|
|
|
|
|
1- گذاشتن گوشی هدفون در گوش به مدت یک ساعت باعث می شود باکتری های
گوش شما 700 برابر شود.
2- مردان بهتر از زنان می توانند نوشته های ریز را بخوانند ولی شنوایی خانم ها
بهتر از آقایان است.
3- قلب یک زن تندتر از قلب یک مرد می تپد.
4- اگر تخم مرغ در آبی که محلول شکر در آن وجود دارد قرار بدهیم ، تخم مرغ در
آب شناور می شود.
5- اگر کسی بخواهد یک بار دور ساختمان پنتاگون ( وزارت دفاع آمریکا ) بزند
باید حدود 15 دقیقه زمان بگذارد.
6-خوک ها به دلیل شرایط فیزیکی بدن نمی توانندبه آسمان نگاه کنند.
7- کار گذاشتن تله موش در ایالت کالیفورنیای آمریکا برای داشتن مجوز شکار
ممنوع است.
8- روز 22 ماه می در آمریکا شاهد کمترین میزان تولد در این کشور است.
9- یک عطسه می تواند با سرعتی حدود 1000 مایل در ساعت حرکت کند.
10- پرنس چارلرز و پرنس ویلیام ( جانشینان احتمالی ملکه انگلیس ) برای
رعایت جوانب احتیاط در صورت سقوط هواپیما ، هرگز در یک هواپیما سفر
نمی کنند.
11- چتر نجات قبل از هواپیما اختراع شده است.
12-تعداد فیلم های تولید شده در سینمای هند از فیلم های تولیدی در هالیوود
بیشتر است.
13- مشهورترین و پر تعداد ترین اسم در جهان « محمد» است.
14- اولین تلفن همراه در سال 1924 اختراع شد.
15- « ولوو» مارک معروف کامیون ها و ماشین های سواری به زبان ایتالیایی به
معنی « در حال حرکت هستیم»
16- زبان قوی ترین ماهیچه در بدن انسان است.
17- مطابق قوانین آمریکا در آگهی های تبلیغاتی مشروبات الکلی ، کسی حق
ندارد یک فرد را در حال نوشیدن این مشروبات نشان می دهد.
18- مصریان باستان روی بالش هایی که از سنگ درست شده بود می خوابیدند.
19- تا سال 1960 مردهایی که موی سر بلندی داشتند اجازه ورود به منطقه «
دیزنی لند » ( استودوی والت دیزنی ) در آمریکا را نداشتند.
20- چربی بدن انسان برای ساخت 7 قالب صابون کافی است.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
مقاومت هر سازه در برابر زلزله به دو عامل اساسي بستگي دارد: يكي نوع ساخت سازه و به كارگيري اصول و قوانين مهندسي در طراحي و اجراي آن و ديگري بزرگي و قدرت زلزلهدر سالهاي اخير از طريق رسانه هاي گروهي هر چند وقت يك بار خبري در مورد روش هاي ابداعي مهندسان سازه براي مقاوم سازي ساختمان ها يا ساخت سازه هاي مقاوم در برابر زلزله شنيده مي شود؛ شيوه هايي مثل قرار دادن ساختمان روي بلوك هاي لغزشي، حفر كانال هاي بسيار بزرگ در اطراف فونداسيون ها (پي ها)، معلق كردن ساختمان از زنجير(!)، آويزان كردن پاندول هاي بزرگ از سقف و.... نكته قابل تامل در مورد اين راهكارها، تقريبا غير عملي بودن آنها با توجه به وضعيت ساخت وساز در كشوري مثل ايران آنهم در مقياس وسيع است. البته نه تنها در ايران بلكه در اكثر كشورها اين كار تا حدود زيادي نشدني است و اگر هم قابليت اجرايي داشته باشند بسيار هزينه بر بوده، براي تمام ساختمان ها قابليت اجرايي ندارند. در كنار اين روش ها، كارهايي مثل استفاده از جدا سازها، ميرا كننده ها و جذب كننده هاي انرژي (قرار دادن فنرهاي پلاستيكي ويژه يك يا چند لايه در پي ساختمان) براي كاهش خسارات و تلفات، عملي تر به نظر مي رسد. با توجه به توضيحات فوق، در حال حاضر بهترين راه حل يافتن شيوه هايي براي بهبود روند ساختمان سازي كنوني است. يعني با تغييراتي چند در روش هاي اجرايي و صد البته با انجام كارها بر اساس ضوابط و آئين نامه ها از ابتدا تا اتمام كار اجرايي پروژه ها، مي توان به نتايج بسيار بهتري دست يافت. مقاومت هر سازه در برابر زلزله به دو عامل اساسي بستگي دارد: يكي نوع ساخت سازه و به كارگيري اصول و قوانين مهندسي در طراحي و اجراي آن و ديگري بزرگي و قدرت زلزله. نوع، كميت و كيفيت مصالح از اين ديدگاه ساختمان ها به طور كلي به چهار دسته ساختمان هاي فولادي، بتني، ساختمان هاي با مصالح بنايي (آجري) و ساختمان هاي چوبي تقسيم مي شوند. با توجه به كاربرد بيشتر و به روز بودن ساخت سازه هاي بتني و فولادي در عصر حاضر، قوانين موجود در زمينه ساخت اين دو نوع سازه را بيشتر مورد بحث و بررسي قرار مي دهيم. سازه هاي بتني و فولادي اگر براساس اصول مهندسي و ضوابط و آئين نامه هاي اجرايي موجود ساخته شوند، تفاوت آنچناني از نظر مقاومتي با هم ندارند. با يادآوري اين نكته كه، فولاد در برابر حرارت و مواد شيميايي نسبت به بتن مقاومت كمتري دارد (آتش سوزي و ذوب شدن، زنگ زدگي، پوسيدگي و...). در زلزله هر چه اعضاي سازه شكل پذيرتر و انعطاف پذيرتر باشند، خسارات مالي و جاني وارده كمتر خواهدبود. براي اين كار بهتر است از فولاد كم كربن، جوش پذير و داراي شكل پذيري بالا استفاده شود. البته صرفا فولادي بودن يك سازه تضميني بر مقاومت آن در برابر زمين لرزه نيست. به عنوان مثال برج 20 طبقه Pinot Suarez كه يك برج فولادي بود در زلزله سال 1985 مكزيكوسيتي، كاملا فرو ريخت. بنابراين مقاومت بالاي سازه هاي فولادي مستلزم اجراي اتصالات و جوش ها و ساير مولفه هاي اجرايي آنها، به طور كاملا علمي و فني و بر اساس آئين نامه هاي ملي و بين المللي موجود است. باد بندها در ساختمان هاي فولادي، بادبندها بعد از تير و ستون و در موقع زلزله و باد حتي مي توان گفت بيش از آنها داراي اهميتند و عامل بسيار مهمي براي مقاومت در برابر زلزله و بارهاي جانبي ديگرهستند. انواع باد بندهاي هم مركز و خارج از مركز، به اشكال مختلف vو v معكوس و ضربدري (X) مورد استفاده قرار مي گيرند. بادبندهاي X براي مقابله با باد كاربردي ترند تا در برابر زلزله و در برابر بارهاي متناوب از شكل پذيري كمتري برخوردارند، زيرا كه در اين نوع بادبندها در هنگام وارد شدن نيروهاي جانبي، همواره يك عضو مورب آن در كشش و ديگري در فشار است و اين باعث شكست آني يا اصطلاحا شكست ترد مي شود . طراحي و اجراي بادبندها بايد با نهايت دقت و بر اساس اصول و قوانين مهندسي خصوصا در مورد محل قرارگيري خود بادبندها، نوع و اندازه پروفيل مصرفي، مقدار و نوع و طول جوش ها، نوع درز جوش و... صورت گيرد. تير و ستون هاي بتني بتن مسلح بتني است كه در آن براي مقاومت و شكل پذيري بيشتر در قديم از مواد و اليافي طبيعي مثل موي اسب، بز و در عصر حاضر از فولاد (اكثرا ميلگرد يا سيم هاي ضخيم و...) يا از الياف مصنوعي استفاده مي شود. در اجراي اين نوع اعضا رعايت نكات زير الزامي است: بكار بردن ميزان آرماتور در حد مورد نياز طبق نقشه نه بيشتر و نه كمتر، فاصله گذاري مناسب بين آرماتورها، عدم استفاده از ميلگردها و مسلح كننده هاي زنگ زده و آغشته با گرد و خاك يا هر ماده ديگر، برس كشيدن آرماتورها قبل از بتن ريزي و تميز كردن آنها، استفاده از بتن با عيار (مثلا بتن با عيار 350 يعني بتني كه در هر متر مكعب آن كه در حدود 4/2 تن وزن دارد ميزان سيمان مصرفي 350 كيلوگرم است) سيمان خواسته شده طبق نقشه اجرايي، رعايت زمانبندي بتن ريزي، استفاده از سيمان با تيپ بندي متناسب با شرايط محيطي محل احداث سازه و نيز متناسب بامقاومت خواسته شده، استفاده از سنگدانه ها (شن و ماسه )با دانه بندي مناسب و درصد اختلاط صحيح و نهايتا استفاده از آب مناسب بتن ريزي. زيرا هر آبي كه املاح آن از حد طبيعي بيشتر يا كمتر باشد براي بتن ريزي مناسب نيست و بتن ساخته شده با آن مقاومت مطلوب را نخواهد داشت. بهترين آب براي ساخت بتن، آب آشاميدني و قابل شرب است. ![]() يك بتن ايده آل بتن مصالحي است متشكل از سنگدانه (شن وماسه حدودا 70 درصد) و مابقي آب و سيمان است. بتن بعد از 28 روز به حدود 90 درصد از مقاومت نهايي خودمي رسد و هر آن به مقاومت آن افزوده مي شود تا به مقاومت كامل خود برسد. براي دستيابي به يك بتن ايده آل بايد نسبت آب به سيمان مناسب بوده، دانه بندي استاندارد و مقاومت و سختي كافي سنگدانه ها (شن وماسه) و مخلوط كردن آنها با نسبت هاي تعيين شده نيز بايد بر اساس دستور العمل هاي موجود باشد. استفاده از نوع سيمان (تيپ 1،۲، ۳، 4،۵، ضد سولفات) متناسب با شرايط محيطي و مقاومت مورد نياز مهمترين عامل در كيفيت بتن است، متراكم كردن كامل و هواگيري بتن در هنگام بتن ريزي به كمك لرزاندن بتن در مدت زمان معين براي خروج آب و حباب اضافي بتن و جلوگيري از تخلل (حفره حفره شدن) بتن و در نتيجه كاهش مقاومت آن بعد از گيرش بتن نتيجه اي بي نقص را به همراه خواهد داشت. شكل هندسي نقشه ساختمان يك سازه مقاوم در برابر زلزله داراي نقشه ساده، متقارن وبدون كشيدگي در سطح(پلان) و ارتفاع (نما و مقاطع عرضي) است؛ چنين سازه اي داراي توزيع مقاومت يكنواخت و پيوسته بوده، در برابر زلزله مقاوم تر است. هرچه نقشه يك ساختمان ساده تر باشد، باعث قدرت بيشتر مهندسان در درك رفتار لرزه اي سازه از يك طرف و از جهت ديگركسب اطلاعات بيشتري از رفتار ديناميكي (حركتي) اتصالات آن مي شود. بهترين شكل پلان به صورت مربع يا اشكال منظم هندسي نزديك به آن (مثلا مستطيلي) است. نقشه هاي دايره اي هم مناسبند. نقشه هايي كه شماي كلي آنها بصورت (L - صليبي - U - H -T) هستند، نامناسب بوده، محاسبات اين سازه ها كه داراي نقشه هاي كشيده هستند، پيچيده تر از ديگر ساختمان هاست ..و حتما باید از درز زلزله استفاده شود ارتفاع ساختمان نسبت ارتفاع (h ) به عرض (b) ساختمان نبايد از 4 تجاوز كند. اگر اين نسبت بين 4 تا 6 باشد حالت بحراني داشته، هر چه اين نسبت بيشتر شود احتمال واژگوني و از جا كنده شدن ساختمان وجود دارد. حتي الامكان بايد سعي شود كه تمام طبقات داراي ارتفاع يكسان و يكنواخت بوده و در ساختمان طبقات با ارتفاع غير معمول كوتاه يا بلند نداشته باشيم. پرهيز از داشتن تراز هاي دو قسمتي در ساختمان و ساخت باز شوها در ديافراگم ها (منظور از ديافراگم صفحه اي است فرضي كه نقاط مقاوم را به هم متصل مي كند تا به صورت يكپارچه عمل كرده و در برابر نيروها مقاومت كنند. عمده ترين ديافراگم ها در ساختمان ها سقف طبقات هستند كه باعث عملكرد همزمان و هم جهت تير ها و ستون ها و به طور كلي عمل كردن همزمان تمام اجزاي طبقه و نهايتا كل سازه مي شوند) نيز امري ضروري است. شرايط زمين محل احداث اگر ناگزير به ساخت در يك زمين با نقشه نامنظم باشيم، با ايجاد درز انقطاع (جدا كننده) با عرض مناسب پلان را به شكل هاي منظم هندسي تقسيم مي كنيم تا هم اجرا راحت و اصولي تر باشد و هم از ضربه زدن ساختمان هاي مجاور به همديگر در هنگام زلزله جلوگيري شود. دوري از احداث سازه روي سطوح شيب دار يا تپه ها، از مواردي است كه مي تواند ما را به ساخت سازه اي مقاوم رهنمون شود. البته ساخت وساز در اينگونه مكان ها هم ضوابط خاص خود را دارد ؛ از جمله قرار دادن عناصر مقاوم مركز سختي در پايين شيب. پي سازي اجراي فونداسيون ساختمان بايد به طور كاملا فني و دقيق روي زمين با مقاومت كافي و كنترل شده، باخاك كاملا متراكم و داراي دانه بندي و جنس مطلوب باشد، تا احيانا مسئله نشست و لغزش در پي رخ ندهد. به جرات مي توان گفت كه خرابي در فونداسيون ساختمان ها، همواره به سبب گسيختگي خاك زير آن صورت مي گيرد و واژگوني در اثر بلندشدن پي بندرت پيش مي آيد.در انتها، شايان ذكر اينكه، اگرچه ممكن است براي مالكان ،پيمانكاران ، سازندگان و شركت هاي بيمه از نظر هزينه هاي اجرايي، تفاوت چنداني بين فروريختن كامل يا آسيب ديدگي جزئي سازه وجود نداشته باشد كه منجر به عدم كارايي آن شده كه نياز به تخريب كامل و جايگزيني داشته باشد، ولي براي ساكنان ساختمان ها اين تفاوت بسيار حياتي و در واقع مرز بين زندگي و مرگ است. بنابراين، رعايت نكات فوق هر چندكه نتواند مانع آسيب ديدگي جزئي ساختمان ها شود ولي، اگر از تخريب صد در صد آنها جلوگيري كند، در اين صورت بازهم در كارمان موفق بوده ايم و تا حدودي به اهدافمان رسيده ايم.... ولي مسلم بدانيد كه، در پيش گرفتن مسير رعايت قوانين و مقررات و بندهاي آئين نامه هاي اجرايي به يك جا ختم مي شود و آن جايي است كه با ساخت سازه هاي مقاوم در برابر زمين لرزه و ساير نيروهاي خارجي و داخلي وارد بر ساختمان ها، تلفات و خسارات جاني و مالي، تا حد بسيار زيادي كاهش پيدا خواهد كرد...، اميد آن داريم كه چنين شود. نمای ساختمان (2) |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
![]() نماي هر ساختمان در شكلدهي به مجموعه شهري كه در آن حضور دارد، موثر است. اگر به نماي يك ساختمان بدون در نظر گرفتن نماي ديگر ساختمانهاي شهر توجه شود، همگوني نماي شهري در مجموع از بين ميرود.به نقل از پايگاه اطلاع رساني شهرسازي و معماري، بررسي آماري نشان دهنده اين موضوع است كه در هر سال 50 ميليون نفر به جمعيت شهر نشين كشورهاي در حال توسعه اضافه ميشود. در ايران نيز شهر نشيني طي دهههاي گذشته با شتاب فزاينده اي گسترش يافته و همچنان اين روند ادامه دارد. رشد سريع جمعيت و گرايش مردم به شهر نشيني، تقاضاي فزايندهاي را براي تهيه مسكن به دنبال داشته كه اين موضوع در پي خود مشكلات عديده اي در زمينه توسعه شهري بوجود آورده است. ناتواني در پاسخگويي مطلوب و مناسب به اين مساله، وضعيت نا مطلوبي را به صورت بي مسكني، بد مسكني و تنگ مسكني براي بسياري از اقشار جامعه به همراه آورده است.مسكن به عنوان يكي از نيازهاي نخستين بشر، ابتدايي ترين سوالي بوده كه انسان سعي در يافتن پاسخي مناسب و معقول براي آن بوده است، اما هميشه در برنامه ريزيهاي ملي به مسكن نه به عنوان محلي براي آسايش ساكنان در ابعاد عيني و ذهني، بلكه به عنوان يك مشكل اقتصادي و فقط از اين بعد بر خورد شده است. سازندگان و توليدكنندگان مسكن آزاد بهدليل اينكه بهدنبال فروش سريع و بازگشت سرمايه خود هستند، سعي در هر چه بيشتر مطرح كردن خود در محله مسكوني و نمايشي متمايز از بناي خود دارند و به همين دليل يكي از دلايل عمده ناهماهنگي نماي ساختمانها در سطح شهر هستند. در رابطه با مسكن تعاوني شرايط بدتري وجود دارد. به دليل وضعيت مالي ضعيف سازندگان و اينكه ساكنان و مالكان بهدنبال فروش ساختمان نيستند، بدون انجام عمليات پاياني نظير نماسازي مورد استفاده قرار مي گيرند و يا با كمترين هزينه و بدون طراحي نما، حجم و كالبد ساختمان رها ميشود. البته در سالهاي اخير در شهر تهران هيچ ساختماني بدون نماسازي نبوده است، ليكن اين مساله در شهرستانها همچنان انجام ميشود. چگونه به موضوع نما در معماري بينديشيم؟ نما در لغت نامه دهخدا به معناي صورت ظاهري هر چيزي، آنچه كه در معرض ديد و برابر چشم است، آنچه از بيرون سوي ديده مي شود، منظره خارجي بنا و عمارت، قسمت خارجي ساختمان و نماسازي، فن روسازي ساختمان و ساختن نماي عمارت است. در سالهاي اخير پس از مطرح شدن دوباره اهميت فضاهاي عمومي و ارزش زندگي شهري، نما اهميت دوباره اي يافته است. نما در عمل درون ساختمان را از بيرون و فضاي خصوصي را از فضاي عمومي جدا مي كند. نما حاكي از موقعيت فرهنگي سازندگان ساختمان است و نشانگر ميزان نظم طرح ساختمان، امكانات و ذوق تزيين و خانه آرايي طراح و مالك است. يك نما به مثابه معرفي وضعيت ساكنان ساختمان در بين عموم است. نما در واقع صورت ساختمان و بهترين بيان حالتي است كه فرد طراح يا مالك از خود در برابر بيرون دارد. نماهاي داخل ساختمان بيشتر جنبه خصوصي دارند، ليكن نماهايي كه به سمت كوچه و بافت شهر باز ميشوند، جنبه عمومي تر دارند. بنابراين وجوه پشت و جلوي ساختمان از يك طرف داراي نمود اجتماعي و از طرف ديگر نمود مشخص ساكنان خود است بنابراين نماي هر ساختمان بايد هم با فضاي عمومي همبستگي داشته باشد و هم بتواند حجم داخلي ساختمان را بيان نمايد. نماي هر ساختمان موثر در مجموعه شهري است كه در آن حضور دارد و اين تاثير را در بدنه خيابانها يا ميدانها كه در آن قرار گرفته است مي گذارد. اگر به نماي ساختمان واحدي، بدون در نظر گرفتن نماي ديگر ساختمانها فكر شود، همگوني نماي شهري در كليت از بين ميرود. تناقض بين جنبه شهري و بيان فردي نما در صورتي ميتواند از بين رود كه ساختمان جزيي از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با محيط اطراف چند جانبه باشد. نماي رو به كوچه و خيابان بايد تابع عوامل همبستگي بين نماهاي اطراف باشد. اما در عين حال بر اساس تركيبي از اجزا مختلف بر حسب عملكرد، ابعاد و مصالحشان شخصيت خاص خود را دارد. نما در واقع يك سطح صاف و تخت نيست بلكه آن سطح انتقالي بين فضاي داخل و خارج است كه با عقب نشستگي و پيش آمدگي، تراس و غيره با فضاي داخل مسكن ارتباط پيدا ميكند. براي اينكه نماي ساختمان حريم خصوصي ساكنان خود را حفظ كند بايد نسبت به خيابان بستهتر و محفوظتر باشد. نماي ساختمان بايد بهدنبال خلق يك كليت هماهنگ بهوسيله تناسب خوب پنجره ها، بازشوهاي در، سايبان و محدوده سقفها، سازه عمودي و افقي، مصالح، رنگ، عناصر تزييني و... باشد. پنجرهها همواره با ديگر عناصر ديوار، سطوح باز و بسته، تيره وروشن، صاف و ناهموار را بوجود مي آورند. به علت تكرار دوره اي پنجره ها، در ساختمانهاي چند طبقه، نظم كاملي به چشم ميخورد. اما گاه بهعلت افزايش نور در طبقات بالاتر كاهش داده ميشود و اين نظم آهنگ خود را از دست ميدهد. جداسازي عناصر افقي و عمودي تاثير كلي در نما دارد. تناسبات عناصر ساختمان لازم است با كل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد. براي مثال در ساختمانهاي كوتاه عريض، ابعاد عرضي غالب خواهد بود. در ساختمانهاي بلند عناصر باريك برتري خود رانشان ميدهند. در و پنجره و نعل درگاهها تاثير خاصي در نما ميگذارند. ناودانها، سايه بانها، پيش آمدگيهاي سقف و بالكنها ايجاد سايه هاي خاصي بر روي نما ميكنند. تفاوت سطح ها بايد در نما مشخص باشد. براي مثال بين طبقه همكف، ساير طبقات و طبقه انتهايي بايد يك تفاوت اساسي وجود داشته باشد. تركيب كلي نما در واقع نظم در اين تفاوتها است. عناصر اصلي نما مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پاياني سقف و غيره در شكل، رنگ، و مصالحشان با يكديگر اختلاف دارند. اين عناصر معناهاي متفاوتي دارند. مثلا نميتوان بالا و پايين پنجره و در را با هم همرديف كرد. اگر ارتفاع اين بازشوها يكسان نباشد مي توان از ضرايب مشترك و يا رنگهاي يكسان استفاده نمود. نسبتهاي هندسي نقش تعيين كننده اي در هماهنگ سازي ظاهر نما دارند. ميتوان پنجره ها را در گروههاي كوچكتر تركيب شده كه شكل مشخصي را ايجاد ميكنند دسته بندي كرد. نماها مي توانند از نظر مصالح نيز با يكديگر متفاوت باشند. مصالح نما در رنگ، شكل، زبري و خشني نما تاثير مي گذارد. مصالح بومي نشان ميدهد كه نما مربوط به چه منطقه اي است.
تركيب پنجره ها، ايوانها، درها و بهطور كلي بازشوها، همچنين بافت و جنس نما و كمپوزسيون آن در هر عصر متفاوت است و در عين حال در يك تداوم شهري تغيير ميكند. طراح ميتواند نما را به عاليترين حد تركيب معماري برساند و يا آنرا تا حد يك سطح بدون طراحي و فكر رها كند. ورودي يكي از عناصر حايز اهميت نما در ساختمان است كه محل و اهميت طراحي آن به شكل مستقيم نمايانگر نقش و عملكرد ساختمان است. در ورودي نشانه گذر از فضاي عمومي خارجي به فضاي خصوصي داخلي و يكي از مهم ترين عناصري است كه ميتوان به عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد. در بسياري از شهر هاي بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ويژهاي در ارتباط با سيما و كالبد شهر وجود دارد و گروهي از برجستهترين افراد با تخصصهاي مرتبط هنر زيبا سازي و زيبايي شناسي به كنترل طرح هاي بزرگ و كوچك معماري و شهري از نقطه نظر هماهنگي نماي بيروني ساختمانها و محيط شهري يعني از جنبه هاي رنگ، حجم، مصالح مناسب، فضاي پر و خالي نما، رعايت اصول هماهنگي و تناسبات و... مي پردازند. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
كلیسای ارمنیكلیسای ارمنیان از بدو اعلام مسیحیت به عنوان دین رسمی ارمنستان در سال ۳۰۱ میلادی كاملا مستقل از دستگاه رسمی كلیسا بوده و رنگ و بوی خاص خود را داراست. از آنجا كه ترویج مسیحیت در ارمنستان توسط دو نفر از حواریون حضرت مسیح(ع) به نامهای «راطلیموس» و «طاطاوس» مقدس صورت پذیرفت، تشكیلات دینی ارمنیان به نام «كلیسای مقدس مرسلین ارمنستان» نامیده میشود و مركزیت عالی روحانیت آن، كلیسای «اچمیاتزیین مقدس» (۳۰۱ ـ ۳۰۳ میلادی) است كه خود نخستین كلیسای ارمنی است. ساخت كلیسا در ایران به طوركلی ساخت كلیسا در ایران به سه دوره اصلی تقسیم میشود: كلیساهایی كه از ابتدای نشر مسیحیت تا قرن ۱۳ ـ ۱۴ و نیمه دوم قرن ۱۵ ساخته شدند. كلیساهایی كه از دوره صفویه تا قاجاریه بنا نهاده شدند. كلیساهایی كه در قرن ۱۹ و ۲۰ میلادی ساخته شدند. خلیفهگری ارامنه تهران خلیفهگری ارامنه تهران كه قبلا تحت پوشش خلیفهگری ایران و هندوستان بود، در سال ۱۳۲۴ ش (۱۹۴۵ م) تاسیس شد و ساختمان آن در صحن كلیسای حضرت مریم(س) واقع در خیابان سیتیر بنا نهاده شد. این ساختمان بعدها پس از انتقال خلیفهگری به محل جدید فعلی، مبدل به مدرسه ارامنه شد كه هنوز پابرجاست. در پی تغییر اسقف اعظم تهران در سال ۱۳۴۰ ش (۱۹۶۰ م)، تصمیم به ساخت بنای جدیدی جهت خلیفهگری ارامنه تهران گرفته شد. به همین منظور فرد خیری به نام «ماركار سركیسیان» زمینی در خیابان كریمخان زند، نبش خیابان استاد نجاتالهی (ویلا)، خریداری كرد كه پس از فوت وی، پسرانش به نامهای «گوركن و وازگن سركیسیان» كار احداث كلیسا را دنبال كردند؛ ساخت كلیسا در ماه مه ۱۹۶۴ م (۱۳۴۳ ش) با تشریفات مذهبی آغاز شد و در سال ۱۹۷۰ میلادی (۱۳۴۹ ش) پایان یافت و در سال ۱۹۷۲م، خلیفهگری ارامنه تهران به محل جدید منتقل شد و كلیسا به نام «سورپ سركیس» نامگذاری شد. كلیسای «سورپ سركیس» ششمین كلیسای ساخته شده در تهران است. اولین كلیسا در تهران، كلیسای «سورپ گئورك» است كه در سال ۱۷۹۵ میلادی در محله بازار، ساخته شد و آخرین كلیسا، كلیسای گریگوری لوساوریچ، در محله مجیدیه است كه در سال ۱۹۸۲ م ساخته شده است. معرفی بنا محل قرارگیری این كلیسا به لحاظ موقعیت شهری، مركزیت بیشتری دارد و از قالب محلی دیگر كلیساهای تهران خارج شده و نقش عمومیتری به خود گرفته است. موقعیت قرارگیری این كلیسا با عملكردش به عنوان نهادی كه به اداره امور جامعه ارامنه میپردازد و تمام موسسات، كلیساها، مدارس و گورستانهای ارامنه را تحت پوشش و كنترل خود دارد، كاملا سازگاری دارد. پلان پلان كلیسا به صورت صلیب محصور در یك مستطیل است، این صلیب از داخل دیده میشود ولی از فرم خارجی آن قابل تشخیص نیست. فضای داخلی شامل: ورودی، شبستان، قسمت خواندن دعا و مراسم عشای ربانی، محراب و حجرههایی در طرفین محراب است. كلیسا دارای سه ورودی است، ورودی اصلی كه بزرگتر است و ورودی فرعی در طرفین آن كه كمی نسبت به آن عقب رفته و در زیر برجهای ناقوس قرار گرفتهاند. شبستان دارای دو ردیف نیمكت است؛ به طوری كه راهرویی برای رسیدن به محراب ایجاد كرده است. روبهروی درهای فرعی دو مسیر باریكتر در قست شمالی و جنوبی كلیسا وجود دارد كه عبور مومنان را میسر میكند. قسمت اجرای مراسم مذهبی و دعای كشیش با یك اختلاف سطح از شبستان جدا شده بدین ترتیب حریم و سلسله مراتبی برای این فضا ایجاد شده است. حجرههای طرفین محراب به غیر از ورودی كه از داخل شبستان باز میشود، ورودیهای جداگانهای دارد كه به حیاط باز میشود. حجرهها به عبادتهای خصوصیتر و اتاق كشیش اختصاص دارد. محراب در شرقیترین نقطه كلیسا قرار دارد و تمام جایگاهها به سوی آن رو كرده، ورودی اصلی نیز رو به آن گشوده میشود؛ محراب به صورت فرورفتگی نیمدایره با قوس نعل اسبی است و برای حفظ حریم به وسیله دو پلكان در طرفین از بقیه فضاها جدا شده است. در وسط محراب میز مقدس قرار دارد و در بالای آن تصویر حضرت مریم كه حضرت مسیح را در آغوش دارند، منقوش است. در ضلع شمالی قبل از محراب، حوضچه سنگی غسل تعمید قرار گرفته است. حوضچه در حدود یك متر ارتفاع دارد و كشیش، كودكان را با آب مقدس در آن غسل میدهد. در قسمت شمالی و جنوبی تورفتگی به عرض یك متر و طول پنج متر ایجاد شده كه محل كتاب انجیل و جایگاهی برای روشن كردن شمع است. بر فراز ورودی اصلی بالكن گروه كر قرار دارد. نقاشیها تزیینات داخل كلیسا منحصر به نقاشی است و از تزیینات مجسمهوار و افراطگرایانه خودداری شده است تا موجب فصل رابطه بین مومنان و سران مذهبی كه خود رابطی بین مومنان و مسیح(ع) هستند، نشود. بر دیواره بالای محراب تابلو نقاشی رنگ روغن اثر «آودیك آیوازیان» مشاهده میشود كه تقلیدی از اثر میكل آنژ در كلیسای واتیكان است. این نقاشی لحظه معراج حضرت مسیح (ع) را به آسمان نشان میدهد. دیگر نقاشی كلیسا، تصویر یحیی تعمیددهنده است كه عیسی مسیح را غسل میدهد، این نقاشی بر فراز حوضچه غسل تعمید قرار دارد كه نقاشی دیگری از مصلوب شدن حضرت مسیح را نشان میدهد. نقاشیهای روی شیشه پنجرههای كلیسا از داستانهای مذهبی ـ ملی الهام گرفتهاند. نماها نمای كلیسا بسیار ساده و خالی از هر گونه تزیین است. ساختمان كلیسا به صورت شرقی ـ غربی و نمای اصلی آن رو به غرب است. در نمای اصلی طرح سنتوری به گونهای تغییر یافته وجود دارد تا نمایی یكپارچه ایجاد شود، این نما دیدگان را به بالا میكشاند تا برجهای ناقوس و نهایتا گنبد دیده شود. سه بازشوی عمودی نمای اصلی كه رو به بالكن داخلی باز میشود در كنار هم مثلثی را ایجاد كرده، جهتی به بالا را نشانگر است. پنجرهها و بازشوها پنجرهها به صورت عمودی و كشیده با قوس نیمدایره هستند كه در نمای اصلی كوتاهتر و در نماهای شمالی و جنوبی بلندترند (نمای شرقی بازشویی ندارد). پنجرهها مزین به تصاویری از داستانهای انجیل است؛ به طوری كه از خارج به داخل دیدی وجود ندارد و تنها نور گذرنده از این پنجرهها امكان دیده شدن تصاویر را از داخل كلیسا فراهم میآورد و به این صورت نور محدودی وارد فضای كلیسا میشود. گنبد نقطه عطف و شاخص نمای كلیسا گنبد آن است؛ شكل گنبد تفاوت بارز آن را با دیگر كلیساها خصوصا كلیساهای غربی نشان میدهد. گنبد بر یك طوق ۱۶ ضلعی قرار دارد كه آن نیز خود بر یك هشت ضلعی مستقر بر یك چهار ضلعی استوار است و بار خود را از طریق چهار طاق به چهار ستون منتقل میكند؛ مانند طرح و نوع بارگذاری گنبدهای عصر بیزانس كه خود آغازگر این تحول بودند. غیر از تمبوكها (روزنههای دیواره گنبد) شكافهای بزرگی بر بدنه گنبد ایجاد شده است تا نور فزایندهای به درون كلیسا راه یابد. برجهای ناقوس برجهای ناقوس كه از فرم گنبد تبعیت میكنند، هشتضلعی واقع بر مكعب هستند. برجها به طور متقارن در طرفین نمای اصلی با بدنه كلیسا و شبستان، ادغام شده است. ناقوس كه این روزها كمتر به صدا درمیآید، با نیروی برق كار میكند. جنبههای سمبولیك و نمادین بنا مؤمنانی كه در كلیسا جمع میشوند، آدمهایی همیشه نیازمند به آموزش دینی فرض میشوند كه از طریق موعظه، پیوند خود را با بزرگان مذهب، استوار میدارند؛ موعظه، گفتاری یك سویه در عالم كلیساست كه هرگز پایان ندارد. با توجه به این رابطه است كه فضای داخلی كلیسا شكل گرفته و آراسته میشود. از این رو هر چه در فضای داخلی كلیسا میبینیم، در جهت تداوم ارتباط بین مؤمنان و مسیح (ع) بوده و خود سخنگوی اعتقادات و مفاهیم مذهبی هستند. آنچنان كه حتی پنجرهها ارتباط مستقیمی با فضای خارج برقرار نمیكند و نوری محدود وارد فضای كلیسا میشود تا در پرتو آن نقاشیها، رابطهها، تناسبات و رنگها كه همه در راستای ارتباطات مذهبیاند، دیده شوند. شبستان نمادی از زندگی روزمره است كه در آن مسیر و هدف مشخص است، ورودی اصلی روبه سوی محراب دارد و از ابتدا و انتهای مسیر مشخص است. ورودیها سه تا هستند و نمادی از خدای پدر، خدای پسر و خدای روحالقدوس هستند. كلیسا ملكوت خداوند بر زمین است كه شرط ورود به این مكان دینداری و گذشتن از این ورودیهاست. كلیسا از سه قسمت تشكیل شده است: خیمه اجتماع جایگاه مقدس كه محل اجرای مراسم مذهبی است جایگاه اقدسالقدوس كه میز قربانی (میز مقدس) در وسط آن قرار گرفته است و در میان آن سنگ صخره قرار دارد كه عبارت «عیسی فرزند خدا» روی آن حك شده است. هر یك از این سه قسمت حریم خود را دارند و برای رسیدن به آنها باید سلسله مراتبی را طی كرد؛ به طوری كه مسیر وسط كه عریضتر است مخصوص عبور سران مذهبی است و عبور مردم عادی از مسیرهای باریك رو به سوی درهای فرعی صورت میگیرد. كلیسا بر ۱۶ ستون استوار است به نام ۱۲ حواری و ۴ قدیس نگارنده انجیل و رسم بر آن است كه برای ساختن كلیسا، پس از تهیه طرح و قبل از عملیات ساختمانی، سنگ بنای آن باید تبرك شود و طی مراسمی، سنگهای مرمرین در محلهای تعیین شده مطابق نقشه نصب میشود و آنگاه عملیات ساختمانی آغاز میشود. جایگاه اقدسالقدوس جایگاه اقدسالقدوس (محراب) كلیسا، نقطه عطف و هدف محسوب میشود، آنچنان كه همه جایگاهها، رو به سوی آن دارند، مؤمنان رو به آن میایستند و همه میرها به آن ختم میشود و در قسمت راس صلیب پلان قرار دارد. از آنجا كه مسیحیان اعتقاد به ظهور مسیح (ع) از شرق دارند، بنابراین رو به محراب، جایگاه ظهور مسیح (ع) میایستند.
مدت ساخت كلیسا از آنجا كه مسیحیان عدد هفت را عددی مقدس و عدد خدا میدانند، مدت زمان ساخت كلیسا را هفت سال قرار میدهند و از اینجاست كه ساخت كلیسای «سورپ سركیس» در حدود هفت سال طول كشید. كلیسای «سورپ سركیس» در سال ۱۳۷۹ ش. نوسازی و مرمت اساسی شده است. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
خصوصیات بتن سبک بتن سبک ماده ای است با ترکیبات جدید و فوق العاده سبک و مقاوم . مواد تشکیل دهنده بتن سبک عبارت است از ورموکولیت، پرلیت، سنگ بازالت و سیمان تیپ 2 و ... در این بتن همانند بتنهای عادی ، از ماسه استفاده نمی شود. عدم وجود ماسه باعث سبک و همگن شدن ساختار بتن گردیده و باعث می شود که مواد تشکیل دهنده که تقریبا" از یک خانواده می باشند و بهتر همدیگر را جذب کنند . ساختمان این بتن متخلخل بوده و این مسئله پارامتر بسیار موثری است. چون تخلخل موجود در بتن باعث مقاوم شدن در برابر زلزله و عایق شدن در برابر صدا ، گرما و سرما می گردد . ترکیبات این بتن به گونه ای عمل می کند که حالت ضد رطوبت به خود گرفته و به مانند بتن معمولی که جذب آب دارد عمل نکرده و آب را از خود دفع می کند . این بتن تحت فشار مستقیم (پرس) ساخته می شود . بدلیل شکل گیری بتن در فشار، ساختار آن دارا ی یکپارچگی قابل قبولی است . بتن سبک در قالبهای طراحی شده توسط متخصصین ، بصورت یکپارچه ریخته می شود . بدلیل یکپارچگی در نوع ساختمان بتن ، قطعه تولیدی از استحکام بالایی برخوردار شده و مقاومت بالایی نیز در برابر زلزله از خود نشان خواهد داد . برای تقویت این بتن از یک یا چند لایه شبکه فلزی در داخل بتن استفاده شده که این حالت همانند مسلح کردن بتن معمولی بوسیله میلگرد می باشد . هزینه تولید این نوع بتن از دیگر مواد ساختمانی به نسبت ویژگی آن پایینتر است. زمان بسیار کمتری جهت تولید دیوار های بتنی سبک یا قطعات دیگر لازم است . پرت مواد اولیه جهت تولید بتن سبک بسیار کمتر از بتن معمولی است. چون تمام مراحل تولید در محل مشخصی صورت گرفته و جهت تولید پروسه ای طراحی گردیده است . بدلیل طراحی کلیه مراحل تولید و وجود نظارت بر تمامی این مراحل ماده تولیدی دارای استاندارد خاصی تعریف شده است . (مهندسی ساز) خرید مصالح بطور عمده صورت می گیرد و هزینه کمتری برای سازنده در بر خواهد داشت و در نهایت خانه پیش ساخته با قیمت پائین تری عرضه می گردد . قطعات تولیدی در کارخانه از آزمایشات کنترل کیفیت گذر کرده و در صورت تائید به بازار مصرف عرضه می گردد . بتن سبک مسطح بوده که می توان با یک ماستیک کاری ساده بر روی آن رنگ آمیزی کرد |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
ریشه های معماری مدرن مکان جدید تأمین سکونتگاه جدید برای بشر، چیزی فراتر از برپایی خانههای مدرن است. انسان تنها در خانهاش «سکنی نمی گزیند»؛ او در کنار همشهریهایش در مؤسسات عمومی و فضاهای شهری نیز زندگی میکند. از این رو برای تجربه تعلق و مشارکت، شناسایی وسیع و گسترده امری ضروری است. هدف از این شناسایی ویژگی مکان است، که با ساختارهای طبیعی و همچنین مصنوعی تعیین میشود. بنابراین هدف غایی معماری، خلق و محافظت از مکان است. بگذارید تکرار کنم که مکان میتواند به عنوان سنتز سازماندی فضایی درک شود و فرم ساخته شده (به طور قیاسی، سکونتگاه، سنتز تشخیص موقعیت و شناسایی است)، و معنای آن با زبان معماری یا سنت نشان داده میشود. همچنین میتوان اضافه کرد که معماری تنها مسئله چگونه و چه نیست، بلکه مسئله کجا نیز هست. بنابراین، مسئله نهایی ما این است که معماری در خلق مکانهای رضایتبخش برای شیوه جدید زندگی موفق بوده است. با وجود این ، مکان مدرن مکانی است که هویت خاص خود را دارد. البته در عین حال، مکان باید دارای نوعی آشکارگی یا فراخی واقعی باشد که حضور همزمان «مکانهای بیشمار» را نشان دهد. گفتیم که برخی از ابزارهای لازم برای حل این مسئله ، یعنی تصور جدید از فضا و فرم، قوام گرفته بودند. همچنین خاطر نشان کردیم که این ابزارها برای حل آن وظایف ساختمان که مکان مصنوعی تعیین میکرد، مورد استفاده قرار گرفتند. دست آخر این واقعیت را یادآوری کردیم که جنبش مدرن مدتها پیش نیاز به عظمت و منطقه گرایی جدید، یعنی نیاز به فرمهای نمادین جدید، را تشخیص داد. اینجا شرایط لازم برای خلق مکانهای معاصر وجود دارند، و در این میان میتوان به تلاشهای بسیار چشمگیر برای حل ملموس این مسئله نیز اشاره کرد. در فصول بعد، درباره «چگونه» و «چه» و «کجا» ی معماری مدرن به تفصیل بحث خواهد شد؛ و نقاط ضعف و دستاوردهای ممکن آن نیز خاطر نشان خواهد گردید. اما پیش از ادامه بررسیها، اشاره به برخی مخاطرات که رشد این سنت جدید را مانع شدند، اجتنابناپذیر مینماید. به طور کلی آنها پیامد اعتقاد یک بعدی در منطق و دودستگی تفکر و احساسی بودند که ریشه در عصر روشنگری داشت. ظاهراً معماری مدرن قرار نبود به عنوان شقی از فنآوری عقلانی عمل کند، بلکه میبایست به عنوان مکمل آن در نظر گرفته مید. پیشگامان، جهان جدید را قبول داشتند، اما میخواستند بعد هنری آن را که در مرحله ابتدایی آن به فراموشی سپرده شده بود، به آن بازگردانند. برج ایفل تجلی شکوهمند این هدف است. گرچه پیشگامان در کارهای خاص خود موفق بودند،اما شیوههایی را به کار بردند که بینقص نبود. اثر هنری هرگز نتیجه تحلیل منطقی نیست و نمیتواند به عنوان آیندهای از «شیوه بیان» انتزاعی درک شود. اثر هنری همیشه بر نگرش یا «انگاره» ای کلی استوار است که به تجمیع عناصری که به طور منطقی تعلقی به یکدیگر ندارند میپردازد. هنر اساساً غیرمنطقی است و نمیتوان آن را با اصطلاحات علمی توصیف کرد. بسیاری از معماران مدرن نما، با انتقال روشهای علوم طبیعی به معماری، بعد هنری آن را از بین بردند، و زمینه کارشان را به طراحی صرف و ساخت تقلیل دادند. این تقلیل به طور کلی دو جهت متفاوت را در بر میگرفت: یکی از اینها ریشه در اتم گرایی تفکیک ناپذیر از عل تحلیلی داشت. و دیگری از باور علمی به سیستمهای سامان بخش ناشی میشد. در نتیجه معماری مدرن با گسترش زیاد به جلوههای نواکسپرسیونیستی یا فرمالیسم نوعقلانی سخت تنزل کرد در هر دو مورد نگرش جدید از دست میرود و معماری دشمن زندگی معاصر میشود. نقاشانی مانند کلی و کاندینسکی خیلی پیش از این رویکردی پدیدار شناسانه به مسائل هنر تصویری را مطرح ساختد، و برخی معماران آن پیشنهاد را دنبال کردند. پدیدار شناسی در فلسفه برای امکان بازگشت به «خود اشیاء» از طریق توصیفهایی که «شیء بودگی» آنها را نشان میدهد. عمل می کند. در برخی موارد، انسان تلاش کرده است که با مشکلات محیط زیست و مکان به طور جدی برخورد کند، و مکانمندی را به عنوان یکی از ساختارهای اساسی «هستی ما در این جهان» توصیف کند. بدین ترتیب مکان به مثابه «شیء» در مفهوم اصلی واژگانی آن درک میشود و این به منزلة نوعی «گردهمایی» است که «انسان را با جهان رو در رو میکند.» بنابراین مفهوم مکان عبارت است از جهانی که مکان به وجود میآورد. هر جهان، کلی و در عین حال وابسته به شرایط است، و معماری باید این واقعیت را از طریق تعابیر تازه از حال و هوای ویژه هر مکان (geniuse loci) بیان کند. ظاهراً سبکها در ساختارهای اصلی ریشه دارند، و نماینده مجموعهای از انتخابهای ویژهاند. بدین ترتیب گرچه اساس کلی سبکها به آنها ارزش ابدی میبخشد، اما به طور کلی سبکها منحصر به فردند. هر چند جهان آزاد نمیتواند از سیستمهای بستهای از این نوع استفاده کند اما در این میان به «پلان آزاد» و «فرمهای آزاد» نیاز است. معماری برای به وجود آوردن این امکان باید به سرچشمههایی رجوع کند که در زبانهای متفاوت فرم مشترکاند. جنبش مدرن از این مسئله آگاه بود، اما نظریه پردازیاش در این باره در تنگنای «علمی» گرفتار شد. پدیدار شناسی به این نقطه ضعف غلبه میکند و این امکان را به دست میدهد که ریشههای مان را درک کنیم. با کمک پدیدار شناسی، زبان جدید معماری میتواند ایجاد گردد و بدین ترتیب مکان جدید رونق گیرد. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
کلیسای وانک یا آمنا پرکیج نام کلیسایی است در محله جلفای اصفهان. این کلیسا از کلیساهای تاریخی ارمنیان اصفهان میباشد و در زمان شاه عباس دوم ساخته شدهاست.وانک در زبان ارمنی به معنی کلیسای جامع است.
ارامنه بعد از کوچ بزرگ یعنی در سال ۱۶۰۵ به دستور شاه عباس دوم به اصفهان آورده شدند . آنها از بدو ورود شروع به ساختن محل زندگی کردند و در وحلهٔ اول کلیساها را بنا کردند . ارامنه مردمانی بودند که مذهب برایشان اهمیت بسیاری داشت . پس این باعث میشد که محلی برای دعا و راز و نیاز با خدای خود داشته باشند . اولین آنها کلیسای وانک بود . وانک اولین بار در سال ۱۶۰۴ ساخته شد که البته این بنا خیلی کوچکتر از بنای فعلی و با وسعت کم ساخته شد. ۵۰ سال بعد از ساخت اولیه به خواست و تشویق خلیفه وقت داویراول ( خلیفه شخصی است روحانی که ازدواج نمیکند و امور ارامنه در دست اوست این شخص از ارمنستان و یا لبنان که رئوس مذهبی ارامنه هستند انتخاب شده وبه نقاط مختلفی که ارامنه ساکن هستند فرستاده میشود ) این مکان ویران شده و جای آن بنایی با طرحی شکوهمند و عظیم ساخته میشود . ساخت این مکان ۹ سال به طول میانجامد . و در سال ۱۶۶۴ در زمان سلطنت شاه عباس دوم به اتمام میرسد این مکان را برای تعلیم راهبان و اسکان خلیفه بنا میکنند این کلیسا و یا دیر آمناپرگیچ ( ناجی همگان ) در جنوب اصفهان در محله جلفا یعنی در میدان بزرگ این محله واقع است ، بنای عظیم و برج ساعت آن از فاصلهٔ دور مشخص است با ایرن این بنا با ذوق و سلیقهٔ مردمان این منطقه بیشتر آشنا میشویم مردمانی که خاک خود را رها کرده وبه سرزمین غریب آورده شدند و اثری چنین زیبا خلق کردهاند . این بنا دو در ورودی دارد که در اصلی دری چوبی بزرگ است که مردم از آن رفت و آمد میکنند . سر در این ورودی منظرهای از داخل دیر با کاشی لاجوردی و خاکستری مزین شده بالای تصویر به خط ارمنی این چنین نوشته شده ( دیر ناجی همگان محلی برای راهبان ) بعد از ورود دالانی وجود دارد که در دو طرف دالان دو اتاق وجود دارد که قبلاٌ در آن اتاقها به امور مربوط به ارامنه رسیدگی میکردند ولی در حال حاضر یکی به عنوان مغازهای کوچک و دیگری به عنوان اتاق نگهبانی از انها استفاده میشود . دالان ما را به سمت پلکان ورودی راهنمایی میکند . در سمت راست پلکان برج ناقوس واقع است در زیر این برج دو قبر وجود دارد این قبرها مطعلق به سربازی ارمنی و دیگری مطعلق به پیشوای ارمنی است این برج ۳۸ سال بعد از بنای اصلی دیر ساخته میشود هزینهٔ آن را تاجری ارمنی به اسم هوانجان جمالیان متقبل میشود . در سمت راست این بنا ( برج ناقوس ) کتیبهای بزرگ به رنگ آبی مشخص است و دور آن را سنگهای صلیبی احاطه کردهاند این سنگهای صلیبی به زبان ارمنی ( خاچ کارم نام دارند یعنی همان سنگ صلیبی ) این سنگها یا خاچ کارها از کلیساهای ویران شدهٔ جلفا به این مکان آورده شده و در این دیوار نصب شدهاند . در قسمت سمت چپ برج ناقوس بنای یاد بودی چشم بیننده را به طرف خود جلب میکند این بنای یاد بود ، یاد بودی از قتل عام ارامنهاست که در سال هزار و نه صد و پانزده به دست ترکان عثمانی صورت گرفته هر ساله در این مکان در روز بیست و سه آوریل مراسم برگذار میشود که مردم ( ارامنه ) جمع شده و شمع روشن میکنند و یاد شهدای ارمنی را گرامی میدارند .
چاپچانه کلیسای وانک
چاپچانه کلیسای وانک پشت این بنا واقع شده ، که البته چند سالی است که به چاپخانه تبدیل شدهاست . شایان ذکر است که اولین چاپخانهٔ ایران و خاورمیانه در این مکان تأسیس شد . در سال ۱۶۴۰ به سرکردگی پیشوای مذهبی کلیسای وانک خلیفه خاچاطور کساراتسی چاپخانهای دایر شد ( در کلیسای وانک ) این شخص ماشین چاپ و حروف چاپ را خود شخصاٌ ساخت و در سال ۱۶۴۱ کتابی با مضمون شرح حال پدران روحانی به چاپ رساند . هنوز هم چند نسخه از این کتاب در موزه کلیسای وانک وجود دارد که البته از لحاظ چاپ و کاغذ مرغوب نیست ولی برای چاپ کنندگان آن افتخار بزرگی است .
کتابخانه کلیسای وانک در زمان کوچ بزرگ ، ارامنه همه چیز خود را جا گذاشتند و به ایران آمدهاند ولی تنها چیزی که نتوانستند از آن چشم پوشی بکنند کتابهایی بود که در خانههای خود داشتند ارامنه با تحمل زحمات فراوان کتابهای زیادی را با خود به ایران ( اصفهان ) آوردند این کتابها تنها ثروتی بود که همیشه برای ارامنه باارزش بود و هست .
البته باید گفت در سال ۱۷۷۰ تا ۱۷۹۰ در آن هنگام که ارمنیان و به ویژه پیشوایان مذهبی کلیسای وانک مورد آزار و اذیت قرار گرفتند کتابهای زیادی به خاطر بدست آوردن تفنگ و باروت فروخته شدند ولی بعد از گذشت سالها وقتی وضع به حالت عادی برگشت دوباره این کتابها جمعآوری شدند و در سال ۱۸۸۴ قسمتی از کلیسای وانک ( محوطهٔ کلیسا ) را به کتابخانه اختصاص دادند یعنی کتابخانهای بنا کردند و گنجههای چوبی برای آن ساختند تا بتوانند از کتابها نگهداری کنند که این کتابخانه و گنجههای چوبی آن در حال حاضر وجود دارد . شایان ذکر است تمام این کتابها کتابهای خطی هستند که روی پوست نوشته شدهاند .
کتابخانهٔ کلیسای وانک در قسمت غربی محوطه کلیسا روبروی نمازخانه واقع است
بعد از آن پیشوای مذهبی خاچاطور شخصاٌ خلیفه خوانس را به ایتالیا فرستاد تا شیوه چاپ کردن را بیاموزد که خلیفه هوانس به آمستردام میرود و آنجا شیوهٔ چاپ را آموخته و یک ماشین چاپ نیز با خود به جلفای اصفهان میآورد و در سال هزار و شش صد و چهل و هفت کتاب « تهیه و تقویم » را به چاپ میرسانند .
در سال ۱۸۴۴ بارون مانوک هورداینان جلفایی یک ماشین چاپ عالی را که گرانقیمت نیز بوده را از اروپا به اصفهان میآورد که این ماشین چاپ در حال حاضر در موزهٔ کلیسای وانک نگهداری میشود و اولین کتاب را که با این ماشین در کلیسای وانک به چاپ رساندند زبور داوود بود که تنها نسخهٔ باقیمانده از آن در کتابخانه بولئان آکسفورد محفوظ است .
موزه کلیسای وانک این موزه در سال ۱۸۷۱ در کلیسای وانک ساخته شد .بعد از کتابخانه موزهٔ این کلیسا قرار دارد .
این مکان محل نگهداری اجناس گرانقیمت و نایابی است که در دنیا نظیر آنها وجود ندارد باید گفت که بشر این اموال گرانقیمت و نایاب به وسیلهٔ مردم هدیه شدهاند که اهدای این اموال بیشتر برای آن بوده که جایگاه مناسبی برای یادگارهای گذشتگان وجود داشته باشد تا آیندگان بدانند پدرانشان که بودند و چه کردند .
در این مکان از انجیلهای زیبایی نگهداری میشوند که یکی از آن انجیلها کوچکترین انجیل دنیا است که با هفت زبان نوشته شده و هفت گرم وزن دارد.
اماکن اداری کلیسای وانک در گذشته کارهای اداری و قضایی ارامنه جلفا در این مکان صورت میگرفت از تنظیم قباله ازدواج تا تعمیر و ثبت فوت و تولد و امور قضایی مثل شکایات و رسیدگی به ان انجام میشد این امر در حال حاضر ادامه دارد و ارامنه جلفا برای کارهای خود به این محل رفت و آمد میکنند . برای همین در دیر آمناپرگیچ ساختمانی ساخته میشود که در حال حاضر نیز برپاست و خدمتگزاران مردم در این مکان به کارهای جامعهٔ ارمنی در جلفا رسیدگی میکنند .
البته این را نیز بنا به فراموش کرد که در گذشته امور ارامنهٔ بعضی از کشورها مثل هند نیز در دیرآمناپرکیج حل و فصل میشده ولی در حال حاضر فقط به امور ارامنهٔ جنوب ایران رسیدگی میکنند .
این مکان در جنوبیترین قسمت دیر واقع است و سال ساخت آن به زمان سلطنت ناصرالدین شاه باز میگردد .
در قسمت شرقی دیر روبروی موزه محل اسکان اسقف و یا خلیفه وقت ساخته شدهاست دو طبقه دارد که در طبقهٔ اول وسائل و مایحتاج ذیر در آن نگهداری میشود و طبقهٔ دوم محل سکونت اسقف است .
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
![]() گنبد علویان در چهار باغ علویان در نزدیکی میدان امام زاده عبد الله همدان قرار دارد.این اثر که یکی از بر اساس شناسنامه فنی بنا این گنبد یکی از یادمانهای متعلق به اواخر دوره سلجوقیان در قرن ششم
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
![]() موزه فرش-کارگر شمالی
داخل موزه فرش
موزه ایران باستان
پارک نیاوران-پاسداران
پارک قیطریه-قیطریه
پارک ساعی-ولی عصر
پارک جنگلی لویزان-خیابان وفادار
پارک گفتگو
دربند
پارک دانشجو-ولی عصر
فرح-صاحبقرانیه
کاخ صاحبقرانیه از نمای شمال
کاخ گلستان-میدان ارگ
قصر یاقوت-سرخه حصار
کاخ سعد آباد
کاخ نیاوران-دکتر باهنر
کاخ فرح آباد-دوشان تپ
سر در باغ ملی
عمارت نگارستان
کاخ عشرت آباد-میدان سپاه
تکیه دولت
دروازه فرح آباد-دوشان تپه
دروازه دولت-میدان فردوسی
دروازه خراسان
دروازه خانی آباد
دروازه ارگ
دروازه چراغ گاز |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
vنسبت طلایی در ریاضیات و هنر هنگامی است که «نسبت بخش کوچکتر به بخش بزرگتر، برابر با نسبت بخش بزرگتر به کل» باشد.[۱]» تعریف دیگر نسبت طلایی این است که «عددی مثبت است که اگر به آن یک واحد اضافه کنیم به مربع آن خواهیم رسید». تعریف هندسی آن چنین است: طول مستطیلی به مساحت واحد که عرض آن یک واحد کمتر از طولش باشد. بسیاری از مراجع علمی، حرف یونانی φ را برای این عدد انتخاب کردهاند. مقدار عددی عدد طلایی برابر به طور تقریبی برابر است با: ![]() تعبیر هندسی دیگر اینگونهاست: پاره خط AB و نقطهٔ M روی آن مفروضند به گونهای که نسبت a به b برابر است با نسبت a+b به a. این نسبت برابر φ است. یعنی:
پیشینه توجه به عدد طلایی نه به زمان فیبوناچی بلکه به زمانهای بسیار دورتر میرسد.اقلیدس در جلد ششم از سیزده جلد کتاب مشهور خود که در آنها هندسه اقلیدسی را بنا نهاد، این نسبت را مطرح کردهاست. لوکا پاچیولی در سال ۱۵۰۹ میلادی کتابی با عنوان نسبت الهی (The Divine Proportion) تالیف کرد. وی در آن نقاشیهایی از لئوناردو داوینچی آوردهاست که پنج جسم افلاطونی را نمایش میدهند و در آنها نیز به این نسبت اشاره شدهاست. نسبت طلایی در ایران |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
واژه پست مدرنیتی (postmodernity) یا پست مدرنیته (بسته به تلفظ انگلیسی یا فرانسوی) تجریدی است که به دوران تاریخی بعد از مدرنیته اطلاق میشود. پست مدرنیته به شکل کلی برای توصیف شرایط و وضعیت اقتصادی و فرهنگی جامعه ای به کار می رود که گفته می شود وضعیت مدرنیته را پشت سر گذاشته است .برخی از مکتب های فلسفی و فکری معتقدند که مدرنیته در نیمه دوم قرن بیستم به انتها رسید و با پست مدرنیته جایگزین شد . در حالی که دیگران از جمله یورگن هابرماس بر این باورند که مدرنیته هنوز به پایان نرسیده است. مدرنیته با ظهور صنعتی شدن بعد از قرون وسطی و سرمایه داری ، نظارت و نظام ملت – دولت برجسته میشود . نتیجتا ، مدرنیته بایست جامعهای فرا صنعتی ، فرا سرمایه داری ،و بدون دولت باشد . اگرچه هیچ کس تا به حال به طور جدی درباره وضعیت جوامع معاصر غربی بحث نمیکند که «بعد از مدرن» در یک وضعیت مشخص نهادی قرار دارند . بلکه مفهوم پست مدرنیته زمانی که برای توصیف مسائل نهادی استفاده میشوند به ساخت اجتماعی ای اشاره دارند که تبادل اطلاعات جایگزین تولیدات صنعتی و به طور خاص صنایع سنگین به عنوان محرک ابتدایی اقتصادی شدهاست. لازم به تذکر است که تکنولوژی اطلاعات عنصر حیاتی این فرایند است . گفته میشود که پست مدرنیته در یک تغییر کلی از تولید به مصرف به عنوان مجموعه مرکزی فرآیندهای اجتماعی و اقتصادی ساخت اجتماعی مداخله میکند. به این معنا، مفهوم پست مدرنیته تا حدی مشابه جامعهٔ فرا صنعتی است ، این مفهوم اظهار میدارد که جوامع صنعتی شاهد تغییر جهت از ساخت صنعتی به صنایع خدماتی با تاکید بر تکنولوژی اطلاعات هستند. اگرچه ، بعضی از نظریه پردازان مفهوم پست مدرنیته را برای اشاره به موقعیت نهادی مورد استفاده قرار نمیدهند بلکه به منظور ارجاع به موقعیت دانش آن را به کار میبرند. بنابراین بومن عنوان کردهاست که پیامدهای پست مدرنیته آنها چیزهایی است که ذهن مدرن بر خودش از دور و بواسطهٔ درک انگیزش تغییر بازتاب میکند. عدم قطعیت ، دو سو گرایی و ابهام پست مدرنیته امکان به چنگ آوردن سرنوشت به منظور خلق آینده مان را فراهم میآورد. اگرچه هیچ یک از اینها تضمین یا مبنای عامی برای این پروژه نیستند، بلکه تنها به عنوان احتمالی درون موقعیت پست مدرنیته ظاهر گشتهاند. اندیشهٔ پست مدرنیته خواستار ان است که مدرنیته در پی بر آوردن وعدههای خود باشد ولو اینکه عقلانیت در آن تحریف شدهاست. برای لیوتارد نیز وضعیت پست مدرنیته فهم موقعیت دانش در جامعهٔ بسیار پیشرفتهاست. او «شکاکی دربارهٔ فرا روایتها» را عنوان میکند و تفاوتها و فهمهای واقع شده درون دانشهای خاص محلی را تجلیل میکند. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
این بنا دارای هشت مؤذنه بوده که تمام آنها خراب شده است ، این مؤذنه ها برای پخش صدای اذان و خبر بطور یکنواخت در تمام شهر با چند نفر مؤذن تعبیه گردیده زیرا در صورت بودن یک منار به علت وجود گنبد صدا به تمام شهر نمی رسید . بنای تاریخی گنبد سلطانیه در نزدیکی زنجان واقع شده ، دشتی که گنبد در آن قرار دارد حدود ۲۰۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد . ساخت بنای عظیم سلطانیه در بین سالهای ۶۷۵ الی ۶۸۵ هجری قمری صورت می پذیرد و به عبارت دیگر کار ساختمان آن به مدت ۱۰ سال به طول انجامید . قصد از بنای چنین گنبد با شکوهی آن بود تا مرقد مطهر حضرت علی (ع) را به آنجا منتقل سازند ، علت این کار شیعه شدن سلطان محمد خدا بنده و گرایش او به حضرت علی بود ، شاید به اعتباری گنبد سلطانیه را بتوان اولین اثر هنری شیعه در کشور ایران دانست . بعد از اتمام بنا به علت مخالفت علماء دین با این عمل ، سلطان محمد از انجام این کار منصرف شد.این بنا در نمای داخلی و خارجی حالت تظاهری دارد ، ارتفاع آن ۴۶ متر و قطر دهانه گنبد آن ۲۶ متر می باشد ، اساس طرح بنا بر عدد ۸ قرار دارد و معلوم نیست این عدد به چه منظوری انتخاب گردیده است ، زیرا عدد ۸ عدد مقدسی ماننده ۷ و ۱۲ که به احتمال الهامی از خورشید است نمی باشد ، شاید عدد ۸ به علت ساختن ساعت آفتابی و یا ایستایی فوق العاده اش بوده است ، آنچه در این بنا ماننده بناهای دیگر اسلامی به چشم می خورد حالت تمرکزی است که این هشت ضلعی در مرکز مجموعه بنا دارد . در این اثر روابط معماری در دو جهت افقی و عمودی حل گردیده است ، طبق معمول حرکت عمودی بر عهده منارها قرار دارد ، بنابراین دو نوع منار می باشد ، یک نوع منار پنهان که داخل اسکلت بنا قرار دارد و نوع دوم که در قسمت فوقانی به صورت گلدسته خودنمایی می کند ، در بنای سلطانیه حرکت افقی در چهار سطح می باشد که ارتباط آنها توسط اجزاء عمودی که قبلا توضیح داده شد برقرار گردیده است ، در قسمت همکف که برای قرار دادن مرقد حضرت علی در نظر گرفته شده بود فضای بسیار وسیعی قرار دارد که برای طواف و اجراء مراسم خاص مذهبی از آن استفاده می گردید . سطح دوم که در هر یک از اضلاع ۸ ضلعی ایوانی را ایجاد کرده و به وسیله راهرو پوشیده ای به هم مرتبط می باشند که به احتمال برای استقرار خانمها جهت دیدن مراسم مذهبی تعبیه گردیده است. سطح سوم عبارتست از غرفه های شبیه به طبقه دوم که بر روی نمای خارجی بنا ایجاد شده و دشت پیرامون در برابر آنها با زیبایی خاصی گسترده شده است ، این غرفه ها به احتمال محل جمع شدن علما و طلاب علوم دینی بوده است ، در دوران صفویه این غرفه ها را به اطاق تبدیل ساخته اند و از آنها برای سکونت طلاب استفاده کرده اند . در تعمیرات اساسی گنبد سلطانیه این دیوارهای افزوده را که سبب سنگین شدن اسکلت بنا شده بود برداشتند و آن را به صورت نخستین آن بازگرداندند . سطح چهارم عبارت است از پشت بام بنا ، در این محل فضای مناسبی برای انجام حرکت آزاد در اطراف گنبد وجود دارد ، از این فضا برای تعمیر گنبد یا ریختن برف استفاده می شده است . این بنا دارای هشت مؤذنه بوده که تمام آنها خراب شده است ، این مؤذنه ها برای پخش صدای اذان و خبر بطور یکنواخت در تمام شهر با چند نفر مؤذن تعبیه گردیده زیرا در صورت بودن یک منار به علت وجود گنبد صدا به تمام شهر نمی رسید . مقید بودن مسلمانان به تشخیص دقیق زمان برای انجام مراسم مذهبی را می توان سبب ایجاد ساعت آفتابی در اسکلت این بنا دانست ، باین طریق اگر نور از سوراخ گنبد اصلی بتابد زمان اذان ظهر است ، نوری که از پنجره های بزرگ می تابد مبین ساعت و نور پنجره های کوچک حدود دقیقه را مشخص می ساخت ، به احتمالی طرح هشت ضلعی بنا نیز به خاطر ایجاد چنین ساعتی بوده است . بدون شک کشف و پیاده سازی علمی این مطلب بسیار قابل اهمیت است که متاسفانه تا کنون توجهی بدان نشده است . در شب هم به یاری بعضی از ستاره ها که از این پنجره ها دیده می شدند زمان را مشخص می کردند. زمین این ساختمان از طبقات فشرده شن و ماسه به عمق تقریبی ۱۰ متر تشکیل یافته است ، بنا روی پایه هایی مرکب از هشت جرز بزرگ حمال آجری استوار شده است که در پلان تشکیل یک هشت ضلعی منتظم را می دهند ، طول هر یک از اظلاع هشت ضلعی ۱۷ متر و سطح هر یک از این جرزهای باربر حدود ۵۰ متر مربع می باشد ، بار این جرزها و به کلی بار تمام بنا روی پی هایی به قطر دو متر وارد می شود که به صورت رادیه ژنرال ایجاد شده است . پی های این ساختمان عظیم بسیار ناچیز و سطحی است ، دلیل این امر مربوط به مقاومت عالی زمین می باشد ، نکته ای که سازندگان بنا به آن توجه داشتند ، فقط در قسمت شمال بنا است که پی ها از سطح طبیعی زمین حدود ۵/۱ متر پایین رفته است ولی در سایر قسمت ها عمق پی ها از ۵۰ – ۶۰ سانتی متر تجاوز نمی کنند ، پی های مزبور از بلوک های سنگی منظم به ابعاد ۲۰ – ۲۵ سانتی متر و ملات گچ و آهک ساخته شده است. شاید هیچ چیز به اندازه تزئینات سلطانیه رسالت فکری هنرمند را نشان ندهد زیرا اگر اسکلت بنا در فرم و روابط تاثیر بسزایی دارد ولی برای عامه مردم قابل درک نیست و تنها همین تزئینات است که در وحله اول چشم بیننده را خیره می کند و نحوه تفکر هنرمند زمان را برای بیننده به روشنی بازگو می سازد . به اختصار نمونه هایی از طرح های نهفته در این تزئینات و نقش رنگ در سلطانیه بیان شده است : کلمات الله به عنوان علت غایی جهان هستی ، محمد به عنوان بنیانگذار مکتب و علی به عنوان مظهر حکومت عدل الهی با خط تزئینی به بیننده القا می شود . بر روی پاقوس گنبد با ترکیب کاشی الوان که از رنگ سرد استفاده گردیده به خط بنائی ترکیبی از کلمات الله ، محمد و علی ایجاد گردیده ، این طریقه در بدنه مناره ها هم به کار رفته است. در داخل فضا بر روی دیواره های ایوانهای داخلی نیز به خط بنایی با ترکیب کاشی آبی و آجر کلمات الله محمد و علی نقش شده است ، در یک سری تقسیم بندی کاملا ریاضی و با ایجاد مدول های متنوع بعضی از شعار های اسلامی همچون " لا اله الا الله - سبحان الله " به خط بنائی نوشته شده است ، در همین زمینه از کلمه علی نیز ترکیبهای پیچیده ریاضی عرضه شده که نمونه های آن را در تزئینات کاشی کاری میابیم . به نظر می رسد در تزئین کاشی ها فقط رنگ آبی مورد نظر بوده ولی به علت عدم امکانات تکنیکی رنگهای متنوعی از آبی سیر تا آبی آسمانی و حتی سبز پررنگ مایل به آبی بوجود آمده است ، ترکیب کلی این رنگها در گنبد اصلی ، رنگ فیروزه ای بسیار زیبایی ایجاد می کند که این نوع رنگ ها در ترکیبات داخلی گنبد هم مورد استفاده قرار گرفته است . گنبد سلطانیه بزرگترین گنبد آجری جهان و مقبرهٔ اولجایتواست که نام خود را به سلطان محمد خدابنده تغییر داد و از آثار مهم دوره ایلخانیان به حساب میآید. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
عجایب هفتگانه دنیای جدید سازههای دستساز بشر هستند و دلیل اعجابانگیز بودن آنها مهندسی خارقالعاده بشری در ساختشان بوده است. لیستهای متعددی از عجایب هفتگانه در دنیا وجود دارد که یکی از معتبرترین آنها را انجمن مهندسی عمران آمریکا ارائه کرده است. یکی از لیستهای دیگری که در آن عجایب هفتگانه دنیای مدرن انتخاب شده است را مردم از سراسر جهان در یک نظرسنجی انتخاب کردند. ![]() سد ایتایپو سد ایتایپو که بر روی رودخانه پارانا در مرز پاراگوئه و برزیل زده شده است طولانیترین سد جهان است. سد ایتایپو در سال 1994 از سوی انجمت مهندسی عمران آمریکا به عنوان یکی از عجیب هفتگانه دنیای مدرن انتخاب شد. نام این سد به معنای صدای سنگ است. ایتایپو در قالب یک پروژه دوجانبه و بر رودخانه پارانا میان دو کشور برزیل و پاراگوئه ساخته شد. 18 واحد مولد برق این سد قادر به تولید 14گیگا وات برق است. با مشاهده آمارهایی که اخیراً از میزان انرژی تولیدی این سد به دست آمده اند، می توان به عظمت سد ایتایپو پی برد. نیروگاه ایتایپو در واقع 20 درصد از کل انرژی مورد نیاز صنایع برزیل و 93 درصد انرژی پاراگوئه را تامین میکند. این نیروگاه همچنین محل بزرگی برای جذب توریسم محسوب می شود. تاکنون بیش از 10 میلیون نفر از 162 کشور جهان از این سد نیروگاه بازدید کردهاند. لازم به ذکر است که برزیل صنعتی ترین کشور آمریکای لاتین است و برای کسب انرژی لازم برای صنایع خود به انرژی و منابع آن شدیدا به نیرویی که این سد تولید میکندنیازمند است. پاراگوئه نیز به عنوان یکی از کم درآمدترین کشورهای آمریکای جنوبی برای تحقق اهداف خود در راستای توسعه اقتصادی به انرژی به مثابه یک نیروی محرکه نیاز دارد. ![]() پل گلدن گیت گلدن گیت پلی معلق است که در سانفرانسیسکو آمریکا قرار دارد. این پل در دهانه خلیج سانفرانسیسکو قرار دارد . گلدن گیت سانفرانسیسکو را از بخش شمالی به مارین کاونتی متصل میکند. گلدن گیت هنگامی که در اواخر دهه 30 میلادی به بهرهبرداری رسید تا سالها با 2737 متر طول بلندترین پل معلق جهان بود. تاریخچه پل این پل در واقع میراث عصر مناقشه، اختلاف و درگیری است. گلدن گیت در دههای ساخته شد که هنوز رکود اقتصادی آمریکا در آن احساس میشد. پیش از پایان مراحل ساخت این پروژه عظیم در سال 1937 همگان احداث آن را غیرممکن می دانستند، بویژه آن که در زمان ساخت این پل مه غلیظ و بادهایی با سرعت 60 مایل، عملیات احداث را با مشکل مواجه کرده بودند. همین امر سبب شده تا بسیاری این پل را غیرقابل ساخت بدانند. به رغم این شرایط جوی و طبیعی وحشتناک گلدن گیت طی چهار سال و اندی ساخته شد. در این مدت نسبتاً طولانی 35 میلیون دلار صرف احداث این پل شد. طی دوران ساخت این پل حوادث دلخراشی نیز اتفاق افتاد که از جمله آنها می توان به مرگ 11 نفر از کارگران اشاره کرد. ![]() برج ملی کانادا برج ملی کانادا یا همان Canadian National tower که به آن برج CN گفته میشود، یکی از بلندترین سازههای آزاد جهان است. این برج که 553.33 متر ارتفاع دارد دارد در 12 سپتامبر سال 2007 عنوان بلندترین سازه جهان را که 31 سال از آن خود کرده بود به برج دوبی که هنوز در حال ساخت بود داد. برج سی ان یکی از سمبلهای کشور کانادا است. تاریخچه ساخت ایده اولیه ساخت این برج به اواخر دهه 1960 باز میگردد که امواج رادیو تلویزیونی در تورنتو دچار مشکل شدند، به گونهای که در صفحه تلویزیون تصویر دو کانال در آن واحد مشاهده میشد. بالاخره پس از رایزنی های فراوان راه آهن ملی کانادا مسئول ساخت برجی شد که از همه ساختمانهای تورنتو بلندتر باشد. عملیات عمرانی عملیات ساختمانی برج سی ان در سال 1973 آغاز شد. برای بخش پی این بنا، چند سوراخ بسیار بزرگ در کنار ساحل اونتاریو کنده و حدود 62 هزار تن خاکبرداری شد. سپس این سوراخ ها توسط بتن و فولاد پر شد تا پایه سازه، مطمئن ترین در نوع خود باشد. چهار ماه طول کشید تا این پی کاملاً ساخته شود. این برج 553.33 متری بالاخره در اکتبر 1976 رسما پس از 40 ماه عملیات عمرانی افتتاح شد و نام خود را در کتاب گینس ثبت کرد. 1527 نفر روی این سازه 130 هزار تنی کار کردهاند و مبلغی نزدیک به 260 میلیون دلار برای آن هزینه شده است. در این سازه عظیم 6 آسانسور تعبیه شده است که سرعت هر کدام از آنها 6 متر بر ثانیه است. هر ساله حدود دو میلیون نفر از این برج بلند بازدید می کنند و از این محل درآمد خوبی نصیب شهر تورنتو می شود. در سال 1994 کف پایین ترین طبقه رأس سازه با شیشه عوض شد تا مردم بتوانند از فاصله 500 متری زیر پای خود را ببینند. رستوران گردان بالای برج هم 400 نفر گنجایش دارد و هر 72 دقیقه یک بار به دور خود می چرخد. این برج یکی از مهمترین جاذبههای گردشگری کانادا به شمار می رود. ![]() "دلتا ورکز" هلند دلتاورکز مجموعهای از اقدامات ساختمانی است که بین سالهای 1950 و 1997 در جنوب غرب هلند برای جلوگیری از پیشروی دریا در دلتای راین-مویزه -شلت انجام شده است. این مجموعه کارهای ساختمانی از سوی انجمن مهندسان عمران آمریکا به عنوان یکی از عجایب هفتگانه دنیای مدرن معرفی شدهاند. این مجموعه شامل سدها، کانالهای آب، اهرمهای کنترل جریان آب، خاکریزها و چندین سیلگیر است. هدف از ساخت چنین سازههایی کوتاه کردن خطوط ساحلی هلند و در نتیجه کمکردن تعداد خاکریزهایی است که باید برای جلوگیری از نفوذ آب دریا در خشکی ساخته شود. تاریخچه ساخت دهانههای رودهای راین، مویزه و شلت قرنها عامل بروز سیلهای مخرب در هلند بوده است و از قرنها پیش جلوگیری از این سیلهای در ذهن هلندیها بوده است. در طرح هلندیها برای ساخت مجموعه دلتاورکز، تبدیل دهانهها رودخانهها به دریاچه موضوع اصلی پروژه بود. طرح ساخت این پروژه در دهه 30 میلادی مطرح شد اما با وقوع جنگ جهانی دوم تا دهه 1950 به تعویق افتاد. پس از سیل دریای شمال در سال 1953 کمیسونی برای بررسی طرحهای پیشین تشکیل شد و در نهایت پروژه دلتا دوباره مطرح شد. با شروع کار چندین سد بزرگ در دلتا ساخته شد و در کنار آن عملیات راهسازی و ایجاد راههای دریایی برای این که زندگی اقتصادی مردم دچار مشکل نشود پیش برده شد. این طرح در نهایت در سال 1997 به پایان رسید. دولت هلند این طرح را بزرگترین عملیات عمرانی برای مقاله با سیل در جهان معرفی کرده است. در این طرح 16 هزار و 500 کیلومتر خاکریز و 300 سازه عمرانی ساخته شده است. در حال حاضر هم خاکریزهای این طرح هر ساله برای مقابله با افزایش سطح آب بلندتر میشوند وا نتظار میرود این اقدام تا سال ۲۰۱۵ ادامه داشته باشد ![]() ساختمان امپایر استیت مپایر استیت ساختمانی 103 طبقه در نیویورک و سمبلی از آمریکا است. این ساختمان به مدت چهل سال بلندترین ساختمان طبقاتی در دنیا بود و از سوی انجمن مهندسان عمران آمریکا به عنوان یکی از عجایب هفتگانه دنیای مدرن لقب گرفته است. امپایر استیت بخشی از هویت شهر نیویورک است و در سراسر جهان به عنوان یکی از سمبلهای آمریکا شناخته میشود. تاریخچه ساخت عملیات ساختمانی امپایر استیت در ماه مارس 1930 در زمینی که پیشتر هتل والدورف آستوریا در آن واقع بود آغاز شد و 14 ماه بعد اتمام یافت. این ساختمان تا پیش از آنکه برجهای دوقلو در نیویورک ساخته شوند، بلندترین برج طبقاتی دنیا به شمار می رفت. Empire State building امپایر استیت 448 متر ارتفاع دارد که البته آخرین طبقه آن (صد و دومین طبقه) در ارتفاع 391 متری واقع شده است. بقیه ارتفاع این ساختمان به آنتن تلویزیونی بالای آن مربوط میشود. کل هزینه ساخت امپایر استیت به انضمام زمین آن در حدود 41 میلیون دلار بوده است که از این میزان 24 میلیون دلار هزینهای است که خرج سازه ساختمان شده است. این ساختمان سال 1931 (اول ماه مه) توسط رئیس جمهور وقت آمریکا هربرت هوور افتتاح شد، به این صورت که رئیس جمهور با فشار دادن دکمه ای در واشنگتن چراغ های این ساختمان را در نیویورک روشن کرد. امپایر استیت از این سال به بعد به مدت چهل سال بلندترین ساختمان طبقاتی جهان و نیویورک بود تا این که ساختمانهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی ساخته شدند. پس از ماجرای یازده سپتامبر امپایر استیت دوباره لقب بلندترین ساختمان نیویورک را به خود اختصاص داد. امپایر استیت سال 1986 از سوی دولت آمریکا به عنوان بخشی از میراث تاریخی و فرهنگی کشور شناخته شد و پلاک مخصوصی به همین خاطر دریافت کرد. ![]() تونل کانال مالش تونل کانال، تونلی 50.5 کیلومتری است که زیر بستر دریای مانش حفر شده و کنت در انگلیس را به کاله در فرانسه متصل میکند. این تونل که انجمن مهندسان عمران آمریکا آن را یکی از عجایب هفتگانه دنیای مدرن نامیده است دارای دو خط ریلی و یک تونل جانبی برای خودروها است. تاریخچه انگلستان جزیرهای در غرب اروپاست و مابین این جزیره و سرزمین ماد اروپا کانال مانش قرار دارد. این فاصله، انگلیسیها را هزاران سال است که از اروپا جدا نگه داشته است، به گونهای که انگلیسیها هر بار که از اروپا یاد می کنند به آن قاره (continent) می گویند. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
![]() این عکس زیباترین دختر در آلمان است. آیا شما هم دوست دارید از نزدیک او را ببینید و با او گفتگو کنید؟ هر چند هر کاری شدنی است و آرزو بر جوانان عیب نیست ولی دیدار و گفتگو با این دختر زیبا برای هیچ کس ممکن نیست.علت ناتوانی انسانها در دیدار و گفتگو با این دختر زیبا خیلی ساده است زیرا او وجود ندارد و عکس او دسترنج یک پروژه طولانی مدت در دو دانشگاه آلمان برای ساختن زیباترین چهره می باشد.عکس این دختر بر اساس پژوهشهای زیبایی شناسی توسط دانشمندان در دانشگاه های Regensburg و Rostock آلمان و با کمک یک نرم افزار چهره سازی ساخته شده است. دانشمندان در این پروژه با الهام گرفتن از چهره ۳۲ پسر و ۶۴ دختر زیبا ،الگوهای زیبایی را در آنها نشانه گزاری کردند و با مخلوط کردن این چهره ها صورتی تازه که تمامی زیبایی های آن گروه در آن باشد را خلق کردند. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
![]() بررسی آماری نشان دهنده این موضوع است که در هر سال ۵۰ میلیون نفر به جمعیت شهر نشین کشورهای در حال توسعه اضافه میشود. در ایران نیز شهر نشینی طی دهههای گذشته با شتاب فزاینده ای گسترش یافته و همچنان این روند ادامه دارد. رشد سریع جمعیت و گرایش مردم به شهر نشینی، تقاضای فزایندهای را برای تهیه مسکن به دنبال داشته که این موضوع در پی خود مشکلات عدیده ای در زمینه توسعه شهری بوجود آورده است. ناتوانی در پاسخگویی مطلوب و مناسب به این مساله، وضعیت نا مطلوبی را به صورت بی مسکنی، بد مسکنی و تنگ مسکنی برای بسیاری از اقشار جامعه به همراه آورده است. مسکن به عنوان یکی از نیازهای نخستین بشر، ابتدایی ترین سوالی بوده که انسان سعی در یافتن پاسخی مناسب و معقول برای آن بوده است، اما همیشه در برنامه ریزیهای ملی به مسکن نه به عنوان محلی برای آسایش ساکنان در ابعاد عینی و ذهنی، بلکه به عنوان یک مشکل اقتصادی و فقط از این بعد بر خورد شده است.سازندگان و تولیدکنندگان مسکن آزاد بهدلیل اینکه بهدنبال فروش سریع و بازگشت سرمایه خود هستند، سعی در هر چه بیشتر مطرح کردن خود در محله مسکونی و نمایشی متمایز از بنای خود دارند و به همین دلیل یکی از دلایل عمده ناهماهنگی نمای ساختمانها در سطح شهر هستند. در رابطه با مسکن تعاونی شرایط بدتری وجود دارد. به دلیل وضعیت مالی ضعیف سازندگان و اینکه ساکنان و مالکان بهدنبال فروش ساختمان نیستند، بدون انجام عملیات پایانی نظیر نماسازی مورد استفاده قرار می گیرند و یا با کمترین هزینه و بدون طراحی نما، حجم و کالبد ساختمان رها میشود. البته در سالهای اخیر در شهر تهران هیچ ساختمانی بدون نماسازی نبوده است، لیکن این مساله در شهرستانها همچنان انجام میشود. ● چگونه به موضوع نما در معماری بیندیشیم؟ نما در لغت نامه دهخدا به معنای صورت ظاهری هر چیزی، آنچه که در معرض دید و برابر چشم است، آنچه از بیرون سوی دیده می شود، منظره خارجی بنا و عمارت، قسمت خارجی ساختمان و نماسازی، فن روسازی ساختمان و ساختن نمای عمارت است. در سالهای اخیر پس از مطرح شدن دوباره اهمیت فضاهای عمومی و ارزش زندگی شهری، نما اهمیت دوباره ای یافته است. نما در عمل درون ساختمان را از بیرون و فضای خصوصی را از فضای عمومی جدا می کند. نما حاکی از موقعیت فرهنگی سازندگان ساختمان است و نشانگر میزان نظم طرح ساختمان، امکانات و ذوق تزیین و خانه آرایی طراح و مالک است. یک نما به مثابه معرفی وضعیت ساکنان ساختمان در بین عموم است. نما در واقع صورت ساختمان و بهترین بیان حالتی است که فرد طراح یا مالک از خود در برابر بیرون دارد. نماهای داخل ساختمان بیشتر جنبه خصوصی دارند، لیکن نماهایی که به سمت کوچه و بافت شهر باز میشوند، جنبه عمومی تر دارند. بنابراین وجوه پشت و جلوی ساختمان از یک طرف دارای نمود اجتماعی و از طرف دیگر نمود مشخص ساکنان خود است بنابراین نمای هر ساختمان باید هم با فضای عمومی همبستگی داشته باشد و هم بتواند حجم داخلی ساختمان را بیان نماید. نمای هر ساختمان موثر در مجموعه شهری است که در آن حضور دارد و این تاثیر را در بدنه خیابانها یا میدانها که در آن قرار گرفته است می گذارد. اگر به نمای ساختمان واحدی، بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمانها فکر شود، همگونی نمای شهری در کلیت از بین میرود. تناقض بین جنبه شهری و بیان فردی نما در صورتی میتواند از بین رود که ساختمان جزیی از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با محیط اطراف چند جانبه باشد. نمای رو به کوچه و خیابان باید تابع عوامل همبستگی بین نماهای اطراف باشد. اما در عین حال بر اساس ترکیبی از اجزا مختلف بر حسب عملکرد، ابعاد و مصالحشان شخصیت خاص خود را دارد. نما در واقع یک سطح صاف و تخت نیست بلکه آن سطح انتقالی بین فضای داخل و خارج است که با عقب نشستگی و پیش آمدگی، تراس و غیره با فضای داخل مسکن ارتباط پیدا میکند. برای اینکه نمای ساختمان حریم خصوصی ساکنان خود را حفظ کند باید نسبت به خیابان بستهتر و محفوظتر باشد. نمای ساختمان باید بهدنبال خلق یک کلیت هماهنگ بهوسیله تناسب خوب پنجره ها، بازشوهای در، سایبان و محدوده سقفها، سازه عمودی و افقی، مصالح، رنگ، عناصر تزیینی و... باشد. پنجرهها همواره با دیگر عناصر دیوار، سطوح باز و بسته، تیره وروشن، صاف و ناهموار را بوجود می آورند. به علت تکرار دوره ای پنجره ها، در ساختمانهای چند طبقه، نظم کاملی به چشم میخورد. اما گاه بهعلت افزایش نور در طبقات بالاتر کاهش داده میشود و این نظم آهنگ خود را از دست میدهد. جداسازی عناصر افقی و عمودی تاثیر کلی در نما دارد. تناسبات عناصر ساختمان لازم است با کل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد. برای مثال در ساختمانهای کوتاه عریض، ابعاد عرضی غالب خواهد بود. در ساختمانهای بلند عناصر باریک برتری خود رانشان میدهند. در و پنجره و نعل درگاهها تاثیر خاصی در نما میگذارند. ناودانها، سایه بانها، پیش آمدگیهای سقف و بالکنها ایجاد سایه های خاصی بر روی نما میکنند. تفاوت سطح ها باید در نما مشخص باشد. برای مثال بین طبقه همکف، سایر طبقات و طبقه انتهایی باید یک تفاوت اساسی وجود داشته باشد. ترکیب کلی نما در واقع نظم در این تفاوتها است. عناصر اصلی نما مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پایانی سقف و غیره در شکل، رنگ، و مصالحشان با یکدیگر اختلاف دارند. این عناصر معناهای متفاوتی دارند. مثلا نمیتوان بالا و پایین پنجره و در را با هم همردیف کرد. اگر ارتفاع این بازشوها یکسان نباشد می توان از ضرایب مشترک و یا رنگهای یکسان استفاده نمود. نسبتهای هندسی نقش تعیین کننده ای در هماهنگ سازی ظاهر نما دارند. میتوان پنجره ها را در گروههای کوچکتر ترکیب شده که شکل مشخصی را ایجاد میکنند دسته بندی کرد. نماها می توانند از نظر مصالح نیز با یکدیگر متفاوت باشند. مصالح نما در رنگ، شکل، زبری و خشنی نما تاثیر می گذارد. مصالح بومی نشان میدهد که نما مربوط به چه منطقه ای است. ترکیب پنجره ها، ایوانها، درها و بهطور کلی بازشوها، همچنین بافت و جنس نما و کمپوزسیون آن در هر عصر متفاوت است و در عین حال در یک تداوم شهری تغییر میکند. طراح میتواند نما را به عالیترین حد ترکیب معماری برساند و یا آنرا تا حد یک سطح بدون طراحی و فکر رها کند. در اعصار مختلف بازشوها به شکل مشابهی در سطح نما قرار میگیرند و تنوع در قرار گیری آنها تابع عوامل داخلی چون بزرگی ساختمان، عریض بودن آن و یا عوامل اقلیمی چون جهت قرارگیری و محل قرارگیری است. در پهنای دیوار نما تعبیه پنجره دو جداره، آفتابشکن، سایبان و ... نقش تنظیم کننده شرایط آب و هوایی فضاهای داخلی را خواهد داشت. در دیوارهای باریک معاصر این عمل با جلو و عقب آمدن ساختمان انجام میشود. یکی از عوامل ضروری درهویت نما تعیین محدوده نما است. نمایی می تواند در طرح خود موفق باشد که به این سوالها پاسخ گوید. محدوده عمودی جانبی ساختمان کجاست؟ خط پایانی افقی ساختمانی چگونه است و مرز ساختمان در آسمان به چه شکل است؟ انتهای ساختمان چگونه به پایان میرسد؟ گوشههای ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه ای دارد ارتباط نمای ساختمان فعلی با نمای همسایه چگونه به پایان می رسد؟ گوشه های ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه دارد ارتباط نمای همسایه چگونه است و اگر در فضا قطع می شود این ارتباط چگونه است. محدوده های افقی ساختمان عبارتند از نقطه اتصال به آسمان ( محدوده پایانی ساختمان) نقطه اتصال به زمین (محل نشستن ساختمان بر زمین) و پوشش ساختمان مثل بام و شیروانی. محدوده پایانی ساختمان باید معنای اتمام ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان باید مفهوم نشستن ساختمان بر زمین را برساند. طبقه همکف باید در محدوده قد افراد کشش لازم را بر عابر پیاده و بیننده ایجاد کند. کنج یا گوشه نما در واقع محل برخورد دو نمای عمود بر هم است. کنج میتواند حالت عمود ۹۰ درجه، نیم دایره یا سه وجهی را داشته باشد و هر کدام می تواند تاثیرات متفاوتی را در نما بگذارد. در یک میدان یا چهارراه هماهنگی کنجهای ساختمان هایی که در چهار طرف آن قرار گرفته است می تواند در نمای شهری تاثیر زیبایی داشته باشد. ● نمای ساختمان خالق نمای شهری است نمای شهری از مجموعه نماهای مشرف به فضای عمومی بهدست می آید. این نماها از جهتی همگن و از جهتی ناهمگن هستند. میتوانند همگن باشند چون با استفاده از زبانی مشترک روی بدنه اجزا شهر اجرا می شوند و اما از آنجا که هر کدام از این فضاها به کمک این زبان، مقاصد و نیازهای خود را بیان میکند، ناهمگن هستند. در شهرهای ما زبان مشترکی بین نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشترکی برای بیان دارند، نه مصالح یکسانی بهکار گرفته اند و نه سبک مشخصی را دنبال میکنند. در واقع هر یک از نماها در شهر نشانه وضعیت اقتصادی و اجتماعی سازنده و نحوه تفکر و نگرش او به مسایل مختلف است. نمای شهری در واقع ترکیبی از اجزا متفاوت است که بر اساس اتفاقاتی که در خیابانها ومعابر میافتد شکل می گیرد. این اجزا در صورت رعایت مسایلی که پیش از این نیز به آن پرداخته شد میتوانند با یکدیگر نقاط اشتراک جالبی داشته باشند که نمی توان وجود آنها را نفی کرد. ● عناصر پراهمیت درنما ورودی یکی از عناصر حایز اهمیت نما در ساختمان است که محل و اهمیت طراحی آن به شکل مستقیم نمایانگر نقش و عملکرد ساختمان است. در ورودی نشانه گذر از فضای عمومی خارجی به فضای خصوصی داخلی و یکی از مهم ترین عناصری است که میتوان به عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد. لیکن بهدلیل اهمیت اقتصادی که سطوح ساخته شده داخلی برای سازندگان دارند، اغلب ورودیها به فضاهای کم اهمیتی تنزل یافته اند. سرمایه گذاران ساختمانی هم فقط به رعایت ضوابط ضروری طراحی ساختمان بسنده میکنند. بیشترین مشکل زمانی است که ورودی وسایل نقلیه به حیاط پارکینگ با ورودی خود ساختمان یکی شود. در این حالت فرد وارد شونده به ساختمان فقط یک راه باریک کنار دیوار برایش باقی میماند. گاه نیز ورودی یک ساختمان مسکونی بیش از حد پرتجمل است، بهنحوی که عملکرد ساختمان را دگرگون میسازد. زمانی هم ورودی به یک بنای بزرگ تنها با روزنهای امکان پذیر میشود. تناسب ورودی و حجم ساختمان می تواند نقش مهمی در توجیه عملکرد و شکل ساختمان داشته باشد. از آنجا که طبقه همکف ساختمان قسمت اتصال به زمین یا کف پیاده رو است، به صورت قابل توجهی در معرض دید قرار میگیرد. طبقه همکف اهمیت ویژه ای در زندگی شهری دارد، به این علت که عابران پیاده این قسمت را بهطور مستقیم میبینند. از این رو نمای این قسمت پر اهمیت است و مصالح مورد استفاده در این قسمت باید نسبت به بقیه ساختمان با دوامتر و مستحکم تر باشد تا عابر در نگاه به نمای ساختمان احساس ثبات کند. ساختمانهایی که طبقه همکف آنها عملکرد تجاری دارد، بهدلیل تغییر دکوراسیون واحدهای تجاری دایما دستخوش دگرگونی میشوند. همین موضوع موجب میشود که ساختمان مذکور شخصیت ثابت خود را از دست داده و دارای نمای شناخته شده ثابتی نباشد. تراسها چشم اندازهای جدیدی نسبت به فضاهای بیرون برای ساختمان فراهم میآورند. بالکنها نباید حالت موقت و ناپایداری که در بیننده تصور بهراحتی جدا شدن از بدنه ساختمان القا شود را داشته باشند. لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر بصری بام انتهای نماست. بام پوستهای است که بر سر ساختمان قرار دارد. بنابراین لبه بام نمیتواند بدون تفاوت با دیگر قسمت ها در آسمان رها شود. صورت ظاهر ساختمان و آنچه که در برابر دید عموم قرار دارد، در واقع پر اهمیت ترین قسمت ساختمان در برابر عابران و سایر افراد غیر استفاده کننده از ساختمان است. همانطور که عنوان شد نمای ساختمانها، نمای شهری را ایجاد می کند، اما بهدلیل ضعف قوانین موظف کننده طراح و سازنده در این ارتباط، نمای ساختمان در کمترین اهمیت قرار گرفته است. در بسیاری از شهر های بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ویژهای در ارتباط با سیما و کالبد شهر وجود دارد و گروهی از برجستهترین افراد با تخصصهای مرتبط هنر زیبا سازی و زیبایی شناسی به کنترل طرح های بزرگ و کوچک معماری و شهری از نقطه نظر هماهنگی نمای بیرونی ساختمانها و محیط شهری یعنی از جنبه های رنگ، حجم، مصالح مناسب، فضای پر و خالی نما، رعایت اصول هماهنگی و تناسبات و... می پردازند. آنچه برای علاقهمندان به این موضوع نگران کننده است، پاسخگویی با شتاب به نیازی کاملا محسوس است. در این ساخت و ساز پر شتاب نیاز به بررسی طرحهای ارایه شده توسط جمعی از صاحب نظران و مسوولان در مراکز تایید پروانههای ساختمانی ضروری به نظر میرسد. بررسی میدانی طرح ساختمانها با بناهای اطراف از لحاظ کیفیت طرح معماری، نمای ساختمان، تناسب حجم آن با ساختمانهای اطراف، زیبایی طرح و مصا لح مورد استفاده و... نیز گامی موثر در بالا بردن کیفیت نماهای شهری است. با در نظر گرفتن موارد ذکر شده و القا آن توسط شهرداری هر شهر، می توان شاهد ارتقا کیفیت شهرها و زیباسازی نمای شهرها بود. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
معماری فقط نوعی فعالیت رویداد یا مجموعه ای از دست سازها نیست حتی هنر صرف هم نیست . معماری برای تمام امور انسانی بنیادی و اساسی است و از همان آغاز تمدن ایجاد شده است چرا که بدون آن امکان بوجود آمدن تمدن یا فرهنگی وجود نداشت. معماری اجتناب ناپذیر جهانی بی پایان و نیاز ابتدایی است . دامنه ی معماری از بدوی ترین شکل سکونت در غارها تا پیچیده ترین نوع ساختمانها را در بر می گیرد. ![]() معماری فقط نوعی فعالیت رویداد یا مجموعه ای از دست سازها نیست حتی هنر صرف هم نیست . معماری برای تمام امور انسانی بنیادی و اساسی است و از همان آغاز تمدن ایجاد شده است چرا که بدون آن امکان بوجود آمدن تمدن یا فرهنگی وجود نداشت. معماری اجتناب ناپذیر جهانی بی پایان و نیاز ابتدایی است . دامنه ی معماری از بدوی ترین شکل سکونت در غارها تا پیچیده ترین نوع ساختمانها را در بر می گیرد. به عقیده ی بن فارمر معماری هنری است که نمی تواند خود را از شرایط بافت پیرامون جدا نگه دارد شرایطی که نا گزیر باید به آن توجه کند هر مکانی ویژگی خاص خود را دارد و پاسخ منحصر به فرد را می طلبد . با رشد توسعه ی سرمایه و ثروت تعداد مشتریان معماری افزایش یافت و مسئله ی دست یافتن به خصوصیات اصیل در معماری بومی باشدت بیشتری نمایان گشت .علیرغم اینکه مسائل اقتصادی در نهایت اثرات خود را به موضوع معماری وارد نموده اند اما منبع اصلی و بی واسطه ی موثر دگرگونی ایده ها و نظریات در معماری را بیشتر فلسفی باید دانست. ● آرمان های عملکردگرایانه یکی از کنجکاو ترین و دور از دسترس ترین پدیده های نیمه ی قرن نوزدهم نیاز گسترده و مصرانه در تقاضای یک معماری جدید بود که در حدود سال۱۸۹۰ به اوج خود رسید زمانیکه گستره ی تجاری فولاد و بتن مصلح توصعه ی قابل ملاحظه ای یافت. نیاز به پاسخ گویی به خواسته ها ی جدید از جمله نیاز به ساختمان های صنعتی ، راه آهن ، مرکز خرید، زندان ها ، بانک ها ، کار خانه جات، خانه های شهری ، خانه های کارگری …که ناشی از صنعتی شدن بود عمدتا خطوط و فرمها تناسباتی منتهی شد که در الفبای معماری ما جایی نداشته بود . مبلغینی نظیر جیمز فرگوسن در نظریه های خود پا را از تحول تدریجی فرمهای کلاسیک و قرون وسطایی فراتر نهاده اند او معماری معاصر شرقی را به واسطه ی تداوم ظهورش در تطابق با یک سنت پایدار میشود و آنچه فرگوسن و پیروانش میخواستند دگرگونی بود در راستای دگرگونی های اجتماعی و فنی که در تمدن جدید در شرف وقوع بود و سفارش دهندگان و مشتریان آخرین افرادی بودند که در طلب یک دگرگونی بودند . در قرن نوزدهم معماران و اندیشمندان برای به ظهور رسانیدن معماری جدید به نتیجه ی مهمی رسیدند و به قیاس معماری با مقوله های مختلف پرداختند که قیاس های عملکردی مهمترین قیاس بودند که عبارت است از ـ قیاس معماری با موجودات زنده ـ قیاس زیست شناسی ـ قیاس معماری باماشین مکانیکی ـ قیاس زیست شناسانه شاید بتوان گفت که برای اولین بار این بوفن بود که در سخنرانی خود در آکادمی فرانسه در باغ موضوع سبک از قیاس های زیست شناسانه در توضیح مقصود خود استفاده کرد گفت : ذهن انسان هرگز قادر به خلق چیزی نیست مگر اینکه ذهن او از طریق انجام تجربیات و تمرکز افکار پرورانده شده باشد بدان معنی که ادراکات او نطفه های محصول او را شکل میدهد. فرانک لوید رایت در مقتله ای باد عنوان در باب علت معماری گفت : منظور من از معماری ارگانیک آن است که این معماری از درون به بیرون در هماهنگی با شرایطی که ایجاد آن را میسر میدارد توسعه میابد .همچنین از ایده ی تکامل تدریجی به مثابه یک تفکر نوین در قیاس زیست شناسانه میتوان استفاده کرد این تکامل تدریجی عینا در مورد معماری نیز مصداق دارد. همانطوریکه معماری رم تکامل یافته ی معماری یونان با معماری دوره های بعد از مسیحسیت تکامل یافته ی دوره های قبل خود میباشد نظریه ی تکامل نظریه ی مکتبتبعیت عملکرد از فرم را تائید میکند و این نظریه را ارائه میکند که ابتدا فرمها بوجود آمدند سپس عملکردها و اگر دگرگونی در فرمها به وقوع میپیوندد به واسطه ی عدم توانایی عملکردی فرمها به وقوع میپیوندد و فرمهای فاقد عملکرد قادر به بقا نیستند. این قیاس سرانجام منجر به پیدایش معماری ارگانیک درقرن ۱۹ شد. ● معماری ارگانیک بینش معماری ارگانیک ریشه در فلسفه رمانتیک دارد.رمانتیسم یک جنبش فلسفی هنری و ادبی در اواخر قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی در شمال غربی اروپا بودکه به سایر نقاط اروپا و آمریکا سرایت کرد. این جنبش واکنشی در مقابل خرد گرایی عقل مدرن بود. رمانتیک ها همانند پیروان تفکر کلاسیک به ذهن انسان اعتقاد داشتند. ولی رمانتیک ها به آن بخش از ذهنتوجه داشتند که بیشتر در باره احساس وعواطف بود.درصورتی که برای فلاسفه کلاسیک عقل و منطق اهمیت داشت. نکته حائز اهمیت این که اکثر فلاسفه رمانتیک شاعر بودند و به تجلیل از طبیعت عواطف وتخیل می پرداختنددر حالی که اکثر فلاسفه کلاسیک ریاضیدان بودند. برای نطریه پردازان قرن نوزدهم آمریکا که به دنبال زیبایی مدرن بودند طبیعت تنها فلسفه صحیح تلقی می شدهنرمند می بایست ترکیبی می ساخت که به موازات طبیعت باشد و پروسه حیات و رشد و توسعه را به صورتی انتزاعی نشان دهد. رالف والدو امرسون نویسنده شاعر و کشیش آمریکایی هنرمندان را تشویق می کرد که از طبیعت الهام بگیرند.وی هنرمندان را برای یافتن رابطه بین فرم و عملکرد در طبیعت هدایت می کرد او می نویسد :طبیعت سیستمی از فرم ها و روش های به وجود آوردن را خلق می کند که مستقیما قابل تطبیق در هنر است. همچنین ویوله لودوک معمار معروف فرانسوی معماران را ترغیب می کرد که قوانین طبیعی خلقت را به کار گیرند همانند مجسمه سازان قرون وسطی که گیاهان و حیوانات را مطالعه می کردند تا بفهمند که چگونه فرم های آنها یک عملکردی را نشان می دهند و یا خود را با خصوصیات ارگانیسم تطبیق می دهند. معماری ارگانیک در آمریکا در قرن ۱۹ توسط فرانک فرنس و لویی سالیوان شکل گرفت.اوج شکوفایی این نظریه را می توان در نیمه اول قرن بیستم درنوشتارها وطرح های فرانک لوید رایت مشاهده کرد. به اعتقاد فرانک فرنس بر اساس نظریه ارگانیک همه فرمها طبیعی پویا هستند.نیروها وفشارهایی که در ساختار یک حیوان دخیل هستند کشش ماهیچه ها و مفاصل هنگامی که موجود حرکت می کند طرح رشد و گسترش که در فرم گیاهان و صدف ها دیده می شود تصویری از یک شکل زنده است.اگر یک کار هنری بخواهد بیان کننده باشد باید به صورت ارگانیک ساخته شود.اجزا آن نمی توانند به صورت بخش های مجزا باشند بلکه آنها باید در یک سیستم پویا و شکل پذیر در یکدیگر ادغام شده باشند بیان در معماری باید در حل کردن نیروهای فیزیکی که در یک کالبد ارگانیک عمل می کند صورت می گیرد. سالیوان از پایه گذاران مکتب شیکاگو ومعماری مدرن درآمریکا بود وی اعتقاد بسیار زیادی به فرم های طبیعی و سبک ارگانیک داشت.سالیوان به روشی معتقد بود که مشابه پروسه به وجود آوردن در طبیعت بود.او برای اولین بار اصطلاح فرم تابع عملکرد را بیان نمود.یعنی سالیوان فرم تابع عملکرد را در پروسه رشد و حرکت طبیعی می دید. سالیوان در مورد مصالح می گفت :سنگ و ملات در ساختمان ارگانیک زنده می شود.موضوعی که فرانک لوید رایت شاگرد وی بهتر از هر معمار معاصر دیگری آن را در ساختمان هایش نشان داده است. رایت اگر چه با تکنولوژی مدرن مخالفتی نداشت ولی وی آن را به عنوان غایت و هدف تلقی نمی نمود.به اعتقاد رایت تکنولوژی وسیله ای است برای رسیدن به یک معماری والاترکه از نظر وی همانا معماری ارگانیک بود. رایت در ۲۰ مه ۱۹۵۳ در تلیسین معماری ارگانیک را در نه عبارت ذیل تعریف کرد: ۱) طبیعت: فقط شامل محیط خارج مانند ابرها درختان و حیوانات نمی شود بلکه شامل داخل بنا و اجزا و مصالح آن می باشد. ۲) ارگانیک: به معنای همگونی و تلفیق اجزا نسبت به کل وکل نسبت به اجزا است. ۳) شکل تابع عملکرد:عملکرد صرف صحیح نمی باشد بلکه تلفیق فرم و عملکرد و استفاده از ابداع وقدرت تفکر انسان در رابطه با عملکرد ضروری است.فرم و عملکرد یکی هستند. ۴) لطافت:تفکر و تخیل انسان باید مصالح وسازه سخت ساختمان را به صورت فرم های دلپذیر و انسانی شکل دهد.همان گونه که پوشش درخت و گل بوته ها شاخه های آنها را تکمیل می کند.مکانیک ساختمان باید در اختیار انسان باشد و نه بالعکس. ۵) سنت: تبعیت و نه تقلید از سنت اساس تفکر معماری ارگانیک است. ۶) تزئینات: بخش جدائی ناپذیر از معماری است.رابطه تزئینات به معماری همانند گل ها به شاخه های بوته می باشد. ۷) روح: روح چیزی نیست که به ساختمان القا شود بلکه باید در درون آن وجود داشته باشد و از داخل به خارج گسترش یابد. ۸) بعد سوم: بر خلاف اعتقاد عمومی بعد سوم عرض نیست بلکه ضخامت و عمق است. ۹) فضا: عنصری است که دائما باید در حال گسترش باشد.فضا یک شالوده پنهانی است که تمام ریتم های ساختمان باید از آن منبعث شود و در آن جریان داشته باشد. شاهکار معماری فرانک لوید رایت ونظریه ارگانیک را می توان در خانه آبشار در ایالت پنسیلوانیا در آمریکا دید.موارد طراحی و اجرایی را که رایت برای این خانه ویلایی در نظر گرفته بود می توان درهشت مورد زیر اشاره کرد. ۱) حداقل دخالت در محیط طبیعی ۲) تلفیق حجم ساختمان با محیط طبیعی به گونه ای که هر یک مکمل دیگری باشد. ۳) ایجاد فضاهای بین ساختمان و محیط طبیعی ۴) تلفیق فضای داخل با خارج ۵) نصب پنجره های سرتاسری و از بین بردن گوشه های اتاق ۶) استفاده از مصالح محیط طبیعی مانند صخره ها و گیاهان چه در داخل بنا چه در خارج بنا ۷) نمایش مصالح به همان گونه که هست چه سنگ چه چوب و یا آجر ۸) استمرار نمایش مصالح از داخل به بنا از نظر رایت ارگانیک یعنی تلفیق شدن کل مجموعه و در مورد ساختمان ارگانیک معتقد بود: ساخته شده توسط افراد از درون زمین با تمهیداتی که خود در نظرمی گیرند و با توجه به زمان مکان محیط و هدف. از جمله معماران مطرح این سبک در آمریکا در حال حاضر فی جونز است.هرچند معماری ارگانیک بر خلاف کارهای میس و کوربوزیه صورتی جهانی به خود نگرفت ولی با این حال پیروانی در سایر کشورها پیدا کرد.در اروپا می توان از هوگوهرینگ و هانز شارونآلمانی آلوار آلتو فنلاندی وگروه دیستیل در هلند نام برد.در ایران هم می توان در کارهای مهندس هوشنگ سیحون - مهندس پاسبان - مهندس مهرداد ایروانیان نمونه هایی ازاصول طراحی معماری ارگانیک را مشاهده کرد. ارتباط معماری با ارگانیسم های طبیعی به طور موثر به ۴ مورد محدود میشود: ۱) رابطه ی ارگانیسم ها با محیط خود ۲)وابستگی بین ارگانها با یکدیگر ۳) رابطه ی بین فرم و عملکرد ۴) اصل حیات ● رابطه ی ارگانیسم با محیط خود و قیاس آن با معماری فون هامبولت معتقد است که گیاهان را نباید با توجه به ویژگی های ذاتی طبقه بندی کرد بلکه بر اساس محیط و اقلیم پرورش آن را باید بررسی کرد که در این زمینه بسیار شبیه معماری است. به این ترتیب که معماتری را باید با توجه به موقعیت منطقه ای بررسی کرد نه نوع عملکرد آن ویژگی های محیطی درفرم تاثیر مستقیم دارد به عنوان مثال معابد یونان با معابد ژاپن تقریبا دارای یک نوع عملکرد ولی ساختار و فرم کاملا متفاوتی دارند. وابستگی بین ارگانها و رابطه ی آن ها با یکدیگر شاید بتوان آن را به مثابه ارتباط بین بخش های مختلف یک ساختمان توجیه کرد به نظر ویکدو ازیر بخش های یک ساختمان را به مثابه دندان های یک حیوان تشبیه کرده است که گویای نوع خاصی از ساختار زنده و روند هضم می باشد و منطبق بر نحوه ی زندگی او شکل یافته و دقیقا هر قسمت تکمیل کننده ی قسمت دیگر است بخشها و ارتباطات بین بخشها بیانگر نوع عملکرد یک بنا می باشد . ● رابطه ی بین فرم و عملکرد مهمترین واقعیت مهم زیست شناسانه ای که در ارتباط با معماری قابل قیاس مینماید مقوله ی ارتباط فرم با عملکرد را شامل می شود . نظریه ای که گویای تبعیت فرم از عملکرد است به شدت توسط آن دسته که به تبعیت عملکرد از فرم معتقد بودند مورد اعتراف قرار میگیرد و هیچ کس ارتباط بین فرم و عملکرد را انکار نمیکرد از لحاظ قیاس عملکردی رابطه ی بین فرم و عملکرد به مثابه ضرورتی برای زیبا بودن قلمداد می شود. همانگونه که به لحاظ قیاس زیست شناسانه این رابطه به معنی داشتن حیات است. بودلر در سال ۱۸۵۵ گفت : زیست شناسان بهترین کسانی هستند که میدانند بین فرم و عملکرد چه ارتباط تحسین بر انگیزی است و بسته به موقعیت و نوع عملکرد هر حیوان ، ارگانیسم اعضا و فرم آن ارگانیسم تغییر می کند. به نظر فرانک لوید رایت معماری ارگانیک به معنی معماری زنده است معماری که درآن هر گونه فرم بی خاصیت همانند بخشی از روند رشد یک موجود از سیستم حذف می شود و معماری در آن هر عنصر و هر جزئی از عناصر در ارتباط با وظیفه ای که بایستی به انجام برسانند شکل می گیرد . سر دبیر یکی از مجلات معماری در سال ۱۸۶۳ گفته بود که ما این معماری را معماری ارگانیک مینامیم زیرا این معماری در ارتباط با مکاتب تاریخی والتقاطی حاوی همان رابطه ایست که زندگی سازمان یافته ی حیوانات و گیاهان با موجودیت سازمان نیافته ی زمین و محیطی که جهان را شکل داده است بر قرار نموده است . در آخر اینکه معماری دیگر بهانه ای برای فراموشی همجواری خود با دیگر عناصر موجود در دست ندارد ولی از طرف دیگر با پذیرش کلی فلسفه ی عملکرد گرایی دیگر نیازی به ارتکاب به آنچه که در دوران معماری انقلابی که بی توجهی به نیازمندی های کاربردی و منطق ساختاری و توجه به ایده های فرمال به گونه ای اسف بار و اهانت آمیز هنر خوانده میشد وجود ندارد . وقتی چنین ساختمان هایی در شهرهای ما پهلوی هم گذاشته میشوند مصداقی مسرت بخش از پی ریزی شایستگیها و مناسب بودن جلوه گر میشود ولی در عین حال حاوی پیام هشدار دهنده نیز هستند وآن اینکه در معماری ضرورتا تنها شایستگی و مناسب بودن نیست که بقا را تضمین می کند . ● قیاس مکانیکی از جمله قیاس هایی که اهمیت زیاد دارد قیاس بین ساختمان و ماشین مکانیکی به لحاظ تاریخی حتی میتوان گفت که این قیاس برتری و ارجحیت خاصی دارد بخصوص زمانیکه ما حاوی بودن یک عملکرد را به مثابه یک نظریه یی بنیادی در وجود زیبایی مد نظر داشته باشیم. در اوایل قرن نوزدهم هنری میلن -ادواردز سعی کرد به ویژگیهای ارگانیک فرمها از طریق بررسی انها به مثابه یک ماشین دست یابد . امروزه با قیاس های مکانیکی عمدتا به واسطه ی نظریات لوکوربوزیه که در کتابی با عنوان به سوی یک معماری جدید منتشر شده است و آنچه که او نمایانده است حاوی یک پیشینه ی متمایز و طولانی است و نام لوکوربوزیهن غالبا با کلمه ی عملکرد گرایی تشخص یافته و خانه را یک نوع ماشین فرض می کند . فردریک اچلر به عنوان مقدمه در ترجمه ی انگلیسی کتاب لوکوربوزیه نوشت در مهندسی مکانیکی مدرنو فرمهاد عمدتا در ارتباط با عملکردشان توسعه می یابند بدین لحاظ طراح یا مخترع شاید حتی کوچکترین توجهات خود را به اینکه در نهایت فرمهایی که طرح می کند چگونه خواهد بود معطوف نمی دارد و از آنجایی که او دارای یک غریزه ی طبیعی نا خود آگاه خواهان نظم می باشند و برای اچلر اصالت مندرجات کتابهای لوکوربوزیه این بود که خواننده را وادار می ساخت که به پارتنون یا سن پیترو یا رم به گونه ای نگاه کند که به یک اتوموبیل خیره می شود چنانچه این ساختمان ها با توجه به خصوصیات عملکردی و تجسمی آنها مورد مطالعه قرار گیرند با ظاهری کاملا نوین جلوه خواهند کرد . تردیدی نیست که شعار لوکوربوزیه مبمنی بر اینکه یک خانه ماشینی است برای زندگی کردن در تاثیری بسیار قویی و تعیین کننده ای برتمایل طبیعی قرن بیستم گذاشته باشد . در قیاس مکانیکی یکی از فاجعه آمیز ترین نتایج حاصله از این قیاس ضروری است که ذکر شود و آن این واقعیت است که با ساختمان غالبا به عنوان موجودات یا اشیا تنها ومنزوی رفتار میشود که به گونه ای اختیاری در محوطه یا نقطه ای از شهر استقرار یافته است نه به عنوان بخشی از محیط که در آن جایگزین شده است. در قیاس مکانیکی به گونه ای نا خواسته و ندانسته بر نقطه نظری کاملا متضاد تکیه زده میشود کشتی ها هواپیماها ، اتومبیل ها برای مکان جغرافی دقیق و خواصی طراحی نشده و با نقطه نظر ضرورت وجود ارتباط فضایی بین آنهاد طراحی نمیشوند و این نحوه ی بر خورد است که منجر به افزایش تمایل به طراحی ساختمان به صورت منفک و مجرب به مثابه موجودی تنها در فضا شده است. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
گستردگی معماری به عنوان یکی از اولین پیامدها و نیازهای زندگی و در نهایت شکلگیری جامعه، مجموعهای قابل تأمل را به پژوهشگران ارائه میدهد که به واسطه همهگیری بدون استثناء آن در همه تمدنها، امکان مطالعات تطبیقی و قیاسی در آن از هر منبع دیگری شدنیتر و سادهتر است. ![]() باستانشناسان گاهی از بزرگی تناسب تعداد قبرها و بقایای تدفینی یک تمدن و یا درک نوعی تعجیل در شیوه خاکسپاری و یا کیفیت گورهای عوام و خواص یک جامعه تاریخی، به حدس و گمانی نزدیک به یقین، وقوع فراگیر حادثهای مرگآفرین را در مقطعی از تاریخ و زمان در مییابند. پیشامدهایی همچون جنگ، قتلعام، شیوع بیماریهای مهلک و... . حتی اطلاعاتی نیز از سطح زندگی و میزان رفاه این مردم بهدست میآورند. در مواردی خاص هم ممکن است با بررسی بقایایی همچون اسکلتها به نشانههایی از نارسائیهای جسمی اپیدمی و یا اقدامات پزشکی مشترکی (مثل جراحیهای جمجه، شکستهبندیها و امور ترمیمی دندان) برخورد نمایند. اما گذشته از سلامت جسمی تک تک افراد یک مجموعه انسانی و یا چگونگی تأمین مایحتاج اولیه برای ادامه حیات فیزیکی و بدنی، میزان و کیفیت سلامت جمعی و یا سلامت اخلاقی، روانی و تعادل روحی و اجتماعی و کیفیت ماندگاری معنوی یک جامعه را هم میتوان به گونهای مطمئن و با تکیه بر معیاری قابل اعتنا دریافت؟ بیتردید این سئوال و دغدغهای است که ذهن علاقهمندان تاریخ، اخلاق، روانشناسی، علوم اجتماعی و... را سخت مشغول کرده و روز به روز ـ با ارتقاء دگرآگاهی منتهی به خودآگاهی و تغییر نگرشهای انسانی ـ این حساسیت افزایش پیدا میکند. تا جایی که با تأکید باید گفت؛ گذر به آیندهای افتخارآمیز جز با پاسخی شایسته به این مهم میسر نخواهد شد. رجوع به آراء مورخین و نویسندههای محلی و همعصر عمدتا" ناکافی و چه بسا مغایر اصول علمی تحقیق است. چرا که تاریخ [مکتوب] گاه فراموشکار، مصلحتاندیش و یاوهگوست. پیداست که معیار و دادههای مستند و غیرقابل انکار اولیه برای دستیابی به این دانش، همان بازماندههای ملموس و قابل سنجش، مقایسه و اندازهگیری در حیطه کمی و کیفی از جوامع مورد نظر یا نمونه خواهند بود. برای حصول نتایج نزدیک به حقیقت، این بقایا و منابع مطالعاتی باید حائز ویژگیهایی باشند. از جمله؛ ـ حقیقی و واقعی و دور از بافتههای ذهنی و تصورات انحرافپذیر و خرافی باشند. ـ بی هیچ ابهامی متعلق به جغرافیای تاریخی، انسانی و طبیعی جامعه مورد نظر باشند. ـ از نظر گستردگی، حجم و تنوع برای استخراج اطلاعات کافی باشند. ـ نشاندهنده عزم، تلاش، دخالت، سلیقه و عملکرد اجتماعی و عمومی (در مقابل فردگراییهای منفک از جامعه و یا تولیدات حاصل از عزلتنشینی) زمان خود باشند. ـ گویا و واگویای انعطافپذیر و بلافصل در تغییرات اجتماعی (سیاسی، علمی، اقتصادی، زیبائیشناسی، امنیتی و...) بوده و ذاتا" نسبت به اتفاقات روز واکنشپذیر و انعکاسی باشند. ـ ... شاید ـ بدون نیاز به ادای هیچ نوع استدلالی ـ بتوان مدعی شد که یکی از پدیدههای منطبق با این ویژگیها، همانا هنر و بهطور اخص هنر معماری و شهرسازی است. برونگرایی (به مفهوم تعامل همهجانبه با شاخصههای دیگر زیستی) و گستردگی معماری به عنوان یکی از اولین پیامدها و نیازهای زندگی و در نهایت شکلگیری جامعه، مجموعهای قابل تأمل را به پژوهشگران ارائه میدهد که به واسطه همهگیری بدون استثناء آن در همه تمدنها، امکان مطالعات تطبیقی و قیاسی در آن از هر منبع دیگری شدنیتر و سادهتر است. « معماری » چه در مقیاس کوچک آن در نقش یک سرپناه خانوادگی و چه در مقیاس بزرگتری در حدود بناهای عامالمنفعه و ابنیه عمومی مثل بازارها و ارگهای حکومتی تا مقیاس کلان شهرسازی، آئینه تمامنمای مجموع و برایند سلیقه سازندگان و کاربران آن است. طراحی یک بنا حتی اگر در گوشهای خلوت انجام شود، باز هم چگونگی نیاز و سلیقه عمومی و افرادی که با آن تماس خواهند داشت را به طراح و معمار انتقال میدهد و در طول عملیات اجرایی با جامعه درگیر خود همنفس میشود. مردم در مقابل کیفیت یک بنای حکومتی و یا اثری سفارشی از گروهی خاص هم عکسالعملهای تأثیرگذار نشان میدهند و یا متأثر از ویژگیهای روانی جمعی سکوت میکنند. تأیید و اعراض میکنند و یا منفعل و بیانگیزه میگذرند. با آنچه گذشت در کلامی کوتاه میتوان گفت: «شهر، المانها و بناهای شهری و معماری معرف شخصیت مردمی است که با آن و در آن زندگی میکنند. جامعه و حکومتهای سالم ـ به عنوان متولیان اقتصادی و سیاسی معماری و اصلیترین سفارش دهندهها ـ بناها و شهرهای سالم و زیبا میسازند و از جوامع بیمار، منحط، سرگردان و... آثار معماری خفیف و رقتانگیز بهجا میماند.» پس اگر وارد شهری ـ چه در یک جغرافیای جدید و چه در یک تاریخ متفاوت و متقدم ـ شدید، به هیئت شهر و معماری آن نگاه کنید تا میزان سلامت روانی شهروندانش را به تمام دریابید. معماری روشن و عمیق، بیگمان از آن چیرهدستانی صادق و متفکر است همچنان که ساختههای دروغگویان، طرحی فریبنده و بیمحتوا خواهد بود. کوچههای آرام و آراسته را مردمان فرهیخته، ریشهدار، پاکیزه و آرام میسازند و بیسامانی تنها از عهده دستان نابهسامان مردمان عجول، خودخواه و فریبخورده ساخته است. مردان باری به هر جهت، نه حرمت رفتگان را در شهر پاس میدارند و نه درخور فردا خانه و شهر خویش را میسازند. بیهیچ خودفریبی و تزویر؛ آنجا که معماری سازگاری چندانی با افراد کمتوان شهر ندارد، به قانون جنگل نزدیکتر است و هرآنجا و هرگاه که حتی کوچکترین اجزاء مبلمان شهری آن هم ـ با چشمنوازی و زیبائی ـ به یاری شهروندان میآید، انسانیت را سادهتر میتوان دید. جامعهای با میانگین بالای هوشمندی و منطق، در طول حیات خود بناها و شهری میسازد و از آن نگهداری میکند که پاسخگوی نیازهای انسانی بوده و در تمام جهات مبتنی بر اصولی معقول و قابل دفاع است. در حالی که شهر سودجویان کوتهبین و بدون تعلقات اخلاقی، موقت و تهی است. ایمان و احساس نیاز به جاودانگی، معماری جاودانه میسازد. حال آنکه خودباختگی و کاهلی ـ به عکس خودباوری، اعتماد به نفس، سختکوشی و خلاقیت ـ به آثاری پریشان و آزاردهنده، التقاطی، تقلیدی و بیهویت منتهی میشود. در نگاهی دقیقتر؛ شهر را شهروندان میسازند و در تقابلی ناگزیر شهروندان از شهر تأثیر میگیرند. در فضایی از معماری فاخر ـ که احساسات ملی، مذهبی و اخلاقی را در هر اندیشه سالمی به جوشش میاندازد و پیوستگی عاطفی و هویت فردی و تاریخی را زنده میکند ـ چگونه میتوان به دروغ، خیانت و حقکشی فکر کرد؟! در تماس با اثری سرشار از تناسب و زیبائی چگونه میتوان آیا جز در فراغ و جذبههای محبت و همنوع دوستی بود و دل به سرشتی پاک نبست؟! آنگاه که از کنار اثری جاودانه میگذریم، چگونه نیک و بد نامها را فراموش کنیم و فردا را؟! جز با تکیه بر ستونی بلند، سترگ و مطمئن از تاریخ و گذشته، چگونه میتوان تنهائی ـ این بیماری شوم و ساری قرن ـ را درمان کرد؟! ما حاصل [شهر و] معماری خویشیم همچنان که معماری [و کالبد شهر] حاصل اندیشه و نگاه ماست. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
نگاهی به آثار معماری و نقاشی میرحسین موسوی ..... ![]() در این روزهای داغ، نفسگیر و پرالتهابی که باقی مانده به انتخابات ریاست جمهوری، جامعه خبری ما تشنه اکتشاف است؛ کشف این راز که «میرحسین موسوی نهایتاً اصلاح طلب است یا اصولگرا؟ تفکرات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آخرین نخست وزیر ایران از ۲۰سال پیش چه تحولاتی را به خود دیده و به کدام قطب سیاسی نزدیک تر است؟» موسوی در نامه تشکر از سیدمحمد خاتمی، «راه درست را اصلاحات همراه با بازگشت به اصول» می داند و جامعه به ظاهر دوقطبی سیاسی ما، در پی این است که بداند در تفکر و به خصوص عمل میرحسین، اصلاحات پررنگ تر است یا بازگشت به اصول؟ بررسی آثار معماری میرحسین موسوی نکته حیرت آوری را روبه روی دیدگان ما به معرض نمایش درمی آورد، آنقدر که مرور آثار هنری او را، از بازخوانی ژورنالیستی رزومه غیرسیاسی یک کاندیدای مطرح، فراتر می برد. در دنیا کمتر سیاستمداری پیدا می شود که در سخنرانی های سیاسی از عالم هنر، شاهد مثال بیاورد. میرحسین موسوی را به همین سبب می توان جزء افراد نادر و کمیاب حوزه سیاست دانست. بارها پیش آمده که او برخلاف روال معمول در جمع های دولتی و حکومتی ما، با ذکر نمونه و مثال از هنرهایی همچون نقاشی و عکاسی به تشریح یک موضوع پرداخته است. بررسی زندگی آخرین نخست وزیر ایران حاکی از آن است که ذهن موسوی مملو از دغدغه های گوناگون و متفاوت است. میرحسین یک جا سیاستمدار است، جایی دیگر معمار. گاهی نقاش است، گاهی دیگر استاد دانشگاه (آن هم استاد دانشگاهی که هم معماری درس داده، هم درسی عمومی مانند ریشه های انقلاب اسلامی)، زمانی رئیس فرهنگستان هنر است و زمانی دیگر سرمقاله نویس روزنامه جمهوری اسلامی و در تمام این فعالیت ها رنگی از مذهب و ایدئولوژی دارد. کارهای هنری موسوی در زمینه معماری و نقاشی یک تشابه اساسی با رویکرد سیاسی او دارد. در عالم سیاست، او از اصلاح امور می گوید، اما بازگشت به اصول را فراموش نمی کند. احزاب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب او را به عنوان کاندیدای حزب برمی گزینند، اما از اردوگاه اصولگرایان نیز زمزمه حمایت برخی از افراد و گروه ها از او همچون جامعه روحانیت مبارز شنیده می شود. مشابه این رویکرد بینابینی در سلایق هنری میرحسین قابل مشاهده است؛ نگاهی به معماری مدرن دارد و از معماری کلاسیک و سنتی نیز دل نمی کند. در نقاشی اش همان عناصر آشنای فرهنگ ایرانی اسلامی وجود دارد، اما با بیانی مینی مال و مدرن. گویا موسوی در عوالم هنر و سیاست، هم دل در گرو سیستم های نوین و مدرن و اصلاحی دارد و هم پایبند به اصول و سنت و معیارهای کلاسیک است. با بررسی آثار نقاشی و معماری موسوی همان طور که آقای خاتمی اصولگرایی خود و میرحسین در عالم سیاست را غیر از فاندامنتالیسم می داند، ما هم می توانیم علاقه میرحسین در عالم هنر به ریشه های کلاسیک و سنتی را غیر ارتجاعی و نوگرا بدانیم. آشنایی با کلاسیسیسم و مدرنیسم در معماری جهان و ایران کمک می کند که بیشتر پی به دیدگاه های هنری موسوی ببریم. ● درگیری جهانی معماری کهن و معماری مدرن در غرب اقتضائات و پس لرزه های رنسانس، کشف مصالح جدید و جنگ های جهانی باعث شد چندین دهه معماری متقارن، کلاسیک، مملو از تزیینات و از همه مهم تر مبتنی بر مبانی ایدئولوژیک به حاشیه برود و جای خود را به معماری مدرن بدهد؛ معماری که از تمام کلیشه های کلاسیک فرار می کرد و تلاش داشت چیزی کاملاً متفاوت با گذشته ها باشد. مدرنیسم حرکتی انقلابی بود که باعث پیشرفت های فراوانی در این رشته شد و زنجیرهای دست و پاگیر کلاسیک را از آن دور کرد. اما به مرور درگیر رویکردهای اقتدارگرایانه شد، و بسیاری از نقاط مثبت پیشین را هم از ریشه زد. از دست رفتن ویژگی های مثبت دوران کلاسیک برخی را بر آن داشت تا با تلفیق اصول سنتی و مدرن کارهایی نیوکلاسیک و پست مدرن بسازند. در کلام ترکیب نقاط قوت دو طرز تفکر ایده جالبی به نظر می رسد اما در عمل، کلیت محصول کار پست مدرنیست ها آنقدرها قانع کننده نشد. ترکیبات ظاهری و باسمه یی خیلی ها را به تمسخر این سبک وامی داشت و عده کمی توانستند در این سبک آثار قابل قبولی به جای بگذارند. در ایران از دوره قاجاریه به بعد، در همان لحظاتی که امریکا و اروپا تحولات گسترده یی در زمینه های فرهنگ، سیاست، هنر و فناوری و معماری داشت، ما دچار انقطاع در روند منطقی معماری خود شدیم. تاکنون نیز نتوانسته ایم معماری چندهزارساله خود را که تا زمان صفوی در طول زمان با شرایط مختلف به روز و آداپته شده بود با هجمه اطلاعات جدید وارداتی منطبق و سازگار کنیم. ● میانه روی در سیاست و هنر همانند عالم سیاست موسوی در معماری نیز میانه روی را ترجیح می دهد. در معماری امروز ایران چند طرز فکر مختلف برای حل شکاف بین معماری سنتی و مدرن وجود دارد. میرحسین موسوی در کتاب مرور آثارش در این باره می نویسد؛ «عده یی تقلید کامل را چاره دانسته اند و عده یی التقاط و عده یی نیز برگشت به قرون سابق، و بعضی نیز گاهی این را گفته و عمل کرده اند و گاه آن را، و بلبشو ادامه داشته است.» همان طور که موسوی می نویسد هستند معمارانی که دوست دارند گذشته پرشکوه معماری ایرانی پیش از اسلام و بعد از اسلام را به معماری امروزی پیوند بزنند متاسفانه این تلاش در خیلی از موارد به محصولی کاریکاتورگونه منجر شده که هر ناظری را به خنده وامی دارد. استفاده باسمه یی و نچسب از مصالح و طرح های قدیمی در فضایی که فاقد هویت معماری است یا بهره بردن از مصالح جدید برای طرح های عیناً کپی شده سنتی، ابتدایی ترین و کودکانه ترین روش برای تلفیق این دو گونه است. محصول تقلید فرمال از یک شیوه و سپس ترکیب ناهمگون با شیوه دیگر توسط این گروه از آرشیتکت ها، به لحاظ هنری دست کمی از ساختمان های فاقد کیفیت معماری که به تنهایی توسط مهندسان عمران و بساز و بفروش ها ساخته می شوند، ندارد. اما در این بین هستند معماران اهل تفکری که تلاش دارند با دستیابی به ریشه های فکری این دو سبک آنها را به شکل مناسبی با هم دربیامیزند. میرحسین موسوی را می توان از دسته معماران و نقاشان جست وجوگری دانست که در تلاش برای رسیدن به نتیجه یی مطلوب از این تلفیق هستند. برای اثبات این مدعا دو نکته به کمک ما می آید؛ اول اظهارنظرهای موسوی در این باره است که شناخت خوب او را از مساله نشان می دهد و از آن مهم تر عمل او یا به عبارت بهتر، ساختمان های طراحی و ساخته شده توسط اوست. اظهار نظرها و طراحی های او را از نظر می گذرانیم. ● اظهارنظرهای موسوی درباره سنت و مدرنیسم ۱) «در عمارت شمس العماره که گویی با نگاهی به عالی قاپوی اصفهان بنا شده، به ستون های ریخته شده از چدن برمی خورید. گویی از ایستگاه های راه آهن قرن هجدهم فرانسه کپی شده اند. ساختمان شمس العماره ساختمان تردید است. از یک سو به پاریس و مسکو و لندن نگاه می کند و از سوی دیگر به دوران پرشکوه صفویه. در زمان پهلوی اول، یک نگاه به معماری فاشیستی آلمان است و نگاهی دیگر به معماری پرهیمنه قبل از اسلام. رژیم شبه مدرنیستی رضاخان مصمم بود که دوران اسلامی را در پرانتز بگذارد. در زمان پهلوی دوم هرگونه تردید و دودلی از بین می رود؛ تسلیم کامل در مقابل معیارهای مدرنیستی غرب، در حالی که در جامعه این تناقض ادامه دارد؛ عده یی نجات را در حرکت به سوی نمادهای گذشته می دانند و عده یی از فرق سر تا نوک پا فرنگی شدن. ۲) «ترس از امل بودن و انگ عقب ماندگی، دست و ذهن معمار را سانسور می کند. اثری منطقی است که هیچ اشاره یی به گذشته نداشته باشد. و برای همین حسینیه ارشاد را به یک معمار مشهور ارمنی می دهند ولی چون مثل سالن سینما در می آید با کمی کاشیکاری اسلامیزه می کنند یا فلان مسجد در یکی از مشهورترین میدان های شهر، آمیزه یی از سالن های تفریح و کلیساهای دست چندم غربی را القا می کند. از سوی دیگر معماران سنتی ضمن اجبار در استفاده از مصالح نو مثل تیرآهن و بتن آرمه، با کاشی و تزیین سعی می کنند هر چه بیشتر فضاهایی با حال و هوای قاجاری و حتی صفوی را احیا کنند غافل از آنکه یکی از رازهای موفقیت معماران بزرگ گذشته راه آمدن با مصالح و انکشاف طبیعت و استفاده از تکنیک های نو در هر زمان است.» ۳) «در دو دهه اخیر بارها از خود سوال کرده ام چرا باید سنت و نوگرایی مانند دو مفهومی ادراک شوند که دارای تقابلی جاودانه هستند و چرا این تقابل را ما پشت سر نگذاریم؟» ● طراحی های موسوی مهندس فارغ التحصیل دانشگاه ملی، در رزومه معماری خود چند بنای شاخص را دارد که دو تا پیش از انقلاب به سرانجام رسیده و مابقی پس از انقلاب ساخته شده اند. مرور این بناها و خصوصیات و ویژگی های ساختاری و تزییناتی آنها نشان می دهد موسوی سعی در تلفیق الگوهای معماری مدرن و معماری سنتی ایرانی (به ویژه معماری ایرانی دوره اسلامی) داشته است. به جرات می توان گفت حاصل این تلاش به لحاظ معماری نمره قبولی می گیرد. ۱) ساختمان های سازمان آب اصفهان؛ اولین پروژه مهندس موسوی پس از فارغ التحصیلی. ساختمان های این مجموعه تماماً آجری هستند و هنوز آن عناصری که بعدها بارها در طرح های مهندس تکرار می شود (و به نوعی به امضای معمارانه اش بدل می شوند) به بار ننشسته اند. ۲)کانون فرهنگی توحید؛ ساختمان های آجری، ورود تزیینات به ساختمان (به صورت منفذهای گل نویی) و استفاده بیشتر از نور طبیعی و دعوت آن به درون ساختمان. ۳) بقعه شهدای هفتم تیر (بهشت زهرا)؛ برجسته ترین اثر مهندس موسوی. به گفته خود مهندس موسوی طراحی این بنا در شرایط اجتماعی و اعتقادی ویژه یی صورت گرفته و به خصوص، آن درگیری عاطفی که مهندس موسوی با شهدای این بقعه داشت، او را به ساخت مجموعه یی رهنمون ساخت که چه از نظر کاربری و چه از نظر زیبایی و تناسبات فضایی، نکات نوآورانه بسیاری دارد. مهندس موسوی همواره دغدغه «سنت و مدرنیته» را در طرح هایش داشته است. عناصر معماری به کاررفته در این ساختمان تلفیق زیبایی از مفاهیم و معانی مساجد کهن ایرانی با مصالح مدرن است. هم آجرکاری ها، کاشیکاری ها و شیشه کاری های برآمده از سنت دارد و هم آنکه گنبدها و تویزه هایی دارد از بتن عریان. کامران عدل عکاس، در یادداشتی که در مرور آثار میرحسین نوشته است، ظرافت بازی نور بقعه شهدای هفتم تیر را «حیرت انگیز» خوانده است؛ چیزی که در ۴۰ سال عکاسی اش از بناهای معماری، در جای دیگری ندیده است. ۴)دانشگاه شاهد (اتوبان قم)؛ تاثیر تجربیات معماری غربی شرق گرا (به خصوص لویی کان) در طرح مشهود است. (هر چند نتیجه کار آنچنان منسجم به نظر نمی رسد.) ۵) مسجد سلمان فارسی (خیابان پاستور)؛ استفاده از بتن عریان، سازه آشکار، آجر، بازی با نور طبیعی (بالای محراب)، خطوط قرمز تیرها و تیرچه ها و خطوط آبی حوض ها و جوی ها دیگر به امضای طرح های مهندس موسوی بدل شده اند. ۶) طراحی مجموعه فرهنگی صبا (خیابان ولیعصر)؛ بزرگ ترین پروژه معماری مهندس موسوی یکی از مراکز مهم هنری و فرهنگی کشور است. این مجموعه از چند قسمت کاملاً متفاوت از نظر ساختاری تشکیل شده که به مرور زمان به یکدیگر پیوند داده شده اند. مجموعه فرهنگی صبا، فرصت مغتنمی برای تجربیات متفاوتی بوده که مهندس موسوی همیشه دنبال کرده است. استفاده از نور طبیعی در گالری های موزه، مصالح عریان (و در این مجموعه بهره گیری گسترده از تاسیسات عریان) و همچنین استفاده عینی از تزیینات سنتی (در گالری خیال) در مقابل ساختار و سیرکولاسیون مدرن گالری های چند طبقه مرکزی، امتزاجی به دست می دهد که ذهن را به یاد معماری پست مدرن می اندازد. (اگر پست مدرن در معماری را معماری مدرن« تاریخ بدانیم.) ۷) مرمت و بازسازی موزه هنرهای معاصر فلسطین (خیابان صبا) ۸) مرکز مطالعات استراتژیک تشخیص مصلحت نظام؛ پس از سال ها طراحی در فضای پروژه های فرهنگی و مذهبی، با طراحی مرکز مطالعات استراتژیک، مهندس موسوی در آخرین پروژه ساخته شده خود، به سمت معماری اداری بازمی گردد؛ این بار اما با یک برج بلندمرتبه. در این ساختمان، جای بتن عریان کارهای پیشین مهندس را سنگ های خاکستری و سیاه گرفته است. رنگ قرمز عناصر سازه یی فلزی، آبی شده و ساختمان در پرده یی شیشه یی پوشیده شده است. اگر بقعه شهدا و یادمان شهید خرازی به گذشته و خاطرات نگاه می اندازند، جهت اشاره مرکز مطالعات استراتژیک امروز است. روزهای کمی به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده. میرحسین موسوی در صورت پیروزی در انتخابات، در عمل نشان خواهد داد چه طرز فکری را در سیاست، ورزش، اقتصاد، فرهنگ و هنر دنبال می کند. اصول را پررنگ تر دنبال می کند یا اصلاح امور؟ اما در این میان پیکر نیمه جان معماری و شهرسازی معاصر ایران بیش از هر بخشی می تواند از حضور موسوی در راس قدرت بهره ببرد. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
![]() پل طاقی است روی رودخانه، دره، یا هر نوع گذرگاه که رفتوآمد را ممکن میسازد. امروزه در مبحث مدیریت شهری، پل را سازهای برای عبور از موانع فیزیکی قلمداد میکنند تا ضمن استفاده از فضا بتواند عبورومرور و دسترسی به اماکن را تسهیل کند. واژه پل که در پهلوی به صورت (Puhl) آمده، در زبان فارسی به صورت پول نیز به کار رفته است.ساخت پلهای سنگی به دوران قبل از رومیها برمیگردد که در خاور میانه و چین پلهای زیادی به این شکل برپا شده است. در ایران نیز ساختن پلهای کوچک و بزرگ از زمانهای بسیار قدیم رواج داشته و پلهایی نظیر سی و سه پل، پل خواجو و پل کرخه بیش از ۴۰۰ سال قدمت دارند. در زبان عربی واژههای جِسر و قنطره به معنای پل است؛ با اینکه لغتشناسان عرب این دو واژه را به یک معنا گرفتهاند، در عین حال تفاوتهایی هم میان آنها گذاشتهاند و قنطره را به معنای پل سنگی یا آجری (قوس دار) گرفتهاند. علاوه بر این، قنطره گاه به معنی مجرای آب، سدّ و قلعه هم به کار رفته است. در متون تاریخی و جغرافیایی معمولاً جسر به معنای پلهای قایقی یا چوبی به کار رفته است و احتمالاً از همین روست که برخی از محققان تصریح کردهاند که جسر به معنای پل زورقی یا چوبی است. احتمالاً قدیمترین و ابتداییترین شکل پل به زمانی بازمیگردد که بشر توانست با استفاده از تنه درختان و سنگهای بزرگ، امکان عبور از نهرها و درّه ها و مسیلها را فراهم آورد. از اینرو ساخت پل و استفاده از آن در مناطق کوهستانی و دارای عوارض طبیعی، بیش از نواحی مسطّح و کویری معمول بوده است. اما پلهای واقعی از وقتی شکل گرفتند که تکیه گاه و پایههای پل ابتدا آماده میشد و سپس یک تخته سنگ یا چند تیر چوبی را روی دو پایه مینهادند و روی آنها را تخته پوش میکردند. قدیمترین پل قوسی در ایران که آثار آن تاکنون نیز بر جای مانده، پلی است که اورارتوها در قرن هشتم پیش از میلاد بر رود ارس بنا کردند. در ساحل ایرانی رود ارس یک پایه از این پل بر جای مانده که از سنگهای بزرگی ساخته شده است. از دوره هخامنشی نیز پلهای قوسی باقی مانده است. باستان شناسان انگلیسی یکی از این پلها را که در قرن چهارم و پنجم پیش از میلاد در پاسارگاد ساخته شده، شناسایی کرده و از زیر خاک بیرون آوردهاند. این پل با ۱۶ متر پهنا روی ۳ ردیف پایه، هر ردیف شامل ۵ ستون سنگی، بنا شده و سطح روی آن از چوب بوده است. از دیگر پلهای قوسی دوره ساسانی که ۷ چشمه از ویرانههای آن باقی مانده، پل شاپوری در ۲ کیلومتری خرّم آباد است. دیگر پل قوسی مهم دوره ساسانی پل چم نمشت روی رود صیمره است که اکنون قسمتی از پایههای فروریخته آن برجای مانده است. علاوه بر پلهای قوسی زیبا و متعدد که پیش از اسلام به دست رومیان یا ایرانیان ساخته شده بود، پلهای زیادی نیز در عصر اسلامی برپا گردید. در میان پلهای قوسی دوره اسلامی پل سنگی ایذه که یاقوت حموی آن را از عجایب جهان خوانده اهمیت ویژه ای دارد. این پل به نام مادر اردشیر بابکان، خرّزاد نامیده میشده و دارای طاقی به ارتفاع ۱۵۰ ذراع از سطح آب بوده است. همچنین پل آجری هندوان که دو محله خاوری و باختری اهواز را به هم وصل میکرده، اهمیت داشته است. لرستان نیز چندین پل از زمان ساسانیان بر رودخانه کشگان، که از نزدیکی خرم آباد میگذشت، وجود داشت که بعدها احیا و مرمت شد. یکی دیگر از پلها، که برخی باستان شناسان آن را متعلق به دوره ساسانی میدانند، پل شهرستان در ناحیه جی قدیم بوده که بقایای آن اکنون در ۴ کیلومتری شرق اصفهان وجود دارد. پایههای این پل روی سنگهای طبیعی کف رودخانه استوار شده است. در فاصله قرون سوم تا پنجم در خراسان بزرگ و ماوراءالنهر چند پل مشهور وجود داشت. در روزگار معاویه، عطاءبن سائب، فرمانده مسلمانان، روی ۳ رود در شهر بلخ ۳ پل ساخت که به نام او به قناطر عطا شهرت یافتند. در قرن سوم روی رود وخشاب بر سر راه تملیات به واشجرد در قبادیان پل سنگی معروفی بوده که دو پایه آن بر دو صخره برجسته بنا شده بود. یکی از جالبترین پلهای ایران پل قافلانکوه بر رودخانه قزل اوزن در میانه است که بر اساس کتیبه آن در دوره تیموری و در سالهای ۸۸۹ ـ۸۹۰ ساخته شده است. در دوره صفویه، بویژه به دلیل اتخاذ سیاست گسترش راههای کاروانرو و افزایش بنای کاروانسراها، پلهای بسیاری در مناطق مختلف ایران احداث شد. در ۵۰ کیلومتری غرب بندرعباس در جاده کاروانرو اصفهان ـ بندرعباس در ۲۰ کیلومتری مصب رود کُول، بقایای پلی به چشم میخورد که با ۸۰۰ متر طول طویلترین پل ایران محسوب میشده است. در دوره صفوی چند پل بسیار زیبا در اصفهان ساخته شده که از جمله مهمترین آنها میتوان به پل خواجو، پل مادنان، سی و سه پل و پل جویی اشاره کرد. مادنان یا پل سرفراز در زمان شاه سلیمان صفوی و به دست یکی از ثروتمندان ارامنه ساخته شد. پل جالب توجه دیگر پل خان است که در اوایل قرن ۱۱ بر سر راه اصفهان به شیراز بر رود کُر ساخته شد. در این دوره در آذربایجان نیز پلهای زیادی ساخته شد، از جمله پل سرخ مهاباد که در ۱۰۷۹ بر رود ساوجبلاغ بنا شد و برخی از پژوهشگران پایههای آن را متعلق به دوره هخامنشی میدانند. پل دیگر که در شهر نیر در استان اردبیل واقع است، پایههایی به ارتفاع ۱.۵متر دارد و در ساخت آن از سنگهای مستطیل شکل تراش خورده گورستانهای متروک استفاده شده است. در ساخت پل دختر در میانه نیز سنگهای قبرستانها را به کار بردهاند. پل سازی همراه با احداث جادههای کاروانرو در دوره قاجار نیز کمابیش ادامه یافت. پلهایی که در دوره اخیر ساخته شده، به پیروی از معماری جدید، با آهن یا بتون مسلح ایجاد و روی آنها با سنگهای طبیعی تزیین شده است. در مسیر راه آهن ایران دو پل از اهمیت بیشتری برخوردارند: پل وِرِسک، در مسیر تهران ـ گرگان، دیگری پلی فولادی که در درّة قُطور است. ● انواع پلها: پل قوسی، پلی است با تکیه گاههای انتهائی در هر طرف، که شکلی نیم دایره مانند دارد. پلی که از رشتهای از قوسها تشکیل شده باشد، پل درهای نامیده میشود. پل قوسی ابتدا توسط یونانیها و از سنگ ساخته شد. بعدها، مردم باستان از ملات در پلهای قوسی خود استفاده کردند ▪ پل فلزی ▪ پل بتنی مسطح ▪ پل بازویی ▪ پل کابلی ▪ پل نظامی ▪ پل معلق ▪ پل تشریفاتی ▪ پل سوارهرو ▪ پل هوایی |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
![]() در دنیای امروز تنوع و گوناگونی در همه بخش های زندگی به چشم می خورد. از پوشاک و خوراک گرفته تا وسایل نقلیه و گوشی های تلفن همراه و هر آنچه بتوانید فکرش را بکنید. حتماً برای شما هم پیش آمده است که هنگام تصمیم گیری برای خرید یک کالا دچار سردرگمی و بعضاً دودلی شده باشید. حال وقتی قرار باشد برای منظور خاصی چند کالای مختلف خریداری کرده و به این همه فاکتور هماهنگی و تناسب را نیز بیفزاییم، مساله حتی پیچیده تر می شود. به عنوان مثال انواع و اقسام مدل های پرده و مبلمان و کاشی های رنگارنگ و... در بازار موجودند، که نمی توانید از همه آنها در دکوراسیون منزل خود استفاده کنید. حتی با این پیش فرض که از نظر اقتصادی محدودیتی نداشته باشید، طبیعتاً مایل هستید ترکیب خوشایندی از رنگ و اشیا در فضای مورد نظر خود داشته باشید در غیراین صورت سرمایه و وقت شما هدر خواهد رفت. برخی با داشتن تصوری از «زرنگی» سعی می کنند به جای استفاده از نظر یک متخصص - که در نهایت حق الزحمه یی طلب می کند- نظرات و کارهای انجام شده در زمینه طراحی داخلی چند متخصص را اینجا و آنجا بشنوند و ببینند و از هر یک تکه یی برگیرند و به گمان خود طرحی درافکنند که نتیجه اش اتفاقی جز آفرینش یک بازار مکاره نیست. برخی نیز به دلیل ترس از ایجاد آشفتگی و نبود هماهنگی در نهایت به داشتن فضایی خنثی، یکنواخت و بی روح رضایت می دهند. مسلم است برای همه ما و در همه موارد چه از نظر اقتصادی و چه بسیاری موارد دیگر مشورت با یک طراح میسر نیست. در این گونه موارد شما می توانید با کمی دقت و توجه از تبدیل محیط منزل خود به فضایی که بیشتر شبیه به نمایشگاهی از کالاها و رنگ ها و شکل های گوناگون است، جلوگیری کنید. نخستین گام آن است که بر آنچه خودتان به راستی می خواهید، تمرکز کنید. فراموش نکنید که شما می خواهید محیطی دلپذیر برای خودتان به وجود بیاورید، نه اینکه دیگران را تحت تاثیر قرار دهید. چیزی که برای دیگران خوب است، ممکن است برای شما خوب نباشد. و در این زمینه هیچ کس نگفته است که شما مجبور به تبعیت از قانون خاصی هستید. سعی کنید روحیه و پسند واقعی خود را بشناسید. به این فکر کنید که به راستی چگونه فضایی می خواهید داشته باشید. آنچه را به راستی دوست دارید در اطراف خود گرد آورید. هیچ اشکالی ندارد اگر با دیگران متفاوت باشید. این یک حق طبیعی است. فراموش نکنید خانه شما بدن بزرگ تر شماست. به سلیقه و اولویت های خود و سایر استفاده کنندگان از آن فضا (به عنوان مثال همسر، فرزندان و...) احترام بگذارید. سن و سال، جنسیت، نوع و ساعات غالب بهره برداری از فضاهای مورد نظر را در تصمیم گیری خود لحاظ کنید. به احساس خود اعتماد کنید. پیش از هر تصمیمی از خود بپرسید؛ «در این فضا مایلم چه احساسی داشته باشم؟» آرامش؟ انرژی؟ خونسردی؟ امنیت؟ تمرکز؟ سپس بکوشید آگاهی خود را نسبت به فاکتورهای موثر در این تصمیم گیری تا حد امکان افزایش دهید. یکی از مهم ترین فاکتورها «رنگ» است. آگاهی بیشتر شما نسبت به رنگ ها، ویژگی و تاثیر آنها موجب می شود بهتر بتوانید درباره دکوراسیون منزل و محیط کار خود تصمیم گیری کنید. در اینجا سعی می شود آگاهی هرچند اندکی درباره رنگ ها به شما داده شود.به طور کلی در چرخه رنگ، رنگ های اشباع که در بخش قرمز، نارنجی و زرد قرار می گیرند، رنگ های گرم نامیده می شوند؛ این رنگ ها در ما به افزایش سطح انرژی تمایل دارند. رنگ هایی که در بخش آبی، بنفش تا سبز قرار دارند، برعکس هم از نظر فیزیکی و هم روانی، آرامش بخش بوده و در اصطلاح رنگ های سرد نامیده می شوند. این ویژگی در مورد رنگ هایی که کمتر اشباع بوده یا ته رنگی از رنگ اصلی هستند، ممکن است متفاوت باشد. با استفاده از رنگ های خنثی (سفید، سیاه، خاکستری، قهوه یی) فضایی فاقد هرگونه تنش و البته یکنواخت و بعضاً خسته کننده خواهیم داشت. به کارگیری رنگ های تیره صرف نظر از گرم یا سرد بودن آنها معمولاً باعث می شود فضا کوچک تر حس شود و به طریق اولی به کارگیری رنگ های روشن باعث ایجاد احساس گشادگی در فضا می شود. هرچند همه افراد بشر به طریق یکسانی نسبت به رنگ ها پاسخ می دهند ولی بهتر است بدانید تاثیر یک رنگ خاص بر دو فرد بشری یکسان نیست. نخست به این دلیل که ساختار چشم افراد مختلف با یکدیگر تفاوت هایی هرچند اندک دارد. آنچه چشم شما از رنگی خاص درک می کند، با آنچه چشم دوست، همسر یا حتی فرزندتان درک می کند، متفاوت است. دلیل دیگر آن است که رنگ ها در فرهنگ های مختلف دارای معانی مختلف هستند. به عنوان مثال در یک فرهنگ رنگ سیاه نماد عزا و اندوه است و در دیگری رنگ سفید. هرچند این امر بیانگر «حقیقت» رنگ ها نیست ولی در هر حال بر احساس افراد نسبت به آن رنگ اثر می گذارد. از طرف دیگر هر یک از ما دارای مجموعه یی از تجربیات و خاطرات هستیم؛ یک رنگ خاص می تواند احساسی از دوران کودکی را در ما زنده کند یا خاطره یی از نخستین دیدار با فرد مورد علاقه مان را یادآور شود. رنگ آن لباس یا اسباب بازی که آن همه دوست می داشتیم، رنگ تند و شاد اولین دوچرخه، نورهای رنگی که از پنجره های رنگی می گذشتند و درون اتاق های خانه مادربزرگ جاری می شدند، رنگ خاص پیراهن دوستی که برای آخرین بار برایش دست تکان دادیم، در ارتباط نزدیک با احساساتی هستند که در هر زمان ممکن است دوباره با دیدن همان رنگ تجربه کنیم. بنابراین لزوماً و تنها با تکیه بر آنچه تحت عنوان روانشناسی رنگ ها نامیده می شود، نمی توانیم انتخاب مناسبی داشته باشیم. با این همه می توانیم در مورد هر رنگ واکنش هایی را که در اغلب افراد عمومیت دارد بررسی کنیم و بشناسیم. رنگ سفید؛ این رنگ می تواند یادآور شادابی یک عروس در پیراهنش، ابرهای پشته یی روزهای بهاری و آرام، تازگی برف و نرمی پنبه باشد. در عین حال در فرهنگ چینی- ژاپنی این رنگ نماد عزا و اندوه است. به کارگیری این رنگ روی کف، دیوارها و سقف باعث می شود اتاق شما بزرگ تر به نظر برسد. برای برخورداری از ویژگی های این رنگ نیازی ندارید به مقدار زیاد از آن استفاده کنید. ممکن است تنها قاب در و پنجره اتاق تان را سفید کنید و بر کیفیت فضا بیفزایید؛ همچنین می توانید از رنگ عاجی یا کرم استفاده کنید، چرا که به کارگیری رنگ سفید درخشان می تواند حالتی استریلیزه به فضا بدهد. اگر شما دوست ندارید رنگ های زیادی در اطراف خود داشته باشید و در عین حال همه چیز را هم سفید نمی خواهید، می توانید این رنگ را در ترکیب با سایر رنگ های خنثی مثل خاکستری، سیاه یا قهوه یی به کار برید. رنگ خاکستری؛ به کارگیری این رنگ در پس زمینه باعث جلوه بیشتر سایر رنگ ها می شود. همچنین در کنار رنگ سفید و رنگ های خنثی و تیره تر بسیار زیبا خواهد بود. افزودن مقداری رنگ خاکستری به هر رنگ دیگر آن را زنده می کند. تاثیر واقعی این رنگ به ته رنگی که در آن موجود است بستگی بسیار دارد. به عنوان مثال یک خاکستری تیره مایل به زرد افسرده کننده است به خصوص اگر آن را در ترکیب با والورهای رنگ قهوه یی به کار برید. به خاطر داشته باشید از این رنگ به طور مختصر و بجا استفاده کنید. با مقدار زیاد این رنگ در نهایت فضایی عبوس و غمزده خواهید داشت. در کنار آن کمی رنگ سفید یا رنگی شورانگیزتر به فضا وارد کنید و ببینید چقدر شیک و فریبنده می شود. رنگ سیاه؛ این رنگ به شما این امکان را می دهد که بر شیء خاصی در اتاق تاکید کرده و توجه را به آن جلب کنید. البته ابعاد و اندازه ها را باید در نظر بگیرید؛ به عنوان مثال یک مبل سیاه بزرگ برای اتاق بسیار کوچک شما مناسب نخواهد بود چرا که حالت خفگی در آن ایجاد می کند. این رنگ در پاره یی فرهنگ ها نماد قدرت و پرستیژ است و در برخی نماد شیطان و قدرت های شیطانی. در فرهنگ ما این رنگ یادآور سوگواری و اندوه و بیشتر خاص موقعیت های جدی و رسمی است. از این رنگ با دقت استفاده کنید. درست همان طور که از خط چشم برای آرایش و زیبایی چشم بهره می برند، شما می توانید این رنگ را در جزئیات، حاشیه ها، قاب تصاویر، میزهای کوچک و... به کار گیرید و بدین ترتیب بر شیکی و اصالت دکوراسیون منزل خود بیفزایید. برای کاهش قدرت و اثر روانی بلامنازع این رنگ می توانید والورهای روشن تر آن را انتخاب کنید. رنگ قهوه یی؛ برای داشتن رنگ قهوه یی باید چند رنگ با یکدیگر مخلوط شوند؛ سیاه، نارنجی/ قرمز، زرد، سبز، خاکستری و حتی ارغوانی. به همین دلیل و از آنجا که جایگاه خاصی در چرخه معروف رنگ ندارد، در دسته رنگ های خنثی قرار داده شده است. اثرات روانی این رنگ با درصد و نوع رنگ های تشکیل دهنده آن نسبت مستقیم دارد. بدین ترتیب برخی از ترکیبات رنگ قهوه یی ممکن است برای شما خوشایند و برخی بسیار ناخوشایند باشند. این رنگ جالب می تواند تداعی گر طعم شکلات یا قهوه بوده و بیانگر رفاه و زندگی خوب باشد. در طبیعت تنوع زیادی از این رنگ وجود دارد. خاک زمین و ساقه بسیاری از گیاهان قهوه یی است. شاید به همین دلیل است که در روانشناسی رنگ ها آن را ایمن، اطمینان بخش و پایدارکننده توصیف می کنند؛ چرا که ما تمایل داریم به اینکه در طبیعت احساس امنیت کنیم. این رنگ می تواند به فضای شما عمق و گرمی بخشیده و آن را همچون مام زمین پذیرا و دعوت کننده سازد. تاثیرات این رنگ نه تنها به والورهای رنگ به کار رفته در مخلوط آن بلکه به جنس مصالحی که بر آن می نشیند نیز بستگی دارد. یک مبلمان شیک چوبی پرداخت شده روی کفپوشی از رنگ خنثی بسیار خیره کننده و اصیل است. از طرف دیگر چوب خام روی بافته یی پشمی به رنگ قهوه یی بیشتر حالتی روستایی و ساده دارد. به جز چوب، آجر نیز می تواند سایه رنگی از قهوه یی را به فضای منزل شما بیفزاید. با به کارگیری ترکیبات قهوه یی مایل به قرمز و مایل به زرد فضای دلپذیر، باشکوه و گرمی خواهید داشت. رنگ زرد؛ این رنگ بیانگر خوش بینی، سرشار از زندگی و هیجان، نماد خورشید و برانگیزاننده روح و جسم و احساسات ماست. این رنگ سوخت و ساز بدن را افزایش داده و در کمال ناباوری باعث آشفتگی، اضطراب و بدخلقی کودکان می شود. در پاره یی موارد این رنگ به داشتن تمرکز بیشتر نیز کمک می کند. مردم معمولاً یا این رنگ را دوست دارند و واقعاً دوست دارند یا دوست ندارند، بنابراین در به کارگیری آن ناچارید بیشتر بر سلیقه و حس خود متکی باشید تا تاثیر آن بر دیگران. اگر این رنگ موردپسند و دلخواه شماست، مجبور نیستید حتماً آن را روی دیوار داشته باشید. فراموش نکنید رنگ زرد بیش از سایر رنگ ها موجب خستگی چشم می شود. تجربیات نشان داده اند بیشتر افراد در اتاق های زرد به راحتی کنترل اعصاب خود را از دست می دهند. بهتر است به میزان کم و در قسمت های خاصی از آن استفاده کنید. دسته گلی زرد رنگ، یک یا دو شیء کوچک زردرنگ می توانند فضای تیره و محزونی را شادی و روشنی بخشند، درست مثل لبخندی بر چهره. رنگ نارنجی؛ رنگی گرم، انرژی بخش، زنده و مفرح است که درست مانند رنگ قرمز، اشتها را افزایش می دهد و می توانید در آشپزخانه و اتاق غذاخوری از آن استفاده کنید. در نپال و هند این رنگ نشانه یی از تقدس است. درست مانند سایر رنگ ها نوع واکنشی که این رنگ ایجاد می کند به ترکیب بندی آن (مایل به زرد یا مایل به قرمز) و روشنی و تیرگی اش (تا چه حد با رنگ های تیره یا روشن خنثایی مخلوط شده است ) بستگی دارد. نارنجی وقتی با هیچ رنگ خنثی مخلوط نشده باشد، بیشترین قدرت را داراست. پس اگر نمی خواهید رنگ قدرتمندی در فضای خانه داشته باشید آن را با رنگی خنثی مخلوط کرده و سپس به کار گیرید. رنگ قرمز؛ رنگی بسیار قدرتمند است. رنگ خون که در همه انسان ها یکی است. تقریباً در همه فرهنگ ها این رنگ می تواند بیانگر هشدار و علامت خطر باشد. فضاهای قرمز هواهای نفسانی را افزایش می دهند. اگر دو دایره به رنگ های قرمز و آبی داشته باشیم، چنین به نظر می رسد که آبی در خود فرو رفته و دور می شود، در حالی که قرمز به ما نزدیک و نزدیک تر می شود. اگر می خواهید حس کنید دیوارهای خانه بر شما فرو می ریزند البته می توانید همه آنها را به رنگ قرمز درآورید، این رنگ همچنین موجب افزایش اشتها می شود. اثرات روانی این رنگ به شدت آن بستگی نزدیک دارند. قرمز خالص و درخشان ممکن است خون شما را به جوش آورد ولی با کمی قرمز اخرا یا آجر قرمزرنگ فضایی گرم و صمیمی خواهید داشت. رنگ صورتی؛ اگرچه روشن شده رنگ قرمز است ولی اثر کاملاً متفاوتی برجای می گذارد. به طور معمول آن را رنگی زنانه می دانند و در وسایل مربوط به نوزادان دختر فراوان از آن استفاده می شود. آن را آرامش بخش و تسکین دهنده توصیف کرده اند. این رنگ می تواند ما را به دوران کودکی ببرد. (آب نبات های صورتی رنگ را به خاطر آورید.) همچنین در مقابل یک شیء صورتی میل مقاومت ناپذیری به نوازش می تواند در ما ایجاد شود. تحقیقات نشان داده اند اتاق های صورتی رفتارهای خشن را کاهش می دهند. رنگ بنفش؛ در چرخه رنگ ها بین رنگ های قرمز و آبی قرار دارد. تاثیر روانی آن بستگی به درجه گرمی یا سردی آن (میزان رنگ قرمز یا آبی در آن) دارد. بنفش متمایل به آبی متین و آرام بوده و غنایی اسرارآمیز دارد. در کاربرد بنفش متمایل به قرمز باید دقت بیشتری کرد؛ چرا که می تواند فضا را تحت سلطه درآورد و همیشه خطر آن هست که حالتی زننده یا خیلی بی ارزش در اتاق شما ایجاد کند. از نظر تاریخی این رنگ سمبلی از سلطنت، قدرت و ثروت است. زمانی طولانی تنها اشخاص بسیار مهم از این رنگ در پوشش خود استفاده می کرده اند. همچنین در کلیسای کاتولیک این رنگ نماد شهادت بوده است. برای لذت بردن از این رنگ در فضای منزل تان نیازی به دانستن همه حقایق تاریخی مربوط به آن ندارید. با کمی دقت این رنگ می تواند جلوه یی لوکس به منزل شما ببخشد. رنگ آبی؛ این رنگ بیشترین میزان علاقه مندان را دارد و موردپسند هر دو جنس زن و مرد است. همانند رنگ بنفش رنگی کمابیش سلطنتی است. این رنگ آرام بخش بوده و می تواند حالتی معنوی در شما ایجاد کند. (کاشی های آبی مساجد را در نظر آورید.) معمولاً در اتاق های خواب از آن استفاده می شود. همچنین این رنگ قدرت تمرکز و خلاقیت را افزایش می دهد و به کارگیری آن در فضای مطالعه یا اتاق درس کودکان بیجا نخواهد بود. همچنین به عنوان نمادی از پاکیزگی (یادآور آب) شناخته شده است و به خصوص رنگ های تیره تر آن به حمام شما جلوه یی شیک و تمیز می بخشد. گفته شده رنگ آبی باعث کاهش اشتها می شود. اگر شما در رژیم غذایی به سر می برید، ممکن است در آشپزخانه و اتاق غذاخوری خود از آن استفاده کنید و امتحان کنید که این ادعا تا چه حد صحت دارد. در فلسفه هندی رنگ نیلی که زیرمجموعه آبی است مرتبط با چشم سوم بوده و بر بصیرت ذاتی دلالت دارد. این رنگ آبی است که باعث می شود آسمان دور و بی نهایت باشد؛ پس اگر شما می خواهید فضای اتاق بزرگ تر به نظر برسد، می توانید دیوارها را به آن رنگ درآورید، مثل این خواهد بود که دیوارها از شما دور می شوند همچنین در یک اتاق آفتابی و زیادی گرم این رنگ می تواند موجب آن شود که احساس خنکی کنید. (هرچند حقیقتاً دما پایین نیامده باشد.) رنگ سبز؛ به رنگ شفابخش معروف بوده و همچون آبی اثرات آرام کنندگی دارد. این رنگ برای چشم بسیاری خوشایند است و تلورانس مختلفی از آن در طبیعت دیده می شود. با ته رنگ های روشن آن می توان به آسانی برای مدت های طولانی زندگی کرد. سبزهای مایل به زرد یا خاکی آنچنان موردپسند نیستند و همچنین بعضی از زیرمجموعه های این رنگ در درازمدت خسته کننده اند و بهتر است به میزان کم از آنها استفاده کرد. در به کارگیری این رنگ بر روی دیوارها و پارچه ها باید دقت شود وگرنه می تواند اثر نادرستی بر جای گذارد. در طبیعت و حتی در یک برگ کوچک انواع مختلفی از رنگ سبز وجود دارد و اگر شما دیوار اتاق تان را صرفاً به یکی از این رنگ ها در بیاورید حالتی مصنوعی خواهد یافت. بهتر است با تأسی به طبیعت از چندین زیرمجموعه این رنگ در دکوراسیون داخلی خود استفاده کنید. در این میان کمی رنگ قرمز هم وارد کنید و از عمق و پیچیدگی ایجاد شده در فضا لذت ببرید. توصیه پایانی؛ از آنجا که شخصیت و تاثیر رنگ ها تحت تاثیر نورهای مختلف تغییر می کند، بنابراین بسیار مهم است رنگی را که انتخاب کرده اید قبلاً در نور مصنوعی مشابه منزل خود امتحان کرده و از تاثیر مورد نظر خود مطمئن شوید. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
![]() هندسه بدلیل نفی هرگونه هرج و مرج فضائی به رشد رسیده را بوجود می آورد و در رشد شخصیت مخاطب خود نقشی ویژه دارد. نشانه های فرهنگی , همچون نشانه های طبیعی , عام و بی زمان است , و لذا هندسه را می توان با قوامینی همتراز قوامین علمی تبیین کرد.نقشهای هندسی اسلامی , آینه یک تمایل فرهنگی است.این تمایل همان گریز از طبیعت و میل به انتزاع هندسی است.در هم آمیختن نقش و زمینه , بازتاب جهان بینی خاص اسلامی است که قدرت را مختص خداوند متعالی می شمارد که همه مراتب نزد وی یکسان است پس نقشهای هندسی اسلامی زاده یک مقصود هنری است که نگاره های طبیعت گرای کلاسیک را تغییر و به مدار فرهنگی کاملآ متفاوتی وادار کرد. از میان دانش های روز , از جمله ریاضات و هندسه و آن ها که علوم خالص به شمار می آمدند , برخی نقش آفرینی بیش تری یافتند و کار ساز شدند.ریاضیات , به دلیل استحکامی که در ذات خود داشت و به دلیل اتکاء بر " عدد " نمادهائی از مفهوم برابری را میان افراد جامعه می نمایاند.و چنان که " بنیامین فارینگتن " میگوید , " تا نیمه , طعم و بوی " دموکراسی " می دهد; ضمن اینکه عدد , موجودیتی مفهومی خود که زاده از " منطق " بود را هرگز در سطح ثانوی یا فرعی قرار نمی داد.ویلیام موریس (William Morris) میگوید : "معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشری را احاطه میکند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم، نمیتوانیم از معماری خارج شویم، زیرا معماری عبارت است از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی که هماهنگ با احتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده از آن مستثنی هستند ".و همان گونه که می دانید شکل کلی فضای معماری برانگیزاننده ادراک مخاطب خود خواهد بود. هندسه بدلیل نفی هرگونه هرج و مرج فضائی به رشد رسیده را بوجود می آورد و در رشد شخصیت مخاطب خود نقشی ویژه دارد.آری هندسه تا نیمه طمع و بوی دموکراسی می دهد.فلورو به اتکاء شناخت کاملی که از دانشمندان بزرگ پیش از افلاطون داشت ((سقراط , لیمورگوس , فیثاغورس و دیگران)) , مفهوم افلاطونی ((خدا-هندسه دان)) را تفسیر می کند : (( ....ریاضیات , در واقع , از آنجا که بر روی اعداد بنا شده است , چیز ها را به شکلی برابر توزیع می کند ; هندسه , چنان که بر روی تناسبات بنا شده است , چیزها را بر اساس شایستگی توزیع می کند. بنابراین هندسه هرج و مرج در دولت نیست , اما برعکس , در آن اثر گذاری مهمی را در زمینه متمایز کردن آدمیان خوب و بد اعمال می کند ; به این شکل , که نه بر مبنای اهمیت یا بر حسب اتفاق , اما بر پایه تفاوت میان عادت سوء و خصیصه خوبشان پاداش می گیرند.این سیستم هندسی همان سیستم متکی بر تناسب است که خدا بر چیزها اعمال می کند و , (( تینداروس )) عزیز , این همان است که عدالت و احقاق حق نامیده می شود.این سیستم به ما یاد می دهد که باید عدالت را مانند برابری مورد توجه قرار دهیم اما نه برابری را مانند عدالت ; و بنابراین , آنچه که اکثریت آمال خود قرار می دهند از تمامی بی عدالتی ها بزرگتر است و خدا آن را از دنیا دور کرده . زیرا غیر قابل عملی کردن بوده است ; اما او توزیع ثروت ها بر اساس شایستگی را از طریق ثبات بخشیدن به آن بر مبنای هندسه , یعنی بر حسب تناسب و قانون , مورد حفاظت قرار می دهد و نگاهش می دارد.)) سید حسین نصر در کتابش به نام علم در اسلام بر اهمیت هندسه در معماری اسلامی میگوید: " عشق مسلمانان به ریاضیات , خاصه هندسه و عدد , مستقیمآ به لب پیام اسلام مربوط است , که همانا عقیده توحید است و افزود که در جهان بینی اسلامی ویژگی تقدس ریاضیات در هیچ جا بیشتر از هنر ظاهر نشده است ; در هنر ماده به کمک هندسه و حساب شرافت یافته , و فضائی قدسی آفریده شده که در آن حضور همه جایی خداوند مستقیمآ انعکاس یافته است.نقشهای هندسی بی نهایت گسترش پذیر , نمادی است از بعد باطنی اسلام و این مفهوم صوفیانه " کثرت پایان ناپذیر خلقت , فیض وجود است که از احد صادر می شود :کثرت در وحدت " ابن خلدون می گوید : باید دانست که هندسه ذهن را روشن و فکر را مستقیم می سازد.جمله براهین آن بس روشن و بسامان است.بعید است که به استدلال هندسی خطا راه یابد , زیرا که سخت متقنن و منظم است.لذا فکری که پیوسته خود را به هندسه وا می دارد , بعید است که به خطا در افتد....همچنین دانشمندان هندسه را قادر به برانگیختن روح برای تعمق در مراتب عالیتر ادراک می دانند.بورکهارت در کتاب اصلی خود در زیبا شناسی , که در سال ۱۹۶۷.م با نام هنر مقدس در شرق و غرب از فرانسه به انگلیسی ترجمه شد می گوید : آفت اصلی که باید از آن احتراز کرد این ذهنیت عالمانه است که به همه آثار هنری از قرون گذشته چون پدیده هایی صرفآ تاریخی نظر می کنند که به گذشته تعلق دارد و ارتباط آن با زندگی امروز بسی ناچیز است....باید پرسید در هنر اجداد ما چه چیزی بی زمان است.اگر این را تشخیص دهیم خواهیم توانست از این در ساختار دائمی زندگی عصر خود استفاده کنیم. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
معماري از اجتماعي ترين اشكال بروز هنر ، فرهنگ، توانمندي يك ملت و زمينه شناخت تاريخ گذشته و امكان تبلور آينده آن است. با اين باور و بر اساس فرصتي كه در سال هاي اخير براي شناخت معماري شهري، توليدي و معماري مبتني بر آب در شهر شوشتر و پيرامون آن دست داد، سعي در طرح بزرگترين مجموعه آبي و ويژگيهاي آن خواهيم كرد تا به پيشنهاد مشخص در اين زمينه براي حفظ ميراث ارزشمند و توان آفرين آن برسيم. نقش توليدي آب و اثر توزيع و بهره برداري از آن در شكل گيري سيستم حكومت و نظام كالبدي در كنار فعاليتهاي دفاعي و اقليمي از اهميت ويژه اي برخوردار است. ايجاد اولين امكان عبور از كارون عظيم و پهناور، مهار و بهره برداري از آب و انرژي آن به مدد پشتكار، هوش و درايت پدران ما در طي هزاران سال، يكي از بزرگترين و كهن ترين مجموعه هاي دست ساخت بشر تا پيش از دوران انقلاب صنعتي را پديد آورده است. مجموعه اي كه در طول كيلومترها ادامه مي يابد و در طي هزاران سال كامل مي شود و در جوار خود يكي از هوشمندانه ترين اشكال بروز معماري شهري–آبي را به وجود مي آورد. از شگفتيها و فرازهاي اين كار آبي، ايجاد مجموعه عظيم چند عملكردي، در طول نزديك به يك كيلومتر شامل عناصر اصلي زير مي باشد: الف) بند ميزان با هدف اصلي تقسيم آب كارون به دو شاخه دو دانگه(گرگر) و چهار دانگه(شطيط). بند ميزان ![]() ب) نهر داريون(داريوش) با كانالها و دريچه هاي متعدد و اهداف گوناگون و پيچيده اي چون آبياري جزيره ميان آب به وسعت حدود چهل هزار هكتار با تقسيم بندي ها و دريچه هاي بسيار دقيق كانالها، آب پخش كن ها، پلها و نهرهاي مفروش و... . همچنين تامين آب شرب شوشتر و نيز ايجاد دسترسي ويژه به قلعه شاهي سلاسل. ![]() نهر داريون ![]() پل بند شرابدار
![]() پل شاه علي ج) پل بند شادروان به عنوان دريچه خروجي و تنظيم ارتفاع آب در نهايت غربي اين مجموعه آبي به منظور سوار كردن آب شطيط بر روي نهر داريون و ايجاد امكان عبور از كارون در شاهراه اصلي شرقي غربي منطقه در مسير شاهي تيسفون تا پاسارگاد. ![]() د) ايجاد تعداد زيادي كانالهاي فرعي براي آبياري و به راه انداختن آسيابها و استفاده صنعتي از انرژي آب. مجموعه آسيابها و آبشارهاي شوشتر ه) كف سازي سنگي كارون در اين فاصله به منظور تثبيت كف رودخانه. و) ايجاد عمارت كلاه فرنگي براي كنترل ميزان ارتفاع آب و نظارت بر عمليات در محدوده اين مجموعه. ![]() برج كلاه فرنگي ز) و در نهايت خود قلعه سلاسل به عنوان مركز فني، حكومتي و مديريت آب منطقه. گلوگاه دستيابي و كنترل خوزستان و آب آن عمدتاً در اين منطقه شكل گرفته و تجلي آن قلعه سلاسل است كه به تناوب از دوران ايلامي تا اواخر قاجار، محل استقرار حكومت محلي برفراز صخره شوشتر بوده است. اين مجموعه عظيم چنانكه گفته شد در فاصله بند ميزان تا پل بند شادروان كامل مي شود و به صورت چند منظوره آب كارون را در طول نزديك به يك كيلومتر، چند متر بالا آورده، از آب و انرژي آبي آن بطور شگفت انگيزي در طول چهل كيلومتر اراضي جنوبي شوشتر تا بند قير يعني دشت مياناب (ميان او، مينو، بهشت) را به يكي از سرسبزترين مناطق دنيا مبدل كرده بوده است. كانالهاي دستكند و دست ساخت متعدد و پلهاي آب بر و پل بندها و آسيابها و ديگر تاسيسات آبي صنعتي نه تنها شهر شوشتر را سيرآب و تهويه مي كرده، بلكه يكي از سرسبزترين و آبادترين مناطق را براي توليد انبوه و گسترده و كشاورزي (چونان انبار بزرگ غله) خلق كرده است. كشاورزان در حاصل توليد، شهر نشينان و نيروهاي نظامي و ديواني نيز از بازار توليد تغذيه مي كرده اند، به نحوي كه منطقه خود بستر تمدنها و شهرهاي مهمي چون احتمالاً هيدالو (ايلامي هخامنشي) دستوا(پارتي- قبل و بعد از اسلام عسكر مكرم) و شوشتر كنوني(ساساني) بوده است. در ادامه اين تاسيسات آبي ، پيرامون شاخه هاي كارون عناصر متعدد ديگري شكل گرفته اند كه از آن ميان مي توان به مجموعه شگفت انگيز پل بند گرگر، مجموعه آبشارها(حدود پنجاه آسياب كه در خدمت كشاورزي منطقه بوده است)، برج عيار و تاسيسات منظم آن، بند زيباي ماهي بازان (خدا آفريد)، پل بند لشكر، بند خاك و بسياري از ديگر پلها و آب پخش كن ها و كانالهاي و تاسيسات در دو سوي جزيره ميان آب (و نيز شماري از عناصر هنوز ناشناخته) اشاره كرد. رد اين مجموعه را بوسيله كانال دستكند مسرقان از بند قير تا شرق اهواز و نيز تاسيسات آبي–صنعتي كهن اهواز مي توان پي گرفت. كار انساني شگفت انگيزي كه به قول مهندس حامي اجازه نمي داده است حتي يك قطره از آب كارون هدر رود و به دريا بريزد. اين مجموعه عظيم در واقع تنها با پشتيباني مالي، نظامي، اداري و فني وبويژه مديريت بسيار هوشمندانه و قوي حكومتهاي متمركز و مقتدر در كشور و نمايندگان آنان به صورت شاهكان و ميرآبها و مهندسان ميسر مي شده است به نحوي كه حكومت در منطقه خوزستان همواره با مديريت مهندسي آب در هم آميخته بوده است و بر اين اساس مي توانسته پا بر جا بماند و انبار غله منطقه و توليدات گسترده صنعتي آن باشد. مديريت آب خوزستان به قدري تخصصي و مهم بوده است كه حتي با تغيير حكومتها تغيير نمي كرده و تا حمله مغول هم كمابيش سرپا بوده است. اين مجموعه عظيم تر از آن بوده است كه با توان افراد و حتي حاكمان محلي قابل كنترل و اداره باشد. در نتيجه مركز مديريت و مهندسي آب خوزستان در طول تاريخ بطور عمده در قلعه سلاسل شكل مي گرفته است و حاكم خوزستان كه خود ميراب خوزستان و مسئول تشكيلات فني آن بوده، عنصر مهمي در مجموعه حكومت كشور به حساب مي آمده است. وزارت «كست افزوده» ساساني با وظيفه مديريت پيمودن و آب، شايد از همين قلعه سلاسل هدايت مي شده است. هر زمان قدرت و تمركز حكومتهاي مركزي افول كرده، در معرض تهاجمها و نابساماني قرار گرفته است، اين مجموعه در هم پاشيده و از كارآيي و رونق افتاده است. با ضعف قدرتهاي متمركز ناشي از جنگ و تهاجم و ضعف مالي و نظامي و قطع ارتباط متقابل حكومت منطقه و حكومت مركزي اين ماشين عظيم كه به مراقبت پر هزينه و سنگين دائمي مالي نظامي و فني نيازمند بوده است از كار مي افتاده و قحطي و ويراني در منطقه رخ مي نموده است. (نمونه هاي تاريخي بقا و زوال از اين دست را در اين منطقه و در بين النهرين بسيار مي توان يافت) به همين سبب آب همواره عنصر مورد ستايش، مطهر، مقدس و مهمي در اعتقادات و سنن مردم اين مرز و بوم بوده است. با توجه به بحث فوق روشن است كه مطالعه سيستم آبي خوزستان، ريشه ها، زمينه هاي تاريخي و عناصر آن نه تنها خود في نفسه بسيار مهم و پر جذبه است، بلكه زمينه منحصر بفردي براي شناخت علت پديدار شدن حكومتهاي مقتدر و متمركز آسيايي و شكل خاص آن در ايران بشمار مي آيد. در اين راستا با همكاريهاي ويژه فرهنگي، دانشگاهي و بخصوص سازمان ميراث فرهنگي، با زمينه هاي معماري، معماري شهري، شهرسازي، باستانشناسي، تاريخ، هنر، مردم شناسي و جامعه شناسي در منطقه به آموزش و انتقال تجربه بي نظير نياكان در طول هزاره ها در مهار بزرگترين رودخانه كشور، در جهت ايجاد تمدني بزرگ همت گمارده ايم. اين جاري بي زوال كه در جهت تكامل زندگي، توليد نعم مادي و جهت احياي شهر و منطقه در گذشته كار كرده است، امروزه با هدف استخراج علوم در ايران باستان در فن ابياري و تبديل به يك مجموعه فرهنگي، تفريحي و توليدي از طريق احياي بخشهايي از سيستم آبي گذشته، و نيز محلي براي جلب سياحان، به صورت يك پارك موزه گسترده، بررسي مي شود؛ تا به حفظ ميراث و انتقال شگردها و تجربه هاي توليد كهن و شناخت علمي اسرار زندگي پيشينيان كمك كند. بي ترديد اين مجموعه بر اساس همه نظرات كارشناسي سودي سرشار براي مملكت ببارخواهد آورد. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
همگان می دانیم که افراد مختلف به رنگ های خاصی تمایل نشان می دهند. استفاده از این تمایل اشخاص به عنوان وسیله ای برای تشخیص شخصیت آنها موضوع بحث انگیزی است، چرا که افراد با یکدیگر تفاوت دارند. هر یک از ما خصوصیات شخصی خاص خود را داراست و احساساتمان را به سبک و سیاق خاص خود بیان می کنیم. در جهان نمی توان دو نفر را یافت که در ابراز احساساتشان پیرو شیوه یکسانی باشند. از طرف دیگر احساسات افراد به طرق مختلف قابل تضعیف و تحریک است و مثلا با تغییر محیط ای که در آن زندگی می کنند، به سبب الگوهای روانشناسی به نتایج بهتری در ایجاد شادابی، صمیمیت، آرامش افراد خانواده دست یافت. ویژگی های خیابان و کوچه ای که خانه ما قرار دارد، ترکیب حجمی، نورگیری، تقسیم بندی فضاهای داخلی، مبلمان داخلی، نحوه رنگ بندی و حتی مقیاس به کار رفته همه و همه به عنوان فاکتورهای مهمی برای تعریف یک مسکن مناسب عمل می کنند. ویژگی های فرهنگی، نوع روابط خانوادگی و حریم های اجتماعی و غیره از جمله عواملی هستند که نیاز های روحی و جسمانی ساکنین را تعریف می کنند و وظیفه یک طراح داخلی است که تعاملی محکم بین موارد یاد شده با جنبه های عملکردی فضا، برقرار سازد.
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
نرم افزار CyberMotion 3D-Designer نام نرم افزاری آلمانی است که جهت ایجاد طرح های سه بعدی و انیمیشن های کوتاه از آن استفاده می شود این نرم افزار که داری حجم فایلی کوچکی است یک نرم افزار کامل با خوصوصیات قابل قبول بوده و جهت ترسیم فضا های سه بعدی معماری مناسب است این نرم افزار با قابلیت رندر سریع می تواند تصاویر قابل قبول و شفافی را ارائه دهد از دیگر خصوصیات این نرم افزار این است که مورد استفاده برای تمامی رشته های مرتبط با طراحی از جمله معماری طراحی صنعتی. انیمیشن و رشته های هنری دیگر می باشد که نسخه های مختلفی از این نرم افزار ارائه شده است توانسته است جای خود را در بازار بزرگ این گونه نرم افزارها باز کند . ![]() خصوصیات بارز نرم افزار : لود سریع نرم افزار ![]() صفحات اصلی به صورت سه بعدی یا سه نما می باشد دردسترس بودن آیکن ها رندر سریع در دو حالت رندر انیمیشن دو حالته استفاده از تکسچر یا بافت های متنوع نور پردازی خوب زمینه های زیبا و خیلی دیگر از این موارد پیشنهاد می کنم اون رو حتما تهیه و استفاده کنید . شما می تونید جهت در یافت نرم افزار و آشنایی بیشتر به سایت این نرم افزار به آدرسhttp://www.3d-designer.com مراجعه کنید |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
یکی از مشکلات کاربران اتوکد چاپ نقشه های ترسیم شده خود می باشد مخصوصا اگر از فونت فارسی مورد استفاده در ویندوز ایکس پی استفاده کرده باشید, در این مقاله آموزشی که قصد دارم برایتان بیان کنم روشی را برایتان توضیح می دهم که شما قادر خواهید بود بدون کوچک ترین مشکلی نوشته های فارسی خود را که با ابزار Multiline Text در اتوکد نوشته اید را برای چاپگرخود مشخص و از همپاشیدگی حروف جلو گیری کنید جهت انجام اینکار که بسیار هم ساده است بعد از ترسیم نقشه هایتان و نوشتن توسط ابزار مولتی لاین تکست که آیکن آن در اتو کد به صورت یک حروف A انگلیسی است و هنگامی که قصد دارید آن را توسط چاپگر خود چاپ کنید در قسمت چاپ نقشه یا همان پرینتر و یا plot شما بعد از انتخاب چاپگر خود می بایست به قسمت تنظیمات چاپگر خود رفته و موارد زیر را انجام دهید جهت ورود به قسمت تنظیمات چاپگر در همان صفحه چاپ در اتوکد در جلوی نام چاپگر دکمه ای به نام Properties هست که بروی آن کلیک کنید از پنجره باز شده از گشوی بالایی صفحه Device and Document Seting را انتخاب کنید در لیست این صفحه گزینه Graphics را انتخاب کنید و با کلیک بروی آن لیست زیرین آن را باز کنید در زیر لیست گزینه انتخابی گزینه True Type Text را انتخاب کنید در پایین صفحه گزینه True Type Text as را فعال کنید حالا دکمه save as را بزنید و یک نام جهت ذخیره فعالیت خود انتخاب کنید حالا می توانید از صفحه تنظیمات خارج شوید اگر پیامی مشاهده نمودید دکمه ok را بزنید اکنون از لیست نام چاپگر خود نامی که در مرحله قبل خود ذخیره کرده اید را پیدا کنید و انتخاب کنید کار تمام است شما می توانید دیگر بار با این نام و تنظیماتی که برای این نام در چاپگر خود انجام دهید بدون مشکلی نقشه های خودتون راچاپ کنید از فونت های فارسی به کار رفته لذت ببریدو دیگر از آن در هم ریختگی حروف خبری نیست جهت یادگیری سریع تر می توانید از تصاویر زیر استفاده کنید توجه : جهت چاپ نقشه ها دیگر از این به بعد به جای انتخاب چاپگر خود نام ذخیره شده خود تون را انتخاب می کنید من در اینجا از نام ایران برای چاپگر خودم استفاده کرد نکته : پنجره نمایش داده شده در بالا برای نسخه 2004 است ممکن است در نسخه های دیگر شکل پنجره مربوط به چاپ تغییر کرده باشد نکته : در تنظیمات امکان دارد برای نخستین بار نام دلخواه خود راکه ذخیره کرده ای به نمایش در نیاید برای همین شما مجدد اتوکد را راه اندازی نمایید |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
طاق بزرگ دفانسطاق بزرگ فراترنیته المانی است در منطقه تجاری دفانس در غرب پاریس و معمولا به نام طاق بزرگ دفانس شناخته می شود. در زمان ریاست جمهوری فرانسیس میتران مسابقه بین الملی طراحی آن برگزار شد و معمار دانمارکی یوهان اتو ون اسپرکلسن برنده طراحی نمونه قرن بیستمی طاق پیروزی شد. ساخت آن در 1982 شروع شد و پس از مرگ اسپرکلسن در 1987 دستیار او، پاول اندرو معمار فرانسوی کار ساخت را ادامه داد و در 1989 کار ساخت پایان یافت. این طاق یک مکعب کامل است به ابعاد: عرض : 108 متر طول : 112 متر ارتفاع : 110 متر سازه آن بتنی است و با شیشه و سنگ مرمر پوشیده شده است آکس این طاق با آکس اصلی شهر 6.33 درجه اختلاف زاویه دارد و دلیل این اختلاف این است که ساختمان رو به سوی برج ایفل دارد. در دو پایه این طاق ادارات دولتی قرار گرفته اند. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
باوهاوس (آلمانی: باوهاوس (آلمانی: Bauhaus، به معنی خانه معماری) نام یک مدرسهٔ معماری و هنرهای کاربردی در آلمان بود که از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۳ به پرورش هنرمندان پرداخت و نقش مهمی در برقراری پیوند میان طرح و فن ایفا کرد. مکتب باهاوس توسط والتر گروپیس تاسیس شده. اسم باهاوس از کلمات آلمانی "to build" (برای ساختن) و "house" (خانه) ریشه گرفته. علارغم اسمش و حقیقت اینکه موسس آن یک معمار بوده، باهاوس یک دفتر معماری در سالهای اول تاسیسش برای خود نداشت. شیوه باهاوس یکی از تاثیرگذارترین وقایع در معماری مدرن و طراحی مدرن شد. این مکتب تاثیرات عمیقی بر توسعه هنرهای معماری، طراحی گرافیک، طراحی داخلی، طراحی صنعتی داشت. این مکتب در سه شهر آلمان، در سه دوره زمانی (وایمار از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۵، دسائو از ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۲ و برلین از ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۳) و تحت مدیریت سه معمار (والتر گروپیوس از ۱۹۱۹ تا ۱۰۲۷، هانس مه یر از ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۰ و لودویگ میس ون دروهه از ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳) به فعالیت پرداخت.تغییرات مکان و مدیریت منجر به تغییر مداوم در تمرکز، تکنیک، اساتید و سیاست گذاری های آن شد.
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
|
از مهمترین مزایای این نرم افزار ویرایش طرح به صورت سه بعدی می باشد که به جذابت نرم افزار می افزاید به دین صورت که شما قادر خواهید بود برای محیط اطراف طرح و سطوح ایجاد شده بافت تعریف کنید تا طرح جلوه واقعی تری به خود بگیرد و به مخاطب در درک بهتر موضوع کمک کند از این نرم افزار می توان به صورت گسترده ای در طراحی داخلی استفاده فراوان برد و همچنین جهت نمایش طرح خود کمک گرفت البته مزایای این نرم افزار فراوان است و ما قصد نداریم تا تمام آن را در اینجا مطرح کنیم و به شرح مختصری از آن می پردازیم و هدف از اطلاعات ما معرفی نرم افزارهای مورد استفاده در معماری است شما می توانید طرح هایی که با استفاده از این نرم افزار ترسیم شده را در پایین ببینید .
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||
|
|
|
|
![]() برج و ساختمان راس آن :این برج چند منظوره با هدف ساختن سازه ای به یاد ماندنی و به عنوان نمادی برای شهرتهران و به منظور رفع نیازهای مخابراتی و تلویزیونی تهران ساخته شده است .برج میلاد تشكیل شده از ستون اصلی سازه و راس . ستون اصلی یك سازه بتونی با مقطع هشت ظلعی است كه حدود 80 هزار تن وزن دارد و ارتفاع آن به 315 متر میرسد این بدنه كه اصطلاحاً شفت نامیده می شود به جدید ترین روش ساخت یعنی قالب لغزان ساخته شده است . عملیات ساخت بدنه دی ماه 77 شروع شد و دی ماه چهار سال بعد به پایان رسید . سازه راس برج میلاد مرتفع ترین ساختمان 12 طبقه دنیاست . با اینكه فقط سه برج بلند تر از برج میلاد در دنیا وجود دارد ،در هیچ كدام چنین عمارتی در ارتفاع تعبیه نشده است . ساخت یك سازه به بلندی 68 متر با اجزای لوله ای شكل از نظر سازه یك كار پیچیده و دشواراست حالا به آن اضافه كنید كه این سازه عظیم باید در ارتفاع 300 متری از سطح زمین نصب شود، یعنی جایی كه سرعت باد سرسام آور است و البته باید كاملاًایمن باشد آ نقدر كه مردم بتوانند به راحتی از امكانات آن استفاده كنند. دقت كار فنی در ساختمان برج به قدری است كه همه قطعات برای خودشان شناسنامه ای دارند كه تمامی مشخصات قطعه شامل اینكه ماده اولیه قطعه چه بوده ، از كجا تهیه شده ، قطعه كجا تولید شده و چه كسی مسؤل كنترل و بازرسی آن بوده است . برای كارهایی مثل جوش دادن قطعات هم این فرایند طراحی شده است ، به طوری كه معلوم است یك جوش كی انجام شده چه كسی جوشكار آن بوده و چه كسانی كنترل و تایید كر ده اند .برج مخابراتی ـ تلویزیونی میلاد همچنین نماد اقتدار و عزم ملی ملت مسلمان ایران و جمهوری اسلامی ایران خواهد بود تاسیس موزه انقلاب اسلامی نیز عاملی است كه میتواند برای اشاعه فرهنگ ملی تأثیر به سزایی داشته باشد وجود این بخش در كنار سایر اجزا مجموعه قداست و ویـژگی جهت دهندهای داشته باشد . هدف اصلی مركز ارتباطات بین المللی تهران ، فراهم سازی تسهیلات به منظور توسعه و ساماندهی ارتباطات و همكاری های بین المللی در جهت شكوفایی اقتصاد كشور و آزاد سازی اقتصاد كشور از صادرات تك محصولی است . مجموعه مركز تجارت بین المللی ، مركز جشنواره ها و همایشها و هتل به عنوان یك مجموعه كامل در كنار برج مخابراتی تهران از مزیت نسبی به وجود آمده ، بهره خواهند داشت. هر چند هر یك از فعالیتهای مركز میتوانند اهداف مستقلی را تعقیب كنند اما در مجموع این اهداف از سویی در راستای هدف اصلی و برای تحقق آن به كار گرفته میشوند به همین لحاظ ابتداء اهداف اصلی هر یك از فعالیتها مورد بررسی قرار گرفته و سپس سایر اهداف آن مورد توجه قرار میگیرد . كاركردهای عمده این برج به شرح زیر است.ایجاد و گسترش شبكه دسترسی بدون سیم به اطلاعات Wireless Access Network • زیرساخت مناسب برای سیستم های جدید تلویزیونی دیجیتال MVDS , DVB)• بهینه سازی پوشش رادیو تلویزیونی FM,UHF,VHF)• گسترش و بهینه سازی پوشش شبكه های بی سیم و پی جو .• ایجاد جاذبه گردشگری و بهره مندی از فضاهای گردشگری، تجاری و فرهنگی (رستوران گردان، سكوی دید ، گالری هنری ، گنبد آسمان ، موزه انقلاب اسلامی) برج میلاد با ارتفاع كل 435 متر چهارمین برج بلند مخابراتی - تلویزیونی دنیا است كه شامل ساختمان سرسرا (لابی) در پای برج با زیربنای 16000 مترمربع ، شافت بتنی به ارتفاع 315 متر ، سازه راس 12 طبقه با زیربنای بیش از 12000 مترمربع ـ كه یكی از بزرگ ترین سازه راس برج های مخابراتی ـ تلویزیونی دنیا است ـ و یك دكل فلزی 120 متری است . در سه طرف بدنه برج 6 آسانسور شیشه ای ، هر یك با ظرفیت 25 نفر قرار خواهند گرفت كه با سرعت متوسط 7 متر بر ثانیه ، بازدید كنندگان را به بالای برج منتقل خواهد كرد. هتل پنج ستاره بین المللی: هتل پنج ستارة مركز چند منظوره ارتباطات بین المللی تهران برای پذیرایی بازرگانان و سیاحت كنندگان داخلی و خارجی از اهمیت خاصی برخوردار است . ساخت چنین بنایی با دارا بودن زمینههای معماری كم نظیر ایران و بهره مندی از فن آوری موجود میتواند ضمن نشان دادن توان فنی، صنعتی معماری متخصصان داخلی گویای پیشرفت ملی در عرصه رفاهی نیز باشد . با توجه به كمبود هتل مجهز پنج ستاره در تهران كه در حال حاضر تعداد آنها فقط 4 عدد است افزایش چنین امكاناتی یك نیاز مبرم میباشد همچنین كشور برای برگزاری كنفرانسهای ملی و بین المللی به هتلهای مجهز نیاز دارد امروزه هتلها فقط جایگاهی برای استراحت نیست و دارای كاربردهای فراوان دیگر است. هتلها علاوه بر اطاق استراحت، رستوران، سالنها و فضاهای ورزشی و تفریحی یكی از بزرگترین مراكز خرید شهر نیز محسوب میشوند تا ضمن جلب گردشگران و افزایش تقاضای خرید از فروشگاههای هتل ، تقاضای اقامت را نیز افزایش دهد . هتل چند منظوره مركز ارتباطات تهران دارای 18 طبقه ، 500 اتاق و 16 سوئیت است . علاوه بر آن تعدادی سالن جهت برگزاری همایشها و كنفرانسهای محدود، كافه و رستوان و مراكز تفریحی و ورزشی در آن در نظر گرفته شده است برای برخی از صرفه جوئیهای اجتماعی تعیین بهاء بسیار دشوار است. به طور مثال نزدیكی مركز همایشها با هتل باعث صرفه جویی در وقت و زمان برگزاركنندگان اجلاسهای بین المللی میشود . همچنین ضریب امنیتی هیاتهای شركت كننده افزایش و هزینة اسكورت و محافظت از این هیاتها كاهش مییابد . ترافیك شهری با توجه به محدود بودن رفت و آمدها كاهش یافته به تبع آن آلودگی هوا و صدا به میزان قابل توجهی تقلیل داده میشود . میزان تصادفات و خسارت مالی ناشی از رفت و آمد به حداقل میرسد. محیط اطراف هتل مركز همایش رونق و در عوض از امكانات عمومی میتوان برای احداث بزرگراهها و سایر فعالیتهای اجتماعی بهره جویی كرد . مركز ارتباطات بین المللی تهران (مجموعه یادمان) :مكان مجموعه یادمان با ویژگی خاص و منحصر به فرد ، پس از بررسی و مطالعه 17 نقطه مختلف شهر تهران، در تپههای كوی نصر برگزیده شد . محل این مجموعه موقعیتی بسیار استثنایی از حیث ارتفاع ، موقعیت و راه های دسترسی دارد . این مجموعه از چهار طرف به چهار بزرگراه اصلی تهران یعنی بزرگراه های رسالت ، شیخ فضل الله نوری ، شهید همت و بزرگراه شهید چمران متصل است . همچنین پیش بینی یك خط اختصاصی از یكی از ایستگاههای مترو و تدارك امكانات حمل ونقل هوایی برای ارتباط سریع با فرودگاه پیش بینی شده است . در ادامه به معرفی تك تك اجزای این مجموعه و بررسی نقش هركدام میپردازیم و زیرساختهای پیش بینی شده برای این مجموعه را اجمالاً بررسی میكنیم . مركز جشنوار ه ها و همایش های بین المللی:ارتباطات رودررو با وجود پیشرفت گسترده وسایل ارتباطی هنوز نیز از مهمترین و موثرترین شیوه های ارتباطات تجاری، علمی و فرهنگی است. نقش فناوریهای جدید اثربخشتر كردن ارتباطات رودررو و كاهش ارتباطات غیر ضروری است نه حذف آن . به همین دلیل یك مجموعه جامع برای ایجاد ارتباطات تجاری و فرهنگی بایستی توجه ارتباطات زنده و گسترده رودررو را نیز مورد توجه قرار دهد . به این منظور و برای ایجاد فضائی برای تبادل آرا و افكار ، مركز جشنواره ها و همایشهای بین المللی تهران به عنوان یكی از اركان مركز ارتباطات بین المللی تهران (مجموعه یادمان) به منظور برگزاری همایشهای ملی و بین المللی و در راستای هدف اصلی آن و برای رفع نیازهای كلان شهر تهران ـ كه سالهاست از كمبود یك محل مناسب برای همایشهای بزرگ و در سطح بین المللی رنج می برد ـ ، ساخته خواهد شد. در حال حاضر در شهر تهران، ساختمان های مناسبی نظیر ساختمان اجلاس سران و سالن همایش های بین المللی صدا و سیما به منظور برگزاری اجلاس های رسمی و بین المللی به ویژه با كاركرد سیاسی ـ اجتماعی در كشور طـراحی و ساخته شده است كه پاسخگـوی نیازهای سطوح مختلف نیز میباشد . لیكن با توجه به نیاز روز افزون به فضاهای فرهنگی برای برگزاری جشنوارههای موسیقی ، فیلم ، نمایشگاههای هنری و كنفرانس ها و همایش های علمی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی ، امكانات موجود از نظر كارایی تكافوی نیاز را ننموده و از این بابت در كلان شهر تهران نارسائی های متعددی مشهود است . این مركز ، یك ساختمان مربع شكل به ابعاد حدود 80 متر و ارتفاع 42 متر می باشد و دارای زیربنای حدود 50000 متر مربع در 8 طبقه است . سالن اصـلی ویژه میهمانان مركز همایش ها و جشنواره ها با ظرفیت 1500 نفر یكی از بزرگ ترین سالن های موجود است . علاوه بر سالن اصلی این مركز 8 سالن فرعی با ظرفیت 60 تا 200 نفر طراحی شده است . همچنین برای برگزاری همایش های بزرگ می توان از سالن های كنفرانس هتل ، مركز تجارت بین المللی و مركز فن آوری اطلاعات و ارتباطات نیز استفاده كرد . مطالعات معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشانگر آنست كه نیازهای پیش گفته در تاسیس یك مركز جشنواره نه تنها تاكنون مرتفـع نشده بلكه فاصله زیادی با استانداردهای بین المللی به لحاظ كیفی و كمی در زمینه این سالن ها وجود دارد ، ضمن آنكه كیفیت فنی و اكوستیك هیچ یك از سالن های شهر تهران در اندازه های بین المللی نیست و فضای مناسبی برای برپایی چنین مراسمی وجود ندارد. مركز فن آوری اطلاعات و ارتباطات : ارتباطات و اطلاعات عنصر اصلی توفیق درفعالیت های تجـاری دنیای امروز است . به منظور توجه مؤثر به این مـهم و با هـدف دسـتیابی به مركزی برای برقراری ارتباطات بین المللی در همة اشكال آن ، مـركز ارتباطات بین المللی تهران (مجموعه یادمان) طراحی شد. تركیب اجزای مختلف این مجموعه به گونه ای است كه تمامی امكانات مورد نیاز برای ایجاد ارتباطات مهم تجاری، علمی و فرهنگی را ممكن می سازد. بازار رو به رشد فن آوری اطلاعات و ارتباطات و نقش غیر قابل انكار آن در ایجاد تغییرات اساسی در نحوه كسب و كار بشر به وسیله تسریع فعالیتها و ایجاد ارزش افزوده برای آنها ، باعث شده است تا كشورهایی كه برای خود در اینده دنیا به دنبال جایگاهی شایسته هستند توجه به این امر و حضور در بازار گسترده تجارت الكترونیك و تجارتهای مرتبط با فنآوری اطلاعات و ارتباطات و صنایع مربوطه را مدنظر قرار دهند. نگرش كشورهایی چون دوبی، مالزی، سنگاپور و هند و همچنین اختصاص قسمت اعظم بودجه های توسعه ای كشورهای صنعتی به صنایع مرتبط با فنآوری ارتباطات و اطلاعات ، شاهدی بر این مدعاست . در همین جهت مجموعه مركز تجارت بین المللی و مركز فن آوری اطلاعات و ارتباطات (پارك فناوری اطلاعات) بهمنظور گسترش ، تسهیل و تشویق امر تجارت ، به ویژه تجارت الكترونیك و ایجاد فضایی برای ارتباطات و گسترش دانش فنآوری اطلاعات و ازتباطات ایجاد خواهد شد . اهم اهداف این مجموعه به قرار زیر است: ارتقا و بهبود موجودی تكنولوژیكی صنایع كشور ، به منظور بسط و توسعه قدرت رقابت آنها در بازارهای داخلی و به ویژه بین المللی با تأمین مكانی برای رشد صنایع كوچك و متوسط متكی بر فن آوریهایپیشرفته كاهش زمان مورد نیاز در فرایند تجاری كردن دستاوردهای پژوهشی ، به ویژه برای شركت ها و صنایع نوپا با ایجاد ارتباط بین صنایع ، موسسات دولتی , دانشگاه ها و مراكز تحقیقاتی آسان سازی همكاری و تشریك مساعی بخش های دولتی و خصوصی با محوریت یك نهاد عمومی همچون شهرداری . جذب بخش خصوصی داخلی و شركت های فن آوری اطلاعات ایرانی واقع در خارج از كشور به منظور صادرات خدمات فن آوری اطلاعات و در اختیارگرفتن آخرین دست آوردهای این صنعت تأكید بر فعالیت مشترك (خارجی ـ ایرانی) به منظور تسهیل فرایند انتقال تكنولوژی به صنایع كشور تأسیس مركزی برای تحقیقات و ایجاد فرصت های شغلی برای متخصصین عالی فن آوری اطلاعات و پیشگیری از فرار مغزه ایجاد هم افزایی Synergy از طریق برقراری ارتباط بین شركتهای مستقر در پارك و ظرفیت سازی به منظور تجاری ساختن فعالیت های داخلی تحقیقاتی برای ارائه در بازارهای جهانی زمینههای مختلف استفاده از فنآوری اطلاعات و ارتباطات می توانند در این مجموعه مورد توجه قرار گیرند مطالعات میكروژئودزی و رفتارسنجی ژئوتكنیك برج میلاد: این مطالعات از اواخر سال 1377 و هم زمان با شروع بتنریزی بدنه برج ، آغاز و سیستم مربوط به آن طراحی شد و هدف آن ، بررسی حركتهای احتمالی افقی و ارتفاعی محوطه پیرامون برج و بدنه بتنی آن میباشد. سیستم طراحی شده شامل شبكه سه بعدی خارج برج (9پیلار میكروژئودزی كه در محوطه اطراف برج مستقر شده) است. شبكه سه بعدی روی بدنه برج (20 نقطه نشانه در 5 تراز مختلف ارتفاعی برج) و شبكه ترازیابی (8 نقطه در محوطه اطراف و 7 نقطه پای بدنه برج) است. این نقاط به عنوان نقاط مبنا هستند و در مقاطع مختلف زمانی و براساس پیشرفت عملیات اجرایی برج ، مختصات آنها قرائت و با مراحل قبل مقایسه میشود. به این ترتیب ،كلیه حركتهای افقی و ارتفاعی محوطه و بدنه برج به دست میاید. این حركتها با مقادیر تئوری مقایسه میشوند و سپس تصمیمات لازم فنی و اجرایی گرفته میشود. لازم به ذكر است دستگاههایی كه در این مشاهدات مورد استفاده قرار میگیرد دارای دقت و حساسیت بسیار زیادی میباشد ، ضمن آن كه هر مشاهده چندین بار صورت میگیرد تا خطاها به حداقل برسد. تاكنون چهار مرحله مشاهدات میكروژئودزی انجام شده و گزارشهای مربوط ارسال گردیده است. زمان این مراحل خردادماه 78 ، مهرماه 78 ، اسفندماه 80 و اردیبهشت ماه 82 بوده است. مقدار جابجایی های مسطحاتی و ارتفاعی بر اساس آخرین مشاهدات به شرح ذیل می باشد : شبكهی سه بعدی خارج برج حداكثر جابجایی مسطحاتی پیلارهای 9 گانه نسبت به اولین مرحله مشاهدات خرداد ماه 78 حدود 4 میلی متر و نسبت به مرحله قبلی مشاهدات ( اسفند 80 ) حدود 2 میلی متر است . ضمن آن كه هیچ كدام از پیلارها حركت ارتفاعی نداشته اند . شبكهی سه بعدی روی بدنهی برج تراز 2/49 متر : نقاط نشانه در این تراز برج حركت مسطحاتی معادل حداكثر 7/4 میلی متر نسبت به مهر ماه 78 و 6/1 میلی متــر نسبت بــه اسفند ماه 80 داشته اند . مقــدار جابجایی عمودی ( نشست ) ایــن نقاط حدود 25 میلی متر نسبت به مهر ماه 78 سه میلی متر نسبت به اسفند ماه 80 می باشد . تراز 2/145 متر: نقاط این تراز حركت مسطحاتی معادل حداكثر 25 میلی متر نسبت به مهر ماه 78 و 6 میلی متر نسبت به اسفند ماه 80 داشته اند و مقدار نشست این نقاط نیز حدود 51 میلی متر نسبت به مهر ماه 78 و 3 میلی متر نسبت به اسفند ماه 80 می باشد . لازم به ذكر است حركت های مسطحاتی در این ترازها مطابق پیش بینی ها است . در تراز 2/145 هم قاعدتاً باید حركت های مسطحاتی بیش از ترازهای پائین تر باشد. علت آن هم می تواند مواردی از قبیل كاهش قطر بدنه اصلی ، خطای بیشتر قرائت ، تأثیر باد ، تابش یك طرفه آفتاب به بدنه برج و تغییرات حرارتی باشد . این موارد در ارتفاع های بالاتر تأثیر بیشتری دارد. در مورد نشست ها نیز با توجه به تغییر شكل الاستیك بدنه بتنی برج و تغییر شكل های ناشی از خزش بتن و همیــن طور نشست پی بــرج این مقادیر مطابق روابط تئــوری و قابل پیش بینی می باشد . شبكهی ترازیابی نقاط محوطه اطراف برج نسبت به مشاهدات تیرماه 78 تغییرات ارتفاعی را نشان نمی دهد و نسبت به اسفند ماه 80 نیز تورمی حداكثر معادل 2 میلی متر را نمایان می سازد كه به نظر می رسد عمده آن در حد خطاهای موجود باشد . نقاط پای بدنه برج نیز نسبت به تیر ماه 78 نشستی معادل 9 میلی متر داشته و نسبت به اسفند ماه 80 تغییری نداشته است . جابجایی این نقاط تقریباً معادل نشست پی برج می باشد كه كمتر از مقدار پیش بینی شده نشست پی برج می باشد . نتیجه : خوشبختانه تغییراتی كه در مجموعه برج و محوطه اطراف آن مشاهد شده در حد تغییرات قابل پیش بینی بوده و هیچ حركت نامتعادل و نگران كننده ای موجود نیست. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط سعید صفاپور
|
|
||