و به عضويت رئيس شوراي شهرستان و شهردار و نمايندگان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مسكن و شهرسازي و نماينده مهندس مشاور تهيه كننده طرح و عضويت نماينده جهاد كشاورزي انجام مي‌شود. آن قسمت از نقشه‌هاي تفصيلي كه به تصويب شوراي شهر برسد براي شهرداري لازم الاجرا خواهد بود. تغييرات نقشه‌هاي تفصيلي اگر در اساس طرح جامع شهري موثر باشد بايد به تاييد شوراي عالي شهرسازي برسد. 

مرجع بررسي و تصويب طرحهاي خارج از محدوده قانوني و حريم شهر (كميسيون ماده 13)

اين كميسيون به رياست استاندار و متشكل از معاون عمراني استانداري كه در غياب استاندار قائم مقام او خواهد بود، رئيس سازمان مسكن و شهرسازي استان كه دبيري كميسيون را نيز به عهده خواهد داشت، رئيس سازمان جهاد كشاورزي، مدير كل دفتر فني استانداري، رئيس سازمان مديريت و برنامه‌ريزي استان، مدير كل راه و ترابري استان به منظور بررسي و اتخاذ تصميم در مورد پيشنهادهاي مربوط به احداث ساختمان و تاسيسات و ساير وظائف مقرر در آئين نامه مذكور در مركز هر استان تشكيل مي‌شود. مدير كل حفاظت محيط زيست و رئيس بنياد مسكن نيز عضو كميسيون مي‌باشند. 

مرجع بررسي طرحهاي هادي شهري 
طرح‌هاي هادي شهري و روستايي و همچنين طرحهاي ساماندهي فضا و سكونتگاه‌هاي روستايي پس از بررسي در كميته‌ فني استان به تصويب شوراي شهرسازي و معماري استان خواهد رسيد. كه اين طرحها پس از تصويب در كار گروه معماري و شهرسازي استان به تصويب شوراي برنامه‌ريزي استان كه دبيرخانه آن در سازمان مديريت و برنامه‌ريزي مي‌باشد نيز خواهند رسيد. 

سيرتحول تهيه طرحهاي توسعه شهري در جهان و ايران
تفكر در خصوص تهيه طرح براي شهر و بررسي ابعاد مختلف توسعه آتي آن از قدمت زيادي برخوردار نيست و واقعيت آن است كه با هريك از تقسيم بندي هاي انجام گرفته در اين خصوص مقايسه شود، مشخص مي گردد كه مدت زمان قابل تصور براي تفكر و تهيه طرح شهري حداكثر دو قرن است كه از اوايل قرن نوزدهم به بعد را شامل مي شود. بنابراين شهرسازي نسبت به برخي علوم ديگر از عمر كوتاهي برخوردار است و خصوصاً در جريان تحولات انجام گرفته در طول دو سده اخير نيز با نوساناتي مواجه بوده است كه بعضاً دگرگون كننده برخي بنيانهاي اساسي اين علم شده است. بنا به همين سابقه، شهرسازي از نظريه پردازي صرف در باب مباحث اجتماعي، اقتصادي و يا ايده آل گرايي و تخيل پردازي شروع و قريب يك قرن با اين شيوه تفكر تداوم مي يابد. (اوايل قرن نوزدهم با نظريات رابرت اوئن، شارل فوريه، ژول ورن، ژان باتيست گودن و ديگران) 
با شروع قرن بيستم و رواج تفكرات عملي مبني بر پوزتيويسم و اثبات گرايي تجربي حاكم بر علوم، تفكرات طرح شهري و توسعه آن نيز از قاعده كلي تبعيت مي كند و به همين دليل شيوههاي تفكر مباحث شهري يكباره از مسائل انتزاعي و كلي به موارد عيني و جزيي تبديل مي گردد و توجه به مسائل عمومي و روزمره همچون بهداشت، حمل و نقل، ميدان و فرم شهري جاي خود را به مسائل كلي همچون طبقه بندي نظام مسكن (نظريه رابرت اوئن 1771-1858 جامعه اشتراكي فالانستر (نظريه شارل فوريه 1838-1772) و طرح قصر اجتماعي (نظريه ژان باتيست گودن 1819-1888)مي دهد. 
وارد شدن عرضه مهندسي عمدتاً با مفهوم Civil در شهرسازي كه عموماً با ماهيت عمران و ساختمان سازي قابل بيان است، تغيير عميقي در انديشه و شيوه عمل شهرسازي به جـــاي مــي گـذارد و باعث مي شود كه ماهيتاً جايگاهي زميني پيدا كند و از تخيلات به واقعيات روزمره تغيير يابد. به همين دليل توجه به جنبه هاي كالبدي شهر هم در نقشه شهري (طرح خيابان بندي شطرنجي Grid Iron) و هم عناصر شهري (ميدان هاي بزرگ توسط بارن اوسمان) نمود مي يابد از اين مقطع اصول نظري شهرسازي مدرن پايه ريزي مي شود و توجه شديد به كميات معماري و جدايي فعاليت هاي شهري به عنوان يك اصل اجتناب ناپذير معرفي مي گردد (تفكرات لكر بوزيه 1965-1887). 
از طرف ديگر وقوع جنگ جهاني دوم و تبعات ناشي از تخريب همه جانبه شهرها در اثر جنگ، باعث شد كه توسعه شهري از نگاه تك بعدي به چند وجهي تغيير يابد و به همين دليل توجه به مشكلات شهري از نگاه جامع ديدن به همه مسائل شهري مطرح مي گردد. به اين اميد كه جامع بيني بتواند همه پيچيدگي هاي نظام شهري را حل كند و محققان مختلف هريك از فراخور علم مكتسب خود به شناخت و تحليل برسند. نتيجه نهايي اين تحول، اين بود كه امر شهرسازي جامعيت مي يابد و متخصصان اقتصاد، جامعه شناسي، جغرافيا، حقوق و ... علاوه بر معمار و مهندس قبلي براي تدوين طرح شهري فرا خوانده مي شوند و همين امر مقدمه اي بر تولد دانش شهرسازي در مفهوم آكادميك آن مي شود، شايد بتوان گفت كه ويژگي هاي اين دوره رجعت به دوران نخست شهرسازي است كه در آن تخصص هاي غيرفني در عرصه هاي نظري و خصوصاً با گرايش هاي اقتصادي، اجتماعي و مالي به ارائه ايده پرداختند. اما در عين حال به دليل تلفيق تخصص هاي گوناگون، نقش محوريت يك حرفه (اعم از معمار يا جامعه شناسي و اقتصاد) از بين رفته و تفكر جامع نگري در طرح هاي توسعه شهري گسترش مي يابد. 
از اوايل دهه 1970 ميلادي، ضرورت كاربرد روش هاي جايگزين مطالعات جامع در طرح هاي شهري مطرح مي گردد و تأكيد بر نظريات جايگزين، خصوصاً نظريه عمومي سيستمها عنوان مي شود. به عبارتي رابطه انسان با محيط (شهروند با شهر) و عناصر تشكيل دهنده سيستم شهري در شيوه جديد مطرح مي شود. از اين نظر نگاه به شهر همچون سيستمي پيچيده، احتمالي و در حال تكامل ديده مي شود كه استفاده از مباني نظري و روش هاي عملي آن در مطالعات شهري، اجتناب ناپذير است. توجه به شهر بايد همچون مجموعه اي از عناصر باشد كه با هم چنان در رابطه اي متقابل قرار مي گيرند كه تغيير در هر عنصر تشكيل دهنده مجموعه، موجـــب تغيير ساير عناصر و در نتيجه كل مجموعه مي شود. عناصر سيستمي كه در يك شهرقابل بررسي است شامل، انسان، فعاليت ها، مكان اختصاص يافته به آنها و ارتباطات مادي و غيرمادي است. 

مراحل تهيه طرح هاي توسعه شهري 
سيرتحول ديدگاه ها و روش هاي عملي حاكم بر طرح هاي توسعه شهري در كشورهاي مختلف (خصوصاً اروپاي غربي) طي دو قرن كه از آغاز پيدايش شهرسازي سپري شده است به 4 مرحله متفاوت به شرح زير قابل تقسيم است. 

مرحله اول (از 1800 تا 1900 ميلادي) 
در اين دوره، هنوز شهرسازي به عنوان حرفه اي مستقل به وجود نيامده است. عمده كساني كه در باره چگونگي توسعه شهرها نظر مي دهند. نظريه پردازان مسائل اجتماعي براي رفع مشكلات طبقات اجتماعي هستند كه با ذكر خصوصياتي در خصوص شهر مطلوب يا ايده آل خود نظر مي دهند و عموم ايده هاي مطرح شده كه به صورت اتويپا مطرح مي شود شهر مناسب را خارج از شهرهاي موجود مي داند و به همين دليل به شرايطي اصطلاحاً آزمايشگاهي مي انديشند كه براي تحقق شهر مورد نظر بايد هرگونه محدوديت و مانع به عنوان پيش فرض اوليه برداشته شده تا شهر ايده آل به صحنه ظهور برسد. بنا به همين دليل است كه بهترين نظريات مطرح شده اين دوره همچون شهر خيالي رابرت آوئن (1858-1771) و فالانستر شال فوريه (1838-1772) هيچگاه جنبه اجرايي پيدا نمي كند. زيرا بسياري از اين نظرات با پيش فرض تغيير شرايط وضع موجود و ساختارهاي حاكم بر نظامي است كه براساس ساختار سياسي ـ اقتصادي ناشي از تحولات انقلاب صنعتي به وجود آمده است و قاعدتاً تغيير آن از عهده يك شهر ساز صرف برنمي آيد. زيرا نقد آوئن از ليبراليسم اقتصادي حاكم بر جامعه آن روز و دفاع از طبقه كارگر و پيشنهادهايش در مورد اصلاحات، او را قبل از هرچيز در راس اتحاديه كارگري و نظريه پرداز سوسياليسم دولتي قرار مي دهد كه براي تحقق اين ايده به 12 هزار هكتار (معادل 30 هزار ايكر). 
نياز داشت تا در آن نقشه اي شطرنجي را ارائه كند و هركدام از خانه هاي شطرنج، پذيراي 1100 نفر در 400 تا 600 هكتار باشد، در عين حال نيز براي تحول اساسي شرايط و رفتار محرومان بايد آنان را از محيطي كه هم اكنون تأثير شومي بر آنها دارد بيرون كشيد و آنان را در شرايط مناسب براي سرشت طبيعي انسان قرار داد. شرايطي كه برازنده انسان و به نفع تمامي طبقات باشد. 
تأثير عميق انقلاب صنعتي كه با اختراع ماشين بخار جيمزوات شروع مي شود، به تدريج همه ساختارهاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي را تحت الشعاع قرار مي دهد و نظام شهري نيز از اين قاعده مستثني نمي شود زيرا شهرهاي اروپايي در اين دوره به سبب تأثيرات انقلاب صنعتي به گونه اي بي سابقه گسترش مي يابند. اين توسعه عمدتاً به طور بي رويه و بي ضابطه در حاشيه بافت منسجم شهري (ميراث قرون وسطي) در اطراف صنايع و خطوط آهن و توسط صاحبــان زمين حومه هاي نوساز شهري صورت مي گيرد، مقابله با اين شرايط نابسامان يكي از اهداف دولت هاي بورژوازي اين دوره قرار مي گيرد كه عموماً به ايجاد تسهيلات بهداشتي محدود مي شود. 
در عين حال در اواخر اين مقطع كه به نوعي نوزايي علم شهرسازي را پديده مي آورد. برخلاف آنچه كه در حومه هاي شهري بدون ضابطه و برنامه روي مي دهد، بازسازي مركز شهري در چارچوب هاي طرح هاي مدون صورت مي گيرد، اهداف و محتواي اين طرح ها از طرف هيأت حاكمه با توجه به نيازهاي جوامع و دولت هاي جديد تعيين مي شود و طي آن پيش بيني هايي براي ايجاد مراكز جديد اداري و خدماتي ، ميدان ها و شاهراه هاي جديد ارتباطي، پل ها، خطوط مترو راه آهن و تأسيسات زيربنايي آب و فاضلاب مي شود. عمده اين طرح ها با كمك تكنسين هاي جديدي به نام مهندس تهيه و اجرا مي شود و معماران اين قرن كه بيشتر سرگرم ساختن ابنيه تشريفاتي هستند با اين فعاليت ها بيگانه مي مانند. حومه هاي نوساز شهري نيز كه خيلي زود بخش اعظم ساختار شهر مدرن اروپايي را تشكيل دادند، خود به خود و بدون دخالت معماران توسعه مي يابند. به عبارتي زماني كه عواقب منفي اين حومه جزء لاينفك ساختار شهري مي شود، لزوم تدوين طرح براي آنها احساس مي شود. 
در بين نمونه هاي مطرح اين دوره بايد به طرح بارن اوسمان براي مركز شهر پاريس اشاره كرد كه الگويي براي بازسازي مراكز شهري در سايه كشورهاي اروپايي و به تدريج ساير كشورها مي شود. 

مرحله دوم (1950-1900) 
شروع قرن بيستم با تحولات زيادي در عرصه علوم همراه مي گردد، نظريات مبتني بر استدلال استقرايي و گسترش شيوه هاي تجربي در همه علوم باب مي شود و تدوين قواعد استدلالي براساس فلسفه علمي، اساس روش شناسي را تشكيل مي دهد. به طوري كه قواعد منطقي مبناي شناخت در فلسفه طبيعي برشمرده مي شوند. 
قاعده يكم: براي تعليل اشياء طبيعي، فقط بايد به عللي تمسك ورزيد كه هم صادق و هم براي تبيين ظواهر كافي باشند. 
قاعده دوم: بايد به معلول هاي مشابه، تا جايي كه ممكنست علل مشابه را نسبت داد. 
قاعده سوم: آن دسته از اوصاف كه در همه اجسام موجود در دسترس آزمايش يافت مي شوند و شدت و ضعف هم برنمي دارند مي بايد اوصاف همگاني جميع اجسام شمرده شوند. 
قاعده چهارم: احكامي كه از طريق استقراء عمومي و بر اثر كندو كاو در پديده ها به دست مي آيد درست است ونبايد به فرضيات مخالف اعتنايي شود. 
به تبع تدوين قواعد منطقي و احكام استدلال در همه علوم، در اين دوره اصول نظري شهرسازي مدرن شكل مي گيرد و همه صاحبنظران سعي در بيان تجارب استقرايي مبتني بر مصاديق علمي دارند. بنا به همين دليل است كه در اين دوره نظريات متعددي در باره شهرسازي مطرح مي شود كه برخي از آنان عبارتند از: 
· نظريه شهر خطي توسط آرتور سوريا. 
· نظريه شهر صنعتي توسط توني گارينه (1948-1869) 
· نظريه باغ شهر توسط ابنزر هاوارد (1928-1850) 
· نظريه شهر درخشان توسط لوكور برزيه (1965-1887) 
نيمه اول قرن بيستم علاوه بر ايجاد تأكيد انديشه هاي پوزيتويسمي و بروز دو جنگ جهاني، زمينه بيشتري را براي تفكر بيشتر و منطقي تر به مفهوم توسعه شهري ايجاد مي نمايد. به همين دليل كنگره چهارم معماري مدرن (سيام) كلاً به موضوع شهرسازي اختصاص مي يابد و طي آن يك الگوي نمونه براي تهيه نقشه هاي شهري ارائه مي گردد كه برطبق آن براي هر شهر بايد 3 نقشه تهيه شود. يكي براي نشان دادن شيوه استفاده از زمين، دومي براي نشان دادن وضعيت معابر و سومين نقشه براي تكميل موقعيت شهر با توجه به محيط اطراف آن. 
الگوي فوق الذكر مبناي تهيه طرح هاي توسعه شهري براي 33 شهر از جمله لندن، پاريس، برلين، ديترويت، مادريد مي گردد ولي اين الگو تنها نقشه هاي وضع موجود را نشان مي دهد، علاوه بر اين در فاصله دو جنگ جهاني، روش هايي كه براي سامان دادن شهرهاي بزرگ به كار گرفته مي شود، عمدتاً پراكنده و نامنسجم هستند و طرح هاي كلي شهري از محدوده مراكز شهري فراتر نمي روند. تنها تجربه 3 پايتخت اروپايي (آمستردام، پاريس و لندن) از اين قاعده مستثني است و طرح در محدوده اي فراتر از مركز شهري و به عبارتي منطقه پيرامون شهري مورد بررسي و پيشنهاد قرار مي گيرد. نكته مهم مرتبط با اين مقطع اين است كه شروع تجربه تهيه طرح توسعه شهري به صورت جامع و توجه به تخصص هاي مرتبط با مسائل شهري ولي جدا از آن همچون جمعيت شناسي، اقتصاد، حقوق و.... از اين زمان به بعد آغاز مي شود و حرفه شهرسازي برمبنـاي عام ديدن همه مسائل شهري از اين زمان شروع مي شود و متعاقباً نيز گسترش سريعي را در كشورهاي مختلف پيدا مي كند. از آنجايي كه اين روش مطالعه به عنوان نقطه عطفي در تاريخ مطالعات تهيه طرحهاي توسعه شهري شناخته مي شود، ضروري است كه به 3 طرح مهم كه با اين شيوه بررسي شده اند اشاره شود. 

طرح آمستردام (1939-1934) 
در سال 1934 براي پايتخت هلند به استناد قانوني كه براساس آن همه شهرهاي بيش از 10 هزار نـفـر موظف به تهيه برنامه هاي توسعه آتي شده بودند طرحي تهيه مي شود كه ويژگي كامل يك طرح جامع شهري را داراست .اين طرح به سبب آغاز جنگ جهاني دوم اجرا نمي شود و پس از اتمام جنگ نيز، طرح ديگري براي شهر تهيه مي شود كه در برخي بخش ها با طرح پيشين مغاير است. 

طرح پاريس (1939-1934) 
در سال 1934 كميسيون ويژه اي براي تهيه طرح پاريس و تعيين محدوده منطقه شهري آن تشكيل مي شود, تدوين كنندگان اين طرح كه براي تهيه و تصويب آن 5 سال زمان را صرف نموده اند. شكل توسعه چند مركزي طرح اوسمان را الگوي مناسب براي توسعه پاريس بزرگ تلقي نمودند. علاوه بر اين تعيين ضوابطي براي چگونگي استفاده از زمين و ضوابط ساختماني مناطق گوناگون، ضوابط تصميم گيري در باره مناطقي كه اهميت تاريخي و هنري دارند (كاخ ورساي و سن ژرمن) مجموعاً محتواي طرح پاريس بزرگ را تشكيل مي دهند. اين طرح نيز همچون طرح جامع آمستردام به علت شروع جنگ اجرا نمي شود و درسال 1956 طرح ديگري براي اين شهر تهيه مي شود كه درآن برخي سياست هاي طرح قبل از جنگ دنبال مي شود. 

طرح لندن بزرگ (1944) 
طرح لندن به خلاف دو طرح جامع پاريس و آمستردام بلافاصله بعد از جنگ جهاني دوم تهيه مـــــي شود، ايـــــن طـرح براساس شناخت دقيق شهر و اصولي كه كميسيون بارلو براي برنامه ريزي و طرح ريزي محـــدوده لندن و اراضي مجاور آن تدوين مي كند، تهيه مي گردد. در طرح لندن بزرگ كه توسط سرپاتريك ايبر كرامبي تهيه مي شود شكل فيزيكي توسعه متحدالمركز و استخوان بندي تاريخي آن در قرن سيزدهم حفظ مي شود و سياست اصلي طرح، تقويت شبكه حمل و نقل سريع از طريق شاهراه حلقوي براي جابجايي سريع، پيرامون حلقه سوم شهر لندن است. علاوه بر اين، تقويت خطوط راه آهن و مترو، احداث 8 فرودگاه دركنار شهرهاي اقماري و همچنين سياست هاي زير مدنظر قرار مي گيرد: 
-كاهش صنايع و اشتغال صنعتي در محدوده لندن واراضي مجاور آن. 
-كاهش جمعيت در لندن بزرگ 
-ايجاد مراكز جديد جمعيتي در نزديكي لندن 
-حفظ اهميت بندر لندن و كنترل قيمت زمين و نوسانات آن توسط طرح 
-ايجاد شهرهاي اقماري در محدوده هاي پيراموني شهر 

مرحله سوم (1970- 1950) 
مرحله سوم مطالعات توسعه شهري به زمان پس از جنگ جهاني دوم و نتيجه آن يعني تخريب وسيع بسياري از شهرهاي درگير جنگ بر مي گردد. آنچه كه از ويراني هاي به جاي مانده جنگ براي همگان عيان است، بازسازي و نوسازي سريع شهرها و استفاده از اصول نظري شهرسازي مدرن براي تهيه طرح هاي توسعه شهري است. ضرورت هاي ناشي از برنامه هاي بازسازي و كوشش براي رفع عدم تعادل هاي موجود در چگونگي استقرار و توزيع جمعيت، تأسيسات توليدي و خدماتي زيرساختي باعث توجه به برنامه ريزي و طرح ريزي كالبدي در سطوح منطقه اي و شهري نيز مي شود. در اين دوره مهمترين مشخصه هاي برنامه ريزي و طرح ريزي كالبدي در 2 عرصه مختلف به منصه ظهور مي رسد: 
1. طرح هاي توسعه شهري در قالب طرحهاي جامع، حاوي برنامه اي كلي و بلند مدت توسعه شهري براي دوره اي بلند مدت (عموماً 20 ساله) 
2. طرح هاي تفصيلي به عنوان ابزار اجرايي طرح هاي جامع و به عمل رساندن پيشنهادهاي طرح اهداف اصلي طرح هاي جامع شهري و متعاقب آن طرح هاي تفصيلي الهام گرفته از اصول شهرســـازي كاركردي كه در چهارمين كنگره بين المللي معماري مدرن در سال 1933 تدوين شده است بر مي گردد. دو اصل عمده اين دوره عبارتست از به نظم در آوردن فعاليت هاي عمده شهري (مسكن، كار، تفريح، ارتباطات) و استاندارد نمودن نيازهاي كمي و كيفي زندگي شهري با توجه به دو هدف فوق الذكر. بنابراين شهرسازي صرفاً موضوعي زيبايي شناختي و تك عملكردي نيست بلكه بايد ابعاد مختلف زندگي شهرنشينان رابراي رسيدن به رفاه بيشتر شامل شود. 
برمبناي اهداف و مباني نظري فوق الذكر، در نيمه اول قرن بيستم، نظريات متعددي شكل مي گيرد كه هركدام به گونه اي اصول سازماندهي كاركردي و فيزيكي شهر منظم و متعادل را ارائه مي كنند. از اين ميان نظريات منطقه بندي شهري (Zoning) و نظام سلسله مراتب تصميمات شهري در تحقق اصول شهرسازي كاركردي بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرند. و شهرهاي بسياري براساس اصول اين دو نظريه طرح ريزي مي شوند. از آنجايي كه دو عامل عمده اين مقطع زماني، طرح هاي جامع و تفصيلي هستند، در فصل بعدي به تشريح اهداف، مراحل و شيوه تهيه هريك به طور مفصل پرداخته مي شود. 

مرحله چهارم (1970- به بعد ) 
از اواخردهه1960 ناكامي طرح هاي جامع سنتي درتحقق اهداف و آرما نهاي طرح توسعه شهري از يك سو و رواج و گسترش ديدگاه هاي جديد برنامه ريزي و شناخت در علوم از سوي ديگر باعث مي شود كه ضرورت تغيير در شيوه مطالعه طرحهاي توسعه شهري به وجود آيد. به همين دليل، نخست برنامه ريزان شهري انگلستان با تأكيد بر نظريه عمومي سيستم ها، ضرورت كاربرد روش هاي سيستمي را در برنامه ريزي و طرح ريزي شهري مطرح مي نمايند و به دنبال آن تغيير در شيوه نگرش طرح هاي جامع سنتي كه به رابطه يك سويه عناصر مي پرداخت (مجرد ديدن اجزاي شهري و بررسي آنها بدون ارتباط با يكديگر) به متقابل ديدن عناصر تشكيل دهنده مجموعه تبديل مي شود. 
در نگاه جديد و با برداشت سيستمي، شهر همچون پديده اي پيچيده، احتمالي و در حال تكامـل مشخص مي گردد كه همواره پويا بوده و براي بررسي تحولات آن بايد پيش بيني را در قالب يك سيستم پويا جستجو نمود. براساس روش سيستمي، مراحل روند طرح ريزي چرخه پيوسته اي ازمراحل تحليل و جمع بندي است كه جايگزين روند استنتاجي مي شود. اگر در شيوه هاي سنــتي، مرحلــه شناخت و تحليل وضع موجود، مقدم بر جمع بندي قرار مي گرفت، در روش سيستمي تدوين اهداف براي محدوده مطالعه و گردآوري و مدل سازي اطلاعات و ارزيابي و اجراي راه حل جايگزين آن مي شود. به عبارتي فرآيند برنامه ريزي كه از هدف گذاري تا نظارت بر اجرا را شامل مي شود، در طرح هاي توسعه شهري جايگزين جامع بيني فاقد هدف مي گردد و شايد بتوان به جرأت اذعان كرد كه براي نخستين بار، طرح توسعه شهري از نقشه كالبدي به برنامه توسعه شهري تغيير مي يابد. ويژگي خاص شهرسازي اين مقطع زماني با توجه به جنبه هاي اتفاقي شهر و نگرش مبتني بر شرايط عدم قطعيت، محدوديت دانش بشري و نهايتاً نيز محدوديت اختيارات و كنترل انساني است. به همين دليل در ديدگاه جديد تعريف انسان و برنامه ريزي براي او بدين گونه بيان مي شود: 
انسان در شرايطي كه دانش وي كامل نيست عمل مي نمايد. به علاوه انسان اغلب از لحاظ اولويت ها دچار كشمكش بوده و در مقابل آنها غيرمنطقي است، لذا قدرت انسان در محاسبه و كنترل خيلي محدود است و بي شك در شرايط عقلانيت محدود و عدم كمال اين رويه ادامه خواهد يافت. 
-اگر تجربه طرح جامع و نظريات مرتبط با آن دركشورهاي مختلف از جمله فرانسه، انگلستان و هلند، نقطه شروعي در شيوه عملكرد شهرسازي در دنياي مدرن تلقي مي شود، اما تحولات ايجاد شده در شيوه هاي علمي برنامه ريزي از دهه 60 به بعد كه شهرسازي را نيز با تغيير در رويكرد مواجه مي نمايد، نقطه عطف جديدي محسوب مي شود. به همين دليل در نظريات ارائه شده اين مقطع كه از سوي افرادي همچون پل ديويدوف، توماس راينر، آلت شولر و ديگران مطرح مي شود، مقوله توسعه شهري را با نگاه جديدي مطرح مي نمايد. در اين راستا تجربه بـــــرنامه ريزي سـنتي از نگاه جامع و فاقد هدف به انواع جديد برنامه ريزي كه مبتني بر درك شرايط موجود نظام شهري است تغيير مي يابد و اصطلاحاتي چون برنامه ريزي تصميم گير، برنامه ريزي روندي، برنامه ريزي جزء به جزء، برنامه ريزي اجرايي و سياستگزاري پديد ميآيند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

دیکانستراکتیویسم «Deconstruction» یا ساختار شکنی برای اولین بار در دهه های ۶۰ و ۷۰ توسط فیلسوف فرانسوی، الجزایری ژاک دریدا «Jacques Derrida» در عرصه فلسفه و ادبیات مطرح شد. دریدا گفتار فلسفی غرب را که در گفتار مقدم بر نوشتار است را زیر سوال برده و مفاهیم جدیدی را در رابطه با گفتار «speech» و نوشتار «writing» بیان می کند. او بین نوشتار و گفتار فرق می‌گذارد و می‌گوید در طول تاریخ غرب از افلاطون تا به حال، تأکید بر لوگوسانتریک بوده است؛ یعنی تاکید بر روی گفتار . به بیان دیگر تقدم گفتار بر نوشتار و وحدت میان دال و مدلول. یعنی هر جا دال می¬آید، مدلول هم باید باشد. این اساس لوگوسانتریسم است که دریدا این نظریه را نقد می‌کند.
معنی دکانستراکتیویسم در فرهنگ لغت «لیتره» در زبان فرانسوی در غالب سه معنا آورده شده است: اولین مورد اصطلاح دستوری آن است، به معنای بر هم زدن ساختار دستوری واژه‌های یک جمله . به عبارتی دیگر، اگر کلمات یک جمله را عوض کنید، آن جمله را دکانستراک کرده‌اید. معنای دوم، معنای باز کردن و پیاده کردن است، یعنی باز کردن و پیاده کردن قطعات یک دستگاه، برای حمل آن به جای دیگر. اما معنایی که خیلی به ژاک دریدا بسیار به آن توجه می‌کند، معنای «رفلکسیو» آن است؛ یعنی خودساختارشکنی که از خارج تحمیل نمی‌شود، بلکه ساختار، خود به خود تغییر پیدا می کند.
دیکانستراکتیویسم از اواخر دهه ۸۰ توسط معمارانی مانند پیتر آیزنمن «Peter Eisenman»، برنارد چومی «Bernard Chumi» و ... در معماری مطرح شد. دیکانستراکتیویسم سعی دارد تا ساختار اندیشه و نظم محوری را که به جهان ما تحمیل شده را تغییر دهد. چنین معنایی که از طریق ساختاری نظام یافته تحمیل می شود، تفسیرهای دیگری که در همان زمینه با اعتباری یکسان عرضه می شوند را سرکوب کرده و امکان تنوع فکری و ذهنی خارج از این چهارچوب را به خصوص از مخاطب می گیرد.
دیکنستراکتیویسم با نگاهی متفاوت ، قواعد زیباشناسانه معماری، بالاخص بیان و نضم فرمال و خطی را به چالش در آورده و بنیان فکنی می کند؛ رویکردی جدید در معماری جهت یافتن تعاریفی نوتر از درک مفاهیم زیبایی شناسی در گستره فرم و معنا. دوری از نظم دکارتی، هندسه، تجزیه فرم و فقدان هر گونه مرکزیتی با به کارگیری عناصر متضاد و ابهام در روابط بین آنها از خصوصیات این سبک به شمار می رود.
در مقایسه ای کلی می توان گفت که دیکانستراکتیویسم نیز مانند مدرنیسم و پست مدرنیسم، یک فرآوری جهانبینی و پارادایم ابژه محور است و بر همین اساس معماری خود را مطرح می کند. اما مساله حایز اهمیت، محدود کردن معماری به صرف دیدگاهی زیبایی شناسانه است. البته باید اذعان داشت که مسایل عملکردی و ساختاری معماری مدرن و توجه به جنبه های ظاهری و تزیینی در معماری پست مدرن در کنار نظریه های کانستراکتیویسم معماری را به چیزی کمتر از کلیتی که باید دارا باشد کاهش می دهند. تک تک این موارد به عنوان یک مهم می توانند در طراحی و ساماندهی فضا موثر باشند، اما نمی توان ماهیت معماری و نیازهای انسانی، اجتماعی را در این دیدگاه ها خلاصه کرد.
دیکانستراکتیویسم از اواخر دهه ۸۰ توسط معمارانی مانند پیتر آیزنمن، برنارد چومی و... در معماری مطرح شد. دیکانستراکتیویسم سعی داشت تا ساختار اندیشه و نظم محوری که گمان دارد به جهان ما تحمیل شده را تغییر دهد! چنین معنایی که از طریق ساختاری نظام یافته تحمیل می شود، تفسیرهای دیگری که در همان زمینه با اعتباری یکسان عرضه می شوند را سرکوب کرده و امکان تنوع فکری و ذهنی خارج از این چارچوب را بخصوص از مخاطب می گیرد.
● پیتر آیزنمن:
پیتر آیزنمن متولد ۱۱ آگوست سال ۱۹۳۲ در «Newjersey»، «Newark»، یکی ازمعماران مشهور قرن ۲۰ ام آمریکا است. این معمار در زمینه دیکانستراکشن فعالیت کرده و جزوگروه ۵ نفره «آیزنمن،چارلز گواتمی،جان هیداک،ریچارد میر و میشل گریوز» است که آثار خود را در سال ۱۹۶۹، درموزه هنرهای مدرن، در قالب ساختارشکنی مطرح کرده و متعاقبأ در سالهای بعد هر کدام شیوه های منحصر بفرد و آرمان گرایانه ای را توسعه داده اند. آیزنمن درجه لیسانس معماری خود را از دانشگاه Cornell University و فوق لیسانس معماری را از دانشگاه Columbia University، درجه فوق لیسانس هنر و دکترای خود را از دانشگاه University of Cambridge اخذ کرده است.
تئوری های وی در معماری، آزادی و استقلال رشته پژوهشی را دنبال می کند و کار او به منزله یک کوشش دائم به سوی فرم آزاد از تمام لحاظ است؛ تلاشی که درک آن برای بسیاری از افراد مشکل است. وی در آرا و اندیشه های خویش از فیلسوف فرانسوی، ژاک دریدا بسیار بهره جسته و نظریه ساختار شکنی در متن را در معماری وارد کرده و سعی می کند به مفاهیم و فضاهای جدیدی در معماری دست یابد.
آنچه در معماری آیزنمن، بسیار مورد توجه قرار می گیرد، تجزیه کردن فرم معماری از دیدگاه علمی و نظری است که متاسفانه بعد از ساخت بناهای وی، از لحاظ منتقدین و استفاده کنندگان برداشت و وجهه ای نا مناسب داشته است. به عنوان مثال دربنای مرکز هنری وکسنر «Wexner Center for the Arts» (۱۹۸۳-۱۹۸۹)، انتظار می رفت که به عنوان اولین بنای دیکانستراکتیویست عمومی، عنصری شاخص و منعکس کننده ایده های کانستراکتویستی در معماری باشد اما به خاطر غیر کافی بودن مشخصات مصالح، قرار گیری فضای نمایشگاه هنر های زیبا در معرض مستقیم نور خورشید و...، نتوانست انتظارات مخاطبین را از اولین بنای دیکانستراکتیویست عمومی برآورده سازد.
پیتر آیزنمن، به عنوان مدیر مسئول مجله معماری و مطالعات شهری، با نام «تضادها»، بیشتر از سایر معماران در طراحی و بکار بردن دیالکت تضادها در معماری کار کرده است. با این که مجله چندی است که متوقف شده اما معماری معاصر دائمأ با به هم خوردگی ها، پیوستگی، ناپایداری و بی ثباتی که معمولأ در کار آیزنمن اتفاق می افتد، طنین انداز بوده است. وی برنامه طراحی خود را برتئوری به دست آمده از اصول و عقاید معماری موجود در دنیای خارج و به طور قابل توجهی در فلسفه و زبان شناسی بنیان نهاده است و فرمولاسیون های به طور فزاینده پیچیده ای را در رابطه با فرآیندهای طراحی معماری مخصوصأ در رابطه با نقش ساختمان در جوامع پیشرفته امروزی ارائه کرده است.
اگرچه مفاهیم معماری که آیزنمن از آنها سخن می گوید، در طرحها و بناهای او به آسانی آشکار یا قابل مشاهده نیستند، ولی نسخه اصلی پیشگامان این سبک از لحاظ ادبیات معمارانه و تئوری های خاص آن به خود آیزنمن بر می گردد. وی به عنوان یک پست مدرنیست حساس طبقه بندی شده و فعالیتهای ادبی، طرح ها و بناهایش، او را در زمره چنین طبقه ای قرار می دهد که معماری را به عنوان متن در نظر گرفته است. طرح های او بنظر می رسد که مثل جامعه،خودش به تنهایی در یک حالت پدیداری ثابت یا حرکت و جنبش در یک پیشگرایی به سوی یک جریان جدلی از تضاد و فعل و انفعال پایه ریزی شده باشد.
با وجود آنکه سیاست پست مدرنیست یا سیاستهای دیکانستراکشن،دیکانسترالیس م یا پست استراکچرالیسم،تباهی و فروپاشی نمادگرایی و ساختار موجود را ترویج می دهد،
ولی آیزنمن هیچ جایگزینی نهایی را نوید نداده و یک کار تازه و جدیدی را پیشنهاد نمی کند.
آیزنمن از یک سری ساختار شبکه ای استفاده می کند که ایده اصلی او را سامان می دهد.او همچنین از یک سری جعبه هایی با خطوط مستقیم شبیه خانه هایی که در آن ها او طرحهای ابتکاری گوناگون را بررسی می کرد و به هم مرتبط می کرد.
بناها به طور خود مختار، خود مرجع و مستقل از زمینه انسانی یا عملکردی مثل عملکردهای فراگیر ریاضی دیده و تجربه می شوند.ساختارها کاملأ منطقی هستند ولی عاقلانه تر آن است که کاملأ خود مرجع باشد و به طور آگاهانه حساسیتهای انسانی، ظرافت، زیبایی و راحتی را بوجود آورد.
● خانه شماره ۲،پیتر آیزنمن۱۹۷۰
در این شیوه وابسته به زیباشناسی "پست فانکشنالیست یا نئو راسیونالیست" معمار بنا ،ساختمان را به عنوان ماهیت خانه می سازد.در عوض نامهای حساب شده" خانه۱،خانه۲،خانه۳،........" تحقیقات و بررسی های او را در طبیعت و معنای شکل معماری او را نشان می دهد . به جای مبنا قرار دادن طرح در عملکرد، با پیروی از فرم، خانه هایی که اصول ساختاری بخصوص را با عملکردهایی که با آن جور بیاید را پیدا کند تا جایی که بتواند.خانه مخصوص آیزنمن، برای ارائه جابجایی و بر انگیختن بی ثباتی تلاش میکند.
در تقارن با ریچارد ترات ولوری اولین،آیزنمن مرکز هنری وکسنر را در سالهای «۱۹۸۹-۱۹۸۳» ودانشگاه ایالت اوهایو را طراحی کرد که هر دو نماد «دیکانستراکتیویسم»در معماری هستند. زمانی که ساختمان در سال ۱۹۸۹ تکمیل شد، موزه هنر مدرن در نیویورک،دیکانستراکتیویسم را به عنوان سبک متداول کرده بود با نمایشگاه سال۱۹۸۸ وکاتالوگ معماری دیکانستراکتیویسم،که در آن کارهای آیزنمن در کنار کارهای فرانک گهری و رم کولهاوس و دیگران مشخصه آن بودند.
● مرکز وکسنر، پیتر آیزنمن۱۹۸۹
در واقع ساختمان وکسنر، به عنوان یک داربست با یک شبکه سه بعدی سفید که پدیدار می شود به عنوان ستون ساختمان زیر پوشش قرار می گیردو در زاویه ای بین ساختارهایی که از پیش وجود دارد و ناشناس هستند جریان دارد.این شبکه شطرنجی به عنوان یک معبر بین ساختمان موجود و گالری وکسنر که در امتداد قسمتی از فضای بنا که بیشتر زیر زمین وجود دارد، قرار گرفته است.
این چارچوب که با شبکه شهری کلمبوس نا آشناست،مرکز وکسنر و محوطه دانشگاه
را به آن سوی شهر پیوند داده و به طور با شکوهی شبکه شهری را به شبکه محوطه دانشگاه متصل می کند. معمولأ آیزنمن یک شبکه بر روی شبکه دیگربرای خلق یک پیوند پریشان کننده در سایت قرار می دهد.
بنا نشانه یک رودررویی است، تلفیق بین گذشته و آینده، شهر و محوطه دانشگاه که یک ارتباط موقتی ناامن هم با سایت و هم بدون سایت را نشان می دهد. این پرسش از گذشته راجع به آینده، از سایت و بنا و بدون بنا، ویژه معماری آیزنمن است و تا اندازه ای ادامه دارد. چارچوب شبکه سفید، که آینده را نشان می دهد در کرانه جنوبی با یک ساختار از بخش توده های آجری برخورد می کند که یادآور برجهای آرموری که تا قبل از نابودی در سال ۱۹۵۸ در نزدیکی آن قرار داشتند، است. برج اصلی این دانشگاه با فروپاشی و گسستگی که در آن وجود دارد، نقطه عطف این دانشگاه به شمار می رود.
در بررسی نمونه دیگری از ساخته های آیزنمن، با طرح برای بیو سنتروم یک مرکز تحقیقاتی برای دانشگا هی در فرانکفورت،به سوی خلاقیت جدید سایت حرکت کرد.علی رغم این دگرگونی،او یکبار دیگر سیستمی از تلفیق دوگانگی را شروع کرد.این بار بین معماری و زیست شناسی، با بهم خوردن ساختارهای آزمایشگاهی موجود ثانویه همتایی.
همانطوری که کنت فرامپتون متذکر شده است «در عوض ما با یک معماری مجازی مواجه هستیم،یک معماری ناطق جدید» که به موجب آن از طریق یک تغییر مناسب، یک سازه معمارانه موجب انعکاس بنیادی بین سیستم ساختمانی می شود.
ـ مسابقه برای خانه مجازی پیتر آیزنمن،۱۹۹۷ موسسه هنر و علوم استیتن آیلند،۱۹۹۷
از آنجایی که آیزنمن به تضاد،جابجایی، اتفاق شبکه، دستورات هندسی چند گانه ریاضیات،گشتاور مکان و دوران شکل علاقمند است ، به نظر می رسد که طراحی به کمک کامپیوتر(اتوکد) برای جهانی شدن کاملأ مناسب است.
این طرحها از مسابقه خانه مجازی در سال ۱۹۹۷،وقتی که در ارتباط با ارائه دهی برای انستیتو هنر و علوم استیتن آیلند دیده می شوند،حاکی از آن هستند که آیزنمن برای اینکه حضوری قابل ملاحظه در آن داشته باشد و در تئوری و شیوه معماری معاصر موثر باشد،به کار خود ادامه خواهد داد.
همانطوریکه کوینتر نوشته است «در یکی از کارهای آیزنمن ساختار همیشه از یک طرح اولیه که هم ترازی آن بهم خورده است سرچشمه می گیرد.»
همینطور گرافلند به این نتیجه رسیده است که در مقایسه با دریدا، آیزنمن از طرح به عنوان یک متن برداشت می کند و مفاهیم مورد نظر او در تحلیلی نشانه شناسانه از معماری کاسته نمی شود، افزایش و کاهش های جدید وجود دارد، یا به گفته آیزنمن، یک متن به یک حقیقت یا ارزیابی نهایی هدایت نمی کند، بر عکس به سوی یک نمایش نهایی از یک سری مفاهیم حرکت کرده و یک پروسه پایان ناپذیری را اعمال می کند.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

بازارهای موقوفه 
بازار در زبان پهلوي «واكار» و «وازار» آمده و به معناي محل داد و ستد و اجتماع است. اما امروزه بازار به مجموعه هاي مختلفي اطلاق مي شود كه علي رغم دارا بودن ويژگي هاي زماني، مكاني و ساختاري متفاوت، در همگي آنها داد و ستد جريان دارد. در اين مبحث و طرح، آنچه از بازار مورد نظر ماست، تنها معماري سنتي بازارهاي ايران (مجموع دكان هايي كه در فضايي سرپوشيده به يكديگر متصل مي شود و يا كوي و راسته سرپوشيده اي كه در دو سوي آن دكان ها ساخته شده است به اضافه بناهاي وابسته به آن، همچون سرا، تيمچه و ...) مي باشد كه از معروفيت جهاني برخوردار بوده و سياحان خارجي، شهرهاي كهن ايران را با توصيف آنها، در جهان شناسانده اند. خود بازار سابقه چند هزار ساله در تمدن ايران و جهان دارد. از همان هنگام كه انسان موفق به توليد محصول بيشتر از نياز خود گرديد و به فكر مبادله آن با ديگر محصولات و توليدات مورد نياز خود افتاد، مراحل شكل گيري بازار (هر چند به صورت ابتدايي) آغاز شد. براي اين منظور ابتدا فضاهاي بازي در مجاورت روستاهاي بزرگ را به اين كار اختصاص دادند كه در فصولي از سال و به تدريج در روزهايي از هفته، محل اجتماع، داد و ستد و مبادله منطقه مي شد. سپس با گسترش جوامع و مبادلات، زمان، مكان، شكل و ساختار آن نيز دچار تغيير و تحولات تكاملي گرديد و به تدريج از حالت موقت به دائمي و از وضعيت فاقد سرپناه و معماري به ساختارهاي معماري متشكل و دائمي تبديل شد. با توجه به آب و هواي ايران_ شدت گرما، سرما و ديگر عوامل نامساعد جوي_ساخت بازارهاي سرپوشيده بدان صورت كه امروزه شاهديم، راه حل بسيار شايسته اي براي ايجاد محيط مناسب جهت داد و ستد و همچنين فراهم ساختن آسودگي خاطر براي خريدار و فروشنده بوده و از طرف ديگر تأمين امنيت، كنترل و نظارت بر اين بازارها به راحتي صورت مي گرفته است. با توجه به منابع مكتوب تاريخي، در سده هاي نخستين اسلامي، بازارهاي پررونقي در شهرهاي ايران وجود داشته كه عمدتاً به صورت سرپوشيده ساخته شده بود. معماري بازار در دوره سلجوقي، همانند ديگر بخش هاي معماري، پيشرفت بسياري داشت. هر چند يورش، غارت و ويرانگري هاي مغولان، بسياري از بازارهاي ايران را به خرابي كشاند، اما در اواخر اين دوره و عهد غازان خان و الجايتو و وزيران آنها، بازارهايي در شهرهاي مهم اين دوره ساخته شد. ساخت بازارها در دوره صفوي فزوني گرفت و تا اواخر دوره قاجاريه ادامه يافت، به طوري كه امروزه عمده آثار باقي مانده از بازارهاي تاريخي مربوط به دوره صفوي و بعد از آن است. در دوره اخير (از اوايل دوره پهلوي به بعد) به جهت پيشرفت ها و تغيير و تحولات اقتصادي و اجتماعي بازارهاي سنتي توان تطابق با تحولات جديد را نداشته و كارايي خود را تا حدود زيادي از دست داد و بدين ترتيب ساخت بازار به شيوه سنتي متوقف شد. مجموعه بازار در شهرهاي قديمي ايران علاوه بر كاركردهاي اقتصادي و تجاري، در زمينه هاي مختلف اجتماعي، مذهبي و سياسي نقش غيرقابل انكاري داشته و به همراه مساجد جامع، بخش مهم و مركزي بافت شهرهاي قديم را به وجود مي آورده است. بازارها در شهرهاي قديم معمولاً در ارتباط با راه هاي ارتباطي و دروازه اصلي شهر، مسجد جامع و ميدان اصلي شهر شكل گرفته و به تدريج گسترش مي يافت. وضعيت، وسعت و رونق هر بازار نيز در ارتباط مستقيم با وضعيت، وسعت و رونق شهر قرار داشت. با گسترش بازار نيازهاي جديدي به وجود مي آمد كه منجر به پيدايش فضاها و بناهاي وابسته اي در مجموعه بازار مي گرديد، از جمله سراياخان، تيمچه، خانبارها، بناهاي حكومتي مرتبط با بازار (ضرابخانه، تشكيلات انتظامي) كارگاه هاي توليدي و خدماتي و بناهاي عمومي ديگري چون مسجد، حسينيه، آب انبار، حمام، قهوه خانه و غيره، بازارهاي اوليه بيشتر متشكل از يك راسته اصلي و يا دو راسته عمود بر هم، با بناهاي مجاور بوده كه به تدريج در محور طولي و گاه در همه جهات گسترش مي يافت. بازارهايي كه بيشتر در جهت طولي و راسته اصلي گسترش مي يافت، همانند بازار زنجان و خوي، متأثر از آب و هواي سرد منطقه بود. بازارهاي طولي داراي يك راسته اصلي و چند راسته فرعي است اما انواع ديگر مي تواند چندين راسته اصلي و تعداد زيادي راسته فرعي داشته باشد. مجموعه بازارهايي كه در طول زمان شكل گرفته اند (بازار اصفهان، بازار تهران، بازار تبريز و ...) طبيعتاً از نقشه و طرح خاصي برخوردار نيستند، اما بازارهايي كه در يك دوره خاص ساخته شده اند (بازار وكيل شيراز، بازار لار، بازار گنجعلي خان كرمان و تعدادي از بازارهاي شهرهاي كوچك)، از طرح و نقشه نسبتاً منسجمي برخوردارند. بخش ها و راسته هاي مختلف بازار با توجه به صنفي كه در آنجا فعاليت داشت نامگذاري مي شدند (مانند بازار كفاشان، مسگران، بزازان و زرگران) و يا براساس باني آن (مانند بازار ساروتقي اصفهان، بازار گنجعلي خان و بازار امير تبريز) و يا براساس قوميت و كيش بازرگانان (بازار تبريزي ها، بازار هندوها و بازار زرتشتيان) و يا به مناسبت هاي ديگر تعدادي از اين بازارها و دكان هاي آنها موقوفه بوده و درآمد آنها صرف مساجد، مدارس، تكايا، بيمارستان ها و ساير امور خيريه مي شده و مي شود.بازار تبريز و دكان ها و سراهاي وقفي آن اين مجموعه بزرگترين و يكي از زيباترين مجموعه بازارهاي تاريخي ايران است كه در طي سده هاي مختلف تاريخي، مركز عمده تجاري منطقه و فراتر از آن، محسوب مي شده است. شهر تبريز به جهت موقعيت ممتاز خود در كنار شاهراه هاي مهم ارتباطي شرق به غرب و شمال به جنوب، در طول تاريخ خود ارتباط هاي مستمري، از شمال با منطقه قفقاز و ماوراء آن_روسيه و اروپاي شرقي_ از شمال غرب با آسياي صغير و از آن طريق با اروپا، از شرق و از طريق جاده ابريشم با ممالك شرق تا چين و از طريق جنوب با نقاط ديگر فلات ايران و منطقه خليج فارس، داشته است.همين موقعيت سبب شده اين شهر از سده هاي نخستين اسلامي به يكي از مراكز مهم مبادلات مختلف تجاري، فرهنگي، علمي، سياسي و تكنولوژيكي تبديل شود. اين ارتباط همچنين نقش ويژه اي در رشد و شكوفايي شهر تبريز و فرهنگ و تمدن آن داشته است. از ميان ارتباط هاي مذكور، ارتباط هاي تجاري از جايگاه ويژه اي برخوردار است به طوري كه تبريز در طي سده هاي مختلف به عنوان يكي از مهمترين مراكز مبادلات تجاري در ايران و جهان مطرح شده و بازارهايش از رونق و فراواني ويژه اي برخوردار گرديده است. رونق اين بازار از يك طرف به جهت انبوهي كالاي متنوعي بود كه از ساير نقاط ايران و جهان در آنجا گرد آمده و از طرف ديگر به جهت كالاها و توليداتي بود كه در خود شهر و منطقه آن به دست مي آمد. چنين موقعيت، رونق و اهميتي، سبب شكل گيري نوع خاصي از معماري براي بازار شده كه خود بر اهميت و جايگاه بازار افزوده است. اين شيوه معماري بعدها در ديگر شهرهاي ايران به كار گرفته شد.



بازار اردبيل و دكاكين رقبات وقفي آن:
مجموعه تاريخي بازار اردبيل در ميانه شهر و در طرفين خيابان امام خميني(ره) واقع شده و به جهت قدمت و دارا بودن معماري سنتي، از بازارهاي تاريخي و جالب توجه ايران به شمار مي آيد كه چون ديگر بازارها مشتمل بر راسته ها، تيمچه ها، سراها و مسجد و گرمابه است.
بازار اردبيل از سابقه طولاني و درخشاني برخوردار است. مقدسي واصطخري (قرن چهارم ه ق) بازار اردبيل را به شكل صليبي توصيف مي كنند كه در ميانه آن مسجد قرار داشته است (ظاهراً در تقاطع دو راسته اصلي بازار، چهار سوقي و در مجاورت اين چهار سوق مسجدي قرار داشته است) بازار اردبيل در قرن ۷ و ۸ ه ق نيز از رونق فراواني برخوردار بود، اما رونق اصلي آن مربوط به دوره صفويه است. در اين دوره به جهت اينكه اردبيل خاستگاه سلاطين صفوي، مركز ديني و همچنين جايگاه مقابر شيخ صفي الدين اردبيلي و ديگر گذشتگان سلاطين صفوي بود، شهر و بازار آن از اهميت و رونق خاصي برخوردار گرديد. براساس محتواي كتاب «صريح الملك» كه به شرح جزئيات و مشروح موقوفات بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي، در قرن دهم هجري و زمان شاه طهماسب صفوي پرداخته، بازار اردبيل در آن زمان از رونق زيادي برخوردار بوده و دكان هاي متعددي كه تعداد آنها از صدها باب تجاوز مي كرد، از طريق نيابت توليت آستانه بقعه شيخ صفي الدين خريداري شده و وقف بقعه مي شود. از جمله اين موقوفات مي توان به بازار بقالان، كرباس فروشان، قصابان، بازار منادي گاه مشرف به باب طوي، چهار سوي بازار و بازارچه هاي ميخچه گران، خفافان، خراطان، سراجان، حدادان، بازار واليه الالواح، بازار قيصريه و همچنين ده ها سرا و تيمچه اشاره كرد . بازار تهران و سراها و تيمچه ها و دكاكين وقفي آن مجموعه بازار تاريخي تهران در ضلع جنوبي خيابان ۱۵ خرداد، حد فاصل اين خيابان با خيابان هاي مولوي، خيام و ۱۷ شهريور و در بافت قديمي و تاريخي شهر واقع گرديده و همچون گذشته مهمترين مركز تجاري و بازرگاني است و به همراه ديگر بناهاي تاريخي محدوده خود (مسجد امام، مسجد جامع و...) از مجموعه هاي مهم تاريخي و هنري شهر تهران محسوب مي شود. با توجه به مدارك و شواهد موجود، بناي اوليه بازار مربوط به دوره شاه طهماسب صفوي و همزمان با ساخت برج و بارو و دروازه هاي شهر تهران (در حدود سال هاي ۴۸-۹۳۰ ه ق) مي باشد. در اين زمان همزمان با ساخت حصار و دروازه هاي چهارگانه تهران (بعدها دو دروازه ديگر بدانها افزوده شده)، بناهاي حكومتي و عمومي نيز در داخل حصار و حول محور ميداني كه بعدها سبزه ميدان كنوني جايگزين آن شد، ساخته شدند. كاخ ها و بناهاي حكومتي در جانب شمالي ميدان و بازار و مسجد جامع در جانب جنوبي ميدان قرار داشت (مشابه وضعيت موجود) دسترسي به بازار از طريق ضلع جنوبي ميدان صورت مي گرفت. ظاهراً چهار بازار لباف ها، كرجي دورها، سراج ها و نعل چي ها، قديمي ترين بخش بازار تهران است. در دوره شاهان بعدي صفوي و كريم خان زند هر چند تهران و بازار آن مورد توجه بود اما رشد و گسترش تهران و بالتبع مجموعه بازار مربوط به دوره قاجاريه و به پايتختي برگزيده شدن تهران توسط آغامحمدخان قاجار است. خود آغامحمدخان قاجار فرصت چنداني براي كارهاي عمراني در تهران به دست نياورد اما جانشين وي فتحعليشاه، اقدامات عمراني گسترده اي در تهران صورت داد كه از آن جمله است مجموعه كاخ ها، بازار، مسجد شاه (امام) به نوشته صنيع الدوله، چهارسوي بزرگ و كوچك بازار تهران نيز در زمان فتحعليشاه قاجار (اولي به سال ۱۲۲۲ ه ق و دومي به سال ۱۲۴۲ ه ق) ساخته شده است. در اين زمان، مجموعه بازار به طرف شمال غرب و غرب توسعه پيدا كرد؛ به طوري كه به تدريج حد فاصل بين ارك و مسجد جامع به بخش پررونق بازار تبديل گرديد و معروف ترين و معتبرترين سراها و تيمچه ها در اين محدوده فعاليت مي كردند. به نظر مي رسد مسجد جامع در شكل گيري شبكه بازار (همانند ديگر شهرهاي تاريخي) سهم عمده اي داشته است. مرحله دوم رشد و گسترش مجموعه بازار تهران مربوط به دوره ناصر الدين شاه است. در اين دوره بر تعداد راسته ها و رسته هاي بازار افزوده شد و تعدادي سرا و تيمچه معتبر ساخته شد. همانند ديگر مجموعه بازارهاي تاريخي، هر كدام از راسته ها، رسته ها، سراها و تيمچه هاي بازار تهران به صنف و فعاليت خاصي اختصاص داشت.در خيابان ناصر خسرو و در نزديكي مجموعه اصلي بازار نيز بازارچه ها و تيمچه هايي وجود داشته كه امروزه بقاياي تعدادي از آنها باقي مانده از جمله بازارچه مروي (در مجموعه اي مشتمل بر مسجد، مدرسه و بازارچه موقوفه) از دوره فتحعليشاه قاجار و تيمچه صدراعظم با پوشش ضربي بزرگ قطاربندي شده و تزيين كاشيكاري.رشد و گسترش و پيشرفت سريع تهران در دوره هاي بعد هر چند بر افزايش رونق اقتصادي بازار و مجموعه بناهاي آن تأثير فراواني گذاشت اما در عين حال معماري سنتي آن را دچار آشفتگي بسيار كرد؛ به طوري كه بخش هاي زيادي از بازار نوسازي و يا بازسازي شد و تناسب موجود ميان بخش هاي مختلف آن از ميان رفت. بازار موقوفه مشير (شيراز) اين مجموعه ارزشمند جنب بازار وكيل شيراز و در انتهاي جنوبي آن قرار گرفته و از آثار دوره قاجاريه است كه در حدود سال ۱۲۸۲ ه .ق توسط ميرزا ابوالحسن خان مشيرالملك بنا و عوايد آن وقف حضرت سيدالشهداء(ع) شده است.اين مجموعه متشكل از يك رشته بازار و يك سراي بزرگ است. بازار از شمال به جنوب كشيده شده و در جنوب تا «اردوبازار» امتداد مي يابد. شيوه معماري بازار شباهتي به بازار وكيل دارد، اما از آن كوچك تر است، بازار مشير از دو بخش شمالي و جنوبي تشكيل مي شود كه توسط چهار سوق وسيع و زيبايي به يكديگر مرتبط شده است. چهار سوق پوشش گنبدي مرتفعي دارد كه در راس آن بادگير بزرگي تعيين شده است، مدخل ورودي بازار از جانب چهارسوق.
بناهاي عام المنفعه درهاي چوبي بزرگي دارد. قسمت شمالي بازار ۶ زوج مغازه يا دهنه دارد كه يكي از آنها در جانب غربي اختصاص به ورودي بازار به سراي مشير دارد. در قسمت جنوبي بازار دخل و تصرفاتي صورت گرفته و به وسيله ديواري به دو قسمت تقسيم گرديد كه محل ساختمان كارگاه قندريزي و مغازه عطاري است، بازار در اين قسمت از طريق درگاه و دالاني با اردو بازار مرتبط مي شود، سردر ورودي بازار از جانب اردو بازار داراي تزئينات كاشيكاري زيبايي است دالان نيز كوتاه و داراي كف سنگفرش و پوشش عرق چيني است. بازار مشير داراي مختصر تزئينات كاشي كاري و با طاق هاي ضربي سقف شده است. سراي مشير يا سراي گلشن در بخش شمالي بازار مشير قرار گرفته و از طريق درگاه و دالاني به آن مرتبط است. اين سرا داراي درگاه و سردري مرتفع و زيبا با تزئينات كاشيكاري و مقرنس كاري است، بالاي سردر، پنجره زيبايي از آجر مشبك قرار دارد كه به عنوان نورگير يكي از حجره هاي طبقه دوم عمل مي كند. اسپرولچكي هاي اين سردر كاشيكاري شده و رخبام آن براي جلوگيري از نفوذ آب، از سنگ هاي يكپارچه تراشيده شده است، بر بالاي ورودي، لوح مرمري نصب شده كه برآن تاريخ ساخت، باني و چگونگي وقف بنا حك شده است. سراي مشير در ميانه داراي صحن وسيعي است، در وسط اين صحن حوض بزرگ و در طرفين حوض چهار باغچه ساخته شده است. در اطراف صحن حجره ها، راهروها و تالاري در دو طبقه شكل گرفته است. بازار كرمان و مجموعه هاي وقفي آن مجموعه تاريخي بازار كرمان، در بافت تاريخي شهر و حدفاصل ميدان ارگ تا ميدان مشتاقيه واقع گرديده و معرف آثاري از دوره صفويه به بعد است.در اين مجموعه، علاوه بر بناهاي تجاري، بناهاي تاريخي و مهم زيادي چون مسجد، مدرسه، حمام، آب انبار و غيره قرار گرفته است و هرچه بيشتر بر اهميت و ارزش مجموعه افزوده است.محور اصلي مجموعه بازار كرمان، راسته اي است به طول بيش از يك كيلومتر كه از ميدان ارگ تا ميدان مشتاقيه كشيده شده و بخش هاي مختلف ديگر در اطراف آن گرد آمده اند. عرض راسته اصلي مابين ۵/۶ تا ۵/۴ متر است و قسمت زيادي از آن با پوشش طاق و گنبد مسقف شده و داراي نورگيرهايي تعبيه شده در پوشش هاي گنبدي است. بخش هاي مختلف مجموعه كه در دوره هاي مختلف ساخته شده اند، عبارتند از: بازار ارگ، بازار گنجعلي خان، بازار ابراهيم خان، بازار اختياري، بازار سرداري، بازار وكيل، بازار ميدان قلعه و... بازار ارگ از ميدان ارگ شروع شده و تا چهار سوق بازار گنجعلي خان ادامه مي يابد. اين بازار از دو بخش «بازار نقاره خانه» و «بازار سراجي» تشكيل شده است. بازار و مجموعه گنجعلي خان كه بخش مهمي از مجموعه بازار كرمان را به خود اختصاص مي دهد ما بين سال هاي ۱۰۰۵ تا ۱۰۳۴ ه .ق توسط گنجعلي خان، حاكم وقت كرمان از طرف شاه عباس اول ساخته شده و علاوه بر بازار، داراي سرا (مدرسه)، حمام، مسجد، ضرابخانه و آب انبار نيز مي باشد. اين مجموعه در اطراف ميداني به وسعت ۵۰ط۱۰۰ متر كه تقريباً تمام دكاكين وقت است شكل گرفته است. بازار گنجعلي خان از دو راسته كوچك و بزرگ تشكيل مي شود. راسته بزرگ داراي ۷۵ باب دكان كه كل آنها وقف، ولي تعدادي به ملك ثبت شده است كه آنها جز وقف و سند اجاره با اوقاف دارد و بازار كوچك كه به بازار مسگري معروف است ۶۵ دكان دارد، دكان هاي بازار گنجعلي خان وسيع بوده و شامل پستو، حجره و پيشخوان است. در گوشه جنوب غربي مجموعه نيز چهار سوق بزرگ و زيبايي ساخته شده كه در اضلاع دوازده گانه آن، راهروها و حجره هايي تعبيه شده است، اين چهار سوق ارتباط بازار گنجعلي خان را با بازارهاي اطراف برقرار مي سازد و كلاً موقوفه است. مثال هايي كه ارايه شد به عنوان نمونه اي از صدها مورد وقفي در ايران ذكر گرديد و بديهي است، ذكر تمامي موارد فرصت و مجالي وسيع تر مي طلبد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

قياسي ميان شعر حافظ و مسجد شيخ لطف الله استاد حسين بناي اصفهاني(شعر و معماري)

يكي از علل جاودانه بودن شعر حافظ قابليت تفسير و تاويل آن در زمانها و مكانهاي گوناگون است. چنانچه در هر مو قعيتي مي توان تفعلي زد گذشته و حال و آينده را از خواجه حافظ شيرازي پرسيد . شايد بتوان قابليت تفسير و تاويل شعر حافظ را در ابهام و ايهامي دانست كه در لابلاي كلمات و ابيات شعر وي هست بد ين سان . جمله ها و كلمات شعر با توجه به شرايط اجتماعي و مكاني و زماني تفسير كنند . معناهاي گوناگوني مي گيرد و هر بار از لابه لاي غزلهاي خواجه معناهايي بديع و تازه جلوه گر مي شود.

ديدي اي دل كه غم عشق دگر باره چه كرد چون بشد دلبر و با يار وفا دار چه كرد

آه از آن نرگس جادو كه چه بازي انگيخت آه از آن مست كه با مردم هوشيار چه كرد

(دايره مينايي)

اين ايهام در شعر حافظ از كجا سر چشمه مي گيرد؟

شايد از آنجا كه بيان حافظ واجد ارزشها و معناهاي چند گانه است و از تركيب اين معناها و ارزشها در دوره هاي مختلف تاريخي ارزشهاي جديدي پديد مي آ يد و دير پايي شعر حافظ را موجب مي شو د. در اين باره محمود هومن در باره حافظ نكته اي را مي گويد:

((حافظ به تعبيري عارف و فيلسوف است و به تعبيري ديگر نيست . اما حافظ استاد زيبايي كلام است. روانشناس اجتماعي اسست. به موسيقي احاطه دارد . به تاريخ و علوم عقلي زمان خود مسلط است از مبا حث فقهي سر رشته دارد . بنا براين شخصيت حافظ در هاله اي از ابهام و رمزو راز پنهان است كه شايد كلمه رند به قول خوده او بهترين معرفش باشد ))


چنين است كه در دوران ما هر پژو هشي كه در زمينه هاي مختلف غزلهاي خواجه مي شود نكته هاي تازهاي را مي افزايد و در هر حال مشتاقان ديگري را سر ذوق و شوق مي آورد و دامنه را براي پژوهشهاي گسترده تر و تازه تر بيشتر مي كند .

مسجد شيخ لطف الله اصفهان را كه از دوران صفوي است در نظر مي گيريم و ارزشهاي آن را تا آنجا كه امكان دارد بر مي شماريم و با معماري امروز مقا يسه مي كينم . در طرح اين مسجد استاد اصفها ني به چند نكته توجه داشته است كه ارزشهاي ذاتي ا ثرند مانند رعايت تناسب در داخل گنبد خانه . مقياس مطبوع در خارج گنبد . حل استادانه چرخش از ميدان به طرف داخل مسجد . نورپردازي بسيار بديع كه به گونه اي هنر مندانه اي نور شديد ميدان را به نور ملايم گنبد خانه بدل مي كند و ... حال اگر باتوجه به شرايط امروز بخواهيم درسهايي از معماري مسجد شيخلطفالله بگيرم با كمي توجه افزون بر نكته هايي كه استاد معمار رعايت كرده است به نكتهاي ديگري نيز دست مي يابيم كه ارزشهاي ويژه معماري مسجد شيخ لطف الله اند و از آن اثري چند بنياني مي سازد مانند : سمبو ايسم و نماد گرايي معماري مسجد كه در كاربر آگاهانه چهار تاقي معمول در سنت ديرينه معماري ايران جلوه مي يابد يا كاربرد نقشهاي خاص كه اين بنا را به معماري و نقش پردازي هزاره هاي گذشته پيوند مي دهد .

وحال مقايسه :

شعر حافظ به خاطر گوهر شعري اش واجد ارزشهاي جند گانه است و در زمانها و مكانهاي گوناگون مورد تفسير ها و تاويل هاي گوناگون قرار مي گيرد و هر بار كشف تازه اي را موجب مي شود حال معماري مسجد شيخ لطف الله را مي توان همانند شعر حافظ واجد گوهر معماري دانست كه از سده هاي دور به استا د اصفهاني انتقال يافته و شالوده طرح او بر آن استوار شد. اما در همين جا تفاوت ميان ماهوي شعر و معماري رخ .مي نمايد كه شعر نوشتاري است و به صورت كتاب باقي مي ماند و شايد هيچگاه از بين نرود اما معماري دستخوش فرسايش طبيعي و غير طبيعي ديگر است و چون شعر ماندگار نيست و از بين مي رود مگر در بنا هاي مذهبي كه از دير باز به صورت معبد و پرستشگاه مورد احترام و ستايش بوده و از اين رو كمتر مورد تخريب و فرسايش قرار گرفته اند .

بنا براين در معماري مذهبي جامعه هاي مختلف و از اين ميان ايران به نوعي با گوهر معماري سرو كار داريم كه حلقه بهم پيوسته معماران اين سرزمين آن را نسل اندر نسل و هزاره به هزاره به ما منتقل كرده و به آيندگان نيز منتقل خواهند رساند . ازين رو آثار معماري مذهبي را مي توان مانند شعر ماندگار فرض كرد اما نه ديگر آثار معماري را . خانه را نمي توان ماندگار انگاشت زيرا معماري خانه بنا به طبيعت خاص آن وبه تعبيري : هر كه آمد عمارتي نو ساخت دستخوش تغيير و تجديد است .

حافظ بكوي ميكده دايم بصدق دل

چو صوفيان صومعه دار از صفا رود

آفرين بر نفس ودلكش و لطف سخنش

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

ایوان مدائن(طاق کسری) ایوان مدائن(طاق کسری)

ساسانیان خودراازاعقاب پارسی هامی دانستندوهمواره به عظمت واعتلای ایران وقدرت واعتبارحکومت خود توجه داشتند.هرچند که به علت جنگهای متوالی که با رومیان همسایه غربی ایران داشتندقادر به احداث ساختمانها و کاخهای بزرگ مانند پارس ها نشدند، ولیکن سعی کردند که بناهای باارزش رابااستفاده از مصالح ساختمانی اطراف هرکاخ به وجود آورند که خوشبختانه بسیاری ازاین آثار درایران کنونی باقیمانده است، اماتعدادی از آنها درکشورهای اطراف قرار گرفته اند.

ازآنجا که دین رسمی کشور درزمان ساسانیان دین زرتشتی بوده لذا برای آتش احترام خاصی قائل بودندوآن رامقدس می شمردند وبرای نگهداری ونگهبانی ازآتش پرستشگاه یاجایگاه های مخصوص می ساختند، آتش مقدس دراین پرستشگاه ها طبق سنت‌هاي مذهبی ساسانیان توسط کاهنان وپنهان از پرستش کنندگان عام حفاظت می شد که از آن آتش های دیگری می افروختند و خارج از پرستشگاه درون چهارطاقی های(1) باز درمعرض دید و پرستش عموم قرار می دادند.

اما به غیر ازآتشکده های بسیاری که درآن زمان ساخته شده، چندین کاخ نیز به دست معماران ساسانیبه وجود آمده اند، که از آن ميان می توانیم ازکاخ بستان، کاخ قلعه دختر، کاخ نیشاپور ،کاخ خسرو ونیزکاخ سروستان نام ببریم.

هنرمندان دورهٔ ساسانی شیوهٔ کارهنری زمان اشکانیان ومانوی راهمچنان پیش گرفتند.به دنبالهٔ جنگ اشکانیان با بیگانگان ، ساسانیان هم حدوداً 300 سال در جدال بودند.پیروزی های پی درپی،تحرکی پویابه وجود آورده بود.رابطه ی تجاری با همسایگان ٬ وضع صنایع و هنر رابرای دادوستد ودیدهنری وسعت بخشید.به این ترتیب٬ هنر دورهٔ ساسانی نسبت به گذشته تمایز ویژه ای پیدا کرد.

ایوان مدائن یاطاق کسری یا تیسفون واقع در شهر مدائن در کشور عراق از بناهای مهم شیوۀ پارتی است.متأ سفانه این بنا تاکنون مرمت جدی نشده است.

مهمترین قسمت این کاخ٬ مدخل اصلی آن است که به شکل ایوانی عریض ومرتفع ٬ روبه خارج ساخته شده بود وتالار مستطیل شکلی در پشت آن قرار داشته است.طاق بزرگ هلالی قسمت مرکزی رامی پوشاند. در طرفین بخش مرکزی که محور اصلی بنا راتشکیل می داد٬ راهروها٬ اتاقها وتالارها باپوشش گنبدی وگهواره ای قرار داشتند.

نور تالار اصلی به وسیله یکصدوپنجاه دریچه تأمین می شده است.طاق بزرگ ایوان مدائن برروی دیواره های سرتاسری وبدون ستون بنا شده بود.قسمت جلویی هلالی بزرگ وبخشی ازنمای اصلی کاخ هنوز پابرجا است.

نمای بدون روزنه کاخ تیسفون به چهار طبقه تقسیم شده وبه وسیلۀ طاقی ها ونیم ستونهایی دراطراف آنهاتزيین شده بود.درترکیب نمای خارجی کاخ،تاثیر معماری آشور به چشم می خورد.

خصوصیات زیادی دراین بنا مشاهده می شود.اما درویژگی معماری ایران در آن به خوبی آشکار است،یکی استفاده از تناسبات طلایی ایرانی(2) است که از آن مستطیلی به اندازۀ 24 گز در40گز به دست آمده(60/42*30/25متر)ودروسط آن طاقی ساخته شده است.

دیگری هم استفاده از مصالح معمولی یا مصالح خشتی است ونه سنگ تراش ٬ پیشرفتگی ها وبقیه نکات همه و همه به صورت محاسبه هاي دقیق بوده است. محاسبه هاي فنی دقیقی که قبل ازکارساختمانی انجام می شده درساخت این بنا به خوبی مشاهده می شود.

نقاشی ها وحجاری های بسیاری نیز به چشم می خورند واین خود نشان می دهد که هنر نقاشی دراین زمان بیش از زمان اشکانی استقبال می شده است .زیرا آنچه ازگزارشها برمی آید (قالی رنگارنگ الوان مداين)وپارچه‌ها وبسیاری از لباسهای پادشاهان این دوره نشان از کوشش فراوان برای پیشرفت دارد.

(بوحتری)که یکی از سرایندگان عرب درقرن سوم هجری است، هنگامی که ازشام به بغداد می آمده٬ایوان کسری رادیده ودربارۀ تزئینات ونمای داخلی آن نوشته است:« این کاخ،شما رااز نمونه های شگفت آور مردمی آگاه می کند که زبان هرگز از ذکر عجایب آن نمی تواند خاموش بماند.اگر نقاشی جنگ انطاکیه را نگاه کنیم ٬ اندام به لرزه می افتد،زیرا مرگ ازآن می بارد.»

(انوشیروان درزیر پرچمی صف آرایی می کندولباسش به رنگ سبز مایل به زرد است ودرجلوی اومردانی ،یکی نیزه به دست ودیگری سپر وزوبین به کف،می جنگد.این نقش ونگارها و چهره ها آدمی رابه شک وامی دارند که آیا اینان زندگان لالند یاکه نقشند؟!)

نکتۀ دیگری که باید به آن توجه داشت تأثیر طرز نقاشی وحجاری ودیکر هنرهای ایرانیان این دوره بر مردم هم جوار است که شواهد،فراوانی آن را تأئید می کند.

(1)چهار طاقی:بنایی بودند که برای نگهداری وروشن نگهداشتن آتش ساخته می شدند ونقشه های‌چهارگوش داشتند که سقف گنبدی شکلی روی آنها قرار می گرفته است وچهار طرف آن دیوارهایی دارد که دروسط هردیوار درگاهی قوشی شکل تعبیه شده است .

(2) منظور از تناسب هاي طلایی، اعطای تناسب هاي مشابه و از یک خانواده به اجزای یک طرح معماری

است، تا از نظر چشمي بتواند به چندگانگی اجزا درآن طرح وحدت بخشد وزیبایی وتناسب هاي بیشتری را به بنا بدهد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

 گنبد در معماری ایران 
پوشش گنبد در ایران پییشنه ای دیرینه دارد . کمبود چوبهای استوار و کشیده که در حقیقت عنصر اصـلی پوشش تخت است ، سبب شده است که پوشش سغ sagh و گنبد روایی پیدا کند و بخصوص در دهانه های وسیع ترجای پوشش تحت را بگیرد . قدیمیترین شکل های منحنی در پوشش زیرین چغازنبیل متعلق به هزاره دوم دیده شده است .
پوشش گنبد در ایران پییشنه ای دیرینه دارد . کمبود چوبهای استوار و کشیده که در حقیقت عنصر اصـلی پوشش تخت است ، سبب شده است که پوشش سغ sagh و گنبد روایی پیدا کند و بخصوص در دهانه های وسیع ترجای پوشش تحت را بگیرد . قدیمیترین شکل های منحنی در پوشش زیرین چغازنبیل متعلق به هزاره دوم دیده شده است .
با وقفه طولانی در دوران هخامنشی معماری درخشانی با پوشش مرتفع و مسطح در اوج قدرت و کارائی جلوه دارد ولی چه قبل و چه بعد از آن بعلت فراهم نبودن شرایط خاص اقتصادی در این دوران آوردن چوب سدر از جبل عامل و ساج از گنداره همیشه میسر نبوده و در جنگل ها و جلگه های این سرزمین هم چوب مناسب پوشش پرورش نمی یافته است لذا طاقهای منحنی و گنبد جای اصلی خود را به عنوان یک پدیده ساختاری و اقلیمی در معماری ایران به آسانی پیدا می کنند .
در متون موجود ، دیرینه ترین گنبدی که به آن اشاره می شود مربوط به دوران اشکانی و اوایل ساسانی است . این گنبد در شهر فیروز آباد و به قطر ۱۰/۱۶ متر بنا شده است . چنانچه ابن البلخی در توصیف شهر فیروز آباد و گنبدی که در میانه شهر برپا شده می گوید : اردشیر شهر فیروزآباد ، که اکنون هست بنا کرد و شکل آن مدور است چنانک دایره پرگار باشد . در میان شهر آنجا که مثلاً نقطه پرگار باشد دکهٔ انباشته برآورده است و نام آن ایوان کرده و عرب آنرا طربال گویند و بر سر آن دکه سایها ساخته و در میان گاه آن گنبدی عظیم برآورده و آنرا گنبد کیرمان گویند و طول چهار دیوار این گنبد تا زیر قبه آن هفتاد و پنج گز است و این دیوارها از سنگ خارا برآورده است و پس قبه عظیم از آجر بر سر آن نهاده و آب از یک فرسنگ از سر کوه رانده و به فواره بر این سر بالا آورده و دو غدیر است که یکی بوم پیر گویند و دیگر بوم جوان و بر هر غدیری آتشگاهی کرده است .
در دوران ساسانی گنبدسازی آنچنان رواج می گیرد و تکامل می یابد که از آن پس تا امروز پوشش گنبدی از نظر ساخت و افزیر بصورت الگو و دستور العمل کلی مورد بهره برداری قرار می گیرد .
روش گنبدسازی چه در دوران ساسانی چه در دورهٔ اسلامی آنچنان با استفاده از نظم دقیق ریاضی در شکل بندی و ساختمان و با کاربست شیوه های صحیح صورت می گیرد که در همه انواع ، گنبدها بدون احتیاج به گاه بست و کالبد و قالب در برابر همه نیروهای فشاری و رانشی به خوبی مقاومت می کنند ، گرچه در گوشه سازیها از اوایل دوران اسلامی تاکنون تحولاتی چند صورت گرفته است اما روش گنبدسازی در ایران همواره ویژگی اجرائی و فرهنگی خاص خود را دنبال کرده است . آنچه قابل ذکر است آنکه این ویژگی چه در شکل چه در اجرا ( نداشتن قالب ) آنرا با گنبدهای مشرق زمین همواره متفاوف می کند .
● تعریف هندسی گنبد
در تعریف هندسی ، گنبد مکان هندسی نقاطی است که از دوران چِفدی مشخص حول یک محور قائم به وجود می آید . اما در زبان معماری : گنبد پوششی است که بر روی زمینه ای گرد برپا شود .
گنبد از سه قسمت تشکیل شده است :
۱ـ گنبد خانه یعنی زمینه گنبد
۲ـ بَشن = هیکل یعنی قسمتی که روی زمینه ته رنگ به صورت مکعب بالا می آید و یک یا دو طرف آن باز است ( در گنبدهای قبل از اسلام هر چهار طرف به دهانه های باز منتهی می شد . )
۳ـ چپیره = جمع شده
از آنجائیکه در معماری ایرانی به ندرت به ته رنگ گرد بر می خوریم و معمولاً قسمت انتهائی بشن به شکل ، مربع و گاهی مستطیل است با چپیره کردن آنرا تبدیل به دایره می کنند بعد گنبد روی آن سوار می شود . به همین دلیل مرحله چپیره شدن در گنبدسازی شایان توجه است زیرا امکان داشتن زمینه گرد است که اجرای نهایی پوشش گنبد را میسر می سازد .
معمولاً در نقشه هائی که پوشش به صورت گنبد طراحی می شود زمینه را به شکل مربع در نظر می گیرند تا به سادگی بتوان آنرا تبدیل به ۸ و ۱۶ و ۳۲ و بالاخره دایره کرد .
گنبد سازی در ایران به ندرت روی زمینه مستطیل نزدیک به مربع هم اجرا شده است در این صورت مستطیل تبدیل به ۶ و ۱۲ و سپس بیضی نزدیک به دایره می شود و گنبد روی بیضی قرار می گیرد . به این نوع گنبد که مقطع افقی آن به جای دایره بیضی است کمبیزه گفته اند . از نمونه های این نوع گنبد با ته رنگ بیضی مسجد حاج رجبعلی تهران و امامزاده زید بن علی در ورامین قابل ذکرند .
● چپیره
▪ چپیره سازی در گنبد به دو بخش عمده تقسیم می شود :
▪ گوشه سازی = گوشه بندی
▪ شکنج = چین و چروک
▪ گوشه سازی یا گوشه بندی یعنی ساختن و تبدیل کردن شکل چهار گوشه بشن به هشت گوشه و به ترتیب ۱۶ و ۳۲ و ۶۴ گوشه و بالاخره دایره و با تبدیل کردن شکل مستطیل نزدیک به مربع به ۶ و ۱۲ گوشه و بالاخره بیضی است . در حالت اخیر مستطیل بشن باید نسبت اندازه های اضلاعش طوری باشد که به راحتی قابل تبدیل به شش گوشه شود مثلاً نسبت ۴ و ۴/۳ قابل تقسیم است . البته با استفاده از کاربندی انواع زمینه های مرسوم در معماری ایرانی را می توان به نحو مطلوب تبدیل به دایره کرد که در مباحث آینده جداگانه بررسی خواهد شد .
● گوشه سازی خود شامل دو بخش است :
۱- اسکنج یا سِکُنج
۲- ترمبه یعنی جمع شده
اولین گوشه سازیها توسط چوب انجام شده و حتی خود گنبد هم با چوب اجرا گشته است . بهترین موارد مثال را در ابیانه می توان دید .
دراراک هم در کاروانسرای حاج علیقلی نمونه دیگریست . کاروانسرای کاشانی هم ( در اراک ) به هـمین طـریقه سـاخته شده است . طـرز اجـرا چنین بوده که چـوبها را در گوشـه های بـشن سوار می کردند و هـمین طور روی هم می چیدند تا مثل سبد جمع می شد و به صورت گنبد چوبی در می آمد .
در معماری ارمنی از این نوع گنبد زیاد به چشم می خورد . فضای زیر این گنبدها را معمولاً بزرگترین اطاق تشکیل می دهد . در خانه های روستائی نیز پوشش بزرگترین اطاق که معمولاً تنور هم در آن قرار دارد به صورت گنبد چوبی است .
چوبهای موجود در ایران از استحکام کافی برخوردار نیست و معمولاً برای پوشش دهانه های ۵/۲ تا ۳ متر به کار می رود به همین دلیل در معماری پیشین ایران در زمان هخامنشیان برای پوشش تخت جمشید از جبل عامل لبنان درختهای کنار بسیار قطور و مرتفع را آوردند . چون این حمل و نقل چوبها مستلزم هزینه ای سنگین بود در دوران اشکانی این کار متروک شد و به جای پوشش تخت از پوشش سغ استفاده کردند .
متاسفانه از معماری دوران اشکانی که در واقع پوشش سغ آغاز می شود در داخل ایران نمونه ای بجای نمانده است . در خارج از محدوده ایران کنونی به یکی دو نمونه از پوشش سغ بر می خوریم که یکی hattra یا الحضر است و دیگری کاخ آشور و ایندو نیز چهره روشنی از چگونگی پوشش به دست نمی دهند .
در بازه هور خراسان بین خواف و نیشابور گنبدی دیده می شود که گوشه سازیهای آن با چوب ساخته شده و خود گنبد با سنگ لاشه . بنا متعلق به اواخر دوران اشکانی یا اوایل ساسانی است و در مجموع ناچیزتر از آنست که ما را به قضاوتی کلی در این باب رهنمون شود . لذا از گنبدهائی که همه مصالح آن از چوب بوده فقط خاطره هائی باقیست . شاید ابیانه بهترین تجلی گاه آن باشد .
گوشه سازی با چوب نیز به تدریج در بسیاری از نقاط ایران متروک شد و علت عمده و اصلی آن موریانه خیز بودن زمین های ایران داخلی ( ایرانشهر ) بوده و هست .
قدیمیترین نمونه بجای مانده از گوشه سازی با چوب در بازه هور است که قبلاً اشاره شد .
در فهرج یزد هم با اینکه منطقه به شدت موریانه خیز است ( احتمالاً به علت رواج چوب در منطقه شهدای فهرج ) زیارتگاهی به چشم می خورد که گوشه سازی پوشش آن ، از چوب بوده است . چوب گوشه ها توسط موریانه به کلی از بین رفته ولی خشت های پشت آن به نحو معجزه آسایی باقی مانده است و از خود گنبد نشانی دیده نمی شود .
در اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم در منطقه خراسان حدود مشهد و طوس و اطراف آن و در مناطق کوهستانی کرمان که موریانه کمتر است استفاده از پوشش چوبی رواج می یابد .
نمونه این گوشه سازی با چوب بقعه شاه نعمت الله ولی در کرمان است و در این بنا برای گوشه سازی با یک تخته ، شانزده ضلعی را به ۳۲ ضلعی تبدیل کرده اند . در گنبد هارونیه طوس نیز همین عمل تکرار شده است . در مسجد جامع قزوین از تخته استفاده کرده اند ( گنبد قدیمی مسجد ) .
با اینحال نمونه های فوق انگشت شمارند و باید گفت که به علت اشکالات گوناگون استفاده از چوب منسوخ می شود .
بطوریکه گفته شد نوع اول گوشه سازی اسکنج است . اسکنج متشکل از دو طاق اریب است که همدیگر را در یک نقطه قطع کرده باشند . شیوه زدن طاق ممکن است بصور مختلف رومی ، ضربی ، چپیله ( لاپوش و تیغه ای ) باشد در هر حال تقاطع دو طاق این نوع گوشه سازی را به وجود می آورد . ذکر این نکته ضروری است که بارهای وارد بر گنبد به این گوشه ها منتقل نمی شود . به همین دلیل هم ، نوع اجرای گوشه سازی تأثیری در چگونگی افزیر گنبد ندارد .
● ترمبه = سرمبه = سلمبه
نوع دوم گوشه سازی به صورت ترمبه است در هیچ یک از لغت نامه های ایرانی به کلمه ترمبه بر نمی خوریم . لغتی به صورت ترکیب طاق و طرمب آمده است که معنای آنرا پشت هم اندازی و طاق روی طاق سوار کردن نوشته اند حال آنکه خود لغت ترمبه به معنی ، یک چیز جمع شده ، عمده ، پیش آمده ، تریده ( به طرف جلو سریده شده ) است . در واقع ترمبه همان معنی اسکنج را دارد که کنج پیش آمده باشد .
ترمبه بر عکس سکنج به چهار طریقه پوشش می شود : ۱ـ گوشه سازی با چوب به شکل جلو آمده که حالت خاص و استثنائی ترمبه تلقی می شود . و سه طریق دیگر به شکل سغ یعنی پوشش منحنی شکل است که شامل فرمهای زیر می شود :
۱ـ فیلپوش
۲ـ ترمبه پتگین = پتکین patkin
۳ـ ترمبه پتگونه یا پتکانه ( پتکانه صحیح تر است )
● فیلپوش
برای اجرای فیلپوش مثل صدف حلزون از گوشه ( نقطه صفر ) شروع می کنند و لایه های طاقی را روی همدیگر می پوشانند و سوار می کنند تا به حد مطلوب برسد ( یعنی منتهی به جائی شود که مربع را تبدیل به هشت ضلعی می کند ) .
در واقع فیلپوش به پوشش گوشهٔ دیوار که از کنج شروع می شود و بین دو دیوار متقاطع قرار می گیرد اطلاق می شود . در قلعه دختر فارس ترمبه گنبد را به شکل فیلپوش زده اند ، نمونه خوب دیگر که هم اکنون نیز قابل مشاهده است ، گنبد کوچک بی بی شهربانو نزدیک ری است ، بنا تعلق به دوران آل بویه دارد . زیر گنبد کوچک را با لایه های آجری مثل چپیره روی هم چیده اند تا به نقطه مورد نظر برسند .
در بناهای قرون پنجم و ششم این نوع گوشه سازی معمول بوده است . در مسجد جامع شیراز متعلق به دوران صفاری انواع ترمبه ها اجرا شده بود ولی متأسفانه تمام بنا نوسازی شده و اثری از معماری قدیمی دوران اصلی برجای نمانده است . تنها ماخذ ، عکس های قبل از خراب کردن مسجد است که در کتاب پوپ آورده شده است .
نمونه دیگر به صورت چهار تا چفته در قسمت روبروئی شبستان مسجد جامع فهرج متعلق به نیمه اول قرن اول هجری است . گوشه سازی ترمبه است و اجرای روشنی است بر اینکه چگونه خشت ها را رویهم چیده اند تا شکل فیلپوش بدست آید .
پیش از اسلام ترمبه ها و سکنج ها را به صورت (( نماندن )) اجرا می کردند به این ترتیب که گوشه ها را می نماندند تا به حد دایره قاعده گنبد مورد نظر برسد . در این صورت ارتفاع خیلی زیاد می شد ولی از آنجائیکه در آن دوران معماران ابائی نداشتند که بلندای گنبد از حد مقیاس دید انسانی بیشترباشد مشکلی پیش نمی آمد . ولی بعد از اسلام که سعی در کوتاه کردن پوشش می شد ، گوشه سازی به گونه ای اجرا شد که بتوان شکل چهار گوش بشن را به هشت گوش تبدیل کرد بدون آنکه ارتفاع پوشش از حد مطلوب بالاتر رود . از نمونه بناهای پیش از اسلام که مربع بشن را به هشت ضلعی تبدیل کرده اند تنها کاخ بیشابور برجای مانده است که از چگونگی پوشش گنبد این تنها نمونه هم ، نشانی در دست نیست .
در قلعه دختر و آتشکده فیروزآباد هیچ یک از بشن های مربع تبدیل به هشت گوش نشده است . در آتشکده فیروزآباد گنبدهای طرفین بنا کومبیزه است ولی بجای تبدیل شش ضلعی به دوازده ، تنها گوشـه ها را نـمانده اند تا به دایره رسـیده اند و در این تـبدیل با بالا رفتن ارتفاع فضا باشکوه تر جلوه گر شده است .
گاهی در بناهای قبل از اسلام شکل بشن را هشت و نیم هشت می کردند و بعد آنرا می نماندند تا به دایره تبدیل شود . ولی در بنای بیشابور شکل دقیق هشت ضلعی را می بینیم . در تالار تشریفات بنا برای بدست آوردن هشت کامل دوتا مربع را در هم تقاطع داده اند بدین ترتیب که از ادامه اقطار مربع اول مربع دوم را ساخته اند این تداخل شکل دقیق هشت گوش را به وجود آورده است ( این شکل امروزه بنام ستاره محمدی مشهور است ) . چون در محاسبات ریاضی رادیکال ۲ عدد دقیقی نیست تنها به صورت ترسیم هندسی امکان دست یابی به هشت ضلعی دقیق میسر است لذا معماران نیز از طریقه ترسیم استفاده کردند .
● ترمبه پتگین = پتکین patkin
پتکین نوعی گوشه سازی است که فرانسویها به آن Encorbellement گویند . به معنی پیش آوردن تدریجی دیوار .
در خوزستان به خصوص دزفول برای این نوع گوشه سازی لغت زیبای ( تونگان ) یا ( تونجه ) را به کار می برند این کلمه معمولاً بجای بالکن می آید اما برای گوشه های دیوار که شکلی پیش آمده دارند نیز مصطلح است .
در خوزستان گوشه های دیوار را اول پخ می کنند ( برای ایجاد سایه بیشتر این گوشه ها معمولاً تنگ هم است ) تا رفت و آمد در کنار آنها بخصوص در کوچه ها آسانتر باشد بعد از بالا آمدن دیوار از ارتفاع معینی که موجب اختلال در رفت و آمد نشود دوباره آجرها را پیش می کنند تا به صورت مکعبی که در نقشه اصلی لازم آمده در آید . به این پیش آمدگی تونگان ( تونگون ) می گویند .
در مناطق دیگر ایران به نعلبکی زیر گلدسته مناره ها هم تونگان می گویند ( جائیکه قطر مناره زیاد می شود و گلدسته را روی آن سوار می کنند ) در اینجا تونگون یا تونگه به معنی طبق است . اصطلاح دیگر این شکل به طور عام پتکین است به معنی پیش نشاندن .
بهترین نمونه های گوشه سازی پتگین را در ناحیه کُمش ، سمنان ، دامغان ، بسطام و قسمتهائی از غرب خراسان می توان دید .
مثال روشن امامزاده جعفر دامغان است ( در نزدیکی بنای چهل دختران دامغان ) . این زیارتگاه را به اشتباه متعلق به قرن ششم یا هفتم هجری دانسته اند در صورتی که قدمت بنا خیلی بیشتر است و باید آنرا همزمان با بنای اولیه آستانه حضرت رضا ( ع ) دانست . گنبد امامزاده و پتکانه اش هر دو از خشت ساخته شده اند .
گنبدهای زنگوله درکُمش دامغان هم با خشت درست شده و ترمبه پتگین دارد . یکی دیگر از پتکانه های زیبا و نمایان که هنوز شکل خود را حفظ کرده است در گوشه سازی گنبد خانقاه شیخ علاء الدوله بیابانکی واقع در صوفی آباد سمنان به چشم می خورد . گنبد بنا فرو ریخته و یکی از پتکانه ها محفوظ مانده است . ترمبه فیلپوش را در همه جای ایران می توان دید ولی فراوانی این نوع پتگین در ناحیه کمش است . در خنج و لارستان فارس هم نمونه هائی موجود است .
● ترمبه پتگونه یا پتکانه ( پتکانه صحیح تر است )
شکل پتکانه به چند ردیف طاقچه می گویند که روی هم سوار شده و جلو آمده باشند تا ترکیب گوشه بندی را کامل کنند . مثلاً در صفه صاحب مسجد جامع اصفهان چند ردیف طاقچه روی هم سوار شده اند که شبیه به مقرنس شده اند ولی در واقع مقرنس نیستند .
اغلب ترمبه ها را تا قرن چهارم هجری پتکانه می کردند . پتکانه معنی کانه یا طاقچه روی طاقچه را می دهد . ( که به آن طاقچه بندی هم می گویند )
سر در گنبد قابوس را قدیمیترین مقرنس نامیده اند ولی بجای مقرنس پتکانه است .
برای سـاختن پتکانه در محل مورد نظر ابتدا یک تویزه می سازند به این تویزه کوزه بند یا دوره بند ( دوره = کوزه ) و هم وزن با آن گویند که در لبه کار گذاشته می شود بعد در داخل ، طاقها را روی هم سوار می کنند .
از دوره تیموری به بعد بسیاری از پتکانه ها را با روسازی کاشی و غیره ساختند ولی نوع زیبای آن بافت پتکانه با خود آجر است .
در نظر اول پتکانه بسیار شبیه مقرنس است و با آن اشتباه می شود تفاوت عمده این دو در نوع آجر است . مقرنس از سقف آویخته می شود به همین مناسب به آن چفت آویز هم می گویند ولی پتکانه روی پای خـودش می ایستد و آویخته نمی شود برای ساختن آن اول طاقچه های پائینی را درست می کنند و طـاقچه های بالائی روی سری پائینی می نشیند ولی مقرنس از سقف شروع به تدریج پائین می آید . از قرن چهارم تا اوایل قرن پنجم هجری پتکانه ها شکلهای بسیار متنوعی پیدا کردند .
یکی از قدیمیترین ترمبه های پتکانه در بناهای دوازده امام یزد دیده می شود که توسط سرهنگان ابوجعفر کاکویه که شیعی مذهب بود ساخته شد کتیبه بنا ، نقاشی آنجا را پانزدهم رمضان ۴۲۹ هجری معرفی می کند . لذا ساخت بنا قطعاً تاریخی متأخرتر دارد . در گنبد تاج الملک یا گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان نیز ترمبه ها پتکانه هستند . ضمناً در اجرای پتگانه بدون اجرای دوره بند ابتدا طاقها را روی هم سوار کرده اند و در پایان کار یک طاق روی همه زده اند که گنبد نهائی روی آن آمده است .
● شکنج = چین و چروک
▪ بگونه ای که ذکر آن گذشت چپیره شامل دو قسمت است :
۱ـ گوشه سازی که شرح آن آمد ۲ـ شکنج که به چین و چروکهائی که در گوشه گنبد ایجاد می کنند اطلاق می شود این چین ها جهت تبدیل زمینه مربع ، به دایره یا زمینه مربع نزدیک به مستطیل ، به بیضی است .
شکنج به دو گونه اجرا می شود :
۱ـ طاق بست یا طاق بندی ۲ـ کاربست یا کاربندی
طاق بندی و کاربندی از لحاظ قدمت تاریخی مثل سکنج و ترمبه مشابه همدیگرند و هر دو در یک دوره و در کنار هم معمول شده اند .
قبل از اسلام چون در بناها محدودیت ارتفاع مطرح نبود شکنج تنها به این صورت اجرا می شد که در گوشه های مربع بشن ، دیوار را پیش می نشستند تا تدریجاً قاعده گنبد به دایره یا بیضی نزدیک به دایره تبدیل شود پس از آن خطی کمربندی مثل گریوار روی آن قرار می دادند این گریوار معمولاً با آجر دندانه موشی اجرا می شد سپس گنبد روی آن قرار می گرفت ولی پس از اسلام به منظور دست یابی به ارتفاع کوتاهتر و کاربرد مصالح کمتر ، چپیره گنبد را با استفاده از طاق بندی یا کاربندی به دایره تبدیل کردند .
● طاق بندی یا طاق بست
طاق بندی به ساختن طاقچه روی طاقچه اطلاق می شود و طرز اجرا به این ترتیب است که از بشن گنبد به بعد گوشه ها را به تدریج یک کلوک پیش می کنند به این ترتیب دهانه از هر چهار طرف جلو می آید و نتیجتاً محدودتر و تنگ تر می شود بعد با اجرای هشت طاق ( چهار طاق در گوشه ها و چهار طاق در چهار طرف وسط دهانه مربع ) زمینه را به هشت ضلعی تبدیل می کنند .
برای تبدیل هشت ضلعی به ۱۶ روی هم طاق یک (( بَرنخَش )) درست می کنند . برنخش طاقی است شبیه به کلیل که به دیواره های طرفین اتصال دارد ( چون طاقی آمودی و غیر باربر است . ) در ایجاد برنخش یک کلوک جلو می نشینند تا دهانه را تنگ تر کنند . روی برنخش را پیکانه یا پیکانی می سازند که در واقع مکمل برنخش است .
حد فاصل بین پیکانی ها را با سنبوسه پر می کنند سنبوسه ها مثلث های منحنی الاضلاعی هستند که شکـل نهائـی را تقریبـاً به دایـره نزدیـک می کننـد پـس از اجرای سنبوسه دوباره یک کلوک پیـش می نشینند و گریوار را می سازند . از گریوار به بعد آهینانهٔ گنبد شروع می شود .
معمولاً کتیبه های زیر گنبد روی گریوار ساخته می شود . لازم به یادآوریست که با ایجاد سنبوسه شکل بشن از ۱۶ ضلعی به ۳۲ ضلعی تبدیل می شود .
● كاربندی یا كاربست
نوع دیگر شکنج کاربندی است که از لحاظ اصول اجرا شباهت تام با طاق بندی دارد و بدون اینکه ارتفاع گنبد زیاد شود تبدیل چهارگوش بشن به دایره میسر می گردد . به نظر می رسد اجرای کاربندی زیر گنبد از نواحی یزد و اطراف آن به سایر نقاط برده شده باشد و اطلاق کاربندی یزدی به این نوع اجرا احتمالاً به همین دلیل است .
طرز کار کاربندی مثل طاق بندی است به این ترتیب که با اجرای هشت طاق در گوشه ها و وسط دهانه زمینه مربع را به هشت گوش تبدیل می کنند از این مرحله به بعد با اجرای یک کاربندی روی این طاقها هشت ضلعی یکباره به ۳۲ ضلعی تبدیل می شود و برای زدن گنبد کافیست که روی تیزه های کاربندی گریوار بگذارند تا گنبد روی آن سوار شود .
گاهی با استفاده از کاربندی حتی نیاز به اجرای هشت طاق اولیه برای تبدیل زمینه به هشت ضلعی نیست به این ترتیب از ابتدای کار روی بشن چهارگوش ، یک کاربندی اجرا می کنند . نمونه مورد فوق در گنبد خانقاه بندرآباد یزد دیده می شود . در گنبد شیخ جنید در توران پشت یزد همین اجرا به صورت ساده تر دیده می شود .
کاربندی خود به تنهایی نیاز به بحثی ویژه و مفصل دارد که ذکر آن در این مبحث ضروری نمی نماید . ولی از لحاظ شناخت کاربندی یزدی که همان کاربندی زیر گنبد است لازمست ولو بطور مختصر به آن اشاره گردد
بطوریکه در شکل دیده می شود یک کاربندی معمولی متشکل از بخشهای زیر است :
۱ـ یک سری سنبوسه ( مثلث های منحنی الاضلاعی که قبلاً به آن اشاره شد ) که بالاترین قسمت کاربندی را تشکیل می دهند .
۲ـ یک یا چند ردیف شاپرک ( چهارضلعی های منحنی الاضلاعی ) که قسمت های میانی را درست می کنند .
۳ـ یک سری پا باریک ( چهارضلعی های انتهایی که منتهی به پا طاق می شود ) .
در کاربندی یزدی فرم کاربندی هر چه ممکن است ساده می شود و از تعداد شاپرکیها کم می شود به حدی که گاهی به کلی شاپرکیها حذف شده و روی پا باریک ها سنبوسه سوار می کنند که نمونه آن در مسجد شاه ولی تفت دیده می شود . در این وضعیت پا باریک ها از وسط نصف شده و دو نیمه با یکدیگر فصل مشترک خطی پیدا می کنند . به هر یک از این نیمه های پا باریک سوسنی گویند .
از مدارک موجود بر می آید که این شکل از یزد توسط معمارانی که برای جهانشاه قراقویونلو کار می کردند به کاشان می آید و رایج می گردد . دالان و سردر کاروانسرائی جنب مسجد میرعماد کاشان که از تناسباتی بسی زیبا برخوردار است نمونه کاربندی یزدی در کاشان است . و مسجد کبود تبریز را باید نمایانگر رواج و کمال این شکل در تبریز دانست . و نیز نمونه خوب آن در مسجد شیخ لطف الله نـمایان است . بتـدریج استفاده از کاربندی یزدی چنان فراوان شد که هر زمان و هر جا گنبدی می ساختند اکثراً شکنج آنرا به همین گونه اجرا می کردند .
طاق بندی و کاربندی زیر گنبد گرچه در یک دوره پدید می آیند و با هم ادامه پیدا می کنند ولی در قرن هشتم هجری رواج طاق بندی بیشتر می شود بطوریکه اکثراً گنبدهای این دوره روی طاق بندی سوارند . از نمونه های موجود باید گنبد سیدرکن الدین یزد ، چهار گنبد خشتی یزد ، گنبد تاج الملک یا گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان را نام برد .
با پایان بحث گوشه سازی ساختن کاسه گنبد را مطرح می کنیم .
گنبدهای ایران از دو پوسته ساخته شده است ۱ـ پوسته درونی ۲ـ پوسته بیرونی
پوشـش درونی گنـبد روی به سـمت فـضای داخلی دارد و سـطح خارجـیش مـعمولاً مضرس است و ( بطوریکه در صفحات بعد خواهد آمد بدلایل مسائل ساخت و افزیر سازه ) به صورت پله پله ساخته می شود . به پوشش درونی (( آهیانه )) یا کُدُمبه گویند و پوشش بیرونی را (( خود )) می نامند .
▪ بدیهی است که خود بر هم بر سه گونه است :
ـ صورتی از اجزا که دو پوسته کاملاً به هم پیوسته اند . یعنی خود بلافاصله روی آهیانه قرار می گیرد و فقط نوک گنبد در خود تیزه پیدا می کند تا شیب گاهی برای راندن برف و باران و غیره داشته باشد .
بهترین نمونه در اوج کمال و زیبائی برای چنین گنبدهائی ، گنبد شیخ لطف اله اصفهان است این گنبد از لحاظ اجرا نوعی ویژگی دارد و آن اینست که بر خلاف سایر گنبدها آهیانه روی اَربانه سوار است . در گرداگرد اَربانه پنجره های مشبکی دیده می شود که کار نور رسانی را انجام می دهد . به دلیل وسعت دهانه چفد خود و آهیانه چمانه است .
● گنبدهای دوپوسته میان تهی
در این وضعیت آهیانه و خود تا ناحیه شکرگاه یعنی زاویه ۵/۲۲ درجه نسبت به سطح افقی کاملاً به هم پیوسته اند و از این قسمت به بعد دوپوسته تدریجاً از هم فاصله می گیرند و جدا از هم کار می کنند . گنبد مسجد جامع اردستان ( ۵۵۵ هجری ) یکی از قدیمیترین گنبدهای دوپوسته پیوسته میان تهی است . بسیاری از گنبدهای قرن هشتم هجری را نیز به این صورت ساخته اند . یک نمونه خوب ، گنبد سیدرکن الدین یزد است که در ساخت آن از ناحیه شکرگاه تا تیزه گنبد هیچ گونه پیوندی بین دوپوسته دیده نمی شود . اما در کرمان اکثراً بین دوپوسته صندوقه شده است .
برای صندوقه کردن چهار تا آجر را به صورت عمودی کنار هم می گذارند و روی آنها با آجر دیگری می پوشانند این صندوقه ها را در چند جا بین خود و آهیانه ایجاد می کنند . در این حالت گنبد از لحاظ افزیر مثل گنبد دوپوسته پیوسته است فقط سبک تر اجرا شده است . در واقع فضاهای خالی بین صندوقه ها از بار اضافه گنبد می کاهد .
در گنبد مسجد جامع یزد از شکرگاه تا تیزه دیوارکهائی به صورت چند دایره متحدالمرکز روی آهیانه سوار کرده و خود را روی آن تکیه داده اند . اصطلاحا ً به این نوع ساخت کنوبندی گویند ( این دیوارکها حدود یک تا ۵/۱ آجر است . )
در گنبد سلطانیه بر خلاف مسجد جامع یزد که پس از ساختن آهیانه دیوارک ها را ساختند همزمان با سـاختن آهیانه دنـده هائی در قـسمت های مـختلف آن ایـجاد کرده سپس خود را روی آن بنا داشته اند .
در گنبدهای پیوسته میان تهی اکر بین خود و آهیانه از ناحیه شکرگاه به بعد هیچ اتصالی نباشد چفد گنبد داخلی معمولاً خاگی و چفد گنبد بیرونی شبدری خواهد بود .
● گنبدهای دوپوسته كاملا از هم گسسته یا گسیخت
در چنین ترکیبی خود و آهیانه کاملاً از هم جدا هستند . از نمونه های اجرای خوب ، گنبد حضرت رضا ( ع ) و گنبد مسجد امام اصفهان است . در هر یک از این بناها خود و آهیانه فاصله نسبتاً زیادی از همدیگر دارند در این گنبدها برای نگه داشتن خود روی آن سوار شود این دیوارکها به نام خشخاشی معروف است . در اصفهان اصطلاح پرده را به کار می برند . هر دو پره مقابل را به هم وصل کرده و در آخر کار همه را در مرکز مهر می کنند . تا از نظر تقسیم بارها و نیروهای وارد بر گنبد دوپوسته با هم کار کنند و در مجموع گنبد یک پارچه شود .
اگر یک پَره در جائی قرار گیرد که مانعی برای ایجاد روزن در همان نقطه باشد به جای یک پره دو پره کوچکتر در دو طرف روزن قرار می گیرد . تعداد خشخاشی ها معمولاً ۸ تا است . در حد فاصل بین خـود و آهـیانه یک گردن قـرار می گـیرد که در صـورت فـاصله زیاد این گردن گریو نامیده می شود . گریو مخروطی ناقص نزدیک به استوانه است . در حالتی که دو پوشش به هم نزدیک باشند این گردن به صورت یک دیسک درمی آید که به آن اربانه گویند . اربانه یک گریو کوتاه است . خود به دو طریق روی گریو قرار می گیرد : ۱ـ صورتی از اجرا که پاکار قوس مستقیماً به صورت خط قائم کمی پائین کشیده می شود و بعد سوار گریو می گردد که به آن (( شلال )) گویند . مثل گنبد حضرت رضا ( ع ) ۲ـ صورتی دیگر که دنباله خود از پاکار به طرف داخل متمایل و بعد سوار گریو می شود که آن را آوگون نامند به این شکل خود نیز آوگون نامند به این شکل خود نیز آوگونه گویند . مثل مسجد امام اصفهان با مدرسه چهارباغ اصفهان که آوگون روی گریو است . از نمونه های گنبد آوگون دار روی اربانه ، گنبد سلطان بخت آغا در اصفهان است .
گریو یا اربانه بطوریکه قبلاً گفته شد مخروط ناقص نزدیک به استوانه است بطوریکه اگر شاقول را روی بزرگترین قطر گنبد بگیرند پائین شاقول مماس با پائین ترین نقطه در پای گریو خواهد بود . به این ترتیب تا حدود زیادی جلوی رانش و لگدزدن طاق گرفته می شود .
● آهیانه
آهیانه در لغت به معنی جمجمه است و در معماری به پوسته داخلی گنبد اطلاق می شود . چفدهائی که برای این پوسته در نظر گرفته می شود معمولاً بیضی هستند . در اصطلاحی عامیانه تر می گویند که آهیانه نباید از نصف تخم مرغ کوتاهتر باشد معهذا گاهی پوشش زیرین گنبد را با چفدی بسیار کم خیز مشاهده می کنیم به این چفدها تشتک یا تاوه گویند و از دوران هر یک حول محور قائمی که از رأس آن می گذرد پوشش مطلوب به دست می آید . اما این پوسته ها را دیگر نباید آهیانه نامید چه معمولاً نهنبن یا عرقچین کاربندی هستند . مثل ورودی مدرسه چهارباغ اصفهان ، گنبد ابونصر پارسا در بلخ ، گنبد عشرت خانه سمرقند متعلق به عهد تیمور و آرامگاه شاه ملک ( مسجد شاه ملک ) که در گنبدخانه به جای آهیانه کاربندی دیده می شود .
گاهی نیز از داخل پوشش زیرین گنبد را بسیار کم خیز می بینیم ولی این پوشش به جای آنکه آهیانه باشد پوسته سومی است که در زیر آهیانه اجرا کرده اند و کمرپوش گفته می شود . کمرپوش ها را به دلایل گوناگون از جمله کوتاه کردن ارتفاع در فضای زیرین گنبد بنا کرده اند در بعضی از بناها زمان اجرای کمرپوش با ساخت اولیه گنبد دوپوش چند قرن فاصله دارد . مثلاً درچینی خانه اردبیل که گنبدی دوپوش متعلق به قرن هشتم هجری دارد ، در زمان صفویه یک کمرپوش با چفدآویز و آهوپا ( مقرنس ) اجرا کرده اند . در مقطع عمودی بنا هر سه پوسته قابل رؤیت است . گنبد دیگری که کمرپوشی بسیار کم خیز دارد گنبد مقبره قطب الدین حیدر در تربت حیدریه است . از نمونه های دیگر ، کمرپوش های مسجد جامع نائین است . در مسجد جامع نائین و مسجد خسرو اردستان کمرپوش را به این علت زده اند که قسمت بالای فضای مسجد را زنانه کنند . اکثراً پوشش کمرپوش ها تاوه است ( یعنی از دوران یک پانیذ یا یک کلیل حول محور قائمش پوشش را ایجاد کرده اند . ) در زیر زمین گنبدهای مدرسه دودر مشهد نیز پوشش دوتا از گنبدها تاوه است .
پوششهای با خیز کم در جاهائی قابلیت اجرا دارد که اولاً فشار زیادی روی پایه ها باشد تا اصطلاحاً پایه ها در نروند ثانیاً شانه های بنا گرفته شده باشد واین در صورتی میسر است که ارتفاع ساختمان بالاتر از سطح طراز پوشش تاوه باشد مثلاً اجرای تاوه در طبقه زیرین انجام گیرد و روی آن طبقه دیگری بنا گردد و دیگر آنکه پایه ها نیز از ضخامت کافی برخوردار باشند تا مانع رانش نیروها به خارج گردند .
به طوریکه گفته شد چفدهائی که برای آهیانه در نظر می گیرند اکثراً بیضی شکل هستند . چه این نوع پوسته در مقایسه با نیم گرد یا نیم دایره از قدرت فوق العاده خوب در مقابل تحمل بارهای وارد بر آن برخوردار است .
در گذشته حتی تنبوشه های داخل قناتهای آب را نیز به شکل بیضی می ساختند . در شمال ایران پلهای طاقی را مرغانه پورت گویند یعنی پل طاقی یا پل تخم مرغی . چون تخم مرغ بطور معمول از دوتا نیم بیضی تشکیل شده است بسیاری از پوشش های سغ و گنبدی از کلمه خاگ یعنی تخم مرغ گرفته شده است . معمولاً در معماری ایرانی به پوشش هائی خاگی گویند که قوس یا چفد آن شباهت با قسمت پائینی و پهن تر تخم مرغ دارد .
گاهی محققین خارجی در شناخت گنبدهای بیضی ایرانی دچار اشتباه شده و آنرا نیم گرد یا نیم دایره پنداشته اند آنچه مبنای این گمان شده آنست که خارجیان از وجود پاراسته یا پاراستی به عنوان یک اصل در گنبدهای ایرانی غافل بوده اند .
در ایران چفد یا طاق یا گنبد را از شروع منحنی ( پا کارقوس ) روی پایه قرار نمی دادند بلکه تا حد معقولی که نوع و اندازه دهانه آنرا تعیین می کرد لبه منحنی را بطور قائم پائین می آوردند بعد روی پایه قرار می دادند این کمکی بود که نیروی رانش طاق بهتر در مرکز ثقل پایه قرار گیرد . این فاصله عمودی از پائین ترین نقطه منحنی تا پایه را پاراستی یا پاراسته گفته اند . پاراستی در اجرای چفد پاشنه نامیده می شود و در اجرای طاق آنرا دامن می گویند . در گنبد اسامی گوناگون آوگون ، شلال یا بشل به خود می گیرد ( بشل = پشل = آویخته = دامن )
معماران ایرانی پوشش نیم گرد را مناسب نمی دانستند و در اصطلاح بنائی می گفتند چون دایره به یک مرکز منتهی می شود یک پا در هواست ولی بیضی دوپایه دارد و روی دوپا ایستاده است . قبل از آنکه به طریقه ترسیم پوششهای خاگی بپردازیم باید به اصطلاحات مربوط به قوس بیضی اشاره کنیم . به دو کانون بیضی پایه گویند . دو خطی را که یک سر هر کدام به یک کانون بیضی متصل است و سر دیگر بیضی را رسم می کند دوبند نامند . محیط بیضی یا نصف محیط بیضی کمند خوانده می شود . خطی که از وسط دو کانون بیضی عمود شود و تا افراز منحنی ادامه یابد دیرک است . وقتی دوتا بند با هم زاویه قائمه تشکیل دهند هج نام دارند . هج در لغت فارسی معنی عمود را می دهد مثلاً اگر دیواری را کج بنا کنند می گویند اول هجش کن یعنی راست یا عمودش کن . ضمناً به فاصله ای که هرگونه چفد یا طاق یا گنبد بر آن قرار می گیرد دهانه گویند .
قـبل از آنکـه به بررسی انـواع چـفدها که از دَوَران آنها حول محور قائمشان پوشش گنبد به وجود می آیـد بپردازیم لازمـست گفـته شود که هـمه چـفدها ، طاقها و گنبدها بر دو دسته (( مازه دار )) و (( تیزه دار )) تقسیم می شوند . در انواع فرمهای مازه دار قله قوس منحنی است ولی در اشکال تیزه دار قله به صورت جناغی و تیزه است .
برای ساختن آهیانه معمولاً از شکلهای مازه دار استفاده می شده است و فقط در دهانه های بزرگ به منظور تحمل بار بیشتر گاه چفدهای تیزه دار به کار می برده اند . اما در پوشش رویی گنبد ( خود ) همیشه چفد ، تیزه دار است .
● انواع پوسته های آهیانه
۱ـ پوسته خاگی
پوسته خاگی از دوران چفد هلوچین کند حول محور قائمی که از راس آن می گذرد بدست می آید . چفد هلوچین کند بیضی ای است که فاصله کانونی آن مساوی نصف دهانه است FF= ab/۲ این بیضی خیزی نزدیک به دایره دارد لذا در دهانه های کمتر از ۱۶ گز از آن استفاده می شود . پوسته خاگی قبل از اسلام بسیار رایج بود بعد از اسلام نیز کمابیش در بناهای گوناگون به کار گرفته شد . بهترین نمونه آن گنبد تاج الملک در مسجد جامع اصفهان است .
۲ ـ پوشش چیله ـ چیلو ـ سیلو
این پوسته از دوران چفد بیز یا هلوچین تند حول محور قائمی که از رأس آن می گذرد بدست می آید . و بعلت داشتن خیز کافی قابلیت تحمل بار بیشتری نسبت به پوشش خاگی دارد بنابراین در دهانه های بالاتر از ۱۶ گز هم کاربرد دارد . این پوشش از قبل از اسلام تاکنون در ایران رایج بوده است .
در یزد و کرمان و جنوب خراسان و سایر نواحی کویری بعلت دارا بودن مصالح سست و ناگزیری استفاده از خشت خام پوست درونی گنبد معمولاً‌ چیله است .
نمونه های این پوشش را در سیدرکن الدین و مدرسه ضیائیه یزد می توان دید .
۳ ـ پوشش بَستو ( بَستو ـ کوزه )
این پوشش از دوران چفد بستو حول محور قائمی که از رأس آن می گذرد بدست می آید . این پوشش از سایر پوشش های بیضی که در معماری ایران بکار رفته است خیز بیشتری دارد و معمولاً‌ در آهیانه گنبدهائی دیده می شود که پوشش خارجی ( خود ) آن رُک باشد .
پوشش یخچالها در اکثر نقاط ایران بستو است . پوشش بستو بعلت داشتن قابلیت تحمل بسیار در مقابل بارهای وارد بر آن در وسیع ترین دهانه های معمول در معماری ایران بکار می رود .
از نمونه های موجود این نوع آهیانه مدرسه ملاعبدالله نائین و گنبد قابوس را باید نام برد .
پوشش بیرونی گنبد قابوس ( خود ) ، رُک است و بعلت داشتن خیز مرتفع نیروهای رانشی بسیار زیاد است و در اصطلاح بنایان (( بیشتر لگد می زند )) . لذا مناسبترین شکلی که برای آهیانه این برج در نظر گرفته شده همان پوشش بستو است .
۴ ـ پوشش سَبوئی
این پوشش از دوران چفد چَمانه حول محور قائمی که از راس آن می گذرد بدست می آید . چفد چمانه از تقاطع دو بیضی بدست می آید . به این چفد (( سه و چهار )) و (( بَیان )) هم می گویند .
این چفد که از ترکیب دو بیضی بدست می آید قابلیت باربری فوق العاده دارد . در ایوان پیشان بسیاری از مساجد جامع از این چفد استفاده شده است که نمونه قابل ذکر آن پیشان مسجد جامع یزد است . آهیانه گنبدهائی که از دوران این چفد بدست می آید برخلاف آهیانه ، اکثراً گنبدها تیزه دار است . بهترین مثال را باید آهیانه گنبد سلطانیه دانست .
● طرز چیدن مصالح گنبد
گنبدها معمولاً‌ آجری یا خشتی هستند و به سه ترتیب چیده می شوند :
۱ ـ گِرد چین chin ـ Gerd
در این طریقه رگهای آجر متمایل به مرکز گنبد است و بصورت شعاعی چیده می شوند .
۲ ـ رَگچین chin ـ Rag
در این طریقه رگهای آجر یا خشت موازی خط افق چیده می شود . گنبدهای رک را نمی توان گردچین کرد بنابراین همه آنها بصورت رگچین ساخته می شوند .
۳ ـ تَرکین Tarkin
در این نوع چیدن ، گنبد را بصورت ترک ترک اکثراً با قالب گچی می سازند و بعد فاصله میان ترکها را با آجر یا خشت پر می کنند .
در اجرا تویزه های گچ ونی را ( نی در داخل گچ حالت آرماتور در بتن دارد ) روی زمین مطابق قوس مطلوب ( قوس گنبد ) می سازند و پس از تکمیل ، همه تویزه ها را در فضای موردنظر توسط (( وادارهائی )) سرپا نگه می دارند بعد بین تویزه ها را با آجر یا خشت پر می کنند . در این طریقه اجرا برخلاف انواع دیگر گنبد از شاهنگ و هنجار استفاده نمی شود .
طاقها و گنبدهای ایرانی هیچ کدام قالب ندارند حال آنکه اکثراً گنبدها در غرب توسط قالب زده میشوند .
گنبدهای رومی را بیشتر روی سانتر ( Centre ) ( نوعی قالب ) می ساختند این قالب چوب بستی بشکل گنبد بود که روی آن سنگ ها را بطریق استروتومی ( سنگ تراشی با مهارت و دقت زیاد که درزها کاملاً‌ چفت هم گردد ) کار می گذاشتند .
چفد معروف مصری نیز با استفاده از قالب ساخته می شد . مرحوم گدار این چفد را با چفد بیز ایرانی اشتباه کرد چرا که بیز تند از لحاظ تشابه ظاهری بسیار نزدیک به چفد مصری است اما در اساس چه از نظر ترسیم چه از نظر حیث اجرا بکلی با هم متفاوتند .
چفد بیز تند یک بیضی است که فاصله کانونی اش مساوی طول دهانه است و بدون احتیاج به قالب ساخته می شود ولی چفد مصری متشکل از دو دایره است و چنانچه بدون قالب ساخته شود طاق خراب میشود .
● طرز ساختن گنبد
طرز ساختن رایج گنبد مثل ساختن تاپو است همانگونه که تاپوساز دور تا دور تاپو می گردد و آنرا می سازد گنبد را هم رج به رج از پشت می سازند و بالا می روند چه گنبدهای ایرانی را بعلت نداشتن قالب نمی توان از داخل شروع به ساختن کرد .
در شروع کار از دستگاهی بنام شاهَنگ و هَنجار استفاده می کنند . شاهنگ میله ایست که بطور عمودی کار می گذارند . این میله معمولاً‌ چوبی است و در مرکز گنبدخانه علم می کنند مانند گنبد مسجد رحیم خان اصفهان شاهنگ را از اطراف محکم می بندند تا تکان نخورد . در اصطلاح بنائی به علم کردن چوب (( هَج کردن )) می گویند . برای محکم بستن شاهنگ به دو دیوار گنبد از هشت الی ده چوب استفاده می کنند تا به اعتقاد بنایان چوب (( لًنبَر )) نخورد سپس در دو نقطه ای که باید دو کانون بیضی باشد روی شاهنگ دو تا گل میخ می زنند و به آن دو زنجیری بسیار ظریف وصل میکنند که با آن بتوان بیضی دلخواه را رسم نمود . این زنجیر همان هنجار است و ظرافت آن مثل زنجیرهای اردکانی است .
سازنده گنبد از پشت کار مشغول چیدن می شد و منحنی گنبد را که از داخل می بایست صاف و دقیق می بود با این زنجیر کنترل می کرد برای عملکرد بهتر در محل قرارگیری گل میخ ها ( دو کانون بیضی ) دو تا شیار ایجاد می کردند و در هر کدام یک حلقه قرار می دادند تا هنجار براحتی دور شاهنگ بگردد و دور آن پیچیده نشود .
● طرز ساختن گنبدهای تركین
گنبدهای ترکین را بدون استفاده از شاهنگ و هنجار ساخته اند زیرا گاهی این گنبدها خیزشان به ۱۶ الی ۱۸ متر می رسد و امکان ساختن تویزه های با گچ و نی با این ارتفاع نیست .
در گنبدهای مرتفع ترکین ترکها را تکه تکه ساخته و رویهم و کنار هم می چیدند به این ترتیب که تا ارتفاع معینی از گنبد یک سری ترک مشابه کنار هم قرار می گرفت و دور تا دور گنبد را می پوشانید بعد سری دیگری از ترکها که ارتفاع بعدی گنبد را شامل می شد روی ردیف زیرین قرار می گرفت و بهمین ترتیب چیدن ادامه پیدا می کرد تا ارتفاع گنبد کامل شود . برای اینکه نظم بهم نخورد همه تویوزه های تَرکی را روی زمین می ساختند سپس آنرا تکه تکه در مراحل مختلف بالا آمدن گنبد کار می گذاشتند .
امروزه بجای استفاده از شاهنگ چوبی از شاهنگ آهنی استفاده می کنند که کار را خیلی آسان میکند ولی ظرافت و کارآیی چوب را ندارد .
مهم آنکه در گذشته بدون داشتن آهن و سپری و غیره با ساده ترین وسایل گنبدها را در کمال استادی بنا می کردند .
ضخامت چفد و طاق و گنبد را ( تَبَره ) گویند در طاق و بخصوص گنبد ضخامت تبره در سطوح مختلف متفاوت است .
در گنبدها تبره ای ( ضخامتی ) که برای آهیانه گنبد در پاکار در نظر می گیرند ۱۶/۱ دهانه است مثلاً اگر دهانه آهیانه ۱۶ گز باشد ضخامت تبره در پای کار یک گز خواهد بود . نمونه قابل ذکر گنبد سلطانیه با دهانه بیش از ۲۴ گز است که تبره را کمی بیش از ۴۰/۱ گز گرفته اند یعنی دقیقاً‌۱۶/۱ دهانه . البته در پاکار بعداً‌ ضخامت (( خود )) نیز به آن اضافه خواهد شد .
زاویه ۵/۲۲ درجه روی پوسته گنبد را نسبت به مرکز دهانه (( شِکَرگاه )) گویند . فاصله از پاکار تا نقطه شکرگاه نیز بالِنج نامیده می شود . معمولاً فاصله پاکار تا شکرگاه را که همان بالنج باشد با همان ضخامت ۱۶/۱ دهانه می چینند .
از شکرگاه تا زاویه ۵/۶۷ درجه نسبت به مرکز دهانه ( ایوارگاه ) ، شانه طاق یا گنبد گفته می شود . در چیدن گنبد از شکرگاه تا زاویه ۴۵ درجه ( میان شانه ) ضخامت را یک خشت کم می کنند از زاویه ۴۵ درجه تا ایوارگاه مجدداً از ضخامت تبره یک خشت می کاهند . از ایوارگاه تا نزدیکیهای تیزه نیز خشت دیگری از کلفتی طاق کم می کنند . این بخش معمولاً‌ نازکترین ضخامتی است که می توان با آن طاق یا گنبد را اجرا کرد .
چون در نزدیکیهای تیزه دیگر امکان اجرای گنبد بصورت بقیه قسمتهای آن میسر نمی گردد لذا در نزدیکیهای تیزه سوراخی باقی می ماند که اجرای پوشش آن باید مثل دهانه چاه بصورت طوقه چینی باشد به این سوراخ (( هورنو )) گویند . گاهی این سوراخ را پر نمی کنند تا در بالای طاق یا گنبد کار نوررسانی را انجام دهد . مثلاً‌ در پوشش بازارها اکثراً سوراخ هورنو باز است تا عمل تهویه و تنظیم روشنائی صورت پذیرد .
در گنبد سلطانیه سوراخ هورنو قطری حدود ۸۰/۱ سانتی متر دارد . زیرا از این حد به بعد معمار سازنده نمی توانست مرتباً آجر را کوچک کند و رگها را ریز کند تا به تیره برساند . برای پر کردن هورنو امکانی بجز طوقه چینی باقی نمی ماند به این نوع اجرای پوشش (( پرگر )) گویند در پرگر یا پرگره چینی از اطراف حلقه آجرها رگه به رگه پیش می نشینند تا پوشش کامل شود . در میان هورنو یک میله آهنی کار گذاشته می شود و طوقه میله آهنی را در بر می گیرد .
پس از اجرا چه بعلت وجود میله آهنی چه بعلت نوع پر شدن سوراخ ( طوقه چینی ) تیزه گنبد شکل نوک تیز پیدا می کند . و بخصوص در آهیانه های مازه دار تیزه گنبد فرم چفد یا طاقی را پیدا میکند که سَربَر کرده باشد . این سربرکردگی ضعف و نقصان به حساب نمی آید تقریباً‌ چاره ناپذیر است . مثلاً در گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان با وجود شکل کامل بیضی در بالای تیزه نوعی تورفتگی دیده می شود .
میله آهنی مذکور را در پائین گنبد معمولاً‌ به یک قلاب ختم می کنند تا برای آویختن قندیلها و چراغها مورد استفاده قرار گیرد . برای گیردار شدن میله آهنی در درون گنبد پایه آنرا به شکل شش یا هشت پر می سازند . در مجموع به ستونی که حد فاصل بین پوسته زیرین و رویی گنبد است و میله آهنی را دربر می گیرد (( شَنگَرگ )) گفته می شود .
در بالای میله آهنی از حد خود گنبد به بالا توغ قرار می گیرد . توغ متشکل از سه تکه گوی فلزی و چند تکه لوله نسبتاً‌ قطور است که رویهم قرار می گیرند به این ترتیب که روی میله آهنی اول یک لوله سوار می شود بعد یک گوی فلزی که از دو طرف سوراخ دارد تا بتواند هم روی لوله زیرین جایگزین بشود و هم لوله بالائی روی سوراخ فوقانی آن جایگزین شود ، قرار می گیرد و بهمین طریق توغ ساخته می شود گوی انتهائی دیگر در بالا سوراخ ندارد . گاهی اوقات بجای گوی انتهائی (( خوج )) می گذارند .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

نظریات فرانک لوید رایت در شهرسازی 



فرانک لویدرایت،مرید«لویی سولیوان»استادمکتب شیکاگو؛اولین معمار نام آور امریکایی است که مدرسه هنرهای زیبای پاریس را نگذارنده است.به عنوان اولین نفر درایالات متحده،او معماری را کاملاًاز تقلید گذشته والتقاطی گری هارهایی بخشیده وسبکی،بی هیچ گفت و گویی،امریکایی،چون سبک نویسندگان موردعلاقه اش « والت ویتمن» و «مل ویل» را پایه نهاده است.از 1911 نفوذ او از اقیانوس اطلس می گذرد، حیطه ای جهانی می یابد، ولی به شیوه ای دیگر و بستری پنهانی تر از نفوذ معماران خردگرای اروپایی.« رایت » نیز چون اینان، یکی از پیشگامان معماری نوست. ولی گذشتن از سنت برای او شکلی دیگر دارد . بهترین شاهد بر این، مفهوم او از « نقشه آزاد» است این مفهوم نه به یکسانی و بی تفاوتی فضای داخلی ، بلکه کاملاً بعکس به خصوصیت بخشیدن به این فضا ختم می شود مفهوم «فضای اندامواره» ای الهام، بخش همه آثار « رایت» است. این اندازمواره بودن فضای درونی ، اهمیت دیوارهای و سطوح کامل ، نقش مصالح خام طبیعی ، امتناع از همۀ گونه شناسی ها و قبول تنوعی فراوان و سرانجام ریشه گیری (بنا) در دوره نمای پیرامونی ، عناصری اند که می توانند آثاری متعدد را خصوصیت بخشند که در خانه های خصوصی درخشیده است («اواک پارک» در 1895،« روبی هاوس»در1909،«میدوی گاردنز» در 1914،«مینیاتور» در 1923،« فالینگ واتر» در 1936، « تالی سن و ست» در 1938) ولی این عناصر به هیچ وجه [ در حد خانه] محدود نشده است( هتل امپریال توکیو در 1916، کارخانه های جانسون 1936 و 1944 ، موزه گوگنهایم نیویورک 1958)این معماری - به گونه ای منطقی، در ارتباط با نظریه ای در مورد استقرارانسانیقرار می گیرد که به نوعی « ضد-شهرسازی» است ، ریشه های این نظریه در سنت تفکر امریکایی [ نسبت به شهرسازی] نهفته است که به وسیله «جفرسون»و «امرسون» فتح باب شده است : این انگاره تمثیلی « گسترده شهری» است که « رایت» در سه کتاب پیاپی آن را توسعه بخشیده و در 1934 به وسیله نمونه ای غول آسا آن را به تصویر کشیده است .« فرانک لویدرایت» کتاب های متعددی منتشر کرده است که بیش از آنکه بیانگر یک «دکترین» باشند، نشانگر نوعی رفتار و نوعی سرشت هستند . نوشته های همیشه شاعرانه و شخصی او ، گهگاه در ابهام و یا به سخنی درست تر در گفتاری بی هیچ نظم منطقی در می غلتند.
شهر پهندشتی
فرانک لویدرایت (1958-1934)
تصور شهر پهندشتی از یک طرح جامع از پیش ساخته و پرداخته نشئت نگرفته، بلکه هدف آن بیان اصول استقرار بناهای شهر است . بنابراین رایت نقشه ای از تمام شهر ترسیم نکرد، بلکه فقط بخش ویژه ای را ارائه داد که توضیحات مربوط به آن در همان زمان یادآور « اصول معماری ارکانیگ» وی بود: » همۀ شکلها به تمامی باید از نظر رابطه با محل استقرار، مصالح ساختمانی ، روند ساخت و اهدافشان همگام با طبیعت باشند... ترکیبات و سیمای معماری باید متاثر از مشخصات و وضعیت توپوگرافی منطقه باشد.» طرح این خش نمونه، متکی بر یک شبکۀ شطرنجی متشکل از خیابانهای تفکیک شده و یک نظام مستطیل شکل در مورد سطوح تفکیکی است . شهر پهندشتی بازتاب دهندۀ روش خاص تقسیم زمین در ایالات متحدۀ آمریکاست. این نقشه برای هر نفر حداقل یک جریب زمین را اختصاص می دهد . به علاوه مجموع زمینهای انتخاب شده برای خانه های تک واحدی به مراتب بیشتر از زمینهای انتخابی برای مجموع مقاصد دیگر است . از لابه لای خانه های کوچک ، ساختمانهایی با اشکال گوناگون برخاسته اند . به ویژه تاسیسات صنعتی که در طول خیابانی استقرار یافته اند که حد غربی شهر را در بر می گیرد یک مرکز تجاری در کنار یک خیابان مورب و مجموعه ای از مدارس در مرکز ، یک محل نمایش بزرگ یک مرکز شهری روی دریاچه و غیره .مرکز شهری در ناحیۀ وسیعی گسترده شده و شامل یک ساختمان اداری 50 طبقه، یک پارک زمینهای ورزشی ، یک باغ وحش، آکواریوم و غیره است در سواحل نهری که از دریاچۀ سد سرچشمه می گیرد دو بنای چندین طبقه قرار گرفته که شامل اداره ها و آپارتمان ها است. ساختمانهای بلند دارای فضاهای وسیعی هستند و تمامی ساختمانها توسط فضای سبز احاطه شده اند.
شهر زنده (پرتحرک)
فرانک لویدرایت(1985)
درسال 1932 رایت شهر مفقود را منتشر کرد در این کتاب که نیاز برای تفکیک بطور مفصل شرح داده شده بود . ضرورت از بین بردن آلودگی و شلوغی شهرها و حرکت به سمت اطراف شهر و چشم اندازهای چمنزارها احساس می شد . با درک مقادیر عظیمی از سرتا سرزمین های موجود وی راه حل آرمانی را متصور شد بنام « شهر پهن دشتی» او دو سال بود مدل یک میدان 12 فوتی به شکل شهر پهن دشتی که به آن سفر کرده بود آماده کرد.در سال 1945 شهر مفقود را اصلاح کرد و دوباره آنرا(زمانی که تساوی اجتماعی برقرار شد ) نامگذاری کرد که توسط عکس هایی از مدل های کمکی مربوط به آن به تصویر کشیده شده است ایمان راسخ وی در مورد محیط ناسالم شهرها مرکز او را رها نکرد در اوائل سال 1931 او نوشت : شهر یک پیروزی طبیعی روحیه جمعی بر بشر است و بنابراین یک نیاز مادی از دروان طفولیت نسل ها بحساب می آید.اغتقاد من بر اینست که شهر آنگونه که امروز می شناسیم رو به نابودی است ما شاهد رشد سریع احلال و نابودی هستیم در سال 1958 وی نظری را در مورد شهرهای پهن دشتی تغییر داده و دوباره مقاله ای را در کتاب به شهر زنده اصلاح کرد.شاگرد وی چندین دور نما از شهر فرضی را به تصویر کشید و بصورت چشم انداز تپه ای با شیب ملایم متصور شده است چمنزار زیبا ، دریاچه ورودخانه در شهر آمده Taxi copter( تاکسی هوایی) و Atomic Barges (قایق اتمی) انتقال فوق مدرن را ایجاد کرده سات در حالیکه در بین چشم اندزاهای طبیعی و ساختمانهایی که خودش طراحی کرده بود ، هر دو نوع ساخته شده و ناکامل چشم می خورد . در واقع رایت راه حلی را برای داشتن یک شهر سالم، انسانی و زیبات ارائه داده است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

کاهش تلفات زلزله با روشی جدید (طرح اتاق امن)
مقدمه 

بطور کلی ساختمانهای موجود در کشور را به سه دسته زیر می توان تقسیم کرد: 


الف) ساختمانهایی که دارای اسکلت نیست. 

این دسته از ساختمانها دارای سیستم دیوار باربر خشتی و یا آجری است که در برابر زلزله های نسبتا شدید مقاوم نیستند و در هنگام وقوع زلزله, ساکنان آنها به علت ریزش آوار در امان نخواهند بود. 

ب) ساختمانهایی که دارای اسکلت فلزی و یا بتنی است ولی برای نیروهای افقی ناشی از زلزله محاسبه نشده اند. 

این قبیل ساختمانها در صورت اجرای صحیح اسکلت و یکپارچگی سقفها در برابر زلزله های با بزرگی کم و متوسط تا حدی مقاومت می نمایند و خسارت های وارد بر آنها کمتر باعث آسیب دیدگی ساکنان آنها می شود. البته در این نوع ساختمانها باید ایمن سازی محیط داخلی ساختمان و یا به عبارتی مبلمان آن به نحوی باشد که در اثر حرکتهای ناشی از زلزله, آسیبی از طرف آنها به ساکنان وارد نشود. 

ج) ساختمانهای ساخته شده با اسکلت فلزی یا بتنی که برای نیروهای افقی ناشی از زلزله محاسبه شده اند. 

این دسته از ساختمانها در مقابل نیروهای جانبی ناشی از زلزله پیش بینی شده توسط آئین نامه 2800 مقاومت می نمایند. اصولأ چنین ساختمانهایی, در صورت اجرای صحیح نیازی به مقاوم سازی ندارد ولی باید مبلمان داخلی ساختمان به نحوی باشد که در اثر تکانهای شدید, آسیبی از این بابت به ساکنان آن وارد نگردد. 

روش های موجود ایمن سازی ساختمانها در برابر زلزله 

همانگونه که قبلاً عنوان شد بخش قابل توجهی از ساختمانهای کشور مقاومت لازم را در برابر زلزله های شدید ندارند. بطور کلی جهت ایمن سازی این نوع ساختمانها, دو راه حل کلی زیر وجود دارد: 


الف) تخریب و بازسازی اصولی و مطابق ضوابط و آئین نامه ها 

 

ب)مقاوم سازی این نوع ساختمانهابدون تخریب آنها 

 

قطعاً از نظر مدیریت شهری که علاوه بر ایمن سازی بافتهای مسکونی در برابر زلزله, دیگر معیارها از قبیل شهرسازی, اصلاح بافتهای مسکونی, استفاده از مصالح نوین و استاندارد, اصلاح ساختار ترافیک، استفاده بهینه از انرژی و خدمات رسانی استاندارد نیز مهم هستند روش الف راه حل اصولی و نهایی جهت حل مشکل است. لیکن همانطور که قبلاً عنوان شد اجرای این روش به طور کامل به چند دهه زمان نیاز دارد و به عبارت دیگر راه حل بلندمدت است ودرکوتاه مدت مشکل را حل نمی نماید. 

اما در خصوص روش ب، تاکنون محافل مختلف علمی و اجرایی, نظرات کارشناسی متعددی مطرح نموده اند و حتی روشهایی عملی نیز برای انجام این کار ارائه کرده اند. اما بدلیل عدم صرفه اقتصادی (روش ب)دربافتهای فرسوده تاکنون توفیق جامعی در این روش نیز مشاهده نشده است. حتی در ساختمانهای دولتی که طرح مقاوم سازی بعنوان یک سر فصل اجباری برای مدیران آنها طرح شده است نیز موفقیت قابل توجهی مشاهده نشده است. علت این امر را می توان پر هزینه بودن, گاهی غیر عملی بودن, طولانی بودن زمان اجرا و عدم وجود متخصص کافی عنوان کرد. 

بدین ترتیب مشاهده می شود که هیچ یک از روشهای دوگانه فوق مسئله ایمن سازی واحدهای مسکونی در برابر زلزله را در حال حاضر حل نکرده است. 

طرح اتاق امن 

اتاق امن مربوط به ساختمان های قدیمی موجود در بافت های فرسوده است. این ساختمان ها عموماً دارای سیستم دیوار باربر بدون کلاف های قائم و افقی هستند که تخریب آنها در زمان وقوع زمین لرزه های ویرانگر, قطعی است. 


در این روش بخشی از ساختمان که امکان حضور ساکنان در هنگام وقوع زلزله در آن فراهم است توسط ساخت و نصب یک سازه مقاوم, ایمن سازی می شود. نقش این سازه آن است که در هنگام بروز زلزله و در زمانی که ساختمان شروع به تخریب می کند از ریزش آوار به داخل محدوده امن جلوگیری می نماید و در واقع یک منطقه حفاظتی جهت مراقبت از جان ساکنان ایجاد می کند. منطقی است که یک یا دو اتاق که اعضاء خانواده حضور بیشتری در شبانه روز در آنها دارند به این امر اختصاص داده شود. البته در هنگام وقوع زلزله, معمولاً از زمان شروع لرزش تا تخریب, فرصت حیاتی (چند ثانیه) جهت انتقال ساکنین از نقاط دیگر ساختمان به داخل اتاق امن وجوددارد. 


در این طرح یک قاب فلزی در داخل هر طبقه از این نوع ساختمانها پیش بینی شده است تا پس از وقوع زلزله و تخریب ساختمان, آوار بر سر افراد فرو نریزد. استفاده از این قاب ها در ساختمانهای تا سه طبقه پیش بینی شده است و روش کار به این صورت است که مطابق شکل یک این قاب ها در هر طبقه بر روی قاب طبقه زیرین خود قرار می گیرند تا این ساختمانها در زمان زلزله و همچنین پس لرزه ها دارای استحکام لازم جهت پیش گیری از صدمات جانی باشند. 

در طرح حاضر هیچگونه تغییری در ساختمان اصلی ایجاد نمی شود و فقط در داخل بخشی از آن یک قاب فلزی باربر قرار می گیرد. نحوه عملکرد این قاب به این صورت است که پس از وقوع زلزله و تخریب ساختمان, آوار بر سر افراد فرو نمی ریزد و بر روی این سازه جای می گیرد و همانطور که قبلا عنوان شد این سازه در برابر پس لرزه های متعارف هم مقاوم است

 

مزایای اتاق امن

 

1. در صورت اجرای این طرح از به وقوع پیوستن یک فاجعه انسانی در زمان زلزله جلوگیری می شود و میزان تلفات ناشی از آن تا حد زیادی کاهش می یابد. 

2. هزینه اجرای این طرح و ایمن سازی بخشی از یک طبقه از ساختمان بسیار معقول است و در شرایط فعلی کمتر از پانصد هزار تومان تخمین زده می شود. 

3. در این طرح از یک سیستم کاملاً پیش ساخته استفاده شده است و کلیه جوش های اصلی در کارخانه و تحت نظارت دقیق انجام می شوند و فقط جوش های دارای درجه دوم اهمیت ,هنگام نصب اجرا می گردند. 

4. سرعت اجرای این طرح بسیار زیاد است و نصب کامل هر قاب در محل مورد نظر کمتر از یک روز طول می کشد. 

5. این طرح انعطاف پذیراست.بدین معنی که قابلیت انطباق با ساختمانهای متفاوت رادارد. 

6. قابلیت مخفی کردن قاب بااستفاده از طرحهای متنوع معماری وجود دارد. 


در ضمن لازم به توضیح است که در این طرح فرضیات اولیه زیر مد نظر بوده اند: 

الف- ابعادمناسب جهت اتاق امن در پلان حدود 4×3مترمربع است. 

ب- بار وارد بر اتاق امن در زمان تخریب ساختمان به ترتیب در صورت قرارگرفتن یک, دو و سه سقف بر روی آن برابر ده, بیست و سی تن خواهد بود. تقریبا تمام ساختمان های موجود در مناطق فرسوده مشمول این قاعده می شوند. 

پ- سیستم باربر جانبی در زمان پس لرزه ها، قاب خمشی فولادی است. 

ت- کلیه عملیات اجرایی تحت نظارت بسیار دقیق انجام می شوند و کلیه جوش های اصلی مربوط به اتصالات تیر به ستون توسط آزمایش های مافوق صوت و یا پرتو نگاری کنترل می گردند. 

آزمایش های انجام شده 

تا کنون آزمایش های متعددی برای اجرایی نمودن طرح انجام شده است که شامل آزمایش های بار ثقلی و جانبی بوده است. 

نتایج تحقیقات انجام شده 

· استفاده از سیستم اتاق امن پیشنهاد شده صرفاً در صورت رعایت کلیه نکات فنی، می تواند برای مقاوم سازی بافتهای فرسوده بکار رود. 

· در سازه اتاق امن پیشنهاد شده بایستی از سیستم تیر قوی و ستون ضعیف استفاده شود. 

· با انجام یک سری تحقیقات بر روی سازه های فلزی، می توان بدون افزایش وزن قابل توجه در فولاد صرفی، قدرت باربری آنها را به شدت افزایش داد. 

· انجام جوشکاری بی مورد در محلهای غیر ضروری، باعث کاهش قدرت باربری سازه می شود.لذا بایدصرفا"جوشکاری های توصیه شده درطرح اجراگردد. 

· استفاده از دستک، قدرت باربری جانبی سازه را به مقدار قابل توجهی بالا می برد. 

· با انتخاب جزئیات مناسب در اتصالات می توان انعطاف پذیری سازه را افزایش داد. 

توصیه ها: 

1. ستونهای اتاق امن درطبقات مختلف تا حدامکان در امتدادیکدیگرقرارگیرند. 

2. برروی اتاق امن دولایه توری دارای میلگرد به قطرچهارمیلیمترکه دارای فاصله چشمه های پنج سانتی‌متراست قرارگیرد.درزاین توری های ردیف اول ودوم نبایددرامتداد هم باشند.فاصله خال جوش های اتصال توریهابه تیرهای سقف برابر بیست سانتیمتر است. 

3. بر روی توری هایک لایه فوم ازجنس پلی استایرن قرارداده شود.حداقل ضخامت این فوم برابر دو سانتیمتر است. 

4. به ساکنین منزل آموزش داده شودکه درهنگام وقوع زلزله درقسمت های میانی اتاق بایستند و از نزدیک شدن به دیواره های اتاق پرهیزنمایند. 

5. به خانواده هاتوصیه می شود در هنگام وقوع زلزله که معمولا"چندثانیه قبل ازشروع بایک صدای مهیب همراه است باسرعت به داخل اتاق امن بروند و در قسمت میانی اتاق (تاپایان زلزله) درکنار هم بایستند. 

6. پس از زلزله درصورت امکان اتاق امن راترک نموده و به فضای باز و دور از ساختمانهای در حال ریزش مستقر شوند. 

7. ازچیدن وسائل بزرگ وسنگین نظیرکتابخانه وکمددرون اتاق امن اجتناب شود. 

8. ازنصب وسائلی که درهنگام زلزله امکان سقوط آنهاوجود دارد(دراتاق امن) پرهیزشود. 

9. نصب اتاق امن در شهر های کوچک وروستاها بدلیل روند کند نوسازی توصیه میشود. 


جزئیات فنی «اتاق امن»

 

مطالعات این طرح از اسفند سال ۸۲ آغاز شده و با انجام آزمایش های نهایی در اسفند سال ۸۳ نتایج قطعی آن برای اجرایی شدن طرح ارائه شد.

مهندس محرابیان مدیر این پروژه و دکتر مظلوم دبیر گروه علمی پروژه درباره جزئیات فنی این طرح اشاره کردند که اتاق امن قابی فلزی و سه بعدی است که در یک یا چند اتاق از واحدهای غیر مقاوم در برابر زلزله ساخته می شود. این قاب در صورت بروز زلزله از ریزش آوار بر سر ساکنان آن جلوگیری می کند.

این گزارش می افزاید: وزن هر قاب حدود ۵۰۰ کیلوگرم و هزینه ساخت آن حدود پانصد هزار تومان بوده و از این نظر امکان بهره مندی از آن برای اغلب شهروندان وجود دارد. برای تکمیل مطالعات فنی این پروژه ۶۰ آزمایش به مقیاس واقعی و با انواع بارگذاری تا زمان تخریب انجام شده است. در مهمترین آزمایش انجام شده یک ساختمان سه طبقه در شمال منطقه سعادت آباد در معرض نیروی افقی ویرانگر (مشابه توان تخریب یک زلزله با مقیاس بیش از هفت ریشتر) قرار گرفت و سه اتاق از این ساختمان در طبقات اول ، دوم و سوم که مجهز به تجهیزات اتاق امن شده بود کاملا از خطر فروریزی در امان ماند.

کلیه قسمت های سازه اتاق امن به صورت پیش ساخته بوده و ابعاد آن در سه جهت طول، عرض و ارتفاع قابل تغییر است. همچنین اتاق امن مانع استفاده معمولی از منزل نبوده و زمان لازم برای نصب آن حدود ۵ ساعت است.

کارشناسان شهرداری تأکید کردند که اتاق امن جایگزین طرح نوسازی بافت های فرسوده نبوده و قطعا کماکان مهمترین رویکرد برای کاهش خطر زلزله در شهر نوسازی این بافتها و مقاوم سازی ساختمان های جدید است، اما برای ایمنی ساختمان های موجود و بافت هایی که عجالتا امکان بازسازی ندارند، طرح اتاق امن طراحی و پیشنهاد شده است

طرح «اتاق امن» به عنوان یک پروژه ملی در کشور زلزله خیز ایران می تواند در تمامی مناطق کشور به ویژه در مناطقی که ساختمانها اغلب بلند مرتبه نبوده و تا سه طبقه هستند و نیز از نظر اقتصادی امکان نوسازی و مقاوم سازی سریع بافت های مسکونی وجود ندارد، مورد استفاده قرار گیرد.

دیدگاه طراحان در این روش, صیانت وحفاظت از جان شهروندان در هنگام وقوع زلزله است باتاکید براین نکته که ساختمان فرسوده درهنگام وقوع زلزله محکوم به تخریب است.در واقع در این طرح از ایده سنگر برای حفظ جان ساکنین در برابر آوار استفاده شده است و سیستمی تعبیه گردیده است که در صورت تخریب ساختمان، آوار بر روی آن جای گیرد و بر سر افراد فرو نریزد. جهت کاهش هزینه ها نیز می توان صرفا بخشی از هر ساختمان را ایمن نمود و نیازی به نصب این سیستم در کل بنا نیست.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

نشانه های فرهنگی , همچون نشانه های طبیعی , عام و بی زمان است , و لذا هندسه را می توان با قوامینی همتراز قوامین علمی تبیین کرد.نقشهای هندسی اسلامی , آینه یک تمایل فرهنگی است.این تمایل همان گریز از طبیعت و میل به انتزاع هندسی است.در هم آمیختن نقش و زمینه , بازتاب جهان بینی خاص اسلامی است که قدرت را مختص خداوند متعالی می شمارد که همه مراتب نزد وی یکسان است پس نقشهای هندسی اسلامی زاده یک مقصود هنری است که نگاره های طبیعت گرای کلاسیک را تغییر و به مدار فرهنگی کاملآ متفاوتی وادار کرد.


از میان دانش های روز , از جمله ریاضات و هندسه و آن ها که علوم خالص به شمار می آمدند , برخی نقش آفرینی بیش تری یافتند و کار ساز شدند.ریاضیات , به دلیل استحکامی که در ذات خود داشت و به دلیل اتکاء بر " عدد " نمادهائی از مفهوم برابری را میان افراد جامعه می نمایاند.و چنان که " بنیامین فارینگتن " میگوید , " تا نیمه , طعم و بوی " دموکراسی " می دهد; ضمن اینکه عدد , موجودیتی مفهومی خود که زاده از " منطق " بود را هرگز در سطح ثانوی یا فرعی قرار نمی داد.


ویلیام موریس (William Morris) میگوید : "معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشری را احاطه می‎کند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم، نمی‎توانیم از معماری خارج شویم، زیرا معماری عبارت است از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی که هماهنگ با احتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده از آن مستثنی هستند".و همان گونه که می دانید شکل کلی فضای معماری برانگیزاننده ادراک مخاطب خود خواهد بود. هندسه بدلیل نفی هرگونه هرج و مرج فضائی به رشد رسیده را بوجود می آورد و در رشد شخصیت مخاطب خود نقشی ویژه دارد.آری هندسه تا نیمه طمع و بوی دموکراسی می دهد.
فلورو به اتکاء شناخت کاملی که از دانشمندان بزرگ پیش از افلاطون داشت ((سقراط , لیمورگوس , فیثاغورس و دیگران)) , مفهوم افلاطونی ((خدا-هندسه دان)) را تفسیر می کند : (( ....ریاضیات , در واقع , از آنجا که بر روی اعداد بنا شده است , چیز ها را به شکلی برابر توزیع می کند ; هندسه , چنان که بر روی تناسبات بنا شده است , چیزها را بر اساس شایستگی توزیع می کند. بنابراین هندسه هرج و مرج در دولت نیست , اما برعکس , در آن اثر گذاری مهمی را در زمینه متمایز کردن آدمیان خوب و بد اعمال می کند ; به این شکل , که نه بر مبنای اهمیت یا بر حسب اتفاق , اما بر پایه تفاوت میان عادت سوء و خصیصه خوبشان پاداش می گیرند.این سیستم هندسی همان سیستم متکی بر تناسب است که خدا بر چیزها اعمال می کند و , (( تینداروس )) عزیز , این همان است که عدالت و احقاق حق نامیده می شود.این سیستم به ما یاد می دهد که باید عدالت را مانند برابری مورد توجه قرار دهیم اما نه برابری را مانند عدالت ; و بنابراین , آنچه که اکثریت آمال خود قرار می دهند از تمامی بی عدالتی ها بزرگتر است و خدا آن را از دنیا دور کرده . زیرا غیر قابل عملی کردن بوده است ; اما او توزیع ثروت ها بر اساس شایستگی را از طریق ثبات بخشیدن به آن بر مبنای هندسه , یعنی بر حسب تناسب و قانون , مورد حفاظت قرار می دهد و نگاهش می دارد.))
سید حسین نصر در کتابش به نام علم در اسلام بر اهمیت هندسه در معماری اسلامی میگوید: " عشق مسلمانان به ریاضیات , خاصه هندسه و عدد , مستقیمآ به لب پیام اسلام مربوط است , که همانا عقیده توحید است و افزود که در جهان بینی اسلامی ویژگی تقدس ریاضیات در هیچ جا بیشتر از هنر ظاهر نشده است ; در هنر ماده به کمک هندسه و حساب شرافت یافته , و فضائی قدسی آفریده شده که در آن حضور همه جایی خداوند مستقیمآ انعکاس یافته است.


نقشهای هندسی بی نهایت گسترش پذیر , نمادی است از بعد باطنی اسلام و این مفهوم صوفیانه " کثرت پایان ناپذیر خلقت , فیض وجود است که از احد صادر می شود :کثرت در وحدت "
ابن خلدون می گوید : باید دانست که هندسه ذهن را روشن و فکر را مستقیم می سازد.جمله براهین آن بس روشن و بسامان است.بعید است که به استدلال هندسی خطا راه یابد , زیرا که سخت متقنن و منظم است.لذا فکری که پیوسته خود را به هندسه وا می دارد , بعید است که به خطا در افتد....همچنین دانشمندان هندسه را قادر به برانگیختن روح برای تعمق در مراتب عالیتر ادراک می دانند.
بورکهارت در کتاب اصلی خود در زیبا شناسی , که در سال ۱۹۶۷.م با نام هنر مقدس در شرق و غرب از فرانسه به انگلیسی ترجمه شد می گوید : آفت اصلی که باید از آن احتراز کرد این ذهنیت عالمانه است که به همه آثار هنری از قرون گذشته چون پدیده هایی صرفآ تاریخی نظر می کنند که به گذشته تعلق دارد و ارتباط آن با زندگی امروز بسی ناچیز است....باید پرسید در هنر اجداد ما چه چیزی بی زمان است.اگر این را تشخیص دهیم خواهیم توانست از این در ساختار دائمی زندگی عصر خود استفاده کنیم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 




9 برنده ی بخش معماری AIA 

 
موسسه ی معماری آمریکا ( AIA ) ، یکی از معتبر ترین موسسات معماری جهان، دیروز اسامی آثار منتخب سال ۲۰۰۹ خود را اعلام کرد. جایزه ای که AIA هرساله به آثاری که از نظر معماری بیرونی، طراحی داخلی و هماهنگی با کالبد شهری جزو بهترین ها باشند می دهد، از معتبر ترین و با سابقه ترین جوایز دنیای معماری محسوب می شود. ۲۵ اثر برگزیده ی امسال از بین بیش از ۷۰۰ اثر از سرتاسر جهان انتخاب شده اند. مراسم اهدای جوایز، در ماه آپریل و در شهرسان فرانسیسکو برگذار خواهد شد.

جوایز مربوط به معماری سال ۲۰۰۹ :

جایزه ی امسال AIA در بخش معماری به ۹ اثر منتخب اعطا شد ( جوایز این موسسه برای طراحی های داخلی و شهری هم در نظر گرفته می شود ). نکته ی جالبی که در بین این ۹ اثر به چشم می خورد، اینست که در بین آنها، آثار مختلفی یافت می شود. از یک کلیسا تا یک خانه ی مسکونی. این آثار توانسته اند تاثیر مهم و منحصر به فردی در محیطی که در آن ساخته شده اند بگذارند. بعضی از این آثار با محدودیت های شدید مالی مواجه بودند، یکی از این اثر ها از تغییر کاربری یک بنای قدیمی به وجود آمده و اثری هم از به هم پیوستن چند بنای قدیمی تر حاصل شده است.

1 - کلیسای Christ the Light ، ایالت کالیفرنیا . کاری از Skidmore, Owings & Merrill LLP 
مکانی برای انجام مراسم مذهبی و نمادی برای دعوت به مسیحیت در Oakland ایالت کالیفرنیا. استفاده از مصالحی مثل شیشه، چوب و بتن، اجازه ی ساخت بنای پر عظمت و رفیعی را داده که به خوبی توانسته با نور بازی کند و حجمی شفاف را پدید آورد.



۲ - مرکز دانشجویی Charles Hostler ، بیروت، لبنان . کاری از گروه VJAA
مرکز دانشجویی Charles Hostler در لبنان، مکانی است برای گرد همایی دانشجویان که در آن کلیه ی امکانات رفاهی، مثل تجهیزات ورزشی، سالن تئاتر و یک پارکینگ زیر زمینی در نظر گرفته شده. این بنا با محوطه ی وسیع و سرسبزی که دارد، می تواند به خوبی به عنوان یک ساختمان چند منظوره به کار گرفته شود.



3 - باشگاهی برای جوانان، شیکاگو . کاری از John Ronan
این بنای ۷۴۰۰۰ فوت مربعی ( تقریبا” ۶۴۰۰ متر مربع ) ، در یکی از محله های فقیر نشین شیکاگو ساخته شد تا به وسیله ی آن، تاثیری مثبت در رشد فرهنگی منطقه داشته باشد. جوانان ۸ تا ۱۸ سال در این مکان می توانند اوقات بعد از مدرسه و بیکاری خود را سپری کنند و از آسیب های اجتماعی ای که آنها را تهدید می کند درامان باشند. 



۴ - موزه ی Museo del Acero ، مکزیک . کاری از گروه معماری Grimshaw
بنای قدیمی Horno3: Museo Del Acero که در واقع یک کوره ی قدیمی است ، در سال ۱۹۶۰ طی انفجاری، تقریبا” تخریب شده بود و به حالت متروکه درامده بود. ساختمان باقیمانده ی این کوره، به عنوان هسته ی اصلی موزه ای جدید درآمده است، ساختمانی جدید که زندگی جدیدی را به این کوره ی متروک بخشیده و بازدیدکنندگان را با تاریخ صنعت مکزیک آشنا می کند.



5 - مرکز دانشگاهی Lavin-Bernick ، New Orleans . کاری از گروه VJAA
کار سختی که گروه معماری VJAA بر عهده داشتند، تبدیل ساختمان بزرگ و قدیمی و بدون مصرف قبلی به ساختمانی پویا، مدرن و به صرفه از نظر انرژی بود تا به عنوان ساختمان مرکزی دانشگاه مورد استفاده قرار بگیرد. تنها حفظ کردن دیوار های بتنی ساختمان قبلی، چیزی حدود ۸ میلیون دلار صرفه جویی در هزینه ی این پروژه داشته است. این پروژه درست ۱۴ ماه بعد از طوفان عظیم کاترینا به پایان رسید.




۶ - ساختمان جدید نیویورک تایمز. کاری از رنزو پیانو
این بنا مجموعه ای از بهترین ویژگی های معماریست که یک ساختمان می تواند داشته باشد : نورپردازی، نما، ارتباط با خیابان های اطراف، دسترسی ها و … ولی شاید مهمترین ویژگی آن ارتباط و هماهنگی بسیار کاملی باشد که با محیط اطراف خود در شهر نیویورک دارد.



7 - مجموعه ی آپارتمانی ، San Francisco . کاری از Leddy Maytum Stacy
این مجموعه ی آپارتمانی، طبق نظر شهردار شهر سان فرانسیسکو و به عنوان یک اقامتگاه داومی برای بی خانمان های شهر در نظر گرفته شده است. شعار جالب این پروژه ، ” of Public Health’s “Housing FirsT ” ( اولین قدم برای سلامتی اجتماع، سکونت است ) بود.



۸ - خانه ی Salt Point، نیویورک. کاری از Thomas Phifer
این خانه ی مسکونی ۲۲۰ متر مربعی، به دلیل استفاده از مصالح پایدار و ارزان قیمت، و همچنن طراحی ظریف و موثرش، یکی از ۹ اثر منتخب به شمار می آید. این خانه به طور دقیقی، طوری طراحی شده تا از باد های تابستانی ای که در این ناحیه هنگام تابستان می وزد، حداکثر استفاده را ببرد و بدین وسیله هم از هزینه ی مربوط به سرمایش خانه صرفه جویی شود هم تهویه ای طبیعی در آن وجود داشته باشد.



۹ - مرمت باسیلیکای Assumption، Baltimore . کاری از گروه PLLC
این کلیسای قدیمی که یکی از با ارزش ترین معماری های قدیمی آمریکاست به دلیل زمان زیادی که از ساخته شدنش می گذرد، اثری نامطلوب بر نمای شهر گذاشته بود، ولی گروه معماران این پروژه توانستند با استفاده از تکنولوژی های مرمت معماری، آن را تقریبا” شبیه روز اول ساخته شدنش بکنند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

در طراحى فضاى سبز با تركیب‏ هایى از سنگ و گیاه باغچه ‏هاى كوچك و زیبایى ساخته مى‏شود كه بسیار زیباست. این طرح‏ ها در سال ‏هاى اخیر طرفدارهاى بیشترى پیدا كرده است. در این مقاله با نحوه آرایش سنگ ‏ها و گیاهان و ساخت باغچه‏ هاى كوچك صخره ‏اى آشنا مى‏شوید.
تهیه و انتخاب سنگ

انتخاب و تهیه سنگ كار مشكلى نیست. در كنار جوى ‏هاى آب قلوه ‏سنگ ‏ها و سنگریزه ‏هاى رنگارنگ فراوانند، اما سنگ ‏هاى بزرگ‏تر را باید از اطراف شهر تهیه كنیم.

آماده كردن زمین

قبل از هر چیز زمین را كود پاشى كرده و با بیل زیر و رو مى‏كنیم تا كاملاً هوا بخورد، سپس كلوخه‏ ها را با چنگك خارج نموده و آن را صاف و یكنواخت مى‏ كنیم، در صورت تمایل مى ‏توانیم سطح باغچه را با خاكریزى بیشتر به شكل برآمده یا تپه درآوریم.

چیدن سنگ‏ها

ابتدا سنگ ‏هاى بزرگ را در محلى مناسب قرار دهید. هر قدر سنگ ‏ها بزرگ‏تر باشند باید فاصله آنها از یكدیگر بیشتر شود. بعد از چند بار جابه ‏جا نمودن سنگ ‏ها شكل مناسب و دلخواه شما به دست مى آید.

در اطراف سنگ ‏هاى بزرگ ( حد فاصل سنگ‏ها ) قدرى خاك اضافه كنید تا بستر مناسب براى كاشت گیاهان آماده شود.

وقتى گیاهان را به زمین نشاندید، قلوه سنگ ‏ها و در آخر سنگریزه ‏ها را در زمین پخش كنید.

نكاتى كه در انتخاب گیاه به ما كمك مى‏ كند عبارتند از :

وسعت زمین، نور، رطوبت نسبى محیط و مقدار آب موجود . 

وسعت زمین

در باغچه ‏هاى بزرگ‏تر از سنگ ‏هاى بزرگ بیشترى استفاده مى‏شود. هر قدر باغچه كوچك‏تر باشد، حجم سنگ ‏ها كمتر و امكان استفاده از گیاهان پوششىِ كوتاه بهتر فراهم مى‏شود. به طور مثال در كنار تخته سنگ ‏هاى بزرگ درختچه‏ هایى چون بربریس، زرشك، ماهونیا، پیراكانتا، زیتون، و كاج‏ هایى چون تویا مى‏تواند مورد استفاده قرار گیرد.
اندازه و ارتفاعى كه گیاهان در سال ‏هاى بعد پیدا مى‏كنند نقش مهمى در انتخاب آنها دارد.


براى كنارِ سنگ ‏هاى بزرگ گیاهانى چون رزمارى، لاوان و بومادران كه سال به سال رشد مى‏كنند مناسبند؛ هر چند اینها هم باید كنترل شده و به موقع هرس شوند. گیاهان رونده كه خزنده ‏اند و شاخه ‏هایشان را به صخره‏ ها و سنگ ‏ها تكیه مى‏ دهند، گیاهان مناسبى براى كنار سنگ ‏هاى بزرگ هستند. اما وقتى قرار باشد یك باغچه كوچك را طراحى كنیم طبعا ناگزیریم سراغ گیاهان كوتاه‏تر برویم در این صورت ممكن است به جاى ( تویا ) كه ارتفاعى معادل یك متر و نیم دارد، از ( كاج اِلودى ) استفاده كنیم كه ارتفاع آن حداكثر هفتاد سانتى‏ متر است.

نور

مقدار سایه یا آفتاب در طول روز نقش مهمى در انتخاب گیاهان دارد. در محل‏ هاى آفتابگیر از انواع نازهاى دایمى، آلیسوم زنبق، كوكب، لاله، نرگس، تاج‏ الملوك و گازانیا استفاده كنید. اما اگر باغچه نور كافى ندارد، كاشتِ آجوكا، یولاف وحشى و هِدِراهلیكس، سیپروس و پاناس‏گراس موفقیت ‏آمیز است.

سطح خاك به وسیله گیاهان پوششى مانند انواع سدوم آجوكا و گیاهانى از خانواده شبدر ( مانند چمن دایكوندرا ) به آسانى پوشیده مى ‏شود. در صورت تمایل مى ‏توانید از سنگریزه ‏هاى رنگى استفاده كنید. این سنگریزه‏ ها كه معمولاً در رنگ‏هاى سفید، آبى، قرمز یا زرد هستند، زیبایى خاصى به باغچه مى‏ بخشند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

1- غرفه، انبار نیست طراحی غرفه چیزی بسیار فراتر از پر کردن فضا با اشیای موجود در انبار سازمان است. بسیاری از کارفرماها در آخرین لحظاتی که باید به نمایشگاه بروند از واحد خدمات یا روابط عمومی می خواهند چیزهایی را برای بردن به نمایشگاه آماده کنند. در نتیجه بسیاری از غرفه های نمایشگاه ها بیشتر به انبار شرکت ها و سازمان ها شباهت دارند تا یک اثر هنری!
2-غرفه، اثر هنری است غرفه می تواند محل تجلی هنری طراح و نشان دهنده سطح دانش و بینش فرهنگی هنری و سلیقه وی باشد. غرفه، لباس کارفرماست و طراح موظف است بهترین طرح دوخت را برای آن ارائه دهد.


3- طراحی غرفه، تخصص است نجارها، آهنگرها، نقشه کش ها، معماران، طراحان داخلی، طراحان صنعتی، طراحان صحنه و لباس، طراحان گرافیک و گاه حتی مهندسان عمران و کامپیوتر، همه خود را در زمینه طراحی غرفه جامع و مانع می دانند. در حالی که طراحی غرفه خود می تواند یک رشته مستقل باشد برخی هنرمندان تصور می کنند طراحی غرفه عملی تفننی است و در کنار کارهایشان به آن می پردازند. این طور هم می توان نگاه کرد، اما حاصل این رویکرد به هیچ رو غرفه حرفه ای نیست.

4- ایده خلاقانه، محور طراحی غرفه است ایده خلاقانه، فرآیند پیچیده ای دارد و ایده یابی دارای روش هایی است که به مطالعه نیاز دارد. طرح باید مخاطب را در غرفه نگه دارد و پاسخگوی افکار و احساساتش باشد. باید دانست کارفرما چه هدفی دارد و روی آن تمرکز کرد که به طور حتم به یافتن ایده های ناب می انجامد. البته باید با حساسیت و دقتی بیش از کارفرما این کار را انجام داد و خواسته هایش را به سوی اهداف جدید هدایت کرد. یکی از هنرهای طراح غرفه باید همین باشد که با حساسیتی که دارد به سرعت درک کند چه خواسته هایی سره و چه چیزهایی ناسره اند. برای درک این نکات باید مدت زیادی تحقیق کرد و با خدمات و محصولات به نمایش درآمده، فرآیند کار، یا هر چیز مشابه دیگر در مجموعه کارفرما سر و کار یافت.

5- جزئیات در غرفه به خوبی دیده می شوند نمی شود غرفه را همین جوری طراحی کرد، مخاطب آنقدر به اشیا نزدیک می شود که تمام سهل انگاری ها را می بیند، بنابراین طرح باید به گونه ای باشد که بیننده نتواند اتصالات را بفهمد، یا اگر فهمید خیال کند یک اتصال حرفه ای دیده است. خلاقیت فقط در سیر کولاسیون نیست بلکه در تمام جنبه های غرفه باید احساس شود.

6- در نمایش یک چیز معمولی، نباید غلو شود گاه کیفیت محصولات کارفرما بسیار پایین تر از حد انتظار است. در این حالت ها بهتر است به شکل مودبانه از او خواسته شود که نمونه های بهتری را در اختیار بگذارد و اگر نمونه بهتری در دست ندارد، یا محصولش کیفیت پایین دارد باید او را از اجاره غرفه منصرف کرد. البته پل های پشت سر را نباید خراب کرد!

7- گاه سکوت و خلوت بهتر است روش های طراحی مینی مال گاه چنان آرامشی در مخاطب ایجاد می کند که چاره ای جز ایستادن در غرفه ندارد. نمایشگاه ها اغلب مکان هایی پرآشوب و هیاهو با رنگ ها و نورهای گوناگون اند که بیننده را عصبی می کنند. طراح بهتر است خود را جای مخاطب بگذارد.

8- طراحی غرفه، چابکی می خواهد طرح غرفه مثل جرقه است مثل طرح پوستر، غرفه کارزار طراحی است و تنها از عهده افراد چابک و حساس برمی آید. افراد فاقد این ویژگی ها طراحی غرفه را فراموش کنند.

9- دیدن تصویر سودمند است دیدن تصویر به ویژه هنگام خلق ایده بسیار موثر است. در مواقعی که طراح، غرفه ای در دست طراحی ندارد می تواند به بازدید نمایشگاه ها برود، مجله ها را ورق بزند، یادداشت بردارد، فیلم ببیند، استراحت کند و کروکی بزند.

10- طراح، مشاور واقعی کارفرماست این نکته بسیار مهمی است باید به شکل صادقانه مشاوره داد و حتی اگر لازم شد کارفرما را از گرفتن غرفه منصرف کرد (یعنی در کوتاه مدت نان خود را آجر کرد). کارفرما نباید گمان کند با آدمی پولکی طرف است، یا در برآوردهای اولیه و مراحل قرارداد سرش کلاه رفته است. طراحان خود را در جای کارفرما بگذارد.

11- طراح دست به کار شود طراحان به جای این که نقشه را به کارگاه فکس کند و به روش اداری از آن ها بخواهد نسبت به اجرای کار در نهایت وسواس و سرعت اقدام کنند، خود باید دست به کار شود تا مسائل اجرایی را از نزدیک بفهمد و در صورت لزوم طرح را در حین اجرا تغییر دهد.

12- تفکر مهندسی لازم است طراح باید تحلیل گر با حوصله باشد، یعنی بتواند با دقت فراوان یک دانشمند چیزها را بشکافد و از این راه به کشف های تازه ای در کار خود دست یابد. دقیق و حساس بودن، نگاه تولید انبوهی داشتن، ظریف فکر کردن، عاشقانه به جزئیات رسیدگی کردن، خسته نشدن و سرسری کارنکردن، از علایم تفکر مهندسی است.

13- طراح غرفه نباید واهمه داشته باشد گاه پیش می آید که کارهای دیگران را داوری کنیم و گاه نیز دیگران کارهای ما را به داوری می گیرند، در هر حال نباید ترسید و باید دانست که ما به عنوان طراح از آن ها حرفه ای تریم. نباید لحظه ای به خود تردید داشت و از داوری حرفه ای هاو معمولی نگران بود. باید درباره کارهای دیگران نظر داد اما تا نپرسیدند، نگویید!

14- بهترین راه فراگیری، آموزش است بهترین راه یاد گرفتن، یاد دادن است. شما هم تجربه کرده اید، تلاشی که می کنید برای اینکه یک بازی را به کسی یاد دهید، شما را مجبور می کند که خود آن را فرا گیرید. هیچ اشکالی ندارد که از این ضعف انسانی در جهت اعتلا استفاده شود. نقد هنری هم در همین نکته ظریف نهفته است.

15- سیستم های مدولار و پیش ساخته توصیه نمی شوند استفاده از این سیستم ها گاه خوب و گاه بسیار بد است. در حال حاضر این طور شده که طراحان از سرتنبلی یا کم سوادی، از این سیستم ها استفاده می کنند. این یک روش خوب است به شرطی که فکر شده باشد و برای غرفه خودتان بومی سازی شده باشد یا اینکه هدف خاصی را تعقیب کند. سیستم های پیش ساخته تبلیغاتی اغلب برای کسانی است که می خواهند بیش از نظر مخاطب، نظر کارفرما را تأمین کنند. البته بعضی از کارفرماها تصور می کنند اگر یک پرینت طولی روی یکی از این سیستم های پیش ساخته بزنند، دیگر نیازی به طراح ندارند. روابط عمومی خودش این کارها را می کند!

16- فرم، نور، رنگ و بافت و صدا و بو عوامل طرح غرفه اند فرم، نور، رنگ، بافت، صدا و بو مصالح کار طراح غرفه هستند برای رسیدن به طرح خوب؛ اگر شکل یک غرفه ارتباطی به کالا نداشته باشند، غرفه ها حالتی بی حال پیدا می کنند و اگر خیلی جیغ بنفش باشند، مبتذل می شوند. صدا عامل بسیار مهمی است و به راحتی از غرفه های اطراف به داخل غرفه ما می آید. بو نیز کاربردی مانند صدا دارد که توسط چشم، درک نمی شود اما تأثیرش روی انسان بسیار زیاد است. من اگر غرفه ای شیک (به لحاظ بصری) ببینم و از آن بوی سیرداغ دریافت کنم چه عکس العملی نشان می دهم؟ اگر در یک غرفه فروش لاستیک با ورود شما به قسمت نمایش، بوی سوختن لاستیک و صدای ترمز را بشنوید و همزمان خط ترمز لاستیک روی یک پرده ظاهر شود چه حالی می شوید؟ یا برای مثال در غرفه نمایش روغن نباتی به جای بوی سوختن روغن نباتی، بوی لیمو در فضا عطرآگین باشد؟

17- سلسله مراتب دیده شدن اشیا و درک آن ها را نباید فراموش کرد چشم انسان با ورود به هر فضا به سرعت دنبال چیزهای جدید می گردد، به همین دلیل اشیای نمایشی و اشیای تزیینی را باید در جای مناسب گذاشت، بسیار مهم است که اول چه چیزی دیده شود و کجای مخروط دید چه چیزهایی دیده شود، تمرکزهای نوری در کجاست و کجاها و چه چیزهایی در سایه اند، دور و بر چه اشیایی خلوت و چه اشیایی شلوغ است، هر شیء چقدر از زمان خیرگی نگاه را به خود معطوف می کند. اغلب غرفه های به ظاهر زیبا، بدون توجه به این اصول طراحی می شوند و فقط خوشگل هستند، اما هدف اصلی غرفه دار را تامین نمی کنند.

18- عمر غرفه یک هفته است این نکته بسیار حیاتی است و نباید آن را باساختمان اشتباه گرفت. غرفه نباید محکم باشد، بلکه باید لق باشد و خود چند روز پس از نمایشگاه فرو بریزد!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

روشنايی در ساختمان هوشمند منابع نور اعم از چراغ سقفی، ديواری، روميزی، چراغهای رنگی تزئينی، فلورسنت و لامپهای LED همگی به تفكيك يا گروهی قابل كنترل هستند.با این روش ميتوان بدون نياز به سرکشی به تمامی چراغها از وضعيت تك تك آنها اطلاع حاصل نمود و آنها را "روشن-خاموش" يا "Dim" كرد. 
سيستم ايمنی
ساختمان هوشمند قابليت مديريت سيستم دزدگير، دوربينهای مداربسته و حسگر اثر انگشت (Biometric System) را داراست. از مزيتهای اصلی ميتوان دقت بالا، قابليت کنترل از راه دور، امکان ارسال SMS بروی تلفن همراه ، منطقه بندی فضای تحت پوشش (Zone) و تشخيص دود و آب گرفتگی را نام برد. 
در، پنجره، پرده، كركره و سايه بان
با يك لمس روی صفحه کنترل، پرده و كركره (نصب شده در داخل يا خارج) و سايبان ها به سادگی قابل كنترل ميباشند. هنگام ترك ساختمان با يك نگاه به صفحه نمايش از وضعييت باز و بسته بودن كليه درها و پنجره ها آگاه شويد. كنترل در ها با استفاده از حسگر اثر انگشت و كارتهای مغناطيسی بصورت مركزی، علاوه بر ايجاد ايمنی بيشتر امكان طبقه بندی و زمان بندی دسترسی به ساختمان را بوجود می آورد.
سيستمهای گرمايشی سرمايشی و تهويه مطبوع
در ساختمان هوشمند، ميتوان دمای اتاقها را به تفكيك و به طبع نياز تنظيم نمود. همچنين مشروط كردنِ رويه كار سيستم به حضور ساكنين در ساختمان تاثير بسزايی در كاهش مصرف انرژی خواهد دارد. 
سیستم صوتی ، تصویری
در ساختمان هوشمند استفاده از آرشيو موسيقی و فيلم به طبع سليقه شخصی و به تفكيك از هر اتاق امكان پذير است. آرشيو موسيقی و فيلم شامل: DVD، CD، Radio، TV، DVB، Sound Box و ... كه از آن در تمام اتاقهای ساختمان بدون نقل و انتقال دستگاه و يا حتی CD و DVD مورد نظر استفاده ميشود. 
آيفون تصويری
با بصدا در آمدن آيفون، تصوير مراجع در صورت تمايل فقط روی صفحه نمايش مورد نظر و يا روی كليه صفحات نمايشِ منعكس ميشود. همچنين هنگامی که ساكنين در ساختمان حضور ندارند تصوير مراجع و زمان مراجعه ثبت شده و پس از بازگشت از آن مطلع خواهيد شد. 
سيستم آبياری خودكار
آبياری گل و گياه، تنظيم فواره و آبشارهای مصنوعی از طريق صفحه كنترل به سادگی قابل كنترل ميباشند. همچنين ساختمان هوشمند ميتواند كنترل، آبياری گل و گياه در حياط و يا داخل ساختمان را بطور خودكار طبق برنامه از پيش تعيين شده عهده دار شود. برای مثال هر غروب در صورت پايين تر بودن رطوب چمن از 33% سيستم آبياری بشكل خودكار بكار می افتد. 
كنترل تاسيسات استخر، سونا و جكوزی

در ساختمان هوشمند روشن كردن و تعيين حرارت سونا، اطلاع يافتن از زمان رسيدن سونا به دمای مطلوب، خودكار كردن تصفيه استخر و يا جكوزی همگی بسادگی امكان پذير است. 
سيستمهای ارتباطی ( تلفن، پيامگير، تلفن سانترال و اينترنت )

پشتيبانی از چند خط تلفن، پيامگير، تلفن سانترال، سرويس Caller ID و Fax از ويژگيهای ساختمان هوشمند ميباشند. همچنين در محيط تحت پوشش ميتوان از تلفن تصويری (In-House Video telephony) استفاده كرد.
 
وسايل الكتريكی ساختمان
در ساختمان هوشمند، امكان اطلاع يافتن از وضعيت كليه وسايل الكتريكی و كنترل آنها وجود دارد. مثلاً پس از اتمام كار ماشين لباس شويی هشداری مبنی بر اتمام كار به اطلاع ميرسد، هنگام استفاده از جارو برقی با به صدا در آمدن زنگ تلفن يا آيفون جارو بصورت خودكار خاموش ميشود. بدين صورت احتمال نشنيدن صدای زنگ تلفن هنگام كار با وسايل خانگی پر صدا يا بعلت زياد بودن صدای موسيقی،در ساختمان هوشمند عملاً منتفی است. همچنين در صورت باز ماندن در يخچال به مصرف كننده اخطار لازم داده ميشود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

اشاره : دروس سازه ای که در رشته مهندسی عمران در دانشگاه های ایران تدریس می شود ، معمولا" به طور کلی به صورت تئوریک تدریس می گردد و دانشجویان کمتر این دروس را به صورت عملی تجربه می کنند ، بنابر این شابد فهم این دروس به صورت عمیق در حین دوران تحصیل ممکن نباشد. ساخت سازه های توسط فولاد و یا بتن صرفا" برای آموزش هم مقدور نمی باشد ، چرا که هزینه تمام شده این کار بسیار بالاست. بنابر این در سرتاسر دانشگاه های معتبر دنیا ، سعی شده است تا با استفاده از مصالح ارزان قیمت ( به جای بتن و فولاد ) و مدل کردن سازه های واقعی توسط این مصالح ، آموزش دروس سازه ای به صورت عملی ممکن شود.ماکارونی یکی از این مصالح جایگزین می باشد. این عنصر سازه ای جدید به دلیل برخی از خصوصیات ویژه مثل سبکی ، دسترسی ساده و قیمت ارزان ، بیشتر از دیگر مصالح مشابه مورد توجه قرار گرفته است.
سالانه در آمریکا مسابقات بزرگی در این زمینه بین دانشجویان برگزار می گردد و سازه های ساخته شده توسط ماکارونی به دلیل طراحی بهینه ، به رکوردهای غیر قابل باوری دست پیدا می کنند.

هدف استفاده از ماکارونی به عنوان عنصر سازه ای
در واقع ماکارونی بر خلاف فولاد و بتن عنصر سازه ای ناشناخته ای می باشد. این بدان معنی است که خصوصیات ماکارونی شامل حداکثر تنش کششی ، حداکثر تنش فشاری ، مدول الاستیسیته ، نحوه کمانش ماکارونی و دیگر خصوصیات ماکارونی که مورد نیاز برای طراحی و تحلیل سازه می باشند ، ناشناخته می باشد و تنها راه به دست آوردن این ویژگی ها ، ایجاد و ابداع آزمایش های ساده و دقیق می باشد.
ماکارونی بر خلاف بتن و فولاد دارای ضعف های زیادی می باشد و این ضعف ها کار را برای طراح مشکل تر می کند و اینجاست که ابداعات و خلاقیت هنر نمایی می کنند و برای رسیدن به رکورد های بالا ، بهینه سازی سازه ها مطرح می گردد.
ارزان بودن ماکارونی نسبت به مصالحی چون فولاد و بتن

اهداف کلی طرح
این طرح در وهله اول به عنوان یک طرح آموزشی می تواند بسیار مفید و سودمند برای دانشجویان رشته مهندسی عمران ایفای نقش نماید ، زیرا این امکان را به دانشجویان می دهد که با استفاده از مصالح ارزان ، سبک و قابل دسترس ( ماکارونی به جای بتن و فولاد ) دست به طراحی و ساخت سازه های مختلف زده و با این کار کلیه دروس فرا گرفته در رشته سازه را به عمل تجربه نمایند.
دانشجویان می بایست با استفاده از مسائل تئوریک فرا گرفته در دروس مقاومت مصالح و آزمایشگاه های مربوط به آن تلاش نمایند تا خصوصیات عنصر سازه ای جدید را کشف نمایند.
دانشجویان می بایست با استفاده از تحلیل سازه ها و با به کار گیری نرم افزار های کامپیوتری به طراحی و آنالیز سازه مورد نظر بپردازند.
طراحی و ساخت یک سازه بهینه ، که تحت عنوان بهینه سازی سازه ها مطرح است.

معرفی سازه ماکارونی

سازه های ماکارونی به سازه هایی اطلاق می شود که مصالح استفاده شده در آنها ، تنها ماکارونی و چسب می باشد. این سازه ها در مقیاس کوچکتر نسبت به سازه های واقعی طراحی و توسط ماکارونی و چسب ساخته می شوند و پس از ساخت مورد بارگذاری قرار می گیرند.
در واقع این سازه ها به عنوان ماکت ساخته نمی شوند و سازه ای که بار بیشتری را تحمل می کند، موفق تر خواهد بود. پل ( تحت بارگذاری یکنواخت ،متمرکز و متحرک ) ، Towercrane ، انواع قاب های ساختمانی و ستون های فشاری از جمله رایج ترین سازه های ماکارونی می باشند.
هر ساله در این راستا مسابقات بزرگی در دانشگاه های معتبر دنیا بین دانشجویان رشته مهندسی عمران برگزار می گردد. این دانشگاه ها از سالها پیش در این زمینه سرمایه گذاری کرده تا ذهن خلاق دانشجویان را فعال سازند و از طرح ها و پژوهش های آنها در عمل استفاده کنند. طراحی و ساخت پل و ستون های فشاری رایج ترین رشته های این مسابقات می باشند. به طور مثال طراحی و ساخت پل خرپایی تنها با استفاده از 750 گرم ماکارونی ( معادل یک بسته ماکارونی ) که می تواند وزن زیادی را تحمل نماید.
طول دهانه پل یک متر و حداکثر ارتفاع پل نیم متر می باشد. پل روی دو تکیه گاه که از یکدیگر یک متر فاصله دارند قرار می گیرد و تکیه گاه ها فقط قادر به وارد کردن عکس العمل عمودی می باشند و هیچ عکس العمل افقی در تکیه گاه ها بر پل وارد نمی شود. 
رکورد کسب شده در این رشته ( پل خر پایی ) معادل 176 کیلوگرم می باشد ، که این رکورد تقریبا" 230 برابر وزن خود سازه می باشد.همچنین طراحی و ساخت سازه های فشاری که قادر به تحمل بار هایی بیش از نیم تن می باشند ، از دیگر نمونه های این سازه ها هستند. اینجا یک سوال ممکن است مطرح گردد و آن اینکه آیا جنس ماکارونی در دست یافتن به رکورد های بالا موثر است ؟
در این زمینه تحقیقاتی روی محصول های مختلف شرکت های ماکارونی دنیا انجام گرفته است.
البته لازم به ذکر است که قدرت و مهارت طراح در ارائه یک طرح موفق ، بسیار مهم تر از جنس ماکارونی در رسیدن به رکورد های بالا می باشد.

معرفی انواع مختلف سازه های ماکارونی :

سازه های فشاری :

نوعی پل با دهانه کوتاه ، که اکثر اعضای آن در فشار می باشند. از مزیت های این رشته از مسابقات ، طراحی اعضای فشاری و بررسی پدیده کمانش در آنها می باشد.

Tower Crane :

در این نوع از سازه های ماکارونی ، هدف ، طراحی جرثقیل هایی است که بر روی برج های بلند به کار گرفته می شوند. این سازه ها باید قادر باشند با داشتن ارتفاع معین ، شعاع خاصی را تحت پوشش قرار دهند.

پل با بار متمرکز :

این سازه از به هم پیوستن دو خر پای دو بعدی به وجود می آید و بارگذاری از وسط دهانه صورت می گیرد. این نوع پل هر سه نوع عضو فشاری ، کششی و خمشی را دارا می باشد.

پل با بار گسترده :

پل به شکل ظاهری خرپا می باشد ، که بار گذاری به صورت گسترده و یکنواخت در تمام طول دهانه صورت می گیرد. در عمل می توان چنین فرض کرد که تمام وسایل نقلیه به دلیل ترافیک به صورت ثابت بر روی پل قرار گرفته اند.

پل با بار متحرک :

این نوع از سازه ماکارونی در واقع پیشرفته ترین و کامل ترین حالت از سازه ها می باشد ، که در آن طراحان اقدام به طراحی یک پل واقعی می کنند. بار قرار گرفته بر روی پل به صورت متحرک می باشد که این امر با عبور دادن یک وسیله نقلیه کوچک با سرعت معین ، که بر روی آن وزنه قرار داده می شود ، صورت می گیرد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

اگر جایی مصرف انرژی زیاد شد، سیستم به طور خودکار میزان مصرف را پایین می‌آورد, اگر نور کم بود، به ‌طور خودکار پرده‌ها را کنار می‌زند یا نور چراغ‌ها را زیاد می‌کند.مجید جویا: به‌ خاطر عجله در خروج از خانه فراموش کردید که چراغ‌ها را خاموش کنید؟ اشکالی ندارد، یک پیام متنی یا صوتی بفرستید؛ چراغ‌ها بلافاصله خاموش می‌شوند.

طبیعتا خانه هوشمند، ابزار هوشمندی نیز خواهد داشت که به اینترنت وصل است و می‌تواند به محض این‌ که دستوری از گوشی همراه یا از پست الکترونیک از ناحیه شما دریافت کرد، غذایی را گرم کند و ماده غذایی دیگری را در یخچال بگذارد. یک یخچال هوشمند با حسگر های پیشرفته ‌اش می‌تواند به پایان رسیدن مواد غذایی را حس کند و به ‌طور آنلاین، مواد غذایی را سفارش دهد.

ولی بعد از گذشت سال‌ها از مطرح شدن این ایده ، چنین خانه ‌هایی هنوز در حد رویا مانده‌ اند و تازه در افق ‌های دور دست پدیدار شده‌ اند که آن ‌هم روز به روز عقب ‌تر می‌رود. حتی با وجود طرح ‌های آزمایشی فریبنده‌ و تجربیات آزمایشگاهی نیز هیچ توجیهی برای هزینه‌ های اضافه برای مصرف‌کنندگان پیدا نشده است.

امروز به‌رغم فراگیر شدن اینترنت پرسرعت و با پهنای باند بالا و شبکه ‌های خانگی، مصرف‌ کنندگان کماکان درباره فناوری خانه‌ های هوشمند مشکوکند. لااقل این نتیجه تحقیقی است که به تازگی در کنفرانس سالانه انجمن تحقیقات مسکن آمریکا عنوان شده است.
هیچ‌کس علاقمند نیست؟

به ‌تازگی، یک گروه تحقیقات خانه ‌های هوشمند که از سوی شرکت ‌هایی چون ویرل‌ پول ، سیسکو ، دایرکت ‌انرژی ، هیولت ‌پاکارد ( اچ.پی ) ، مایکروسافت ، پروکتر اند گمبل و زنسیس حمایت می‌شود؛ در یک تحقیق بازار سنجی به این نتیجه رسید که انبوه ‌سازان مسکن هیچ علاقه‌ ای به استفاده از فناوری برای اتوماسیون یا کنترل خانه ‌ها ندارند.

این بدین معناست که ابزار خانه ‌های هوشمند به این زودی‌ ها بازار را در اختیار نخواهند گرفت. ویرل‌پول که سازنده چنین دستگاه ‌هایی است، مدت ‌هاست که روی خانه‌ های هوشمند تحقیق می‌کند و چندین نمونه آزمایشی نیز ساخته است. ولی کارول بریفرت، از مدیران ارشد این شرکت می‌ گوید: «ویرل‌پول یک شرکت خیلی بزرگ است و ما تا زمانی که بازار خیلی بزرگی نداشته باشیم، محصولش را به بازار عرضه نمی‌ کنیم.»

البته این تحقیق به این نکته نیز اشاره دارد که در عین ‌حال، پایه ‌های فناوری ساخت خانه های هوشمند در حال گسترش است. حدود 87% منازل آمریکایی در سال 2008 دارای اینترنت پر سرعت بودند؛ در حالی‌ که این رقم در سال 2005 بیش‌از 70% نبود.
حکومت دست به کار شود

تیم وودز، یک عضو گروه مشورتی پوکولبز و کارشناس در زمینه فناوری خانه ‌های هوشمند معتقد است آن‌چه لازم است، یک کاربری اجتناب ‌ناپذیر و مقداری هم ترغیب از سوی دولت است.

این کاربری اجتناب ‌ناپذیر به گفته آقای وودز می ‌تواند بازده انرژی باشد. به گفته وی، حکومت باید ارتقای استاندارد های سخت ‌افزاری و نرم ‌افزاری را هدایت کند. یکی از این سیاست‌ ها می‌تواند اجباری‌ کردن نصب کنتورهای هوشمند در خانه ‌ها باشد، همان کاری که سال ‌هاست در ایالت کالیفرنیا انجام می ‌شود.

کنتور های هوشمند با تلویزیون، گوشی همراه یا کامپیوتر ارتباط برقرار می ‌کنند. این دستگاه ‌ها می‌توانند مانند یک کنترل از راه دور برای نشان دادن میزان مصرف انرژی در خانه و هزینه آن عمل کنند و تنظیم عملکرد سیستم روشنایی، گرمایش یا تهویه مطبوع ساختمان را برای صرفه ‌جویی در پول پیشنهاد کند.

به عقیده آقای وودز، شرایط سیاسی برای آغاز این کارها در ایالات متحده مناسب است؛ چون رئیس‌جمهور آتی این کشور، باراک اوباما، "تلاش بسیار برای مدیریت انرژی" را جزو برنامه‌هایش اعلام کرده است.

طبق پیش‌بینی آقای وودز، زمانی که پایه ‌های این فناوری درست سر جایشان قرار بگیرند، بازار خانه‌ های هوشمند برای دستگاه های هوشمند و دیگر ابزار های متناسب با آن اوج خواهد گرفت. «مساله مدیریت انرژی نیز بهانه کافی را به این تجارت داده است و این چیزی است که دور نمای خانه‌ های هوشمند را در ارتباط با صرفه‌ جویی در زمان و توان استارت اولیه بازار روشن می‌ کند.»
شهروندان چه می‌گویند ؟ 

اما هستند افرادی که از این هم فراتر رفته‌اند و اعتقاد دارند که تنها مانیتور کردن و مشاهده میزان مصرف کافی نیست و باید به دنبال راهی برای اتوماسیون میزان مصرف بود تا اگر جایی مصرف زیاد شد، سیستم به طور خودکار میزان مصرف را پایین بیاورد؛ یعنی اگر نور کم بود، به ‌طور خودکار پرده‌ها را کنار بزند یا در صورت لزوم، نور چراغ‌ ها را کم و زیاد کند. البته طرح‌ های آزمایشی از این دست اکنون نیز در حال انجامند.

جالب این‌ جاست که مدیریت انرژی برای بعضی جذابیت ندارد، بلکه این امکان خاموش‌ کردن چراغ‌ هاست که جالب ‌تر است. شعار این گروه این است : « آن ‌را ساده نگاه دارید و به نیازهای امروز پاسخ دهید. لازم نیست سعی کنید تا آینده را امروز اختراع کنید. »

اما همه مصرف‌ کنندگان آمریکایی در این زمینه با آقای وودز موافق نیستند و بهره‌گیری از مدیریت انرژی را برای همه ‌گیر کردن خانه‌های هوشمند، امری محال می‌دانند. از دید آن ها این موضوع نیز مانند فراگیری خودرو های الکتریکی است.

اما برخی کارشناسان به مشکل مهم خانه‌های هوشمند اشاره می‌کنند. اگر صاحب‌ خانه بتواند منزلش را از راه دور کنترل کند، چه تضمینی وجود دارد که یک هکر یا دزد نتواند کار مشابهی انجام دهد؟ دزدی کامل و غارت منزل کاملا با سرقت رمز و پسورد ایمیل متفاوت است.


آسیایی‌ها، پیشرو در خانه‌ های هوشمند

هر چند که مرکز تدوین این فناوری در ایالات ‌متحده است، اما گویی آمریکایی ‌ها چندان هم در این زمینه پیشرو نیستند.

در خانه ‌های جدیدی که در کشور ژاپن احداث می‌شود، کنترل‌ کننده‌ های هوشمندی روی گرم‌کننده و منابع آب خانگی نصب می‌شود. این سیستم هوشمند که EcoCute نامیده می‌شود، آب را بین ساعت 1 تا 6 صبح گرم می‌کند، زیرا بهای برق به یک هفتم کاهش می‌یابد. این سیستم هم ‌چنین گزارش دو هفته قبل مصرف آب گرم منزل را در خود نگه می‌دارد و مقدار آب گرم لازم برای مصرف در روز بعد را حدس می‌زند.

البته به همین سادگی هم نیست که بتوان همه تجهیزات منزل را با یک کامپیوتر مرکزی کنترل کرد. یکی از مهم‌ ترین مسایل زیر ساختی این فناوری، این است که تمام سازندگان تجهیزات از استاندارد مشخصی استفاده کنند تا اجازه ارتباط تجهیزات متفاوت را با هم بدهد. به بیان ساده‌ تر، سازندگان باید از زبان مشترکی برای ارتباط با دیگر تجهیزات هوشمند استفاده کنند.

اما وقتی تولیدکنندگان لوازم خانگی بعد از گذشت سال‌ها هنوز نتوانسته‌اند در مورد یک استاندارد مشخص برای کنترل از راه دور لوازم خانگی به توافق برسند، چگونه می‌توان انتظار داشت سازندگان ابزار های هوشمند به چنین توافقی دست یابند؟ حداقل در کوتاه‌ مدت که چنین دستاوردی امکان ‌پذیر نیست.
سهل و ممتنعی به ‌نام استاندارد یکسان

استاندارد سازی راهی برای همه‌ گیر کردن این فناوری است، ولی تنها به شرطی که بازار هم آن‌ را بپذیرد. این استاندارد سازی فرآیندی طولانی است که نیازمند مراحل زیر است:

1- همکاری تولید کنندگان 
2- پذیرش از سوی بازار
3- تولید کنندگان باید بتوانند از این طریق به سود دست یابند
4- نباید پیچیده شود و هیچ تولید کننده‌ای نباید به تنهایی آن ‌را ارتقا دهد

البته بعد از همه این مسائل، باید این نکته را هم در نظر گرفت که حتی پس‌ از استاندارد سازی، مشکلات عدم انطباق کماکان وجود خواهند داشت. یک مثال تکنیکی در این زمینه که البته برای عموم مردم قابل مشاهده نیست، صنعت برق است.

علی‌رغم گذشت چندین سال از فراگیر شدن استاندارد IEC 61850 در تجهیزات مورد استفاده در نیروگاه‌ ها و پست‌ های انتقال برق جهت اجرای سیستم‌ های کنترل دیجیتال و به ‌رغم این‌ که شرکت ‌های تولیدکننده این تجهیزات در جهان به 10 عدد هم نمی‌رسند و نام‌های بزرگی چون زیمنس، ABB، GE و AREVA را یدک می‌کشند، ولی هنوز استفاده از محصولات یک شرکت برای همراهی با تولیدات شرکت دیگر با مشکل عدم انطباق مواجه است.

با این اوصاف، تصور کنید تولیدکنندگان لوازم خانگی با آن گستره متنوع محصولات و کاربرد ها، چگونه می‌خواهند این مشکل را حل کنند. پاسخ این سوال را فقط گذشت زمان مشخص خواهد کرد.
یک خانه هوشمند در تهران !

شاید برای اهالی ابرشهر تهران که از انرژی تقریبا رایگان برق و گاز سود می‌برند، اهمیت چنین مسایلی روشن نباشد؛ اما از آن‌جا که تابستان هر سال با اخطار کم ‌آبی مواجه می‌شوند، شاید بخش دیگری از کاربرد های خانه ‌های هوشمند جالب ‌تر باشد.

یک خانه هوشمند می‌تواند مصرف آب را نیز کنترل کند، از آب چاه برای سیراب ‌کردن درختان باغچه استفاده خواهد شد و پساب‌ های حمام برای گرم ‌کردن اولیه آب ورودی به آب ‌گرم ‌کن استفاده می‌شود.

البته خانه هوشمند همیشه به معنای ابزار هوشمند نیست؛ شاید خود صاحبخانه هم باید هوشمند باشد تا با هزینه کمتر، بهره ‌وری بالاتری را به دست آورد. این را می‌توان به معنای مسوولیت ‌پذیری شهروندان دانست.

ولی نکته ‌ای که شاید تا کنون پژوهشگران و شرکت‌های فعال در زمینه خانه‌ های هوشمند کمتر به آن پرداخته باشند، این است که یک خانه قبل از این که مصرف انرژی را بهینه کند، موجودی یخچال شما را کنترل کند و یا هر کار عجیب‌وغریب دیگری را انجام دهد؛ باید یک خانه باشد.

خانه جایی است که بتوان در آن به اختیار خود استراحت کرد، تفریح کرد، زندگی کرد و در یک کلام، خانه جایی است که انسان هر طور که راحت ‌تر است، زندگی می‌کند؛ نه این ‌که یک پردازنده کامپیوتری برای او تصمیم بگیرد. تا روزی که این واقعیت ساده در طراحی این منازل دیده نشود، حتی اگر دهه‌ ها هم به‌ طول بینجامد؛ نه در ایالات متحده، نه در ایران و نه در هیچ کشور دیگری، این خانه‌ ها تبدیل به یک واقعیت عینی نخواهند شد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

یک شیشه "های تک" را تصور کنید که قابلیت تغییر از حالت شفاف به حالت کدر، توسط یک کلید را داشته باشد. می توان از این شیشه برای پنجره خانه (در حالت نیاز به ایجاد عدم دید)، برای جلوی فروشگاه ها در شب و همچنین حمام استفاده کرد. با وجود اینکه استفاده از این شیشه خصوصی هنوز متداول نشده است اما نمونه های زیادی در تمام دنیا وجود دارد. 



یک شرکت فرانسوی به نام «سنت گابین» شیشه هوشمندی به نام « پریولایت» تولید می کند که قابلیت تغییر از یک شیشه روشن و معمولی به حالت ابری و تیره را دارد. این ویژگی توسط یک جریان الکتریکی روی فیلم کریستال مایع در بین دو جداره شیشه اتفاق می افتد. دو سطح فیلم توسط یک پوشش هادی جریان الکتریکی و در عین حال شفاف، پوشیده شده است. زمانی که کلید روشن است کریستال ها طوری قرار گرفته اند که نور را در تمام جهات عبور می دهند، با خاموش کردن کلید کریستال ها تغییر جهت می دهند و از عبور نور جلوگیری می کنند. این تغییر حالت به دفعات می تواند تکرار شود.

در فروشگاه پرادا اثر "رم کولهاس" در نیویورک، در اتاق های تعویض لباس از این نوع شیشه استفاده شده است. با این سیستم می توان میلیون ها دلار در گرمایش و سرمایش و نور پردازی فضا ها صرفه جویی کرد.

پنجره های هوشمند 

تصور کنید که در یکی از گرم ترین روزهای آفتابی در تابستان، نور خورشید مستقیما به اتاق شما می تابد و هیچ راه گریزی به جز استفاده از پنجره هایی با شیشه های دودی برای متعادل تر کردن گرما و نور اتاق ندارید. همچنین دوست دارید تا تنها زمانی که نور شدت دارد شیشه درست مانند عینک های فتوکرومیک دودی شوند.
امروزه این کار با استفاده از الکتروکروماتیک ها انجام می شود که موادی هستند که رنگ آنها در اثر جریان الکتریکی تغییر می کنند. جریان الکتریسته با ایجاد واکنش شیمیایی سبب تغییرات خصوصیات مواد می شود و کاری می کند تا آنها نور را جذب یا منعکس کنند. امروزه از صنعت الکترونیک در ساخت این نوع از شیشه های پنجره استفاده می شود.
زمانی که نور خورشید به شیشه ها می تابد جریان الکتریکی برقرار و سبب می شود تا یون ها از لایه ذخیره یونی به سمت لایه هدایت یونی حرکت کرده به لایه الکتروکروماتیکی رجعت کنند و شیشه را کدر و تیره نمایند. با قطع الکتریسته فرایند برعکس عمل کرده شیشه مجدداً شفاف می‌شود. یکی از ویژگی مواد الکتروکروماتیکی قابلیت تنظیم آنهاست به طوری که می توان شدت کدری آنها را با تغییر مقدار جریان تنظیم کرد.



(Ntera) یک شرکت لهستانی است که توسط کالج دانشگاهی دوبلین تاسیس شده است و راه حلی برای این مورد یافته است. آنها موفق به ساخت نمایشگرهای نانوکروماتیک شده اند. اساس این نمایشگرها درست مانند آنچه در الکتروکروماتیک ها شرح داده شد می باشد با این تفاوت که در ساخت آنها از فناوری نانو استفاده شده است. نانوکروماتیک ها دارای ذراتی در مقیاس نانو هستند که می توانند به سرعت روشن و خاموش شوند. پایداری دو طرفه فرآیند سبب می شود که در مصرف انرژی نیز صرفه جویی شود. در این نوع از نمایشگرها از دی اکسید تیتانیوم (ماده شیمیایی که سبب سفید شدن کاغذ می‌شود) استفاده شده که کنتراست خوبی دارد. این نوع از نمایشگرها در آینده ای نه چندان دور جایگزین نمایشگرهای فعلی شده و تحول عظیم در دنیای تلویزیون و نمایشگرها ایجاد می کند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

مقدمه :

اگر سابقه ي صنعت و چگونگي رشد آن در كشورهاي جنوب شرقي آسيا را مورد مطالعه قرار دهيم به اين مطلب خواهيم رسيد كه در كمتر مواردي اين كشورها داراي ابداعات فن آوري بوده اند و تقريبا در تمامي موارد، كشورهاي غربي (‌آمريكا و اروپا) پيشرو بوده اند. پس چه عاملي باعث اين رشد شگفت آور و فني در كشورهاي خاور دور گرديده است؟

در اين نوشتار به يكي از راهكارهاي اين كشورها در رسيدن به اين سطح از دانش فني مي پردازيم.

در صورتي كه به طور خاص كشور ژاپن را زير نظر بگيريم، خواهيم ديد كه تقريبا تمامي مردم دنيا از نظر كيفيت، محصولات آنها را تحسين مي كنند ولي به آنها ايراد مي گيرند كه ژاپني ها از طريق كپي برداري از روي محصولات ديگران به اين موفقيت دست يافته اند.
اين سخن اگر هم كه درست باشد و در صورتي كه كپي برداري راهي مطمئن براي رسيدن به هدف باشد چه مانعي دارد كه اين كار انجام شود.اين مورد، به خصوص درباره ي كشورهاي در حال توسعه ويا جهان سوم به شكاف عميق فن آوري بين اين كشورها و كشورهاي پيشرفته دنيا، امري حياتي به شمار مي رود و اين كشورها بايد همان شيوه را پيش بگيرند(البته در قالب مقتضيات زمان و مكان و ساير محدوديت ها) به عنوان يك نمونه، قسمتي از تاريخچه ي صنعت خودرو و آغاز توليد آن در ژاپن را مورد بررسي قرار مي دهيم :

توليد انبوه خودرو در ژاپن قبل از جنگ جهاني دوم ودر سال 1920 بوسيله ي كارخانه هاي "ايشي كاواجيما" آغاز شد كه مدل ژاپني فورد آمريكايي را كپي كرده و به شكل توليد انبوه به بازار عرضه نمود.

همچنين شورلت ژاپني AE جزو اولين خودرو هاي كپي شده آمريكايي توسط ژاپني ها بود كه به تعداد زياد توليد مي شد. سپس با تلاش هاي فراواني كه انجام شد( آنهم در شرايط بحراني ژاپن در آن دوره ) مهمترين كارخانه‌ي خودرو سازي ژاپن يعني "تويوتا" درسال 1932 فعاليت خود را با ساخت خودرويي با موتور "كرايسلر" آغاز نمود ، در سال 1934، نوع ديگري از خودرو را با موتور"شورلت" ساخته و وارد بازار نموده و از سال 1936، اولين تلاش ها براي ساخت خودروي تمام ژاپني آغاز شد. البته تا مدت ها ژاپني ها مشغول كپي برداري از اتومبيل هاي آمريكايي و اروپايي بودند.

آنها خودروي پاكارد و بيوك آمريكايي و رولزرويس، مرسدس بنز و فيات اروپايي را نيز توليد كردند كه همين توليدها زمينه ساز گسترش فعاليت خودروسازي ژاپن شد و سرانجام در دهه ي 1960 ميلادي پس از سعي و كوشش فراوان ، اولين اتومبيل تمام ژاپني كه ضمنا داراي استاندارد جهاني بود، توليد و به بازار عرضه شد.

در تمامي مطاب فوق رد پاي يك شگرد خاص و بسيار مفيد به چشم مي خورد كه "مهندسي معكوس" ( Reverse Engineering ) نام دارد.

مهندسي معكوس روشي آگاهانه براي دستيابي به فن آوري حاضر و محصولات موجوداست. در اين روش، متخصصين رشته هاي مختلف علوم پايه و كاربردي از قبيل مكانيك، فيزيك و اپتيك، مكاترونيك، شيمي پليمر، متالورژي،الكترونيك و ...جهت شناخت كامل نحوه ي عملكرد يك محصول كه الگوي فن آوري مذكور مي باشد تشكيل گروه هاي تخصصي داده و توسط تجهيزات پيشرفته و دستگاه هاي دقيق آزمايشگاهي به همراه سازماندهي مناسب تشكيلات تحقيقاتي و توسعه هاي R&D "سعي در به دست آوردن مدارك و نقشه هاي طراحي محصول فوق دارند تا پس از مراحل نمونه سازي ( Prototyping ) و ساخت نيمه صنعتي ( Pilot plant ) در صورت لزوم ، توليد محصول فوق طبق استاندارد فني محصول الگو انجام خواهد شد . همان گونه كه اشاره شد استفاده از روش مهندسي معكوس براي كشورهاي در حال توسعه يا عقب مانده روش بسيار مناسبي جهت دسترسي به فن آوري ، رشد و توسعه ي آن مي باشد. اين كشور ها كه در موارد بسياري از فن آوري ها در سطح پاييني قرار دارند، در كنار روش ها و سياست هاي دريافت دانش فني، مهندسي معكوس را مناسب ترين روش دسترسي به فن آوري تشخيص داده و سعي مي كنند با استفاده از روش مهندسي معكوس، اطلاعات و دانش فني محصولات موجود ، مكانيزم عمل كرد و هزاران اطلاعات مهم ديگر را بازيابي كرده و در كنار استفاده ار روش هاي مهندسي مستقيم ( Forward Engineering ) و روش هاي ساخت قطعات ، تجهيزات ، تسترهاي مورد استفاده در خط مونتاژ و ساخت مانند قالب ها ،گيج و فيكسچر ها و دستگاههاي كنترل، نسبت به ايجاد كارخانه اي پيشرفته و مجهز جهت توليد محصولات فوق اقدام نمايند. همچنين ممكن است مهندسي معكوس، براي رفع معايب و افزايش قابليت هاي محصولات موجود نيز مورد استفاده قرار مي گيرد. به عنوان مثال در كشور آمريكا ، مهندسي معكوس توسط شركت "جنرال موتور" بر روي محصولات كمپاني "فورد موتور" و نيز برعكس، براي حفظ وضعيت رقابتي و رفع نواقص محصولات به كار برده شده است.

بسياري از مديران كمپاني هاي آمريكايي، هر روز قبل از مراجعت به كارخانه، بازديدي از جديدترين محصولات عرضه شده در فروشگاه ها و نمايشگاه هاي برگزار شده انجام داده و جديدترين محصولات عرضه شده مربوط به محصولات كمپاني خود را خريداري نموده و به واحد تحقيق و توسعه (R&D) تحويل مي دهند تا نكات فني مربوط به طراحي وساخت محصولات مذكور و آخرين تحقيقات ، هر چه سريع تر در محصولات شركت فوق نيز مورد توجه قرار گيرد.

جالب است بدانيد كه مهندسي معكوس حتي توسط سازندگان اصلي نيز ممكن است به كار گرفته شود . زيرا به دلايل متعدد، نقشه هاي مهندسي اوليه با ابعاد واقعي قطعات (مخصوصا زماني كه قطعات چندين سال پيش طراحي و ساخته و به دفعات مكرر اصلاح شده اند)مطابقت ندارد براي مثال جهت نشان دادن چنين نقشه هايي با ابعاد واقعي قطعات و كشف اصول طراحي و تلرانس گذاري قطعات، بخش ميكروسويچ شركت(Honywell) از مهندسي معكوس استفاده نموده و با استفاده از سيستم اندازه گيري CMM با دقت و سرعت زياد ابعاد را تعيين نموده و به نقشه هاي مهندسي ايجاد شده توسط سيستم CAD منتقل مي كنند.

متخصصين اين شركت اعلام مي دارند كه روش مهندسي معكوس و استفاده از ابزار مربوطه، به نحو موثري زمان لازم براي تعمير و بازسازي ابزارآلات ، قالب ها و فيكسچرهاي فرسوده را كم مي كند و لذا اظهار مي دارند كه "مهندسي معكوس زمان اصلاح را به نصف كاهش مي‌دهد."

 

مهندسين معكوس، اضافه بر اينكه بايد محصول موجود را جهت كشف طراحي آن به دقت مورد مطالعه قرار دهند، همچنين بايد مراحل بعد از خط توليد يعني انبارداري و حمل و نقل را از كارخانه تا مشتري و نيز قابليت اعتماد را در مدت استفاده ي مفيد مورد تجزيه و تحليل قرار دهند. چرا كه مثلا فرايند آنيلينگ مورد نياز قطعه،ممكن است براي ايجاد مشخصات مورد نظر در هنگام عمل كرد واقعي محصول يا در طول مدت انبارداري و حمل و نقل طراحي شده و لزوم وجود آن تنها در هنگام اجراي مراحل مذكور آشكار خواهد شد.

چه بسا كه بررسي يك پيچ بر روي سوراخي بر بدنه ي محصول(كه به قطعات و اجزاي ديگر متصل نشده) ، متخصصان مهندسي معكوس را ماه ها جهت كشف راز عملياتي آن به خود مشغول كند، غافل از اينكه محل اين پيچ، امكاني جهت تخليه ي هوا، تست آب بندي يا امكان دسترسي به داخل محصول جهت تست نهايي مي باشد. از سوي ديگر مهندسين معكوس بايد عوامل غير مستقيمي را كه ممكن است در طراحي و توليد محصول مذكور تاثير بگذارند، را به دقت بررسي نمايند. به دليل اينكه بسياري از اين موارد با توجه به خصوصيات و مقتضيات زماني و مكاني ساخت محصول مورد نظر، توسط سازندگان اصلي توجيه پذير باشد اما ماجراي آن به وسيله ي مهندسين معكوس فاجعه ساز باشد. مثلا فرايند توليد قطعات تا حدود قابل توجهي بستگي به تعداد محصولات مورد نياز و ... دارد . اگر تعداد محصولات مورد نياز جهت كشور ثانويه در بسيار كمتر از كشور اصلي كه در حد جهاني و بين‌المللي فعاليت نموده ، باشد پس به عنوان مثال تعيين فرايند يك قطعه با باكاليتي (نوعي مواد پليمري) از طريق ساخت قالب هاي چند حفره اي با مكانيزم عملكرد خود كاربا توجه به معضلات پخت قطعه در داخل قالب ، مي تواند براي مجريان مهندسي معكوس فاجعه ساز باشد ( اگر كه اين مهندسان از فرايند هاي ساده تر با توجه به تيراژ توليد محصول و نيز خصوصيات تكنولوژيكي كشور خود استفاده نكنند.) بنابراين، مرحله ي بعد از كشف طراحي، تطبيق طراحي انجام شده بر مقتضيات زماني و مكاني كشور ثانويه مي‌باشد كه بايد به دقت مورد توجه متخصصين مهندسي معكوس واقع شود.

خلاصه اينكه مهندسي معكوس ممكن است يك كاربرد غير معقول و نامناسب از كاربرد هنر و علم مهندسي به نظر برسد، اما آن يك حقيقت از زندگي روزمره ي ما به شمار مي رود.
































+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

اصول عملكرد :
يك آسانسوربرقي با نيروي محركه كششي داراي اتاقكي است كه ازكابلهاي فولادي آويزان است و اين كابلها برروي قرقره محرك شياردار حركت مي كنند. كابلهاي فولادي از يك طرف به بالاي اتاقك و از طرف ديگر به قاب وزنه تعادل متصل مي شوند. وزنه تعادل از ميزان بار روي موتور الكتريكي به اندازه اختلاف وزن موجود ميان اتاقك همراه با بار و وزنه تعادل يا اصطكاك كم مي كند. اين اختلاف وزن را ((بار غير متعادل)) مي‌نامند.

وزنه تعادل معمولاً ۴۰ تا ۵۰ درصد وزن اتاقك به علاوه بار آن و اصطكاك وزن دارد. اصطكاك معمولاً ۲۰ درصد وزنه تعادل است. 

شكلهاي كابل كشي :

1-كشش تك رشته اي :

اين شكل از كابل كشي معمولاً همراه با ماشينهاي گير بكسي به كارمي رود،اما از آن مي‌توا ن براي ماشينهاي بدون گيربكس با سرعتهاي پايين تر 75/1 تا 5/2 متر بر ثانيه نيز استفاده كرد.در اين دو حالت معمولاً زاويه تماس كابل فولادي باقرقره محرك به ترتيب ۱۴۰ و ۱۸۰ است.

قرقره محرك به ندرت از چنان قطري برخوردار است كه در فاصله مياني مركز اتاقك و وزنه تعادل قرار گيرد،به همين دليل استفاده از قرقره انحراف ضرورت پيدا مي كند.

2-كشش دو رشته اي :

چون استفاده از قرقره انحراف خطر لغزش كابل فولادي را در نتيجه كاهش سطح اصطكاك كابل با قرقره محرك افزايش مي دهد ، مي توان از قرقره دو رشته اي استفاده كرد.از اين روش در آسانسورهاي پر سرعت وسنگين بار استفاده مي شود.

3-كابل كشي 2 به 1 : 

از اين روش گاهي به همراه ما شينهاي گيربكسي در سرعتهاي پايين تر اتاقك يعني در حدود 75/1 تا 3 متر بر ثانيه استفاده مي شود.در اين حالت سرعت اتاقك و وزنهتعادل نصف سرعت محيطي قرقره محرك است و اين بار روي قرقره را به نصف كاهش مي دهد وامكان استفاده از موتورهاي پر سرعت را فراهم مي سازد كه نسبت به موتورهاي كم سرعت ارزانتراند. 

4-كابل كشي 3 به 1 :

از اين نوع كابل كشي براي آسانسورهاي سنگين كالا در مواردي استفاده مي شود كه بايد توان موتور و فشار روي ياتاقانها را كم كرد.

5-كابلهاي توازن : 

در ساختمانهاي بلند بالاتر از ده طبقه،بار كابل فولادي كه در حين حركت اتاقك از آن به وزنه تعادل(و بر عكس)منتقل مي شود مقدار قابل توجهي است و با رسيدن اتاقك به بالا، بار كابل سيمي به وزنه تعادل منتقل مي گردد.براي توازن و كاهش اين پديده،به قسمت تحتاني اتاقك و وزنه تعادل، كابلهاي توازن متصل مي گردد. براي جاي دادن كابلهاي توازن به يك گودال عميق تر نياز است.

اتاق ماشين آلات در سطح پايين :

در صورتي كه اتاق ماشين آلات در يك طبقه مياني يا در كف چاه آسانسور واقع شود به كابل سيمي طويلتري احتياج است ودر اين حالت كابل از دور قرقره هاي بيشتري عبور مي كند كه اين خود به مقاومت اصطكاكي بالاتر و ضرورت كار نگهداري بيشتر منجر مي گردد. اما چنانچه اتاق ماشين آلات در طبقه همكف قرار گيرد، چاه آسانسور از وزن ماشينهاي كابل پيچي و تجهيزات كنترل خلاص مي شود. موقعيت اتاق ماشين آلات مسئله نفوذ دال بام و هوابندي را نيز منتفي مي سازد.

محرك استونه اي :

در اين شكل كابل در جهت حركت عقربه هاي ساعت و كابل ديگر در خلاف جهت حركت عقربه هاي ساعت به دور يك استوانه مي پيچد، بنابر اين زماني كه كابل به دور استوانه مي پيچد ، كابل ديگر از دور آن باز مي شود ، نقطه ضعف محرك استوانه اي آن است كه با افزايش ارتفاع ،استوانه بزرگ و سنگين مي شود و بنا بر اين استفاده از اين سيستم به ارتفاع حداكثر ۳۰ محدود مي گردد.

كابلهاي سيمي :

اين نوع ازكابلهاي مورد استفاده، كابلهاي سيم فولادي با مقاومت كششي بالا هستند و تعداد كابلهاي هر آسانسور بين ۴ تا ۱۲ عدد است . قطر كابلها ۹ تا ۱۹ ميليمتر و ضريب ايمني آنها ۱۰ است.

موتورهاي كابل پيچي : 

درصورتي كه نيروي محركهانتقالي به قرقرهكششي از طريق يك چرخ دندهحلزوني باشد، موتور از «نوع گيربكسي» است. اما چنانچه نيروي محركه از طريق اتصال مستقيم از موتور به قرقرهكشش منتقل گردد، موتور از«نوع بدون گير بكس» است. توان موتورهاي بدون گير بكس از۲۲تا ۸۳کيلو وات متفاوت است،اما موتورهاي گير بكسي كشش از توان۳ تا ۳۰ کيلو وات برخوردارند.

موتورهاي گير بكسي تك سرعته كشش :

اين نوع موتور شامل يك چرخدندهحلزوني است و با برق مستقيم يا متناوب كار مي كند.زماني كه اتاقك به فاصله كمي از پا گرد طبقات ميرسد،ترمز به صورت اتوماتيك عمل مي كند تا اتاقك به شكل آرامي متوقف شود.

موتورهاي گير بكسي دو سرعته كشش :

در اين حالت از يك موتور با دو سيستم سيم پيچ جداگانه يا از دو موتور جداگانه استفاده مي شود .در زمان شروع، موتور با سيم پيچ پر سرعت به كارمي افتدو براي محدود كردن جريان، يك مقاومت بصورت سري به آنها متصل است.شتاب گيري آرام اتاقك با كاهش تدريجي ميدان مقاومت صورت مي گيرد.با نزديك شدن به پا گرد طبقه،موتور يا سيم پيچ پر سرعت از كار مي افتد و موتور با سيم پيچ كم سرعت متصل به چوك به كار مي افتد.سرعت اتاقك تا رسيدن به فاصله كمي از پا گرد به صورت تدريجي كاهش مي يابد و در اين زمان جريان برق قطع مي شود و ترمز به صورت اتوماتيك اتاقك را به آرامي متوقف مي سازد.

موتورهاي گير بكسي ولتاژ متغير كشش :

در سيستم ولتاژ متغير مزايايي وجود دارد كه با ديگر سيستمها نمي‌توان به آن دست يافت.شتاب گيري مثبت ومنفي بسيار آرام، اين سيستم را نسبت به سيستمهاي يك يا دو سرعته برتر مي سازد.تجهيزات اين سيستم شامل موتوري با برق متناوب است كه برق مستقيم موتور محرك ماشين گير بكسي را تأمين مي‌كند.

موتورهاي بدون گير بكس ولتاژ متغير كشش :

وجود اين تجهيزات براي آسانسور هاي پرسرعتي با سرعت 75/1 متر بر ثانيه و بالاتر بسيار مهم است. اين تجهيزات بيانگر بهترين روش جديد در برآورنده ساختن شرايط ترافيكي با كارآيي بالا است.

براي شتاب گيري آرام،در مدار ميدان ژنراتور از رگولاتور تنظيم كننده اي استفاده مي شودكه بازده خروجي ژنراتور را كنترل مي كند.يك مقاومت متغير در مدار ميدان به تدريج ميزان مقاومت را كاهش و ولتاز ژنراتور را افزايش مي دهد تا اتاقك آسانسور باشتاب گيري آرام به سرعت كامل برسد. با ايجاد سرعت كامل، ولتاژ ژنراتور تا كاهش سرعت اتاقك ثابت باقي مي ماند.براي كاهش سرعت و توقف اتاقك از يك مجموعه كليد القايي استفاده مي شود.ترمزها تنها در زمان ثابت بودن اتاقك عمل مي كنند.

ترمزها :

براي انواع تجهيزات ماشيني آسانسور وجود يك ترمز برقي- مكانيكي با عملكرد ايمني در زمان قطع برق ضرورت دارد.زماني كه آسانسور در حال حركت است،كفشكهاي ترمز به صورت برقي- مكانيكي از استوانه ترمز فاصله مي گيرند،يعني بر نيروي فنرهاي لوله اي يا صفحه اي ترمز در زما ن ثابت بودن اتاقك غلبه مي شود. قطع جريان برق سبب به كار افتادن ترمز مي شود و بنا براين در موقع رفتن برق ترمزها ايمني ايجاد مي‌كنند.

اتاق ماشين آلات :

در موارد ممكن،اتاق ماشين آلات را بايد در بالاي چاه آسانسور قرار داد،،اين مكان بالاترين كارايي را ايجاد مي كند .اين اتاق را بايد تهويه كرد و با عايق كردن پايه بتني ماشين آلات از ديوارها و كف به كمك صفحات چوب پنبه فشرده ،به مسئله انتقال صوت توجه نمود.

وجود يك تير بالابر سقفي درست در بالاي ماشين آلات براي نصب يا پياده كردن تجهيزات ضروري است ودر داخل كف در بالاي پا گرد نيز بايد يك دريچه دسترسي ايجاد كرد تا از طريق آن بتوان تجهيزات را در صورت ضرورت جهت تعمير يا تعويض پايين برد.براي اين اتاق بايد يك در قفل دار نصب كرد و وجود فضاي كافي جهت كنترل كنندها، انتخاب كننده طبقات و ديگر تجهيزات ضروري است.

دراين اتاق وجود پريز و تجهيزات روشنايي خوب ضرورت داردو استفاده كافي از نور طبيعي روز توصيه ميشود.دماي اتاق نبايد از۱۰ درجه كمتر و از ۴۰ درجه بيشتر شود و براي اين منظور وجود امكانات گر مايش و تهويه ضروري است . براي پرهيز از ايجاد گرد و غبار بايد ديوارها،سقف و كف را رنگ كرد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

رنگی که در هر اتاق استفاده می شود ، بر روحیه ی شما و یا هر شخصی که از آن اتاق استفاده می کند ، تاثیر می گذارد . در اینجاست که روانشناسی رنگ ، نقش اصلی را ایفا می کند . رنگ اولین چیزی است که ما در برخورد با اشیا و مکان ها به خاطر می سپاریم ؛ از لباسی که می پوشیم تا اتاقی که در آن رفت و آمد می کنیم.
در این مقاله گزیده ای از روانشناسی اولیه رنگ ها را در نظر گرفته ایم تا با توجه به آنها ، رنگ مورد نظر برای اتاق های مختلف منزل را انتخاب نمایید . روانشناسی رنگ در مورد افراد مختلف تفاوت هایی را نشان می دهد ، از این رو ، ما در این مطلب دیدگاه های کلی و عمومی پذیرفته شده درباره ی رنگ ها را ذکر کرده ایم .

قرمز

رنگ قرمز موجب بالا رفتن فشار خون و تپش قلب می شود . در بعضی افراد نیز ایجاد نیرو و انرژی می کند و همچنین باعث به وجود آمدن حالتی صمیمی همراه با عشق و محبت می شود . به علاوه رنگ قرمز اشتها را تا حد زیادی افزایش می دهد و به همین دلیل است که در سالن های غذا خوری از این رنگ استفاده می کنند . این رنگ می تواند انتخاب مناسبی برای اتاق مطالعه و ناهار خوری باشد .

نکته ی مهم در انتخاب هر رنگی ، توجه به میزان تیرگی و روشنی آن رنگ است . قرمز تداعی کننده ی خطر و مشکل برای برخی از افراد است ، مانند علائم هشدار دهنده ، بنا بر این توصیه می شود که از رنگ قرمز تیره استفاده نمایید .

نارنجی

رنگ نارنجی مانند رنگ قرمز ، القا کننده ی احساساتی مانند صمیمیت ، عشق و انرژی است ، اما نه به همان شدت . نارنجی ، درخشش نور آفتاب را در نظر انسان مجسم می سازد و دستمایه ای برای زندگی با نشاط را فراهم می آورد . این رنگ حالتی درونی دارد و به مردم حس خوش آمد گویی می دهد . به همین دلیل در اکثر مواقع برای آراستن اتاق های نشیمن ( پذیرایی ) و هال منزل مورد استفاده قرار می گیرد.

زرد

این رنگ نیز تاثیراتی مانند قرمز و نارنجی بر جای می گذارد ، با این تفاوت که درخشان تر و روشن تر است و همانند قرمز و نارنجی می توان از آن برای فضای نشیمن و هال استفاده کرد.

علاوه بر این ، انتخابی بسیار هوشمندانه برای روشن و بزرگ تر نشان دادن قسمت های تاریک و کم نور ساختمان مانند راهرو ها و فضای ورودی منزل است . علاقه داشتن به رنگ زرد ، نشانه ای از خلاقیت و میل به ایجاد ارتباط با دیگران است .

آبی

رنگی بسیار آرام بخش و تسکین دهنده که در انسان ایجاد امنیت و آرامش می کند . به همین دلیل است که در اکثر مطب های پزشکی و اتاق های جراحی از آن بهره می گیرند .
آبی را می توان برای اتاق های خواب و سرویس های بهداشتی در نظر گرفت . در کل برای محل هایی که باید خنک و آرام بخش باشند ، استفاده می شود .
لازم به ذکر است که آبی ، نقطه ی مقابل قرمز در زمینه ی اشتها بوده و در حقیقت باعث از بین رفتن اشتها می شود . بنابر این نمی تواند رنگی مناسب برای اتاق ناهار خوری و آشپز خانه باشد .

سبز  

رنگی جذاب که احساس سلامت ، باروری ، حاصل خیزی ، آرامش و صمیمیت را القا می کند . 
سبز نیز تا حدی مانند آبی عمل می کند ، اما گرم تر و منعطف تر است . از این رنگ نیز در بیمارستان ها ، مطب ها و اتاق انتظار دندانپزشکی استفاده می شود . 
سبز روشن رنگی مناسب برای اتاق های خواب ، نشیمن و هال به شمار می رود . سبز تیره برای آشپز خانه و اتاق ناهار خوری مناسب است ، زیرا که این رنگ تاثیر خوبی بر سلامت و تغذیه دارد .

زرشکی 

خیلی از افراد عاشق این رنگ هستند و بسیاری هم از آن متنفرند . برای کسانی که این رنگ را دوست دارند ، زرشکی می تواند گزینه ی خوبی در آراستن فضای ناهار خوری و اتاق های خواب و مطالعه باشد . از طرف دیگر ، بچه ها به این رنگ علاقه دارند و می تواند انتخاب هوشمندانه ای برای اتاق خواب و محل بازی آنها باشد . 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

تزئینات پنجره  عناصر بسياري را براي تزيين و آراستن پرده، پرده کرکره و پانل مي توان يافت که همگي بر جلوه پنجره مي افزايند. اگر پنجره خانه شما داراي لبه و تاقچه باشد، مي توانيد از آن بهره هاي بسياري بگيريد. چنان که مي توان برخي وسايل با گل هايي را بر روي آن قرار داد. خود اين گونه وسايل در شمار آرايه ها و تزيينات پنجره هستند و در تابش نور خورشيد جلوه اي درخشان به نماي پنجره مي بخشد. 

استفاده از گل


اگر به جاي پرده هاي معمولي، از پرده کرکره استفاده کرده ايد، مي توانيد فضاي داخلي آن را با انواع گل هاي تزييني و زيبا بياراييد و در عين حال، سادگي طرح اتاق را حفظ کنيد. به ياد داشته باشيد که گل ها با سادگي محيط همخواني دارند؛ گو اين که بر زيبايي آن مي افزايند. دراين ميان، استفاده از گلدان و ظروف شيشه اي مناسب تر به نظر مي رسد. همچنين، در هر فصل مي توانيد نوع گل را مناسب با فصلي که در آن قرار داريد. 

نور

اگر مي خواهيد بر ميزان نور اتاقي تاريک بيفزاييد، از اين روش استفاده کنيد: پانل هايي را به کار بريد که نازک باشند، چنان که نور از آنها گذر کند و نيز اندازه آنها را چنان تعيين کنيد که پايين پنجره اندکي خالي بماند. سپس گلدان هايي شيشه اي را در کنار پنجره قرار دهيد. پانل هاي رنگي به جزئيات طرح مي افزايند و در ترکيب با پرده، آميزه اي از رنگ ها را به دست مي دهند. 

روبان

با استفاده از روبان و ديگر جزئياتي با رنگ هاي تيره، مانند صورتي يا قرمز پر رنگ، مي توان تغييراتي گذرا و موقت يا حتي فصلي را در اتاقي پوشيده از رنگ سفيد پديد آورد. روباني که در تصوير مشاهده مي کنيد، در کنار پرده اي به رنگ روشن آويخته شده و به آن جلوه اي بهتر بخشيده است. 

رشته های درخشان
استفاده از آويزها و رشته هاي رنگي، جلوه اين پنجره را دلپذير کرده است؛ گو اين که صميميت و گرماي فضا حفظ نشده است. ترتيب آويختن اين رشته ها به گونه اي است که عدد 8 را تداعي مي کنند. به ياد داشته باشيد که بهتر است از اين الگو براي پنجره هايي با شيشه هاي مشجر استفاده کنيد. 

آوبزهاي کريستالي 

آويختن شاخه هاي کريستالي و زيبا که بازتاب دهنده نور هست