تبليغاتX
مرجع مقالات معماری و ترفندهای کامپیوتری

مرجع مقالات معماری و ترفندهای کامپیوتری

مقالات علمی-هنری-آموزشی در زمینه معماری و ترفند های کامپیوتری در زمینه معماری


معماری اقلیمی
کالبد شهری و معماری همساز با اقلیم


مروري بر متون نگاشته شده در زمينه بهينه سازی مصرف سوخت در ساختمان نشان می دهد،مدتهاست نگاه بيشتر مهندسين و محققان بر تصحيح روش های طراحی ساختمان (تك بنا)معطوف شده است .
اگر چه اين امربسيار ارزشمنداست اما نبايد فراموش كرد در كنار هر گونه جزيی نگری بايد نگاهی نيز به كليت ها داشت . به بيان ديگر بايد توجه داشت، علاوه بر آنكه می بايست هر يك از بناهاوساختمان ها(به تنهايی ) به گونه ای طراحی و اجرا شوند كه كمترين ميزان اتلاف انرژی را داشته باشند(يا اصولاًاتلاف انرژی نداشته باشند)بايد به خاطر داشت كه لازم است، قرار گيری ساختمان ها در كنار يكديگرنيز در اين راستا صورت گيرد.در واقع شهرسازی و ضوابط مربوط به آن نيز بايد در خدمت اين هدف باشد(يا حد اقل تأثير سوء نداشته باشد).

به بيان ديگر رواج ساخت وساز برمبنای طراحیِ هماهنگ با اقليم، زمانی می تواند بر کاهش اتلاف انرژی تأثير مطلوب داشته باشد که زمينه (context) و بستر آن در کالبد شهر فراهم باشد . چرا که از سويی درصد قابل توجهی از جمعيت در شهرهای بزرگ و کلان شهرها سکونت دارند يا به کار مشغولند ،و از سويی ديگر بيشترين در صد ساخت و ساز ها نيز در شهر ها انجام می گيرد و به تبع اين امر بخش اعظم معضل اتلاف انرژی در ساختمان ها نيز منوط ومرتبط بامسأله اسکان در شهر وشهر نشينی است.
از اينرو هدف از اين نوشتار،يادآوری تأثيرات قوانين شهرسازی معاصرايران برنحوه استفاده از انرژی در ساختمان هاست كه با نگاهی دوباره بر كالبد شهرهای معاصر(از طريق مشاهدات عينی) صورت می گيرد.
بااين قصد،برخی ازمسايل شهرسازی که تأثيرات نا مطلوبی بر نحوه ساخت و ساز ساختمان هادرشهر داشته است و موجب افزايش اتلاف انرژی شده است شرح داده می شود:

الف – ناهمگونی ارتفاع ساختمان های همجوار

هر گاه سخن از قوانين شهر سازی به ميان می آيد ، مباحث و معضلاتی همچون نا همگونی ارتفاع ساختمان ها مطرح می شود ،بلافاصله مباحث زيبايی شناسی شهر به چالش کشيده می شود و ابعاد ديگر مسأله ،از جمله تأثيرسوءاين ناهماهنگی بر افزايش اتلاف انرژی ساختمان ،ناديده گرفته می شود.
برای توضيح اين مطلب ،ياد آوری قوانين ترموديناميک درعلم فيزيک مفيد به نظر می رسد.
قانون دوم ترموديناميک به سادگی نحوه انتقال گرمادر اجسام راشرح می دهدو توضيح می دهد: در طبيعت،براثر همجواری دو جسم سرد و گرم ،تبادل حرارتی بين اين دو صورت می گيرد و گرما از جسم گرمتر به ديگری منتقل می شود و اين تبادل تا زمانی که دمای هر دو جسم به حالت ميانگين برسد ، ادامه می يابد. سرعت اين تبادل ، متناسب با خصوصيات ماده تشکيل دهنده هريک از دو جسم است .انرژی گرمايی می تواند به کمک مولکولها در فرآيند رسانش و همرفتی ويا بدون کمک آنها از طريق تابش منتقل شود. 
به رغم آنکه مطلب فوق از قوانين قابل درک طبيعت است ،اما جای تعجّب است که چرا چنين مسأله ای در نحوه ساخت و ساز شهرها نا ديده گرفته می شود.!؟ از جمله آنکه نا همگونی ارتفاع ساختمان های همجواردر نحوه قرار گيری واحد های همسايگی موجب اتلاف انرژی در ساختمان می شود .
همانگونه که در دياگرام ارايه شده مشاهده می شود ،بی نظمی ارتفاع ساختمان هايی که در يک رديف و در يک بلوک شهری ساخته می شوند،سبب می شود حجم کلی برخی از ساختمان ها در شرايطی قرار گيردکه بخشی از ساختمان از دو طرف و بخشی ديگر از چهار طرف در تبادل حرارتی با محيط پيرامون قرار گيرد.
به اين ترتيب حجم کلی يک ساختمان به دو بخش با دمای بيشتر و کمترتقسيم می شود ودر اين شرايط است که به طور طبيعی انتقال حرارت از فضای گرمتر به فضای سردتر اتّفاق می افتد امّا در صورت هماهنگی ارتفاع ساختمان های همجوار انتقال انرژی حرارتی از اين طريق بسيارکمتر می شود به اين ترتيب نا هماهنگی ارتفاع ساختمان های همجوار،موجب اتلاف بخشی از انرژی مصرف شده حهت ايجاد گرما در داخل ساختمان ها می شود.
البته ممکن است در نگاه نخست ،ميزان اتلاف انرژی از اين طريق نا چيز به نظر برسد اما زمانی که به خاطر می آوريم در بخش اعظم کلان شهر هايی مثل تهران چنين ساخت و سازی انجام شده و ارتفاع ساختمان ها بسيارنا هماهنگ است و نيز با در نظر گرفتن جمعيت دوازده ميليون نفری تهران (درطول روز)و مصرف انرژی اين جمعيت ، به سادگی به اهمّيت موضوع پی می بريم.
همچنين نگاهی مجدد به نحوه شهر سازی در شهر های تاريخی ايران – همانند شهرهادراقليم گرم و خشک- وتوجه به ارتفاع واحد های همسايگی ،اهمّيت اين مطلب را بيش از پيش نشان می دهد و قابل درک می کند.
درکالبد بافت قديمی شهر هايی همچون يزد، کاشان،...مشاهده می کنيم قرار گيری وا حد های مسکونی در کنار يکديگر به گونه ای است که نوعی هماهنگی در ارتفاع ساختمان های همجوار ديده می شود. 
به بيان ديگر بايد گفت همانگونه که معماری گذشته ايران، به دليل هماهنگی مناسب با شرايط اقليمی ،می تواند در برخی مسايل راهگشای مناسبی برای طراحی های همساز با اقليم در زمان معاصر باشد و اتلاف انرژی ساختمان ها(به صورت تک بنا) را در هماهنگی با محيط به حد اقل برساند ،مطالعه و بررسی مجدد شهر سازی گذشته ايران – در اقليم های گوناگون – نيز می تواند در برخی از مسايل راهگشای حل معضلات کنونی ،شهرسازی معاصر ما باشد .
ب - عدم تناسب ارتفاع ساختمان ها با عرض گذر ها
بی شک يکی از مسايل مهم در طراحی های همساز با اقليم برای استفاده بهينه از حرارت خورشيددر ايجاد آسايش درون ساختمان ها،دقّت درقرارگيری بازشوها،کنترلِ جهتِ آن هانسبت به تابش خورشيد در طول روز،ابعاد سايه بان هاو تناسبات آنهاست .
اما دقت و بکار گيری اين موارد در طراحی ،تنها زمانی نتايج مطلوب را ارايه می کند که نحوه قرار گيری واحد مسکونی در محيط پيرامون ، امکان استفاده از اين انرژی را ميسّرسازد.
به بيان ديگردر شهر های بزگ – که اتفاقّاً بيشترين معضلات اتلاف انرژی را نيز دارند – فواصل ميان واحد های مسکونی و ساختمان های دو طرف يک گذرمطلوب نيست . به اين معنی که معمولاًاندازه عرض گذر ،کوچه يا خيابان با اندازه ارتفاع ساختمان تناسب مورد نياز را ندارد.
يکی از پيامد های منفی اين مطلب ،عدم ايجاد بستر وزمينه مناسب جهت استفاده از نور طبيعی روز و حرارت ناشی از تابش خورشيددر طبقات نخستين و پايين تر ساختمان هاست .
در واقع عرض ِکمِ گذر ،کوچه يا خيابان نسبت به ارتفاع ساختمان ها ، سبب می شود پيکره يک ساختمان بر ساختمان مقابل سايه افکند .به طوريکه گاهی يک واحد ساختمانی در طبقات همکف ،اوّل - يا بعضاًطبقات بالاتر- به دليل سايه ساختمان روبرو ،در تمام طول روز حتی نور طبيعی مناسبی در يافت نکند ، بنابر اين در اين واحد ها مسلماًنمی توان از انرژی حرارتی خورشيد برای ايجاددمای مطلوب در فضای درون ، بهره برد. 
البته تا کنون هر گاه مسأله تناسب عرض گذر و ارتفاع ساختمانهای اطراف در شهر ها مطرح شده است همواره مسأله ديد ناظر،و پرسپکتيوخيابان ،يا معضل ِاشرافيت ناشی ازفواصل ميان باز شوهای روبروبه هم و مواردی از اين دست موردبحث بوده است اما بايددقت داشت درنظرگرفتن اين مورد در قوانين ساخت و ساز درشهر،برنحوه استفادهاز انرژی حرارتی خورشيدبرای ايجادآسايش وايجاد گرمای مطلوب در يک واحد ساختمانی، تأثير مستقيم دارد.
بنا بر اين ، با توجه به مطلبی که شرح داده شد و با نظر به اينکه از يک سو بيشترين در صد ساخت وسازها و از سوی ديگربيشترين مصرف انرژی در کلان شهر ها به چشم می خورد،مطماً باز نگری بر قوانين شهرسازی بخصوص مسايل مربوط به تراکم و بلند مرتبه سازی در شهر ،بر نحوه استفاده ازانرژی گرمازا ی خورشيد در ايجاد دمای مطلوب درون ساختمان ها تأثير به سزايِی دارد.
ج- بکار گيری مصالح گوناگون با خصوصيات متضاد در ساخت ديوارهای خارجی (نماها)
بی شک قوانين شهر سازی و نحوه قطعه بندی مناطق هر شهر تأثير مستقيم بر نحوه ساخت و ساز دارد وعدم نکته سنجی کافی در اين زمينه گاهی سبب می شود شاهد پديده های غير اصولی – چه به لحاظ زيبايی شناختی ،چه به لحاظ اتلاف انرژی – درساخت ساختمان ها باشيم .
به طور مثال در شهر تهران به دليل شرايط اقليمی اين شهر ،جهت قرار گيری ساختمان ها به صورت شمالی –جنوبی است . به طوريکه ساختمانهای همجواردر جهت شرق يا غرب ساختمان قرار می گيرند.
بنابراين به لحاظ صرفه اقتصادی ،مجريان ساختمان ،عموماًنمای شمالی و نمای جنوبی ساختمان را با نوعی مصالح (از قبيل سنگ ،آجر ،.....)و متفاوت نسبت به مصالح نمای غربی و شرقی (سيمان،...)اجرا می کنند .اين مسأله علاوه بر آنکه پيامد های منفی از لحاظ بصری و مباحث زيبايی شناسی شهر را در بر دارد سبب می شودتا تبادل حرارتی ساختمان با فضای پيرامون از دو وجه غربی و شرقی و دو وجه شمالی و جنوبی متفاوت و متغيرباشد .به بيان ديگربه دليل آنکه در ساخت ديوارهای خارجی – نما - به عنوان پوسته و جداره بيرونی ساختمان مصالح گوناگون با خصوصيات متضادبه کار گرفته می شود و متعاقباً شرايط تبادل حرارتی را دگرگون می سازد، ميزان اتلاف انرژی بيشتر می شود .
به عنوان مثال زمانيکه در دو نمای شمالی و جنوبی ساختمان، مصالحی همانند سنگ گرانيت با زمينه رنگی روشن بکار می رود اما در نمای شرقی و غربی از سيمان استفاده می شود به دليل آنکه اين دو مصالح خصوصيات متفاوتی دارند (از لحاظ ميزان انعکاس نورخورشيد يا جذب آن ) تعادل حرارتی فضای ساختمان دگرگون می شود و اتلاف انرژی افزايش می يابد.
نگاه مجدد به معماری و شهر سازی گذشته ايران نيز نشان می دهد ،مصالح به کار رفته در جداره بنا ها در گذشته عموماًيکسان بوده به طوريکه فضا و حجم ساختمان از لحاظ مصالح ساخت خصوصيت همگن داشت و تبادل حرارتی کمتری با فضای پيرامون انجام می شد.
د - قوانين شهر سازی واقليم های گوناگون 
ياد آوری تشابهِ ظاهریِ کالبد شهر های معاصر ايران که در اقليم های گوناگون قرار گرفته اند شايد مبحثی تکراری به نظر آيد اما واقعيتی است که تبعات منفی بسيار زيادی دارد.وخود اين امرناشی از عدم توجه کافی در تدوين قوانين جامع شهرسازی شهر ها با اقليم های متفاوت است .
به بيان ديگر ،قوانين ساخت و ساز در کلان شهر ها و شهرهای بزرگ ايران از جمله تهران ،اصفهان ،مشهد ،شيراز ،تبريز،بنرعباس و...يکسان است (البته تفاوت های بسيار جزيی با يکديگر دارند) و اين در حالی است که اين شهر ها شرايط اقليمی بسيارمتفاوتی نسبت به يکديگردارند.
مطالبی که در سطور پيشين در مورد هماهنگی ارتفاع ساختمان ها ،تناسب عرض گذر ها وارتفاع بناها،جهت قرار گيری باز شو و پنجره ها ،دقت در بکارگيری مصالح در ساخت بناها ،جا نمايی مناسب کار بری ها در سطح شهر و ... 
بدان ها اشاره شد از جمله مواردی است که متناسب با اقليم هر شهر،به تدوين خصوصيات ويژه و قابل محاسبه ای نياز داردکه می بايست در قوانين شهر سازی هر شهر مد نظر قرار گيرد چرا که اين مواردِ به ظاهر بديهی، تأثير مستقيم بر ميزان کاهش اتلاف انرژی در ساختمان ها دارد.
درواقع نا ديده گرفتن ويژگی های اقليمی هر شهر در تدوين قوانين شهر سازی آن می تواندبزرگترين تأثير منفی بر نحوه استفاده از انرژی در ساختمان ها را داشته باشد .
حاصل سخن: 
رواج ساخت وساز برمبنای طراحیِ هماهنگ با اقليم، زمانی می تواند بر کاهش اتلاف انرژی تأثير مطلوب داشته باشد که زمينه و بستر آن در کالبد شهر فراهم باشد .
از اين رو اين نوشتار نيز با نگاهی بر شهر سازی معاصر ايران ،نحوه قرار گيری واحد های همسايگی نسبت به يکديگر و چگونگی ايجاد پيکره کالبدی شهر را با تأکيد بر موضوع اتلاف انرژی در ساختمان ها مورد بحث قرار دارد.و در اين ميان مسأله هماهنگی ارتفاع واحد های همسايگی و ساختمان های همجوار،تناسب عرض گذر ها و ارتفاع ساختمان ها ، بکار گيری مصالح گوناگون در جداره خارجی بنا (نما)باتوجّه به قوانين شهر داری و در نهايت مسأله توجّه به شرايط اقليمی هر شهر در تدوين قوانين شهر سازی آن ، تشريح گرديد.
اميد است باز نگری مجدد بر طرح های شهری و قوانين شهر سازی و رفع نواقص بتواند سبب ايجادکالبد شهری مناسب و پديد آمدن زمينه مطلوب برای رواج ساخت ،بناهای همساز با اقليم گردد تا ميزان اتلاف انرژی در ساختمان ها کاهش يابد و آسايش بيشتری برای شهروندان حاصل شود . 
نگارنده اميدواراست اين نوشتارگام مثبتی درجهت تقليل اتلاف انرژي ومصرف سوخت درساختمان هاوتصحيح قوانين شهرسازي باشد. 


شت های فلات كه بخش عمده ای از مساحت كشور ما محسوب می شوند، عمدتاً در نواحی مركزی و شرقی مملكت قرار دارند. دو منطقه دشت كویر و كویر لوت، در مركز ایران واقع شده اند كه به طور كلی لم یزرع و یا با بارندگی بسیار اندك می باشند. این دو كویر، قریب یك هفتم مساحت ایران را شامل می شوند.

نواحی حاشیه كویری و كوهپایه ای، دارای آب و هوای معتدل تر با بارندگی بیشتر می باشند؛ ولی به هر تقدیر، اقلیم این نواحی نیز گرم و خشك است.

خصوصیات كلی شرایط اقلیمی دشت های فلات به قرار زیر است:

1- آب و هوای گرم وخشك در تابستان و سرد و خشك در زمستان
2- بارندگی بسیار اندك
3- رطوبت هوای بسیار كم
4- پوشش بسیار كم گیاهی
5- اختلاف زیاد درجه حرارت بین شب و روز
6- در نواحی كویری و حاشیه كویری، باد های توام با گرد و غبار

به دلیل رطوبت كم و دوری از دریا، اختلاف درجه حرارت هوا در طی شبانه روز، زیاد است. به تغییرات روزانه حرارت كه در ستون نوسان روزانه دما در جدول 1 برای شهر های مناطق گرم و خشك آمده، توجه كنید.

ایستگاه معدل حداكثر دما معدل حداقل دما حداكثر مطلق دما حداقل مطلق دما نوسان روزانه دما متوسط دما روز های یخبندان
تهران 22.6 11.6 44.0 14.8 - 14.4 17.0 49
اهواز 32.8 17.9 51.2 7.0 - 19.4 25.3 2
دزفول 32.0 15.8 53.6 9.5 - 20.0 24.0 4
شیراز 25.8 9.1 43.2 14.0 - 18.3 17.3 56
كرمان 24.6 6.3 40.6 24.8 - 17.8 15.5 96
مشهد 21.0 6.4 41.6 28.0 - 17.8 13.6 95
سبزوار 24.0 10.2 45.5 19.8 - 14.4 17.0 62
تربت حیدریه 21.6 7.1 42.5 28.0 - 15.3 14.5 91
بیرجند 24.6 8.4 43.5 14.7 - 16.4 16.5 76
اصفهان 23.8 9.4 41.0 16.0 - 15.0 16.0 69
زاهدان 26.5 9.6 43.0 22.0 - 17.5 18.1 57
قزوین 21.0 6.3 43.0 23.6 - 18.6 13.7 89

جدول 1: آمار وضع دمای بعضی از ایستگاه های منطقه گرم و خشك كشور طی 28 سال از سال 1340 الی 1367.

سازمان هواشناسی كشور، سال 1367، ص 10


باید اضافه نمود كه كمبود آب جهت كشاورزی و مصرف روزانه اهالی، به علاوه، باد های شدید كویری كه با شدت، شن و خاك كویر را در سطح مناطق زیستی پخش می كنند، محیط چندان مطلوبی را جهت سكونت انسان، ایجاد نمی كند. همچنین در منطقه، درخت و در نتیجه چوب كمیاب است و نمی توان به راحتی سقف و سرپناه ایجاد نمود.


شكل 2: عكس هوایی شهر یزد؛ حفاظت از فضا های مسكونی سنتی در مقابل شرایط نامساعد طبیعی در این عكس به خوبی مشخص است؛ بافت متراكم، فضا های محصور و حیاط مركزی از جمله تمهیدات اقلیمی در این شهر كویری می باشد؛ قسمتی از تصویر برای نمایش خانه های حیاط مركزی، درشت نمایی شده است.

سازمان نقشه برداری كشور


ولی با توجه به مشكلات اقلیمی فوق، معماری سنتی ما در اثر تجربه چند هزار ساله، راه حل های منطقی ای برای یك زندگی دلپذیر در این مناطق فراهم نموده است.
2- بافت شهری ۩

شكل پذیری بافت شهری و روستایی و تطبیق شرایط زندگی با عوامل طبیعی و همچنین استفاده از این عوامل در شرایط بسیار نامساعد آب و هوایی در این مناطق، قابل توجه است. به جرات می توان بیان نمود كه یكی از دستآورد های بسیار مهم معماری سنتی ما در همین تطبیق و فراهم نمودن محیط مناسب زندگی در این مناطق خشك و بی آب و علف است.


شكل 3: یكی از كوچه های محله قدیمی فهادان در شهر یزد؛ به این نوع كوچه ها ساباط گفته می شود.


كلیات بافت شهری و روستای به قرار ذیل است:

1- بافت شهری و روستایی بسیار متراكم
2- فضای شهری كاملاً محصور
3- كوچه های باریك و نامنظم و بعضاً پوشیده با طاق
4- ساختمان های متصل به هم
5- استقرار مجموعه های زیستی بر اساس جهت آفتاب و باد

روستا ها و شهر های سنتی مناطق گرم و خشك ایران را می توان به بوته های كاكتوس و یا گیاهان صحرایی تشبیه نمود. این گیاهان، پوسته ای ضخیم و بسیار مقاوم به دور خود دارند و در تحت این شرایط است كه می توانند محیطی مناسب برای انتقال شیره گیاهی و رشد و نمو در درون گیاه به وجود آورند.

به طور كلی، تمامی فضا های زیستی این مناطق، اعم از فضا های شهری، معابر، حیاط ها و ساختمان ها، در مقابل عوامل جوی، خصوصاً باد نامطلوب، كاملاً محافظت شده اند و استفاده از باد مطلوب و تابش آفتاب با تمهیدات خاصی كه در دنباله این مقاله توضیح داده خواهد شد، صورت می گیرد.

بافت شهری در این نواحی، به هم فشرده و ابنیه، متصل به هم هستند. كوچه ها، باریك و با دیوار های نسبتاً بلند و در مسیر یك خط شكسته امتداد دارند. اصولاً هیچ فضای شهری غیر محصور در این مناطق وجود ندارند؛ زیرا محافظت از فضای غیر محصور در مقابل شرایط نامساعد اقلیمی ممكن نیست. یكی از دلایل باریكی كوچه ها كه گاه فقط برای عبور دو نفر از كنار هم كافی است، برای فراهم نمودن شرایط اقلیمی بهتر در فضای معابر است. وجود دیوار های بلند در كنار معابر، در ایجاد سایه در مقابل تابش آفتاب و همچنین حفاظت معابر در مقابل باد های كویری، تاثیر بسزایی دارند. باید متذكر شد كه پیچ در پیچ بودن كوچه ها، از نظر زیست اقلیمی، یك مزیت در مناطق گرم و خشك و كویری محسوب می شود، زیرا در مسیر های مستقیم و عریض، باد های كویری می توانند به سرعت جریان داشته باشند و باعث اختلال در زندگی روزمره شوند.


شكل 4: زواره، شهركی برآمده از دل خاك با فضا های كاملاً محصور در مجاور كویر مركزی ایران در استان اصفهان.

زهرا لطفی و نغمه بحرانی


متاسفانه در رابطه با مسایل اقلیمی، بسیاری از درس های معماری و شهرسازی گذشته ما جهت طراحی شهر ها و ساختمان های جدید فراموش شده و در فصول گرم، بجز در اطاق های بسته و زیر كولر های برقی، در سایر قسمت های این شهر های مدرن، شرایط آسایش برای انسان، فراهم نمی باشد.


شكل 5: ساختمان های حیاط مركزی، طاق های گنبدی و بادگیر های كوتاه یك طرفه از مشخصات بارز سیمای شهر میبد در حاشیه دشت كویر در استان یزد است.




شكل 6: مقطع عرضی و نمای تابستان نشین خانه بروجردی ها در كاشان در استان اصفهان؛ ساختمان این خانه در تاریخ 1292 ه.ق. برابر با 1254 ه.ش. به پایان رسیده است.

سازمان میراث فرهنگی كشور

3- فرم بنا ۩

كلیات فرم بنا در این مناطق به قرار ذیل است:

1- كلیه بنا ها به صورت كاملاً درون گرا و محصور
2- كلیه بنا ها بجز حمام ها دارای حیاط مركزی و اغلب آنها دارای زیرزمین، ایوان و بادگیر
3- كف ابنیه و خصوصاً حیاط، پایین تر از سطح معابر
4- ارتفاع اطاق ها نسبتاً زیاد
5- طاق ها غالبا قوسی و گنبدی
6- دیوار ها نسبتاً قطور

همانگونه كه فضا های شهری، محصور و در مقابل شرایط نامساعد طبیعی كاملاً محافظت شده اند، ساختمان ها و حیاط آنها نیز دارای یك حصار بسته و یك محیط زیست اقلیمی كنترل شده می باشند. این مطلب در مورد كلیه ساختمان های در این مناطق، اعم از تجاری، مذهبی، خدماتی و مسكونی صدق می كند.


چنانچه ذكر شده، نوسان درجه حرارت در منطقه، بسیار زیاد و میزان رطوبت هوا، كمتر از حد آسایش انسان است. همچنین تابش آفتاب و حرارت آن در تابستان، محیطی گرم و سوزان ایجاد می كند و باد های پر گرد و غبار كویری كه در بسیاری از روز های سال در جریان است، مخل آسایش می باشد. لذا، ایجاد یك حیاط مركزی در وسط ساختمان و تعبیه حوض آب و احداث باغچه، باعث افزایش رطوبت در فضای زیستی شده و دیوار های خشتی و آجری ای كه به لحاظ تحمل بار سنگین طاق های قوسی و گنبدی، با ضخامت نسبتاً زیاد ساخته می شوند، مانند یك خازن حرارتی، نوسان درجه حرارت در طی شبانه روز را كاهش می دهند. و بالاخره، با قرار دادن كلیه بازشو ها رو به فضای نسبتاً مرطوب و معتدل حیاط و مسدود نمودن جداره خارجی ساختمان، بجز در ورودی، ارتباط فضای زیست داخل با فضای خارج تا حد امكان قطع شده و یك اقلیم كوچك و مناسب برای آسایش انسان در اقلیم گرم و خشك منطقه احداث شده است.


شكل 7: پلان طبقات خانه بروجردی ها با حیاط بیرونی در محله میر احمد كاشان در استان اصفهان؛ پلان ها در شكل به ترتیب از بالا به پایین پلان همكف، طبقه اول و زیرزمین می باشد؛ با توجه به این پلان ها مشخص است كه قسمت تابستان نشین، زیرزمین و پس از این دو، قسمت زمستان نشین اهمیت و وسعت بیشتری نسبت به سایر قسمت ها دارند.

سازمان میراث فرهنگی كشور


در دنباله مطلب ساختمان های مسكونی، در سایر فصول از كتاب بررسی اقلیمی ابنیه سنتی ایران نوشته وحید قبادیان، ساختمان های تجاری، مذهبی و خدماتی مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.
3-1- خانه های چهارفصل ۩

تطبیق شیوه های زندگی با شرایط اقلیمی، از خصوصیات بسیار مهم این نواحی است. نمونه بارز آن را در خانه های درونگرای این مناطق كه به خانه های چهار فصل موسوم است می توان مشاهده نمود. اطاق های اطراف حیاط این ساختمان ها بنا بر فصل معین سال، مورد استفاده قرار می گیرند. نحوه انجام این كار بدین طریق است كه در سمت شمالی حیاط كه آفتاب مایل زمستان به آن می تابد و از گرمای بیشتری برخوردار است، قسمت زمستان نشین می باشد كه به «پناه» معروف است و اغلب فعالیت های روزمره اهل خانه در این سمت ساختمان انجام می شود. در تابستان، عكس این عمل صورت می گیرد و اطاق های سمت جنوب حیاط كه در سایه قرار دارند و خنك تر هستند، محل سكونت افراد خانواده می باشد. این قسمت را «نسار» به معنی سایه گیر و خنك می گویند و غالباً سرداب یا زیرزمین در این قسمت می باشد. در فصول گرم، دمای سرداب به علت اینكه در زیر زمین است، از دمای سایر قسمت ها كمتر می باشد؛ به نحوی كه در خانه بروجردی ها در ساعت 11:30 صبح روز سوم مهر ماه، درجه حرارت هوا در كوچه 36 درجه، در حیاط 32 درجه و در سرداب 24 درجه سانتی گراد بوده است (شكل 8).


شكل 8: مقطع طولی خانه بروجردیها در كاشان؛ به اختلاف ارتفاع قسمت تابستان نشین و زمستان نشین و همچنین اختلاف سطح حیاط نسبت به كوچه توجه كنید. زاویه تابش آفتاب هنگام ظهر در اول تیر ماه 79.5 درجه و در اول دی ماه 32.5 درجه است.

سازمان میراث فرهنگی كشور


در مواقعی كه دمای هوا بسیار زیاد بوده، اهل خانه به سرداب رفته و از هوای خنك تر آن استفاده می كردند. در بعضی از خانه ها كه شاخه های مسیر قنات از زیر آن رد می شده، از سرداب راهی به قنات جهت دسترسی به آن وجود داشته و گاهی نیز آب قنات از یك طرف وارد حوض كوچكی می شده و از طرف دیگر آن خارج می شده كه به محل آن اطاق، حوضخانه می گفته اند. وجود حوض آب و مجاری ورودی بادگیر، باعث افزایش رطوبت و برودت در این فضا می شده است.


شكل 9: نمای قسمت زمستان نشین و حیاط بیرونی خانه بروجردی ها در كاشان در استان اصفهان.

آرش افشار و فرزین راسخی


معمولاً ارتفاع قسمت تابستان نشین در این خانه ها زیاد است (شكل 8) تا هوای گرم به بالا صعود كرده و هوای خنك تر در سطح پایین اطاق، جایگزین شود. بادگیر ها و هواكش ها نیز غالباً در سمت جنوبی ساختمان قرار دارند تا تهویه هوا بهتر صورت گیرد. بادگیر های هشت طرفه خانه بروجردی ها به اطاق اصلی خانه كه همان تالار در طبقه همكف است و سرداب زیر آن در قسمت تابستان نشین، راه دارد و حفره های روی گنبد تالار، از سمت جریان باد، عملكرد بادگیر و از سمت مخالف آن، عملكرد هواكش را دارند كه خود به آسایش ساكنین خانه در فصول گرم كاشان، كمك موثرتری می كرده است.

تالار قسمت تابستان نشین خانه های سنتی یزد، مانند خانه لاری ها و خانه رسولیان، از سمت رو به حیاط، كاملاً باز است و در این خانه ها، مجرای ورودی بادگیر، یا در عقب تالار و یا در سمت دو ضلع مجاور آن قرار دارد.

در كنج ها و قسمت هایی از خانه كه ارتباط مستقیم با حیاط ندارد و در نتیجه نور و تهویه در آنجا كم است، آشپزخانه و انبار قرار دارد. سوخت مورد استفاده جهت پخت و پز، هیزم و تاپاله (1) ۞ بوده است. جهت تهویه هوا در آشپزخانه، سقف این فضا غالباً بسیار بلند بوده و یك منفذ دایره ای شكل به قطر حدود نیم متر در بالای گنبد و یا طاق آشپزخانه قرار داشته است. نور مورد نیاز آشپزخانه نیز از همین منفذ یا منفذ های سقفی تامین می شده است.

وجود حوض آب و گیاهان در داخل حیاط، كمبود رطوبت هوا را جبران می كند و علاوه بر ایجاد سایه، لطافت هوا را نیز افزایش می دهد. كلیه بازشو ها و ورودی اطاق ها، به حیاط و یا به فضای منتهی به آن باز می شوند و حیاط به عنوان فضای ارتباطی بین كلیه قسمت های خانه می باشد. تقریباً هیچ پنجره ای به بیرون خانه باز نمی شود و تنها بازشویی كه با بیرون ارتباط دارد، در ورودی است كه از طریق هشتی و دالان نسبتاً بلند به حیاط مرتبط می شود.


شكل 10: نمای قسمت تابستان نشین خانه بروجردی ها؛ به نسبت سطوح بازشو ها در مقایسه با قسمت زمستان نشین توجه كنید.

آرش افشار و فرزین راسخی


در اغلب خانه ها، یك تخت چوبی بزرگ در حیاط وجود داشته است. در تابستان، اهل خانه در هنگام عصر و غروب، باغچه ها را آب می دادند و حیاط را آبپاشی می كردند و فعالیت های مختلف، مانند دور هم نشستن، غذا خوردن یا خیاطی كردن و كار های دیگر، روی این تخت انجام می شده است. در این موقع اهل خانه غالباً، اوقات خود را در حیاط و فضای متعادل و خنك آن سپری می كردند. در شب هنگام نیز بر روی تخت در حیاط می خوابیدند. البته در بعضی از مواقع در روی پشت بام كه در طی شب و خصوصاً هنگام سحر، خنك تر از سایر قسمت ها است، می خوابیدند.

سطح حیاط خانه بروجردی ها، مانند سایر خانه های مشابه، از سطح طبیعی زمین و كوچه، پایین تر است (شكل 8). پایین تر بودن سطح حیاط نسبت به كوچه دارای چهار مزیت است:

1- آب قنات و یا نهر كه در جوی های همسطح كوچه جاری است، به طور طبیعی، سوار باغ و باغچه داخل حیاط و اگر آب انبار در زیرزمین باشد، سوار مخزن آب می شود.

2- از خاك گودبرداری شده، اگر خاك آن در حد نسبتاً خوبی باشد، خشت ساخته و برای احداث ساختمان، استفاده می شود.

3- با قرار گرفتن بخشی از ساختمان در داخل زمین، تبادل حرارت بین داخل و خارج بنا كاهش می یابد و نوسان درجه حرارت، كمتر می شود.

4- در مقابل نیروی زلزله، پایه های ساختمان و در نتیجه كل بنا مقاومت بهتری نشان می دهد.

عمق بعضی از حیاط ها را از حد معمول نیز بیشتر می گرفتند تا جهت آبیاری باغ و باغچه به آب قنات كه از زیر حیاط رد می شده، دسترسی پیدا كنند. به این حیاط ها، «گودال باغ» یا «گودال باغچه» می گفته اند.


شكل 11: نمایی از حیاط مركزی و اطاق سه دری خانه شهشهان در اصفهان.


در اینجا باید متذكر شد كه وسعت خانه و تعداد حیاط های آن، بستگی به توان مالی و موقعیت اجتماعی مرد خانه داشته است. خانه افراد تنگدست، به زحمت از چند اطاق و احیاناً یك حیاط تجاوز می كرده است؛ در حالی كه خانه اغلب افراد نسبتاً مرفه، شامل دو حیاط، یكی، بیرونی جهت آقایان، نامحرمان و بعضاً انجام امور شغلی آقای خانه و حیاط دیگر، اندرونی كه مخصوص خانم ها و افراد محرم بوده است، می شده است. خانه امرا و متمولین، بیش از دو حیاط داشته و در نهایت، تعداد آنها به شش حیاط می رسیده كه هر كدام دارای عملكرد خاص خود بوده است. چهار حیاط دیگر عبارت از حیاط اصطبل، خدمه، خواجگان و نارنجستان بودند.

حیاط اصطبل معمولاً در نزدیكی در ورودی خانه بوده تا پس از انتقال چهارپایان به اصطبل، وارد قسمت های دیگر خانه شوند. حیاط خدمه چنانچه از اسم آن مشخص است، مختص زندگی خدمتكاران خانه بوده است. حیاط خواجگان، مجاور قسمت اندرونی خانه احداث می شده و محل زندگی خواجگان حرمسرا بوده است و بالاخره نارنجستان، یك حیاط نسبتاً كوچك و زینتی بوده كه در باغچه آن انواع مركبات مانند نارنج و پرتقال می كاشتند. در شهر هایی مثل یزد و اصفهان كه هوا سرد است و معدل تعداد روز های یخبندان سالیانه به ترتیب 56 و 69 روز می باشد، در زمستان، در شب هنگام و یا در مواقع یخبندان، روی حیاط نارنجستان را می پوشاندند و بدین ترتیب، همواره از طراوت و زیبایی و تماشای برگ های همیشه سبز آن لذت می بردند.

در سنوات اخیر، جهت حفظ این ابنیه سنتی، اقداماتی صورت گرفته و تعدادی از آنها مرمت و به عنوان ساختمان اداری و یا آموزشی مورد استفاده قرار گرفته است. هرچند این كار، عملی بسیار مثبت و قابل تقدیر است ولی متاسفانه بسیاری از خانه های سنتی باارزش در حال تخریب به وسیله عوامل جوی و یا بولدزر های شهرداری ها می باشند.
3-2- طاق و گنبد ۩

همانگونه كه قبلاً ذكر شد، به دلیل كمبود چوب در فلات مركزی ایران، جهت پوشش سقف، از خشت و آجر استفاده می شده كه به صورت طاق یا گنبد این عمل صورت می گرفته است. فرق عمده طاق و گنبد در این است كه طاق مانند یك نیم استوانه است، یعنی قوسی كه در مسیر یك خط ادامه یافته و گنبد یك نیمكره است؛ بدین معنی كه قوس، حول یك نقطه در محیط خود، دوران داده شده است. البته این یك توصیف كلی است و فرم همه طاق ها و گنبد ها، مطابق تعاریف فوق نمی باشد.

بنا بر تقسیم بندی استاد محمد كریم پیرنیا، چهار نوع طاق قوسی وجود دارد كه به اختصار توضیح داده می شود: (2) ۞


شكل 12: یك مقبره ایلامی با طاق آهنگ در موزه شوش مربوط به هزازه دوم قبل از میلاد.

3-2-1- طاق آهنگ ۩

طاق آهنگ مانند یك نیم استوانه است كه با مصالح بنّایی اجرا می شود و بر روی دو دیوار باربر و دیوار انتهای قوس قرار می گیرد. معروف ترین و بزرگترین طاق از این نوع، طاق كسری در تیسفون با 30 متر ارتفاع و 25 متر دهانه قوس (3) ۞ است.


شكل 13: شبستان غربی مسجد جمعه اصفهان؛ طاق شبستان از نوع چاربخش است.

3-2-2- طاق چهاربخش ۩

هرگاه دو طاق آهنگ، یكدیگر را به طور قایم قطع كنند، از تقاطع آنها، یك طاق چهار بخش تشكیل می شود؛ مانند طاق شبستان غربی مسجد جمعه اصفهان (شكل 13).


شكل 14: طاق و تویزه در سمت شمالی مسجد النبی یا همان مسجد شاه سابق.

3-2-3- طاق و تویزه ۩


طاق و تویزه مانند یك نیم استوانه آجری یا خشتی است كه دنده های قوسی شكلی در داخل طاق، به نام تویزه وجود دارد و بار سقف را این تویزه ها به دیوار زیرین انتقال می دهند (شكل 14).


شكل 15: طرز اجرای طاق كلنبه در مسجد حضرت علی (ع) در شهر یزد.

3-2-4- طاق كلنبه ۩

جهت اجرای طاق كلنبه (4) ۞، ابتدا چهار تویزه همانند شكل 15 بر روی چهار پایه طاق می زنند و سپس بین تویزه ها را با خشت و آجر پر می كنند.

بنا بر تقسیم بندی استاد پیرنیا، گنبد نیز از لحاظ فرم به چهار گروه تقسیم می شود: (5) ۞


شكل 16: گنبد یك مسجد در بین راه قم به كاشان؛ اگرچه این گنبد دو پوسته نار با مصالح جدید اجرا شده ولی ایده و طرح آن سنتی است.

3-2-5- گنبد نار ۩

این نوع گنبد، رایج ترین نوع گنبد در ایران است. فرم این نوع گنبد، كروی است و پوشش اصلی سقف اكثر مساجد مهم ایران نظیر مسجد جمعه، مسجد امام و مسجد الله وردی خان در اصفهان و مسجد جامع یزد و مسجد و مدرسه آقا در كاشان می باشد. گنبد این مساجد به صورت دو پوسته است، یعنی در واقع دو گنبد بر روی هم اجرا شده است (اشكال 16 و 19).


در گنبد های دوپوسته، پوسته زیرین معمولاً باربر و پوسته رویین جهت نماسازی و همچنین مقابله با عوامل جوی است. یكی از دلایل دو پوسته زدن گنبد، به لحاظ توجه به مقیاس ساختمان و مقیاس شهر است؛ از آنجاییكه گنبد های بزرگ و بلند، نشانه اهمیت ساختمان می باشند و همچنین این گنبد ها باید با مقیاس شهر تطبیق كنند و ترجیحاً از قسمت های مختلف شهر دیده شوند، لذا سعی می شود كه گنبد فوقانی را بلند و مرتفع احداث كنند؛ ولی برای اینكه مقیاس تالار زیر گنبد زیاد ناهمگون نباشد و مانند تونلی عمودی به نظر نیاید، پوسته زیرین در ارتفاع كمتری اجرا می شود.

دلیل دیگر این كه، از ضخامت گنبد زیرین كه باربر است، هرچه به نوك گنبد نزدیك می شود كاسته می گردد تا وزن گنبد، كمتر شود؛ به همین دلیل، روی گنبد به صورت پله ای در می آید، مانند گنبد یخچال ها (6) ۞ و برای پوشاندن این ناهمواری، گنبد دوم زده می شود.

البته گنبد دو پوسته از لحاظ كاهش تبادل حرارتی بین داخل و خارج بنا، از گنبد یك پوسته، عملكرد بهتری دارد؛ زیرا هوای نسبتاً راكد بین دو پوسته، مانند یك عایق از تبادل حرارت جلوگیری می كند؛ ولی باید توجه داشت كه هیچ فضای حبسی ای در ساختمان نباید وجود داشته باشد؛ زیرا به علت وجود رطوبت در هوا و معیان رطوبت در شب هنگام و یا مواقع سرد، و تبدیل آن به آب، باعث خراب شدن مصالح از داخل این فضا می شود. بنابراین هوای بین دو پوسته همیشه باید تهویه شود (شكل 19).


شكل 17: برج قربان مربوط به دوره سلجوقی در همدان؛ این گنبد از نوع رك و دوازده ترك یا دوازده وجهی است.

3-2-6- گنبد رك ۩

نوع دوم گنبد ها، گنبد رك (7) ۞ است كه به صورت هرمی و یا مخروطی است و غالباً بر روی یك پایه استوانه ای و یا منشوری قرار می گیرد. معروفترین این نوع، گنبد قابوس در شهری به همین نام در استان مازندران (8) ۞ است كه آرامگاه شمس المعالی، قابوس بن وشمگیر آل زیار است و از بهترین نمونه های معماری قرن چهارم هجری قمری محسوب می شود. از این نوع گنبد، جهت مقابر سلاطین و امرای دوره سلجوقی نیز بسیار استفاده شده است (شكل 17).

گنبد رك در كرانه دریای خزر بسیار مورد استفاده قرار گرفته و می توان بیان نمود كه در این كرانه، بیش از سایر مناطق ایران گنبد رك وجود دارد. دلیل آن اولاً به این خاطر است كه این گنبد از لحاظ اقلیمی، بهتر از گنبد ها نار برای این منطقه است؛ زیرا نزولات جوی را سریعتر و بهتر از گنبد نار از ساختمان دور می كند و در ثانی شباهت زیادی به بام های شیبدار اهالی منطقه دارد. در این كناره، این نوع گنبد را با خرپای چوبی و پوشش كاشی، سفال و یا تخته لت احداث می كنند.

اگر مصالح گنبد رك آجری باشد، غالباً گنبد را دوپوسته اجرا می كنند تا مقیاس زیر گنبد، متناسب باشد و از لحاظ سازه ای نیز از استحكام بیشتری برخوردار باشد.
3-2-7- گنبد خرپشته ۩

نوع سوم گنبد ها، گنبد خر پشته است كه مانند گنبد رك، هرمی است منتهی سطوح جانبی هرم در این نوع گنبد، با هم برابر نیستند. مثال خوب آن، گنبد مشهد میر بزرگ در آمل است كه مربوط به دوره شاه عباس اول صفوی می باشد.


شكل 18: مقبره دانیال نبی در شوش در استان خوزستان؛ گنبد این مقبره از نوع اورچین است.

3-2-8- گنبد اورچین ۩

گنبد اورچین شبیه گنبد رك، مخروطی است ولی روی آن پلكانی می باشد. این گنبد به نام های گنبد پلكانی و یا مضرس (9) ۞ و در انگلیسی به نام «Pineapple Dome» یا گنبد آناناس خوانده می شود. نگارنده شبیه این گنبد را در هیچ مكانی و هیچ كتابی بجز در ایران و عراق ندیده است. در ایران نیز فقط محدود به چنوب غربی كشور است كه تعداد آنها زیاد نیست و لذا منحصر به فرد می باشند.

معروفترین این نوع گنبد، متعلق به مقبره دانیال نبی در شوش است (شكل 18). از دیگر ابنیه ای كه دارای گنبد اورچین هستند، می توان از مقبره حضرت سربند و بقعه یعقوب لیث در دزفول، امامزاده عبد الله در شوشتر، امامزاده جعفر در بروجرد، امامزاده میر محمد در جزیره خارك، بقعه صلاح الدین محمد در آبدانان از استان ایلام و همچنین گنبد سلطان زبیده و مزار شیخ عمر سهروردی در بغداد نام برد.


شكل 19: بررسی اقلیمی طاق قوسی و گنبد در اقلیم گرم و خشك در مسجد جامع یزد با گنبدی دو پوسته.

3-2-9- خصوصیات طاق ها و گنبد ها ۩

از جمله خصوصیات اقلیمی طاق های قوسی و گنبدی در مناطق گرم و خشك این است كه ارتفاع اطاق از كف تا زیر طاق، زیاد می باشد و لذا می توان یك تهویه طبیعی عمودی در اطاق به وجود آورد. از آنجاییكه هوای گرم، سبكتر است و به بالا صعود می كند و هوای خنكتر، جایگزین آن می شود، با تعبیه چند دریچه در اطراف و یا نوك اطاق، هوای گرم از دریچه ها خارج می شود و یك جریان طبیعی هوا از پایین به بالا برقرار می شود كه جهت تامین آسایش در فصول گرم، مناسب است (شكل 19).

باید توجه داشت كه در مناطق سرد، به منظور حفظ حرارت، معمولاً ارتفاع تالار زیر گنبد در مقایسه با مناطق گرم و خشك، كمتر است و همچنین نسبت سطوح بازشو به دیوار در اطراف تالار نیز كمتر می باشد. مطلب دیگر، همانگونه كه در فصل اول از كتاب بررسی اقلیمی ابنیه سنتی ایران نوشته وحید قبادیان، در رابطه با زاویه تابش خورشید بیان شده است، در فصل تابستان یعنی زمانی كه حرارت مورد نیاز نیست، سقف یا طاق مسطح، بیشترین مقدار حرارت را نسبت به سایر سطوح، از تابش، كسب می كند زیرا تابش خورشید در این فصل تقریباً عمودی است ولی سطح طاق قوسی و گنبد، حالت مایل نسبت به تابش آفتاب دارد و به علاوه به سبب انحنای سطح طاق، همیشه بخشی از آن در سایه قرار می گیرد كه این نیز خود به كاهش جذب حرارت كمك می كند. همچنین اگر طاق یا گنبد، دو پوسته باشد، تاثیر تغییرات درجه حرارت خارج بر روی پوسته زیرین كمتر است و در نتیجه، دمای هوا در تالار زیر طاق یا گنبد متعادل تر می شود.

از مزایای دیگر طاق قوسی و گنبد اینكه، باد از روی سطح محدب، با سهولت بیشتری رد می شود و فرسایش و تخریب كمتری را موجب می گردد؛ و مطلب آخر، از آنجاییكه طاق قوسی و یا گنبد، یك ساختار سه بعدی است، لذا در مقابل نیرو های جانبی مانند باد و زلزله، مقاومت بهتری دارد؛ البته هرچه وزن طاق كمتر و مركز ثقل ساختمان در سطح پایین تری قرار گرفته باشد، مقاومت ساختمان در مقابل نیرو های جانبی، بیشتر خواهد بود.



























































+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

حسين امانت 


در سال ۱۹۶۶ حسین امانت دانشجوی ۲۴ ساله دانشگاه تهران با شرکت در یک رقابت ملی شروع زندگی حرفه ای خود را پایه ریزی کرد. قرار بود در این رقابت طراحان یک نماد ملی ایرانی و اسلامی را که نشان از ایرانی مدرن داشته باشد طراحی کنند. 
حسین امانت با طرح خود که همان میدان بزرگ آزادی بود به معماری ایران سلامی دوباره کرد و توانست خود را دز آغاز جوانی به معماری با مقیاس جهانی تبدیل کند.
طرحهای برجسته حسین امانت در دیگر کشورها نظیر چین-آمریکا-کانادا مورد استقبال قرار گرفته و به مرحله اجرا رسیده اند. طرح های حسین امانت را بیشتر به دلیل پیوند معماری کلاسیک غربی با روح معماری شرقی می شناسند. تزئین ساختمان با استفاده از سنگ از دیگر مشخصه های معماری آقای حسین امانت می باشد.
در حال حاظر آقای امانت در دفتر کارش در کانادا مشغول به کار در طرح ها و پروژه های بین المللی خود است. وی از سال ۱۹۸۰ به عنوان یک شهروند کانادایی در کانادا زندگی می کند.

زیباترین شاهکار معماری تهران



میدان آزادی از بزرگترین میدان‌های تهران است که برج آزادی با ارتفاع چهل و هشت متر، نماد تهران در آن قرار دارد.
برج آزادی یا شهیاد در زمان سلطنت محمد رضا شاه پهلوی به عنوان نماد پایتخت ساخته شد.


«توی این غول سفید، چی دارد می‌گذرد»؟ این سؤالی است که هربار موقع گذشتن از میدان آزادی، ذهن آدم‌ها را قلقلک می‌دهد.

هرچه باشد، دست‌کم سالی یک‌بار می‌آید جلوی چشم‌مان و یک روز خاص، می‌رود توی بورس اخبار، عکس‌ها و فیلم‌ها. میدان 37 ساله آزادی با آن برج معروفش، بخشی از خاطره مشترک همه ماست؛ یک جورهایی هم نماد تهران محسوب می‌شود و چشم میهمانان خارجی تهران را روی خودش قفل می‌کند؛ هرچند الان هووی بلندقامت و سرسختی به نام «برج میلاد» سر «برج آزادی» آورده‌اند اما «آزادی» هنوز هم برای خودش پادشاهی می‌کند؛ به‌ویژه در روز 22 بهمن که پر می‌شود از آدم‌هایی که می‌آیند تا خاطره خوب یک روز خوب را دوباره زنده کنند. چند روز مانده به 22بهمن امسال، رفتیم و دل و روده برج آزادی را درآوردیم تا بدانید آن داخل، چه دنیای جذابی وجود دارد؛ حتی جذاب‌تر از نگاه‌کردن به خود این غول سفید.

«یک غافلگیری مرموز»؛ تکیه کلام راهنمای بازدیدکنندگان برج، همین است. حالا دیگر برای «سمنانی» و همکاران‌اش عادی شده است که روزی چندبار نگاه‌های متعجب بازدیدکنندگان از برج را ببینند و برای توصیفش این جمله را بگویند؛ به‌ویژه حالا که هم مرحله اول بهسازی برج تمام شده و هم تمام قسمت‌های دیدنی برج فعال شده است. اداره‌اش را هم سپرده‌اند به 2 تا مجموعه مستقل. بالا برای شهرداری و پایین برای بنیاد رودکی.



غول سفیدی که فراموش نشد
4 سال پیش، مسئولیت راه‌اندازی و نگهداری فضای داخلی برج آزادی به‌عهده بنیاد رودکی گذاشته شد. برای همین هم یک مرکز درست کردند به نام «مرکز فرهنگی- هنری انقلاب اسلامی» که جایش را هم همان پایین برج تعیین کردند تا دستی به سر و روی موزه‌ها و مجموعه فراموش‌شده زیر برج بکشند؛ مجموعه‌ای که مدت‌ها بود داشت خاک می‌خورد. حالا اما همه برج دیدنی شده است.
«همراه» - مدیر مجموعه فرهنگی، هنری انقلاب اسلامی- می‌گوید: «بنا و ساختمان برج، طوری است که معماری تمام دوران تاریخ کشورمان از زمان باستان تا دوره اسلامی را در طراحی خود دارد و همین، شاید جالب‌ترین نکته‌ای باشد که ناخودآگاه، توجه هر بیننده‌ای را جلب می‌کند. از قوس بیضی‌شکل برج- که نمادی از طاق کسری است- گرفته تا نمونه‌هایی از معماری‌های دوره صفوی با کاشی‌کاری فیروزه‌ای‌شان؛ حتی شیارهای بالای برج که نمادی از بادگیرهای یزد است را هم می‌شود بالای برج دید. همه اینها در کنار بتون و نمادهای معماری مدرن، باعث می‌شود که حتی نمای برج هم چشم‌نواز باشد».

سفر به اعماق آزادی
اولین جایی که برای بازدید درنظر گرفته شده، پله‌های ورودی طبقه پایین است؛ جایی که بتوانید از آن پایین، چشمتان را به برج بیندازید و صحبت‌های راهنما را بشنوید. چند کلامی برایتان از سابقه ساخت برج می‌گوید و قدری هم از مشخصات آماری‌اش. مثل اینکه توی ساختن برج از 25 هزار قطعه سنگ- آن هم در 15هزار شکل مختلف- استفاده کرده‌اند. هرکدام از لنگه‌های سنگی درها، حدود 5/3تن وزن دارد و سنگ‌ها هم جنسشان از گرانیت است.

چند قدم که می‌روی داخل، صدای آشنایی توی گوشت می‌پیچد؛ «بوی گل سوسن و یاسمن آید...». اینجا سالن ایران‌شناسی است. یک تسمه نقاله، آرام و بی‌صدا زیر پایت حرکت می‌کند و توی 20-15 دقیقه، تو را از همه ایران رد می‌کند؛ نشانه‌اش هم نمادهایی است که از کنارشان رد می‌شوی؛ مثل نماد تراکتور برای تبریز یا نماد خاویار برای گیلان. از خلیج‌فارس تا دریای خزر راهی نیست. پایان مسیر، صدای شرشر آب و آبشار مصنوعی روی دریای خزر (!) است که سرحالت می‌آورد و آکواریوم دالان خروجی، خستگی‌ات را در می‌کند. در تمام طول مسیر هم رویت را که سمت 4 تا پرده نمایش برگردانی، می‌توانی فیلم‌های مستند انقلاب را ببینی.

سالن بعدی، تالار آینه است. اسمش را گذاشته‌اند «دیوراما» و در 2 سمت سالن، 12 غرفه کوچک ساخته‌اند که با طرح‌های حجمی، موقعیت و فعالیت‌هایی را که در کشور و در زمینه‌های مختلف انجام شده است، می‌شود تویش دید. وجه تسمیه آینه‌ای‌اش هم همان آینه‌هایی است که دور تا دور این 12تا غرفه را پوشانده‌اند و زاویه‌شان طوری است که وقتی نگاهشان می‌کنی، انگار غرفه خیلی بزرگ‌تر از اندازه واقعی‌اش است.
مسیر بعدی، باب طبع آدم‌های نوگراست. یک سالن، پر از مجسمه‌هایی که به‌اش می‌گویند «کانسپچوال آرت». خودمانی‌ترش می‌شود «هنر مفهومی». پر است از صندلی، نیزه و کبوتر آهنی. یک نگارخانه که هرچند وقت یک‌بار، نمایشگاه نقاشی با یک موضوع خاص را به نمایش می‌گذارد، یک کتابخانه با حدود 12 هزار جلد کتاب و البته یک سایت اطلاع‌رسانی با 28تا مانیتور لمسی که اطلاعاتی از آثار باستانی و جغرافیای ایران را به بازدیدکنندگان می‌دهد.
از اینجا به بعد، هیجان سفر تازه شروع می‌شود؛ «آسانسور و شروع سفر به آسمان».



مصاحبه bbc با حسين امانت : 


آقای امانت، در ایران بیشتر مردم خصوصا جوان ها برج شهیاد را با نام آزادی می شناسند. شما ترجیح می دهید در این گفت و گو از کدام نام استفاده کنیم؟
فرقی نمی کند. شما از نام آزادی هم می توانید استفاده کنید. آزادی هم نام خوبی است. ولی فکر می کنم این بنا به نام اصلی خود شهیاد نامیده خواهد شد.
این جوهره فرهنگی که بر آن تأکید دارید، چگونه در ساختمان برج متبلور شده است؟ یعنی دقیقا چه مفاهیمی را در طراحی برج به کار گرفته اید و می خواسته اید چه پیامی را از طریق آن منتقل کنید؟

همان طور که گفتم این بنا به گذشته های درخشان تاریخ ایران نظر دارد؛ به دورانی که ایران در ادبیات، هنر، معماری، صنایع دستی، علوم مختلف و خیلی چیزهای دیگر سرآمد بود. من می خواستم جمع بندی خودم از اینها را در شهیاد ارائه کنم تا اگر کسی از خارج می آید یا حتی مردم ایران بدانند که این اثر به کجا و به کدام فرهنگ مربوط می شود. در این بنا، قوس اصلی وسط برج، نمادی از طاق کسری مربوط به دوره پیش از اسلام (دوره ساسانی) است و قوس بالایی که یک قوس شکسته است از دوران بعد از اسلام و نفوذ اسلام در ایران حرف می زند. 

رسمی سازی هایی که بین این دو قوس را پر می کند، خیلی ایرانی است و من آن را از گنبد مساجد ایران الهام گرفته ام. اساسا تکنیک گنبد سازی در ایران خیلی جالب است و شما در هر مسجدی که می روید، یک چیز تازه ای می بینید. در این گنبدها که نشانه نبوغ ایرانی است، معماران قدیم از قاعده مربع بنا وارد دایره گنبد شده اند و این کار را با کمک رسمی بندی ها و مقرنس کاری های بسیار زیبا انجام داده اند. در برج شهیاد هم همین کار انجام شده. هندسه بنا یک هندسه مربع مستطیل است که از روی چهار پایه خود می چرخد و ۱۶ ضلعی می شود و بالاخره به صورت یک گنبد شکل می گیرد. البته شما این گنبد را از بیرون نمی بینید، اما از داخل برج قابل مشاهده است.
دو طبقه داخل برج، یکی بالای قوس طاق اصلی و دیگری زیر گنبد است که با آسانسور به آن می رسید. این طبقه که به عنوان نمایشگاه طراحی شده با گنبدی از بتن سفید پوشیده شده. این گنبد مقرنس ایرانی را به نوع تازه ای اجرا می کند و ارتفاع آن از بام شهیاد بیرون می زند و از بام دیده می شود که با کاشی های فیروزه ای معرق ایرانی پوشیده شده است. 
مصرف بتن سفید در این قسمت و در سالن پذیرایی آن، در آن زمان یک کار جدیدی در ایران بود. 
شما در زمان طراحی برج ۲۶ ساله بودید؟
خیر، ۲۴ سال داشتم و تازه از دانشکده معماری دانشگاه تهران بیرون آمده بودم.
اگر اجازه بدهید، بپردازیم به مسایلی که امروزه گریبانگیر برج آزادی است. در حال حاضر دست کم سه عامل به عنوان عوامل خطرزا برای برج آزادی مطرح شده؛ یکی نفوذ رطوبت حاصل از آبیاری چمن های میدان به پایه های بنا و احتمالا فونداسیون؛ دوم آلودگی شدید هوا ناشی از تردد خودروها و فعالیت کارخانجات بزرگ در غرب تهران؛ و سوم بار سنگین ترافیک در میدان آزادی و لرزشی که تردد خودروها ایجاد می کند. هر کدام از این عوامل را چقدر آسیب زا می دانید و مقاومت برج در برابر آن ها چقدر است؟
همه این عوامل خیلی مهم است. از آنجا که بخش های زیر زمینی میدان خیلی بزرگ است، صدمه دیدن عایق ها یعنی قیرگونی دیوارها و سقف ها و نفوذ رطوبت مساله ای جدی است که باید فورا به آن رسیدگی شود. چون نفوذ آب در طول زمان، بتن را ضعیف می کند. 
من عکس هایی را از شهیاد دیده ام که نشان می دهد لای سنگ ها گیاه سبز شده و فکر می کنم هر ساختمانی هرچقدر که محکم باشد، اگر مدتی به آن نرسند - که در این ۳۰ سال گذشته این طور بوده - خراب می شود. در مورد رشد گیاهان در لابلای سنگ ها واقعا نگران هستم؛ چون ریشه گیاه سنگ ها را خرد می کند. 
برای مرمت شهیاد باید توجه داشت که این بنا چطور طراحی شده و چه تکنیک هایی در ساخت آن بکار رفته است. این بنا سنگ هایی دارد که در قسمت پایین برج 3.2 متر طول و 1.6 متر ارتفاع دارند و کار دست سنگتراشانی است که به نظر من یک کار بی نظیری انجام داده اند. چون آن وقت که ما شهیاد را می ساختیم، هیچ کس برای پول کار نمی کرد و برای همه، این یک کار عاشقانه ای برای مملکت بود. 
این سنگ ها با بتن و آهن ضد زنگ به هم چسبیده اند و پشت آنها یک سطح خشن است که روی آن نلغزند. ولی هر سنگی کنار سنگ دیگر با یک ماده قابل انعطاف بندکشی شده است. چیزی شبیه به لاستیک که قابل انعطاف است. ماده ای است به نام FlEXIBLE SEALANT . حالا اگر بخواهند در جریان مرمت از سیمان برای بندکشی استفاده کنند، این کار باعث شکستن سنگ ها می شود. به خاطر این که در گرمای تابستان و سرمای زمستان سنگ ها و بتن زیر آن ها مرتبا منبسط و منقبض می شوند و اگر درزها قابل انعطاف نباشد، همگی خرد می شوند. 
این را هم بگویم آقای مهندس ایرج حقیقی که الان در ایران هستند و مهندس کارگاه برج بودند، یکی از بهترین کسانی هستند که در مورد مرمت شهیاد می توان به ایشان مراجعه کرد. 
آلودگی هوا چطور؟
آلودگی هم مسأله مهمی است و وضع اسیدی هوا روی سنگ های برج اثر می گذارد. سنگ های شهیاد که مرمر جوشقان هستند، اصلشان آهکی است و از آلودگی هوا آسیب می بینند. 
به نظر من راه حل اساسی این است که ترافیک اطراف میدان را کم کنند، اما نباید جریان رفت و آمد قطع شود. حتما باید اتومبیل از آن اطراف رد شود و زندگی در آن جا جریان داشته باشد تا بنا زنده بماند. ولی به نظرم تردد وسایلی مثل اتوبوس و کامیون و تعداد زیاد اتومبیل باید بررسی و محدود شود. ضمنا نباید کاری کنیم که اتومبیل ها یک مانع و دیواری در مقابل شهیاد بوجود بیاورند و مانع بشوند که مردم به سوی میدان بیایند. یعنی در طرح های شهری خیابان های میدان، باید سعی کرد مردم راحت به باغ وسط برسند. 
در مورد لرزش ناشی از تردد خودروها که اشاره کردید، باید بگویم شهیاد آنقدر محکم ساخته شده که نباید پایه هایش با این حرف ها بلرزد. مهندس مشاوری که شهیاد را طراحی کرده، یک از بهترین ها در دنیاست. 

بنا محکم است، ولی هر بنای خیلی محکم هم اگر زیرش خالی شود، می خوابد. من نمی دانم اطراف آنجا چه اتفاقی می افتد، اما فکر می کنم باید خیلی مواظب بود.

حسین امانت (تولد ۱۳۲۱) طراح و معمار و از بهائیان[۱][۲][۳] کانادائی-ایرانی است. او معمار برج آزادی[۴][۵][۶][۷][۸][۹] که نمادی از نماد «ایران مدرن» و نشان «دروازه تمدن بزرگ» در قرن بیستم[۱۰] است، و همچنین ساختمان‌های اولیهٔ دانشگاه صنعتی شریف می‌باشد.[۱۱]. پس از پروژه موفقیت آمیز برج آزادی و دانشگاه شریف، نظارت و سرپرستی ساخت موزه بزرگ پاسارگاد در نزدیکی آرامگاه کوروش کبیر به او واگذار شد.[۱۲] امانت همچنین معمار و طراح تعدادی چند از مراکز صنایع دستی، مدرسه‌، کتابخانه و حتی یک شهرک تفریحاتی در ساحل دریای خزر بوده‌است. او بعدها با بسط دادن کار خویش بناهایی در خارج از کشور را نیز طراحی نمود، از آنجمله، بنای سفارت ایران در شهر پکن، پایتخت جمهوری خلق چین که متمایزترین سفارتخانه ناحیه دیپلماتیک در پکن است.[۱۳]

امانت دانش‌آموخته دانشگاه تهران است.[۱۴]

از دیگر سازه‌های طراحی شده توسط وی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر).[۱۵]
دو مرکز بهائی (به انگلیسی: Bahai Center) در ویرجینیا و تگزاس [۱۶]
ساختمان مقر بیت العدل اعظم، از ساختمانهای حول مقام اعلی، مرقد باب در حیفا[۴]
دارالتبلیغ بین‌المللی از ساختمان‌های حول قوس مقام اعلی
محفظه آثار بهائی از ساختمان‌های حول قوس مقام اعلی
مشرق‌الاذکار ساموآ

حسين امانت –معمار ایرانی



 

ايران – معماري- مدرنيته- سنت- معمار – آسمان-ستاره 


تصور من اين است: معماري مدرن ايران كه در دوره اواسط قاجار و پهلوي اول سر برآورد از دل سنت آمده بود ودر آسمان معماري مدرن ايران آن زمان ستاره هايي چون .وارطان- گابريل گوركانيان –سيحون –فرمانفرمائيان- فروغي –و امانت و... را در خود جاي داده بود در ميان تمامي اين ستاره ها و انبوه ستاره هايي كه ذهن نگارنده د رحال حاضر خالي از اين نامي هاست يكي را مي توان يافت كه در عنفوان جواني به ستاره اي درخشان در معماري مدرن ايران بدل شد . او كسي نيست جز حسين امانت با هوش . در ميان همه اين نامها فقط امانت بود كه وقتي از ايران رفت توانست در خارج از ايران در ايالات متحده از جنوب تا شمال –خاورميانه– خاور دور – اروپا از خود معمارانهايي را به جاي بگذارد .


 


تمامي اين موفقيتها را امانت مديون هوش بي شاعبه خود است هوشي و دركي بالا از موقعيت و منطقه و زمان در حال زندگي خود. از جمله دلايلي هستند كه مي توان براي موفقيت شركت آرك ديزاين جناب مهندس امانت بر شمرد.


مهندس حسين امانت، آرچيتكت و هنرمند مقيم ونكوور كه از سوي كميته برگزاركننده جشن بزرگ دانشنامه ايرانيكا جايزه يك عمر فعاليت و خدمت به هنر معماري معاصر ايران را از آن خود كرده است، مي گويد: طراحان شهري و برنامه ريزي معماري در ايران بايد با بهره گيري از معماري سنتي و اصيل ايراني و الهام گرفتن از تكنولوژي مدرن غرب، سياست هاي شهرسازي خود را بازبيني نمايند. حسين امانت معتقد است: معماري مانند تبلور فرهنگ يك كشور است و همه همكاران من در ايران بايد در اين راستا حركت كنند، زيرا بخشي از معماري روحي است و اين راز معماري بزرگ ايران است. آقاي امانت مي گويد: در ايران به قدر كافي ارزش هاي سنتي را در كارهاي جديدي كه خيلي متاثر از معماري غرب است ادغام نمي كنند، زيرا پيشرفت فرهنگي و تكنيكي غرب آنقدر قوي است كه ما را از ديدن زيبايي هاي فرهنگ خودمان غافل كرد.



 


 . مهندس حسين امانت شهروند كانادايي ايراني الاصل متولد سال ۱۳۲۱ شمسى (۱۹۴۲ م) در تهران است در مدرسه عالي معماري سابق و مدرسه- دانشكده- معماري هنرهاي زيبا ي امروز معماري خوانده در سن 24 سالگي از مدرسه معماري هنرهاي زيباي تهران فارغ التحصيل مي شود و در همان سال بود كه مسابقه طراحي ياد بود آزادي شهياد-shahyad freedem monument - در تهران در مقياس ملي برگزار شد ستاره خوش اقبال اين مسابقه كسي نبود جز حسين امانت جوان . 



 

آري او براسيتي يك شبه ره چند ساله را پيمود. و سر انجام اين بناي ياد بود در سال 1350شمسي رسما در مراسمي با شكوه افتتاح شد .اما به راستي طراح اين بناي به ياد ماندني در آن سالها مي توانست متصور شود كه بعد ها كه او در ايران نيست چقدر مردم ايران از اين بناي او خاطره بر ذهن خود دارند .آن روزها را چه كسي مي تواند از ياد برد؟


 . بناى مزبور در واقع از چهارستون عظيم تشكيل شده كه در بالا به هم متصل مى شوند و چهار طاق را تشكيل مى دهند. در قسمت پايه آن يك تالار وجود دارد و دو تالار ديگر هم در طبقات بالاتر هست. طاق هاى اين بنا به سبك معمارى دوره اسلامى ساخته شده اند. اما بناي ميدان آزادي نماد تهران قدرتمند است نشانه اي فضايي است كه اين شهر را تداعي ميكند ليكن از هيچ مفهوم ديگري برخوردار نيست . 



 


آرشيتكت جوان بعد از اين بود كه طراحي پروژه هاي مهمي را به دست گرفت تا اينجا فراموش نكنيد مهندس جوان فقط در ايران توانسته بود براي خود نام و آوازه اي دست و پا كند و نام او از مرزهاي ايران بيرون نرفته بود . كه از جمله آنها مى توان به پروژه دانشگاه آريا مهر سابق- صنعتى شريف امروز- آري دانشگاه صنعتي شريف امروز را كسي جز آرشيتكت با هوش طراحي نكرد دانشگاهي با آجر نماي قرمز كه هنوز به لحاظ كاركردي و سيستم به خوبي كار ميكند ولي متاسفانه بخش هايي از نماي اصلي دانشگاه امروز ديگر وجهه سابق خود را ندارند اما هنوز در اين دانشگاه مغزهاي ايراني همانند سابق در حال پرورش يافتن هستند و هنگام درو محصول اين ستارگان جوان ايراني ديگر در ايران نيستند و ديگراني از محصولات ذهني و استعدادي آنها استفاده ميكنند . نگارنده توصيه مي كند حتما سري به دانشگاه شريف بزنيد تا مفهوم نظام - سيستم -عملكرد را در يابيد نگاهي به درهاي اصلي و فرعي دانشگاه آريا مهر سابق بيندازيد . اما بازهم جوان با ذوق ايراني هنر نمايي خود را در دل هنر معمار فرانسوي طراح دانشگاه تهران مي برد و آنجا هنر خود را در ساختمان دانشكده مديريت دانشگاه تهران اين وصله چهل تكه به رخ ميكشد . از ديگر پروژه هاي تحصيلي-educational -او مي توان به ساختمان دبيرستان البرز تهران اشاره كرد دبيرستاني كه گويي تمامي بزرگان يا اشراف زادگان اين سرزمين در آن درس خوانده اند و درس ميخوانند گويي سر نوشت پروژه هاي تحصيلي اين معمار با هوش با هم سنخواني از خود او گره خورده است . از جمله ساختمانهاي دولتي كه او مي توان ،ساختمان سازمان ميراث فرهنگى ، ساختمان موزه پاسارگاد (شيراز) . 


آرشيتكت جوان به شهرت جهاني مي رسد .


نسل اول طراحي سفارتخانها ي ايران در كشورهاي ميزبان در سراسر جهان در دوره پهلوي و معدودي در اواخر قاجار شروع شد و نسل دوم آن در دوره رياست جمهوري سيد محمد خاتمي در جمهوري اسلامي آغاز شد و سوال اين است كه نسل سوم طراحي اين سفارتخانه ها را كي و از همه مهمتر چه كساني به عهده خواهند گرفت ؟. بايد باور كرد هم در دور اول و هم در دور دوم تمامي كساني كه بعنوان طراحان اين ساختمانها مطرح شدند تمامي بدون هيچ پيش داوري ستارگان بي بديل معماري ايران هستند . عده اي معتقدند اين ساختمانها ساختمانهايي بي هويت هستند ولي نگارنده از همه اين ساختمانها دفاع مي كند و بي هويتي را قبول ندارد ما به تمامي آنها به عنوان جستار و دستاوردي براي هويتي پايدار كه نسل سوم مي بايست به آن برسد و به نمايش بگذارد نگاه مي كنيم و از همه آنها درسهاي كرانمايه و پر ارزشي را ياد مي گيريم . 



 

امانت وجهه بين المللى خود را اول بار بابت طراحى و اجراى ساختمان سفارت ايران در بيجنيگ چين) به دست آورد كه در سال 1983 كامل شد. اين بنا در حال حاضر يكى از متفاوت ترين و در عين حال زيباترين سفارتخانه هاى كشور چين است. او در اين ساختمان توانست سنت معمارى ايرانى را به شكل قابل قبولى پياده و اجرا كند. امانت در اين پروژه خود يك حياط بيرونى براى مراجعه كنندگان و يك حياط اندرونى براى اقامت اختصاصى سفير و نيز يك حوض و يك دفترخانه طراحى كرده است .



 


نگاهي به پروژهاي جناب مهندس امانت در سطح بين المللي  


   


 

Central Library Communication Univeristy of China Beijing, China


. اين بنا به شكل يك عمارت كلاه فرنگى شيشه اى طراحى شده كه مجاور درياچه اى قرار دارد و فرم هاى ارگانيك در آن پياده و اجرا شده اند. استفاده از سنگ سراميك و به كار بردن شيشه هاى مشجر از مشخصه هاى اين بنا است.. وقتي مي گويم اين جناب مهندس بسيار با هوش است درست مي گويم او طراحي مركز قضايى حيفا و كمى بعد با عهده دار شدن طراحى مجموعه اى از ساختمان ها در مونت كارمل اسرائيل، او با درك درست موقعيت و زمان براي پيشرفت خود از سبك معماري مدرن خود در ايران و بعد ها در ايالات متحده فاصله گرفت و به سمت سبك معماري يونان رفت كه مشخصه عمده آنها، هماهنگى و هارمونى شان با ساختمان ها و باغ هاى اطراف بود. 
او خود درباره بناهايى كه به سبك معمارى كلاسيك يونان طراحى كرده گفته است: «من ديدم چطور سبك كلاسيك مى تواند با باغ هاى اطراف اين جا (منطقه حيفا) تناسب و هماهنگى داشته باشد. منطق من اين است: ما در زندگى مدرن در شتاب و تحرك به سر مى بريم و زمانى براى دقت كردن به جزئيات يك ساختمان كلاسيك نداريم. اما سبك كلاسيك براى جامعه اى كه در آسودگى و رفاه به سر مى برد، معنا مى دهد، جامعه اى كه زمان كافى براى مراقبه و نيايش دارد. ساختمان هاى مدرن بعد از انقلاب صنعتى، رشد و گسترش پيدا كردند، دوره اى كه زندگى مادى بر معنويت غلبه پيدا كرد اما من فكر مى كنم زيبايى فاكتور مهمى در طراحى است، چون زيبايى براى روح انسان خيلى سودمند و مفيد است.»



اما پول سرشار يهودي ها در پروژه هايشان و وضعت بد اقتصادي شركت مهندس با هوش را در چنين اظهار نظري را از ياد نبريد . از ديگر كارهاي او مي توان به: طراحى و ساخت عبادتگاهى در ساموآى غربى، طراحى چند كارخانه در داليان چين و ساخت چندين مجتمع آپارتمانى در سانتامونيكاى كاليفرنيا و بلوك شهرى با دو برج مسكونى در سن ديه گوى كاليفرنيا. امانت در تمام اين پروژه ها، مهارت ويژه اى در به كار بردن و تركيب درون مايه هاى فرهنگ هاى مختلف از خود نشان داده است.


اما تلاش مهندس حسين امانت در به كار گيري پيش از پيش اصول معمارى ايرانى را در بناهاى مدرن خود قابل تقدير است .





 چقدر در مورد معمار بناهاي زير مي دانيد !!!


  


برج آزادي


 

ساختمان سازمان ميراث فرهنگي (تهران)


  


ساختمان سفارت ايران در بيجينگ (چين)


  


دانشگاه صنعتي شريف


  


دانشکده مديريت دانشگاه تهران




 


 


  و...

 

 

هميشه آنهايى که توانسته اند در يک محدوده زمانى و مکانى مشخص، جريان ساز و تاثيرگذار باشند قبل از آن يک دوره سکوت و خلوت را هم تجربه کرده اند، سکوت و خلوتى که بعضاً با گمنامى و ناشناس بودن همراه بوده است. اما وضعيت حسين امانت کمى فرق مى کند. او معمارى است که توانست خيلى زود، قبل از آن که چنين سکوت و خلوتى را تجربه کند، به شهرت برسد. در باور هيچ کس نمى گنجيد که حسين امانت بيست و چند ساله، به فاصله چند ماه بعد از آن که تحصيلات خود را در رشته معمارى دانشگاه تهران به پايان برد بتواند طراحى و ساخت بنايى را عهده دار شود که بعدها، همين بنا، به «دروازه ورود به ايران» لقب بگيرد و نماد مدرنيسم در ايران شود. 

شايد واقعاً خيلى از ماها نمى دانسته ايم که اين برج متفاوت و در عين حال قشنگى که در دل ميدان آزادى تهران و در حافظه تاريخى مردم اين سرزمين جاخوش کرده، حاصل ذهن و فکر يک معمار جوان ايرانى است، معمار جوانى که البته حالا ديگر يواش يواش گرد پيرى را بر سروصورت خودش احساس مى کند. مطلبى که در ادامه مى خوانيد، شرح مختصر و کوتاهى است از زندگى اين معمار و دستاوردها و کارهايش، با اين توضيح که اطلاعات مورد نياز درباره اين معمار ايرانى، از سايت شخصى خود وى با آدرس:www.amanatarchitect.com استخراج شده است.

حسين امانت به واسطه برخى طرح هايش در صف مقدم معماران آوانگارد ايران قرار گرفته است، در حالى که در تعدادى ديگر از طرح هايش از آوانگاردگرايى فاصله گرفته و در نقطه مقابل آن حرکت کرده است. گفته شد که او شهرت و آوازه خود را بابت طراحى بناى يادبود آزادى (شهياد) در تهران به دست آورد. او که متولد سال ۱۳۲۱ شمسى (۱۹۴۲ م) است، بعد از فراغت از تحصيل در رشته معمارى دانشگاه تهران، در مسابقه اى که جهت طراحى بناى يادبود آزادى برگزار شده بود شرکت کرد و طرح خود را ارائه داد. مسابقه مزبور در سطح ملى برگزار شده بود و امانت در آن مسابقه برنده شد. اين پروژه اولين پروژه معمارى امانت بود که نهايتاً در سال ۱۳۵۰ شمسى (۱۹۷۱م) رسماً افتتاح شد. بناى مزبور در واقع از چهارستون عظيم تشکيل شده که در بالا به هم متصل مى شوند و چهار طاق را تشکيل مى دهند. در قسمت پايه آن يک تالار وجود دارد و دو تالار ديگر هم در طبقات بالاتر هست. طاق هاى اين بنا به سبک معمارى دوره اسلامى ساخته شده اند. موفقيت اين پروژه به او اين فرصت را داد تا بناهاى مدرن ديگرى را هم در ايران طراحى و اجرا کند که از جمله آنها مى توان به پروژه دانشگاه صنعتى شريف، ساختمان سازمان ميراث فرهنگى، ساختمان دانشکده مديريت دانشگاه تهران، ساختمان موزه پاسارگاد (شيراز) و ساختمان دبيرستان البرز اشاره کرد.

امانت وجهه بين المللى خود را اول بار بابت طراحى و اجراى ساختمان سفارت ايران در بيجنيگ چين (۱۹۸۷ م) به دست آورد. اين بنا در حال حاضر يکى از متفاوت ترين و در عين حال زيباترين سفارتخانه هاى کشور چين است. او در اين ساختمان توانست سنت معمارى ايرانى را به شکل قابل قبولى پياده و اجرا کند. امانت در اين پروژه خود يک حياط بيرونى براى مراجعه کنندگان و يک حياط اندرونى براى اقامت اختصاصى سفير و نيز يک حوض و يک دفترخانه طراحى کرده است. طراحى کتابخانه مرکزى دانشگاه چوآن از ديگر پروژه هاى امانت در کشور چين است. اين بنا به شکل يک عمارت کلاه فرنگى شيشه اى طراحى شده که مجاور درياچه اى قرار دارد و فرم هاى ارگانيک در آن پياده و اجرا شده اند. استفاده از سنگ سراميک و به کار بردن شيشه هاى مشجر از مشخصه هاى اين بنا است. امانت پابه پاى طراحى و اجراى اين پروژه ها، در صف مقدم معماران آوانگارد ايران قرار گرفت. امانت در سال ۱۹۷۲ به فاصله يک سال بعد از افتتاح پروژه بناى يادبود آزادى (شهياد) در تهران، با عهده دار شدن طراحى مرکز قضايى حيفا و کمى بعد با عهده دار شدن طراحى مجموعه اى از ساختمان ها در مونت کارمل اسرائيل، از سبک آوانگارد خود فاصله گرفت. 

اين ساختمان ها به سبک معمارى کلاسيک يونان بودند که مشخصه عمده آنها، هماهنگى و هارمونى شان با ساختمان ها و باغ هاى اطراف بود. اين ساختمان ها مى بايست ۵۰۰ سال مقاوم باقى بمانند، کارکردى باشند و بتوانند با تکنولوژى آينده همراه باشند. امانت در اين بناها، روح معمارى کلاسيک غربى را گرفت و با در هم آميختن آن با اصول معمارى شرقى، پيچيدگى منحصر به فرد و يگانه اى پديد آورد.




 

او خود درباره بناهايى که به سبک معمارى کلاسيک يونان طراحى کرده گفته است: «من ديدم چطور سبک کلاسيک مى تواند با باغ هاى اطراف اين جا (منطقه حيفا) تناسب و هماهنگى داشته باشد. منطق من اين است: ما در زندگى مدرن در شتاب و تحرک به سر مى بريم و زمانى براى دقت کردن به جزئيات يک ساختمان کلاسيک نداريم. اما سبک کلاسيک براى جامعه اى که در آسودگى و رفاه به سر مى برد، معنا مى دهد، جامعه اى که زمان کافى براى مراقبه و نيايش دارد. ساختمان هاى مدرن بعد از انقلاب صنعتى، رشد و گسترش پيدا کردند، دوره اى که زندگى مادى بر معنويت غلبه پيدا کرد اما من فکر مى کنم زيبايى فاکتور مهمى در طراحى است، چون زيبايى براى روح انسان خيلى سودمند و مفيد است.»

به نظر مى رسد امانت در پروژه هايى که به سبک معمارى کلاسيک يونان طراحى کرده است بيش از آن که دغدغه پياده کردن ديدگاه هاى معمارانه خود را داشته باشد، بار محيط طبيعى و شرايط جغرافيايى را بر دوش خود احساس مى کرده است. اين ساختمان هاى يونانى مآبانه در نگاه اول شايد بيننده را به سمت اين موضوع بکشانند که طراح و معمار آنها صرفاً يک نوع معمارى التقاطى ارائه داده است، در حالى که واقعيت امر چيز ديگرى است. اولاً او در ساختمان هاى يونانى مآبانه خود به اصول معمارى شرقى بى توجه نبوده است و لذا اگر چه اين دسته از پروژه هاى او در نگاه اول سبک کلاسيک يونانى را به خاطر مى آورند، ولى جزئيات به کار رفته در آنها، حاکى از چيزى غير از اين است. در ثانى همان طور که خود وى صريحاً ابراز کرده، انتخاب سبک کلاسيک کاملاً آگاهانه و لازم بوده است.

به هر روى، امانت به غير از سبک به کار رفته در ساختمان هاى کلاسيک يونانى خود، همواره اصول هندسه و معمارى سنتى ايران را در ساختمان هاى مدرن خود اجرا کرده است. پروژ ه ها و ساختمان هاى او در حال حاضر در سرتاسر جهان به چشم مى خورند. غير از پروژه هايى که در بالا به آنها اشاره شد، او پروژه هاى ديگرى را هم طراحى کرده که تعدادى از مهمترين آنها عبارتند از: طراحى و ساخت عبادتگاهى در ساموآى غربى، طراحى چند کارخانه در داليان چين و ساخت چندين مجتمع آپارتمانى در سانتامونيکاى کاليفرنيا و بلوک شهرى با دو برج مسکونى در سن ديه گوى کاليفرنيا. امانت در تمام اين پروژه ها، مهارت ويژه اى در به کار بردن و ترکيب درون مايه هاى فرهنگ هاى مختلف از خود نشان داده است. او جوايز مهمى هم بابت طراحى هاى منحصر به فرد خود دريافت کرده و در عين حال در کنفرانس هاى آموزشى و فرهنگى متعددى پيرامون هنر و معمارى سخنرانى کرده است.
حسين امانت هم اينک در کانادا زندگى مى کند. او پايه گذار شرکت بين المللى آرک _ ديزاين در اين کشور است، شرکتى که بيش از بيست سال است به فعاليت خود ادامه مى دهد. اين معمار ايرانى در تلاش است تا بيش از پيش اصول معمارى ايرانى را در بناهاى مدرن خود پياده و اجرا کند. شرکت مهندس حسين امانت، در پروژه هاى زيادى که تا به حال در ايالات متحده، اروپا، خاورميانه و چين به اتمام رسانده ثابت کرده که به معمارى به عنوان يک هنر سرآمد و ناب و نه صرفاً يک فعاليت تجارى نگاه مى کند و از اين رو توانسته پروژه هاى متنوعى را با رضايت کامل مشتريان طراحى و اجرا کند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

مطلبي که ميخوانيد در مورد کعبه است وبي ربط به ساختمان سازي و معماري نيست وبراي همين فکر ميکنم براي شما جالب باشد.  يك دانشمند امور فلكي در كشور مصر گفت : تحقيقات نشان داده است كه كعبه مشرفه دقيقا در مركز كره زمين قرار گرفته است. 



روزنامه الرياض چاپ عربستان به نقل از "مسلم شلتوت" استاد "مركز ملي تحقيقات خورشيد و فضا"ي مصر نوشته است : تحقيقات فلكي همچنين نشان داده است كه ركن كعبه درست به سمت چهار جهت اصلي ( شرق ، غرب ،شمال و جنوب ) قرار گرفته است. 

   



وي افزود : اين تحقيقات تاكيد دارد "حجرالاسود" به سمت شرق ، ركن يماني به سمت جنوب ، ركن شامي به سمت شمال و ركن مقابل حجر الاسود نيز به سمت غرب قرار گرفته است. 

اين استاد امور فلكي با بيان اينكه در واقع اركان كعبه مشرفه از بدو خلقت نشانگر 4جهت اصلي بوده است ، اظهار داشت : كعبه نشان از يك معجزه بزرگ در زمينه معماري و جغرافيا دارد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

شاهكارهاي معماري جهان (قسمت سوم)موضوع:  

   
ریچارد راجرز، برنده جایزه پریتزکر ۲۰۰۷ 


ریچارد راجرز، معمار ۷۳ ساله مستقر در لندن، از سوی بنیاد هایت، به عنوان برنده بیست‌ونهمین دوره جایزه معماری پریتزکر، معرفی شد. راجرز که سی‌ویکمین برنده پریتزکر به شمار می‌رود، پس از جیمز استرلینگ (برنده پریتزکر 1981)، نورمن فاستر (برنده پریتزکر 1999) و زاها حدید (برنده پریتزکر 2004)، چهارمین معمار از انگلستان است كه موفق به كسب این جایزه معتبر شده است، جایزه‌ای كه اغلب از آن به عنوان نوبل معماری و عالی‌ترین افتخار برای معماران یاد می‌شود. 



هیأت داوران بیست‌ونهمین دوره جایزه پریتزکر در بیانیه خویش، با اشاره به این نکته که ریچارد راجرز در طول زندگی حرفه‌ای برجسته و بیش از چهل‌ساله خویش، پیوسته و استوار، در پی تحقق عالی‌ترین اهداف در معماری بوده‌است، آورده‌اند: «پروژه‌های کلیدی او نماینده لحظات تعیین‌کننده‌ای در تاریخ معماری معاصر هستند...» به اعتقاد آنان، ارائه ترجمانی بی‌نظیر از شیفتگی جنبش مدرن به ساختمان به مثابه ماشین، گرایش به وضوح و شفافیت معمارانه، ترکیب فضاهای عمومی و خصوصی، و پای‌بندی به پلان‌های انعطاف‌پذیر که به نیازها و خواسته‌های پیوسته در حال تغییر کاربران پاسخ می‌دهند، مهم‌ترین بن‌مایه‌های آثار راجرز به شمار می‌روند. 
ریچارد راجرز در سال 1933، در فلورانس ایتالیا به دنیا آمد. پدر او پزشک بود و مادرش علاقه زیادی به طراحی مدرن داشت. خانواده راجرز در سال 1938، همزمان با پدیدارشدن نشانه‌های آغاز جنگ جهانی دوم، به انگلستان بازگشتند. او در مدرسه AA لندن به تحصیل در رشته معماری پرداخت و مدرک فوق‌لیسانس خود را از دانشگاه Yale دریافت کرد. راجرز در این دانشگاه به همراه نورمن فاستر، همکلاسی خویش، از محضر بزرگانی همچون پل رودلف که رئیس مدرسه معماری بود و جیمز استرلینگ بهره جست. همچنین او در آنجا علاقه زیادی به فرانک لویدرایت پیدا کرد، تا جایی که از او با عنوان my first god یاد می‌کند. راجرز پس از مدتی کار برای Skidmore, Owings & Merrill در نیویورک، به انگلستان بازگشت تا نخستین فعالیت حرفه‌ای معماری خویش را به همراه نخستین همسرش، Su Brumwell، نورمن فاستر و Wendy Cheeseman، در قالب گروهی کوتاه‌عمر بنام Team 4 که فعالیتش تنها تا سال 1967 ادامه یافت، شروع کند. از سال 1971 نیز، با پروژه مرکز ژرژ پمپیدوی پاریس، شراکت او با رنزو پیانو شروع شد که این همکاری تا سال 1978 ادامه داشت. 
راجرز در حال حاضر رئیس Richard Rogers Partnership است، شرکتی که آن را در سال 1977، در لندن تأسیس کرد و هم‌اینک دارای دفاتری در بارسلون، مادرید و توکیوست. نام این شرکت، از ماه آینده، برای به رسمیت شناختن کار دو همکار جوان آن، Graham Stirk و Ivan Harbour، به Rogers, Stirk, Harbour & Partners تغییر خواهد یافت. 
ریچارد راجرز که از سال 1996، با کسب مقام اشرافی، به لرد راجرز ملقب گشته، در طول سال‌های متمادی زندگی حرفه‌ای خویش، موفق به دریافت تعداد زیادی از جوایز معتبر معماری شده است که از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به مدال طلای انستیتو سلطنتی معماران بریتانیا (RIBA) در سال 1985، و نیز شیر طلایی بی‌ینال 2006 ونیز اشاره کرد.





ریچارد راجرز همواره با طراحی ساختمان‌هایی همگام و سازگار با محیط زیست و بهره‌مند از تکنولوژی روز، در خط مقدم جنبش معماری پایدار بوده است. توجه به نور طبیعی و تغییرات اقلیمی و خلق ساختمان‌هایی که تا حد امکان از حداقل انرژی و نیز انرژی پاک استفاده کنند، مهم‌ترین دغدغه‌های او در این معماری محسوب می‌شوند. 
یکی از معروف‌ترین کارهای راجرز در میان نخستین پروژه‌های او قرار دارد: مرکز ژرژ پمپیدو در پاریس که آن را در سال 1971، به همراه رنزو پیانو، در یک مسابقه بین‌المللی طراحی کرد. در این پروژه، آنچه که معمولاً در ساختمان‌ها پنهان نگهداشته می‌شد، در معرض نمایش ‌گذاشته شد و سازه نمایان فولادی این ساختمان و نمای چشمگیر آن که تحت تسلط لوله‌های تأسیساتی، پله‌های ‌برقی و سایر عناصر خدماتی بود، آن را به ساختمانی تأثیرگذار در تاریخ معماری معاصر تبدیل کرد. 
یکی دیگر از کارهای مشهور راجرز که از پروژه‌های اولیه او به شمار می‌رود، برج اداری Lloyd’s of London در شهر لندن است که اجرای آن در سال 1986 به پایان رسید. ایجاد ارتباط میان درون و بیرون با استفاده از آتریوم بلندی از فلز و شیشه که سازه را غرق در نور طبیعی می‌کند، مهم‌ترین ویژگی معماری این ساختمان است. 
از دیگر پروژه‌های مهم راجرز می‌توان به گنبد هزاره لندن (1996-1999)، ترمینال 4 فرودگاه Barajas مادرید و تالار گردهمایی ولز (1997-2005) در Cardiff (1998-2005) اشاره کرد. او در حال حاضر پروژه‌های بزرگی در نقاط مختلف جهان در دست طراحی دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از: طراحی یک برج 71 طبقه اداری برای سایت مرکز تجارت جهانی در نیویورک، ساختمان Leadenhall در لندن و چند پروژه دیگر در ژاپن و کره جنوبی.


شاهكارهاي اين معمار

ترمینال۴-فرودگاه باراهاس مادری

Madrid Barajas Airport-2005


+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

ویتور ویوس : اولین شخصی که گفت معماری هنر است.

 

والتر گروپیوس : از قاشق غذاخوری تا شهر دامنه کار معمار را تعریف می‌کند. 

اتیون لوییس بوله : معماری چیست؟ آیا معماری هنر ساخت‌و‌ساز است؟ یقیناً خیر.

 

تادااو آندو : معماری باید کاملاً با اطراف هماهنگی داشته باشد.

 

جان راسکین : معماری هنر مرتب کردن و تزیینات بنا‌های ساخته شده توسط بشر به هر مقصودی است به قسمی که در ساده‌ترین نگاه سلامت، نیرو و لذت بردن روح را میسر نماید.

 

فرانسیسکو میلیزیا : معماری هنر ساختن است. 

تویوایتو : معماری پدیده شهری است.

 

فوتوریست‌ها : معماری تحت تأثیر جهان مکانیکی و تکنولوژی می‌باشد. 

لوکوربوزیه : معماری غیر از نمایش ساخت و پاسخ دادن به نیاز‌ها است.(منظورم از نیازها استفاده ،راحتی و آسایش عملی است(

 

اسنووا : ایدولوژی لادوفسکی درباره ساخت گرایی اینگونه معرفی شده بود که معماری باید ترکیب سه عامل روراستی فنی، امکان پذیری اقتصادی و بیان تجسمی باشد. 

ل‌.بنه‌ووله : معماری مدرن از تغییرات فنی، اجتماعی و فرهنگی ناشی از انقلاب صنعتی، زاده شده. 

کریستین نور برگ-شولتز : شاید به این نتیجه برسیم که صفت کمال معماری در گرو سه معیار اساسی است، نقش ساختمان، شکل و فنون.

 

هولاین : همه معمارند و همه چیز معماری است. 

آدلف لوس : معماری چیزی نیست جز یادمان‌ها و مقبره‌ها. 

لوکوربوزیه : معماری بازی احجام زیر نور است.(کتاب زمان‌ومعماری(

 

معماری دریافت بصری از به پرواز در امدن تفکرات خالق 

مدرنیست‌ها : معماری صنعت می‌باشد. 

ایزنمن : معماری امروز ما باید منعکس کننده شرایت ذهنی و زیستی ما باشد و آنچه که در معماری امروز ما مورد غفلت قرار گرفته بخشی از زندگی ما است.(کتاب مشاهیرمعماری

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

پانزده ریش و سبیل عجیب و غریب دنیا 
 هر دو سال یکبار صاحبان ریش و سبیلهای شگفت انگیز دنیا در رقابتهای جهانی ریش و سبیل گرد هم می ایند و بهترینها انتخاب میشوند. در سال 2007 شهرBrighton از انگلیس میزبان این رقابتها بوده است ورقابتهای سال 2009 در Anchorage (آلاسکا، آمریکا) برگزار خواهد شد.

چند نمونه از عجیب ترین ریش و سبیلهای دوره های قبل را در این مطلب قرار دادیم تا ببینید.

بقیه تصاویر در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 


 

شناخت ويژگيهاي معماري برج با عملكردهاي خاص يا متنوع از مسائلي است كه امروزه در عرصه دانش معماري از جايگاه خاصي برخوردار است كشور ما نيز مانند همه جاي دنيا با انگيزه صرفه جويي در مصرف زمين گران قيمت مراكز شهرهاي بزرگ به بلند مرتبه سازي روي آورده است .

اما آنچه كه در اين امر مشهود است عدم وجود شرايط و نظامات لازم براي ايجاد نوعي بلند مرتبه سازي همگون با شرايط زمان در كشورمان مي باشد ساختمان بلند مرتبه بيش از هر چيز با مشخصه تكنولوژي برتر شناخته مي شود منظور از اين نوع تكنولوژي برتر مصالح و لوازم و تجهيزات اجرايي خاص است كه جداي از شكل گيري برجها نمي باشد كار اين تكنولوژي فقط در مرحله ساخت تمام نمي شود بلكه در مراحل بهره برداري و نگهداري هم ادامه دارد .

اين تكنولوژي را نميتوان با تركيب ساده تكنولوژي و فن آوري هاي متعارف و آموزشي آكادميك بدست آورد بلكه بايد در طي مراحل عملي اجراي آن نيز به كسب تجربه و درك عملي اين فن آوري ها نيز پرداخت مسائل مربوط به تغيير ماهيت الگوهاي متعارف معماري ، سازه ، تاسيسات مكانيكي برقي و اثرپذيري بناهاي مجاور اين بلند مرتبه ها از عواملي است كه ماهيت الگوي خاص و پيچيده و در عين حال تازه اي را به شكل گيري و كيفيت ساخت و ساز اين بناها مي دهد . بررسي نمونه هاي مشابه در بلند مرتبه سازي و مسائل اولويت هاي اصلي در شكل گيري اين بناها و معضلات و پاين تغيير و تحولات در معماري آمريكا (1900_1990) به صورت ايجاد سبك جديدي از بلند مرتبه سازي در مركز سنتي شيكاگو بروز كرد . مسائل و معضلات ناشي از رشد بي رويه جمعيت پس از جنگ جهاني دوم باعث شد تادست اندركاران و طراحان براي تطابق بهينه فضاي موجود با شمار روز افزون جمعيت جهان به برج سازي روي آوردند .

توجه به پس آمدهاي اين نوع برج سازي ذر عرصه شهر سازي و نياز به تخصص هاي لازم سبب شد كه برج سازي بعنوان يكي از مقولات مهم و فابل توجه در عرص مهندسي و معماري تشكيل كنفرانس ساختمانهاي بلند در هنگ كنگ به سال 1990 و ارائه مقالاتي در مورد معماري بلند مرتبه سازي در زمينه هاي مختلف بيان گر اهميت برج سازي در جهان امروز مي باشد مقالاتي كه در زمينه هاي مختلفي همجون سيستمها و مفهوم ها ، سازه هاي ساختمانهاي بلند مرتبه ، ساختمانهاي اداري بلند مرتبه ، نوع آوري در عرصه طراحي ساختمانهاي بلند ، سيستمهاي مدولار ، ادغان بررسي هاي زيبايي شناختي و خرم سازي در طراحي ساختمانهاي بلند مفهوم جامعه شهري عمودي رفتار اجتماعي ساكنان ساختمانهاي بلند ، صرفه جويي در هزينه هاي انرژي ايمن سازي در برابر آتش كنترل لرزه اي در زمينه باد و زلزله و … ارائه شد كه همگي بيان گر استلزام تخصصهاي متنوع در طراحي و اجراي برجها بود .

Dubai 8: Dubai Towers

Dubai 8: Dubai Towers


فن آ وري پيچيده و در عين حال پيشرفته كه به تركيب پيچيده اي از علوم مختلف نياز مندند سبب ايجاد انواعي از برج سازي در دنيا شده كه در آن تكنولوژي حرف اول را مي زند كاربرد لوم و فنون جديدي همچون سازه هاي سه بعدي مسائل زيست محيطي مواد و مصالح جديد و … به تدريج برج سازي را به صورت نمادي از اين علوم در بطن جامعه مطرح مي كند .شايد واژه علوم بيان گر بخشي از تخصص هاي لازم در ساختمان يك برج باشد و بخش ديگر را به فن وهنر معماري اطلاق كرد در عين حال نوع معماري اين برجها نيز نيازمند اشنايي با س آمدهاي غير قابل فن آوري هاي پيشرفته و مدرن ( به روز ) مي باشد .

شايد بتوان سبكي از معماري به نام هايتك High-Tech را براي ايجاد اين نوع برجها مناسب شمرد معماراني همچون رنزو پيانو و نورمن فاستر و سزار پلي از جمله معماراني هستند كه كارهاي آنها در زمره اين سبك واقع مي گردد مخصوصا اينكه برج سازي را نيز در تجربه كاري آنان ميتوان يافت ميتوان با بررسي نحوه برخورد و نوع شكل گيري برج در فرآيند طراحي اين معماران به ارائه راهكارهايي فن وري هاي جديد در بلند مرتبه سازي كه معطوف آخرين دست آورد هاي توليدي مي باشد در شكل گيري اين بناها نقش اساسي ايفا مي كنند مواد ، مصالح و سازه هاي بكار رفته در اين بناها همگام و همسو با پيشرفتهاي فن آوري در عرصه علوم مختلف خود را جزء لاينفكي از بلند مرتبه ها نشان مي دهند .

در پروژه اداري ـ مسكوني سيدني پيانو براي بنا نمايي از جنس شيشه به صورت سطحي ممتد كه جداره اي نسبتا نامرئي را ايجاد مي كتد استفاده كرده است نماشرقي مجموعه با شبكه بندي زيباي شيشه آن بياني هنرمندانه از برج در يك فضاي شهري است كه خود پيانو آنرا مجسمه متحرك توصيف مي كند . شبكه بندي شيشه اين بنا محصول همكاري گروه متخصص شيشه با گروههاي سازه و طراح بنا بود هر كدام از شبكه هاي شيشه اي به صورت چسبان با گيره هاي مخصوصي كه هر كدام به گيره هاي رديف بالا و يا پائين نزديك به سازه بناست ، حمايت مي شوند در روي هر كدام از اين شبكه ها دستگاههاي حساسي قرار داده شده اند تا احيانا جابجايي و دررفتگي شيشه ها را در بنا اطلاع دهند تا نسبت به تعمير و تعويض آن قسمت از بنا اقدام شود .

در برج بانك شانگهاي اثر نورمن فاستر ، استفاده از شيشه به حدي وفور مي يابد كه از آن در كف برخي از طبقات هم استفاده مي شود و اين كف شيشه اي در كنار نماي شيشه اي بانك فضايي دل باز و شفاف ايجاد مي كند و چشم اندازهاي زيبا و متنوع از داخل و بيرون برج در تقاط مختلف آن ارائه مي دهد نوعي از شيشه با مقاومت خاص و بالا مقاوم در برابر بادهاي موسمي دريا كه ساختمان دقيقا در جلوي آن قرار دارند .


سازه هاي بكار رفته در ساختمان اين بلند مرتبه ها نيز قابل توجه مي باشد اغلب اين ساختمانها داراي ابداع و اختراعي از سازه هاي جديد و به روز مي باشد در برج شانگهاي خوشه هاي نزولي طبقات از يك جفت دكل فلزي آويزان مي شوند خرپاها دو طبقه اي كه گوشه هاي طبقات از آن آويزان مي شود در 5 نقطه بالاي ساختمان به اين دكل ها متصل مي شوند .ستونهايي كه در دسته هاي 4 تايي سازمانهي شده اند به همراه اين سازه پيشرفته فضاي بسيار وسيعي را بدون ستون پوشش مي دهند در برج ترن توكيو هم فاستر نيمي از طبقات اداري را از نيمه ديگر آويزان كرده است .

سازه كلي بنا تركيبي از فولاد و بتن مي باشد در برج اداري ـ مسكوني سيدني استراليا ممجموعه از قالب بتني بيضي شكلي كه هسته اصلي برج را تشكيل مي دهد ساخته شده است اين هسته با جايگيري كم خود در قسمت پائين در طبقات بالاتر به صورت كنسولي ادامه پيدا ميكند .

 دالهاي بتني پيش تنيده و تيرهاي اصلي و بتني عناصر سازه اي اصلي اين هسته مي باشند در اجراي اين برج وجود تيرهاي پيش تنيده در مجموعه و ساخت و ساز آنها قبل از اجرا و در حين عكليات خاكبرداري سبب شد كه اين برج كه به خاطر بازي هاي المپيك سيدني به سال 2000 طراحي شده بود سر موعد و با اجراي دقيق به پايان برسد در اين برج از دومين طبقه زير زمين تا سه طبقه پائين تر بنا از سازه اي بتني و پيش ساخته تشكيل شده بين طبقه دوم زيرزمين تا طبقه سوم بنا ، ستونهاي فولادي همراه با بتن بكار رفتند از طبقه سوم به بالا سازه فولادي بنا كارانت فال بار دالهاي بتني طبقات را به سازه فولادي بر عهده دارد كنسول انجام شده در اين برج نيز در نوع خود جالب مي باشد طولي متغيراز 15 سانتيمتر در طيقه چهارم بنا تا طول 6 متر در آخرين طبقه ( طبقه 41 ) .

سازه هاي بكار رفته در برج بانك تجارت فرانكفورت نيز بيانگر فن آوري بالاي اين مجموعه مي باشد هر شش طبقه در اين برج وزن خود را به وسيله خرپاهاي عظيم الجثه و پرنديل كه دهانه 34 متر را بدون ستون پوشش داده اند و در كف باغها به كار گرفته شده اند به ستونهاي مركب از فولاد و بتن در گوشه هاي پلان مثلثي شكل ساختمان انتقال مي دهند .سازه هايي كه فاستر در اين برج و برجهاي ديگر خود بكار برده محصولي از همكاري مشترك او با گروه مهندس سازه با مدل سازي هاي سه بعدي و كامپيوتري ميباشد كه نهايتا منجر به احداث چنين بناهايي مي شوند ..

قرار گيري ساختمانهاي بلند مرتبه در درون بافت شهري نيز از مسائل ثانويه اين ابنيه بود . مسائلي كه قبل از احداث اين بنا در داخل بافت شهري پيش بيني نشده بود بعدها خود را نشان داد ساختمانهاي بلند مرتبه علاوه بر ايجاد نوعي وسيله جهت يابي شهري سبب ايجاد مسائل : جلوگيري از رسيدن نور طبيعي و هوا به زمينها و ساختمانهاي مجاور ، سايه افكني بر خيابان و ساختمان و تاسيسات مجاور ، محدو كردن ميدان ديد ساختمان هاي اطراف ، تاثير آن در خط آسمان و منظر شهري و فضاهاي عمومي علاوه بر موارد فوق نكته مهم ديگري نيز در اين امر بود توسعه عمودي زيست شهري با افزايش تراكم نفر بر متر مربع در منطقه نياز به توجه جديدي به نحوه تخليه و سبك سازي تراكم در حوزه نفوذ بلند مرتبه را خاطر نشان مي كرد . نياز به وجود سوپاپهاي تخليه اي كه تراكم حاصل از بلند مرتبه سازي و تردد وسايل نقليه به وجود مي آورد از مسائل اصلي ديگري در اين امر بود توجه به اين نكته جالب خواهد بود كه آسمان خراشهاي نيويورك بالاي محدوده متروي عظيم شهر قرار دارد كه آنرا با درون و برون شهر مرتبط مي كند .

قرار گيري برج اداري ـ مسكوني خيابان فيليپ سيدني در كنار يكي از خيابان اصلي شهر مويد اين امر مي باشد از طرف ديگر قرار گيري ساختمانهاي بلند ذر مناطق شهري بر خلاف قوانين مهندسي ياختمان كه امكان تشابه در نقاط مختلف تا حدودي دارند تابع شرايط اقليمي ، اجتماعي ، فرهنگي و غيره محدوده مورد نظر نيز مي باشد بلند مرتبه هايي كه در تداوم ساخت شهري و متناسب با فرهنگ عمومي حاكم بر منطقه باشند.

 در پروژه برج قرن در توكيو معمار بنا نورمن فاستر ، برج را يك ساختمان كاملا ژاپني اعلام مي كند و آن را در ادامه بناهاي شهري ژاپني مي شمرد به طوري كه خود فاستر نيز مي گويد براي او خط آسمان شهر ، سبك بناها و اماكن مهم اطراف ، طبيعت و بافت شهري ، سبك و دوره هايي معماري ساختمانهاي همجوار و مسائل ديگر اهميت دو چنداني دارند .

فرم منحني بكار گرفته شده در پلان برج سيدني به نوعي به بيان استعاره اي از حركت امواج درياي سيدني و همچون بادبان يك كشتي اشاره دارد دريايي كه برج به آن كاملا احاطه دارد نوعي بيان شاعرانه از موجوديت ساختمان در ارتباط با دريا ساختمان در سايت Aurora در مجاورت باغ گياه شناسي سيدني و در منطقه نسبتا مهم از نظر مالي قرار دارد .

ارتباط آن بنا با بندر سيدني نيز كاملا مشهود مي باشد برج به گونه اي طراحي شده است كه سايه برج به ارتفاع نزديك 90 متر به باغ گياه شناسي اطراف آن نمي افتد در حقيقت ارتباط تعاملي برج در نسبت با باغ گياه شناسي فرم خاصي را به آن داده است . مسائل معمارانه نيز در طراحي برجها همواره مدنظر بوده اند تراسهاي برج بانك تجارت در فرانكفورت امكان تماشاي شهر را در ارتفاعات مختلف ساختمان و از جهات مختلف ميسر مي سازند ايجاد شفافيت با استفاده از شيشه در ايت بنا نيز امكان ديد و ارتباط بصري در طبقات مختلف بنارا فراهم مي كند به طوري كه كارمندان در طبقات مختلف بنا به مانند مجموعه اي كه ارتباط بصري با يكديگر دارند در ساختمان مشغول به كارند نوعي وحدت و يكپارچگي در طبقات مختلف بنا .

 در پروژه بانك شانگهاي نيز نيز فاستر از شيشه علاوه بر نما در كف طبقات نيز استفاده كرده است تا به اين وسيله فضايي دلباز ، وسيع و شفاف را براي بيننده ايجادكند و يا در پروژه برج سيدني اثر پيانو توجه به اشل انساني در پروژه با استفاده از ميدان عمومي كه برج اداري را به برج مسكوني ملحق مي كند و با سازه سبكي براي پوشش نسبي محوطه ميدان شيشه بكار رفته در نماي ساختمان نيز امكان ديد به بناي اپراي سيدني بعنوان شاخص كالبدي شهر سيدني را دارد .مسئله محيط زيست و توسعه پايدار و مواد قابل باز يافت نيز از مسائل ديگري است كه در عصر حاضر خود را با عينيت بيشتري مطرح كرده است . 

مسائلي همچون سوراخ شدن لايه اوزن ، گرم شدن تدريجي و بالا رفتن دماي كره زمين همه و همه باعث نوعي نگرش موشكافانه به استفاده از قابليتهاي بالقوه محيط زيست شده است حتي برخي معتقد به سبك خاصي از معماري به نام اكوتك شده اند كه هدف از آن استفاده از نيرئهاي طبيعي همچون باد ، آب ، نور ، مواد قابل باز يافت و غيره در بنا مي باشد .

در بانك شانگهاي اثر فاستر از آيينه و جمع كننده هاي انرژي حرارتي براي تامين بخشي از انرژي مورد نياز بنا استفاده كرده است در برج بانك تجارت فرانكفورت هم با استفاده از پنجره هاي دو جداره در 1پشت ديواره اي بادشكن و تاسيسات لازم در 60% ايام سال از تهويه طبيعي استفاده مي كند و تا حدود 3/1 مصرف انرژي را در اين برج نسبت به استانداردهاي آلمان كاهش داده است .

تراسهاي باغ مانند اين بنا علاوه بر ايجاد ديد مناسبي در دال بنا ئ ارتقاء كيفيت بصري فضا مي شوند.سبب بوجود آمدن حالت تهويه اي بسيار مناسب در آن نيز مي شوند نور حاصل از شكاف موجود در هسته داخلي اين بنا نيز قابل توجه مي باشد با قرار دادن اين شكاف عميق و مرتفع در بنا نور طبيعي مورد نياز را به طبقات مختلف مي رساند علاوه بر اين بنا اين امر در برج قرن و برج شانگهاي نيز مشهود است در پروژه برج اداري ـ مسكوني سيدني نيز همانطور كه خود پيانو نيز اعلام مي كند هدف اصلي همراهي خود را در جهت كنترل نسيم وزيده شده از سمت دريا قرار مي دهند .

همجنين قرار گيري شيشه ها در داخل بنا نيز سبب ورود نور طبيعي به وفور و به خوبي در بنا مي شود و در عين حال سبب ايجاد ديدي مناسب از سمت داخل بنا به باغ گياه شناسي و اپراي سيدني و دريا مي شوند باغ زمستاني كه پيانو آن را در اين بنا بكار برده است به نوعي سبب ايجاد حالت تعادل حرارتي در تابستان و زمستان دربنا مي شود قرار گيري آتريوم وسيعي در وسط بنا به گونه اي كه سبب حبس هوا و ايجاد نوعي تعادل و گردش در داخل بنا مي باشد .

مسئله مهم ديگري كه مي توان به آن اشاره كرد مسئله مديريت اجرايي اين ساختمانهاي بلند مرتبه مي باشند كار احداث و تداوم ساخت اين مجموعه ها اگر به صورت كاري دقيق و منظم و با دقت پيش نرود حاصل امر چيزي بجز خرابي و با عدم اطمينان به پايان به موقع كار و خراش در منظر شهري خواهد بود يك پروژه دقيق با مديريت كلان بر اتمام به موقع و جواب دادن به نيازهاي آن مقطع زماني سبب حصول منافع اقتصادي فراواني نيز به دارندگان و بانيان اين امر خواهد شد مسئله اي كه احداث برج را عمدتا بر اين پايه واقع شده است .

نتيجه گيري :

احداث بلند مرتبه ها از مراحل اوليه طراحي تا مراحل نهايي ساخت و اجرا نياز مند كار دقيق و كوشايي است مسائلي همچون استفاده ار تكنولوژي به روز و مدرن ، سازه هاي جوابگوي بنا ، مسائل محيط زيست ، توجه به ديد و منظر در بافت شهري و در داخل بنا ، توجه به ميزان مصرف انرژي رد اين ابنيه و رفاه ساكنين آن از مسائلي است كه در عصر حاضر اهميت دو چنداني پيدا مي كند علاوه بر اين امورو شايد در راس آن مسائل مديريت كلان هري در بلند مرتبه سازي ها و مديريت هاي اداري نيز ز مسائل ديگري است كه در مورد اين ابنيه بايد مورد توجه واقع شود مقاله حاضر كوشش و خلاصه اي در جهت حساسيت بخشيدن به اين امور در معماري و مهندسي كشورمان در عصر حاضر بود .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

2 - 1 - فضا-زمان در هنرهای تجسمی :
از زمان رنسانس تا نخستين قرن حاضر پرسپکتيو يکی از عوامل اساسی نقاشی بود تصور فضايی سه بعدی رنسانس براساس هندسه اقليدسی بود ، اما در حدود سال 1830 هندسه جديد به وجود آمد که پايه آن بر سه بعد بود . هنرمند دريافت توصيف کامل کل شيئ تنها از يک نقطه غيرممکن است چرا که با تغيير نقطه ديد خصوصيات شيئ همراه با خود شيئ در فضا حرکت می کند . 

نقاشی کوبيسم اين امکان تازه را به حد کمال مصور داشت .رسم اشيا به شيوه کوبيسم از يک نقطه ديد صورت نمی گيرد ؛بلکه نقاش می کوشد آنها را در يک تصوير از جهات مختلف مصور کند و با ترسيم اجزا درونی اشيا می کوشد بر وسعت تعابير در دنيای احساس بيفزايد .

تصوير اشيا مختلف از چندين نقطه ديد همزمان با هم اصطلاحاً « هم زمانيت » خوانده می شود . "پوريسم"در سال 1917 توسط « ازان فان» و « شارل ادوارد ژانره» (لوکوربوزيه) به وجود آمد که نزديک ترين شيوه به کوبيسم و در عين حال به معماری بود . در "کانستراکتيويسم" شيوه رسم شيئ به کلی متروک است و نقاشی به رسم مستصيل هايی‌و نوارهايی تبديل گشت .

حجم ها و سطوح مختلف در کنار هم ترکيبی به وجود آورده که گرچه حاصل ترکيب ساختمانی نيست ؛

 

اما خود ترکيبی شبيه کار معماری است.برخی از نقاشان آن زمان،پرسپکتيو رادر کارهای خود بيشتر با خطوط تصوير می کردندوبرخی با رنگ.در دوره معاصرتصوير فضايی جديد فضا-زمان در کارهای هنرمندان "کوبيست" با پژوهش در حرکت به منصه ظهور رسيد .

"فوتوريستها" می گفتند : "سرعت ، زيبايی تازه ای برجهان افزوده است و حرکت اشيا در فضا مانند نوسانات نور يا صوت ،سبب افزايش يا تغيير شکل آنها می شود . "آنتونيو سنت اليا" در پروژه « يک شهر جديد»کوشيد تا اصول حرکت را به عنوان عامل هنری در شهرهای معاصر معمول دارد او معتقد بود تحول و حرکت اساس معماری است و هر خانه بايد مناسب زمان خود ساخته شود .

در هنر مينياتور ايرانی نيز نکاتی جلب توجه می کند،برخلاف پرسپکتيو دراينجا نقاش مکان ثابتی ندارد و درتمام طول تصوير به يک اندازه حضور دارد.چشم بيننده تصويرها را در يک سطح می بيند و در اين نگرش سطح ،ارزش خاصی پيدا می کند و رمز و راز نهفته در زمان را متبلور می کند و در رويه دوبعدی خود جای می دهد .

1 - 3 - معرفی متغيرها :

انسان رابطه متقابلی با محيط برقرار می کند .انسان بر محيط زندگی خود تاثير می گذارد و از آن تاثير می پذيرد. در اينجا محيط زندگی انسان زا معادل فضا-زمان در نطر می گيريم که بنا به تعريف ارائه شده از آن، دارای 4 بهد می باشد .حال می خواهيم متغيرهای اين مفهوم را بشناسيم تا بتوانيم حالات مختلف آن را در نظر آوريم .برای فهم بهتر ،محيط زندگی را به صورت يک فضای کالبدی معماری‌در نظر می گيريم و يک ناظر در رابطه متقابل با فضای کالبدی تصور می کنيم .

رابطه ناظر بنا با متغيرهای طول ،عرض ،ارتفاع ،زمان معرفی می شود .متغير می تواند در اينجا سه ارزش داشته باشد :

اول ارزش تاريخی : يعنی بيان کننده طول زمان گذشته نسبت به مبدا خاص می باشد .ناظر می تواند در دوران ماقبل تاريخ ،دوران حکومت صفويان و يا در همين حالا در موقعيت مکانی شخصی قرار گرفته باشد. تصور کنيد که در يک بنای تاريخی ايستاده ايد ،در همين نقطه ای که شما قرارداريد صدها سال قبل ،انسان ديگری قرارگرفته است توجه کنيد ،با توجه به تعاريف ارائه شده ،نبايد گفت در يک فضا و متعلق به دو زمان متفاوت .فقط بايد در دو فضا-زمان متفاوت با ويژگی های کالبدی يکسان .

دوم ارزش مکانيکی : تعبير آن همان حرکت است .عقربه های ساعتی می چرخند هستی تغيير می کند (به فرض ما زمان می گذرد)و ما در فضا سير می کنيم.

سوم ارزش ذهنی : در دنيای خيالات خود به هر کجا که بخواهيم سفر می کنيم .در کمتر از يک آن به سالهای دور باز می‌گرديم و لحظه بعد ،آينده نامعلوم خود را تصوير می کنيم و با ديدن يک عکس ،ناگهان خاطرات زيادی در ذهن ما نقش می‌بندد .اتفاقات محيط پيرامون و قوانين طبيعت ،تاثيری عميق در ذهن ما به جای می گذارد و موقع لازم از بايگانی ذهن ما خارج می شوند .

چشمان ما با ديدن يک نقطه ،ثابت و متمرکز می شود و با ديدن يک خط شروع به حرکت در امتداد آن می کند .رنگ آبی ما را آرام می کند ،رنگ قرمز ما را به هيجان می آورد ؛با ديدن يک ليوان شکسته می توانيم ضربه ای را هنگامی که به آن وارد شده است را تصور کنيم .اينها در هر لحظه در ذهن ما شکل می گيرد .

* * * معماری مکان 

وظيفه معماری ،فراهم آوردن قابليت های فضايی برای تحقق بخشيدن به امکان از طرف انسانهاست .فرمی که دارای عملکرد معين باشد ،خلاقيت و آزادی را در استفاده از فضا از انسان می گيرد .معماری قديم ايران مصداق فضای منعطف می باشد .فضای معماری ،تبلور مادی مکان است .

مکان ،نتيجه رابطه متقابل و عکس العملهای سه عامل «رفتار انسانی» ، «مفاهيم» و«مشخصات فيزيکی» است .مکانها مراکزی هستند که در آنها اتفاقات معنی دار و مهمی برای زندگی صورت می گيرد و در نتيجه، زمان در فضای معماری جاری می شود .(همانطور که اشاره شد اين زمان نيست که حوادث را به وجود می آورد ؛بلکه اين حوادث است که زمان را به وجود می آورد)

3 - 1 - فضا-زمان در معماری معاصر :

معماران مدرن ادعا می کردند که زمان را وارد معماری کرده اند .آنان اين کار را به وسيله برقرار کردن امکان ديد وسيع از يک نقطه به نقطه ديگر با ديوار های شيشه ای انجام می دادند .اين عمل باعث می شد که شخص خود را در عين حال در چند نقطه تصور کند . اين نکته به ويژه در آثار "ميس وان دروهه" ديده می شود . همچنين سلسله مراتب در ساختمان های مدرنيستی دقيقا حساب شده بود و سناريويی برای حرکت در اين ساختمانها تهيه شده می باشد .

بعد از آن معماران پست مدرنيست سعی کردند که کمبودهای معماری مدرن را با پيوندهای تاريخی جبران کنند و يکی از روش های آنان ،استفاده از سمبلها و نشانه های ساخته شده در فرهنگها بود.

در معماری ديکانستراکشن با شکسته شدن قواعد پرسپکتيو در مقابل ديد ناظر ذهنيت فضايی قبلی او را به هم ريزد و در پی کشف آنچه می بيند ، در فضای آزادی که او را احاطه کرده ،شناور شود .

در حال حاضر گروهی از معماران معاصر ، به «روح زمان» و معنای جهانی آن اعتقاد دارند .روح زمان که نشانگر جريان زندگی است ،از آگاهی امروزی انسان نسبت به چگونگی پيدايش جهان ، مشاهده اجرام آسمانی ،نقشه برداری دقيق از اعماق اقيانوسها ،پرده برداری از رازهای ژنتيک ،پيشرفت کامپيوتر و ارتباط و مسائلی از اين قبيل نشات می گيرد .

وظيفه معماری نيز مثل دوره فراعنه منعکس کردن نظم جهانی - آنگونه که انسان امروزی می شناسد- در آثار معماری است .ايده آل اين گروه امثال «آيزنمن» هستند که از نجوم هندسه فرکتايل ،ژنتيک و غيره نوعی متدلوژی ماشينی بسازد .

گاهی نيز ايده آلشان معماران طرفدار تکنولوژی برتر مانند «نورمن فاستر» هستند که روح زمان را در بکارگيری سمبليک تکنولوژی در ساختمان جستجو می کنند .گروهی نيز روح زمان را در بعد ملی جستجو می کنند و با الهام از گذشته سعی ابدی جلوه دادن معماری دارند .

نتيجه گيری :

در اين مطلب سعی بر اين بود تا مفهوم فضا-زمان را در معماری روشن کنيم و تا حدودی مشخص کنيم که اين مفهوم در همه بناها به صورت ناخودآگاه وجود دارد .

با ديدگاه فضا-زمانی می توانيم همه آنچه به عنوان معماری ساخته می شود را توجيه کنيم و بشناسيم ؛ ولی پيشرفت اين بحث زمانی اتفاق خواهد افتاد که بخواهيم با اين ديدگاه شروع به طراحی کنيم .دراين صورت علاوه براينکه نيازها و جنبه های گوناگون معماری تامين خواهد شد ،به خاطر کيفياتی مانند ماندگاری ،قابليت تاويلهای مختلف و توجه به مقوله محتوی و ذهنيات استفاده کنندگان مستلزم وارد شدن به موضوعاتی نظير آزادی فضا و بازآفرينی فضا خواهيم بود .

در ضمن از خصوصيات اين ديدگاه طراحی اين نکته خواهد بود که معمار به عنوان نقطه مرکزی در طراحی مطرح نمی شود ؛ بلکه با يک رابطه متقابل و رفت و برگشتی بين معمار و اثر شکل خواهد گرفت 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

پل ها و انواع آن

تعريف پل

 پل یک سازه است که برای عبور از موانع فیزیکی از جمله رودخانه ها و دره ها استفاده می شود.پلهای متحرک نیز جهت عبور کشتیها و قایقهای بلند از زیر آنها ساخته شده است.

تاريخچه ي پل
ایجاد گذرگاهها و پلها برای عبور از دره ها و رودخانه ها از قدیمی ترین فعالیتهای بشر است. پلهای قدیمی معمولا از مصالح موجود در طبیعت مثل چوب و سنگ والیاف گیاهی به صورت معلق یا با تیرهای حمال ساخته شده اند.پلهای معلق از کابلهایی از جنس الیاف گیاهی که از دو طرف به تخته سنگها و درختها بسته شده و پلهای با تیر حمال از تیرهای چوبی که روی آنها با مصالح سنگی پوشیده می شد، ساخته شده اند.




ساخت پلهای سنگی به دوران قبل از رومیها بر می گردد که در خاور میانه و چین پلهای زیادی بدین شکل برپا شده است. در اروپا نیز اولین پلهای طاقی را 800 سال قبل از میلاد مسیح، برای عبور از رودخانه ها از جنس مصالح سنگی ساخته اند.
اغلب پلهای ساخته شده توسط رومیها از طاقهای سنگی دایره شکل با پایه های ضخیم تشکیل یافته است.در ایران نیز ساختن پلهای کوچک وبزرگ از زمانهای بسیار قدیم رواج داشته و پلهایی نظیر سی و سه پل، پل خواجو و پل کرخه بیش از 400 سال عمر دارند. 

از



 قرن یازدهم به بعد روشهای ساختن پلها پیشرفت قابل توجهی نمود و به تدریج استفاده از دستگاههای فشاری از مصالح سنگی و آجر با ملاتهای مختلف و دستگاههای خمشی از چوب متداول گردیده و تا اوایل قرن بیستم ادامه یافت. شروع قرن بیستم همراه با استفاده وسیع از پلهای فلزی و سپس پلهای بتن مسلح می باشد. 
 از اوایل قرن نوزدهم ساخت پلهای معلق، قوسی یا با تیر حمال از آهن آغاز شد. اولین پل معلق از آهن در سال 1796 به دهانه 21 متر در آمریکا ساخته شد، همچنین در سال 1850 یکی از مهمترین پلهای با تیر حمال از جنس آهن متشکل از دو دهانه 140 متر و دو دهانه 70 متری در انگلستان ساخته شد. 

طویل ترین پل معلق به طول 



طویل ترین پل معلق به طول تقریبی 7 کیلومتر در سانفرانسیسکو ساخته و بزرگترین دهانه معلق به طول تقریبی 1400 متر در انگلیس (روی رودخانه هامبر) طراحی شده اند. در سالهای اخیر طرح پلهای ترکه ای فلزی (با کابل مستقیم) نیز برای دهانه های بزرگ مورد توجه قرار گرفته و بعد از نخستین پل که در سال 1955 به دهانه 183 متر در سوئد ساخته شده، پلهای زیادی اجرا شده است.


 پلها را از نقطه نظر مصالح تشکیل دهنده به شکل زیر طبقه بندی می کنند : 
پلهای چوبی: 
این پلها معمولا" به شکل قوسی، با تیرهای مشبک و یا تیرهای حمال ساخته شده و در حال حاضر استفاده از آنهابه صورت موقتی می باشد. 
پلهای سنگی: 
با توجه به مقاومت مناسب فشاری مصالح سنگی، بسیاری از پلهای طاقی از این مصالح ساخته شده اند.نظر به کمبود افراد سنگ کار و زمان نسبتا طولانی لازم برای تهیه مصالح و اجرای سازه، امروزه استفاده از این پلها محدود می باشد. 
پلهای بتنی: 
در بسیاری از پلهای طاقی شکل، در حال حاضر از بتن، با توجه به مقاومت فشاری مطلوب آن به جای سنگ استفاده می شود. 
پلهای بتن مسلح: 
با توجه به روش اجرا و نحوه بتن ریزی، پلهای بتن مصلح را می توان از مقاطع مختلف و با اشکال دلخواه ساخت. با وجود این استفاده از مقاطع ساده در جهت کاهش بهای قالب بندی همواره مورد نظر است.در بعضی از حالات استفاده از سیستم پیش ساختگی باعث حذف اجزاء نگهدارنده قالبها و در نتیجه صرفه جوئی قابل ملاحظه می شود. 
پلهای بتن پيش تنيده :
با پیشرفت این تکنیک، به تدریج در دامنه وسیعی از ابنیه فنی،پلهای بتن پیش تنیده جایگزین پلهای فلزی و پلهای بتن مسلح شده اند. بدین ترتیب با صرف هزینه کمتر، پلهای با دهانه بزرگ ساخته می شوند. از طرف دیگر استفاده از این مصالح امکان به کارگیری تکنیک های جدید پل سازی را می دهد. 
پلهای فلزی: 

این پلها به اشکال مختلف، با تیرهای حمال معمولی یا تیرهای مشبک فولادی، با قوس یا قالبهای فلزی، نورد شده از ورق و المانهای اتصالی ساخته شده اند. در ساخت این پلها گاهی نیز از آلیاژهای سبک یا مقطع مرکب استفاده می گردد.

 
استفاده از فولاد در ساخت پلهای فلزی از قرن گذشته شروع و با عنایت به مقاومت کششی و فشاری مطلوب این مصالح در سطح وسیع متداول گردید.باتوجه به فزونی بهای تولید، معمولاً نیمرخهای فولادی دارای ضخامت ناچیز بوده و در نتیجه علاوه بر مسئله زنگ زدن و خوردگی، خطر بروز ناپایداری های الاستیک نیز همواره موجود می باشد، از طرف دیگر نظر به اینکه با افزایش طول دهانه وزن مرده پلها به سرعت افزایش می یابد، با توجه به ناچیزبودن ابعاد و در نتیجه سبک بودن مقاطع فلزی، هنوز نیز برای 
پوشش پلهای فلزی : 
پوشش پلهای فلزی را می توان از چوب مصالح سنگی بتن مسلح و یا از ورقهای فلزی انتخاب نمود. استفاده از چوب برای پوشش پلها در زمانهای بسیار قدیم رایج بوده اما امروزه به ندرت مورد استفاده قرار می گیرد. 
همچنین در طرحهای جدید از پوشش مصالح سنگی نیز به علت وزن زیاد آن، کمتر استفاده می شود در این راه حل تیرهای حمال طولی پل بوسیله قوسهائی از آجر و مصالح سنگی به هم متصل می شوند. 
پوشش بتن مسلح: 
این پوشش از یک دال بتن مسلح که روی تیرچه های طولی و تیرهای عرضی پل تکیه نموده تشکیل یافته است.پوشش بتن مسلح مقاومت و صلبیت لازم را به سازه داده و از نظر اجرائی نیز آسان و بسیار متداول می باشد. 

پوشش فلزی: 

یک نوع از این پوششها از یک سری صفحات فلزی که بوسیله بتن مسلح پوشیده شده و روی بال فوقانی تیرچه طولی جوش شده اند تشکیل شده است ضخامت کل حاصله معمولاً ضعیف (بین 10تا 20 سانتی متر ) است. 
یکی دیگر از انواع پوششهای فلزی متداول دال ارتوتروپ است این پوشش از یک صفحه فلزی که در جهت عمودی بوسیله ورقهای ساده یا جعبه ای تقویت شده تشکیل یافته است، صفحه فلزی نقش بال فوقانی تیرها رابه عهده داشته و ضمن شرکت در مقاومت خمشی بارهای موضعی حاصل از چرخ وسائل نقلیه رانیز تحمل می کند. 
ضخامت آن معمولاً حدود 12 میلی متر (برای جان جعبه ای )تا 14 میلی متر(برای جان ساده)می باشد.دال ارتوتروپ درمجموع روی اجزاء اصلی پل (تیرهای طولی و عرضی )تکیه نموده است. 
 طبقه بندی پلهای فلزی:  
پلهای فلزی را می توان با توجه به نوع سیستم باربر به شرح زیرطبقه بندی نمود: 
• پل باتیرهای حمال 
• پل قوسی 
• پل با کابلهای باربر 
پل با تيرهاي حمال 
این پلها از متداول ترین انواع مورد استفاده برای دهانه های متوسط (تا250 متر)می باشند . تیرهای حمال معمولا به صورت شبکه های فلزی مقاطع جعبه ای یا تیرهای مرکب تو پر ساخته شده و تغییر شکل بسیار محدودی خواهند داشت. شبکه های فلزی معمولآ سبک بوده اما با توجه به خصوصیات ظاهری آنها ،کمتر در مناطق شهری مورد استفاده قرار می گیرند.در حالت کلی این پلها را نیز می توان به شرح زیر تفکیک نمود: 

پل با تيرهای حمال جانبی : 
در این حالت تیرهای حمال جانبی معمولآ از شبکه های فلزی تشکیل شده و اجزاء اصلی باربر تابلیه می باشند. در شرایطی که عرض پل محدود باشد ( کمتر از14 متر ) می توان از این سیتستم استفاده نمود. 
پل با تير های حمال تحتانی: 
در این حالت تیرهای حمال عمومآاز نوع تیرهای مرکب با جان تو پر ( که از چند ورق فلز با اتصال پیج پرچ یا جوش تشکیل شده اند ) می باشند. تیرهای حمال با ارتفاع ثابت یا متغیر ساخته شده و در نتیجه ضمن حصول منظره مناسب صرفه جوئی مهمی نیز در مصرف مصالح خواهد شد. همچنین در بعضی شرایط می توان سبستم متشکل از تیرها یا حمال تحتانی را با یک مقطع جعبه ای جایگزین نمود.
پل قوسی



پل قوسی، پلی است با تکیه گاه های انتهائی در هر طرف، که شکلی نیم دایره مانند دارد. پلی که از رشته ای از قوسها تشکیل شده باشد، پل دره ای نامیده می شود. پل قوسی ابتدا توسط یونانی ها و از سنگ ساخته شد. بعدها، رومیان باستان از ملات در پل های قوسی خود استفاده کردند. 
با توجه به اصول مقاومت مصالح، شعاع قوس وابعاد این پلها را طوری انتخاب می کنند که بارهای قائم وارده تبدیل به یک نیروی فشاری در امتداد قوس شود. بنا براین در مناطقی با کیفیت خاک مناسب،می توان دهانه های بزرگ ( تا حدود500متر) را با پلهای قوسی طی نمود.
پل ترکه ای: 
در این پلها،تابلیه به صورت یک صفحه صلب از یک طرف روی پایه های کناری (کوله ها) و دو پایه بلند میانی و از طرف دیگر به طور الاستیک روی کابلهای مورب تکیه نموده است. این کابلها در تمام طول پل گسترش می بابند بار وارده را به پایه های بلند میانی منتقل می نمایند. کابلهای ذکر شده را می توان در دو صفحه قائم و به طور موازی در دو طرف تابلیه قرار داده و یا در جهت عرضی نیز به طور مورب و در امتداد محورطولی پل به پایه میانی متصل نمود. 
همچنین در بعضی شرایط می توان از یک مجموعه کابل که در امتداد محور طولی پل قرار می گیرند استفاده نمود. 
پایه های میانی پل به شکل I ، A یا H طرح شده و معمولآ از فولاد یا بتن مسلح می باشد،پلهای ترکه ای به تعداد زیاد و تا دهانه 500 متر ساخته شده اند.







پل معلق:
در این پلها نیز تابلیه به صورت یک صفحه صلب روی پایه های کناری و میانی تکیه نموده است .







نگهداری پل
با توجه به مخارج سنگین انجام شده برای اجرای ابنیه بتنی،مسئله نگهداری دقیق این سازه ها در برابر آب و باد دو یخبندان از اهمیت خاصی بر خوردار است. 

در مناطقی که بستر رودخانه سست بوده و در اثر طغیان آب امکان شسته شدن داشته باشد باید وضعیت آن را در اطراف پل بعد از طغیانهای مختلف مورد برسی قرار داد تا با تدابیر مختلف از خالی شدن خاک اطراف پی ها و در نتیجه تخریب پایه ها جلوگیری شود. لایه عایق کاری و آسفالت کف جاده باید طوری انجام شود که از نفوذ و باقی ماندن آب در جسم پل جلوگیری شود.

 

بعد از پایان ساختمان پل و قبل از تحت سرویس قرار گرفتن،المانهای مختلف آنرا باید به دقت مورد بازدید قرار داد تا مشخص شود تحت بارهای دائمی و دستگاههای ساخت،تغییر شکل ها و ترک های پیش بینی نشده در آن ایجاد نشده باشد، همچنین بعد از آزمون بار گذاری که تحت شدید ترین بارگذاری ممکنه در طول دوره سرویس قرار می گیرد، باید کلیه تغییر شکلهای ایجاد شده و فلش مقاطع بحرانی، ترک های احتمالی، نشست پایه ها، تغییر فرم دستگاههای تکیه گاهی و اتصالات مختلف به دقت مورد برسی قرار گیرند. 
در طول دوره بهره برداری نیز در زمانهای مشخص باید قسمتهای مختلف پل مورد بازدید قرار گیرند به عنوان مثال:در پلهای فلزی که احتمال از بین رفتن اتصالات پیچ و جوش، زنگ زدن المانها و خوردگی آنها و بروز نا پایداریهای الاسیتک موجود است. این بازدیدها باید به طور مداوم و حداقل هر پنج سال یکبار انجام شده و برای جلو گیری از تخریب قطعات، آنها را با مواد مناسب پوشانید. همجنین در مورد پلهای بتن پیش تنیده شده وضع دستگاههای مهارتی و کشش کابلها مورد بررسی قرار گرفته و با انجام عمل تزریق به نحو مناسب، از زنگ زدگی کابلها جلوگیری به عمل آید. 
از عبور سربارهای غیر مجاز که در طرح ومحاسبه قطعات پل در نظر گرفته نشده اند،اکیدآ جلوگیری شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

مکتب تهران – معماری و شهرسازی

هنر و معماری در يک محدوده ی زمانی و مکانی ساکن نخواهد ماند و برای درک و شناخت معماری امروز ايران بايد از معماری دوران پيشين آگاهی داشت تا بتوان آن را مورد ژرفکاوی قرار داد . ايرانيان در طول تاريخ پر فراز و نشيب فرهنگ خود ، پيوسته به آفرينش های هنری ديگر جوامع توجه هوشمندانه داشته اند و کوشيده اند از تجربه های آنان بهره گيرند . شايد يکی از عوامل مهم پيشرفت هنر در ايران را بتوان در فرهنگ و تمدن های گوناگون و گاه متضادی دانست که پيوسته مردم ايران با آنها در تماس بوده اند . يکی از دوره های مهم معماری ايران که نقطه ی عطفی در تاريخ هنر ، معماری و شهرسازی کشور محسوب می گردد ، دوران طولانی سلسله قاجار است که نقش بسزايي در تکوين معماری معاصر کشورمان دارد . کمبود مطالعات علمی و پژوهش های گونه شناختی از معماری سبک نوين ( تهرانی ) باعث شده که اين دوره به عنوان « حلقه ای مفقوده » در فرآيند معماری و شهرسازی ايران قلمداد گردد . با پيدايش انقلاب صنعتی و در پی آن پيشرفت های علمی – تکنولوژيکی کشورهای اروپای غربی ، موج نوگرايي اين کشورها را فرا گرفت و تبعات آن جهان را درنورديد . ارزش ها و معيارهای غربی هنگامی که به ايران رسيد به جامعه ای وارد شد که خود در تلاش برای نوسازی خويش بود . در کنار اين تلاش ، البته ما شاهد گشايش درهای جامعه بر روی ارزش ها و معيار ها ی برونی نيز هستيم . جامعه ای که احساس می کند برای ادامه حيات بايد دگرگونی هايی را پذيرا باشد . بدين سان تهران مکان تبلور کالبدی انديشه های نو می گردد و مفهومی نوين در قالب « مکتب تهران » می يابد ، همان گونه که معماری و شهرسازی نيز رخساره ای ديگر می يابد . گو اينکه اين نووارگی را کم تر در محتوا که در شکل جستجو می کند . 
در ادامه به روند شکل گيری « مکتب تهران » در معماری و شهرسازی می پردازيم . 
1. موقعيت استراتژک تهران ، مکان يابی آن را به عنوان شهر – دژی مناسب توسط صفويان موجب گشت . ويژگی های سياسی – امنيتی مشابه عهد صفويه در دوران فرمانروايي آقا محمد خان قاجار ، وی را به انتخاب اين مکان ممتاز برای پايتختی ايران ترغيب نمود که گويای درايت او بود . 
2. آقا محمد خان بنيانگذار سلسله قاجار طی منشور سلطنتی و مهر خود تهران را به عنوان پايتخت ايران در سال 1200 ه .ق ( 1785 م ) برمی گزيند . در اين هنگام جمعيت تهران حدود ده هزار نفر است . 
3. نخستين حصار تهران توسط شاه تهماسب صفوی احداث شد ( 961 ه.ق ) وی چهار باغ و چنارستان در اين روستا پديد می آورد .حصار تهماسبی با 114 برج ( به تعداد سوره های قرآن ) و 4 دروازه به نام های شميران ، دولاب ، شاه عبدالعظيم و قزوين احداث گرديد . در ابتدای دوره قاجار 2 دروازه ديگر به نام های دروازه دولت و محمديه در اين حصار ايجاد می شود. 
4. آثار شاخص دوره ی سلطنت آقا محمد خان 1211- 1193 ه.ق : 
- مرمت و توسعه ی عمارت ديوانخانه مربوط به دوره ی زنديه 
- ساخت عمارت خروجی 
- احداث برج آقا محمد خانی 
5. در عهدفتحعلیشاه فصل نوينی در تاريخ ايران باز شد . اعضای سفارتخانه های انگليس ، روسيه ، فرانسه و عثمانی در تهران استقرار يافته و اين شهررا مرکز فعاليت خود قرار دادند 
6. پيوستن ايران به عهد نامه وين (1815 م) در مورد مصونيت سفر فرستادگان سياسی هر کشور در کشور ديگر . به همين منظور نخستين بار در دوره فتحعليشاه وزارت امور خارجه تاسيس و« معتمد الدوله نشاط اصفهانی » از اديبان اصفهان به سمت اولين وزير امور خارجه منصوب شد . 
7. در پی انقلاب صنعتی و جنگ های ايران و روس تماس با دولت های اروپايي رو به افزايش گذارد اين دولت ها در پی اهداف سياسی ، اقتصادی و نظامی خود مردم ايران را با اصول و انديشه های اروپايي از شيوه ی حکومت ، جنگ ، علوم و فنون نظامی ، ساخت استحکامات ، مهمات و جنگ افزار و ديگر قلمرو های صنعت ، تکنولوژی ، فرهنگ ، هنر و معماری آشنا نمودند . 
8. اعزام نخستين هيات دانشجو به اروپا (1226 ه.ق ) توسط عباس ميرزا ( فرزند فتحعليشاه ) 
9. احداث کارخانه توليد جنگ افزار ، چاپخانه و ترجمه کتاب های مغرب زمين از اقدامات عباس ميرزا و وزير خردمند او قائم مقام فراهانی بود . 
10. ساختار شهر در دوره فتحعليشاه : ساختمانها تماما درون گرا و دارای حياط مرکزی و کوچه های شهر باريک و غير مستقيم اند . ارگ شاهی با حصاری در درون حصار مرتفع شهر استقرار يافته است . 
11. محله های اصلی تهران در اين عصر : عود لاجان ، چال ميدان ، سنگلج و بازار 
12. تهيه نقشه تهران برای نخستين بار توسط سپاه روس در ايران (1826 م) 
13. احداث خيابان « چهار باغ صدر» توسط محمد حسين خان صدری ، صدر اعظم فتحعليشاه و حاکم اصفهان ملقب به « صدر اصفهانی »وی چند اثر مهم ديگر در اصفهان احداث کرد : مدرسه صدر بازار ، مدرسه صدر خواجو و مدرسه صدر پاقلعه . احداث کارخانه های ريسندگی و بافندگی ابريشم و صنايع قلابدوزی از ديگر اقدامات عمرانی – اقتصادی او در اصفهان است .
14. در دوره فتحعليشاه ، مسجد سيد توسط مجتهد اعلم آن روزگار سيد محمد باقر شفتی در شهر اصفهان احداث گرديد .
15. آثار شاخص دوره ی سلطنت فتحعليشاه ( 1250-1212 ه.ق ) 
- ساخت تخت مرمر از 65 قطعه سنگ مرمر سفيد برای استقرار در ايوان تخت مرمر کاخ گلستان 
- قصر قاجار ( مانند دژی در دامنه کوه ) 
- کاخ نگارستان ( محل استقرار شاه ) 
- مسجد سلطانی ( شاه ) 
- سردر بازار 
- کاخ سليمانيه 
- مدرسه خان مروی 
- کاخ لاله زار ( محل استقرار صدر اعظم ) 
- عمارت باد گير 
- کاخ الماس 
شايان گفتن است که نفوذ هنر غرب در اين دوره بسيار اندک و در حد تزيينات است و سبک سنتی چيرگی دارد . 
16. آثار شاخص دوره ی سلطنت محمد شاه (1264-1250 ه.ق) به سبک سنتی : 
- مسجد حاج رجبعلی 
- خانه قوام الدوله 
- امامزاده اسماعيل 
- دروازه ی محمديه 
17. اقامتگاه شاه در ارگ سلطنتی در محله ممتاز در ميان استحکامات که به وسيله خندقی از محله های ديگر شهر جدا بوده ، استقرار داشته است .
18. موج اصلی هنر مغرب زمين و آميزش آن با هنر و معماری اصيل ايران که در نهايت به مکتب تهران می انجامد در عهد ناصرالدين شاه پديدار می گردد . عوامل اصلی اين گرايش به هنر و معماری اروپا را بايد در تحولات سياسی – اقتصادی ايران جستجو نمود . معماری مکتب تهران برای بناهای دولتی به گونه ای تعبير بومی از سبک های معماری اروپا بود درقالب آميزه گرايي يا اکلکتيسم ( هنر تلفيقی ) 
19. تحولات مهم اجتماعی – سياسی دوران ناصری : 
- اعزام دومين هيات 42 نفری دانشجو به اروپا 
- تدوين نخستين طرح قانون اساسی ايران 
- تاسيس « مشورت خانه» 
- ايجاد « ديوان خانه عدليه » 
20 . اصلاحات مهم اقتصادی دوره ی ناصری : 
- ايجاد پست خانه و ضراب خانه مدرن 
- تاسيس خط تلگراف برقی 
- احداث کارخانه جنگ افزار ، مهمات سازی ، چراغ گاز ، قند سازی ، بلور سازی ، چينی سازی ، ابريشم تابی ، ريسندگی و بافندگی .
- احداث بيمارستان ، دارو خانه ، چاپخانه و عکاس خانه 
- احداث خط راه آهن تهران – ری 
21. تحولات مهم فرهنگی – هنری و علمی دوران ناصری :
- انتشار روزنامه « وقايع اتفاقيه » توسط امير کبير پس از روز نامه « کاغذ اخبار » در عهد فتحعليشاه 
- استفاده از سبک های نوين در هنر نقاشی ( محمد غفاری – کمال الملک ) و موسيقی ( استاد صبا)
 پيدايش سبک های نو در نگارگری ، تزهيب ، خطاطی و تزيينات معماری ( آينه کاری ، کاشی سازی و گچ بری ) 
- بکارگيری تناسبات نوين ( رنسانس و باروک ) در ابعاد ميدان ها وطراحی فضای شهری 
- تاسيس دارالفنون توسط امير کبير برای آموزش رشته های مدرن ( نظامی ، مهندسی ، پزشکی ، هنری ، فرهنگی ، علمی ......) 
22. فرم شهری اوليه ی تهران تا اوايل سلطنت ناصرالدين شاه به صورت هسته ای و متمرکز بوده ، از ساختار خطی - هسته ای پيروی می نموده است .
23. توسعه ی کالبدی تهران با انشعاب هايي از محور خطی اصلی پديد می آيد . و از آنجايي که راههای اصلی شهر اغلب به دروازه های شهر و راه های منطقه ای منتهی می شوند ، دسترسی برون از شهر به محدوده ی استخوان بندی شهر به طور مستقيم و به سهولت امکان پذير بوده است . 
24 . فضا های باز شهری در اين دوره بيشتر به صورت ميدان های اصلی با کاربری های گوناگون شکل می گيرند . 
25 . ديگر فضا های باز شهری ، همان فضا های نيمه همگانی هستند، مانند مسجد ها ، مدرسه ها ، سرا ها با تکيه و حسينه ها . اين گونه فضا های باز به عنوان يک فضای واسط بين بخش حکومتی ( ارگ سلطنتی ) با بازار يا بخش های مسکونی ايفای نقش می نموده است .
26. باغ های مربوط به کاخ ها و يا محوطه ی ارگ ، اگر چه از عناصر استخوانبندی شهر بوده و دارای فضا های باز می باشند . اما ، اغلب اين فضا های بازبه شکل کاملا اختصاصی و حفاظت شده بود ه و جنبه بهره وری همگانی ندارند .
27 . معماری منظر و باغ سازی از عناصر مهم شهرسازی مکتب تهران به شمار می آيد : 
باغ هايي همچون گلستان ، قصر قاجار ، نگارستان ، لاله زار ، برج نوش ، باغ شهری سفارت انگليس ( ايلچی) ، عشرت آباد ، سلطنت آباد ، پارک امين الدوله ، بوستان ظل السلطان، بهارستان ، باغ شاه ، اميريه ، صاحبقرانيه ، کامرانيه .....اين باغ ها اغلب دربرگيرنده يک و يا چندين کوشک می باشند .
28. ديگر ويژگی های شهرسازی مکتب تهران خود داری از مداخله در بافت کهن شهری است ( مانند شهرسازی مکتب اصفهان ) 
29. محله به عنوان عنصر اصلی سازمان شهری ، در سبک تهران نقش اساسی ايفا می نمايد ولی بر خلاف مکتب اصفهان فضای تظاهرات قومی و قبيله ای و نژادی نيست . محله از اين پس به عنوان مکانی برای تبلور تمايزات اجتماعی قلمداد می گردد . 
30. دو محله فرا دستان ( محله دولت ) در شمال شهر و محله فرو دستان ( محله چال ميدان ) در جنوب شهر نمايانگر وجود طبقات مرفه و قشر آسيب پذير جامعه است . 
31. تهران در ابتدای دوره ی ناصری دارای دو ميدان بزرگ شهری می باشد . يکی ميدان ارگ ( ميدان قديم توپخانه با کاربری حکومتی ) و ديگری سبزه ميدان ( ميدانی مدنی با کاربری اجتماعی – اقتصادی ) . هر دو ميدان در جنوب ارگ حکومتی و در مقابل يکديگر قرار داشتند .
32. پديداری دو عنصر شهری شامل ميدان ارگ در مقابل ارگ سلطنتی ( ميدان دولتی ) وسبزه ميدان ( ميدان مدنی ) که در آستانه شريان های اجتماعی و اقتصادی شهر است . اين دو ميدان در جنوب ارگ حکومتی با پلی چوبی بر فراز خندق به يکديگر پيوند می يافتند و نحوه ی ارتباط حکومت و مردم در ساختار کالبدی شهر را متجلی می سازد . 
33. شکل گيری محله ی بازار به عنوان کانون فعاليت های اجتماعی اقتصادی شهر در بر گيرنده ی تعدادی مسجد ، امامزاده ، سرا ، مدرسه و کاروانسرا می باشد . بازار تهران به سبزه ميدان راه می يابد . 
34. برای پاسخگويي به نياز اسکان جمعيت رو به افزايش تهران ، طی دو مرحله با مجوز ناصرالدين شاه ، توسعه شهر در بيرون از بارو صورت پذيرفت . 
35. سرانجام در سال 1284 ه.ق به دستور ناصرالدين شاه حصار قديمی ( تهماسبی ) شهر تخريب شد و محله های شهر گسترش يافت . حصار نوين ( ناصری ) توسط مهندس فرانسوی بهلر ( Behler ) به شکل هشت وجهی همانند حصار شهر پاريس ساخته و محله خندق و حصار کهن به صورت خيابان و دسترسی درآمد . بدين سان محيط شهر از سه کيلومتر به بيش از 19 کيلومتر و مساحت آن از چهار کيلو متر مربع به بيش از 18 کيلومتر مربع و تعداد دروازه ها به 12 عدد افزايش يافت .
36. در عهد ناصرالدين شاه در سه نوبت از شهر تهران نقشه تهيه گرديد : 
- نقشه اول ، توسط برزين ( Berezin) نقشه بردار روس در سال 1269 ه.ق (1852 م) تهيه شد . در اين نقشه شهر دارای چهار محله قديمی پيش گفته است . 
- نقشه دوم ، به وسيله ی ژنرال آگوست کريشيش ( Kriziz ) اتريشی در سال 1275 ه.ق (1858م) با همکاری ذوالفقار بيک و محمد تقی خان از شاگردان وی در مدرسه دارالفنون انجام شد . کاهش مساحت باغ های حاشيه ی شهر به سبب افزايش جمعيت مشهود است . در اين نقشه ، دو ميدان مهم شهری ( ارگ و سبزه ميدان ) ديده می شوند .
- نقشه سوم توسط عبدالغفار خان نجم الملک ، استاد علوم رياضی و شاگردانش ترسيم شد . در اين نقشه نفوذ انديشه های شهرسازی هوسمان ( Haussmann ) در پاريس ( هم عصر ناصرالدين شاه ) در احداث خيابان های راست با پهنای زياد و تراکم کمتری به چشم می خورد . از همين زمان بخش شمالی تهران که محدوديت باغ و زمين کشاورزی ندارد و از آب و هوای مناسب تری برخوردار است مود توجه ويژه دولتمردان و طبقات مرفه قرار می گيرد . بنا براين نقطه ثقل بافت نوين در ميدان جديدی به نام « توپخانه » تمرکز می يابد .
37. ميدان توپخانه ( 1284 ه.ق) 
اين ميدان توسط محمد ابراهيم خان وزير نظام در شمال ارگ سلطنتی ، مشتمل بر دو طبقه احداث شد : طبقه ی پايين مکان استقرار توپهای سوار و طبقه ی بالا محل سکونت توپچی های سلطنتی بود . اين ميدان مستطيل شکل از نوع بسته با ابعاد 110  220 متر بر اساس تناسبات دوره ی رنسانس و باروک اروپا شکل گرفته و در آن نماد های حکومتی و مذهبی ميدان نقش جهان ( مکتب اصفهان ) جای خود را به کاربريهای جديد و نمادهايي از نو گرايي مانند تلگراف خانه ، پست خانه ، بانک ( شاهی ) ، بلديه ( شهرداری ) و نظميه ( شهربانی ) می دهند . 
38. با احداث ميدان توپخانه ، مرکزيت جديد شهر از ميدان های ارگ ( دولتی )، سبزه ميدان ( مدنی ) ، امين السلطان ( تجاری ) ، بهارستان (اداری ) و حسن آباد ( فرهنگی ) به ميدان جديد انتقال می يابد .
39. الگو برداری از ميدان ها و خيابان های مغرب زمين به همراه خود با زشدن نمای ساختمان ها را نيز بر روی اين فضا های شهری بهمراه می آورد که در اين صورت از نقش مايه های اروپايي در نما های پوسته ميدان ها و خيابان ها استفاده می گردد .
40. در سازماندهی فضای جديد ، پيوند عناصر کهن و نوين برعهده ی خيابان گذاشته می شود تا با پذيرش کاربری های مدرن نه تنها برای عبورکه برای مکث ، تجارت وفضای مناسب برخوردهای اجتماعی ، نقش نوين خود را ايفا می نمايد .
41 خيابان های شش گانه اصلی و نو بنياد هر يک با دروازه ای به ميدان توپخانه می پيوندند . خيابان های منشعب از ميدان عبارتند از : ناصريه ، مريض خانه ، باب همايون ،علاءالدوله ، لاله زار و چراغ گاز . در اين دوره هر يک از خيابانهای ياد شده معرف کاربری خاص و هويتی ويژه هستند . 
42 خيابانهای تازه ساخت به وسايل نقليه همگانی ( واگن يا تراموای اسبی ) مجهز می گردند . 
43 . استقرار بنا های دولتی و مردمی چون تماشا خانه ، سينما ، چای خانه ، عکاس خانه ، هتل ، فروشگاه ، باغ ملی ، باغ وحش و گياه ، بانک .......در لبه ی خيابان چهره شهر را مدرن و خيابان را به صورت رقيبی توانمند با بازار به عنوان ستون فقرات اجتماعی – فرهنگی شهر کهن مطرح می نمايد . 
44. با گسترش کالبد شهر ، محله های جديدشکل می گيرند : محله های دولت ، قاجار ، ميدان ، قنات آباد و حسن آباد 
45. دارالفنون :
  نخستين ساختمان که در عصر ناصری ساخته شد و در نمای آن گونه ای از نقش مايه های معماری فرنگی مشاهده می شود (1266ه.ق ) . عناصر معماری چون قوس های نيمدايره رومی ، سرستون های کورنتی ، ساعت ، سنتوری و سقف شيب دار ( شيروانی ) در آن پديدار می شود ، ولی پلان آن سنتی و دارای حياط مرکزی است احداث اين بنا گويای انديشه ی ايرانيان برای کسب مهارتهای نوين در جهت رفع عقب ماندگی هايي است که با الگوی هنر و معماری مغرب زمين ساخته می شود . 
در اين مدرسه نه تنها آشنايي با علوم نوين مغرب زمين مطرح است که معماری آن سرزمين ها نيز مورد پيروی قرار می گيرد . 
طراح اين بنا ميرزا رضا مهندس باشی ( که در زمان فتحعليشاه به لندن اعزام شده بود ) و اجرای آن بر عهده محمد تقی خان معمار باشی بود . در اين موسسه ی آموزشی استادان زبر دست خارجی ( از اتريش ، آلمان ، فرانسه ) و استادان ايرانی تحصيل کرده در خارج تدريس می نمودند . اين مدرسه در زمان رضا شاه توسط نيکلای مارکف دستخوش تغييرات بنيادی گشته ، بکلی بازسازی و توسعه يافت . معماری بنای اصلی اين مدرسه نقطه عطفی در معماری مکتب تهران به شمار می آيد .
46. مدرسه – مسجد سپهسالار ( ناصری )  
 اين مسجد به صورت حياط مرکزی چهار ايوانی طراحی شده است . نقشه ی چليپايي زير گنبد خانه ، خيز کم گنبد ، تعداد زياد گلدسته ( هشت عدد ) بی شباهت به مساجد عثمانی نيست . نوع مصالح و سازه تماما ايرانی و اسکلت ساختمان از نوع ديوار باربر ، ستون ، قوس ( جناغی و رومی ) و گنبد می باشد که با مصالح بنايي اجرا گرديده است . تزيينات اين مسجد به صورت اسليمی می باشد ( 1291ه.ق ) .
معمار اين بنای شکوهمند ميرزا مهدی خان شقاقی دانشجوی دارالفنون که به دستور ناصرالدين شاه برای ادامه ی تحصيل به پاريس اعزام شده بود و اجرای آن بر عهده ی استاد حسن معمار بود .
47 . طراحی عمارت بهارستان ( مجلس شورای اسلامی سابق ) و ساختمان سفارت ايران در استانبول و تعدادی از خانه های دولتمردان قاجار توسط ميزا مهدی خان شقاقی صورت پذيرفته است.
 48. شمس العماره  
  شاخص ترين و مرتفع ترين ( شش طبقه ) بنای ارگ حکومتی کاخ آفتاب يا شمس العماره می باشد (1284ه.ق ) کاربری آن تشريفاتی و دارای چشم اندازی زيبا بوده است . کاخ عاليقاپو در اصفهان می تواند منبع الهام اين کاخ باشد . اين بنا توسط دوستعلی خان معير الممالک احداث گرديد . 
مصالح ساختمانی اين کاخ از مواد بنايي ( خشت و آجر ) و سيستم سازه به صورت ديوارهای باربر و تاق های آجری و چوبی است . ازاره و پله ها از سنگ مرمر اند . پوشش بام شيب دار از شيروانی و خرپای مورد استفاده از چوب و برخی ستون ها فلزی ( چدن ) می باشند . عناصر تشکيل دهنده ی معماری بنا تلفيقی از هنر ايرانی و فرنگی است و به سختی می توان مرزبين اين دو شيوه ی معماری را باز شناخت ، گواينکه معماری اصيل ايرانی آنچنان نقش مايه های هنر اروپايي را در خود جذب نموده که آن را نيز رنگ و بوی ايرانی داده است .
اين ساختمان نخستين بنای مسکونی برون گرا در تهران به شمار می رود . تزيينات کاخ شامل گچ بری ، آينه کاری ، کاشی کاری ، آجر کاری ، چوب کاری ، حجاری و نقوش ترکيبی می باشد . ميزان ظريف کاری در طبقات پايين بيشتر و به تدريج در طبقات بالا کمتر است . 
49. تکيه دولت 
اين بنای عظيم مردمی با ظرفيت بيست هزار نفر بر اساس الگوی آمفی تئاتر های اروپايي به شکل پلان دايره ساخته شد (1290ه.ق) ولی کاربری آن تغيير يافته برای مراسم مذهبی و عزاداری رسمی مورد استفاده قرار می گيرد . بنا در چهار طبقه ( با زير زمين )طراحی شده ، قطر و ارتفاع آن بيش از 50 متر است . نمای آن کاملا از کاشی تزيين يافته در مواقع نياز پارچه ای از کرباس روی سازه سقف گنبدی شکل را پوشش داده به گونه ای که بنا سرپوشيده می گردد. 
 50 . کاخ عزيزيه (مليجک )
از آخرين بنا های دوره ی ناصری با طرح معماری فرنگی ، ديوار های باربر آجری ، الوارهای چوبی و سقف شيبدار که با شيروانی پوشش يافته است . سر ستون ها به صورت کورنتی و ايوان های کاخ با نرده های سنگی به شکل صراحی تزيين يافته و قوس ها و تزيينات آن فرنگی است . پلان ساختمان برون گرا و متقارن است . پلکان ورودی از سمت شمال بر روی محور وسط ساختمان قرار دارد و از نقش مايه های هنر ايرانی تهی است .
51. ساخت نخستين تنديس از ناصرالدين شاه سوار بر اسب توسط ميرزا علی اکبر معمار (1304 ه.ق )
52. ديگر آثار شاخص دوره ی سلطنت ناصرالدين شاه (1313- 1264 ه.ق ) به سبک های سنتی ، تلفيقی و نئو کلاسيک.
- قصر دوشان تپه - مريض خانه دولتی  
- قصر فيروزه - قصر عشرت آباد 
- عمارت نظاميه - عمارت گلستان و تالار آيينه 
- مسجد – مدرسه شيخ عبدالحسين - عمارت معير الممالک  
- کاخ سلطنت آباد - کاخ سپهسالار 
- باغ فردوس - قصر شهرستانک 
- خانه نظام الملک - عمارت مسعوديه 
- بانک شاهی - کاخ صاحبقرانيه 
- مسجد – مدرسه معير الممالک - عمارت حرم خانه
- دروازه های تهران - مدرسه نظام 
- سفارت انگليس - قصر ياقوت 
- عمارت اندرونی - سردر شمس العماره  
- قصر اميريه - عمارت خوابگاه
- عمارت کامرانيه - عمارت تلگرافخانه 
- عمارت پارک اتابک - ايستگاه راه آهن 
- بنای امين الدوله - کاخ ابيض (سفيد )
- تالار موزه (سلام)
 53. ويژگی های معماری مسکونی  
بر خلاف معماری حکومتی درمعماری مسکونی نه تنها نشانی از آميزه گرايي نيست ، بلکه هنر خانه سازی در پيوند دلنشين با طبيعت ( حيا ط)تلاش می کند نياز های سه گانه فيزيکی ، روحی – روانی و ذهنی انسان را مد نظر قرار دهد و با آفرينش های هنری طرحی نو براندازد . مفهوم فضا در مکتب تهران با خلاقيت ، تنوع ، گشايش ، شفافيت و سبکی بيشتر نسبت به دوره های پيشين مطرح مي گردد .
اجزاءاين معماری عبارتند از :
- اتاق اصلی ( شاه نشين يا ارسی ) ، اين اتاق بر اساس محور اصلی شمالی – جنوبی ( رو به قبله و آفتاب رو ) قرار دارد و چون معمولا" بر فراز زير زمين است ،دارای ارتفاع بلندتری نسبت به ساير جبهه هاست . ورودی آن از طريق دو پلکان در دو سوی اين نمای اصلی مرتفع صورت می پذيرد و هرگز در ميانه نما ساخته نشده است . پيدايش نمای سه بخشی به صورتی که دو اتاق متقارن شاه نشين را در بر می گيرند نيز از ويژگی های آن به شمار می آيد . 
- ايجاد رديف تاقچه هايي در پايين و بالای ديوار اتاق ها برای تنوع فضايي ، قرار دادن اشياء سبب کاستن از ضخامت ديوار ها می گردد و نقش کمد را بر عهده دارد . 
- پيدايش ايوان مشرف به حياط در مقابل شاه نشين ، سقف ايوان بر روی چند ستون گچ بری شده بر افراشته می شود 
- سلسله مراتب نما های چهار گانه پيرامون حياط مرکزی : 
نمای جنوبی ( آفتاب رو ) يا نمای اصلی از اهميت درجه يک برخوردار بوده ، بر مبنای محور طولی خانه قرار دارد و رو به قبله است . 
نمای شمالی ( آفتاب کور ) از اهميت درجه دو برخوردار بوده ، بر اساس محور طولی خانه قرار دارد و پشت به قبله است . 
نمای شرقی و غربی ( نشان و پناه ) از اهميت درجه سوم برخوردار بوده ، دربرگيرنده فضاهای ساده و معمولی خانه است و برمبنای محور عرضی خانه قرار دارد .
- ورودی ، فضای پيوند دهنده ی درون و برون خانه بوده ، شامل هشتی ، سکو ، سردر ، و دالان بلند می باشد .
- بهره گيری از پشت بام ضلع های شرقی و غربی برای استفاده بهار نشين به علت ارتفاع کمتر 
- اختصاص فضا های کم اهميت تر که در جبهه های اصلی مشرف به حياط نبوده ( پناه ونشان ) و در نتيجه نور کمتری دارند به کاربری هايي مانند آشپز خانه ، انبار ، سرويس و راه پله 
- حياط ، نقش سازماندهی فضای خانه و تامين نور طبيعی فضا های سرپوشيده ، پيوندبا طبيعت ( فضای سبز و باغچه ) ، حوض آب ( پاکيزگی ، طهارت و گذر روزگار ) ، ايجاد چشم انداز مناسب و پخشايش کاربری ها را بر عهده دارد در فرهنگ ايرانی حياط از نظر احساس فضايي همانند اتاقی سرگشاده عمل می نمايد .
- ايوان ، نقش فضای رابط اتاق و حياط ، تنظيم نور آفتاب ، پيشگيری از ورود گرد و غبار را بر عهده دارد و در فصل های مناسب اين فضا به عنوان بهار خواب مورد استفاده قرار می گيرد .
- تزيينات ، قوس های نيم دايره ، کاشی های برجسته ( سه بعدی ) ، استفادهاز نقوش انسانی ، شخصيت ها و پهلوانان به جای نقش مايه های گياهی و خطوط اسليمی مکتب اصفهان رايج شد افزون بر اين ، ميزان تزيينات هر خانه ملاک توانمندی اقتصادی مالک را نشان می دهد . 
- خانه های فراوانی که در اين دوره در جای جای ايران ساخته شدند گويای نفوذ مکتب تهران به ديگر مناطق کشور است : خانه امين التجار ( اعلم ) در اصفهان ، خانه بروجردی ها ، طباطبايي ها ، عامری ها ....در کاشان گويای اين واقعيت است که معماری مسکونی در اين دوره به اوج اعتلای خود دست يافته فضای مسکونی خانه را به مفهوم عرفانی پرديس نزديک تر نموده و خانه به « بهشت زمينی » تبديل گشته .
54. نفوذ مکتب 
مجموعه ی ابراهيم خان کرمان ( شامل ميدان ، بازار ،حمام ، آب انبار و مدرسه ) 
مجموعه ی ميدان خان يزد 
مجموعه ی شهری کاشان ( شامل بازار ، مسجد ، خانه ........)
با اين وجود مکتب تهران ، گويش التقاطی خود را بر تداوم و نو شدن مفاهيم کهن می يابد . فضا های شهری ايجاد شده در اين سبک با قدرت و بيانی بی همتا و موزون به گفتگو با فضا های کهن شهری نشسته اند و در اين ارتباط نه گسستگی که پيوستگی را نشانگر هستند . مکتب تهران دوره ی قاجار هنوز حرفی برای گفتن دارد ، هنوز زمينه ای را برای انديشيدن به آينده معماری معاصر ايران فراهم می آورد و جای خويش را در تداوم تاريخی و دگرگونی شهر کهن به شهر نوين مشخص می کند . سبک تهران ، سبکی است که در آن نقش مايه های هنر شرق و غرب به گونه ای تلفيق شده اند که به سختی می توان مرز اتمام يکی و آغاز ديگری را باز شناخت . 
در اين آميزش وحدت گرا هنوز برتری با هنر شرق است . سبک تهران ، شيوه ای است که جامه ی کهن شهر را از نو می آرايد و در دل نو وارگی ، نو پردازی ويژه ی خود را مطرح می سازد .


+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

1- گذاشتن گوشی هدفون در گوش به مدت یک ساعت باعث می شود باکتری های گوش شما 700 برابر شود. 2- مردان بهتر از زنان می توانند نوشته های ریز را بخوانند ولی شنوایی خانم ها بهتر از آقایان است. 3- قلب یک زن تندتر از قلب یک مرد می تپد. 4- اگر تخم مرغ در آبی که محلول شکر در آن وجود دارد قرار بدهیم ، تخم مرغ در آب شناور می شود. 5- اگر کسی بخواهد یک بار دور ساختمان پنتاگون ( وزارت دفاع آمریکا ) بزند باید حدود 15 دقیقه زمان بگذارد. 6-خوک ها به دلیل شرایط فیزیکی بدن نمی توانندبه آسمان نگاه کنند. 7- کار گذاشتن تله موش در ایالت کالیفورنیای آمریکا برای داشتن مجوز شکار ممنوع است. 8- روز 22 ماه می در آمریکا شاهد کمترین میزان تولد در این کشور است. 9- یک عطسه می تواند با سرعتی حدود 1000 مایل در ساعت حرکت کند. 10- پرنس چارلرز و پرنس ویلیام ( جانشینان احتمالی ملکه انگلیس ) برای رعایت جوانب احتیاط در صورت سقوط هواپیما ، هرگز در یک هواپیما سفر نمی کنند. 11- چتر نجات قبل از هواپیما اختراع شده است. 12-تعداد فیلم های تولید شده در سینمای هند از فیلم های تولیدی در هالیوود بیشتر است. 13- مشهورترین و پر تعداد ترین اسم در جهان « محمد» است. 14- اولین تلفن همراه در سال 1924 اختراع شد. 15- « ولوو» مارک معروف کامیون ها و ماشین های سواری به زبان ایتالیایی به معنی « در حال حرکت هستیم» 16- زبان قوی ترین ماهیچه در بدن انسان است. 17- مطابق قوانین آمریکا در آگهی های تبلیغاتی مشروبات الکلی ، کسی حق ندارد یک فرد را در حال نوشیدن این مشروبات نشان می دهد. 18- مصریان باستان روی بالش هایی که از سنگ درست شده بود می خوابیدند. 19- تا سال 1960 مردهایی که موی سر بلندی داشتند اجازه ورود به منطقه « دیزنی لند » ( استودوی والت دیزنی ) در آمریکا را نداشتند. 20- چربی بدن انسان برای ساخت 7 قالب صابون کافی است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

مقاومت هر سازه در برابر زلزله به دو عامل اساسي بستگي دارد: يكي نوع ساخت سازه و به كارگيري اصول و قوانين مهندسي در طراحي و اجراي آن و ديگري بزرگي و قدرت زلزلهدر سالهاي اخير از طريق رسانه هاي گروهي هر چند وقت يك بار خبري در مورد روش هاي ابداعي مهندسان سازه براي مقاوم سازي ساختمان ها يا ساخت سازه هاي مقاوم در برابر زلزله شنيده مي شود؛ شيوه هايي مثل قرار دادن ساختمان روي بلوك هاي لغزشي، حفر كانال هاي بسيار بزرگ در اطراف فونداسيون ها (پي ها)، معلق كردن ساختمان از زنجير(!)، آويزان كردن پاندول هاي بزرگ از سقف و.... نكته قابل تامل در مورد اين راهكارها، تقريبا غير عملي بودن آنها با توجه به وضعيت ساخت وساز در كشوري مثل ايران آنهم در مقياس وسيع است. البته نه تنها در ايران بلكه در اكثر كشورها اين كار تا حدود زيادي نشدني است و اگر هم قابليت اجرايي داشته باشند بسيار هزينه بر بوده، براي تمام ساختمان ها قابليت اجرايي ندارند. در كنار اين روش ها، كارهايي مثل استفاده از جدا سازها، ميرا كننده ها و جذب كننده هاي انرژي (قرار دادن فنرهاي پلاستيكي ويژه يك يا چند لايه در پي ساختمان) براي كاهش خسارات و تلفات، عملي تر به نظر مي رسد.

با توجه به توضيحات فوق، در حال حاضر بهترين راه حل يافتن شيوه هايي براي بهبود روند ساختمان سازي كنوني است. يعني با تغييراتي چند در روش هاي اجرايي و صد البته با انجام كارها بر اساس ضوابط و آئين نامه ها از ابتدا تا اتمام كار اجرايي پروژه ها، مي توان به نتايج بسيار بهتري دست يافت.
مقاومت هر سازه در برابر زلزله به دو عامل اساسي بستگي دارد: يكي نوع ساخت سازه و به كارگيري اصول و قوانين

مهندسي در طراحي و اجراي آن و ديگري بزرگي و قدرت زلزله.

نوع، كميت و كيفيت مصالح
از اين ديدگاه ساختمان ها به طور كلي به چهار دسته ساختمان هاي فولادي، بتني، ساختمان هاي با مصالح بنايي (آجري) و ساختمان هاي چوبي تقسيم مي شوند. با توجه به كاربرد بيشتر و به روز بودن ساخت سازه هاي بتني و فولادي در عصر حاضر، قوانين موجود در زمينه ساخت اين دو نوع سازه را بيشتر مورد بحث و بررسي قرار مي دهيم. سازه هاي بتني و فولادي اگر براساس اصول مهندسي و ضوابط و آئين نامه هاي اجرايي موجود ساخته شوند، تفاوت آنچناني از نظر مقاومتي با هم ندارند. با يادآوري اين نكته كه، فولاد در برابر حرارت و مواد شيميايي نسبت به بتن مقاومت كمتري دارد (آتش سوزي و ذوب شدن، زنگ زدگي، پوسيدگي و...). در زلزله هر چه اعضاي سازه شكل پذيرتر و انعطاف پذيرتر باشند، خسارات مالي و جاني وارده كمتر خواهدبود. براي اين كار بهتر است از فولاد كم كربن، جوش پذير و داراي شكل پذيري بالا استفاده شود. البته صرفا فولادي بودن يك سازه تضميني بر مقاومت آن در برابر زمين لرزه نيست. به عنوان مثال برج 20 طبقه
Pinot Suarez كه يك برج فولادي بود در زلزله سال 1985 مكزيكوسيتي، كاملا فرو ريخت. بنابراين مقاومت بالاي سازه هاي فولادي مستلزم اجراي اتصالات و جوش ها و ساير مولفه هاي اجرايي آنها، به طور كاملا علمي و فني و بر اساس آئين نامه هاي ملي و بين المللي موجود است.

باد بندها
در ساختمان هاي فولادي، بادبندها بعد از تير و ستون و در موقع زلزله و باد حتي مي توان گفت بيش از آنها داراي اهميتند و عامل بسيار مهمي براي مقاومت در برابر زلزله و بارهاي جانبي ديگرهستند. انواع باد بندهاي هم مركز و خارج از مركز، به اشكال مختلف vو v معكوس و ضربدري (X) مورد استفاده قرار مي گيرند. بادبندهاي X براي مقابله با باد كاربردي ترند تا در برابر زلزله و در برابر بارهاي متناوب از شكل پذيري كمتري برخوردارند، زيرا كه در اين نوع بادبندها در هنگام وارد شدن نيروهاي جانبي، همواره يك عضو مورب آن در كشش و ديگري در فشار است و اين باعث شكست آني يا اصطلاحا شكست ترد مي شود . طراحي و اجراي بادبندها بايد با نهايت دقت و بر اساس اصول و قوانين مهندسي خصوصا در مورد محل قرارگيري خود بادبندها، نوع و اندازه پروفيل مصرفي، مقدار و نوع و طول جوش ها، نوع درز جوش و... صورت گيرد.

تير و ستون هاي بتني
بتن مسلح بتني است كه در آن براي مقاومت و شكل پذيري بيشتر در قديم از مواد و اليافي طبيعي مثل موي اسب، بز و در عصر حاضر از فولاد (اكثرا ميلگرد يا سيم هاي ضخيم و...) يا از الياف مصنوعي استفاده مي شود. در اجراي اين نوع اعضا رعايت نكات زير الزامي است:
بكار بردن ميزان آرماتور در حد مورد نياز طبق نقشه نه بيشتر و نه كمتر، فاصله گذاري مناسب بين آرماتورها، عدم استفاده از ميلگردها و مسلح كننده هاي زنگ زده و آغشته با گرد و خاك يا هر ماده ديگر، برس كشيدن آرماتورها قبل از بتن ريزي و تميز كردن آنها، استفاده از بتن با عيار (مثلا بتن با عيار 350 يعني بتني كه در هر متر مكعب آن كه در حدود 4/2 تن وزن دارد ميزان سيمان مصرفي 350 كيلوگرم است) سيمان خواسته شده طبق نقشه اجرايي، رعايت زمانبندي بتن ريزي، استفاده از سيمان با تيپ بندي متناسب با شرايط محيطي محل احداث سازه و نيز متناسب بامقاومت خواسته شده، استفاده از سنگدانه ها (شن و ماسه )با دانه بندي مناسب و درصد اختلاط صحيح و نهايتا استفاده از آب مناسب بتن ريزي. زيرا هر آبي كه املاح آن از حد طبيعي بيشتر يا كمتر باشد براي بتن ريزي مناسب نيست و بتن ساخته شده با آن مقاومت مطلوب را نخواهد داشت. بهترين آب براي ساخت بتن، آب آشاميدني و قابل شرب است.

يك بتن ايده آل

بتن مصالحي است متشكل از سنگدانه (شن وماسه حدودا 70 درصد) و مابقي آب و سيمان است. بتن بعد از 28 روز به حدود 90 درصد از مقاومت نهايي خود
مي رسد و هر آن به مقاومت آن افزوده مي شود تا به مقاومت كامل خود برسد.
براي دستيابي به يك بتن ايده آل بايد نسبت آب به سيمان مناسب بوده، دانه بندي استاندارد و مقاومت و سختي كافي سنگدانه ها (شن وماسه) و مخلوط كردن آنها با نسبت هاي تعيين شده نيز بايد بر اساس
دستور العمل هاي موجود باشد. استفاده از نوع سيمان (تيپ 1،۲، ۳، 4،۵، ضد سولفات) متناسب با شرايط محيطي و مقاومت مورد نياز مهمترين عامل در كيفيت بتن است، متراكم كردن كامل و هواگيري بتن در هنگام بتن ريزي به كمك لرزاندن بتن در مدت زمان معين براي خروج آب و حباب اضافي بتن و جلوگيري از تخلل (حفره حفره شدن) بتن و در نتيجه كاهش مقاومت آن بعد از گيرش بتن نتيجه اي بي نقص را به همراه خواهد داشت.

شكل هندسي نقشه ساختمان
يك سازه مقاوم در برابر زلزله داراي نقشه ساده، متقارن وبدون كشيدگي در سطح(پلان) و ارتفاع (نما و مقاطع عرضي) است؛ چنين سازه اي داراي توزيع مقاومت يكنواخت و پيوسته بوده، در برابر زلزله
مقاوم تر است. هرچه نقشه يك ساختمان ساده تر باشد، باعث قدرت بيشتر مهندسان در درك رفتار لرزه اي سازه از يك طرف و از جهت ديگركسب اطلاعات بيشتري از رفتار ديناميكي (حركتي) اتصالات آن مي شود. بهترين شكل پلان به صورت مربع يا اشكال منظم هندسي نزديك به آن (مثلا مستطيلي) است. نقشه هاي دايره اي هم مناسبند. نقشه هايي كه شماي كلي آنها بصورت (L - صليبي - U - H -T) هستند، نامناسب بوده، محاسبات اين سازه ها كه داراي نقشه هاي كشيده هستند، پيچيده تر از ديگر ساختمان هاست ..و حتما باید از درز زلزله استفاده شود

ارتفاع ساختمان
نسبت ارتفاع (h ) به عرض (b) ساختمان نبايد از 4 تجاوز كند. اگر اين نسبت بين 4 تا 6 باشد حالت بحراني داشته، هر چه اين نسبت بيشتر شود احتمال واژگوني و از جا كنده شدن ساختمان وجود دارد. حتي الامكان بايد سعي شود كه تمام طبقات داراي ارتفاع يكسان و يكنواخت بوده و در ساختمان طبقات با ارتفاع غير معمول كوتاه يا بلند نداشته باشيم. پرهيز از داشتن
تراز هاي دو قسمتي در ساختمان و ساخت باز شوها در ديافراگم ها (منظور از ديافراگم صفحه اي است فرضي كه نقاط مقاوم را به هم متصل مي كند تا به صورت يكپارچه عمل كرده و در برابر نيروها مقاومت كنند. عمده ترين ديافراگم ها در ساختمان ها سقف طبقات هستند كه باعث عملكرد همزمان و هم جهت تير ها و ستون ها و به طور كلي عمل كردن همزمان تمام اجزاي طبقه و نهايتا كل سازه مي شوند) نيز امري ضروري است.

شرايط زمين محل احداث
اگر ناگزير به ساخت در يك زمين با نقشه نامنظم باشيم، با ايجاد درز انقطاع (جدا كننده) با عرض مناسب پلان را به شكل هاي منظم هندسي تقسيم مي كنيم تا هم اجرا راحت و اصولي تر باشد و هم از
ضربه زدن ساختمان هاي مجاور به همديگر در هنگام زلزله جلوگيري شود. دوري از احداث سازه روي سطوح شيب دار يا تپه ها، از مواردي است كه مي تواند ما را به ساخت سازه اي مقاوم رهنمون شود. البته ساخت وساز در اينگونه مكان ها هم ضوابط خاص خود را دارد ‍؛ از جمله قرار دادن عناصر مقاوم مركز سختي در پايين شيب.

پي سازي
اجراي فونداسيون ساختمان بايد به طور كاملا فني و دقيق روي زمين با مقاومت كافي و كنترل شده، باخاك كاملا متراكم و داراي دانه بندي و جنس مطلوب باشد، تا احيانا مسئله نشست و لغزش در پي رخ ندهد. به جرات مي توان گفت كه خرابي در فونداسيون ساختمان ها، همواره به سبب گسيختگي خاك زير آن صورت
مي گيرد و واژگوني در اثر بلندشدن پي بندرت پيش مي آيد.در انتها، شايان ذكر اينكه، اگرچه ممكن است براي مالكان ،پيمانكاران ، سازندگان و شركت هاي بيمه از نظر هزينه هاي اجرايي، تفاوت چنداني بين فروريختن كامل يا آسيب ديدگي جزئي سازه وجود نداشته باشد كه منجر به عدم كارايي آن شده كه نياز به تخريب كامل و جايگزيني داشته باشد، ولي براي ساكنان ساختمان ها اين تفاوت بسيار حياتي و در واقع مرز بين زندگي و مرگ است.

بنابراين، رعايت نكات فوق هر چندكه نتواند مانع آسيب ديدگي جزئي ساختمان ها شود ولي، اگر از تخريب صد در صد آنها جلوگيري كند، در اين صورت بازهم در كارمان موفق بوده ايم و تا حدودي به اهدافمان رسيده ايم.... ولي مسلم بدانيد كه، در پيش گرفتن مسير رعايت قوانين و مقررات و بندهاي آئين نامه هاي اجرايي به يك جا ختم مي شود و آن جايي است كه با ساخت سازه هاي مقاوم در برابر زمين لرزه و ساير نيروهاي خارجي و داخلي وارد بر ساختمان ها، تلفات و خسارات جاني و مالي، تا حد بسيار زيادي كاهش پيدا خواهد كرد...، اميد آن داريم كه چنين شود.

  نمای ساختمان (2) 
« : نوامبر 29, 2008, 12:42:32 pm » 


تركيب پنجره ها، ايوان‌ها، درها و به‌طور كلي بازشوها، همچنين بافت و جنس نما و كمپوزسيون آن در هر عصر متفاوت است و در عين حال در يك تداوم شهري تغيير مي‌كند. طراح مي‌تواند نما را به عاليترين حد تركيب معماري برساند و يا آنرا تا حد يك سطح بدون طراحي و فكر رها كند.
در اعصار مختلف بازشوها به شكل مشابهي در سطح نما قرار مي‌گيرند و تنوع در قرار گيري آنها تابع عوامل داخلي چون بزرگي ساختمان، عريض بودن آن و يا عوامل اقليمي چون جهت قرارگيري و محل قرارگيري است. در پهناي ديوار نما تعبيه پنجره دو جداره، آفتاب‌شكن، سايبان و ... نقش تنظيم كننده شرايط آب و هوايي فضاهاي داخلي را خواهد داشت.
در ديوارهاي باريك معاصر اين عمل با جلو و عقب آمدن ساختمان انجام مي‌شود. يكي از عوامل ضروري درهويت نما تعيين محدوده نما است. نمايي مي تواند در طرح خود موفق باشد كه به اين سوال‌ها پاسخ گويد. محدوده عمودي جانبي ساختمان كجاست؟ خط پاياني افقي ساختماني چگونه است و مرز ساختمان در آسمان به چه شكل است؟ انتهاي ساختمان چگونه به پايان مي‌رسد؟ گوشه‌هاي ساختمان چه وضعي دارد؟ اگر ساختمان همسايه اي دارد ارتباط نماي ساختمان فعلي با نماي همسايه چگونه به پايان مي رسد؟ گوشه هاي ساختمان چه وضعي دارد؟ اگر ساختمان همسايه دارد ارتباط نماي همسايه چگونه است و اگر در فضا قطع مي شود اين ارتباط چگونه است.
محدوده هاي افقي ساختمان عبارتند از نقطه اتصال به آسمان ( محدوده پاياني ساختمان) نقطه اتصال به زمين (محل نشستن ساختمان بر زمين) و پوشش ساختمان مثل بام و شيرواني. محدوده پاياني ساختمان بايد معناي اتمام ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همكف ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همكف ساختمان بايد مفهوم نشستن ساختمان بر زمين را برساند. طبقه همكف بايد در محدوده قد افراد كشش لازم را بر عابر پياده و بيننده ايجاد كند.
كنج يا گوشه نما در واقع محل برخورد دو نماي عمود بر هم است. كنج مي‌تواند حالت عمود 90 درجه، نيم دايره يا سه وجهي را داشته باشد و هر كدام مي تواند تاثيرات متفاوتي را در نما بگذارد. در يك ميدان يا چهارراه هماهنگي كنجهاي ساختمان هايي كه در چهار طرف آن قرار گرفته است مي تواند در نماي شهري تاثير زيبايي داشته باشد.
نماي ساختمان خالق نماي شهري است
نماي شهري از مجموعه نماهاي مشرف به فضاي عمومي به‌دست مي آيد. اين نماها از جهتي همگن و از جهتي ناهمگن هستند. مي‌توانند همگن باشند چون با استفاده از زباني مشترك روي بدنه اجزا شهر اجرا مي شوند و اما از آنجا كه هر كدام از اين فضاها به كمك اين زبان، مقاصد و نيازهاي خود را بيان مي‌كند، ناهمگن هستند. در شهرهاي ما زبان مشتركي بين نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشتركي براي بيان دارند، نه مصالح يكساني به‌كار گرفته اند و نه سبك مشخصي را دنبال مي‌كنند.
در واقع هر يك از نماها در شهر نشانه وضعيت اقتصادي و اجتماعي سازنده و نحوه تفكر و نگرش او به مسايل مختلف است.
نماي شهري در واقع تركيبي از اجزا متفاوت است كه بر اساس اتفاقاتي كه در خيابان‌ها ومعابر مي‌افتد شكل مي گيرد.
اين اجزا در صورت رعايت مسايلي كه پيش از اين نيز به آن پرداخته شد مي‌توانند با يكديگر نقاط اشتراك جالبي داشته باشند كه نمي توان وجود آنها را نفي كرد.
عناصر پراهميت درنما
ورودي يكي از عناصر حايز اهميت نما در ساختمان است كه محل و اهميت طراحي آن به شكل مستقيم نمايانگر نقش و عملكرد ساختمان است. در ورودي نشانه گذر از فضاي عمومي خارجي به فضاي خصوصي داخلي و يكي از مهم ترين عناصري است كه مي‌توان به عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد.
ليكن به‌دليل اهميت اقتصادي كه سطوح ساخته شده داخلي براي سازندگان دارند، اغلب ورودي‌ها به فضاهاي كم اهميتي تنزل يافته اند. سرمايه گذاران ساختماني هم فقط به رعايت ضوابط ضروري طراحي ساختمان بسنده مي‌كنند.
بيشترين مشكل زماني است كه ورودي وسايل نقليه به حياط پاركينگ با ورودي خود ساختمان يكي شود. در اين حالت فرد وارد شونده به ساختمان فقط يك راه باريك كنار ديوار برايش باقي مي‌ماند. گاه نيز ورودي يك ساختمان مسكوني بيش از حد پرتجمل است، به‌نحوي كه عملكرد ساختمان را دگرگون مي‌سازد. زماني هم ورودي به يك بناي بزرگ تنها با روزنه‌اي امكان پذير مي‌شود. تناسب ورودي و حجم ساختمان مي تواند نقش مهمي در توجيه عملكرد و شكل ساختمان داشته باشد.
از آنجا كه طبقه همكف ساختمان قسمت اتصال به زمين يا كف پياده رو است، به صورت قابل توجهي در معرض ديد قرار مي‌گيرد. طبقه همكف اهميت ويژه اي در زندگي شهري دارد، به اين علت كه عابران پياده اين قسمت را به‌طور مستقيم مي‌بينند. از اين رو نماي اين قسمت پر اهميت است و مصالح مورد استفاده در اين قسمت بايد نسبت به بقيه ساختمان با دوامتر و مستحكم تر باشد تا عابر در نگاه به نماي ساختمان احساس ثبات كند. ساختمان‌هايي كه طبقه همكف آنها عملكرد تجاري دارد، به‌دليل تغيير دكوراسيون واحدهاي تجاري دايما دستخوش دگرگوني مي‌شوند. همين موضوع موجب مي‌شود كه ساختمان مذكور شخصيت ثابت خود را از دست داده و داراي نماي شناخته شده ثابتي نباشد.
تراس‌ها چشم اندازهاي جديدي نسبت به فضاهاي بيرون براي ساختمان فراهم مي‌آورند. بالكن‌ها نبايد حالت موقت و ناپايداري كه در بيننده تصور به‌راحتي جدا شدن از بدنه ساختمان القا شود را داشته باشند.
لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر بصري بام انتهاي نماست. بام پوسته‌اي است كه بر سر ساختمان قرار دارد. بنابراين لبه بام نمي‌‌تواند بدون تفاوت با ديگر قسمت ها در آسمان رها شود.
صورت ظاهر ساختمان و آنچه كه در برابر ديد عموم قرار دارد، در واقع پر اهميت ترين قسمت ساختمان در برابر عابران و ساير افراد غير استفاده كننده از ساختمان است. همان‌طور كه عنوان شد نماي ساختمان‌ها، نماي شهري را ايجاد مي كند، اما به‌دليل ضعف قوانين موظف كننده طراح و سازنده در اين ارتباط، نماي ساختمان در كمترين اهميت قرار گرفته است.
در بسياري از شهر هاي بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ويژه‌اي در ارتباط با سيما و كالبد شهر وجود دارد و گروهي از برجسته‌ترين افراد با تخصص‌‌هاي مرتبط هنر زيبا سازي و زيبايي شناسي به كنترل طرح هاي بزرگ و كوچك معماري و شهري از نقطه نظر هماهنگي نماي بيروني ساختمان‌ها و محيط شهري يعني از جنبه هاي رنگ، حجم، مصالح مناسب، فضاي پر و خالي نما، رعايت اصول هماهنگي و تناسبات و... مي پردازند.
آنچه براي علاقه‌مندان به اين موضوع نگران كننده است، پاسخگويي با شتاب به نيازي كاملا محسوس است. در اين ساخت و ساز پر شتاب نياز به بررسي طرح‌هاي ارايه شده توسط جمعي از صاحب نظران و مسوولان در مراكز تاييد پروانه‌هاي ساختماني ضروري به نظر مي‌رسد. بررسي ميداني طرح ساختمانها با بناهاي اطراف از لحاظ كيفيت طرح معماري، نماي ساختمان، تناسب حجم آن با ساختمان‌هاي اطراف، زيبايي طرح و مصا لح مورد استفاده و... نيز گامي موثر در بالا بردن كيفيت نماهاي شهري است. با در نظر گرفتن موارد ذكر شده و القا آن توسط شهرداري هر شهر، مي توان شاهد ارتقا كيفيت شهرها و زيباسازي نماي شهرها بود


+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

نماي هر ساختمان در شكل‌دهي به مجموعه شهري كه در آن حضور دارد، موثر است. اگر به نماي يك ساختمان بدون در نظر گرفتن نماي ديگر ساختمان‌هاي شهر توجه شود، همگوني نماي شهري در مجموع از بين مي‌رود.به نقل از پايگاه اطلاع رساني شهرسازي و معماري، بررسي آماري نشان دهنده اين موضوع است كه در هر سال 50 ميليون نفر به جمعيت شهر نشين كشورهاي در حال توسعه اضافه مي‌شود. در ايران نيز شهر نشيني طي دهه‌هاي گذشته با شتاب فزاينده اي گسترش يافته و همچنان اين روند ادامه دارد.

رشد سريع جمعيت و گرايش مردم به شهر نشيني، تقاضاي فزاينده‌اي را براي تهيه مسكن به دنبال داشته كه اين موضوع در پي خود مشكلات عديده اي در زمينه توسعه شهري بوجود آورده است. ناتواني در پاسخگويي مطلوب و مناسب به اين مساله، وضعيت نا مطلوبي را به صورت بي مسكني، بد مسكني و تنگ مسكني براي بسياري از اقشار جامعه به همراه آورده است.
مسكن به عنوان يكي از نيازهاي نخستين بشر، ابتدايي ترين سوالي بوده كه انسان سعي در يافتن پاسخي مناسب و معقول براي آن بوده است، اما هميشه در برنامه ريزي‌هاي ملي به مسكن نه به عنوان محلي براي آسايش ساكنان در ابعاد عيني و ذهني، بلكه به عنوان يك مشكل اقتصادي و فقط از اين بعد بر خورد شده است.
سازندگان و توليدكنندگان مسكن آزاد به‌دليل اينكه به‌دنبال فروش سريع و بازگشت سرمايه خود هستند، سعي در هر چه بيشتر مطرح كردن خود در محله مسكوني و نمايشي متمايز از بناي خود دارند و به همين دليل يكي از دلايل عمده ناهماهنگي نماي ساختمان‌ها در سطح شهر هستند.
در رابطه با مسكن تعاوني شرايط بدتري وجود دارد. به دليل وضعيت مالي ضعيف سازندگان و اينكه ساكنان و مالكان به‌دنبال فروش ساختمان نيستند، بدون انجام عمليات پاياني نظير نماسازي مورد استفاده قرار مي گيرند و يا با كمترين هزينه و بدون طراحي نما، حجم و كالبد ساختمان رها مي‌شود. البته در سال‌هاي اخير در شهر تهران هيچ ساختماني بدون نماسازي نبوده است، ليكن اين مساله در شهرستان‌ها همچنان انجام مي‌شود.
چگونه به موضوع نما در معماري بينديشيم؟
نما در لغت نامه دهخدا به معناي صورت ظاهري هر چيزي، آنچه كه در معرض ديد و برابر
چشم است، آنچه از بيرون سوي ديده مي شود، منظره خارجي بنا و عمارت،‌ قسمت خارجي ساختمان و نماسازي، فن روسازي ساختمان و ساختن نماي عمارت است.
در سال‌هاي اخير پس از مطرح شدن دوباره اهميت فضاهاي عمومي و ارزش زندگي شهري، نما اهميت دوباره اي يافته است. نما در عمل درون ساختمان را از بيرون و فضاي خصوصي را از فضاي عمومي جدا مي كند. نما حاكي از موقعيت فرهنگي سازندگان ساختمان است و نشانگر ميزان نظم طرح ساختمان، امكانات و ذوق تزيين و خانه آرايي طراح و مالك است. يك نما به مثابه معرفي وضعيت ساكنان ساختمان در بين عموم است. نما در واقع صورت ساختمان و بهترين بيان حالتي است كه فرد طراح يا مالك از خود در برابر بيرون دارد. نماهاي داخل ساختمان بيشتر جنبه خصوصي دارند، ليكن نماهايي كه به سمت كوچه و بافت شهر باز مي‌شوند، جنبه عمومي تر دارند.
بنابراين وجوه پشت و جلوي ساختمان از يك طرف داراي نمود اجتماعي و از طرف ديگر نمود مشخص ساكنان خود است بنابراين نماي هر ساختمان بايد هم با فضاي عمومي همبستگي داشته باشد و هم بتواند حجم داخلي ساختمان را بيان نمايد.
نماي هر ساختمان موثر در مجموعه شهري است كه در آن حضور دارد و اين تاثير را در بدنه خيابان‌ها يا ميدان‌ها كه در آن قرار گرفته است مي گذارد. اگر به نماي ساختمان واحدي، بدون در نظر گرفتن نماي ديگر ساختمانها فكر شود، همگوني نماي شهري در كليت از بين مي‌رود.
تناقض بين جنبه شهري و بيان فردي نما در صورتي مي‌تواند از بين رود كه ساختمان جزيي از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با محيط اطراف چند جانبه باشد. نماي رو به كوچه و خيابان بايد تابع عوامل همبستگي بين نماهاي اطراف باشد. اما در عين حال بر اساس تركيبي از اجزا مختلف بر حسب عملكرد، ابعاد و مصالحشان شخصيت خاص خود را دارد.
نما در واقع يك سطح صاف و تخت نيست بلكه آن سطح انتقالي بين فضاي داخل و خارج است كه با عقب نشستگي و پيش آمدگي، تراس و غيره با فضاي داخل مسكن ارتباط پيدا مي‌كند.
براي اينكه نماي ساختمان حريم خصوصي ساكنان خود را حفظ كند بايد نسبت به خيابان بسته‌تر و محفوظتر باشد.
نماي ساختمان بايد به‌دنبال خلق يك كليت هماهنگ به‌وسيله تناسب خوب پنجره ها، بازشوهاي در، سايبان و محدوده سقف‌ها،‌ سازه عمودي و افقي، مصالح، رنگ، عناصر تزييني و... باشد. پنجره‌ها همواره با ديگر عناصر ديوار، ‌سطوح باز و بسته، تيره وروشن، صاف و ناهموار را بوجود مي آورند. به علت تكرار دوره اي پنجره ها، در ساختمان‌هاي چند طبقه، نظم كاملي به چشم مي‌خورد. اما گاه به‌علت افزايش نور در طبقات بالاتر كاهش داده مي‌شود و اين نظم آهنگ خود را از دست مي‌دهد.
جداسازي عناصر افقي و عمودي تاثير كلي در نما دارد. تناسبات عناصر ساختمان لازم است با كل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد. براي مثال در ساختمان‌هاي كوتاه عريض، ابعاد عرضي غالب خواهد بود. در ساختمان‌هاي بلند عناصر باريك برتري خود رانشان مي‌دهند. در و پنجره و نعل درگاه‌ها تاثير خاصي در نما مي‌گذارند. ناودان‌ها، سايه بانها، پيش آمدگي‌هاي سقف و بالكن‌ها ايجاد سايه هاي خاصي بر روي نما مي‌كنند.
تفاوت سطح ها بايد در نما مشخص باشد. براي مثال بين طبقه همكف، ساير طبقات و طبقه انتهايي بايد يك تفاوت اساسي وجود داشته باشد. تركيب كلي نما در واقع نظم در اين تفاوت‌ها است.
عناصر اصلي نما مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پاياني سقف و غيره در شكل، رنگ، و مصالحشان با يكديگر اختلاف دارند. اين عناصر معناهاي متفاوتي دارند. مثلا نمي‌توان بالا و پايين پنجره و در را با هم هم‌رديف كرد. اگر ارتفاع اين بازشوها يكسان نباشد مي توان از ضرايب مشترك و يا رنگهاي يكسان استفاده نمود. نسبت‌هاي هندسي نقش تعيين كننده اي در هماهنگ سازي ظاهر نما دارند. مي‌توان پنجره ها را در گروه‌هاي كوچكتر تركيب شده كه شكل مشخصي را ايجاد مي‌كنند دسته بندي كرد. نماها مي توانند از نظر مصالح نيز با يكديگر متفاوت باشند.

مصالح نما در رنگ، شكل، زبري و خشني نما تاثير مي گذارد. مصالح بومي نشان مي‌دهد كه نما مربوط به چه منطقه اي است.

تركيب پنجره ها، ايوان‌ها، درها و به‌طور كلي بازشوها، همچنين بافت و جنس نما و كمپوزسيون آن در هر عصر متفاوت است و در عين حال در يك تداوم شهري تغيير مي‌كند. طراح مي‌تواند نما را به عاليترين حد تركيب معماري برساند و يا آنرا تا حد يك سطح بدون طراحي و فكر رها كند.
در اعصار مختلف بازشوها به شكل مشابهي در سطح نما قرار مي‌گيرند و تنوع در قرار گيري آنها تابع عوامل داخلي چون بزرگي ساختمان، عريض بودن آن و يا عوامل اقليمي چون جهت قرارگيري و محل قرارگيري است. در پهناي ديوار نما تعبيه پنجره دو جداره، آفتاب‌شكن، سايبان و ... نقش تنظيم كننده شرايط آب و هوايي فضاهاي داخلي را خواهد داشت.
در ديوارهاي باريك معاصر اين عمل با جلو و عقب آمدن ساختمان انجام مي‌شود. يكي از عوامل ضروري درهويت نما تعيين محدوده نما است. نمايي مي تواند در طرح خود موفق باشد كه به اين سوال‌ها پاسخ گويد. محدوده عمودي جانبي ساختمان كجاست؟ خط پاياني افقي ساختماني چگونه است و مرز ساختمان در آسمان به چه شكل است؟ انتهاي ساختمان چگونه به پايان مي‌رسد؟ گوشه‌هاي ساختمان چه وضعي دارد؟ اگر ساختمان همسايه اي دارد ارتباط نماي ساختمان فعلي با نماي همسايه چگونه به پايان مي رسد؟ گوشه هاي ساختمان چه وضعي دارد؟ اگر ساختمان همسايه دارد ارتباط نماي همسايه چگونه است و اگر در فضا قطع مي شود اين ارتباط چگونه است.
محدوده هاي افقي ساختمان عبارتند از نقطه اتصال به آسمان ( محدوده پاياني ساختمان) نقطه اتصال به زمين (محل نشستن ساختمان بر زمين) و پوشش ساختمان مثل بام و شيرواني. محدوده پاياني ساختمان بايد معناي اتمام ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همكف ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همكف ساختمان بايد مفهوم نشستن ساختمان بر زمين را برساند. طبقه همكف بايد در محدوده قد افراد كشش لازم را بر عابر پياده و بيننده ايجاد كند.
كنج يا گوشه نما در واقع محل برخورد دو نماي عمود بر هم است. كنج مي‌تواند حالت عمود 90 درجه، نيم دايره يا سه وجهي را داشته باشد و هر كدام مي تواند تاثيرات متفاوتي را در نما بگذارد. در يك ميدان يا چهارراه هماهنگي كنجهاي ساختمان هايي كه در چهار طرف آن قرار گرفته است مي تواند در نماي شهري تاثير زيبايي داشته باشد.
نماي ساختمان خالق نماي شهري است
نماي شهري از مجموعه نماهاي مشرف به فضاي عمومي به‌دست مي آيد. اين نماها از جهتي همگن و از جهتي ناهمگن هستند. مي‌توانند همگن باشند چون با استفاده از زباني مشترك روي بدنه اجزا شهر اجرا مي شوند و اما از آنجا كه هر كدام از اين فضاها به كمك اين زبان، مقاصد و نيازهاي خود را بيان مي‌كند، ناهمگن هستند. در شهرهاي ما زبان مشتركي بين نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشتركي براي بيان دارند، نه مصالح يكساني به‌كار گرفته اند و نه سبك مشخصي را دنبال مي‌كنند.
در واقع هر يك از نماها در شهر نشانه وضعيت اقتصادي و اجتماعي سازنده و نحوه تفكر و نگرش او به مسايل مختلف است.
نماي شهري در واقع تركيبي از اجزا متفاوت است كه بر اساس اتفاقاتي كه در خيابان‌ها ومعابر مي‌افتد شكل مي گيرد.
اين اجزا در صورت رعايت مسايلي كه پيش از اين نيز به آن پرداخته شد مي‌توانند با يكديگر نقاط اشتراك جالبي داشته باشند كه نمي توان وجود آنها را نفي كرد.
عناصر پراهميت درنما

ورودي يكي از عناصر حايز اهميت نما در ساختمان است كه محل و اهميت طراحي آن به شكل مستقيم نمايانگر نقش و عملكرد ساختمان است. در ورودي نشانه گذر از فضاي عمومي خارجي به فضاي خصوصي داخلي و يكي از مهم ترين عناصري است كه مي‌توان به عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد.
ليكن به‌دليل اهميت اقتصادي كه سطوح ساخته شده داخلي براي سازندگان دارند، اغلب ورودي‌ها به فضاهاي كم اهميتي تنزل يافته اند. سرمايه گذاران ساختماني هم فقط به رعايت ضوابط ضروري طراحي ساختمان بسنده مي‌كنند.
بيشترين مشكل زماني است كه ورودي وسايل نقليه به حياط پاركينگ با ورودي خود ساختمان يكي شود. در اين حالت فرد وارد شونده به ساختمان فقط يك راه باريك كنار ديوار برايش باقي مي‌ماند. گاه نيز ورودي يك ساختمان مسكوني بيش از حد پرتجمل است، به‌نحوي كه عملكرد ساختمان را دگرگون مي‌سازد. زماني هم ورودي به يك بناي بزرگ تنها با روزنه‌اي امكان پذير مي‌شود. تناسب ورودي و حجم ساختمان مي تواند نقش مهمي در توجيه عملكرد و شكل ساختمان داشته باشد.
از آنجا كه طبقه همكف ساختمان قسمت اتصال به زمين يا كف پياده رو است، به صورت قابل توجهي در معرض ديد قرار مي‌گيرد. طبقه همكف اهميت ويژه اي در زندگي شهري دارد، به اين علت كه عابران پياده اين قسمت را به‌طور مستقيم مي‌بينند. از اين رو نماي اين قسمت پر اهميت است و مصالح مورد استفاده در اين قسمت بايد نسبت به بقيه ساختمان با دوامتر و مستحكم تر باشد تا عابر در نگاه به نماي ساختمان احساس ثبات كند. ساختمان‌هايي كه طبقه همكف آنها عملكرد تجاري دارد، به‌دليل تغيير دكوراسيون واحدهاي تجاري دايما دستخوش دگرگوني مي‌شوند. همين موضوع موجب مي‌شود كه ساختمان مذكور شخصيت ثابت خود را از دست داده و داراي نماي شناخته شده ثابتي نباشد.
تراس‌ها چشم اندازهاي جديدي نسبت به فضاهاي بيرون براي ساختمان فراهم مي‌آورند. بالكن‌ها نبايد حالت موقت و ناپايداري كه در بيننده تصور به‌راحتي جدا شدن از بدنه ساختمان القا شود را داشته باشند.
لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر بصري بام انتهاي نماست. بام پوسته‌اي است كه بر سر ساختمان قرار دارد. بنابراين لبه بام نمي‌‌تواند بدون تفاوت با ديگر قسمت ها در آسمان رها شود.
صورت ظاهر ساختمان و آنچه كه در برابر ديد عموم قرار دارد، در واقع پر اهميت ترين قسمت ساختمان در برابر عابران و ساير افراد غير استفاده كننده از ساختمان است. همان‌طور كه عنوان شد نماي ساختمان‌ها، نماي شهري را ايجاد مي كند، اما به‌دليل ضعف قوانين موظف كننده طراح و سازنده در اين ارتباط، نماي ساختمان در كمترين اهميت قرار گرفته است.

در بسياري از شهر هاي بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ويژه‌اي در ارتباط با سيما و كالبد شهر وجود دارد و گروهي از برجسته‌ترين افراد با تخصص‌‌هاي مرتبط هنر زيبا سازي و زيبايي شناسي به كنترل طرح هاي بزرگ و كوچك معماري و شهري از نقطه نظر هماهنگي نماي بيروني ساختمان‌ها و محيط شهري يعني از جنبه هاي رنگ، حجم، مصالح مناسب، فضاي پر و خالي نما، رعايت اصول هماهنگي و تناسبات و... مي پردازند.
آنچه براي علاقه‌مندان به اين موضوع نگران كننده است، پاسخگويي با شتاب به نيازي كاملا محسوس است. در اين ساخت و ساز پر شتاب نياز به بررسي طرح‌هاي ارايه شده توسط جمعي از صاحب نظران و مسوولان در مراكز تاييد پروانه‌هاي ساختماني ضروري به نظر مي‌رسد. بررسي ميداني طرح ساختمانها با بناهاي اطراف از لحاظ كيفيت طرح معماري، نماي ساختمان، تناسب حجم آن با ساختمان‌هاي اطراف، زيبايي طرح و مصا لح مورد استفاده و... نيز گامي موثر در بالا بردن كيفيت نماهاي شهري است. با در نظر گرفتن موارد ذكر شده و القا آن توسط شهرداري هر شهر، مي توان شاهد ارتقا كيفيت شهرها و زيباسازي نماي شهرها بود


+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

كلیسای ارمنی
كلیسای ارمنیان از بدو اعلام مسیحیت به عنوان دین رسمی ارمنستان در سال ۳۰۱ میلادی كاملا مستقل از دستگاه رسمی كلیسا بوده و رنگ و بوی خاص خود را داراست. از آنجا كه ترویج مسیحیت در ارمنستان توسط دو نفر از حواریون حضرت مسیح(ع) به نام‌های «راطلیموس» و «طاطاوس» مقدس صورت پذیرفت، تشكیلات دینی ارمنیان به نام «كلیسای مقدس مرسلین ارمنستان»‌ نامیده می‌شود و مركزیت عالی روحانیت آن، كلیسای «اچمیاتزیین مقدس» (۳۰۱ ـ ۳۰۳ میلادی) است كه خود نخستین كلیسای ارمنی است.
 ساخت كلیسا در ایران
به طوركلی ساخت كلیسا در ایران به سه دوره اصلی تقسیم می‌شود:
كلیساهایی كه از ابتدای نشر مسیحیت تا قرن ۱۳ ـ ۱۴ و نیمه دوم قرن ۱۵ ساخته شدند.
كلیساهایی كه از دوره صفویه تا قاجاریه بنا نهاده شدند.
كلیساهایی كه در قرن ۱۹ و ۲۰ میلادی ساخته شدند.
خلیفه‌گری ارامنه تهران
خلیفه‌گری ارامنه تهران كه قبلا تحت پوشش خلیفه‌گری ایران و هندوستان بود، در سال ۱۳۲۴ ش (۱۹۴۵ م) تاسیس شد و ساختمان آن در صحن كلیسای حضرت مریم(س) واقع در خیابان سی‌تیر بنا نهاده شد. این ساختمان بعدها پس از انتقال خلیفه‌گری به محل جدید فعلی، مبدل به مدرسه ارامنه شد كه هنوز پابرجاست. در پی تغییر اسقف اعظم تهران در سال ۱۳۴۰ ش (۱۹۶۰ م)، تصمیم به ساخت بنای جدیدی جهت خلیفه‌گری ارامنه تهران گرفته شد. به همین منظور فرد خیری به نام «ماركار سركیسیان» زمینی در خیابان كریم‌خان زند، نبش خیابان استاد نجات‌الهی (ویلا)، خریداری كرد كه پس از فوت وی، پسرانش به نام‌های «گوركن و وازگن سركیسیان» ‌كار احداث كلیسا را دنبال كردند؛ ساخت كلیسا در ماه مه ۱۹۶۴ م (۱۳۴۳ ش) با تشریفات مذهبی آغاز شد و در سال ۱۹۷۰ میلادی (۱۳۴۹ ش) پایان یافت و در سال ۱۹۷۲م، خلیفه‌گری ارامنه تهران به محل جدید منتقل شد و كلیسا به نام «سورپ سركیس» نامگذاری شد. كلیسای «سورپ سركیس» ششمین كلیسای ساخته شده در تهران است. اولین كلیسا در تهران، كلیسای «سورپ گئورك» است كه در سال ۱۷۹۵ میلادی در محله بازار، ساخته شد و آخرین كلیسا، كلیسای گریگوری لوساوریچ، در محله مجیدیه است كه در سال ۱۹۸۲ م ساخته شده است.
 معرفی بنا
محل قرارگیری این كلیسا به لحاظ موقعیت شهری، مركزیت بیشتری دارد و از قالب محلی دیگر كلیساهای تهران خارج شده و نقش عمومی‌تری به خود گرفته است. موقعیت قرارگیری این كلیسا با عملكردش به عنوان نهادی كه به اداره امور جامعه ارامنه می‌پردازد و تمام موسسات، كلیساها، مدارس و گورستان‌های ارامنه را تحت پوشش و كنترل خود دارد، كاملا سازگاری دارد.
 پلان
پلان كلیسا به صورت صلیب محصور در یك مستطیل است، این صلیب از داخل دیده می‌شود ولی از فرم خارجی آن قابل تشخیص نیست. فضای داخلی شامل: ورودی، شبستان، قسمت خواندن دعا و مراسم عشای ربانی، محراب و حجره‌هایی در طرفین محراب است. كلیسا دارای سه ورودی است، ورودی اصلی كه بزرگ‌تر است و ورودی فرعی در طرفین آن كه كمی نسبت به آن عقب رفته و در زیر برج‌های ناقوس قرار گرفته‌اند. شبستان دارای دو ردیف نیمكت است؛ به طوری كه راهرویی برای رسیدن به محراب ایجاد كرده است.
روبه‌روی درهای فرعی دو مسیر باریك‌تر در قست شمالی و جنوبی كلیسا وجود دارد كه عبور مومنان را میسر می‌كند. قسمت اجرای مراسم مذهبی و دعای كشیش با یك اختلاف سطح از شبستان جدا شده بدین ترتیب حریم و سلسله مراتبی برای این فضا ایجاد شده است. حجره‌های طرفین محراب به غیر از ورودی كه از داخل شبستان باز می‌شود، ورودی‌های جداگانه‌ای دارد كه به حیاط باز می‌شود. حجره‌ها به عبادت‌های خصوصی‌تر و اتاق كشیش اختصاص دارد. محراب در شرقی‌ترین نقطه كلیسا قرار دارد و تمام جایگاه‌ها به سوی آن رو كرده، ورودی اصلی نیز رو به آن گشوده می‌شود؛ محراب به صورت فرورفتگی نیم‌دایره با قوس نعل اسبی است و برای حفظ حریم به وسیله دو پلكان در طرفین از بقیه فضاها جدا شده است.
در وسط محراب میز مقدس قرار دارد و در بالای آن تصویر حضرت مریم كه حضرت مسیح را در آغوش دارند، منقوش است.
در ضلع شمالی قبل از محراب، حوضچه سنگی غسل تعمید قرار گرفته است. حوضچه در حدود یك متر ارتفاع دارد و كشیش، كودكان را با آب مقدس در آن غسل می‌دهد. در قسمت شمالی و جنوبی تورفتگی به عرض یك متر و طول پنج متر ایجاد شده كه محل كتاب انجیل و جایگاهی برای روشن كردن شمع است. بر فراز ورودی اصلی بالكن گروه كر قرار دارد.
 نقاشی‌ها
تزیینات داخل كلیسا منحصر به نقاشی است و از تزیینات مجسمه‌وار و افراط‌گرایانه خودداری شده است تا موجب فصل رابطه بین مومنان و سران مذهبی كه خود رابطی بین مومنان و مسیح(ع) هستند، نشود. بر دیواره بالای محراب تابلو نقاشی رنگ روغن اثر «آودیك آیوازیان» مشاهده می‌شود كه تقلیدی از اثر میكل آنژ در كلیسای واتیكان است. این نقاشی لحظه معراج حضرت مسیح (ع) را به آسمان نشان می‌دهد. دیگر نقاشی كلیسا، تصویر یحیی تعمیددهنده است كه عیسی مسیح را غسل می‌دهد، این نقاشی بر فراز حوضچه غسل تعمید قرار دارد كه نقاشی دیگری از مصلوب شدن حضرت مسیح را نشان می‌دهد. نقاشی‌های روی شیشه پنجره‌های كلیسا از داستان‌های مذهبی ـ ملی الهام گرفته‌اند.
 نماها
نمای كلیسا بسیار ساده و خالی از هر گونه تزیین است. ساختمان كلیسا به صورت شرقی ـ غربی و نمای اصلی آن رو به غرب است. در نمای اصلی طرح سنتوری به گونه‌ای تغییر یافته وجود دارد تا نمایی یكپارچه ایجاد شود، این نما دیدگان را به بالا می‌كشاند تا برج‌های ناقوس و نهایتا گنبد دیده شود. سه بازشوی عمودی نمای اصلی كه رو به بالكن داخلی باز می‌شود در كنار هم مثلثی را ایجاد كرده، جهتی به بالا را نشان‌گر است.
 پنجره‌ها و بازشوها
پنجره‌ها به صورت عمودی و كشیده با قوس نیم‌دایره هستند كه در نمای اصلی كوتاه‌تر و در نماهای شمالی و جنوبی بلندترند (نمای شرقی بازشویی ندارد). پنجره‌ها مزین به تصاویری از داستان‌های انجیل است؛ به طوری كه از خارج به داخل دیدی وجود ندارد و تنها نور گذرنده از این پنجره‌ها امكان دیده شدن تصاویر را از داخل كلیسا فراهم می‌آورد و به این صورت نور محدودی وارد فضای كلیسا می‌شود.
 گنبد
نقطه عطف و شاخص نمای كلیسا گنبد آن است؛ شكل گنبد تفاوت بارز آن را با دیگر كلیساها خصوصا كلیساهای غربی نشان می‌دهد. گنبد بر یك طوق ۱۶ ضلعی قرار دارد كه آن نیز خود بر یك هشت ضلعی مستقر بر یك چهار ضلعی استوار است و بار خود را از طریق چهار طاق به چهار ستون منتقل می‌كند؛ مانند طرح و نوع بارگذاری گنبدهای عصر بیزانس كه خود آغازگر این تحول بودند. غیر از تمبوك‌ها (روزنه‌های دیواره گنبد) شكاف‌های بزرگی بر بدنه گنبد ایجاد شده است تا نور فزاینده‌ای به درون كلیسا راه یابد.
برج‌های ناقوس
برج‌های ناقوس كه از فرم گنبد تبعیت می‌كنند، هشت‌ضلعی واقع بر مكعب هستند. برج‌ها به طور متقارن در طرفین نمای اصلی با بدنه كلیسا و شبستان، ادغام شده است. ناقوس كه این روزها كمتر به صدا درمی‌آید، با نیروی برق كار می‌كند.
 جنبه‌های سمبولیك و نمادین بنا
مؤمنانی كه در كلیسا جمع می‌شوند، آدم‌هایی همیشه نیازمند به آموزش دینی فرض می‌شوند كه از طریق موعظه، پیوند خود را با بزرگان مذهب، استوار می‌دارند؛ موعظه، گفتاری یك سویه در عالم كلیساست كه هرگز پایان ندارد. با توجه به این رابطه است كه فضای داخلی كلیسا شكل گرفته و آراسته می‌شود. از این رو هر چه در فضای داخلی كلیسا می‌بینیم، در جهت تداوم ارتباط بین مؤمنان و مسیح (ع) بوده و خود سخنگوی اعتقادات و مفاهیم مذهبی هستند. آنچنان كه حتی پنجره‌ها ارتباط مستقیمی با فضای خارج برقرار نمی‌كند و نوری محدود وارد فضای كلیسا می‌شود تا در پرتو آن نقاشی‌ها، رابطه‌ها، تناسبات و رنگ‌ها كه همه در راستای ارتباطات مذهبی‌اند، دیده شوند. شبستان نمادی از زندگی روزمره است كه در آن مسیر و هدف مشخص است، ورودی اصلی روبه سوی محراب دارد و از ابتدا و انتهای مسیر مشخص است. ورودی‌ها سه تا هستند و نمادی از خدای پدر، خدای پسر و خدای روح‌القدوس هستند. كلیسا ملكوت خداوند بر زمین است كه شرط ورود به این مكان دین‌داری و گذشتن از این ورودی‌هاست.
 كلیسا از سه قسمت تشكیل شده است:
خیمه اجتماع
جایگاه مقدس كه محل اجرای مراسم مذهبی است
جایگاه اقدس‌القدوس كه میز قربانی (میز مقدس) در وسط آن قرار گرفته است و در میان آن سنگ صخره قرار دارد كه عبارت «عیسی فرزند خدا» روی آن حك شده است.
هر یك از این سه قسمت حریم خود را دارند و برای رسیدن به آنها باید سلسله مراتبی را طی كرد؛ به طوری كه مسیر وسط كه عریض‌تر است مخصوص عبور سران مذهبی است و عبور مردم عادی از مسیرهای باریك رو به سوی درهای فرعی صورت می‌گیرد.
كلیسا بر ۱۶ ستون استوار است به نام ۱۲ حواری و ۴ قدیس نگارنده انجیل و رسم بر آن است كه برای ساختن كلیسا، پس از تهیه طرح و قبل از عملیات ساختمانی، سنگ بنای آن باید تبرك شود و طی مراسمی، سنگ‌های مرمرین در محل‌های تعیین شده مطابق نقشه نصب می‌شود و آنگاه عملیات ساختمانی آغاز می‌شود.
 جایگاه اقدس‌القدوس
جایگاه اقدس‌القدوس (محراب) كلیسا، نقطه عطف و هدف محسوب می‌شود، آنچنان كه همه جایگاه‌ها، رو به سوی آن دارند، مؤمنان رو به آن می‌ایستند و همه میرها به آن ختم می‌شود و در قسمت راس صلیب پلان قرار دارد. از آنجا كه مسیحیان اعتقاد به ظهور مسیح (ع) از شرق دارند، بنابراین رو به محراب، جایگاه ظهور مسیح (ع) می‌ایستند.

 گنبد

گنبد كلیسا، نمادی از سر حضرت مسیح محسوب می‌شود و عناصر و اعضای دیگر كلیسا، در واقع اعضای بدن مسیح (ع)، كه طبق تعلیمات حواریون ساخته شده است. گنبد بر چهار ستون به نام قدیسین نگارنده انجیل «متی، یوحنا، لقا و مرقوس» استوار است. این گنبد شفاف رو به آسمان دارد و شیشه‌های آسمانی رنگی كه به نظر می‌رسد از آسمان مایه گرفته، با آن درآمیخته و خود را به سوی آن بالا می‌كشاند. نوری كه از روزنه‌های گنبد وارد می‌شود، بر روحانیت و معنویت فضای داخلی می‌افزاید.
 مدت ساخت كلیسا
از آنجا كه مسیحیان عدد هفت را عددی مقدس و عدد خدا می‌دانند، مدت زمان ساخت كلیسا را هفت سال قرار می‌دهند و از اینجاست كه ساخت كلیسای «سورپ سركیس» در حدود هفت سال طول كشید.
كلیسای «سورپ سركیس» در سال ۱۳۷۹ ش. نوسازی و مرمت اساسی شده است.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

خصوصیات بتن سبک

بتن سبک ماده ای است با ترکیبات جدید و فوق العاده سبک و مقاوم .

مواد تشکیل دهنده بتن سبک عبارت است از ورموکولیت، پرلیت، سنگ بازالت و سیمان تیپ 2 و ...

در این بتن همانند بتنهای عادی ، از ماسه استفاده نمی شود.

عدم وجود ماسه باعث سبک و همگن شدن ساختار بتن گردیده و باعث می شود که مواد تشکیل دهنده که تقریبا" از یک خانواده می باشند و بهتر همدیگر را جذب کنند .

ساختمان این بتن متخلخل بوده و این مسئله پارامتر بسیار موثری است. چون تخلخل موجود در بتن باعث مقاوم شدن در برابر زلزله و عایق شدن در برابر صدا ، گرما و سرما می گردد .

ترکیبات این بتن به گونه ای عمل می کند که حالت ضد رطوبت به خود گرفته و به مانند بتن معمولی که جذب آب دارد عمل نکرده و آب را از خود دفع می کند .

این بتن تحت فشار مستقیم (پرس) ساخته می شود .

بدلیل شکل گیری بتن در فشار، ساختار آن دارا ی یکپارچگی قابل قبولی است .

بتن سبک در قالبهای طراحی شده توسط متخصصین ، بصورت یکپارچه ریخته می شود .

بدلیل یکپارچگی در نوع ساختمان بتن ، قطعه تولیدی از استحکام بالایی برخوردار شده و مقاومت بالایی نیز در برابر زلزله از خود نشان خواهد داد .

برای تقویت این بتن از یک یا چند لایه شبکه فلزی در داخل بتن استفاده شده که این حالت همانند مسلح کردن بتن معمولی بوسیله میلگرد می باشد .

هزینه تولید این نوع بتن از دیگر مواد ساختمانی به نسبت ویژگی آن پایینتر است.

زمان بسیار کمتری جهت تولید دیوار های بتنی سبک یا قطعات دیگر لازم است .

پرت مواد اولیه جهت تولید بتن سبک بسیار کمتر از بتن معمولی است. چون تمام مراحل تولید در محل مشخصی صورت گرفته و جهت تولید پروسه ای طراحی گردیده است .

بدلیل طراحی کلیه مراحل تولید و وجود نظارت بر تمامی این مراحل ماده تولیدی دارای استاندارد خاصی تعریف شده است . (مهندسی ساز)

خرید مصالح بطور عمده صورت می گیرد و هزینه کمتری برای سازنده در بر خواهد داشت و در نهایت خانه پیش ساخته با قیمت پائین تری عرضه می گردد .

قطعات تولیدی در کارخانه از آزمایشات کنترل کیفیت گذر کرده و در صورت تائید به بازار مصرف 
عرضه می گردد .

بتن سبک مسطح بوده که می توان با یک ماستیک کاری ساده بر روی آن رنگ آمیزی کرد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

ریشه های معماری مدرن 
مکان جدید

تأمین سکونتگاه جدید برای بشر، چیزی فراتر از برپایی خانه‌های مدرن است. انسان تنها در خانه‌اش «سکنی نمی گزیند»؛ او در کنار همشهری‌هایش در مؤسسات عمومی و فضاهای شهری نیز زندگی می‌کند. از این رو برای تجربه تعلق و مشارکت، شناسایی وسیع و گسترده امری ضروری است. هدف از این شناسایی ویژگی مکان است، که با ساختارهای طبیعی و همچنین مصنوعی تعیین می‌شود. بنابراین هدف غایی معماری، خلق و محافظت از مکان است. بگذارید تکرار کنم که مکان می‌تواند به عنوان سنتز سازماندی فضایی درک شود و فرم ساخته شده (به طور قیاسی، سکونتگاه، سنتز تشخیص موقعیت و شناسایی است)، و معنای آن با زبان معماری یا سنت نشان داده می‌شود. همچنین می‌توان اضافه کرد که معماری تنها مسئله چگونه و چه نیست، بلکه مسئله کجا نیز هست.

بنابراین، مسئله نهایی ما این است که معماری در خلق مکان‌های رضایت‌بخش برای شیوه جدید زندگی موفق بوده است. با وجود این ، مکان مدرن مکانی است که هویت خاص خود را دارد. البته در عین حال، مکان باید دارای نوعی آشکارگی یا فراخی واقعی باشد که حضور همزمان «مکانهای بیشمار» را نشان دهد. گفتیم که برخی از ابزارهای لازم برای حل این مسئله ، یعنی تصور جدید از فضا و فرم، قوام گرفته بودند. همچنین خاطر نشان کردیم که این ابزارها برای حل آن وظایف ساختمان که مکان مصنوعی تعیین می‌کرد، مورد استفاده قرار گرفتند. دست آخر این واقعیت را یادآوری کردیم که جنبش مدرن مدت‌ها پیش نیاز به عظمت و منطقه گرایی جدید، یعنی نیاز به فرم‌های نمادین جدید، را تشخیص داد. اینجا شرایط لازم برای خلق مکان‌های معاصر وجود دارند، و در این میان می‌توان به تلاش‌های بسیار چشمگیر برای حل ملموس این مسئله نیز اشاره کرد. در فصول بعد، درباره «چگونه» و «چه» و «کجا» ی معماری مدرن به تفصیل بحث خواهد شد؛ و نقاط ضعف و دستاوردهای ممکن آن نیز خاطر نشان خواهد گردید.

اما پیش از ادامه بررسی‌ها، اشاره به برخی مخاطرات که رشد این سنت جدید را مانع شدند، اجتناب‌ناپذیر می‌نماید. به طور کلی آنها پیامد اعتقاد یک بعدی در منطق و دودستگی تفکر و احساسی بودند که ریشه در عصر روشنگری داشت. ظاهراً معماری مدرن قرار نبود به عنوان شقی از فن‌آوری عقلانی عمل کند، بلکه می‌بایست به عنوان مکمل آن در نظر گرفته می‌د. پیشگامان، جهان جدید را قبول داشتند، اما می‌خواستند بعد هنری آن را که در مرحله ابتدایی آن به فراموشی سپرده شده بود، به آن بازگردانند. برج ایفل تجلی شکوهمند این هدف است. گرچه پیشگامان در کارهای خاص خود موفق بودند،اما شیوه‌هایی را به کار بردند که بی‌نقص نبود. اثر هنری هرگز نتیجه تحلیل منطقی نیست و نمی‌تواند به عنوان آینده‌ای از «شیوه بیان» انتزاعی درک شود. اثر هنری همیشه بر نگرش یا «انگاره» ای کلی استوار است که به تجمیع عناصری که به طور منطقی تعلقی به یکدیگر ندارند می‌پردازد. هنر اساساً غیرمنطقی است و نمی‌توان آن را با اصطلاحات علمی توصیف کرد. بسیاری از معماران مدرن نما، با انتقال روش‌های علوم طبیعی به معماری، بعد هنری آن را از بین بردند، و زمینه کارشان را به طراحی صرف و ساخت تقلیل دادند. این تقلیل به طور کلی دو جهت متفاوت را در بر می‌گرفت: یکی از اینها ریشه در اتم گرایی تفکیک ناپذیر از عل تحلیلی داشت. و دیگری از باور علمی به سیستم‌های سامان بخش ناشی می‌شد. در نتیجه معماری مدرن با گسترش زیاد به جلوه‌های نواکسپرسیونیستی یا فرمالیسم نوعقلانی سخت تنزل کرد در هر دو مورد نگرش جدید از دست می‌رود و معماری دشمن زندگی معاصر می‌شود.

نقاشانی مانند کلی و کاندینسکی خیلی پیش از این رویکردی پدیدار شناسانه به مسائل هنر تصویری را مطرح ساختد، و برخی معماران آن پیشنهاد را دنبال کردند. پدیدار شناسی در فلسفه برای امکان بازگشت به «خود اشیاء» از طریق توصیف‌هایی که «شیء بودگی» آنها را نشان می‌دهد. عمل می کند. در برخی موارد، انسان تلاش کرده است که با مشکلات محیط زیست و مکان به طور جدی برخورد کند، و مکانمندی را به عنوان یکی از ساختارهای اساسی «هستی ما در این جهان» توصیف کند. بدین ترتیب مکان به مثابه «شیء» در مفهوم اصلی واژگانی آن درک می‌شود و این به منزلة نوعی «گردهمایی» است که «انسان را با جهان رو در رو می‌کند.» بنابراین مفهوم مکان عبارت است از جهانی که مکان به وجود می‌آورد. هر جهان، کلی و در عین حال وابسته به شرایط است، و معماری باید این واقعیت را از طریق تعابیر تازه از حال و هوای ویژه هر مکان (geniuse loci) بیان کند. ظاهراً سبک‌ها در ساختارهای اصلی ریشه دارند، و نماینده مجموعه‌ای از انتخابهای ویژه‌اند. بدین ترتیب گرچه اساس کلی سبک‌ها به آنها ارزش ابدی می‌بخشد، اما به طور کلی سبک‌ها منحصر به فردند. هر چند جهان آزاد نمی‌تواند از سیستم‌های بسته‌ای از این نوع استفاده کند اما در این میان به «پلان آزاد» و «فرم‌های آزاد» نیاز است. معماری برای به وجود آوردن این امکان باید به سرچشمه‌هایی رجوع کند که در زبان‌های متفاوت فرم مشترک‌اند. جنبش مدرن از این مسئله آگاه بود، اما نظریه پردازی‌اش در این باره در تنگنای «علمی» گرفتار شد. پدیدار شناسی به این نقطه ضعف غلبه می‌کند و این امکان را به دست می‌دهد که ریشه‌های مان را درک کنیم. با کمک پدیدار شناسی، زبان جدید معماری می‌تواند ایجاد گردد و بدین ترتیب مکان جدید رونق گیرد.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

کلیسای وانک یا آمنا پرکیج نام کلیسایی است در محله جلفای اصفهان. این کلیسا از کلیساهای تاریخی ارمنیان اصفهان می‌باشد و در زمان شاه عباس دوم ساخته شده‌است.وانک در زبان ارمنی به معنی کلیسای جامع است. ارامنه بعد از کوچ بزرگ یعنی در سال ۱۶۰۵ به دستور شاه عباس دوم به اصفهان آورده شدند . آنها از بدو ورود شروع به ساختن محل زندگی کردند و در وحلهٔ اول کلیساها را بنا کردند . ارامنه مردمانی بودند که مذهب برایشان اهمیت بسیاری داشت . پس این باعث می‌شد که محلی برای دعا و راز و نیاز با خدای خود داشته باشند . اولین آنها کلیسای وانک بود . وانک اولین بار در سال ۱۶۰۴ ساخته شد که البته این بنا خیلی کوچک‌تر از بنای فعلی و با وسعت کم ساخته شد. ۵۰ سال بعد از ساخت اولیه به خواست و تشویق خلیفه‌ وقت داویراول ( خلیفه شخصی است روحانی که ازدواج نمی‌کند و امور ارامنه در دست اوست این شخص از ارمنستان و یا لبنان که رئوس مذهبی ارامنه هستند انتخاب شده وبه نقاط مختلفی که ارامنه ساکن هستند فرستاده می‌شود ) این مکان ویران شده و جای آن بنایی با طرحی شکوهمند و عظیم ساخته می‌شود . ساخت این مکان ۹ سال به طول می‌انجامد . و در سال ۱۶۶۴ در زمان سلطنت شاه عباس دوم به اتمام می‌رسد این مکان را برای تعلیم راهبان و اسکان خلیفه بنا می‌کنند این کلیسا و یا دیر آمناپرگیچ ( ناجی همگان ) در جنوب اصفهان در محله‌ جلفا یعنی در میدان بزرگ این محله واقع است ، بنای عظیم و برج ساعت آن از فاصلهٔ دور مشخص است با ایرن این بنا با ذوق و سلیقهٔ مردمان این منطقه بیشتر آشنا می‌شویم مردمانی که خاک خود را رها کرده وبه سرزمین غریب آورده شدند و اثری چنین زیبا خلق کرده‌اند . این بنا دو در ورودی دارد که در اصلی دری چوبی بزرگ است که مردم از آن رفت و آمد می‌کنند . سر در این ورودی منظره‌ای از داخل دیر با کاشی لاجوردی و خاکستری مزین شده بالای تصویر به خط ارمنی این چنین نوشته شده ( دیر ناجی همگان محلی برای راهبان ) بعد از ورود دالانی وجود دارد که در دو طرف دالان دو اتاق وجود دارد که قبلاٌ در آن اتاقها به امور مربوط به ارامنه رسیدگی می‌کردند ولی در حال حاضر یکی به عنوان مغازه‌ای کوچک و دیگری به عنوان اتاق نگهبانی از انها استفاده می‌شود . دالان ما را به سمت پلکان ورودی راهنمایی می‌کند . در سمت راست پلکان برج ناقوس واقع است در زیر این برج دو قبر وجود دارد این قبرها مطعلق به سربازی ارمنی و دیگری مطعلق به پیشوای ارمنی است این برج ۳۸ سال بعد از بنای اصلی دیر ساخته می‌شود هزینهٔ آن را تاجری ارمنی به اسم هوانجان جمالیان متقبل می‌شود . در سمت راست این بنا ( برج ناقوس ) کتیبه‌ای بزرگ به رنگ آبی مشخص است و دور آن را سنگهای صلیبی احاطه کرده‌اند این سنگهای صلیبی به زبان ارمنی ( خاچ کارم نام دارند یعنی همان سنگ صلیبی ) این سنگها یا خاچ کارها از کلیساهای ویران شدهٔ جلفا به این مکان آورده شده و در این دیوار نصب شده‌اند . در قسمت سمت چپ برج ناقوس بنای یاد بودی چشم بیننده را به طرف خود جلب می‌کند این بنای یاد بود ، یاد بودی از قتل عام ارامنه‌است که در سال هزار و نه صد و پانزده به دست ترکان عثمانی صورت گرفته هر ساله در این مکان در روز بیست و سه آوریل مراسم برگذار می‌شود که مردم ( ارامنه ) جمع شده و شمع روشن می‌کنند و یاد شهدای ارمنی را گرامی می‌دارند . چاپچانه کلیسای وانک چاپچانه کلیسای وانک پشت این بنا واقع شده ، که البته چند سالی است که به چاپخانه تبدیل شده‌است . شایان ذکر است که اولین چاپخانهٔ ایران و خاورمیانه در این مکان تأسیس شد . در سال ۱۶۴۰ به سرکردگی پیشوای مذهبی کلیسای وانک خلیفه خاچاطور کساراتسی چاپخانه‌ای دایر شد ( در کلیسای وانک ) این شخص ماشین چاپ و حروف چاپ را خود شخصاٌ ساخت و در سال ۱۶۴۱ کتابی با مضمون شرح حال پدران روحانی به چاپ رساند . هنوز هم چند نسخه از این کتاب در موزه‌ کلیسای وانک وجود دارد که البته از لحاظ چاپ و کاغذ مرغوب نیست ولی برای چاپ کنندگان آن افتخار بزرگی است . کتابخانه کلیسای وانک در زمان کوچ بزرگ ، ارامنه همه چیز خود را جا گذاشتند و به ایران آمده‌اند ولی تنها چیزی که نتوانستند از آن چشم پوشی بکنند کتابهایی بود که در خانه‌های خود داشتند ارامنه با تحمل زحمات فراوان کتابهای زیادی را با خود به ایران ( اصفهان ) آوردند این کتابها تنها ثروتی بود که همیشه برای ارامنه باارزش بود و هست . البته باید گفت در سال ۱۷۷۰ تا ۱۷۹۰ در آن هنگام که ارمنیان و به ویژه پیشوایان مذهبی کلیسای وانک مورد آزار و اذیت قرار گرفتند کتابهای زیادی به خاطر بدست آوردن تفنگ و باروت فروخته شدند ولی بعد از گذشت سالها وقتی وضع به حالت عادی برگشت دوباره این کتابها جمع‌آوری شدند و در سال ۱۸۸۴ قسمتی از کلیسای وانک ( محوطهٔ کلیسا ) را به کتابخانه اختصاص دادند یعنی کتابخانه‌ای بنا کردند و گنجه‌های چوبی برای آن ساختند تا بتوانند از کتابها نگهداری کنند که این کتابخانه و گنجه‌های چوبی آن در حال حاضر وجود دارد . شایان ذکر است تمام این کتابها کتابهای خطی هستند که روی پوست نوشته شده‌اند . کتابخانهٔ کلیسای وانک در قسمت غربی محوطه کلیسا روبروی نمازخانه واقع است بعد از آن پیشوای مذهبی خاچاطور شخصاٌ خلیفه خوانس را به ایتالیا فرستاد تا شیوه‌ چاپ کردن را بیاموزد که خلیفه هوانس به آمستردام می‌رود و آنجا شیوهٔ چاپ را آموخته و یک ماشین چاپ نیز با خود به جلفای اصفهان می‌آورد و در سال هزار و شش صد و چهل و هفت کتاب « تهیه و تقویم » را به چاپ می‌رسانند . در سال ۱۸۴۴ بارون مانوک هورداینان جلفایی یک ماشین چاپ عالی را که گرانقیمت نیز بوده را از اروپا به اصفهان می‌آورد که این ماشین چاپ در حال حاضر در موزهٔ کلیسای وانک نگهداری می‌شود و اولین کتاب را که با این ماشین در کلیسای وانک به چاپ رساندند زبور داوود بود که تنها نسخهٔ باقیمانده از آن در کتابخانه‌ بولئان آکسفورد محفوظ است . موزه کلیسای وانک این موزه در سال ۱۸۷۱ در کلیسای وانک ساخته شد .بعد از کتابخانه موزهٔ این کلیسا قرار دارد . این مکان محل نگهداری اجناس گرانقیمت و نایابی است که در دنیا نظیر آنها وجود ندارد باید گفت که بشر این اموال گرانقیمت و نایاب به وسیلهٔ مردم هدیه شده‌اند که اهدای این اموال بیشتر برای آن بوده که جایگاه مناسبی برای یادگارهای گذشتگان وجود داشته باشد تا آیندگان بدانند پدرانشان که بودند و چه کردند . در این مکان از انجیلهای زیبایی نگهداری می‌شوند که یکی از آن انجیلها کوچک‌ترین انجیل دنیا است که با هفت زبان نوشته شده و هفت گرم وزن دارد. اماکن اداری کلیسای وانک در گذشته کارهای اداری و قضایی ارامنه‌ جلفا در این مکان صورت می‌گرفت از تنظیم قباله ازدواج تا تعمیر و ثبت فوت و تولد و امور قضایی مثل شکایات و رسیدگی به ان انجام می‌شد این امر در حال حاضر ادامه دارد و ارامنه جلفا برای کارهای خود به این محل رفت و آمد می‌کنند . برای همین در دیر آمناپرگیچ ساختمانی ساخته می‌شود که در حال حاضر نیز برپاست و خدمتگزاران مردم در این مکان به کارهای جامعهٔ ارمنی در جلفا رسیدگی می‌کنند . البته این را نیز بنا به فراموش کرد که در گذشته امور ارامنهٔ بعضی از کشورها مثل هند نیز در دیرآمناپرکیج حل و فصل می‌شده ولی در حال حاضر فقط به امور ارامنهٔ جنوب ایران رسیدگی می‌کنند . این مکان در جنوبی‌ترین قسمت دیر واقع است و سال ساخت آن به زمان سلطنت ناصرالدین شاه باز می‌گردد . در قسمت شرقی دیر روبروی موزه محل اسکان اسقف و یا خلیفه وقت ساخته شده‌است دو طبقه دارد که در طبقهٔ اول وسائل و مایحتاج ذیر در آن نگهداری می‌شود و طبقهٔ دوم محل سکونت اسقف است .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

گنبد علویان در چهار باغ علویان در نزدیکی میدان امام زاده عبد الله همدان قرار دارد.این اثر که یکی از 

شاهکارهای معماری و گچ‌بری بعد از اسلام در همدان است طی شماره 94 در مورخه 15/10/1310 در 

فهرست آثار ملی به ثبت رسیده‌است 

 بر اساس شناسنامه فنی بنا این گنبد یکی از یادمانهای متعلق به اواخر دوره سلجوقیان در قرن ششم 

هجری است که توسط خاندان علویان ابتدا به عنوان مسجد احداث شده‌است و سپس در دورهای بعد با

 ایجاد سردابی در زیر زمین به مقبره آن خاندان تبدیل گردیده‌است خاقانی به کنایه از آن به عنوان گنبد 

سبز یاد نموده‌است

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

موزه فرش-کارگر شمالی

داخل موزه فرش

موزه ایران باستان

پارک نیاوران-پاسداران

پارک قیطریه-قیطریه

پارک ساعی-ولی عصر

پارک جنگلی لویزان-خیابان وفادار

پارک گفتگو

دربند

پارک دانشجو-ولی عصر

فرح-صاحبقرانیه

کاخ صاحبقرانیه از نمای شمال 

کاخ گلستان-میدان ارگ

قصر یاقوت-سرخه حصار

کاخ سعد آباد

کاخ نیاوران-دکتر باهنر

کاخ فرح آباد-دوشان تپ

سر در باغ ملی

عمارت نگارستان

کاخ عشرت آباد-میدان سپاه

تکیه دولت

دروازه فرح آباد-دوشان تپه

دروازه دولت-میدان فردوسی

دروازه خراسان

دروازه خانی آباد

دروازه ارگ

دروازه چراغ گاز

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

vنسبت طلایی در ریاضیات و هنر هنگامی است که «نسبت بخش کوچک‌تر به بخش بزرگتر، برابر با نسبت بخش بزرگتر به کل» باشد.[۱]»

تعریف دیگر نسبت طلایی این است که «عددی مثبت است که اگر به آن یک واحد اضافه کنیم به مربع آن خواهیم رسید». تعریف هندسی آن چنین است: طول مستطیلی به مساحت واحد که عرض آن یک واحد کمتر از طولش باشد.

بسیاری از مراجع علمی، حرف یونانی φ را برای این عدد انتخاب کرده‌اند. مقدار عددی عدد طلایی برابر به طور تقریبی برابر است با:


تعبیر هندسی دیگر اینگونه‌است: پاره خط AB و نقطهٔ M روی آن مفروضند به گونه‌ای که نسبت a به b برابر است با نسبت a+b به a. این نسبت برابر φ است. یعنی:

پیشینه توجه به عدد طلایی نه به زمان فیبوناچی بلکه به زمانهای بسیار دورتر می‌رسد.اقلیدس در جلد ششم از سیزده جلد کتاب مشهور خود که در آنها هندسه اقلیدسی را بنا نهاد، این نسبت را مطرح کرده‌است. لوکا پاچیولی در سال ۱۵۰۹ میلادی کتابی با عنوان نسبت الهی (The Divine Proportion) تالیف کرد. وی در آن نقاشی‌هایی از لئوناردو داوینچی آورده‌است که پنج جسم افلاطونی را نمایش می‌دهند و در آنها نیز به این نسبت اشاره شده‌است.

مصریان، سالها قبل از میلاد از این نسبت آگاه بوده‌اند و آن را در ساخت اهرام مصر رعایت کرده‌اند. بسیاری از الگوهای طبیعی در بدن انسان این نسبت را دارا هستند. نسبت طول ضلع پنج پر منتظم به طول ضلع پنج ضلعی منتظم برابر همین عدد است. روانشناسان هم بر این باورند زیباترین مستطیل به دید انسان، مستطیلی است که نسبت طول به عرض آن برابر عدد طلایی باشد.

نسبت طلایی در ایران

برج و میدان آزادی :طول بنا 63 و عرض ان 42 است که 5/1=42 : 63 و به عدد طلایی نزدیک می باشدسبک معماری آن نیزطاق بزرگی است که تلفیقی از سبک هخامنشی و ساسانی و اسلامی است که منحنی آن با الهام از طاق کسری معماری ایران باستان را تداعی می نماید.

قلعه دالاهو , کرمانشاه :خطی از استحکامات به طول دو و نيم کيلومتر و عرض چهار متر با قلوه و لاشه سنگ به همراه ملاط دیوار گچ را می سازد. سرتاسر نمای خارجی اين ديوار با مجموعه ای از برج های نيم دايره ای شکل تقويت شده است.می دانیم6/1=5/2 : 4 که همان عدد طلایی است.

بيستون از دوره هخامنشي , کرمانشاه:به طول 5 کیلومتر و عرض 3 کیلومتراست.اعداد5و3هردوجزودنباله فیبوناتچی هستندو6/1=5:3 و ابعاد برجسته کاری 18 در 10 پاست که قامت "داریوش"5 پا و 8 اینچ (170 سانتیمتر)بلندی داردکه هر دو اعداد فیبوناتچی هستند پل ورسک در مازندران:این پل بر روی رودخانه ورسک در مجاورت سواد کوه بنا شد.بلندی این پل 110 متر است وطول قوس آن 66 متر می باشد(6/1 = 66 : 110 ).

مقبره ابن سینا:آرامگاه دروسط تالاری مربع شکل قرارگرفته که پله مدور(مارپیچ فیبوناتچی) و پایه های دوازده گانه برج را احاطه کرده اند .سطح حیاط باسه پله سراسری به ایوان متصل است.ایوان با دری به ارتفاع 2/3 متر و عرض 9/1 متر به سرسرای آرامگاه متصل است (6/1=9/1 : 2/3 )در دو طرف سرسرا دو تالار قرار دارد یکی در جنوب که تالار سخنرانی و اجتماعات است.و یکی در شمال که کتابخانه آرامگاه است.طول تالار کتابخانه 45/9 متر وعرض آن 75/5 متر است(6/1=75/5 : 45/9 )

ارگ بم :این بنا 300 متر طول و 200 متر عرض داشته و از 2 قسمت تشکیل شده است. این دﮋ 5 شیوه ساختاری از خشت خام دارد . (3 و 2 و 5 اعداد دنباله فیبوناتچی هستند)
ترسیم
 
ترسیم مستطیل طلایی

برای رسم کردن مستطیل طلایی ابتدا مربع ABCD با استفاده از ضلع کوچک رسم می‌شود. سپس ضلع AB را نصف کرده، از وسط آن (نقطه G) با پرگار یک قوس به شعاع GC ترسیم کرده و ضلع بزرگ مستطیل (AE) را به دست می‌آورند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

واژه پست مدرنیتی (postmodernity) یا پست مدرنیته (بسته به تلفظ انگلیسی یا فرانسوی) تجریدی است که به دوران تاریخی بعد از مدرنیته اطلاق می‌شود.

پست مدرنیته به شکل کلی برای توصیف شرایط و وضعیت اقتصادی و فرهنگی جامعه ای به کار می رود که گفته می شود وضعیت مدرنیته را پشت سر گذاشته است .برخی از مکتب های فلسفی و فکری معتقدند که مدرنیته در نیمه دوم قرن بیستم به انتها رسید و با پست مدرنیته جایگزین شد . در حالی که دیگران از جمله یورگن هابرماس بر این باورند که مدرنیته هنوز به پایان نرسیده است.

مدرنیته با ظهور صنعتی شدن بعد از قرون وسطی و سرمایه داری ، نظارت و نظام ملت – دولت برجسته می‌شود . نتیجتا ، مدرنیته بایست جامعه‌ای فرا صنعتی ، فرا سرمایه داری ،و بدون دولت باشد . اگرچه هیچ کس تا به حال به طور جدی درباره وضعیت جوامع معاصر غربی بحث نمی‌کند که «بعد از مدرن» در یک وضعیت مشخص نهادی قرار دارند . بلکه مفهوم پست مدرنیته زمانی که برای توصیف مسائل نهادی استفاده می‌شوند به ساخت اجتماعی ای اشاره دارند که تبادل اطلاعات جایگزین تولیدات صنعتی و به طور خاص صنایع سنگین به عنوان محرک ابتدایی اقتصادی شده‌است. لازم به تذکر است که تکنولوژی اطلاعات عنصر حیاتی این فرایند است .

گفته می‌شود که پست مدرنیته در یک تغییر کلی از تولید به مصرف به عنوان مجموعه مرکزی فرآیندهای اجتماعی و اقتصادی ساخت اجتماعی مداخله می‌کند. به این معنا، مفهوم پست مدرنیته تا حدی مشابه جامعهٔ فرا صنعتی است ، این مفهوم اظهار می‌دارد که جوامع صنعتی شاهد تغییر جهت از ساخت صنعتی به صنایع خدماتی با تاکید بر تکنولوژی اطلاعات هستند.

اگرچه ، بعضی از نظریه پردازان مفهوم پست مدرنیته را برای اشاره به موقعیت نهادی مورد استفاده قرار نمی‌دهند بلکه به منظور ارجاع به موقعیت دانش آن را به کار می‌برند. بنابراین بومن عنوان کرده‌است که پیامدهای پست مدرنیته آنها چیزهایی است که ذهن مدرن بر خودش از دور و بواسطهٔ درک انگیزش تغییر بازتاب می‌کند. عدم قطعیت ، دو سو گرایی و ابهام پست مدرنیته امکان به چنگ آوردن سرنوشت به منظور خلق آینده مان را فراهم می‌آورد. اگرچه هیچ یک از این‌ها تضمین یا مبنای عامی برای این پروژه نیستند، بلکه تنها به عنوان احتمالی درون موقعیت پست مدرنیته ظاهر گشته‌اند. اندیشهٔ پست مدرنیته خواستار ان است که مدرنیته در پی بر آوردن وعده‌های خود باشد ولو اینکه عقلانیت در آن تحریف شده‌است. برای لیوتارد نیز وضعیت پست مدرنیته فهم موقعیت دانش در جامعهٔ بسیار پیشرفته‌است. او «شکاکی دربارهٔ فرا روایت‌ها» را عنوان می‌کند و تفاوت‌ها و فهم‌های واقع شده درون دانش‌های خاص محلی را تجلیل می‌کند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

این بنا دارای هشت مؤذنه بوده که تمام آنها خراب شده است ، این مؤذنه ها برای پخش صدای اذان و خبر بطور یکنواخت در تمام شهر با چند نفر مؤذن تعبیه گردیده زیرا در صورت بودن یک منار به علت وجود گنبد صدا به تمام شهر نمی رسید .

بنای تاریخی گنبد سلطانیه در نزدیکی زنجان واقع شده ، دشتی که گنبد در آن قرار دارد حدود ۲۰۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد . ساخت بنای عظیم سلطانیه در بین سالهای ۶۷۵ الی ۶۸۵ هجری قمری صورت می پذیرد و به عبارت دیگر کار ساختمان آن به مدت ۱۰ سال به طول انجامید . قصد از بنای چنین گنبد با شکوهی آن بود تا مرقد مطهر حضرت علی (ع) را به آنجا منتقل سازند ، علت این کار شیعه شدن سلطان محمد خدا بنده و گرایش او به حضرت علی بود ، شاید به اعتباری گنبد سلطانیه را بتوان اولین اثر هنری شیعه در کشور ایران دانست . بعد از اتمام بنا به علت مخالفت علماء دین با این عمل ، سلطان محمد از انجام این کار منصرف شد.
این بنا در نمای داخلی و خارجی حالت تظاهری دارد ، ارتفاع آن ۴۶ متر و قطر دهانه گنبد آن ۲۶ متر می باشد ، اساس طرح بنا بر عدد ۸ قرار دارد و معلوم نیست این عدد به چه منظوری انتخاب گردیده است ، زیرا عدد ۸ عدد مقدسی ماننده ۷ و ۱۲ که به احتمال الهامی از خورشید است نمی باشد ، شاید عدد ۸ به علت ساختن ساعت آفتابی و یا ایستایی فوق العاده اش بوده است ، آنچه در این بنا ماننده بناهای دیگر اسلامی به چشم می خورد حالت تمرکزی است که این هشت ضلعی در مرکز مجموعه بنا دارد .
در این اثر روابط معماری در دو جهت افقی و عمودی حل گردیده است ، طبق معمول حرکت عمودی بر عهده منارها قرار دارد ، بنابراین دو نوع منار می باشد ، یک نوع منار پنهان که داخل اسکلت بنا قرار دارد و نوع دوم که در قسمت فوقانی به صورت گلدسته خودنمایی می کند ، در بنای سلطانیه حرکت افقی در چهار سطح می باشد که ارتباط آنها توسط اجزاء عمودی که قبلا توضیح داده شد برقرار گردیده است ، در قسمت همکف که برای قرار دادن مرقد حضرت علی در نظر گرفته شده بود فضای بسیار وسیعی قرار دارد که برای طواف و اجراء مراسم خاص مذهبی از آن استفاده می گردید . سطح دوم که در هر یک از اضلاع ۸ ضلعی ایوانی را ایجاد کرده و به وسیله راهرو پوشیده ای به هم مرتبط می باشند که به احتمال برای استقرار خانمها جهت دیدن مراسم مذهبی تعبیه گردیده است. سطح سوم عبارتست از غرفه های شبیه به طبقه دوم که بر روی نمای خارجی بنا ایجاد شده و دشت پیرامون در برابر آنها با زیبایی خاصی گسترده شده است ، این غرفه ها به احتمال محل جمع شدن علما و طلاب علوم دینی بوده است ، در دوران صفویه این غرفه ها را به اطاق تبدیل ساخته اند و از آنها برای سکونت طلاب استفاده کرده اند . در تعمیرات اساسی گنبد سلطانیه این دیوارهای افزوده را که سبب سنگین شدن اسکلت بنا شده بود برداشتند و آن را به صورت نخستین آن بازگرداندند . سطح چهارم عبارت است از پشت بام بنا ، در این محل فضای مناسبی برای انجام حرکت آزاد در اطراف گنبد وجود دارد ، از این فضا برای تعمیر گنبد یا ریختن برف استفاده می شده است .
این بنا دارای هشت مؤذنه بوده که تمام آنها خراب شده است ، این مؤذنه ها برای پخش صدای اذان و خبر بطور یکنواخت در تمام شهر با چند نفر مؤذن تعبیه گردیده زیرا در صورت بودن یک منار به علت وجود گنبد صدا به تمام شهر نمی رسید .
مقید بودن مسلمانان به تشخیص دقیق زمان برای انجام مراسم مذهبی را می توان سبب ایجاد ساعت آفتابی در اسکلت این بنا دانست ، باین طریق اگر نور از سوراخ گنبد اصلی بتابد زمان اذان ظهر است ، نوری که از پنجره های بزرگ می تابد مبین ساعت و نور پنجره های کوچک حدود دقیقه را مشخص می ساخت ، به احتمالی طرح هشت ضلعی بنا نیز به خاطر ایجاد چنین ساعتی بوده است . بدون شک کشف و پیاده سازی علمی این مطلب بسیار قابل اهمیت است که متاسفانه تا کنون توجهی بدان نشده است . در شب هم به یاری بعضی از ستاره ها که از این پنجره ها دیده می شدند زمان را مشخص می کردند.
زمین این ساختمان از طبقات فشرده شن و ماسه به عمق تقریبی ۱۰ متر تشکیل یافته است ، بنا روی پایه هایی مرکب از هشت جرز بزرگ حمال آجری استوار شده است که در پلان تشکیل یک هشت ضلعی منتظم را می دهند ، طول هر یک از اظلاع هشت ضلعی ۱۷ متر و سطح هر یک از این جرزهای باربر حدود ۵۰ متر مربع می باشد ، بار این جرزها و به کلی بار تمام بنا روی پی هایی به قطر دو متر وارد می شود که به صورت رادیه ژنرال ایجاد شده است .
پی های این ساختمان عظیم بسیار ناچیز و سطحی است ، دلیل این امر مربوط به مقاومت عالی زمین می باشد ، نکته ای که سازندگان بنا به آن توجه داشتند ، فقط در قسمت شمال بنا است که پی ها از سطح طبیعی زمین حدود ۵/۱ متر پایین رفته است ولی در سایر قسمت ها عمق پی ها از ۵۰ – ۶۰ سانتی متر تجاوز نمی کنند ، پی های مزبور از بلوک های سنگی منظم به ابعاد ۲۰ – ۲۵ سانتی متر و ملات گچ و آهک ساخته شده است.
شاید هیچ چیز به اندازه تزئینات سلطانیه رسالت فکری هنرمند را نشان ندهد زیرا اگر اسکلت بنا در فرم و روابط تاثیر بسزایی دارد ولی برای عامه مردم قابل درک نیست و تنها همین تزئینات است که در وحله اول چشم بیننده را خیره می کند و نحوه تفکر هنرمند زمان را برای بیننده به روشنی بازگو می سازد .
به اختصار نمونه هایی از طرح های نهفته در این تزئینات و نقش رنگ در سلطانیه بیان شده است :

کلمات الله به عنوان علت غایی جهان هستی ، محمد به عنوان بنیانگذار مکتب و علی به عنوان مظهر حکومت عدل الهی با خط تزئینی به بیننده القا می شود . بر روی پاقوس گنبد با ترکیب کاشی الوان که از رنگ سرد استفاده گردیده به خط بنائی ترکیبی از کلمات الله ، محمد و علی ایجاد گردیده ، این طریقه در بدنه مناره ها هم به کار رفته است. در داخل فضا بر روی دیواره های ایوانهای داخلی نیز به خط بنایی با ترکیب کاشی آبی و آجر کلمات الله محمد و علی نقش شده است ، در یک سری تقسیم بندی کاملا ریاضی و با ایجاد مدول های متنوع بعضی از شعار های اسلامی همچون " لا اله الا الله - سبحان الله " به خط بنائی نوشته شده است ، در همین زمینه از کلمه علی نیز ترکیبهای پیچیده ریاضی عرضه شده که نمونه های آن را در تزئینات کاشی کاری میابیم . به نظر می رسد در تزئین کاشی ها فقط رنگ آبی مورد نظر بوده ولی به علت عدم امکانات تکنیکی رنگهای متنوعی از آبی سیر تا آبی آسمانی و حتی سبز پررنگ مایل به آبی بوجود آمده است ، ترکیب کلی این رنگها در گنبد اصلی ، رنگ فیروزه ای بسیار زیبایی ایجاد می کند که این نوع رنگ ها در ترکیبات داخلی گنبد هم مورد استفاده قرار گرفته است .

گنبد سلطانیه بزرگ‌ترین گنبد آجری جهان و مقبرهٔ اولجایتواست که نام خود را به سلطان محمد خدابنده تغییر داد و از آثار مهم دوره ایلخانیان به حساب می‌آید.

این بنا مسجدی است بسیار زیبا از حیث معماری و تزیین و بزرگی در دنیا مشهور است. گنبد مزبور در پنج فرسخی سمت شرقی شهر زنجان در داخل باروی شهر قدیم سلطانیه قرار گرفته و بنایی است هشت ضلعی که طول هر ضلع آن ۸۰ گز است. هشت مناره نیز در اطراف گنبد دارد. و قدیمی‌ترین گنبد دوپوش موجود در ایران است. رنگ گنبد آبی است. بر روی این اضلاع گنبد بلندی قرار گرفته که ارتفاع آنرا ۱۲۰ گز نوشته‌اند. در قسمت بالایی آن ساختمان دور تا دور اطاقها و غرفه‌ها ساخته‌اند. خود گنبد از کاشی‌های فیروزه‌ای رنگ پوشیده و سقف داخل اطاقهای بالا با گچ‌بری‌های و آجرهای رنگارنگ تزیین یافته‌است. در حاشیه طاقها آیات قرآنی واسماالله با خط جلی نوشته شده‌است. حکاکی‌هایی در آجرهای دیوارها و سقف‌های رنگین بنا نیز دیده می‌شود.
 
نمای داخلی گنبد سلطانیه

تزیینات و نحوهٔ ساخت این مقبره در واقع نقطهٔ عطفی در معماری آن دوران بوده به این شکل که سبکی جدید را در معماری به‌وجود آورده که از معماری سلجوقی منفک شده‌است.

ساخت این گنبد در سال ۷۰۲ هجری قمری به دستور الجایتو در شهر سلطانیه، پایتخت آن زمان ایلخانیان آغاز شد و در سال ۷۱۲ هجری قمری به اتمام رسید.

بعضی از تاریخ نویسان نوشته‌اند سلطان محمد خدابنده این گنبد و بنای عظیم را بنا کرد که اجساد ائمه اول و سوم شیعیان یعنی علی و حسین را از آرامگاهای خود به آنجا منتقل کند. ولی به علت خوابی که دید از این عمل منصرف شد.

دالان‌های تودرتویی در سردابهٔ این بنا موجود است که حدس زده می‌شود برای اجرای مراسم خاصی به کار می‌رفته. حتی حدس می‌زنند که سلطان محمد خدابنده پس از مدتی از اسلام روی برگردانده و دوباره به اصل خود برگشته و شمن‌پرست شده و این دالان‌ها و فضاها برای اجرای مراسم مذهبی خاص پس از مرگ وی بوده‌است. البته جسد وی نیز به جای دفن در سردابه، در کوه‌های اطراف دفن شده‌است.

گنبد سلطانیه در شهر سلطانیه قرار دارد و در فهرست آثار میراث جهانی به ثبت رسیده‌است و شامل سه بخش اصلی ورودی، تربت‌خانه و سردابه‌است.

گفته می‌شود در ساخت گنبد بزرگ شهر فلورانس از این گنبد الگوبرداری شده‌است. بنای این گنبد که بعد از گنبدهای سانتامارینا و ایاصوفیه سومین گنبد بزرگ دنیاس

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

 

عجایب هفت‌گانه دنیای جدید سازه‌های دست‌ساز بشر هستند و دلیل اعجاب‌انگیز بودن آن‌ها مهندسی خارق‌العاده بشری در ساختشان بوده است.
لیست‌های متعددی از عجایب هفتگانه در دنیا وجود دارد که یکی از معتبر‌ترین آن‌ها را انجمن مهندسی عمران آمریکا ارائه کرده است. یکی از لیست‌های دیگری که در آن عجایب هفتگانه دنیای مدرن انتخاب شده است را مردم از سراسر جهان در یک نظرسنجی انتخاب کردند. 

 

 

سد ایتایپو 

 

  

سد ایتایپو که بر روی رودخانه پارانا در مرز پاراگوئه و برزیل زده شده است طولانی‌ترین سد جهان است. 

سد ایتایپو در سال 1994 از سوی انجمت مهندسی عمران آمریکا به عنوان یکی از عجیب هفت‌گانه دنیای مدرن انتخاب شد. نام این سد به معنای صدای سنگ است. ایتایپو در قالب یک پروژه دوجانبه و بر رودخانه پارانا میان دو کشور برزیل و پاراگوئه ساخته شد. 18 واحد مولد برق این سد قادر به تولید 14گیگا وات برق است.

با مشاهده آمارهایی که اخیراً از میزان انرژی تولیدی این سد به دست آمده اند، می توان به عظمت سد ایتایپو پی برد. نیروگاه ایتایپو در واقع 20 درصد از کل انرژی مورد نیاز صنایع برزیل و 93 درصد انرژی پاراگوئه را تامین می‌کند.
این نیروگاه همچنین محل بزرگی برای جذب توریسم محسوب می شود. تاکنون بیش از 10 میلیون نفر از 162 کشور جهان از این سد نیروگاه بازدید کرده‌اند. 

لازم به ذکر است که برزیل صنعتی ترین کشور آمریکای لاتین است و برای کسب انرژی لازم برای صنایع خود به انرژی و منابع آن شدیدا به نیرویی که این سد تولید می‌کندنیازمند است. پاراگوئه نیز به عنوان یکی از کم درآمدترین کشورهای آمریکای جنوبی برای تحقق اهداف خود در راستای توسعه اقتصادی به انرژی به مثابه یک نیروی محرکه نیاز دارد. 

 

پل گلدن گیت 

 

 

گلدن گیت پلی معلق است که در سانفرانسیسکو آمریکا قرار دارد.
این پل در دهانه خلیج سانفرانسیسکو قرار دارد . گلدن گیت سانفرانسیسکو را از بخش شمالی‌ به مارین کاونتی متصل می‌کند. گلدن گیت هنگامی که در اواخر دهه 30 میلادی به بهره‌برداری رسید تا سال‌ها با 2737 متر طول بلندترین پل معلق جهان بود.
تاریخچه پل
این پل در واقع میراث عصر مناقشه، اختلاف و درگیری است. گلدن گیت در دهه‌ای ساخته شد که هنوز رکود اقتصادی آمریکا در آن احساس می‌شد.
پیش از پایان مراحل ساخت این پروژه عظیم در سال 1937 همگان احداث آن را غیرممکن می دانستند، بویژه آن که در زمان ساخت این پل مه غلیظ و بادهایی با سرعت 60 مایل، عملیات احداث را با مشکل مواجه کرده بودند. همین امر سبب شده تا بسیاری این پل را غیرقابل ساخت بدانند.
به رغم این شرایط جوی و طبیعی وحشتناک گلدن گیت طی چهار سال و اندی ساخته شد. در این مدت نسبتاً طولانی 35 میلیون دلار صرف احداث این پل شد.
طی دوران ساخت این پل حوادث دلخراشی نیز اتفاق افتاد که از جمله آنها می توان به مرگ 11 نفر از کارگران اشاره کرد. 

 

برج ملی کانادا 

 

 

برج ملی کانادا یا همان Canadian National tower که به آن برج CN گفته می‌شود، یکی از بلندترین سازه‌های آزاد جهان است.
این برج که 553.33 متر ارتفاع دارد دارد در 12 سپتامبر سال 2007 عنوان بلندترین سازه جهان را که 31 سال از آن خود کرده بود به برج دوبی که هنوز در حال ساخت بود داد. برج سی ان یکی از سمبل‌های کشور کانادا است.
تاریخچه ساخت
ایده اولیه ساخت این برج به اواخر دهه 1960 باز می‌گردد که امواج رادیو تلویزیونی در تورنتو دچار مشکل شدند، به گونه‌ای که در صفحه تلویزیون تصویر دو کانال در آن واحد مشاهده می‌شد.
بالاخره پس از رایزنی های فراوان راه آهن ملی کانادا مسئول ساخت برجی شد که از همه ساختمان‌های تورنتو بلندتر باشد.
عملیات عمرانی
عملیات ساختمانی برج سی ان در سال 1973 آغاز شد. برای بخش پی این بنا، چند سوراخ بسیار بزرگ در کنار ساحل اونتاریو کنده و حدود 62 هزار تن خاکبرداری شد.
سپس این سوراخ ها توسط بتن و فولاد پر شد تا پایه سازه، مطمئن ترین در نوع خود باشد. چهار ماه طول کشید تا این پی کاملاً ساخته شود. این برج 553.33 متری بالاخره در اکتبر 1976 رسما پس از 40 ماه عملیات عمرانی افتتاح شد و نام خود را در کتاب گینس ثبت کرد.
1527 نفر روی این سازه 130 هزار تنی کار کرده‌اند و مبلغی نزدیک به 260 میلیون دلار برای آن هزینه شده است. در این سازه عظیم 6 آسانسور تعبیه شده است که سرعت هر کدام از آنها 6 متر بر ثانیه است. هر ساله حدود دو میلیون نفر از این برج بلند بازدید می کنند و از این محل درآمد خوبی نصیب شهر تورنتو می شود.
در سال 1994 کف پایین ترین طبقه رأس سازه با شیشه عوض شد تا مردم بتوانند از فاصله 500 متری زیر پای خود را ببینند. رستوران گردان بالای برج هم 400 نفر گنجایش دارد و هر 72 دقیقه یک بار به دور خود می چرخد. این برج یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری کانادا به شمار می رود.  

 

"دلتا ورکز" هلند 

 

 

دلتاورکز مجموعه‌ای از اقدامات ساختمانی است که بین سال‌های 1950 و 1997 در جنوب غرب هلند برای جلوگیری از پیشروی دریا در دلتای راین-مویزه -شلت انجام شده است.
این مجموعه کارهای ساختمانی از سوی انجمن مهندسان عمران آمریکا به عنوان یکی از عجایب هفت‌گانه دنیای مدرن معرفی شده‌اند.
این مجموعه شامل سدها، کانال‌های آب، اهرم‌های کنترل جریان آب، خاک‌ریز‌ها و چندین سیل‌گیر است. هدف از ساخت چنین سازه‌هایی کوتاه کردن خطوط ساحلی هلند و در نتیجه کم‌کردن تعداد خاک‌ریزهایی است که باید برای جلوگیری از نفوذ آب دریا در خشکی ساخته شود.
تاریخچه ساخت
دهانه‌های رودهای راین، مویزه و شلت قرن‌ها عامل بروز سیل‌های مخرب در هلند بوده است و از قرن‌ها پیش جلوگیری از این سیل‌های در ذهن هلندی‌ها بوده است. در طرح هلندی‌ها برای ساخت مجموعه دلتاورکز، تبدیل دهانه‌ها رودخانه‌ها به دریاچه‌ موضوع اصلی پروژه بود.
طرح ساخت این پروژه در دهه 30 میلادی مطرح شد اما با وقوع جنگ‌ جهانی دوم تا دهه 1950 به تعویق افتاد. پس از سیل دریای شمال در سال 1953 کمیسونی برای بررسی طرح‌های پیشین تشکیل شد و در نهایت پروژه دلتا دوباره مطرح شد.
با شروع کار چندین سد بزرگ در دلتا ساخته شد و در کنار آن عملیات راه‌سازی و ایجاد راه‌های دریایی برای این که زندگی اقتصادی مردم دچار مشکل نشود پیش برده شد. این طرح در نهایت در سال 1997 به پایان رسید.
دولت هلند این طرح را بزرگ‌ترین عملیات عمرانی برای مقاله با سیل در جهان معرفی کرده است. در این طرح 16 هزار و 500 کیلومتر خاکریز و 300 سازه عمرانی ساخته شده است. در حال حاضر هم خاکریز‌های این طرح هر ساله برای مقابله با افزایش سطح آب بلند‌تر می‌شوند وا نتظار می‌رود این اقدام تا سال ۲۰۱۵ ادامه داشته باشد 

 

 

ساختمان امپایر استیت 

 

 

مپایر استیت ساختمانی 103 طبقه در نیویورک و سمبلی از آمریکا است.
این ساختمان به مدت چهل سال بلندترین ساختمان طبقاتی در دنیا بود و از سوی انجمن مهندسان عمران آمریکا به عنوان یکی از عجایب هفتگانه دنیای مدرن لقب گرفته است. امپایر استیت بخشی از هویت شهر نیویورک است و در سراسر جهان به عنوان یکی از سمبل‌های آمریکا شناخته می‌شود.
تاریخچه ساخت
عملیات ساختمانی امپایر استیت در ماه مارس 1930 در زمینی که پیشتر هتل والدورف آستوریا در آن واقع بود آغاز شد و 14 ماه بعد اتمام یافت. این ساختمان تا پیش از آنکه برج‌های دوقلو در نیویورک ساخته شوند، بلندترین برج طبقاتی دنیا به شمار می رفت.
Empire State building
امپایر استیت 448 متر ارتفاع دارد که البته آخرین طبقه آن (صد و دومین طبقه) در ارتفاع 391 متری واقع شده است. بقیه ارتفاع این ساختمان به آنتن تلویزیونی بالای آن مربوط می‌شود. کل هزینه ساخت امپایر استیت به انضمام زمین آن در حدود 41 میلیون دلار بوده است که از این میزان 24 میلیون دلار هزینه‌ای است که خرج سازه ساختمان شده است.
این ساختمان سال 1931 (اول ماه مه) توسط رئیس جمهور وقت آمریکا هربرت هوور افتتاح شد، به این صورت که رئیس جمهور با فشار دادن دکمه ای در واشنگتن چراغ های این ساختمان را در نیویورک روشن کرد.
امپایر استیت از این سال به بعد به مدت چهل سال بلندترین ساختمان طبقاتی جهان و نیویورک بود تا این که ساختمان‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی ساخته شدند. پس از ماجرای یازده سپتامبر امپایر استیت دوباره لقب بلندترین ساختمان نیویورک را به خود اختصاص داد.
امپایر استیت سال 1986 از سوی دولت آمریکا به عنوان بخشی از میراث تاریخی و فرهنگی کشور شناخته شد و پلاک مخصوصی به همین خاطر دریافت کرد.  

 

تونل کانال مالش 

 

 

تونل کانال، تونلی 50.5 کیلومتری است که زیر بستر دریای مانش حفر شده و کنت در انگلیس را به کاله در فرانسه متصل می‌کند.
این تونل که انجمن مهندسان عمران آمریکا آن را یکی از عجایب هفتگانه دنیای مدرن نامیده است دارای دو خط ریلی و یک تونل جانبی برای خودروها است.
تاریخچه
انگلستان جزیره‌ای در غرب اروپاست و مابین این جزیره و سرزمین ماد اروپا کانال مانش قرار دارد. این فاصله، انگلیسی‌ها را هزاران سال است که از اروپا جدا نگه داشته است، به گونه‌ای که انگلیسی‌ها هر بار که از اروپا یاد می کنند به آن قاره (continent) می گویند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

این عکس زیباترین دختر در آلمان است. آیا شما هم دوست دارید از نزدیک او را ببینید و با او گفتگو کنید؟ 

هر چند هر کاری شدنی است و آرزو بر جوانان عیب نیست ولی دیدار و گفتگو با این دختر زیبا برای هیچ کس ممکن نیست.علت ناتوانی انسانها در دیدار و گفتگو با این دختر زیبا خیلی ساده است زیرا او وجود ندارد و عکس او دسترنج یک پروژه طولانی مدت در دو دانشگاه آلمان برای ساختن زیباترین چهره می باشد. 
عکس این دختر بر اساس پژوهشهای زیبایی شناسی توسط دانشمندان در دانشگاه های Regensburg و Rostock آلمان و با کمک یک نرم افزار چهره سازی ساخته شده است. 
دانشمندان در این پروژه با الهام گرفتن از چهره ۳۲ پسر و ۶۴ دختر زیبا ،الگوهای زیبایی را در آنها نشانه گزاری کردند و با مخلوط کردن این چهره ها صورتی تازه که تمامی زیبایی های آن گروه در آن باشد را خلق کردند.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

بررسی آماری نشان دهنده این موضوع است که در هر سال ۵۰ میلیون نفر به جمعیت شهر نشین کشورهای در حال توسعه اضافه می‌شود. در ایران نیز شهر نشینی طی دهه‌های گذشته با شتاب فزاینده ای گسترش یافته و همچنان این روند ادامه دارد. رشد سریع جمعیت و گرایش مردم به شهر نشینی، تقاضای فزاینده‌ای را برای تهیه مسکن به دنبال داشته که این موضوع در پی خود مشکلات عدیده ای در زمینه توسعه شهری بوجود آورده است. ناتوانی در پاسخگویی مطلوب و مناسب به این مساله، وضعیت نا مطلوبی را به صورت بی مسکنی، بد مسکنی و تنگ مسکنی برای بسیاری از اقشار جامعه به همراه آورده است. 

مسکن به عنوان یکی از نیازهای نخستین بشر، ابتدایی ترین سوالی بوده که انسان سعی در یافتن پاسخی مناسب و معقول برای آن بوده است، اما همیشه در برنامه ریزی‌های ملی به مسکن نه به عنوان محلی برای آسایش ساکنان در ابعاد عینی و ذهنی، بلکه به عنوان یک مشکل اقتصادی و فقط از این بعد بر خورد شده است. 
سازندگان و تولیدکنندگان مسکن آزاد به‌دلیل اینکه به‌دنبال فروش سریع و بازگشت سرمایه خود هستند، سعی در هر چه بیشتر مطرح کردن خود در محله مسکونی و نمایشی متمایز از بنای خود دارند و به همین دلیل یکی از دلایل عمده ناهماهنگی نمای ساختمان‌ها در سطح شهر هستند. 
در رابطه با مسکن تعاونی شرایط بدتری وجود دارد. به دلیل وضعیت مالی ضعیف سازندگان و اینکه ساکنان و مالکان به‌دنبال فروش ساختمان نیستند، بدون انجام عملیات پایانی نظیر نماسازی مورد استفاده قرار می گیرند و یا با کمترین هزینه و بدون طراحی نما، حجم و کالبد ساختمان رها می‌شود. البته در سال‌های اخیر در شهر تهران هیچ ساختمانی بدون نماسازی نبوده است، لیکن این مساله در شهرستان‌ها همچنان انجام می‌شود. 
● چگونه به موضوع نما در معماری بیندیشیم؟ 
نما در لغت نامه دهخدا به معنای صورت ظاهری هر چیزی، آنچه که در معرض دید و برابر 
چشم است، آنچه از بیرون سوی دیده می شود، منظره خارجی بنا و عمارت،‌ قسمت خارجی ساختمان و نماسازی، فن روسازی ساختمان و ساختن نمای عمارت است. 
در سال‌های اخیر پس از مطرح شدن دوباره اهمیت فضاهای عمومی و ارزش زندگی شهری، نما اهمیت دوباره ای یافته است. نما در عمل درون ساختمان را از بیرون و فضای خصوصی را از فضای عمومی جدا می کند. نما حاکی از موقعیت فرهنگی سازندگان ساختمان است و نشانگر میزان نظم طرح ساختمان، امکانات و ذوق تزیین و خانه آرایی طراح و مالک است. یک نما به مثابه معرفی وضعیت ساکنان ساختمان در بین عموم است. نما در واقع صورت ساختمان و بهترین بیان حالتی است که فرد طراح یا مالک از خود در برابر بیرون دارد. نماهای داخل ساختمان بیشتر جنبه خصوصی دارند، لیکن نماهایی که به سمت کوچه و بافت شهر باز می‌شوند، جنبه عمومی تر دارند. 
بنابراین وجوه پشت و جلوی ساختمان از یک طرف دارای نمود اجتماعی و از طرف دیگر نمود مشخص ساکنان خود است بنابراین نمای هر ساختمان باید هم با فضای عمومی همبستگی داشته باشد و هم بتواند حجم داخلی ساختمان را بیان نماید. 
نمای هر ساختمان موثر در مجموعه شهری است که در آن حضور دارد و این تاثیر را در بدنه خیابان‌ها یا میدان‌ها که در آن قرار گرفته است می گذارد. اگر به نمای ساختمان واحدی، بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمانها فکر شود، همگونی نمای شهری در کلیت از بین می‌رود. 
تناقض بین جنبه شهری و بیان فردی نما در صورتی می‌تواند از بین رود که ساختمان جزیی از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با محیط اطراف چند جانبه باشد. نمای رو به کوچه و خیابان باید تابع عوامل همبستگی بین نماهای اطراف باشد. اما در عین حال بر اساس ترکیبی از اجزا مختلف بر حسب عملکرد، ابعاد و مصالحشان شخصیت خاص خود را دارد. 
نما در واقع یک سطح صاف و تخت نیست بلکه آن سطح انتقالی بین فضای داخل و خارج است که با عقب نشستگی و پیش آمدگی، تراس و غیره با فضای داخل مسکن ارتباط پیدا می‌کند. 
برای اینکه نمای ساختمان حریم خصوصی ساکنان خود را حفظ کند باید نسبت به خیابان بسته‌تر و محفوظتر باشد. 
نمای ساختمان باید به‌دنبال خلق یک کلیت هماهنگ به‌وسیله تناسب خوب پنجره ها، بازشوهای در، سایبان و محدوده سقف‌ها،‌ سازه عمودی و افقی، مصالح، رنگ، عناصر تزیینی و... باشد. پنجره‌ها همواره با دیگر عناصر دیوار، ‌سطوح باز و بسته، تیره وروشن، صاف و ناهموار را بوجود می آورند. به علت تکرار دوره ای پنجره ها، در ساختمان‌های چند طبقه، نظم کاملی به چشم می‌خورد. اما گاه به‌علت افزایش نور در طبقات بالاتر کاهش داده می‌شود و این نظم آهنگ خود را از دست می‌دهد. 
جداسازی عناصر افقی و عمودی تاثیر کلی در نما دارد. تناسبات عناصر ساختمان لازم است با کل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد. برای مثال در ساختمان‌های کوتاه عریض، ابعاد عرضی غالب خواهد بود. در ساختمان‌های بلند عناصر باریک برتری خود رانشان می‌دهند. در و پنجره و نعل درگاه‌ها تاثیر خاصی در نما می‌گذارند. ناودان‌ها، سایه بانها، پیش آمدگی‌های سقف و بالکن‌ها ایجاد سایه های خاصی بر روی نما می‌کنند. 
تفاوت سطح ها باید در نما مشخص باشد. برای مثال بین طبقه همکف، سایر طبقات و طبقه انتهایی باید یک تفاوت اساسی وجود داشته باشد. ترکیب کلی نما در واقع نظم در این تفاوت‌ها است. 
عناصر اصلی نما مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پایانی سقف و غیره در شکل، رنگ، و مصالحشان با یکدیگر اختلاف دارند. این عناصر معناهای متفاوتی دارند. مثلا نمی‌توان بالا و پایین پنجره و در را با هم هم‌ردیف کرد. اگر ارتفاع این بازشوها یکسان نباشد می توان از ضرایب مشترک و یا رنگهای یکسان استفاده نمود. نسبت‌های هندسی نقش تعیین کننده ای در هماهنگ سازی ظاهر نما دارند. می‌توان پنجره ها را در گروه‌های کوچکتر ترکیب شده که شکل مشخصی را ایجاد می‌کنند دسته بندی کرد. نماها می توانند از نظر مصالح نیز با یکدیگر متفاوت باشند. 
مصالح نما در رنگ، شکل، زبری و خشنی نما تاثیر می گذارد. مصالح بومی نشان می‌دهد که نما مربوط به چه منطقه ای است. 
ترکیب پنجره ها، ایوان‌ها، درها و به‌طور کلی بازشوها، همچنین بافت و جنس نما و کمپوزسیون آن در هر عصر متفاوت است و در عین حال در یک تداوم شهری تغییر می‌کند. طراح می‌تواند نما را به عالیترین حد ترکیب معماری برساند و یا آنرا تا حد یک سطح بدون طراحی و فکر رها کند. 
در اعصار مختلف بازشوها به شکل مشابهی در سطح نما قرار می‌گیرند و تنوع در قرار گیری آنها تابع عوامل داخلی چون بزرگی ساختمان، عریض بودن آن و یا عوامل اقلیمی چون جهت قرارگیری و محل قرارگیری است. در پهنای دیوار نما تعبیه پنجره دو جداره، آفتاب‌شکن، سایبان و ... نقش تنظیم کننده شرایط آب و هوایی فضاهای داخلی را خواهد داشت. 
در دیوارهای باریک معاصر این عمل با جلو و عقب آمدن ساختمان انجام می‌شود. یکی از عوامل ضروری درهویت نما تعیین محدوده نما است. نمایی می تواند در طرح خود موفق باشد که به این سوال‌ها پاسخ گوید. محدوده عمودی جانبی ساختمان کجاست؟ خط پایانی افقی ساختمانی چگونه است و مرز ساختمان در آسمان به چه شکل است؟ انتهای ساختمان چگونه به پایان می‌رسد؟ گوشه‌های ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه ای دارد ارتباط نمای ساختمان فعلی با نمای همسایه چگونه به پایان می رسد؟ گوشه های ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه دارد ارتباط نمای همسایه چگونه است و اگر در فضا قطع می شود این ارتباط چگونه است. 
محدوده های افقی ساختمان عبارتند از نقطه اتصال به آسمان ( محدوده پایانی ساختمان) نقطه اتصال به زمین (محل نشستن ساختمان بر زمین) و پوشش ساختمان مثل بام و شیروانی. محدوده پایانی ساختمان باید معنای اتمام ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان باید مفهوم نشستن ساختمان بر زمین را برساند. طبقه همکف باید در محدوده قد افراد کشش لازم را بر عابر پیاده و بیننده ایجاد کند. 
کنج یا گوشه نما در واقع محل برخورد دو نمای عمود بر هم است. کنج می‌تواند حالت عمود ۹۰ درجه، نیم دایره یا سه وجهی را داشته باشد و هر کدام می تواند تاثیرات متفاوتی را در نما بگذارد. در یک میدان یا چهارراه هماهنگی کنجهای ساختمان هایی که در چهار طرف آن قرار گرفته است می تواند در نمای شهری تاثیر زیبایی داشته باشد. 
● نمای ساختمان خالق نمای شهری است 
نمای شهری از مجموعه نماهای مشرف به فضای عمومی به‌دست می آید. این نماها از جهتی همگن و از جهتی ناهمگن هستند. می‌توانند همگن باشند چون با استفاده از زبانی مشترک روی بدنه اجزا شهر اجرا می شوند و اما از آنجا که هر کدام از این فضاها به کمک این زبان، مقاصد و نیازهای خود را بیان می‌کند، ناهمگن هستند. در شهرهای ما زبان مشترکی بین نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشترکی برای بیان دارند، نه مصالح یکسانی به‌کار گرفته اند و نه سبک مشخصی را دنبال می‌کنند. 
در واقع هر یک از نماها در شهر نشانه وضعیت اقتصادی و اجتماعی سازنده و نحوه تفکر و نگرش او به مسایل مختلف است. 
نمای شهری در واقع ترکیبی از اجزا متفاوت است که بر اساس اتفاقاتی که در خیابان‌ها ومعابر می‌افتد شکل می گیرد. 
این اجزا در صورت رعایت مسایلی که پیش از این نیز به آن پرداخته شد می‌توانند با یکدیگر نقاط اشتراک جالبی داشته باشند که نمی توان وجود آنها را نفی کرد. 
● عناصر پراهمیت درنما 
ورودی یکی از عناصر حایز اهمیت نما در ساختمان است که محل و اهمیت طراحی آن به شکل مستقیم نمایانگر نقش و عملکرد ساختمان است. در ورودی نشانه گذر از فضای عمومی خارجی به فضای خصوصی داخلی و یکی از مهم ترین عناصری است که می‌توان به عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد. 
لیکن به‌دلیل اهمیت اقتصادی که سطوح ساخته شده داخلی برای سازندگان دارند، اغلب ورودی‌ها به فضاهای کم اهمیتی تنزل یافته اند. سرمایه گذاران ساختمانی هم فقط به رعایت ضوابط ضروری طراحی ساختمان بسنده می‌کنند. 
بیشترین مشکل زمانی است که ورودی وسایل نقلیه به حیاط پارکینگ با ورودی خود ساختمان یکی شود. در این حالت فرد وارد شونده به ساختمان فقط یک راه باریک کنار دیوار برایش باقی می‌ماند. گاه نیز ورودی یک ساختمان مسکونی بیش از حد پرتجمل است، به‌نحوی که عملکرد ساختمان را دگرگون می‌سازد. زمانی هم ورودی به یک بنای بزرگ تنها با روزنه‌ای امکان پذیر می‌شود. تناسب ورودی و حجم ساختمان می تواند نقش مهمی در توجیه عملکرد و شکل ساختمان داشته باشد. 
از آنجا که طبقه همکف ساختمان قسمت اتصال به زمین یا کف پیاده رو است، به صورت قابل توجهی در معرض دید قرار می‌گیرد. طبقه همکف اهمیت ویژه ای در زندگی شهری دارد، به این علت که عابران پیاده این قسمت را به‌طور مستقیم می‌بینند. از این رو نمای این قسمت پر اهمیت است و مصالح مورد استفاده در این قسمت باید نسبت به بقیه ساختمان با دوامتر و مستحکم تر باشد تا عابر در نگاه به نمای ساختمان احساس ثبات کند. ساختمان‌هایی که طبقه همکف آنها عملکرد تجاری دارد، به‌دلیل تغییر دکوراسیون واحدهای تجاری دایما دستخوش دگرگونی می‌شوند. همین موضوع موجب می‌شود که ساختمان مذکور شخصیت ثابت خود را از دست داده و دارای نمای شناخته شده ثابتی نباشد. 
تراس‌ها چشم اندازهای جدیدی نسبت به فضاهای بیرون برای ساختمان فراهم می‌آورند. بالکن‌ها نباید حالت موقت و ناپایداری که در بیننده تصور به‌راحتی جدا شدن از بدنه ساختمان القا شود را داشته باشند. 
لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر بصری بام انتهای نماست. بام پوسته‌ای است که بر سر ساختمان قرار دارد. بنابراین لبه بام نمی‌‌تواند بدون تفاوت با دیگر قسمت ها در آسمان رها شود. 
صورت ظاهر ساختمان و آنچه که در برابر دید عموم قرار دارد، در واقع پر اهمیت ترین قسمت ساختمان در برابر عابران و سایر افراد غیر استفاده کننده از ساختمان است. همان‌طور که عنوان شد نمای ساختمان‌ها، نمای شهری را ایجاد می کند، اما به‌دلیل ضعف قوانین موظف کننده طراح و سازنده در این ارتباط، نمای ساختمان در کمترین اهمیت قرار گرفته است. 
در بسیاری از شهر های بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ویژه‌ای در ارتباط با سیما و کالبد شهر وجود دارد و گروهی از برجسته‌ترین افراد با تخصص‌‌های مرتبط هنر زیبا سازی و زیبایی شناسی به کنترل طرح های بزرگ و کوچک معماری و شهری از نقطه نظر هماهنگی نمای بیرونی ساختمان‌ها و محیط شهری یعنی از جنبه های رنگ، حجم، مصالح مناسب، فضای پر و خالی نما، رعایت اصول هماهنگی و تناسبات و... می پردازند. 
آنچه برای علاقه‌مندان به این موضوع نگران کننده است، پاسخگویی با شتاب به نیازی کاملا محسوس است. در این ساخت و ساز پر شتاب نیاز به بررسی طرح‌های ارایه شده توسط جمعی از صاحب نظران و مسوولان در مراکز تایید پروانه‌های ساختمانی ضروری به نظر می‌رسد. بررسی میدانی طرح ساختمانها با بناهای اطراف از لحاظ کیفیت طرح معماری، نمای ساختمان، تناسب حجم آن با ساختمان‌های اطراف، زیبایی طرح و مصا لح مورد استفاده و... نیز گامی موثر در بالا بردن کیفیت نماهای شهری است. با در نظر گرفتن موارد ذکر شده و القا آن توسط شهرداری هر شهر، می توان شاهد ارتقا کیفیت شهرها و زیباسازی نمای شهرها بود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

معماری فقط نوعی فعالیت رویداد یا مجموعه ای از دست سازها نیست حتی هنر صرف هم نیست . معماری برای تمام امور انسانی بنیادی و اساسی است و از همان آغاز تمدن ایجاد شده است چرا که بدون آن امکان بوجود آمدن تمدن یا فرهنگی وجود نداشت. معماری اجتناب ناپذیر جهانی بی پایان و نیاز ابتدایی است . دامنه ی معماری از بدوی ترین شکل سکونت در غارها تا پیچیده ترین نوع ساختمانها را در بر می گیرد. 
  



   معماری فقط نوعی فعالیت رویداد یا مجموعه ای از دست سازها نیست حتی هنر صرف هم نیست . معماری برای تمام امور انسانی بنیادی و اساسی است و از همان آغاز تمدن ایجاد شده است چرا که بدون آن امکان بوجود آمدن تمدن یا فرهنگی وجود نداشت. معماری اجتناب ناپذیر جهانی بی پایان و نیاز ابتدایی است . دامنه ی معماری از بدوی ترین شکل سکونت در غارها تا پیچیده ترین نوع ساختمانها را در بر می گیرد. 
به عقیده ی بن فارمر معماری هنری است که نمی تواند خود را از شرایط بافت پیرامون جدا نگه دارد شرایطی که نا گزیر باید به آن توجه کند هر مکانی ویژگی خاص خود را دارد و پاسخ منحصر به فرد را می طلبد . با رشد توسعه ی سرمایه و ثروت تعداد مشتریان معماری افزایش یافت و مسئله ی دست یافتن به خصوصیات اصیل در معماری بومی باشدت بیشتری نمایان گشت .علیرغم اینکه مسائل اقتصادی در نهایت اثرات خود را به موضوع معماری وارد نموده اند اما منبع اصلی و بی واسطه ی موثر دگرگونی ایده ها و نظریات در معماری را بیشتر فلسفی باید دانست. 
● آرمان های عملکردگرایانه 
یکی از کنجکاو ترین و دور از دسترس ترین پدیده های نیمه ی قرن نوزدهم نیاز گسترده و مصرانه در تقاضای یک معماری جدید بود که در حدود سال۱۸۹۰ به اوج خود رسید زمانیکه گستره ی تجاری فولاد و بتن مصلح توصعه ی قابل ملاحظه ای یافت. نیاز به پاسخ گویی به خواسته ها ی جدید از جمله نیاز به ساختمان های صنعتی ، راه آهن ، مرکز خرید، زندان ها ، بانک ها ، کار خانه جات، خانه های شهری ، خانه های کارگری …که ناشی از صنعتی شدن بود عمدتا خطوط و فرمها تناسباتی منتهی شد که در الفبای معماری ما جایی نداشته بود . 
مبلغینی نظیر جیمز فرگوسن در نظریه های خود پا را از تحول تدریجی فرمهای کلاسیک و قرون وسطایی فراتر نهاده اند او معماری معاصر شرقی را به واسطه ی تداوم ظهورش در تطابق با یک سنت پایدار میشود و آنچه فرگوسن و پیروانش میخواستند دگرگونی بود در راستای دگرگونی های اجتماعی و فنی که در تمدن جدید در شرف وقوع بود و سفارش دهندگان و مشتریان آخرین افرادی بودند که در طلب یک دگرگونی بودند . در قرن نوزدهم معماران و اندیشمندان برای به ظهور رسانیدن معماری جدید به نتیجه ی مهمی رسیدند و به قیاس معماری با مقوله های مختلف پرداختند که قیاس های عملکردی مهمترین قیاس بودند که عبارت است از 
ـ قیاس معماری با موجودات زنده 
ـ قیاس زیست شناسی 
ـ قیاس معماری باماشین مکانیکی 
ـ قیاس زیست شناسانه 
شاید بتوان گفت که برای اولین بار این بوفن بود که در سخنرانی خود در آکادمی فرانسه در باغ موضوع سبک از قیاس های زیست شناسانه در توضیح مقصود خود استفاده کرد گفت : ذهن انسان هرگز قادر به خلق چیزی نیست مگر اینکه ذهن او از طریق انجام تجربیات و تمرکز افکار پرورانده شده باشد بدان معنی که ادراکات او نطفه های محصول او را شکل میدهد. 
فرانک لوید رایت در مقتله ای باد عنوان در باب علت معماری گفت : منظور من از معماری ارگانیک آن است که این معماری از درون به بیرون در هماهنگی با شرایطی که ایجاد آن را میسر میدارد توسعه میابد .همچنین از ایده ی تکامل تدریجی به مثابه یک تفکر نوین در قیاس زیست شناسانه میتوان استفاده کرد این تکامل تدریجی عینا در مورد معماری نیز مصداق دارد. 
همانطوریکه معماری رم تکامل یافته ی معماری یونان با معماری دوره های بعد از مسیحسیت تکامل یافته ی دوره های قبل خود میباشد نظریه ی تکامل نظریه ی مکتبتبعیت عملکرد از فرم را تائید میکند و این نظریه را ارائه میکند که ابتدا فرمها بوجود آمدند سپس عملکردها و اگر دگرگونی در فرمها به وقوع میپیوندد به واسطه ی عدم توانایی عملکردی فرمها به وقوع میپیوندد و فرمهای فاقد عملکرد قادر به بقا نیستند. 
این قیاس سرانجام منجر به پیدایش معماری ارگانیک درقرن ۱۹ شد. 
● معماری ارگانیک 
بینش معماری ارگانیک ریشه در فلسفه رمانتیک دارد.رمانتیسم یک جنبش فلسفی هنری و ادبی در اواخر قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی در شمال غربی اروپا بودکه به سایر نقاط اروپا و آمریکا سرایت کرد. این جنبش واکنشی در مقابل خرد گرایی عقل مدرن بود. رمانتیک ها همانند پیروان تفکر کلاسیک به ذهن انسان اعتقاد داشتند. ولی رمانتیک ها به آن بخش از ذهنتوجه داشتند که بیشتر در باره احساس وعواطف بود.درصورتی که برای فلاسفه کلاسیک عقل و منطق اهمیت داشت. 
نکته حائز اهمیت این که اکثر فلاسفه رمانتیک شاعر بودند و به تجلیل از طبیعت عواطف وتخیل می پرداختنددر حالی که اکثر فلاسفه کلاسیک ریاضیدان بودند. برای نطریه پردازان قرن نوزدهم آمریکا که به دنبال زیبایی مدرن بودند طبیعت تنها فلسفه صحیح تلقی می شدهنرمند می بایست ترکیبی می ساخت که به موازات طبیعت باشد و پروسه حیات و رشد و توسعه را به صورتی انتزاعی نشان دهد. 
رالف والدو امرسون نویسنده شاعر و کشیش آمریکایی هنرمندان را تشویق می کرد که از طبیعت الهام بگیرند.وی هنرمندان را برای یافتن رابطه بین فرم و عملکرد در طبیعت هدایت می کرد او می نویسد :طبیعت سیستمی از فرم ها و روش های به وجود آوردن را خلق می کند که مستقیما قابل تطبیق در هنر است. همچنین ویوله لودوک معمار معروف فرانسوی معماران را ترغیب می کرد که قوانین طبیعی خلقت را به کار گیرند همانند مجسمه سازان قرون وسطی که گیاهان و حیوانات را مطالعه می کردند تا بفهمند که چگونه فرم های آنها یک عملکردی را نشان می دهند و یا خود را با خصوصیات ارگانیسم تطبیق می دهند. 
معماری ارگانیک در آمریکا در قرن ۱۹ توسط فرانک فرنس و لویی سالیوان شکل گرفت.اوج شکوفایی این نظریه را می توان در نیمه اول قرن بیستم درنوشتارها وطرح های فرانک لوید رایت مشاهده کرد. به اعتقاد فرانک فرنس بر اساس نظریه ارگانیک همه فرمها طبیعی پویا هستند.نیروها وفشارهایی که در ساختار یک حیوان دخیل هستند کشش ماهیچه ها و مفاصل هنگامی که موجود حرکت می کند طرح رشد و گسترش که در فرم گیاهان و صدف ها دیده می شود تصویری از یک شکل زنده است.اگر یک کار هنری بخواهد بیان کننده باشد باید به صورت ارگانیک ساخته شود.اجزا آن نمی توانند به صورت بخش های مجزا باشند بلکه آنها باید در یک سیستم پویا و شکل پذیر در یکدیگر ادغام شده باشند بیان در معماری باید در حل کردن نیروهای فیزیکی که در یک کالبد ارگانیک عمل می کند صورت می گیرد. سالیوان از پایه گذاران مکتب شیکاگو ومعماری مدرن درآمریکا بود وی اعتقاد بسیار زیادی به فرم های طبیعی و سبک ارگانیک داشت.سالیوان به روشی معتقد بود که مشابه پروسه به وجود آوردن در طبیعت بود.او برای اولین بار اصطلاح فرم تابع عملکرد را بیان نمود.یعنی سالیوان فرم تابع عملکرد را در پروسه رشد و حرکت طبیعی می دید. 
سالیوان در مورد مصالح می گفت :سنگ و ملات در ساختمان ارگانیک زنده می شود.موضوعی که فرانک لوید رایت شاگرد وی بهتر از هر معمار معاصر دیگری آن را در ساختمان هایش نشان داده است. رایت اگر چه با تکنولوژی مدرن مخالفتی نداشت ولی وی آن را به عنوان غایت و هدف تلقی نمی نمود.به اعتقاد رایت تکنولوژی وسیله ای است برای رسیدن به یک معماری والاترکه از نظر وی همانا معماری ارگانیک بود. 
رایت در ۲۰ مه ۱۹۵۳ در تلیسین معماری ارگانیک را در نه عبارت ذیل تعریف کرد: 
۱) طبیعت: فقط شامل محیط خارج مانند ابرها درختان و حیوانات نمی شود بلکه شامل داخل بنا و اجزا و مصالح آن می باشد. 
۲) ارگانیک: به معنای همگونی و تلفیق اجزا نسبت به کل وکل نسبت به اجزا است. 
۳) شکل تابع عملکرد:عملکرد صرف صحیح نمی باشد بلکه تلفیق فرم و عملکرد و استفاده از ابداع وقدرت تفکر انسان در رابطه با عملکرد ضروری است.فرم و عملکرد یکی هستند. 
۴) لطافت:تفکر و تخیل انسان باید مصالح وسازه سخت ساختمان را به صورت فرم های دلپذیر و انسانی شکل دهد.همان گونه که پوشش درخت و گل بوته ها شاخه های آنها را تکمیل می کند.مکانیک ساختمان باید در اختیار انسان باشد و نه بالعکس. 
۵) سنت: تبعیت و نه تقلید از سنت اساس تفکر معماری ارگانیک است. 
۶) تزئینات: بخش جدائی ناپذیر از معماری است.رابطه تزئینات به معماری همانند گل ها به شاخه های بوته می باشد. 
۷) روح: روح چیزی نیست که به ساختمان القا شود بلکه باید در درون آن وجود داشته باشد و از داخل به خارج گسترش یابد. 
۸) بعد سوم: بر خلاف اعتقاد عمومی بعد سوم عرض نیست بلکه ضخامت و عمق است. 
۹) فضا: عنصری است که دائما باید در حال گسترش باشد.فضا یک شالوده پنهانی است که تمام ریتم های ساختمان باید از آن منبعث شود و در آن جریان داشته باشد. 
شاهکار معماری فرانک لوید رایت ونظریه ارگانیک را می توان در خانه آبشار در ایالت پنسیلوانیا در آمریکا دید.موارد طراحی و اجرایی را که رایت برای این خانه ویلایی در نظر گرفته بود می توان درهشت مورد زیر اشاره کرد. 
۱) حداقل دخالت در محیط طبیعی 
۲) تلفیق حجم ساختمان با محیط طبیعی به گونه ای که هر یک مکمل دیگری باشد. 
۳) ایجاد فضاهای بین ساختمان و محیط طبیعی 
۴) تلفیق فضای داخل با خارج 
۵) نصب پنجره های سرتاسری و از بین بردن گوشه های اتاق 
۶) استفاده از مصالح محیط طبیعی مانند صخره ها و گیاهان چه در داخل بنا چه در خارج بنا 
۷) نمایش مصالح به همان گونه که هست چه سنگ چه چوب و یا آجر 
۸) استمرار نمایش مصالح از داخل به بنا 
از نظر رایت ارگانیک یعنی تلفیق شدن کل مجموعه و در مورد ساختمان ارگانیک معتقد بود: ساخته شده توسط افراد از درون زمین با تمهیداتی که خود در نظرمی گیرند و با توجه به زمان مکان محیط و هدف. از جمله معماران مطرح این سبک در آمریکا در حال حاضر فی جونز است.هرچند معماری ارگانیک بر خلاف کارهای میس و کوربوزیه صورتی جهانی به خود نگرفت ولی با این حال پیروانی در سایر کشورها پیدا کرد.در اروپا می توان از هوگوهرینگ و هانز شارونآلمانی آلوار آلتو فنلاندی وگروه دیستیل در هلند نام برد.در ایران هم می توان در کارهای مهندس هوشنگ سیحون - مهندس پاسبان - مهندس مهرداد ایروانیان نمونه هایی ازاصول طراحی معماری ارگانیک را مشاهده کرد. 
ارتباط معماری با ارگانیسم های طبیعی به طور موثر به ۴ مورد محدود میشود: 
۱) رابطه ی ارگانیسم ها با محیط خود 
۲)وابستگی بین ارگانها با یکدیگر 
۳) رابطه ی بین فرم و عملکرد 
۴) اصل حیات 
● رابطه ی ارگانیسم با محیط خود و قیاس آن با معماری 
فون هامبولت معتقد است که گیاهان را نباید با توجه به ویژگی های ذاتی طبقه بندی کرد بلکه بر اساس محیط و اقلیم پرورش آن را باید بررسی کرد که در این زمینه بسیار شبیه معماری است. به این ترتیب که معماتری را باید با توجه به موقعیت منطقه ای بررسی کرد نه نوع عملکرد آن ویژگی های محیطی درفرم تاثیر مستقیم دارد به عنوان مثال معابد یونان با معابد ژاپن تقریبا دارای یک نوع عملکرد ولی ساختار و فرم کاملا متفاوتی دارند. 
وابستگی بین ارگانها و رابطه ی آن ها با یکدیگر شاید بتوان آن را به مثابه ارتباط بین بخش های مختلف یک ساختمان توجیه کرد به نظر ویکدو ازیر بخش های یک ساختمان را به مثابه دندان های یک حیوان تشبیه کرده است که گویای نوع خاصی از ساختار زنده و روند هضم می باشد و منطبق بر نحوه ی زندگی او شکل یافته و دقیقا هر قسمت تکمیل کننده ی قسمت دیگر است بخشها و ارتباطات بین بخشها بیانگر نوع عملکرد یک بنا می باشد . 
● رابطه ی بین فرم و عملکرد 
مهمترین واقعیت مهم زیست شناسانه ای که در ارتباط با معماری قابل قیاس مینماید مقوله ی ارتباط فرم با عملکرد را شامل می شود . نظریه ای که گویای تبعیت فرم از عملکرد است به شدت توسط آن دسته که به تبعیت عملکرد از فرم معتقد بودند مورد اعتراف قرار میگیرد و هیچ کس ارتباط بین فرم و عملکرد را انکار نمیکرد از لحاظ قیاس عملکردی رابطه ی بین فرم و عملکرد به مثابه ضرورتی برای زیبا بودن قلمداد می شود. همانگونه که به لحاظ قیاس زیست شناسانه این رابطه به معنی داشتن حیات است. 
بودلر در سال ۱۸۵۵ گفت : زیست شناسان بهترین کسانی هستند که میدانند بین فرم و عملکرد چه ارتباط تحسین بر انگیزی است و بسته به موقعیت و نوع عملکرد هر حیوان ، ارگانیسم اعضا و فرم آن ارگانیسم تغییر می کند. به نظر فرانک لوید رایت معماری ارگانیک به معنی معماری زنده است معماری که درآن هر گونه فرم بی خاصیت همانند بخشی از روند رشد یک موجود از سیستم حذف می شود و معماری در آن هر عنصر و هر جزئی از عناصر در ارتباط با وظیفه ای که بایستی به انجام برسانند شکل می گیرد . 
سر دبیر یکی از مجلات معماری در سال ۱۸۶۳ گفته بود که ما این معماری را معماری ارگانیک مینامیم زیرا این معماری در ارتباط با مکاتب تاریخی والتقاطی حاوی همان رابطه ایست که زندگی سازمان یافته ی حیوانات و گیاهان با موجودیت سازمان نیافته ی زمین و محیطی که جهان را شکل داده است بر قرار نموده است . 
در آخر اینکه معماری دیگر بهانه ای برای فراموشی همجواری خود با دیگر عناصر موجود در دست ندارد ولی از طرف دیگر با پذیرش کلی فلسفه ی عملکرد گرایی دیگر نیازی به ارتکاب به آنچه که در دوران معماری انقلابی که بی توجهی به نیازمندی های کاربردی و منطق ساختاری و توجه به ایده های فرمال به گونه ای اسف بار و اهانت آمیز هنر خوانده میشد وجود ندارد . وقتی چنین ساختمان هایی در شهرهای ما پهلوی هم گذاشته میشوند مصداقی مسرت بخش از پی ریزی شایستگیها و مناسب بودن جلوه گر میشود ولی در عین حال حاوی پیام هشدار دهنده نیز هستند وآن اینکه در معماری ضرورتا تنها شایستگی و مناسب بودن نیست که بقا را تضمین می کند . 
● قیاس مکانیکی 
از جمله قیاس هایی که اهمیت زیاد دارد قیاس بین ساختمان و ماشین مکانیکی به لحاظ تاریخی حتی میتوان گفت که این قیاس برتری و ارجحیت خاصی دارد بخصوص زمانیکه ما حاوی بودن یک عملکرد را به مثابه یک نظریه یی بنیادی در وجود زیبایی مد نظر داشته باشیم. در اوایل قرن نوزدهم هنری میلن -ادواردز سعی کرد به ویژگیهای ارگانیک فرمها از طریق بررسی انها به مثابه یک ماشین دست یابد . 
امروزه با قیاس های مکانیکی عمدتا به واسطه ی نظریات لوکوربوزیه که در کتابی با عنوان به سوی یک معماری جدید منتشر شده است و آنچه که او نمایانده است حاوی یک پیشینه ی متمایز و طولانی است و نام لوکوربوزیهن غالبا با کلمه ی عملکرد گرایی تشخص یافته و خانه را یک نوع ماشین فرض می کند . 
فردریک اچلر به عنوان مقدمه در ترجمه ی انگلیسی کتاب لوکوربوزیه نوشت در مهندسی مکانیکی مدرنو فرمهاد عمدتا در ارتباط با عملکردشان توسعه می یابند بدین لحاظ طراح یا مخترع شاید حتی کوچکترین توجهات خود را به اینکه در نهایت فرمهایی که طرح می کند چگونه خواهد بود معطوف نمی دارد و از آنجایی که او دارای یک غریزه ی طبیعی نا خود آگاه خواهان نظم می باشند و برای اچلر اصالت مندرجات کتابهای لوکوربوزیه این بود که خواننده را وادار می ساخت که به پارتنون یا سن پیترو یا رم به گونه ای نگاه کند که به یک اتوموبیل خیره می شود چنانچه این ساختمان ها با توجه به خصوصیات عملکردی و تجسمی آنها مورد مطالعه قرار گیرند با ظاهری کاملا نوین جلوه خواهند کرد . 
تردیدی نیست که شعار لوکوربوزیه مبمنی بر اینکه یک خانه ماشینی است برای زندگی کردن در تاثیری بسیار قویی و تعیین کننده ای برتمایل طبیعی قرن بیستم گذاشته باشد . در قیاس مکانیکی یکی از فاجعه آمیز ترین نتایج حاصله از این قیاس ضروری است که ذکر شود و آن این واقعیت است که با ساختمان غالبا به عنوان موجودات یا اشیا تنها ومنزوی رفتار میشود که به گونه ای اختیاری در محوطه یا نقطه ای از شهر استقرار یافته است نه به عنوان بخشی از محیط که در آن جایگزین شده است. 
در قیاس مکانیکی به گونه ای نا خواسته و ندانسته بر نقطه نظری کاملا متضاد تکیه زده میشود کشتی ها هواپیماها ، اتومبیل ها برای مکان جغرافی دقیق و خواصی طراحی نشده و با نقطه نظر ضرورت وجود ارتباط فضایی بین آنهاد طراحی نمیشوند و این نحوه ی بر خورد است که منجر به افزایش تمایل به طراحی ساختمان به صورت منفک و مجرب به مثابه موجودی تنها در فضا شده است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   | 

گستردگی معماری به عنوان یکی از اولین پیامدها و نیازهای زندگی و در نهایت شکل‎گیری جامعه، مجموعه‎ای قابل تأمل را به پژوهشگران ارائه می‎دهد که به واسطه همه‎گیری بدون استثناء آن در همه تمدن‎ها، امکان مطالعات تطبیقی و قیاسی در آن از هر منبع دیگری شدنی‎تر و ساده‎تر است. 
  

باستان‎شناسان گاهی از بزرگی تناسب تعداد قبرها و بقایای تدفینی یک تمدن و یا درک نوعی تعجیل در شیوه خاکسپاری و یا کیفیت گورهای عوام و خواص یک جامعه تاریخی، به حدس و گمانی نزدیک به یقین، وقوع فراگیر حادثه‎ای مرگ‎آفرین را در مقطعی از تاریخ و زمان در می‎یابند. پیشامدهایی همچون جنگ، قتل‎عام، شیوع بیماری‎های مهلک و... . حتی اطلاعاتی نیز از سطح زندگی و میزان رفاه این مردم به‎دست می‎آورند. در مواردی خاص هم ممکن است با بررسی بقایایی همچون اسکلت‎ها به نشانه‎هایی از نارسائی‎های جسمی اپیدمی و یا اقدامات پزشکی مشترکی (مثل جراحی‎های جمجه، شکسته‎بندی‎ها و امور ترمیمی دندان) برخورد نمایند. 
اما گذشته از سلامت جسمی تک تک افراد یک مجموعه انسانی و یا چگونگی تأمین مایحتاج اولیه برای ادامه حیات فیزیکی و بدنی، میزان و کیفیت سلامت جمعی و یا سلامت اخلاقی، روانی و تعادل روحی و اجتماعی و کیفیت ماندگاری معنوی یک جامعه را هم می‎توان به گونه‎ای مطمئن و با تکیه بر معیاری قابل اعتنا دریافت؟ 
بی‎تردید این سئوال و دغدغه‎ای است که ذهن علاقه‎مندان تاریخ، اخلاق، روانشناسی، علوم اجتماعی و... را سخت مشغول کرده و روز به روز ـ با ارتقاء دگرآگاهی منتهی به خودآگاهی و تغییر نگرش‎های انسانی ـ این حساسیت افزایش پیدا می‎کند. تا جایی که با تأکید باید گفت؛ گذر به آینده‎ای افتخارآمیز جز با پاسخی شایسته به این مهم میسر نخواهد شد. 
رجوع به آراء مورخین و نویسنده‎های محلی و هم‎عصر عمدتا" ناکافی و چه بسا مغایر اصول علمی تحقیق است. چرا که تاریخ [مکتوب] گاه فراموشکار، مصلحت‎اندیش و یاوه‎گوست. پیداست که معیار و داده‎های مستند و غیرقابل انکار اولیه برای دستیابی به این دانش، همان بازمانده‎های ملموس و قابل سنجش، مقایسه و اندازه‎گیری در حیطه کمی و کیفی از جوامع مورد نظر یا نمونه خواهند بود. برای حصول نتایج نزدیک به حقیقت، این بقایا و منابع مطالعاتی باید حائز ویژگی‎هایی باشند. از جمله؛ 
ـ حقیقی و واقعی و دور از بافته‎های ذهنی و تصورات انحراف‎پذیر و خرافی باشند. 
ـ بی هیچ ابهامی متعلق به جغرافیای تاریخی، انسانی و طبیعی جامعه مورد نظر باشند. 
ـ از نظر گستردگی، حجم و تنوع برای استخراج اطلاعات کافی باشند. 
ـ نشان‎دهنده عزم، تلاش، دخالت، سلیقه و عملکرد اجتماعی و عمومی (در مقابل فردگرایی‎های منفک از جامعه و یا تولیدات حاصل از عزلت‎نشینی) زمان خود باشند. 
ـ گویا و واگویای انعطاف‎پذیر و بلافصل در تغییرات اجتماعی (سیاسی، علمی، اقتصادی، زیبائی‎شناسی، امنیتی و...) بوده و ذاتا" نسبت به اتفاقات روز واکنش‎پذیر و انعکاسی باشند. 
ـ ... 
شاید ـ بدون نیاز به ادای هیچ نوع استدلالی ـ بتوان مدعی شد که یکی از پدیده‎های منطبق با این ویژگی‎ها، همانا هنر و به‎طور اخص هنر معماری و شهرسازی است. برون‎گرایی (به مفهوم تعامل همه‎جانبه با شاخصه‎های دیگر زیستی) و گستردگی معماری به عنوان یکی از اولین پیامدها و نیازهای زندگی و در نهایت شکل‎گیری جامعه، مجموعه‎ای قابل تأمل را به پژوهشگران ارائه می‎دهد که به واسطه همه‎گیری بدون استثناء آن در همه تمدن‎ها، امکان مطالعات تطبیقی و قیاسی در آن از هر منبع دیگری شدنی‎تر و ساده‎تر است. 
« معماری » چه در مقیاس کوچک آن در نقش یک سرپناه خانوادگی و چه در مقیاس بزرگتری در حدود بناهای عام‎المنفعه و ابنیه عمومی مثل بازارها و ارگ‎های حکومتی تا مقیاس کلان شهرسازی، آئینه تمام‎نمای مجموع و برایند سلیقه سازندگان و کاربران آن است. طراحی یک بنا حتی اگر در گوشه‎ای خلوت انجام شود، باز هم چگونگی نیاز و سلیقه عمومی و افرادی که با آن تماس خواهند داشت را به طراح و معمار انتقال می‎دهد و در طول عملیات اجرایی با جامعه درگیر خود همنفس می‎شود. مردم در مقابل کیفیت یک بنای حکومتی و یا اثری سفارشی از گروهی خاص هم عکس‎العمل‎های تأثیرگذار نشان می‎دهند و یا متأثر از ویژگی‎های روانی جمعی سکوت می‎کنند. تأیید و اعراض می‎کنند و یا منفعل و بی‎انگیزه می‎گذرند. 
با آنچه گذشت در کلامی کوتاه می‎توان گفت: «شهر، المان‎ها و بناهای شهری و معماری معرف شخصیت مردمی است که با آن و در آن زندگی می‎کنند. جامعه و حکومت‎های سالم ـ به عنوان متولیان اقتصادی و سیاسی معماری و اصلی‎ترین سفارش دهنده‎ها ـ بناها و شهرهای سالم و زیبا می‎سازند و از جوامع بیمار، منحط، سرگردان و... آثار معماری خفیف و رقت‎انگیز به‎جا می‎ماند.» 
پس اگر وارد شهری ـ چه در یک جغرافیای جدید و چه در یک تاریخ متفاوت و متقدم ـ شدید، به هیئت شهر و معماری آن نگاه کنید تا میزان سلامت روانی شهروندانش را به تمام دریابید. معماری روشن و عمیق، بی‎گمان از آن چیره‎دستانی صادق و متفکر است همچنان که ساخته‎های دروغ‎گویان، طرحی فریبنده و بی‎محتوا خواهد بود. کوچه‎های آرام و آراسته را مردمان فرهیخته، ریشه‎دار، پاکیزه و آرام می‎سازند و بی‎سامانی تنها از عهده دستان نابه‎سامان مردمان عجول، خودخواه و فریب‎خورده ساخته است. مردان باری به هر جهت، نه حرمت رفتگان را در شهر پاس می‎دارند و نه درخور فردا خانه و شهر خویش را می‎سازند. بی‎هیچ خودفریبی و تزویر؛ آنجا که معماری سازگاری چندانی با افراد کم‎توان شهر ندارد، به قانون جنگل نزدیک‎تر است و هرآنجا و هرگاه که حتی کوچکترین اجزاء مبلمان شهری آن هم ـ با چشم‎نوازی و زیبائی ـ به یاری شهروندان می‎آید، انسانیت را ساده‎تر می‎توان دید. جامعه‎ای با میانگین بالای هوشمندی و منطق، در طول حیات خود بناها و شهری می‎سازد و از آن نگهداری می‎کند که پاسخگوی نیازهای انسانی بوده و در تمام جهات مبتنی بر اصولی معقول و قابل دفاع است. در حالی که شهر سودجویان کوته‎بین و بدون تعلقات اخلاقی، موقت و تهی است. ایمان و احساس نیاز به جاودانگی، معماری جاودانه می‎سازد. حال آن‎که خودباختگی و کاهلی ـ به عکس خودباوری، اعتماد به نفس، سخت‎کوشی و خلاقیت ـ به آثاری پریشان و آزاردهنده، التقاطی، تقلیدی و بی‎هویت منتهی می‎شود. 
در نگاهی دقیق‎تر؛ شهر را شهروندان می‎سازند و در تقابلی ناگزیر شهروندان از شهر تأثیر می‎گیرند. در فضایی از معماری فاخر ـ که احساسات ملی، مذهبی و اخلاقی را در هر اندیشه سالمی به جوشش می‎اندازد و پیوستگی عاطفی و هویت فردی و تاریخی را زنده می‎کند ـ چگونه می‎توان به دروغ، خیانت و حق‎کشی فکر کرد؟! در تماس با اثری سرشار از تناسب و زیبائی چگونه می‎توان آیا جز در فراغ و جذبه‎های محبت و همنوع دوستی بود و دل به سرشتی پاک نبست؟! آنگاه که از کنار اثری جاودانه می‎گذریم، چگونه نیک و بد نام‎ها را فراموش کنیم و فردا را؟! جز با تکیه بر ستونی بلند، سترگ و مطمئن از تاریخ و گذشته، چگونه می‎توان تنهائی ـ این بیماری شوم و ساری قرن ـ را درمان کرد؟! 
ما حاصل [شهر و] معماری خویشیم همچنان که معماری [و کالبد شهر] حاصل اندیشه و نگاه ماست.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سعید صفاپور   |